منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 9 مهر 1398 08:36 ق.ظ نظرات ()
    http://s6.picofile.com/file/8373961276/01.png
    قرن دوم هجری مصادف شد با حرکتی که امروزه آن را با نام نهضت ترجمه می شناسیم. کتابهای زیادی در علوم و فلسفه از نقاط مختلف جهان و با زبانهای مختلف به عربی ترجمه شدند تا علوم روز آن زمان وارد دنیای اسلام شود. اما اینکه این علوم از کدام مبدأ وارد جهان اسلام شدند را به صورت خلاصه می توانید در نقشه ی بالا ببینید.
    آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مهر 1398 08:40 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 7 مهر 1398 08:49 ب.ظ نظرات ()
    http://s4.picofile.com/file/8373633992/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AC.png

    تجربه ثابت کرده که اگر کسی خواست فوتبال یادبگیرد لازم نیست که حتما به مدرسه ی فوتبال برود. می شود با توپ زدن در کوچه و خیابان و زمین خاکی هم فوتبال یادگرفت اگر کسی مایل به یادگرفتن باشد.
    تجربه های دیگر هم ثابت کرده اگر کسی بخواهد دکتر بشود لازم نیست که حتما به دانشکده ی پزشکی برود و سر خودش را با فیزیولوژی و پاتولوژی و کوف و زهرمار درد بیاورد. می شود با کتابهایی مثل قانون ابن سینا و الحاوی زکریای  رازی شروع کرد و پس از چند سال تمرین کردن روی مردم و زن و بچه شان نه تنها به عنوان پرطمطراق دکتر دست یافت بلکه حتی به دانشکده های پزشکی کوچک و بزرگی که از سر لطف سیاستهای اشتباه مرحوم رفسنجانی در حوزه ی آموزش عالی چون قارچ در گوشه و کنار مملکت دار حال تکثیر هستد رفت و تدریس کرد و حتی مشاور پایان نامه ی کسانی شد که دوازده سال درس خوانده اند تا دیپلم بگیرند و 7-8 سال هم درس خوانده اند تا خودشان دکتر شوند. 
    اینها را ننوشتم از جهت انذار که البته نرود میخ آهنی در گوشت... همه ی اینها را نوشتم که اگر دویست سیصد سال بعد یک تاریخدانی خواست که درباره ی تاریخ علم پزشکی در ایران تحقیق کند به خودش نگوید که این مردم چه گوساله های بودند که این فجایع را در سیستم بهداشت و درمان خود دیدند و دم نزدند. دست کم بداند که یکی بود که فهمید....
    پی نوشت: کامنتها را با دقت بخوانید که خود مشتی است نمونه ی خروار...
    آخرین ویرایش: جمعه 5 مهر 1398 09:05 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 5 مهر 1398 08:37 ب.ظ نظرات ()
    دو سه ساعت پیش یکی از شبکه های تلویزیون یه برنامه گذاشته بود.... مجری نامحترم برنامه از چند تا خانوم در خیابون سوال می کرد اولویت اول زندگی شما در چیست؟ یکی می گفت ازدواج یکی می گفت کار یکی می گفت تحصیل .... بعد می پرسید اینکه برید فوتبال رو در استادیوم ببینید اولویت چندم شماست؟ یکی می گفت اصلا اولویت نیست. یکی می گفت اصلا مهم نیست یکی می گفت اولویت آخر.... بعد در استدیو کارناشناس برنامه رو به دوربین و با حرارت می گفت که اره... مسئولان باید بدانند که مردم از اولویتهای زندگی شون کوتاه نمیان.... کی گفته استادیوم رفتن اولویت خانوم هاست... همون طور که دیدیدیم هیچ کسی چنین اولویتی نداره... مسئولان باید به اولویتهای مردم بها بدن و از این مزخرفات.....
    یکی هم نبود از این کارناشناس نامحترم بپرسه اخه چه ربطی داره این به اون.... مگه کسانی که می خوان برن استادیم (چه زن و چه مرد) از اولویتهای شون حرف زدن. بحث سر حق و حقوق مردم هست نه اولویتهایشون.... زنها می گن بر اساس قانون  اساسی جمهوری اسلامی هیچ کس حق نداره مانع ورود خانمها به ورزشگاه ها بشه... اگر هم تا حالا این رفتار از طرف دولت اعمال شده غیرقانونی هست.... اینها می گن ما حقمون رو می خوان.... 
    مثه این میمونه که به کارناشناس نامحترم نابرنامه بگویند که خب جناب اولویت اول زندگی شما چیه؟ ایشون هم در پاسخ می گه مثلا قبول شدن بچه م توی کنکور... بعد یارو بیاد بگه خوب حالا چون تو اولویت اول زندگی ت رانندگی نیست از فردا حق نداری پشت فرمون ماشینت بشینی؟ آخه بابا عقلتون کجاس؟
    با همین کارشناس ها هست که الان بعد چهل سال که از انقلاب می گذره هنوز رشد اقتصادیمون منفی شده... بابا مسئولان نه دنبال اولویت مردم باشید و نه به دنبال حق و حقوق اونها... فقط جان بچه تون این کارشناس ها تون رو عوض کنید... خودش درست می شه....
    به قرآن
    آخرین ویرایش: جمعه 5 مهر 1398 08:46 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 27 شهریور 1398 09:25 ق.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: جمعه 22 شهریور 1398 09:27 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 25 شهریور 1398 09:46 ق.ظ نظرات ()
    Image result for eric n brougImage result for eric n broug picture
    سخرانی جالب دکتر اریک بروگ را می توانید در اینجا ببینید. اگر خواستید با زیرنویس فارسی هم می توانید در اینجا ببینید.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 18 شهریور 1398 09:54 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 23 شهریور 1398 08:22 ق.ظ نظرات ()
    Image result for ‫سرزعیم‬‎
    سرور عزیزم دکتر علی سرزعیم در روز 27 مرداد 98 در روزنامه ایران مقاله ای منتشر کرده اند که نگاه کوچکی به آن می اندازم و نقدی کوچکتر بر آن وارد می کنم. متن کامل مقاله را می توانید در اینجا بخوانید. 
    مقاله ی دکتر سرزعیم دارای چند مقدمه و یک نتیجه گیری است. مقدمات این استدلال به شرح زیر هستند.
    1. دلالها دارای اطلاعات کافی برای وصل کردن فروشندگان به مصرف کنندگان هستند. 
    2. دلالها با پذیرش ریسک تغییر قیمت هم ضررهای احتمالی تولید کننده را دمپ می کنند (اصطلاح دمپ از من است) و هم با بازاریابی سریع عملیات تولید را تسریع می کنند.
    3. آنها به ازای وصل کردن فروشنده به مصرف کننده و همچنین پذیرش خطرات این معامله مبلغی را از هر دو طرف می گیرند که در اصطلاح ایرانی به آن حق دلالی می گوییم. 
    4. دلالها با تأمین نقدینگی در زمان مناسب به کمک تولید کننده می آیند.
    5. در وضعیت تحریمهای موجود دلالهای به دلیل ریسک بالاتری که تقبّل می کنند سود بالاتری هم می گیرند.
    از مقدمات بالا دکتر سرزعیم به نتیجه ی زیر می رسند:
    1.  در یک اقتصاد سالم و پویا دلالها قسمتی مشروع از بازیگران صحنه ی اقتصادی هستند.
    2. در حال حاضر دلالها روند فعالیتهای اقتصادی را تسهیل می کنند و راه تنفس اقتصاد را باز نگه می دارند. در شرایط غیرعادی تحریمی، اقتصاد به فعالیت افرادی احتیاج دارد که بتوانند وارد عرصه پرخطر دور زدن تحریم بشوند در صورتی که اکثر مردم ریسک گریزند. یعنی اینکه اکثریت مردم (که تحریم را برگزیده اند) باید هزینه ی بالاتری که دلالها درخواست می کنند را تأمین کنند.
     ایشان پس از این نتیجه گیری یک جمله ی معترضه هم دارند که :" البته با تمام این اوصاف باید با به وجود آمدن پدیده هایی از قبیل بابک زنجانی جلوگیری کرد." اندکی بعد هم اضافه می کنند که : "هم اکنون و در شرایط تحریم که به دلیل مسائل امنیتی نباید دشمنان از شیوه تامین منابع و فرآیند اقتصادی مطلع شوند، شفافیت از اولویت خارج می شود که این امر خطرات عدم شفافیت را هم به دنبال دارد."
    متاسفانه مقاله ی دکتر سرزعیم هم مقدمات درستی دارد و هم نتیجه گیری درستی. تنها یک نکته ی خیلی مهم در آن مطرح شده ولی بازنشده است که در بالا با صورت بولد آن را نشان داده ایم: 
    خطرات عدم شفافیت
    فرض کنیم که 100 درصد مردم مدافع سیاستهای خارجی نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و آگاهانه تحریم های بین المللی یا خودساخته ی آمریکا را بر اقتصاد کشور بر تسیلم شدن در برابر ادعاهای غرب ترجیح بدهند. اگر ما یک نظام اقتصادی داشتیم که اقتصاد در دست بنگاه ها و شرکتهای مردمی بود و دولت به جای بنگاه داری فقط به رگولاتوری می پرداخت تمام فرضیات و نتیجه گیری دکتر سرزعیم درست بود. باید سعی می کردیم که در این شرایط مواظب عملیات دلالی دلالها باشیم که عملیات دور زدن تحریم را بی سر و صدا به انجام برسانند تا چرخهای اقتصاد بچرخد حتی اگر شده با هزینه ی بیشتر.
    اما در وضعیت فعلی موجود، که تقریبا تمامی اقتصاد به دست دولت است، و عملا دولت بزرگترین وارد کننده و صادرکننده ی کشور محسوب می شود از کجا معلوم که این عدم شفافیت درخواست شده توسط دکتر سرزعیم راه به فساد نبرد؟ ایشان که به درستی از خطرات عدم شفافیت آگاه هستند و در مورد آن انذار می دهند چه راهکاری برای جلوگیری از این گونه خطرات در نظر گرفته اند؟ از کجا معلوم که مدیر دولتی و دلال غیر دولتی هزینه ی به قول ایشان دو تا سه درصدی حق دلالی را بیست تا سی درصد اعلام نکنند در حالیکه از این بیست تا سی درصد قرار است که فرضا ده تا 15درصدش به جیب همان مدیر دولتی مسئول عقد قرار داد (یا دخترش یا پسرعمویش یا دیگر بستگان نسبی و سببی اش) برود؟
    به قول قدما:
    از صلح میان موش و گربه
    بر باد رود دکان بقال



    آخرین ویرایش: دوشنبه 18 شهریور 1398 09:05 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 258 1 2 3 4 5 6 7 ...
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو