شنبه 8 فروردین 1394 05:28 ب.ظ نظرات ()

قسمت اول

قسمت دوم

سواران و پیادگان

تاکتیک های جنگ سواره ایبریایی  نشان می دهد سواران معمولا نخست به دشمن نزدیک شده و اقدام به پرتاب زوبین می کردند ، سپس به فاصله ای امن عقب می نشستند و همین کار تکرار می شد . پس از تضعیف و درهم ریختن صفوف دشمن به اندازه کافی حمله با نیزه شروع می شد ( نیزه های بلند و تمام فلزی قرون وسطا   ( lance )تا قرن 11 میلادی وارد اسپانیا و پرتغال  نشد ) .

سه نوع شهسوار وجود داشت : شهسواران سلطنتی ، نجیب زادگان و شهسواران عادی . شهسواران سلطنتی نجیب زادگانی بودند که  با شاه خویشاوندی داشتند و دارای  نسب گوتیک محسوب می شدند .

شهسواران سلطنتی تجهیزاتی شبیه اجداد خود داشتند :  زره ، سپر بادبادک شکل ، شمشیر بلند ویژه سواران ،زوبین و نیزه ، و تبر ویزیگوتی . شهسواران نجیب زاده از طبقات اجتماعی بالا بودند ، در حالی که شهسواران عادی هر چند نجیب زاده نبودند ، سرمایه و ثروت کافی برای خرید و نگه داری اسب در اختیار داشتند . این شهسواران در اروپا همتایی شبیه خود نداشتند . آنان میلیشیاهای سواره ای بودند که با فئودال ها رابطه چندانی نداشتند و مستقیما تحت فرمان شاه بودند .

هم شهسواران  عادی و هم نجیب زادگان زره چرمی می پوشیدند و زوبین ، نیزه ، سپرهای گرد ( تحت تاثیر سپرهای مورها )  و شمشیر حمل می کردند .

دهقانان عادی تحت فرمان زمین داران بزرگ به جنگ می رفتند . آنها تجهیزات مناسبی نداشتند . کمان ها ، نیزه ها و شمشیرهای کوتاه آن ها کیفیت چندانی نداشت . دهقانان بیشتر به عنوان نیروی کمکی استفاده می شدند . نقش آن ها در درگیری ها نگه داشتن نیروهای دشمن تا زمان شروع حمله سواره نظام و جلوگیری از حمله پیاده نظام دشمن به سواران خودی بود .

کمان بلند ، کمان ترکیبی و کمان های زنبورکی توسط پیادگان مورد استفاده قرار می گرفتند .

زره ها معمولا از چرم به همراه پولک های فلزی ساخته می شدند . خفتان های فلزی کم یاب بود و برگستوان اسبان در اسپانیا اصلا شناخته شده نبود . کلاه خود های گرد با محافظ بینی  ( برگرفته از کلاه خود وایکینگ ها که در قرون 8 و نهم به مناطق مختلف اروپا حمله کردند ) در ایبری رواج داشت . سپرها معمولا گرد یا بیضی شکل بودند ، اما شهسواران از سپرهای بابادک شکل بهره می بردند . سپرها نقوشی هندسی مانند صلیب و ضربدر  داشتند و از چوب و روکش های چرمی ساخته می شدند .

شمشیرهای آهنی رایج ترین سلاح به شمار می رفتند . سواره نظام از شمشیرهای بلند دو لبه و پیاده های از شمشیرهای کوتاه یک لبه استفاده استفاده می کردند . نیزه ها و زوبین ها طولی بیش از 1.5 متر داشتند .

تبر دو تیغه ای که تیغه ای آهنی و بسیار برنده داشت به منظور استفاده در درگیری نزدیک و یا پرتاب به سوی دشمن طراحی شده بود . گرز و چکش رواج چندانی نداشت ، هر چند نمونه هایی از  دوره قرون وسطا باقی مانده است و ممکن است مورد استفاده برخی سواران ایبریایی بوده باشد .

سربازان مزدور  نیز نقشه برجسته ای در تاریخ نظامی شبه جزیره ایبری داشتند . نورس ها ( جنگوجویان اسکاندیناویایی) ، نیزه داران فلاندری ، شهسواران فرانک ، کمانداران سواره مور و سواران سبک اسلحه بربر  نیروهای مزدور قابل دسترسی بودند که حاکمان ایبریایی از آنان بهره می جستند .

 


تغییرات فناورانه

شیوه های ذکر شده تا قرن 11 میلادی در شبه جزیره شکل رایج جنگیدن بود . در قرن 11 ام نیزه های تمام فلزی بلند و تاکتیک های مربوط به نحوه رزم با آن ها از فرانسه به ایبری راه یافت . با این حال سواران سبک زوبین افکن هم چنان در صحنه باقی ماندند . در قرون 12 و 13 سربازان معمولا شمشیر ، یک نیزه بلند ،زوبین و یا کمان های بلند و زنبورکی به همراه پیکان های مورد نیاز حمل می کردند . زره های حلقه ای فلزی بر روی پوشش دو لایه پارچه ای پوشیده می شدند و تا زانو را پوشش   می دادند . کلاه خودهای ساده و یا لبه دار فلزی و مچ بندها و زانوبندهای فلزی یا چرمی نیز رواج یافتند .

سپرها اکنون بیشتر گرد یا مثلثی شکل بودند ، از چوب ساخته می شدند و با روکش چرمی یا نوارهای فلزی تقویت می شدند . بر روی سپرهای شهسواران و نجیب زادگان علامت های خاندانی نقش می شد . شهسواران از روش های سواری مسلمانان ( با امکان کنترل بهتر روی اسب ) و فرانسوی ها ( با امنیت بیشتر ) پیروی می کردند . اسب ها هم پوشش محافظ بر تن داشتند .

 شرکت در جنگ های صلیبی  و فرقه های نظامی

در قرون وسطای پسین ، جنگ با مورها در ایبری در ارتباط با سایر بخش های دنیای مسیحیت بود . رکونکویستا در حقیقت یک جنگ توسعه طلبانه صرف بود . بعدها بود که  رکونکویستا شکل جنگ مذهبی  آزادی بخش به خود گرفت . دستگاه پاپی و شبکه تاثیر گذار صومعه هایی که از صومعه کلونی بورگوندی الهام گرفته بودند نه تنها به جنگ جنبه ای معنوی می بخشیدند بلکه شهسواران مسیحی را به جنگ با مورهای ( بی ایمان ) و اجتناب از درگیری های داخلی تشویق می کردند .

از قرن 11 ام به بعد آمرزش گناه از راه پرداخت پول به کلیسای کاتولیک و یا جنگ برای گسترش قلمرو مسیحیت رواج یافت : گمان می رود پاپ الکساندر دوم به شرکت کنندگان در حمله به بارباسترو  ( بخش تحت کنترل مسلمانان در آراگون ) یک دوره آمرزشی عمومی وعده داد . سی سال بعد پاپ اوربان دوم فرمان جنگ صلیبی اول را صادر کرد . البته صحت این داستان توسط مورخان تا حد زیادی مورد تردید قرار گرفته است .

سند روشنی مبنی بر نقش صومعه های کلونیاک در انتشار این نامه منسوب به پاپ در اروپا وجود ندارد . اسم نامه با قلعه وولتورنو در کامپانیا  شباهت هایی داشت اما این هم مدرک خوبی نیست . تا زمان تشکیل شورای کلرمونت در سال 1095 مفهوم نظامی رکونکویستا مطرح نشد .

علاقه دستگاه پاپی به مداخله در روابط مسلمانان و مسیحیان در شبه جزیره ایبری سابقه قبلی هم داشت : پاپ لئوی چهارم ( 855-847 ) ، پاپ جان هشتم (882-872 ) و جان نوزدهم  ( 1033- 1024 ) همگی در امور ایبری دخالت داشتند .

اما دستگاه پاپی شکی در مورد پاداش بهشت برای شهسوارانی که در راه مسیح می جنگند باقی نگذاشت : اوربان دوم در نامه ای تلاش کرد رکونکویستادورها  ( بازپس گیرندگان ) یی را که در تاراگونا  مشغول جنگیدن بودند در آن جا نگه دارد و ترغیب کند که به جنگ در ایبری علاقه ای بیشتر از رهسپار شدن برای فتح اورشلیم ( بیت المقدس ) نشان دهند . اوربان در این نامه اظهار داشت اجر جنگیدن در ایبری کم تر از تلاش برای فتح اورشلیم نیست . پاپ همان آمرزشی را که در انتظار صلیبیان مشارکت کننده در جنگ اول صلیبی بود به شهسواران ایبریایی وعده داد .

بعدها گروه های رزمی خاصی مانند شهسواران سانتیاگو ، شهسواران مونتسا  ، شهسواران کالاتراوا  و شهسواران معبد در شبه جزیره ایبری تشکیل شدند یا به آن جا عزیمت کردند . پاپ های رم شهسواران اروپایی را به جهاد و جنگ صلیبی در ایبری فرا  می خواندند . پس از فاجعه شکست سخت صلیبیان در نبرد آلارکوس از موحدون ، نیروهای فرانسوی ، ناواری ، کاستیلی ،پرتغالی و آراگونی برای مقابله با مسلمانان شبه جزیره متحد شدند  و سرانجام در نبرد تعیین کننده لاس ناواس دتولوسا در سال 1212  متحدان صلیبی پیروزی بزرگی کسب کردند . در پی این پیروزی قلمرهای بزرگی به فرقه های نظامی ذکر شده  و نجیب زادگان اهل  لاتیفوندیا  و آلن تجو تعلق گرفت .


 قلمرو موحدون و دولت های اطرافش از جمله پادشاهی های مسیحی ناوار ، آراگون ،کاستیل ، لئون و پرتغال ،حدود سال 1200