یکشنبه 17 خرداد 1394 03:53 ق.ظ نظرات ()

موقعیت جغرافیایی گوس گرین در میان مجمع الجزایر فالکلند

تاریخ:28-29 می 1982

محل: گوس گرین و داروین در جزایر فالکلند

نتیجه: پیروزی بریتانیا

متخاصمین

بریتانیا

آرژانتین

فرماندهان

فرمانده ی هنگ دوم چترباز: سرهنگ دوم هربرت جونز (کشته شد)

سرگرد کریس کیبل(معاون جونز)

فرمانده ی گروهان آلفا: سرگرد فرار هاکلی

فرمانده ی گروهان براوو: سرگرد کروسلند

فرمانده ی گروهان چارلی: سرگرد جنر

فرمانده ی گروهان دلتا: سرگرد نه آمی

فرمانده ی هنگ 12 ام پیاده نظام: سرهنگ دوم ایتالو پیاجی(اسیرشد)

فرمانده گروهان رنجرهنگ 25 ام پیاده: سرهنگ دوم محمدعلی زین الدین

فرمانده ی افراد پدافند هوایی: ویلسون پدروزا

استعداد رزمی

690 نفر

پشتیبانی آتش ناوچه ی اچ.ام.اس آرو

3 قبضه توپ 105 میلیمتری

4 نفر از سرویس ویژه ی هوابرد

790 نفر از نیروی زمینی(هنگ دوازدهم پیاده گروهان چارلی از هنگ 25ام پیاده)

3 یا 4 قبضه توپ 105 میلیمتری

202 از نیروی هوایی(عناصری از آتشبار 601 ضدهوایی به همراه توپهای 20 و 35 میلیمتری)

10 نفر از نیروی دریایی

 

تلفات

17 نفر کشته

64 نفر مجروح

47 نفر کشته

145 نفر مجروح

961 نفر اسیر

 

Goose Green school.jpg

 مدرسه ی داروین در حال سوختن در اثر اصابت ضدهوایی های آرژانتینی و خمپاره های چتربازان بریتانیا

مهاجمین

در روز بیست و یکم می 1981 فرماندهان نیروی دریایی بریتانیا به این نتیجه رسیدند که جزایر فالکلند را به اندازه ی کافی برای پیاده کردن سربازانشان أمن کرده اند. برای عملیات آبی-خاکی یک بندرگاه طبیعی ،با نام سن کارلوس، در قسمت غرب جزیره ی شرقی انتخاب شد. قرار شد که پس از پیاده شدن نیروهای انگلیسی در این ساحل آنها را به وسیله ی هلیکوپتر تا نزدیکی بندراستنلی حمل کنند و پس از آن حمله ی نهایی برای بازپس گیری استنلی آغاز شود. اما حمله ی هوایی آرژانتینی ها به کشتی باری آتلانتیک کانوییر ،که هلیکوپترهای مورد نیاز عملیات هلی برد را در عرشه ی آن جای داده بودند، و غرق شدن آن شرایط نبرد را به کلی تغییر داد. فرمانده ی عملیات زمینی ،سرتیپ تامپسون، تصمیم گرفت تا واحدهای چترباز و کماندو به جای عملیات هلی برد با پای پیاده به استنلی بروند.

در حالیکه بدنه ی واحدهای زمینی در حال حرکت به سمت شرق بودند تا مسیر 80 کیلومتری تا استنلی را طی کنند، گردان دوم از هنگ دوم چترباز نیروی زمینی سلطنتی با یک چرخش 90 درجه به سمت جنوب به راه افتاد تا مواضع آرژانتین را در ناحیه ای به نام گوس گرین اشغال کند.

گوس گرین ناحیه ی مسکونی کوچکی ،با جمعیت 100 نفر، بود که در 21 کیلومتری جنوب سان کارلوس واقع شده و دارای یک بندرگاه و فرودگاه کوچک بود. آرژانتینی ها پس از اشغال فالکلند باند فرودگاه گوس گرین را به پرواز هواپیماهای پشتیبانی نزدیک پوکارا اختصاص داده بودند. آنها یک سربازخانه ی کوچک در گوس گرین مستقر کرده بودند. ارتفاعات نه چندان بلند داروین ،که در شمال گوس گرین واقع شده بود، یک دیوار دفاعی طبیعی برای آرژانتینی ها فراهم کرده بود. در روز 26 می آرژانتینی ها با اعزام قسمت اعظم هنگ 12 ام پیاده به این ناحیه سربازخانه ی گوس گرین را تقویت کرده بودند. آنها در خط الرأس ارتفاعات داروین آشیانه های مسلسل ایجاد کرده بودند و سربازانشان با حفر سنگر در لاک دفاعی فرورفته بودند. واحدهای توپخانه و خمپاره اندازی که در پشت سر آنها قرار داشتند وظیفه ی پشتیبانی از مواضع مقدم آرژانتینی ها را برعهده داشتند.

با وجود فاصله ی کمی که گوس گرین از محل پیاده شدن بریتانیایی ها در ساحل سن کارلوس داشت آرژانتینی ها هیچ اقدام بازدارنده ای را بر علیه مهاجمین انجام ندادند. شاید آنها منتظر بودند تا حرکت بریتانیایی ها به سمت شرق آغاز شود تا از پشت سر به آنها حمله کنند. پس، حمله به گوس گرین و پاکسازی آن یک حرکت پیشگیرانه بود تا از محاصره شدن نیروهای اعزامی به استنلی جلوگیری کند. البته این فقط جنبه ی ظاهری قضیه بود. از یک طرف ضرباتی که توسط خلبانان آرژانتینی بر نیروی دریایی سلطنتی واردشد سبب شد تا کابینه ی این کشور به فرماندهان نظامی فشار بیاورند تا هر چه زودتر یک پیروزی چشمگیر برای قانع کردن افکار عمومی به دست آورند. از سوی دیگر، رقابت بین نیروی دریایی و نیروی زمینی سبب شد تا چتربازان نیروی زمینی نسبت به اجرای این حمله اصرار داشته باشند تا اولین پیروزی در نبردهای زمینی را به نام خودشان ثبت کنند و این افتخار را از چنگ کماندوهای نیروی دریایی بربایند.

روز 25 می از طرف سرتیپ تامپسون به عنوان روز اجرای حمله تعیین شد. در طرح اولیه قرار بود تا چتربازان با یک ضربت تلفاتی به آرژانتینی ها وارد کنند و بلافاصله عقب نشینی کنند. اما بعدتر طرح اولیه تغییر کرد و چتربازان موظف شدند تا تمام منطقه را پاکسازی کنند. این تغییر در طرح بیشتر مدیون فشارهای فرمانده ی هنگ دوم چترباز ،سرهنگ دوم جونز، بود. او گمان می کرد که با اجرای یک شبیخون غافلگیرانه می تواند به سرعت از ارتفاعات داروین عبورکرده و تا ظهر فردا تمام شهر را پاکسازی کند. مشکل اصلی جونز این بود که اطلاعات کاملی از مواضع آرژانتینی ها و نیروهایی که به تازگی به منطقه اعزام شده بودند نداشت. برای این مأموریت ،که بار آن چند برابر طرح اولیه شده بود، هیچ واحد اضافه ای در نظرگرفته نشد. به علاوه، به دلیل کمبود هلیکوپتر پشتیبانی هوایی اندکی برای این عملیات منظور شد. از سوی دیگر چتربازان ناچار بودند تا قسمت عمده ای از تجهیزات و مهمات خود را در ساحل سن کارلوس به جای بگذارند و تنها به اندازه ی 2 روز نبرد مهمات و آذوقه با خود بردارند.

نیروی مهاجم شامل 3 گروهان چترباز، یک گروهان گشتی و یک گروهان لجستیک و گروهان فرماندهی سرهنگ دوم هربرت جونز از گردان دوم هنگ دوم چترباز بودند. قرار بود پشتیبانی از چتربازان به 3 روش انجام بشود. در مرحله ی اول قرار شد تا ناوچه ی اچ.ام.اس آرو در هنگام نیاز آتش تهیه ی مورد نیاز عملیات را تأمین کند. از طرف دیگر 3 قبضه توپ 105 میلیمتری از هنگ 29 ام کماندوی نیروی دریایی به پشتیبانی آتش این عملیات اختصاص داده شدند. دست آخر قرار شد که اگر شرایط آب و هوا مناسب باشد تعدادی از هاریرهای نیروی هوایی ،که به تازگی توسط ناو هواپیمابر هرمس به منطقه آورده شده بودند، به صورت آماده باش در حال پرواز باشند تا در صورت نیاز مواضع دشمن را بمباران کنند. وظیفه ی دفاع هوایی از منطقه بر عهده ی سی هاریرهای نیروی دریایی گذاشته شد.

4 نفر از افراد سرویس ویژه ی هوابرد ،به فرماندهی سرجوخه تریور بروکز، توانسته بودند در منطقه ی تحت پوشش گروهان الفا از هنگ دوازدهم نفوذ کنند و یک پست دیده بانی در آنجا ایجاد کنند. آرژانتینی ها از این پست دیده بانی آگاهی نداشتند و بروکز به مدت 2 هفته توانست از دید هلیکوپترها و کشتی های آرژانتینی مخفی بماند و تحرکات دشمن را به فرماندهان نیروی دریایی سلطنتی گزارش دهند. در روز 21 می به عنوان یک حرکت ایضایی در هنگام پیاده شدن بریتانیایی ها در ساحل سان کارلوس اسکادران دلتا از سرویس ویژه ی هوابرد به مواضع آرژانتینی ها در تپه ی داروین حمله کرد و وانمود کرد که یک واحد بزرگ در حال حمله می باشد.

مدافعین

بدنه ی اصلی مدافعین آرژانتینی ،که با نام نیروی مرسدس شناخته می شدند، شامل هنگ دوازدهم پیاده ،به فرماندهی سرهنگ دوم ایتالو پیاجی، و یک گروهان رنجر از هنگ 25 ام پیاده به فرماندهی سرهنگ دوم محمدعلی زین الدین بودند. زین الدین به عنوان پدر نیروی مخصوص آرژانتین شناخته می شد. او در طی یک دوره ی آزمایشی در ماه مارس 82 گروهی از سربازان وظیفه را انتخاب کرد و به آنها "کلاه سبز" مخصوص کماندوها را اعطا کرد. زین الدین به صورت غیر رسمی واحد خود را "هنگ 25 ام پیاده ی مخصوص" نامیده بود. کشیش هنگ دوازدهم ،پادره سانتیاگو مورا، بعدتر نوشت: "سربازان هنگ 25ام پیاده مشتاق جنگ بودند و می خواستند که با افتخار از یکدیگر دفاع کنند. [اما] سربازان هنگ دوازدهم جنگیدند چرا که به آنها گفته شده بود که باید بجنگند. البته شجاعت آنها کمتر [از همتایانشان] نبود، آنها به صورت قابل ستایشی آرام بودند."

موضع خمپاره انداز مدافعین آرژانتینی

دفاع ضدهوایی در برابر هواگردهای بریتانیایی توسط 6 قبضه توپ 20 میلیمتری راین متال ،که توسط پرسنل نیروی هوایی آرژانتین هدایت می شدند، و دو قبضه توپ 35 میلیمتری اورلیکن از گردان 601 ام ضدهوایی انجام می شد. این توپها در مراحل نهایی نبرد بر علیه پیاده نظام دشمن بکارگرفته شدند. آنها همچنین 4 قبضه هویتزر 105 میلیمتری کوهستانی متعلق به هنگ چهارم توپخانه ی هوابرد را برای پشتیبانی در اختیار داشتند. هواپیماهای پوکارا ،مسلح به راکت و ناپالم، از فرودگاه استنلی وظیفه ی پشتیبانی هوایی این افراد را برعهده داشتند. در روز چهارم می جتهای سی هاریر نیروی دریایی سلطنتی از ناوهواپیمابر هرمس برخواسته بودند و به باند فرودگاه و تأسیسات آن در گوس گرین حمله کردند. در طی حمله، یک فروند سی هاریر با آتش توپ اورلیکن به زیرکشیده شد و خلبان آن سروان نیک تایلور کشته شد. بدن او توسط ساکنین بومی یافته شد و با تشریفات نظامی به خاک سپرده شد. تا روز 27 می هاریرهای  نیروی هوایی سلطنتی بر فراز گوس گرین فعال بودند. یکی دیگر از آنها در طی نبرد و زمانی که توسط چتربازان به کمک فراخوانده شد توسط اورلیکن سقوط کرد.


 

نبرد

http://wars-and-history.persiangig.com/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7/%D8%AC%D9%86%DA%AF%20%D9%81%D8%A7%D9%84%DA%A9%D9%84%D9%86%D8%AF/460px-Goose_Green_mapa1.png

نبرد گوس گرین نقشه ی 1

درست در ساعت 2:30 بامداد روز 28 می حمله ی هنگ دوم چترباز برای اشغال مواضع آرژانتینی ها در گوس گرین آغازشد. گروهان آلفا از هنگ دوازدهم پیاده تحت فرمان ستوان یکم خورخه مانرسا توسط 2 جوخه ی پیاده و یک جوخه ی خمپاره انداز از منطقه ی داروین پارک دفاع می کرد. به مدت 90 دقیقه مواضع مقدم آرژانتینی ها توسط توپهای شلیک شده توسط ناوچه ی آرو زیر ضرب قرارگرفتند. دوازده نفر از مدافعین آرژانتینی کشته شدند. جوخه ی تحت فرمان ستوانیار مالاکلزا سعی کرد در تپه ی بورنتساید حرکت مهاجمین را کند.

گروهان دلتا تحت فرمان سرگرد نه آمی موقتا توسط مواضع دفاعی تپه ی تاج گذاری متوقف شد. دو نفر از افراد او ، سرجوخه گاری بینگلی و سرباز یکم باری گریلینگ، سعی کردند با نارنجک به یک آشیانه ی مسلسل آرژانتینی ها حمله کنند تا راه را برای همقطاران خود بازکنند. هر دو نفر در 10 متری مسلسل مورد اصابت گلوله قرارگرفتند اما قبل از آن توانستند خدمه ی مسلسل را از پای درآوردند. بینگلی از ناحیه ی سر تیر خورد و گریلینگ از ناحیه ی باسن. با خاموش شدن مسلسل دشمن چتربازان توانستند مواضع آرژانتینی ها را پاکسازی کنند.

سپس  چتربازان حرکت خود را به سوی جنوب از طریق پارک داروین ادامه دادند. آرژانتینی ها در طول تپه ی داروین یک سلسله مواضع دفاعی ایجاد کرده بودند. هنگامی که گروهان های آلفا و براوو از تپه ی تاج گذاری به سمت جنوب به راه افتادند توسط مسلسلهایی که پنهان شده بودند زیر آتش قرارگرفتند. استوار یکم خوان کارلوس کوهلو توانست باقیمانده ی گروهان آلفا را ،که در حال عقب نشینی بودند، جمع کرده و سازمان دهی کند. او در طول روز به شدت زخمی شد.

اولین حمله ی بریتانیایی ها با آتش افراد جوخه ی ستوانیار ارنستو پلوفو از هنگ دوازدهم پیاده متوقف شد. سرجوخه اسوالدو فاستینو اولموس از هنگ 25 پیاده حاضر نشدن سنگر خود را ترک کند و به شلیک کردن به سوی چتربازان در حال پیشروی ادامه داد. ظاهرا سرهنگ دوم جونز توسط سرجوخه اولموس کشته شده است.

در این هنگام پیشروی چتربازان متوقف شده بود. گروهان آلفا در پایین تپه ی داروین بودند و آرژانتینی ها در بالای تپه در سنگر های خود بر آنها مسلط بودند. حال خورشید بالا آمده بود و جونز سعی کرد یک حمله بر علیه مواضع آرژانتینی ها انجام دهد. این حمله ی بی حاصل سبب کشته شدن آجودان جونز ،سروان وود، فرمانده ی دوم گروهان آلفا ،سروان دنت، و سرجوخه هاردمن شد.

اندکی پس از این حمله، جونز و محافظش در حالی  که  به سمت غرب می دویدند دیده شدند. او تفنگش را برای آخرین بار بازدید کرد و به سمت سنگر آرژانتینی ها در بالای تپه هجوم برد. سربازان جونز او را دیدند که تیر خورد، بر زمین افتاد، ایستاد و دوباره تیر خورد. او در نزدیکی سنگر آرژانتینی ها بر زمین افتاد و کمی بعد جان سپرد. پس از مرگ جونز سرگرد کریس کیبل فرماندهی هنگ دوم چترباز را برعهده گرفت.

با کشته شدن جونز سربازانش درخواست تخلیه ی او را کردند اما هلیکوپتری که برای بردن جسد جونز وارد منطقه شد توسط یک فروند پوکارای آرژانتینی سرنگون شد. خلبان هلیکوپتر کشته شد و کمک خلبان آن از هر دو پا مجروح شد.

'H' Jones.jpg

آر.وی جونز

تپه ی داروین

ساعت 10:30 صبح شده است و سرگرد دیار فرار-هاکلی سعی می کند گروهان آلفا را در سومین حمله برای گرفتن ارتفاعات رهبری کند اما شکست می خورد. دست آخر چتربازان ،که دیدشان توسط مه کور شده بود، توسط آتش جوخه ی اول از گروهان چارلی هنگ 25ام ،به فرماندهی ستوان دوم روبرتو استاوز، به عقب رانده شدند. در طی این زد و خورد استاوز آتش توپخانه ی 105 میلیمتری و خمپاره اندازهای آرژانتینی را بر علیه چتربازان هدایت می کرد. خمپاره اندازان هنگ دوم چترباز 1000 گلوله ی خمپاره برعلیه آرژانتینی ها شلیک کردند و اجازه ندادند که مدافعین آرژانتینی فشار بیشتری بر چتربازان وارد کنند.

قبل از اینکه چتربازان حرکت خود را از سربگیرند ظهر فرارسید. چتربازان گروهان آلفا،که توسط فداکاری فرمانده ی خود تشجیع شده بودند، انتهای شرقی مواضع آرژانتینی ها را پاکسازی کردند و راه خود را بازکردند. دو نبرد همزمان در اطراف تپه ی داروین در جریان بود. یک نبرد به سمت خلیج داروین و دیگری در مقابل تپه ی بوکا. جوخه ی سوم از گروهان چارلی از هنگ هشتم ،به فرماندهی ستوانیار گیولرمو ریکاردو آلیاگا، این تپه را در اختیار داشت. این تپه پس از یک نبرد سخت توسط گروهان براوو ،به فرماندهی سرگرد جان کروسلند، و با پشتیبانی جوخه ی ضدتانک فتح شد. کروسلند باتجربه ترین فرمانده ی بریتانیایی حاضر در صحنه ی نبرد بود و گفته می شد که با خونسردی و نشاط سربازانش را بر علیه دشمن فرماندهی کرده است. همزمان با سقوط تپه ی بوکا، گروهان آلفا بر مواضع مدافعین در تپه ی داروین غلبه کردند.

فرودگاه

پس از فتح تپه ی داروین گروهان های چارلی و دلتا راه خود را به سوی فرودگاه کوچک منطقه و مدرسه ی واقع شده در شرق فرودگاه گشودند در حالیکه گروهان براوو راه خود را به سمت جنوب ،ناحیه ی مسکونی گوس گرین، ادامه می دادند. گروهان آلفا در تپه ی داروین باقی ماند. گروهان چارلی زیر آتش توپ ضدهوایی اورلیکن آرژانتینی ها قرارگرفت و متحمل تلفات سنگینی شد.

جوخه ی دوازدهم از گروهان دلتا تحت فرمان ستوان جیمز باری نبرد خونباری را در فرودگاه شاهد بود. آنها در کمین یکی از جوخه های هنگ 25ام افتادند. یکی از چتربازان وقایع را به سرگرد نه آمی گزارش کرد. درجه دار جوخه با مسلسل به مدافعین حمله کرد و 4 نفر از آنها را از پای درآورد. سرباز یکم گراهام کارتر افراد جوخه اش را دوباره سازمان داد تا فرودگاه را تسخیر کنند.

جوخه ای که از فرودگاه دفاع می کرد در حالی عقب نشستند که سرگروهبان اسماعیل گارسیا عقب نشینی آنها را در برابر مهاجمین با آتش مسلسل خود پوشش می داد. در این حمله 4 نفر از چتربازان از گروهان دلتا و در حدود 6 نفر از مدافعین کشته شدند. گروهان چارلی برای اشغال مدرسه تلفاتی نداد اما سرجوخه استیو دیکسون از گروهان دلتا توسط شلیک توپ اورلیکن به سینه اش کشته شد. توپ ضدهوایی مدرسه را ،که پناهگاه مهاجمین شده بود، به خرابه ای تبدیل کرده بود.

با آغاز شب سرگرد کریس کیبل دو نفر از اسرای آرژانتینی را با پیغامی به سوی فرمانده ی مدافعین گوس گرین فرستاد:

1-    شما می توانید بدون قید و شرط و با زمین گذاشتن سلاح هایتان تسلیم شوید. بدین منظور تا ساعت 8:30 به وقت محلی فرصت دارید.

2-    می توانید از تسلیم شدن خودداری کنید و پیامدهای متعاقب آن را بپذیرید. بر اساس قوانین ژنو شما مسئول جان ساکنین گوس گرین هستید.

گروهان جولیت از هنگ 42ام کماندوی نیروی دریایی برای تقویت هنگ دوم چترباز از طریق هوا به منطقه اعزام شد. همزمان گروهان براوو از هنگ ششم نیز توسط هلیکوپتر به گوس گرین منتقل شد.

روز بعد سرهنگ دوم پیاجی و تمام افرادش تسلیم شدند. بعدتر او با رسوایی از ارتش اخراج شد. او در کتابی که بعدتر نوشت ادعا کرد که تقصیر این شکست برعهده ی فرماندهان مستقر در استنلی بوده است که واحد رزمی او را بدون مهمات و تجهیزات رها کرده بودند. این پیروزی 14 ساعته به قیمت از دست دادن جان 17 نفر و مجروح شدن 64 نفر به دست آمد. تلفات آرژانتینی ها عبارت بود از 32 کشته و 70 نفر مجروح.

رسوایی ارتش آرژانتین

سالها بعد از پایان جنگ افسران و درجه داران آرژانتینی متهم شدند که در نبرد گوس گرین اسباب مرگ سربازان وظیفه ی خود را فراهم کرده اند. سخنگوی سربازان معترض ،ارنستو آلانسو، در مصاحبه ای اعلام کرد: افسران ما بزرگترین دشمن ما بودند. آنها برای خود ذخیره ی بزرگی از ویسکی فراهم کرده بودند اما برای جنگ آماده نشده بودند. البته افسران و درجه دارانی هم بودند که در پی آسایش سربازان وظیفه بودند، به خوبی جنگیدند و سعی کردند که روحیه ی سربازان را بالا ببرند.

در سال 2009 محاکمه ای برای 70 نفر از افسران و درجه داران ارتش آرژانتین به خاطر اقدامات ضدانسانی بر علیه سربازان وظیفه در طی جنگ فالکلند برگزار شد. 32 نفر شهادت دادند که یک سرجوخه به یک سرباز وظیفه شلیک کرد و او را کشت. 4 سرباز دیگر در اثر گرسنگی جان خود را از دست دادند. گزارش شده بود که یک سرباز وظیفه در اثر گرسنگی مرده است. البته متهمان نیز ادعا می کردند که این شهادتها دروغ می باشد و درنهایت بعضی از شاهدان شهادت خود را پس گرفتند.

نتیجه

سرهنگ دوم جونز در خلیج آژاکس دفن شد اما بعدتر جسد او را به مقبره ی سربازان بریتانیا در خلیج سنت کارلوس منتقل کردند. او پس از مرگ به مدال صلیب ویکتوریا رسید. تعداد دیگری از چتربازان نیز به مدال رسیدند. سرگرد کیبل علی رغم اینکه توانست در صحنه ی نبرد به خوبی جای جونز را  پر کند و سربازانش را هدایت کند توسط سرهنگ دوم دیوید چانلدر جایگزین شد.

 

منابع

 

http://www.naval-history.net/F48-2_Para_Battle_for_Goose_Green.htm

http://www.thenewscentre.co.uk/falklands/goose.htm

http://www.raf.mod.uk/history/GooseGreen-Thefirstmajorlandvictory.cfm

http://www.historylearningsite.co.uk/battle_goose_green.htm