منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 3 تیر 1397 10:08 ب.ظ نظرات ()

    در طول تاریخ مدرن (یعنی پس از پایان قرون وسطی تا به امروز) سه دسته از مردم بوده اند که از حرکت این مرز و بوم به سوی علوم مدرن جلوگیری کرده اند:

    1-    سیاستمداران خودکامه ای که پیشرفت علم و تکنولوژی را به ضرر جایگاه سیاسی خود می دیدند و از ابزارهای سیاسی خود برای عقب نگه داشتن مردم استفاده می کردند.

    2-    بعضی از علمای متعصب دین که رشد علوم را سبب از دست دادن مرجعیت اجتماعی خود می پنداشتند.

    3-    گروهی از صنف محترم شیادان که با به هم بستن آسمان و ریسمان، خرافات و یا شبه خرافات خود را به نام علم به مردم غالب کرده اند.

    از این میان این 3 گروه، به گروه آخر می پردازم که آن دو گروه دیگر هم نیاز به تتبع بیشتر دارد و هم جرأت فزون تر و البته سری که بیشتر درد بکند....

    شاید شما هم امروزه واژه ی "شبه علم" زیاد به گوشِتان خورده باشد. شبه علم را می توانیم به صورت ساده به عنوان خرافاتی معرفی کنیم که جامه ی علم بر تن خود کرده است. علم امروزی، با درنوردیدن مرزهای کهن، جایگاه مهمی در زندگی بشر پیدا کرده است. رویاهای دیروز را علم مدرن تبدیل کرده است به واقعیتهای زندگی روزمره.... همین جایگاه سبب شده که شیادان سکه های تقلبی خود را به شکل سکه ی علم قالب بزنند تا بلکه بتوانند از مرجعیت علم در جامعه ی امروزی استفاده کرده و دستگاه فکری خود را با مقاومت کمتری در میان مردم جابیندازند.


    آخرین ویرایش: دوشنبه 11 تیر 1397 08:58 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 3 تیر 1397 09:47 ق.ظ نظرات ()
    عادت داشتم غذاهای طبیعی مصرف کنم تا این که دریافتم خیلی ها به دلایل طبیعی می میرند!- ناشناس
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 31 خرداد 1397 09:48 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 31 خرداد 1397 09:18 ق.ظ نظرات ()


     

    ارتباطات بیسیم(1895-1914)

    توسعه تلگراف بیسیم و رادیو ارتباطات نظامی را یک گام بزرگ دیگر به پیش راند: انقلاب دوم ارتباطات تقریبا نیم قرن پس از اولین انقلاب به وقوع پیوست. اکنون پیامها می توانستند به سرعت و به فواصلی فراتر از دید و در واقع به مکانهایی که سیم کشی نشده بودند ارسال شوند. افسران ارتش بریتانیا و نیروی دریایی سلطنتی، مانند هنری جکسون، از جمله کسانی بودند که پیشگام در تحقیقات درباره توانایی نظامی تلگراف بیسیم، با استفاده از سیستم های ابتدایی در شرایط تجربی میدان نبرد بودند. فرانسویها در سال 1899 یک دستگاه بیسیم را بر روی یک فروند قایق توپدار نصب کردند. واحدهای نظامی آلمان در دهه 1890 توسط هم وطنان خودآدولف  آدولف سلابی وگئورگه فون آرکو یاری شدند. معمولا کشتی های تجاری سریعتر از همتایان نظامی خود بیسیم را بکار می بردند. کارهای مارکونی توسط نیروی دریایی سلطنتی و ارتش بریتانیا دنبال می شد، در حالیکه دیو فارست داشت تجهیزات رادیویی خود را به ارتش آمریکا می فروخت. فسندن ارتباطی گسترده با نیروی دریایی ایالات متحده داشت و اغلب دستگاه های خود را بدون پرداخت حق ثبت اختراع استفاده می کرد. آرمسترانگ یکی از نوآوری های کلیدی خود را در حالی که با واحد مخابرات ارتش آمریکا در فرانسه خدمت می کرد، ساخته و به ارتش اجازه داد تا از اختراعش (مدولاسیون فرکانس FM) به صورت مجانی استفاده کند. فرصتی که رادیو برای "کنترل از راه دور" نیروهای زمینی ایجاد کرده بود به ناوگان دریایی نیز اشاعه پیدا کرد.

    برای اولین بار، فرماندهان نیروی دریایی اجازه داشتند تا با کشتی ها و کل ناوگان دریایی در دریاهای دوردست ارتباط برقرار کنند. این امر در ژاپن، و در طی نبرد تسوشیما در سال 1905 اتفاق افتاد و برای اولین بار اهمیت حیاتی استفاده موثر از بیسیم برای کنترل ناوگان جنگی ثابت شد. ناوگان روسیه در این نبرد تقریبا از بین رفته اند. نیروی دریایی سلطنتی و کمی آهسته تر، نیروی دریایی ایالات متحده، مزایای رادیو را برای عملیات دریایی دریافتند، و گسترش و بهبود تجهیزات رادیویی خود را آغازکردند. نیروی دریایی ایالات متحده، که توسط هیئت بیسیم تلگراف از سال 1904 برای هدایت تلاش ها در رسانه ی جدید تعیین شد، تعداد زیادی از ایستگاه های رادیویی را برای بهبود ارتباطات ناوگان خود تأسیس کرد. در حقیقت، نیروی دریایی نقش مهمی در همه تحولات مربوط به فناوری و سیاست گذاری مربوط در آمریکا قبل و در طول جنگ جهانی اول ایفا کرده است. آزمایشگاه بیسیم نیروی دریایی و آزمایشگاه تحقیقات دریایی تبدیل به مراکز توسعه فناوری ارتباطات و آزمایش های کاربردی شدند. اکنون، کشتی ها می توانستند برای درخواست کمک در شرایط اضطراری تماس بگیرند؛ موردی که در حادثه ی تایتانیک در سال 1912 به کار می آمد.

    اختراع شده در سال 1904،اصلاح شده در سال 1906 و شناخته شده در حدود سال 1912، لامپ خلاء (یا "دریچه" در اصطلاح بریتانیایی ها) از حدود 1920 تا زمانی که در دهه 1960 توسط ترانزیستور منسوخ شد، به هسته ی مرکزی ارتباطات بیسیم تبدیل شد. به مدت نیم قرن لامپ های خلاء هسته اصلی بیشتر تجهیزات الکترونیکی نظامی را تشکیل می دادند.

    بریتانیا، با کمک مارکونی، کابل های تلگراف موجود خود را با توسعه زنجیره ای قدرتمند از فرستنده های ببیسیم در اوایل قرن بیستم تقویت کرد. همچنین آنها در طول جنگ با بوئرها در آفریقای جنوبی استفاده محدودی از بیسیم کردند.

    جنگ جهانی اول (1914-1918)

    هر دو نوع ارتباط باسیم و بیسیم اولین آزمایش واقعی نظامی خود را در طی جنگ جهانی اول، به ویژه در جبهه غربی، از سرگذراندند. نبردهای Marne در غرب و Tannenberg در شرق اهمیت ارتباطات خوب را برجسته کرد. اما پس از پایان جنگ متحرک در سپتامبر 1914، ارتشها استفاده از رادیوی تاکتیکی خود، تجهیزاتی که هنوز استفاده از آن بسیار دشوار بود، را محدود کردند. فقط در اواخر جنگ، واحدهای خط شکن تجهیزات رادیویی دریافت می کردند. آلمان رادیو را برای ناوگان هوایی خود امتحان کرد، همانطور که هر دو طرف درگیر در اواخر جنگ ادامه داند، در مورد هواپیماها، ابتدا برای فرستادن پیام از زمین به هوا و سپس برعکس از بیسیم استفاده کردند.

    تکنولوژی رادیوی نظامی در سال 1914 در هر دو طرف مناقشه ابتدایی بود. آنتن بیسیم هدف آشکاری برای دشمن بود و تجهیزات شکننده، سنگین و آسیب پذیر نسبت به وضع هوا یا اقدامات دشمن بودند. بیسیم چی های آموزش دیده ی اندکی وجود داشت و رادیوها به اندازه کافی در دسترس نبودند. ( یک لشکر آمریکایی با 20،000 سرباز به ندرت بیش از شش دستگاه رادیو حتی در سال 1918 در اختیار داشت.) اما بزرگترین مشکل بیسیم نبودن فرماندهان ارشدی بود که مایل به استفاده از آن در شرایط میدان جنگ باشند و یا به آن اعتماد داشته باشند. با سازماندهی ضعیف در ابتدای جنگ، بیسیم چی ها همچنین از رخنه های امنیتی مانند فرستادن پیام های حیاتی به صورت رمزنشده رنج می بردند. یک نگرانی این بود که تمام سیگنال های رادیویی توسط دشمن شنیده می شد و نیاز به سیستم های موثری برای رمز کردن پیام وجود داشت. بریتانیا استفاده از Fullerphone را در جنگ های خندقی آغازکرد تا امکان  تلفن کردن در فواصل کوتاه با کمترین احتمال شنود شدن را داشته باشد.

    در حالی که همه طرفهای درگیر به دنبال "شنود کردن" بودند، بریتانیا به طور موثری جهت یاب رادیویی و تحلیل دقیق ترافیک مخابرات را ،که برای شکستن رمز پیامهای دشمن ضروری بودند، توسعه داد. انگلستان در روزهای نخست جنگ کابل های زیر دریایی آلمان را قطع کرد و دشمن را مجبور به استفاده از فرستادن پیامهای رادیویی کرد که در نتیجه بریتانیایی ها می توانستند آنها را شنودکنند و در نهایت وقتی که توانایی های رمزشکنی شان پیشرفت کرد رمز آنها را بشکنند. با کمک کتابچه های رمز غنیمت گرفته شده از کشتی های آلمانی،  واحد اطلاعات نیروی دریایی سلطنتی و یا کارکنان رمزگشایی اتاق 40، قادر به رمزگشایی بسیاری از پیام های نیروی دریایی آلمان بودند - از جمله "تلگرام بدنام زیمرمن" که از مکزیک می خواست به آمریکا اعلام جنگ بدهد و در نهایت، ایالات متحده را در اوایل سال 1917 وارد جنگ کرد. به هرحال، تا پایان جنگ، رمزنگاری به سختی با مشکلات عملیاتی یکپارچه شد. برای مثال، تلاش های آمریکایی، که بعضی توسط هربرت او یاردلی صورت گرفتند، تنها تا حدی موفقیت آمیز بود.

    همچنین نیروهای دریایی در جنگ جهانی اول استفاده ی گسترده ای از بیسیم را برای کنترل ناوگان پراکنده شده در دریاهای وسیع کردند. در سال 1915 درنبرد ژولتند و در بسیاری از نبردهای دریایی دیگر، دریاسالارها اغلب موفق به استفاده از اطلاعات رادیویی نشدند، و با تکیه بر پرچم، که ممکن است در شرایط نبرد واضح نباشد، پیامهای خود را ارسال می کردند. هنگامی که تجهیزات جرقه-شکافی (1917-1916) با تجهیزات بهتر قوسی و پس از آن (1918) با بیسیمهای مجهز به لامپ خلاء جایگزین شدند، بیسیمهای دریایی بیشتر ارزش یافتند. نیازهای جنگی و رشد تجهیزات مورد نیاز، پیشرفت فنی رادیو را سرعت بخشید. تجهیزاتی که با لامپهای خلاء ساخته شده بودند و در سال 1914 کمیاب بودند (زمانی که استفاده از تلگراف بیسیم منسوخ شده ی جرقه-شکافی هنوز هم گسترده بود)، تا سال 1918 استاندارد شدند، و به شدت قابلیت های ارتباط رادیویی را با اضافه کردن صدا به کدهای مورس افزایش دادند. تا سال 1916، زیردریایی های آلمانی که محدود به حمل بیسیمهای موج بلند حجیم بودند، ناچار به ارتباطات بیسیم برد کوتاه (200-300 مایل) بودند. هنگامی که تکنولوژی لامپ خلاء امکان فرستادن و دریافت پیام به فواصل دور را فراهم کرد، زیردریایی ها حملات خود را دورتر و به عمق اقیانوس اطلس کشاندند. هیچ ناخدایی از کم شدن استقلال خود در اثر توسعه ی بیسیم شکرگذارنبود.

    بیش از رادیو، تلگراف و خطوط تلفن بودند که ارتباطات واحدهای خط مقدم را با پشت جبهه برقرار می کردند. قسمتی از خطوط تلفن 38،000 مایلی که تا سال 1918 توسط شرکت AT & T طراحی و نصب شد مختص نیروهای نظامی بودند و بقیه ی آنها توسط نفرات واحد مخابرات ارتش استفاده می شدند. دختران جذاب به عنوان اپراتورها کار می کردند تا مردان بیشتری بتوانند وظایف رزمی را برعهده بگیرند. از آنجا که خطوط تلفن می توانستند به راحتی در طی نبرد قطع بشوند، فرماندهی و کنترل موثر بیشتر از گذشته به استفاده از پیکها (گاهی سوار بر اسب، دوچرخه، موتورسیکلت، و یا وسایل نقلیه کوچک) یا کبوتر و سگ های نامه بر، متکی بود. به عنوان مثال، یک کبوتر نامه بر، به نام شر امی، به دریافت پیامی کمک کرد که به عملیات نجات معروف "گردان گمشده" یاری رساند. جنگهای ایستای خندقی در جبهه غربی نیز نیاز به استفاده گسترده از سیگنال توسط وسایل آتش بازی (مانند شلیک منور) و سوت برای انتقال نیروها به داخل و یا خارج از خندقها و یا هشدار از حملات شیمیایی داشت.

    یک عنصر جدید در ارتباطات نظامی و جنگ برای اولین بار در تبلیغاتی جنگی و جنگ روانی ظاهر شد. "تبلیغات" یک نوع ارتباط نظامی طراحی شده برای تضعیف روحیه دشمن قبل و در طول عملیات است. تبلیغات سعی می کند تا دستاوردهای نظامی را بدون و یا معمولا در حمایت از عملیات رزمی به دست آورد. در حالی که در میادین جنگی قبل از  قرن نوزدهم از تبلیغات استفاده می شد (بسیاری از منابع تاریخی به تلاش های تبلیغاتی هر دو طرف در جنگ داخلی آمریکا اشاره می کنند)، تبلیغات و جنگ روانی واقعا جایگاه اصلی خود را در طی دو جنگ جهانی به دست  آوردند. با ترسیم درک رو به رشد  تکنیکها و دهشت افکنی، هر دو طرف درگیر شروع به استفاده از انواع مختلف رسانه های ارتباطی برای سست کردن اراده نیروهای دشمن و مردم کشورهایشان کردند. در زمان های گذشته و همچنین بیشتر جنگ های اخیر، تبلیغات در یک شمای مخفی صورت می گرفت. این امر، به عنوان اختلال در فرستنده های رادیویی دشمن به منظور محو پیام هایشان، به شدت به جنگ جهانی دوم گسترش یافت.

    نیروهای واحد مخابرات ارتش آمریکا در زمان حضور در اروپا پنجاه برابر بزرگ شدند. این رشد نیاز به پرسنل آموزش دیده و همچنین یک سازمان رسمی تحقیق و توسعه را ایجاد کرد، به همین منظور این واحد پایگاه فورت مونگوات در نیوجرسی را راه اندازی کردند که تا سال 1974 مدرسه ی اصلی مخابرات این کشور را تشکیل می داد. برنامه های آموزشی گسترده در بیشتر کشورها به راه افتاد که اصول مخابرات بیسیم (و باسیم) را به هزاران نفر آموزش داد. این کارکنان آموزش دیده، در کمک به پیشرفتهای صنعت رادیو در سالهای بعدی، نقش مهمی برعهده گرفتند.

    مترجم رضا کیانی موحد

    منبع:

    https://weaponsandwarfare.com/2018/06/12/military-communications-1895-1918/

     

    آخرین ویرایش: دوشنبه 28 خرداد 1397 09:19 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 28 خرداد 1397 09:29 ق.ظ نظرات ()

    من از قدیم الایام از طرفداران پر و پا قرص مستراشمیت262 بوده ام.... اما به قدری مطلب درباره ی این جنگنده منتشر شده که نیازی نمی بینیم چیزی به آنها اضافه کنم. فقط چند عکسی از برای یادگاری:

    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 خرداد 1397 09:05 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 23 خرداد 1397 08:20 ب.ظ نظرات ()
    General of the Army Omar Bradley.jpg



    عمر بردلی (1893-1981)، ژنرال آمریکایی، یکی از فرماندهان ارشد نیروهای زمینی ایالات متحده در حمله به اروپا در سال 1944 بود.

    عمر نلسون برادلی در 12 فوریه 1893 در کلارکِ میسوری متولد شد و در آکادمی نظامی ایالات متحده تحصیل کرد. او در سال 1915 با درجه ی ستوان دومی به ارتش ایالات متحده آمریکا پیوست. در پایان جنگ جهانی اول او به درجه ی سرگردی رسیده بود. در فاصله ی بین دو جنگ جهانی، برادلی در پست های مختلف ارتش مشغول به کار بود ا زجمله مدرسه ی پیاده نظامدر فورت بنینگِ جورجیا، مدرسه فرماندهی و ستاد فورت لیونورث در کانزاس و کالج نظامی ارتش در واشنگتن. او در سال 1942 به درجه ی سرلشکری را رسید. در سال 1943 او فرمانده ی سپاه دوم نیروی زمینی در کارزار آفریقای شمالی شد. در سال 1943 او در تهاجم به سیسیل شرکت کرد و به درجه ی سپهبدی رسید. در سال 1944 برادلی به فرماندهی ارتش اول برگزیده شد تا به نورماندی و بعدتر گروه ارتش تازه تاسیس دوازدهم را تا انتهای جنگ در تحت فرمان او قرار دادند. او در ماه مارس 1945 به درجه ی ارتشبدی رسید. سه ماه بعد او به عنوان رئیس اداره ی کهنه سربازان منصوب شد.
    پس از اینکه در سال 1948رئیس جمهور هری ترومن جای خود را به ژنرال آیزنهاور داد عمر برادلی جای خالی آیزنهاور را به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش پرکرد. از سال 1949 تا زمان بازنشستگی اش از ارتش در سال 1953، برادلی رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح و مشاور ارشد نظامی رییس جمهور بود. برادلی در سال 1950 به درجه ی ژنرال 5 ستاره ارتقا یافت. او در 8 آوریل 1981 در نیویورک سیتی مرد. یک زندگینامه از او به نام داستان سرباز در سال 1951 منتشر شده است.

    مترجم رضا کیانی موحد

    منبع : دانشنامه چند رسانه ای انکارتا

    آخرین ویرایش: دوشنبه 21 خرداد 1397 08:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 23 خرداد 1397 12:29 ب.ظ نظرات ()

    بحث با ناقص خیالان شیوه استاد نیست

    علم افلاطون حریف جهل مادر زاد نیست

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 خرداد 1397 12:29 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 237 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...