منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 9 مرداد 1398 09:02 ق.ظ نظرات ()
    این که یه مشت گوساله اون ور دنیا بردارن و یه گاوی رو به عنوان هنرمند معرفی بکنند مصیبت نیست.... مصیبت اینه که خود آقا گاوه هم باورش شده و خودش رو هنرمند می دونی.... 
    اگه هنر اونیه که این بیش عور ارائه می دی باس .........
    آخرین ویرایش: دوشنبه 7 مرداد 1398 09:05 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 8 مرداد 1398 07:47 ق.ظ نظرات ()
    وقتی دشنام می شنوی سکوت کن. سکوت تو بدترین دشنام است به خصم.
    آخرین ویرایش: شنبه 5 مرداد 1398 07:47 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 7 مرداد 1398 08:58 ق.ظ نظرات ()
    این مطلب بسیار عالی رو دکتر تفرشی بر اساس اسناد آرشیوهای بریتانیا فراهم کرده و به خوبی نشان دهنده ی این است که سیاست خارجی ضعیف ما در دوران جنگ چه ضررها که نصیب ما نکرد. باشد که شاهد چرخشی در سیاست خارجی کشور باشیم. 
    آخرین ویرایش: دوشنبه 7 مرداد 1398 09:01 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 4 مرداد 1398 04:44 ب.ظ نظرات ()

    ضعف نیروی انسانی؛ قسمت اول مشکلات کمّی

    گذشته از دلایلی که ذکر شد، عملیات رمضان حتی قبل از آغاز محکوم به شکست بود به این دلیل ساده که تعداد نیروهای تک وری ایرانی خیلی کمتر از میزان لازم بودند. منطق نظامی گری می گوید که طرفی که حمله می کند باید دست کم 3 برابر نیروهای مدافع نیرو وارد میدان کند. تنها در زمانی یک ارتش کوچکتر به یک ارتش بزرگتر حمله می کند که یا از یک سلاح جدید بخواهد استفاده بکند و مطمئن باشد که این سلاح می تواند دشمن را زمینگیر بکند یا از یک تاکتیک جدید بخواهد استفاده بکند که با آن تاکتیک بتواند تعادل دشمن را کاملا به هم بریزد. اشکار است که در عملیات رمضان ما نه سلاح جدیدی را به کار گرفتیم و نه تاکتیک جدیدی را به خدمت گرفتیم. پس با توجه به اینکه در برابر ما یک سپاه کامل عراقی قرار داشت ما باید دست کم نیرویی به استعداد 3 سپاه یا یک ارتش را پای کار می آوردیم. خوب در قسمتهای ابتدایی این سری درسها که سازمان رزم دو طرف را بررسی کردیم دیدیم که سپاه سوم عراق در حدود 150 هزار نفر و نیروی تک ور ایرانی در حدود 120 هزار نفر پای کار آورده اند. یعنی ایران باید در حدود 330 هزار نفر دیگر وارد کارزار می کرد تا بتواند یک تک موفق داشته باشد. مشکل طرف ایرانی وقتی حادتر شد که پس از پایان مرحله ی دوم عملیات عملا نیروهای ارتش کنار کشیدند و تقریبا هیچگاه در مراحل بعدی در شب عملیات وارد عمل نشدند و عملا به صورت نیروی پشتیبانی یا نیرویی که پس از سقوط خطوط دفاعی دشمن باید از آن پدافند می کرد به کار گرفته می شدند. پس در نتیجه همان 120 هزار نفر هم تقریبا نصف شدند و با وارد شدن تلفات در هر مرحله به نیروهای تک ور بازهم وضعیت کمیت نیروی انسانی ایران وخیم تر و وخیم تر شد.

    اما سؤال این است که با وجود اینکه ایران تقریبا دو برابر عراق جمعیت داشت چرا هیچ گاه نتوانست نه در طی این عملیات و نه در طی عملیاتهای بزرگ سالیانه ی خوب تعداد بیشتری رزمنده به کار بگیرد. علت این امر را می توان در نگاه متفاوت سیاستگذاران و برنامه ریزان عالی کشور دانست. همان طور که بسیاری از سازمانها و نهادهای متعلق به رژیم گذشته پس از انقلاب کنار گذاشته شدند بسیاری از قوانین و مقررات هم به کناری نهاده شدند. رژیم انقلابی ایران در صدد بود تا با ایجاد یک ارتش مکتبی سازمانی را برپا کند که مردم در هنگام نیاز از روی عقیده و مرام مذهبی خود به آن بپیوندند. به همین دلیل قانون سربازگیری که در زمان رضا شاه تصویب شده بود عملا کنار گذاشته شد چرا که فکر می کردند با فراخوان مقامات مذهبی و سیاسی مردم ایران فوج فوج به جبهه ها سرازیر خواهند شد. اما در عمل چنین نشد و تنها قسمت معدودی از جامعه در زمان جنگ به صورت داوطلبانه به جبهه های جنگ پیوستند. ما در تمام طول جنگ هیچگاه نتوانستیم به صورت همزمان بیش از 700 هزار نفر را در جبهه ها داشته باشیم در حالیکه یک کشور تقریبا 36 میلیون نفری می تواند ارتشی تا 4-5 میلیون نفر را هم تجهیز کند.

    قبل از اینکه به بقیه ی بحث بپردازیم بد نیست به سؤال زیر پاسخ دهید؛ طول مدت خدمت نظامی در ایران برای پسران چقدر است؟

    1.      2 سال

    2.      4 سال

    3.      8 سال

    4.      هیچ کدام

    سؤال بالا را با دقت بخوانید و بدون رجوع کردن به اینترنت جواب بدهید. 

    آخرین ویرایش: شنبه 19 مرداد 1398 08:02 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 1 مرداد 1398 01:36 ب.ظ نظرات ()



    بیش از ۴۰ سال از پایان جنگ ویتنام می گذرد، جنگی که بحث برانگیزترین درگیریست که ایالات متحده آمریکا تا به حال در آن شرکت جسته است. حتی پس از گذشت مدت زمان طولانی از آن جنگ هنوز بحثهای داغی درباره ی آن جریان دارد. نظرات متفاوتی  که چرا ایالات متحده وارد این جنگ شد، آیا دولتهای آن دوره می دانستند که در جنگ پیروز نخواهند شد، آیا نیروهای مسلح ایالات متحده می توانستند در جنگ پیروز شوند اگر سیاستمداران به آنها اجازه می دادند و سوالات و مباحث مشابه که هنوز در جریان است.جنگ ویتنام یک درگیری طولانی مدت نظامی بود که به عنوان یک جنگ ضد استعماری علیه فرانسوی ها آغاز شد و به یک جنگ سرد میان کمونیسم بین المللی و دنیای غرب و متحدان- بازار آزاد تبدیل شد.

    جمهوری دموکراتیک ویتنام (DRV) در شمال توسط اتحاد جماهیر شوروی، چین و دیگر کشورهای کمونیست پشتیبانی می شد، در حالی که ایالات متحده و متحدان ضد کمونیست آن، از جمهوری ویتنام در جنوب حمایت می کردند.

    رئیس جمهور وقت آمریکا، لیندون جانسون کسی بود که دستور مداخله در ویتنام در قالب اعزام صدها هزار سرباز و انجام بمبارانهای گسترده را صادر کرد.

    پس از خروج ایالات متحده از ویتنام، با حمله ی ویتنام کمونیستی شمالی به جنوب، دولت سایگون در جنوب ساقط شده و کشور متحد ویتنام تحت نظام کمونیستی برقرار شد. در این مطلب ابتدا به منشا و چگونگی داستان جنگ ویتنام پرداخته و در ادامه در یک جمع بندی به دلایل مطرح شده اشاره خواهد شد.


    آخرین ویرایش: سه شنبه 1 مرداد 1398 02:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 26 تیر 1398 08:42 ق.ظ نظرات ()

    ضعفهای تاکتیکی

    هرچند که استراتژی کلی ایران در ادامه ی جنگ دارای ایراداتی بود اما این ایرادات برای زمین گیر کردن عملیات رمضان کافی نبود. ضعفهای تاکتیکی ایران در حمله به مواضع مستحکم عراق دست به دست ضعف های استراتژی دادند تا جانفشانی های رزمندگان ایرانی به جایی نرسد.

    همان طور که در بررسی مراحل پنج گانه ی عملیات رمضان دیدیم عناصر مشترک در تمام مراحل را می توانیم به شرح زیر فهرست کنیم:

    1-    بازکردن معبر در میادین مین و سیم خاردارهای عراق برای نزدیک شدن به مواضع دشمن بدون تلفات دادن.

    2-    استفاده از تاریکی شب و عدم استفاده از آتش تهیه ی توپخانه برای نزدیک شدن گردان های عمل کننده از معابر بازشده در شب اجرای عملیات.

    3-    حمله ی پیاده نظام به مواضع دشمن و سعی در جداکردن واحدهای آن به جهت دور زدن و محاصره ی آنها

    4-    زدن همزمان خاکریز توسط واحدهای مهندسی رزمی برای محافظت از نیروی پیاده نظام و مقابله با پاتکهای طرف عراقی

    5-    استفاده از خاکریز در جهت حفظ مواضع تسخیر شده توسط نیروی پیاده نظام

    و باز همان طور که دیده شد این تاکتیکها به دلیل اینکه بارها و بارها توسط طرف ایرانی به کار گرفته شدند هر بار با عکس العمل مدافعین عراقی مواجه شدند و در نهایت رزمندگان ایرانی ناچار می شدند تا مواضع متصرف شده را تخلیه کرده و به پشت خطوط دفاعی خود بازگردند.

    لازم به ذکر نیست که محیط مناسب منطقه ی عملیاتی از جهت عوارض زمینی فرصت خوبی را به طرف ایرانی می داد که با اجرای یک حمله ی زرهی به عمق مواضع دشمن نفوذ کرده و این تک زرهی را با همراهی و یاری نیروهای پیاده-مکانیزه تقویت می کرد. در مرحله ی اول هر چند که پیاده نظام وزنه ی بیشتری را در نیروی تک ور ایران داشت اما پشتیبانی خوب زرهی و همچنین استفاده از سوار زرهی در جابجایی پیاده نظام ایران سبب شد تا خط دفاعی عراق در مرکز جبهه شکسته شده و اگر ایران فرصت استفاده از یک تک زرهی مناسب را پیدا می کرد می توانست این موفقیت اولیه را به یک موفقیت ثابت و قطعی تبدیل کند. اما متاسفانه عدم اعتقاد برنامه ریزان نظامی ایران به نیروی زرهی و شکستهایی که در اوایل جنگ بر زرهی ایران وارد شده بود سبب شد تا عملا تفکر تک زرهی کنار گذشته شود و به همان تاکتیکهایی اکتفا بشود که دیگر برای مدافعین عراقی قابل پیش بینی شده بودند. هر چند که عراقی ها هم به دلیل یک سری ضعفهایی که داشتند نتوانستند از ضعف تاکتیکی ایران استفاده ی حداکثری را ببرند اما نشان دادند که می توانند بر روی این ضعفها دست گذاشته و دست کم مواضع از دست داده را بازپس بگیرند.

    این ضعف تاکتیکی تا انتهای جنگ همراه تمامی برنامه های عملیاتی سپاه بود تا اینکه در طی والفجر 8 طلسم شکسته شد و سپاه توانست با عبور غافلگیرانه از اروند رود فاو را فتح کرده و در برابر پاتک های مداوم عراق در منطقه مقاومت کرده و مواضع تسخیر شده را تثبیت کند.

    تاکتیکهای ایستا و عدم تحرک ایران در انتهای جنگ سبب شد تا عراق با شناسایی نقاط ضعف ایران تمام مواضعی را که ایران در خاک عراق تسخیر کرده بود آزاد کند و دست بالا را پیدا کند. تحرک زرهی عراق ، البته به همراه استفاده ی وسیع و گسترده از گازهای شیمیایی گوناگون جهت زمین گیر کردن مدافعین ایرانی، نشان داد که در یک جنگ مدرن جنگ متحرک چه برتری هایی می تواند بر یک جنگ ایستا داشته باشد.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 تیر 1398 08:44 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 258 ... 3 4 5 6 7 8 9 ...