منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 30 مرداد 1398 06:49 ب.ظ نظرات ()
    این فیلم رو یکی از دوستان با واتس آپ فرستاده.... دو تا پیام داره: واضح و مخفی.
    در پیام  واضح میگه که محمدرضا پهلوی آدم وطن پرستی بود و به همین دلیل با شرکتهای و کشورهای غربی درگیر شد.
    در پیام ی که در این فیلم مخفی شده اما میگه که کشورهای غربی بودند که مسبب انقلاب بودندچون که محمدرضا پهلوی در برابرشون ایستاده بود و دیگه ازشون فرمانبرداری نداشت.....
    یعنی همون تئوری معروف ......
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 07:05 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 27 مرداد 1398 09:45 ق.ظ نظرات ()
    به پایان آمد این دفتر... حکایت همچنان باقی
    روزی که این سلسله درسهای را آغازیدم قصد داشتم تا هر درس را به صورت کاملا مفصل و با سند و مدرک عرضه کنم.... بس که تشویق دوستان و خوانندگان عزیز زیاد بود هنوز به قسمت پنجم نرسیده بادم خوابید.... به هرحال این هم خودش تجربه ای بود.... شاید وقتی که وقت و حوصله ی بیشتری داشتم این سلسله درسها را به صورت یک جزوه تدوین کردم و برای دانشگاه امام علی فرستادم که دو دوره های دافوس درس بدهندش... شاید
    دوستان تاریخ دانی که خیلی در بند سند و مدرک هستند برای رجوع به اصل اسنادی که این مطالب از آنها جمع آوری شدند باید بروند سراغ دو تا کتاب تا عمق فاجعه را دریابند.
    کتاب اول: ضربت متقابل کارنامه عملیاتی لشکر 27 محمد رسول الله(ص) در تابستان 1361
    کتاب دوم: عبور از مرز(روزشمار جنگ ایران و عراق کتاب بیستم)

    هر دو کتاب کاملا مستند هستند و در کنار هم تصویر خوبی از آنچه که در تابستان 61 گذشت به دست می دهند.
    سرسبز باشید و سرفراز
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 مرداد 1398 07:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 25 مرداد 1398 10:11 ق.ظ نظرات ()
    من خیلی وقت هست که قصد دارم درباره ی طب سنتی و رواج عجیب آن در دهه ی گذشته بنویسم که البته فرصت نمی شود چون دارم پایان نامه م رو ترجمه می کنم به انگلیسی که با سواد انگلیسی من قطعا چند سالی طول خواهد کشید.... فعلا و عجالتا شما این مطلب رو بخوانید تا نوشته ی من داغ از تنور بیرون بیاید ان شالله تعالی
    آخرین ویرایش: جمعه 25 مرداد 1398 10:15 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 25 مرداد 1398 10:06 ق.ظ نظرات ()
    ماجرای فیلیپ گردشگر آلمانی چه بود؟/ واکنش میراث فرهنگی به کتک خوردن فیلیپ
    ملت غیور ایران نشان دادند که برای جذب گردشگر خارجی نه تنها به مسئولین محترم بلکه به خود مردم (که تنها کسانی هستند که از جذب گردشگر خارجی ممکن است لقمه نانی حاصل کنند) نیز امیدی نیست.... جدا که خسته نباشید
    آخرین ویرایش: جمعه 25 مرداد 1398 10:15 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 20 مرداد 1398 08:35 ق.ظ نظرات ()
    http://s5.picofile.com/file/8369324518/Unidentified_British_soldier%E2%80%A6_10306058923_.jpg
    چوبی که در دستان این سرباز می بینید در فارسی چه نام دارد؟ 
    آخرین ویرایش: یکشنبه 20 مرداد 1398 08:36 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 17 مرداد 1398 07:23 ق.ظ نظرات ()
    ضعف پشتیبانی و لجستیک
    یکی از دوستان پرسیده بودند که بالفرض ما چند میلیون نفر سرباز هم جمع می کردیم آیا می توانستیم این عده را تجهیز کنیم؟ جواب یک کلمه است: خیر
    ضعف کلی نیروهای مسلح ایران در زمینه ی پشتیبانی و لجستیک هم از جمله مواردی است که نیاز به آمار دارد و با توجه به نبودن چنین آماری صحبت از این مقوله هم در نهایت به یک سری کلی گویی خواهد انجامید.
    به صورت خلاصه می توان گفت که نه ارتش و ونه سپاه هیچ یک نتوانستند تمام نیازهای سازمانی خود را تا انتهای جنگ برآورده کنند. علتهای اصلی این ضعف را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
    1. نبود ساختارهای داخلی برای تأمین وسایل و تجهیزات و مهمات: در زمان رضاشاه و محمدرضا شاه ارتش در جهت رسیدن به خودکفایی حرکتهایی را آغاز کرد ساخت انواع تفنگ و مسلسل در زمان رضا شاه آغاز شد و کار به مونتاژ هواپیماهای جنگی هم کشید. در زمان محمدرضا پهلوی این حرکت با تاسیس کارخانه های ارتش در جهت تولید پارچه و پوتین و مهمات سازی گسترش یافت. اما زمانی که جنگ ایران و عراق شروع شد ما هنوز در ابتدای این راه بودیم و با وجود کارخانجات مختلفی که مهمات و سلاح و ملزومات نظامی تولید می کردند هنوز بسیاری از موارد حساس را باید از خارج وارد می کردیم. این بود که پس از چند ماه از آغاز جنگ ذخیره های سلاح و مهمات ته کشید و عملا ارتش در مضیقه ی شدیدی قرارگرفت. نیازهای ارتش به سلاح و تجهزات خارجی تا انتهای جنگ یکی از نقاط ضعف این نیرو بود.
    2. از طرف دیگر سیاستهای اشتباه ایران در حوزه ی سیاست خارجی سبب شد تا بسیاری از کشورهایی که باید به ایران ملزومات نظامی می فروختند از این کار سرباز زدند. نمونه ی آن را در اینجا خواندید که دولت انگلستان بر خلاف تعهدات خود نه تنها تانکهای ما را تأمین نکرد بلکه تجهیزات و قطعات آنها را با واسطه و بی واسطه در اختیار عراق قرار داد. مطمئنا دولت وقت ایرانی می توانست با جهت گیری درست از وقوع چنین اتفاقاتی جلوگیری کند اما افق دید دولتمردان و سیاستگذاران ایران در آن زمان به سمتی بود که اصلا چنین چرخشی در سیاست خارجی محال بوده است.
    3. ما نه تنها نتوانستیم به کشورهایی که به صورت سنتی از آنها سلاح می خریدیم تکیه کنیم بلکه حتی در به دست آوردن پشتیبانی کشورهای دیگر هم ناکام بودیم. در عمل سیاست خارجی ایران به قدری اینرسی داشت که ما حتی از فرصتهایی که بعد از انقلاب حاصل شد نیز غافل شدیم و در نتیجه نتوانستیم سلاح های مورد نیاز خود را از بعضی کشورهای دیگر تهیه کنیم. اینکه می گویند ایران در حوزه ی سلاح توسط جهان تحریم شده بود افسانه ای بیش نیست. با سیاستگذاری صحیح بسیاری از سلاح ها را می توانستیم مستقیم یا با واسطه بخریم. مثلا من صورت جلسه ای از سران سپاه دارم که مربوط است به اواخر جنگ و مذاکرات نماینده ی سپاه با دولت رومانی که دولت رومانی اعلام آمادگی کرده بود که حتی حاضر است هواپیمای جنگی نیز به ایران بفروشد. در خود همین عملیات رمضان یکی از گردانهای زرهی ارتش به تانکهای تی-62 ساخت کره شمالی مجهز شده بود که البته عملکرد بسیار بدی در هوای گرم جنوب داشتند. ما در طی جنگ توانستیم از طریق لیبی به موشکهای بالستیک برد بلند هم برسیم. کشورهایی مانند چین، ویتنام، یوگوسلاوی سابق، لهستان و... می توانستند بسیاری از اقلام مورد نیاز ما را تأمین کنند.
    4. مسئله ی مشکلات مالی هم از دیگر نکاتی بود که باید اشاره ای به آن کرد. در حالیکه عراق بیشتر نیازهای نظامی خود را به صورت نقدی و با تضمین مالی عربستان سعودی و کویت می خرید ما ناچار بودیم که از بازار سیاه اسلحه و به صورت نقدی و با چند برابر قیمت موارد مورد نیاز خود را تأمین کنیم. این مسئله هم البته با سیاست خارجی صحیح قابل حل بود.
    5. ضعف صنایع و کارخانجات داخلی هم از دیگر مشکلات ما بود. در حالیکه در جنگ جهانی دوم ارتش سرخ خط تولید کارخانجات تراکتور سازی را تبدیل به خط تولید تانک کارد صنایع عموما وارداتی و مونتاژی ایران توانی برای تأمین ملزومات جنگ نداشتند. از طرف دیگر غفلت مسئولان و سیاستگذاران صنعت سبب شد که کارخانجات با ظرفیتی کمتر از ظرفیت اسمی خود تولید کنند و البته همین تولید اندک هم به صورت مناسب به جبهه ها نمی رسید. تنها در سال انتهایی جنگ بود که مسئولان فهمیدند باید از ظرفیتهای خالی صنایع مختلف برای تامین جنگ استفاده کرد. در سال 66 من در کارخانه ی کمک فنرسازی ایندامین کاراموز بودم و در اواسط سال صندوقهایی از پوسته ی خمپاره شصت به کارخانه آوردند تا دستگاه های تراش کارخانه تولید گلوله ی خمپاره را آغاز کنند. حرکتی که باید از مهر 59 آغاز می شد با تاخیری 7 ساله آغاز شد و البته دیرتر از آن که بتواند تاثیری در معادلات نظامی بگذارد. اگر از همان ابتدای جنگ مسئولان تمام ظرفیت تولیدی کشور را در خدمت جنگ می گذاشتند شاید از خیلی جهات وضعیت جبهه ها بهتر می شد. همین ضعفها سبب شد تا بسیاری از فرماندهان سپاه تصمیم بگیرند که وارد حوزه ی سیاست و اقتصاد بشوند تا بتوانند نیازهای جنگ را با دور زدن بروکراسی دولتی براورده کنند. حرکتی که هنوز هم ادامه دارد.
    6. مشکل اصلی مسئولان ما ، چه در حوزه ی سیاستگذاری و چه در حوزه ی اجرا، این بود که هیچ درکی از مفهوم توتال وارد نداشتند. بسیاری جنگ را یک امر موقت می دانستند که در نهایت با یک تلاش کوچک در جهت تصرف بصره به سرنگونی صدام می انجامید و کمتر کسی از مسئولان ایران خود را برای یک جنگ طولانی مدت آماده کرده بود. همین مشکل سیاستگذاری غلط سبب شد تا بسیاری از فرصتهای مناسب برای تأمین و تجهیز رزمندگان ایرانی از دست برود.
    علتهای بالا و چندین علت دیگر مانند ضعف ساختار اداری ما ،که بعضی مواد در لحظه ی مورد نیاز به دست مصرف کننده نمی رسید، و حیف و میلها و اسرافهایی که از خصوصیات خاص ما ایرانی ها است سبب شد تا تجهیز نفراتی که باید در این عملیات شرکت می کردند به سختی انجام شود تا جائیکه قبل از آغاز مرحله ی پنجم عملیات رمضان حاج همت دستور داده بود تا موشکهای آرپی جی به جای مانده از واحدهای دیگر ی که در منطقه ای که به تیپ 27 تحویل داده شود بود بر روی زمین ریخته شوند جمع آوری بشوند تا در مرحله ی پنجم بین واحدهای مختلف این تیپ توزیع بشوند. یا مثلا بعضی از گروهان های این تیپ در آخرین لحظه ی وارد شدن  به خط بیسیم دریافت می کردند و البته نه به تعداد مورد نیاز. همین ضعفها سبب شد تا در لحظات بحرانی نیروهای تک ور ایرانی نتوانند بهترین توان خود را به کار بگیرند و در نتیجه با تمامی تلاشهایی که صورت گرفت عملیات رمضان پس از 5 مرحله زد و خورد سنگین با مدافعین عراقی با شکست مواجه بشود.
    هر چقدر که به پایان جنگ نزدیک شدیم ایران در پشتیبانی جنگ عملکردش بهتر شد اما هیچ گاه در این زمینه ما به پای عراقی ها نرسیدیم. امروزه تلاشهای زیادی در حوزه خودکفایی نیروهای مسلح ،چه در حوزه ی سلاح و مهمات و چه در حوزه ی دیگر ملزومات، صورت گرفته است اما آشکار است که هنوز راه زیادی باید برویم تا به یک وضعیت خوب دست پیدا کنیم. در حدود 50 سال پس از تولید داخلی ژ-30 و منسوخ شدن این سلاح در تمام ارتشهای درجه یک دنیا ما هنوز هم این سلاح از رده خارج شده را تولید می کنیم. هنوز در زمینه ی ساخت تانک و توپ موفقیت آنچنانی حاصل نشده و متاسفانه خرید خارجی که بتواند جایگزین از دست رفته های جنگ باشد صورت نگرفته است. در حوزه ی نیروی هوایی و دریایی وضعیت به مراتب بدتر است. ناوگان هوایی نظامی ما آشکارا فرسوده و منسوخ است و نیروی دریایی ما حرفی برای گفتن ندارد. در حوزه هایی که بیشتر با علم و دانش سروکار داریم این ضعفها شدیدتر و فراگیرتر هستند. خودکفایی نیروهای مسلح نیاز به یک انقلاب فکری دارد که متاسفانه اثری از آن در مسئولان دیده نمی شود.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 مرداد 1398 07:57 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 254 1 2 3 4 5 6 7 ...