منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 22 مرداد 1397 09:23 ق.ظ نظرات ()
    یاد داشتی از حجه الاسلام رسول جعفریان استاد دانشگاه و مسئول کتابخانه دانشگاه تهران
    سالهای سال است که ما تمدن اسلامی را به بزرگانی چون کندی، فارابی، بیرونی، ابن سینا، فخر رازی، خواجه نصیر و تنی چند از بزرگان علم و دانش در دنیای اسلام می شناسیم؛ روی نوآوری ها و تکاپوی های علمی آنها تأکید می کنیم و بویژه این که افکار آنان هزار سال است که تمدن اسلامی را سیراب کرده و شکوه و عظمتی ویژه به ما بخشیده، تأکید می کنیم. در اینجا، و ضمن تأکید این که اینان بهترین های دوره های میانی تاریخ تفکر و تاریخ علم در میان ما هستند، دو نکته دیگر را هم باید مد نظر قرار دهیم. 
    نخست آن که بدانیم حاصل تکاپوی علمی و آثار آن در تمدن اسلامی، طی قرون مختلف، چه مقدار بوده، و مهم تر آن که، آیا این میراث علمی، میراثی پویا و متحول متناسب با مفهوم علم و فرضیه و تغییر و پیشرفت علمی بوده، یا آن که بیشتر در فضایی جامد و بی تحرک امتداد یافته است. به نظرم روشن است که با همه عظمتی که این میراث دارد، ما نتیجه روشنی از آن دانش برای ایجاد تحول و انقلاب علمی نگرفته ایم و درجا زده ایم، حالا لازم است بار دیگر تأمل کنیم که اشکال کار در کجا بوده است. 
    نکته دیگر این است که در تمدن اسلامی، روشن کنیم اساس این تمدن، روی علم و دانش برگرفته از آثار این بزرگان بوده، یا نوعی دانش توده ای و مردمی سطح پایین در سراسر این تمدن جریان داشته، و هزاران نسخه و اثر از آن شبه علم باقی مانده؛ افکار پوسیده ای که در قالب کتاب و رساله، دست طبیبان و منجمان و قصه گویان بوده و مردم را از آنها سیراب می کرده اند. در این مورد هم ناچاریم اعتراف کنیم تنها بخش اندکی متعلق به خروجی آن اندیشوران نامی در تمدن اسلامی، و اما بخش عمده، مربوط به همان علم توده ای و مردمی است که حاصل و برکشیده هزاران سال اندیشه های علمی عامیانه میان بشر بوده، و بطن اندر بطن در جوامع مختلف امتداد یافته است. 
    نکته مهم این است که آن عالمان، می بایست، دانش علمی را به گونه ای سامان می دادند که بتواند این اسکلت فلزی و سخت را که دانش توده ای را حفظ و حراست کرده، بشکنند و تحول و تحرک را در علم پدید آورند، اما چنین اتفاقی نیفتاد و در واقع، پاردایم حاکم بر دانش یونانی هزار سال دیگر هم دوام آورد.
     این که چرا آنها نتوانستند به این نقطه برسند، نکته بسیار مهمی است. در یک کلام، به رغم بزرگی آن افراد، دانش علمی و به طور خاص علوم تجربی ما همان چیزی بود که که بخش مهمش از یونان، و بخش های اندکش از ایران و هند و تجربه های مردمی عرب بهم تنیده شده و محصولی را به عنوان «علوم تجربی» در میان ما شکل داد. بدنه این دانش، و ارکان آن، سبب انقلاب علمی در میان ما نشد، و ما نتوانستیم پارادایم یونانی علوم تجربی و علومی مانند جغرافی و نظیر اینها را تغییر داده و مسیر تازه ای را آغاز کنیم. اگر این انقلاب علمی شده بود که ما باید آثار آن را می دیدیم. چشم که داریم.
    بدتر از همه آن که از قرن ششم هجری به بعد، همین تحرک علمی مختصر نیز از بین رفت و با برآمدن اندیشه های شبه عرفانی و تسلط همه جانبه جهان بینی عرفانی بر تمام معرفت بشری، راه علوم تجربی را کاملا سد کرد. ما یک سره به بزرگانی چون فارابی و ابن سینا می نازیم، اما نه تنها آثار خوب آنها برای زمانشان، در دوره بعد نتوانست چارچوب تازه ای برای علوم تجربی بگشایند ـ به مانند آنچه در قرن پانزدهم و شانزدهم و بعد از آن در غرب پدید آمد ـ بلکه چنان جمودی و سکونی بر دانش تجربی ما حاکم شد، که تا هزار سال بعد که حالا باشد، فقط توانستیم به آن افتخار کنیم و به آن ببالیم، اما نتوانستیم هیچ در بسته ای را بگشاییم. زمانی که چراغ علم این بار و دوباره از غرب به این سوی آمد، تسلط و هیمنه آن، چنان ما را به تعجب واداشت که طالب علمان ما، همه مدارس قدیم را کنار گذاشتیم و سراع علوم جدید رفتند. این آثار همان انقلاب علمی است که این بار و مثل دوره ای که یونان میان ما آمد، در میان ما پدید آمد و ما را از گذشته برید. البته مقاومت های بیهوده ای کردیم، و هنوز هم می کنیم و این را به اسم دینی کردن و سنتی کردن علم جدید دنبال می کنیم، اما بیشتر آنچه نوشته می شود، راه به جایی نمی برد. متاسفانه  برخی از ما، مقاومت مان بیشتر است، و با ادبیات عوام پسند، مرتب یاد از عظمت گذشته علمی می کنیم، این که نسخه های این آثار فراوان  است، این که در قرن چهاردهم و بعد از آن آثار ما در اروپا چاپ می شده و ...، اما حقیقت آن است که دنیا راه خود را می رود و علم به سمت گشودن افق های تازه حرکت می کند، بدون این که ملاحظات ما را در نظر بگیرد.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 22 مرداد 1397 09:24 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 20 مرداد 1397 01:14 ب.ظ نظرات ()

    علم احکام نجوم شاخه ای از علوم قدیمی است که به پیشگویی حوادث آینده از طریق مطالعه در ستارگان و سیارات می پردازد. هرچند که امروزه این چنین علوم غریبه ای را زیرشاخه ای از خرافات و طالع می بینی می دانیم اما در گذشته ای نه چندان دور علم مهمی بوده که بسیاری از پادشاهان، فرماندهان و اشراف برای تصمیم گیری از مشاوره با کسانی که در این علم خبره بودند چاره ای نداشتند.
    احکام نجوم را می توان تا حدود زیادی با کیمیا مقایسه کرد: هر دو علم امروزه خرافی محسوب می شوند و شبه علم و هر دو علم به رابطه ی غیرمادی بین مواد می پرداختند و کسانی که در یکی از آنها تبحر داشتند عموما در دیگری هم خبره بودند. از طرف دیگر امروزه هر دو علم از تک و تا افتاده اند و تنها معدودی از افراد هستند که به صورت سینه به سینه این علوم را از پدرانشان فراگرفته اند و به صورت اسرار خانوادگی به فرزندانشان آموزش می دهند.
    به هر حال خوب است که نظریات ابوریحان بیرونی را درباره ی احکام نجوم از کتاب تحدید النهایة بخوانید با این توضیح که بیرونی کتاب بزرگ التفهیم را درباره ی علم احکام نجوم نوشته است.(منظور از صناعت تنجیم یا صناعت احکام در متن زیر همان احکام نجوم است. این علم را امروزه بیشتر با نام طالع بینی می شناسیم در حالیکه احکام نجوم تنها یکی از روشهای طالع بینی در گذشته بوده است.)
    آخرین ویرایش: شنبه 20 مرداد 1397 08:17 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 18 مرداد 1397 10:37 ق.ظ نظرات ()


     سواره نظام بلژیک برنامه مکانیزاسیون خود را در سال 1935 شروع کرد. تصمیم گرفته شد تا هر 6 هنگ سواره نظام یک  گروهان زرهی (شامل 12 عراده تانک) داشته باشند. از این 12 عراده؛ 8 عراده تی-15 و 4 عراده شکارچی تانک بودند. برای این منظور 12 بدنه  و 12 برجک جداگانه سفارش داده شد که در بلژیک مونتاژ شدند و نمونه بلژیکی آ.ام.سی-35 فرانسوی بوجود آمد که  آن را به توپ ضدتانک مهیب 47 میلیمتری مجهز کردند. 35 عراده سفارش داده شد ولی تا می سال 1940، فقط 12 عراده تحویل داده شد. ارتش بلژیک بعدها مدلهای مسلح شده به توپ تی-13 را ترجیح داد. به هنگام تهاجم آلمان؛ هر دو نمونه، تنها تانکهای موجود ارتش بلژیک بودند. به علت سازماندهی ضعیف و تعداد کم، آنها نتوانستند در برابر مهاجمان موفقیتی بیابند. پس از 18 روز عملیات تنها 2 عراده از آنها باقی ماند.

    نیروی محرکه

    قدرت:180اسب بخار

    قدرت ویژه:12 اسب بخار /تن

    سرعت در جاده:40 کیلومتر برساعت

    موتور: 4 سیلندر رنو

    متفرقه

    وزن:14500 کیلوگرم

    طول:4.45 متر

    عرض:2.12متر

    ارتفاع:2.35متر

    خدمه:2نفر

    تولید

    تعداد:12 عراده

    از:1937

    تا:1937

    تسلیحات و زره

    1 قبضه توپ47 میلیمتری ضدتانک

    1قبضه مسلسل کالیبر13.2 میلیمتری هاچکیس

    حداکثر زره:25میلیمتر


    نویسنده: دومینیک لومایر

    ترجمه: رضا کیانی موکد

     

    آخرین ویرایش: جمعه 26 مرداد 1397 01:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 16 مرداد 1397 07:14 ب.ظ نظرات ()
    اینجا را ببینید
    جل الخالق
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 17 مرداد 1397 04:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 14 مرداد 1397 07:09 ب.ظ نظرات ()
    مدارا و سازش با دشمنان خدا و دشمنان اهل بیت در حال تقیه بهتر است هر نوع صدقه ای که انسان برای خود بپردازد.
    امام حسن عسکری علیه السلام
    (قابل توجه کسانی که شبها خواب ترامپ رو می بینند)
    آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مرداد 1397 12:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 11 مرداد 1397 10:36 ق.ظ نظرات ()


    Schneider CA1

    اشنایدر سی آ1 اولین تانک فرانسوی بود. الهام بخش ساخت آن، احتیاج به چیره شدن بر وحشت حاصل از جنگهای خندقی در جنگ اول جهانی بود.

    کمپانی اشنایدر یک کمپانی تسلیحاتی بزرگ در فرانسه بود. با داشتن سفارشهای از توسعه تراکتورهای توپخانه سنگین ، در ژانویه سال 1915 شرکت سر طراح خود "بریلی" را برای تحقیق در مورد تراکتورهای زنجیردار به شرکت آمریکایی "هالت" فرستاد و در همان زمان شراکتی در یک برنامه آزمایشی در انگستان داشت. بریلی که قبلا در اسپانیا درگیر طراحی خودروهای زرهی بود -در بازگشت مدیریت شرکت را  متقاعد کرد که مطالعه و توسعه تراکتورهای مسلح زرهی را  براساس شاسی "بیبی هالت" بنیان گذارند. 2 عدد از آنها سفارش داده شد. در جولای سال 1915 این برنامه سرّی ترکیب شد با یک برنامه رسمی که توسعه یک پاره کننده سیم خاردار توسط مهندس "ژان لوئیس برتون" بود.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 15 مرداد 1397 09:12 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 237 1 2 3 4 5 6 7 ...