منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 5 آبان 1397 10:53 ق.ظ نظرات ()
    ما قبلا درباره ی بمبهای خوشه ای هوشمند بی.ال.یو-108 مفصلا صحبت کردیم. بد نیست این انیمیشین را هم ببینید.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 6 آبان 1397 08:49 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 3 آبان 1397 10:10 ق.ظ نظرات ()
    نتیجه تصویری برای کودتای رضا خان
    چند ماه قبل به مناسبت حمله ی متفقین به ایران در زمان رضاشاه یک همایش تاریخی یک روزه برگذار شد. سایت تاریخ ایرانی گزارشی از این همایش ارائه کرده است که خواندن آن را به همه ی دوستان توصیه می کنم.
    آخرین ویرایش: جمعه 4 آبان 1397 09:35 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 1 آبان 1397 06:35 ب.ظ نظرات ()
    نوشته ای از رسول جعفریان مناسب طرفداران صفیه و لنگ:
    در جریان بحث هایی که در باره برگزاری همایش تصوف مطرح شد، همان آغاز، اشاره کردم که برگزاری این قبیل همایش ها، به نوعی بازگشت به تجربه های تاریخی صفوی در تقویت منازعات مذهبی در جامعه به نفع یک گرایش است که گروه مرجع فکری در جامعه، در آن زمان، آن را درست می داند. این مهم است که بدانیم، جامعه ایرانی، جامعه ای که فرهنگ آن ترکیبی از دین و عقل ایرانی است، در دوره صفوی، روی ریل تازه ای افتاد. این ریل، کشور را از عقل گرایی یونانی و نگاه ترکیبی مذکور، به سمت دین گرایی با گرایش مذهبی تشیع، و به تدریج، نوعی افراط و تعصب و تمرکز در این زمینه پیش برد. ما در دهه های آخر صفوی، جامعه ای با برداشت خاص دینی و مذهبی داریم که حساسیت های آن، بر اساس نگره های خاصی است که عالمان دینی به عنوان مهم ترین مراجع فکری شناخته می شوند. برای آنها، که مرجعیت اصلی فکری در جامعه را دارند، نوعی دین گرایی اهمیت دارد که همه چیز بر محور آن است. بارها اشاره کرده ام که این دوره، تلاش می شد تا طب و نجوم و فنون دیگر دینی یعنی متکی به روایات شود. بحار مجلسی نتیجه و محصول این نگرش بود. این باور گروه مرجع بود. طبعا باید با هر آنچه در این بینش، مقابل دین قرار می گرفت، ایستاد. همه آنچه این عنوان را می یافت، به عنوان انحراف شناخته می شد و تبعیت از آنها، حکم رفتن به راهی جز صراط مستقیم داشت.  در آنجا و در آن دوره، پیروی از علم به صورت شفاف و مستقل اهمیت نداشت، از نظر عملی و رفتاری هم همین طور. آنچه اهمیت داشت، تفکری بود که این عالمان، به عنوان دین و مذهب درست می شناختند. در رفتارها هم همین طور. مهم ترین و حساس ترین مسائل، همین امور مذهبی بود. شعائر دینی نقش مهمی داشت. زیارت و عتبات و حج نهایت اهمیت را داشت. بحث سوگواری و اموری که در امتداد آن بود نهایت اهمیت را داشت و تمام حواسها روی آن متمرکز بود. به وقف نگاه کنید و موارد آن را بنگرید. حتی اگر پای وقف کتاب در میان است، عمدتا کتابهای مذهبی است.  در کنار اینها، تکاپوی درسی مستقل، در ریاضیات و نجوم و داروشناسی و غیره، سست بود. این بینش به صورت جدی وجود داشت. در نتیجه در دوره صفوی، هیچ توجهی به غرب که دست کم دویست سال بود  تغییر را آغاز کرده بود، نمی شد. کسی زبان فرنگی نمی دانست. هیچ کس به غرب نمی رفت و این در حالی بود که محصولات زیادی از غرب وارد ایران می شد. ما به خاطر همین نگرش تا اواسط دوره قاجاری همین وضع را داشتیم.  این که امروز ما صفویه را تکرار می کنیم، معنایش همین است. اساس تفکر و تصمیم گیری و رفتار و امور دیگر در سمت و سوی دینی و مذهبی به سبکی است که رسمیت دارد. من د رمقامی نیستم که قضاوت کنم این تفکر و رویکرد دینی ـ مذهبی در این حد درست است یا خیر، اما این را می توانم بگویم که بی توجهی ما به علم، ریشه در نوعی نگرش دارد که شاید در اینجا بتوان ریشه آن را یافت. بیش از هر چیز این نگرش اهمیت دارد. تفسیر پدیده های جاری، تفسیر عالم و آدم، جهانشناسی، تغییر و دگرگونی، شاخص های زندگی خوب، نقش علم در زندگی بهتر و ثروت بیشتر، و بسیاری از اموری از این دست، محصول نوع نگرش ماست که به نظر می رسد، نگرشی دنیایی و در این زمینه برانگیزاننده نیست. آدمی که تعلق به این دنیا ندارد، نمی تواند برای دنیای خود کاری انجام بدهد. مسلما، می توان توافقی میان دنیا و آخرت ایجاد کرد، اما خیلی مهم است که این نگرش بتواند روی تحرک دنیوی تأثیر بگذارد. ما دایما باید مراقب باشیم یک طرف غش نکنیم. 
    آخرین ویرایش: سه شنبه 1 آبان 1397 06:31 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 29 مهر 1397 09:03 ب.ظ نظرات ()


    و هرکس کارهای ایشان را مطالعه کند، آن را چنان دور از درستی می بیند که ادعای دیگران را درباره رصدهای هندیان نمی پذیرد. ولی چون سرزمین هندیان بسیار دوراست، و کارهای خود را سخت پوشیده نگاه می دارند، و از بازگو کردن کمترین دانشی که بویی از آن می برند بخل می ورزند، و با وجود تهی بودن ایشان از حکمت، و با وجود آسانی این گونه کارها برای پژوهندگان، عامه ی مردم آنان را خداوندان حکمت می دانند، شماره ی کسانی که درباره ی آنان تعصب می ورزند و به آنچه آشکار است توجه ندارند و به برهان سنگی نمی هند و از گزافگوی پروا ندارند، بسیار است که در حق ایشان ادعاها می کنند.

    تحدید النهایة الاماکن صفحه 84 ترجمه احمد آرام

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 مهر 1397 09:00 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 25 مهر 1397 12:44 ب.ظ نظرات ()
    برای واژگون کردن پایه های موجود جامعه هیچ وسیله ای مکارانه تر و اطمینان بخش تر بهتر از خراب و بی اعتبار کردن پول رایج آن نیست.
    عباس شاكری، رئیس سابق دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
    آخرین ویرایش: دوشنبه 23 مهر 1397 08:42 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 24 مهر 1397 06:00 ب.ظ نظرات ()



    نبرد نخست ایپرا(Yepres) یکی از نبردهای جنگ جهانی اول می باشد که در سال 1914 در منطقه ای در بلژیک به نام ایپرا بین طرفهای درگیر در جبهه غربی در مدت 2 ماه به وقوع پیوست. جنگ جهانی اول نخستین جنگی بود که ارتشهای بزرگ مجهز به سلاحهای عصر انقلاب صنعتی به نبرد با یکدیگر پرداختند. تجهیز به این سلاحها و توسعه ی همزمان آنها نتایج این جنگها را غیر قابل پیشبینی کرده و به بن بست کشانده بود. زیرا تجهیز میادین نبرد به انواع استحکامات دفاعی هر نوع سلاح تهاجمی را خنثی می کرد. استفاده دفاعی از توپخانه و تیربارها ی متعدد در سنگرهای خندقی دست برتر را بر هر نیروی تهاجمی داشت، همین طور جبران تلفات بالای انسانی ارتشها که هفته ها طول می کشید باعث حرکت کند و به بن بست کشیده شدن نبردها می شد. نبرد ایپرا را می توان به طور کل به دو قسمت تقسیم کرد. قسمت اول تهاجم بریتانیایی ها، فرانسویها و بلژیکیها به خطوط دفاعی آلمانها بود که از 12 تا 18 اکتبر طول کشید که ره به جایی نبرده و توسط آلمانها پس زده شد. فردای آن روز از 19 اکتبر، اینبار آلمانها به خط زدند و حمله ی آنها تا 2 نوامبر به طول انجامید که از 30 اکتبر با دو نبرد دیگر آرمنتیرز(Armentières) و مسینز(Messines) ترکیب شد که تا 22 نوامبر این درگیریها ادامه داشت که پس از تلفات سنگین دو طرف که به قیمت جان هزاران نفر تمام شد آلمانها توانستند مقدار کمی در زمین پیشروی داشته باشند. تمام این نبردها در کنار ایپرا در منطقه فلاندرز بلژیک صورت گرفت. از 19 اکتبر تا 22 نوامبر هیچ کدام از دو طرف نتوانستند به سرعت نیروهای خود را در فلاندرز حرکت داده تا به یک پیروزی قاطع برسند. در ماه نوامبر دیگر نفس همه بریده بود. ارتشهای کاملا خسته، کمبود مهمات، روحیه پایین نیروها که حتی بعضی واحدها دیگر از دستورات پیروی نمی کردند وضعیتی بود که وجود داشت. در تمام پاییز برای هفته ها نیروهای متفقین تنها در حال دفع هجوم های آلمانیها به خطوط دفاعیشان بودند. تلفات بسیار سنگین بود به طوری که حدود 70 درصد نیروهای شرکت کننده از بین رفتند. تنها در نبرد ایپرا که یکی از نبردهای ناحیه فلاندرز بود آلمانها 46,765 نفر و متفقین 58,155 نفر تلفات دادند.

    فیلمی که مشاهده می کنید میزان خرابی ها، خندقها، تانکهای رهاشده و گودالهای روی زمین که جای گلوله های توپخانه می باشد در این منطقه را پس از جنگ نشان می دهد.


    [http://www.aparat.com/v/ia4RV]
    آخرین ویرایش: سه شنبه 24 مهر 1397 09:04 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 242 1 2 3 4 5 6 7 ...