منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 20 فروردین 1399 06:35 ق.ظ نظرات ()
    به سلامتی مدتی است که ملت از جان گذشته در حال بازگشت به کسب و کار اداره هستند و دولت هم اصولا چون هیچ بسته ی حمایتی مالی برای مردم تهیه نکرد و اگر هم تهیه کرد چیزی به مردم نرسید آشکار است که در دو سه هفته ی بعدی تعداد بیشتری از مردم کرکره ها را بالاخواهند داد و با توجه به اینکه کرونا ویروس اصولا هیچی سرش نمی شود بعید نیست که برسیم به جایی که نام ایران را عوض کنیم و بگذاریم کشور آخرین ها... فلذا اگر آب دست تان است بگذارید زمین و بروید و این رمان را بخرید و هر چه زودتر بخوانید.
    آخرین ویرایش: شنبه 16 فروردین 1399 11:39 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 18 فروردین 1399 07:24 ق.ظ نظرات ()
    http://s11.picofile.com/file/8393111334/_111464577_108747460_e867bdfe_5b0d_434d_a8cc_91a4c4a98d43.jpg

    من دائما عکسهای جدیدی می بینم که نمی توانم جلوی خودم را بگیرم و برایشان مسابقه نگذارم. فلذا برویم سراغ مسابقه ی بعدی:
    عکس بالا دو تن از بزرگترین رهبران سیاسی خاورمیانه را نشان می دهد که در حال شربت خوردن با یکدیگر هستند. سوالی که مطرح می شود این است که این دو تن با هم چه نسبتی دارند؟
    1- دوستان ایران هستند که الان با هم دشمن شده اند؟
    2- دشمنان ایران هستند که الان با هم دوست شده اند؟
    3- یکی شان دوست ایران است و حالا تبدیل به دشمن ایران شده است؟
    4- یک شان حاجی و دیگری سید است و سید رفته حج و برگشته و حالا حاجی رفته دیدن سید را پس بدهد؟
    آخرین ویرایش: شنبه 16 فروردین 1399 11:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 16 فروردین 1399 10:37 ق.ظ نظرات ()
    http://s11.picofile.com/file/8392855292/fabbf79a639565ee07f5a6a34e136339.jpg
    چند روز است که خانم ما گیر داده است که این بی-52 چیه که آمریکا آورده در منطقه؟ ما هم هی جواب میدهیم که یک هواپیمای اوراق از دور خارج شده... توی کتش نمی رود... خلاصه اینکه دیشب فیلم معروف دکتر استرنج لاو را گذاشتیم تا خودش شخصا ببیند که بی-52 چیست؟
    حیف است اگر این دیالوگ فراموش نشدنی فیلم را اینجا نقل نکنم:
    سرگرد کونگ در حال خواندن:
    محتویات بسته ی نجات
    این بسته ها حاویه
    یه کالیبر 45 اتوماتیک
    دو جعبه مهمات
    جیره ی غذایی کنسرو شده برای چهار روز
    یه بسته دارو شامل انواع آنتی بیوتیک ها
    مورفین، ویتامین
    قرص خواب، و مسکن
    یه لغت نامه ی کوچولو روسی
    و یه انجیل کوچولو
    صد دلار به روبل
    سکه ی طلا به ارزش صد دلار
    نه بسته آدامس
    یه بسته از انواع ضد میکروبها
    سه تا ماتیک
    سه جفت جوراب زنانه ی نایلونی
    پسر، با این همه چیز میشه یه پیک نیک
    عالی تو لاس وگاس راه بندازی


    آخرین ویرایش: شنبه 16 فروردین 1399 11:20 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 10 فروردین 1399 05:17 ق.ظ نظرات ()
    Arrival, Movie Poster.jpg
    دیشب خلوتی دست داد تا فیلم نورسیده را ببینم. سوال مسابقه ی امشب این است: اگر چنین بحرانی برای ایران روی بدهد،جمهوری اسلامی کدام یک از عزیزان زیر را برای این مأموریت انتخاب می کند؟
    اگر جواب درست را دادید یک عدد تیبای صفر در خدمت شما است.

    1- دکتر فرشاد فروزش
    2- دکتر حسن عباسی
    3- دکتر رائفی پور
    4- دکتر روازاده
    آخرین ویرایش: یکشنبه 10 فروردین 1399 02:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 9 فروردین 1399 08:29 ق.ظ نظرات ()

     یک مشکلی که ایرانی ها عموما دارند این است که عید که می رسد شروع می کنند به عیدی دادن. حالا هر چقدر که شما اصرار بکنید که: بابا به جان مادرم من عیدی نمی خواهم! جواب می دهند که : مگر می شود؟ رسم است؟ آبرو و حیثتمان می رود و.... خلاصه اینکه امسال هم این کرونا قوز بالای قوز شده... ملت خانه نشین شده اند و یک سری از عزیزان دائم در فضای مجازی لیست می دهند که این کتاب را بخوان... آن کتاب را بخوان... البته کتاب خواندن خودش کار خوبی است ولی این پیشنهاد عزیزان در این برهه از زمان چند نقطه ضعف اساسی دارد:

    1- کتاب فروشی ها بسته اند (حتی سایت اینرنتی شهر کتاب سفارش من را یک هفته قبل از عید که هنوز بگیر بیگر نشده بود لغو کرد).

    2- کتاب گران است.

    3- آن کسی که کتاب خوان است خودش می داند چه بخواند و نیازی به یادآوری ما ندارد.

    4- آن کسی که اهل کتاب خواندن نیست را اگر هم تکه تکه اش کنید حاضر نیست کتاب بخواند. پس باز هم نیازی به یادآوری ما ندارد.

    من که دیدم اوضاع از این قرار است گفتم که برای شما عزیزان پیشنهاد بهتری داشته باشم: بنشینید در خانه و به همراه بچه ها کاردستی درست کنید. اولش خواستم روش ساخت یک بادبادک بدون دنباله و گوشواره را توضیح بدهم... دیدم می خواهید توی کامنت ها مسخره کنید و حال گیری... بعدش فیلم ماسک درست کردن جناب احمدی نژاد درآمد... یادم آمد ز عهد صغر که روزی برون رفته بودم با پدر... به خودم گفتم: رضا ! الان موقع بادبادک بازی نیست! ممکن است که حتی مثل فیلم بادبادک باز مورد تجاوز هم واقع بشوی! بیا و روش ساخت ماسک خانگی را به عنوان عیدی به خوانندگان اینجا بیاموز.... نتیجه اینکه امروز قصد دارم روش ساخت ماسک را به شما بیاموزم که بروید و به همراه بچه ها بسازید و در خیابان بزنید و ما را دعا کنید... خلاصه اینکه این شما و این ماسک :

    ابزار: قیچی، چاقو، تیغ موکت بری، چسب، سوزن

    لوازم: یک بطری نوشابه کلفت(من کوکا خریدم)، یک عدد دنت یا هر چیز مشابه دیگر، نیم متر کش پهن( به فتح پ و سکون ه، یک وقت پـِهـِن نخوانید)، یک مقدار خاک زغال یا زغال، یک عدد از این ماسکها که امروزها توی داروخانه ها نمی فروشند... اگر پیدا نشد هر چیزی دیگری حتی دستمال رولی.

    مراحل:

    مراحل زیر را یکی یکی دنبال کنید و دو تا یکی نکنید.

    1- در نوشابه را بازکنید و تا آخر آن را بخورید... اگر نتوانستید بریزید توی چاه مستراح... به هرحال آخر سر از همان جا سردر می آورد.

    2- نوشابه را به صورت شکل زیر ببرید... اول پایین اش را دورتا دور ببرید و بعد یک V از وسطش به بالا دربیاورید.

     http://s7.picofile.com/file/8392349300/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86.jpg

    3- در کنار و پایین قوطی نوشابه یک چهارگوش ببرید تا قوطی دنت بتواند از درون آن عبور کند.


    http://s6.picofile.com/file/8392351150/20200321_130344.jpg

    4- دنت را بخورید و قوطی آن را نگه دارید.

    5- قوطی دنت را دربیاورید و با سوزن سوراخ سوراخ کنید. قوطی را از سمت در بر دهان خود بگذارید و تنفس کنید... اگر نتوانستید خوب تنفس کنید چند سوراخ اضافه کنید.

    http://s6.picofile.com/file/8392351176/20200321_122629.jpg

    آخرین ویرایش: شنبه 9 فروردین 1399 07:04 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 8 فروردین 1399 05:57 ق.ظ نظرات ()

     http://s6.picofile.com/file/8392045800/%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D9%81%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C.jpg

    اصولا برای مردم ایران سخت است که میان رویاهایشان و واقعیت فرق بگذراند. همین که در رویاهایشان ببینند که ایران قهرمان مثلا جام جهانی فوتبال شده است فکر می کنند که الان علی دایی یا علی پروین جام را بالای سر گرفته اند و در حال پیاده شدن از هواپیما هستند. اگر هم ایران قهرمان جام جهانی نشده حتما به خاطر توطئه ی دیگران است. این دیگران هم تعریفی موسع دارد و بسته به مورد از ساواکی و منافق تا بن سلمان و ترامپ تغییر می کند.

    حالا یک بنده ی خدایی که به سفرهای فضایی علاقمند بوده برداشته عکسی از یک لباس فضایی با آرم سازمان ناسا گذاشته و توضیح داده که ایران یکی از تولیدکننده های لباس فضایی جهان است. وزیر محترم مخابرات هم که جوانی است مردمی و بالاخره عضوی از جامعه ای ایرانی است و از متن مردم برخواسته و  در مجموع رویاهایی کماکان مشابه با بقیه مردم ایران دارد این ایده را روی هوا زده است: چه بهتر از این... حالا که در دوران پسا برجام هستیم و به حمدالله تمام تحریم ها با قوت بازگشته اند و سرجای خودنشسته اند و برّ و برّ ما را نگاه می کنند لباس فضایی می دوزیم و صادر می کنیم به چین و روسیه. هم ارزآوری می کنیم و هم توی دهان غرب و آمریکا می زنیم.

    لذا ایشان دستور داده اند به مسئول روابط عمومشان که یک عکس لباس فضایی کاملا ساخت ایران را در کنار پرچم مقدس جمهوری اسلامی قرار داده عکس بگیرند تا ایشان آن عکس را در توئیتر خود منتشر کنند و هم شادی را به اردوی خودی بیاورند و هم غم را به اردوی دشمن هدیه کنند. اما دریغ که یک مشت مردم بیکار برای این جوان رعنا دست گرفته اند که: ای بابا ! این دیگر چه کسی است؟ این که لباس هالوونین همان مردمی است که شب و روز مرگ بر آنها می گوییم. حتی بعضی بیکارترها رفته بودند در آمازون قیمت لباس را هم درآورده بودند.

    خلاصه کرکر خنده راه افتاده بود در فضای مجازی که بیا و ببین. من فرصت نکردم تا به موقع به این خبر واکنش نشان بدهم چرا که سرگرم قضیه ی سقوط هواپیمای اوکراینی و شجاعت فرمانده ی هوافضای سپاه بودم در اعتراف به اشتباه مجموعه ی زیردستشان بودم . همانطور که مستحضر هستید این بزرگوار گردنشان هم از مو باریکتر بود و پس از سه ماه از فرود اجباری هواپیمای مسافربری اوکراینی با سر در بیابانهای اطراف تهران همچنان به صندلی ریاست خود چسبیده اند که اینها هم البته از مزایای داشتن گردن نازک است.

    http://s7.picofile.com/file/8392045868/1128197_238.jpg

    خلاصه اینکه  قصد داشتم همان موقع که عکس بالا توسط وزیر محترم مخابرات توئیت شد بیایم و با مردمی که ایشان را مسخره کرده بودند دعوا کنم که: نه تنها نباید این بزرگوار را مسخره کنید بلکه باید خداوند را شاکر باشید که وزیر محترم آنقدر رشد عقلی داشته اند که بدانند اصولا انسان در فضا نیاز به لباس و فضایی و ... اینها است. چرا؟ چون دو سه سال قبل که باز از یکی از رویاهاشان رونمایی کرده بودند یک کپسول فضایی را در باغ کتاب تهران به نمایش گذاشتند و گفتند که قرار است این کپسول اولین ایرانی (بعد از آن خانم مایه دار که با مایه ی شوهر به فضارفت و البته من حاضر نیستم اسمش را در این مکان مقدس بیاورم) را به فضا ببرد. خوب! که چی! قضیه این است که در آن زمان وزیر محترم مخابرات برداشته بود این بنده ی خدا را با پای بدون جوراب نشانده بود در کپسول... یعنی اینکه وزیر عزیزمان فهمیده که برای فضانوردی لباس فضایی هم لازم است خودش کلی پیشرفت است چون فضانورد قبلی را قرار بود بدون کفش و جوراب بفرستند به فضا... عکسش هم هست. ببینید:

     

    http://s6.picofile.com/file/8392045792/218856_617.jpg


    پی نوشت: از بزرگورانی که از علوم فضایی سررشته دارند تقاضا می کنم بفرمایند که در این کپسول به چه گونه چفت می شود؟ قفلی، کلیدی، چیزی نمی خواهد؟ شاید هم درش مغناطیسی است مثل در یخچال بسته می شود... خلاصه اینکه زودتر ما را از نادانی دربیاورید لطفا.

    http://s7.picofile.com/file/8392045984/capsule_model.jpg


    http://s6.picofile.com/file/8392046000/218857_118.jpg


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 فروردین 1399 06:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 275 1 2 3 4 5 6 7 ...
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو