پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 12:09 ب.ظ نظرات ()


رضا کیانی موحد

ژنرال جوزف کامهوبر (1896-1986) اولین فرمانده ی جنگنده های شبانه ی لوفت وافه در طی جنگ جهانی دوم بود و توانست اولین سیستم دفاع شبانه ی موثر را برای آلمان سازمان دهد.

Bundesarchiv Bild 146-1985-017-36, Josef Kammhuber.jpg

ژنرال کامهوبر

کامهوبر در توبلینگ باواریا در خانواده ای مزرعه دار به دنیا آمد. در زمان جنگ جهانی اول او 18 سال داشت و به گردان مهندسی باوریا پیوست. جوزف در نبرد وردن (1916) شرکت داشت و یک سال بعد به درجه ی ستوان دومی رسید. پس از شکست آلمان و با امضای پیمان ورسای قرار شد تا این کشور تنها یک ارتش کوچک کوچک و محدود داشته باشد و جوزف جوان این شانس را داشت که در این ارتش کوچک باقی ماند. کامهوبر در سال 1925 به درجه ی ستوان یکمی رسید. در سال 1929 کامهوبر را برای فراگیری فن خلبانی انتخاب کردند. او به درجه ی سروانی رسید و برای آموزش بیشتر در سالهای 1930 تا 1931 به صورت مخفی به روسیه ی شوروی فرستاده شد. پس از بازگشت از روسیه کامهوبر به ستاد ژنرال والتر ویور ،که در حال سازماندهی مرکز بمب افکنهای استراتژیک بود، پیوست. طرح  ویور در سال 1938 با مرگ او کنار گذاشته شد. در سال 1938 کامهوبر به درجه ی سرهنگی رسید.

پس از اینکه آشکار شد که نیروی هوایی سلطنتی در حال اجرای یک برنامه ی بازسازی گسترده است هیتلر تصمیم گرفت تا لوفت وافه را برای رویارویی با آن آماده کند و یک برنامه ی 60 میلیارد مارکی را طرح ریزی کرد. کارخانجات هواپیماسازی آلمان در آن زمان به خاطر ساختار خود و کمبود مواد اولیه قادر به اجرای این طرح نبودند. ستاد کل برنامه ی کوچکتری که قابل اجرا باشد را طرح ریزی کرد. میلچ ملاقاتی بین هرمان گورینگ و سران ستاد ترتیب داد و گورینگ اعلام کرد که برنامه ی هیتلر باید به هر طریقی اجرا شود.

کامهوبر ،که فهمیده بود که در آینده چه پیش آمدی در برابر آلمان است، در سال 1939 درخواست کرد که به جای یک پست ستادی یک پست عملیاتی به وی واگذار شود. او به فرانسه فرستاده شد تا فرمانده ی یک واحد بمب افکن شود. در طی جنگ با فرانسه هواپیمای کامهوبر مورد اصابت قرار گرفت و او اسیر شد. پس از متارکه ی جنگ با فرانسه کامهوبر از اسارت آزاد شد و به آلمان بازگشت.

در جولای 1940 او دوباره به ستاد کل فرستاده شد تا بین واحدهای مختلف ضدهوایی، نورافکن و رادار هماهنگی ایجاد کند. در آن زمان این واحدها کاملا جدا از هم فعالیت می کردند. هیچ اطلاعاتی بین این واحدها رد و بدل نمی شد و تجربیات این واحدها بین دیگران به اشتراک گذاشته نمی شد. در نتیجه ی اقدامات کامهوبر سپاه جدید یازدهم  برای فرماندهی جنگنده های شبانه تأسیس شد.

او واحدهای جنگنده ی شب پرواز را در زنجیره ای که به نام خط کامهوبر شناخته می شود سازمان داد. این خط تعدادی از ایستگاه های راداری بود که همدیگر را پوشش می دادند و در 3 لایه از دانمارک تا میانه ی فرانسه مستقر شده بودند. هر یک از ایستگاه ها منطقه ای در حدود 32×22 کیلومتر را پوشش می داد. هر مرکز کنترل به عنوان یک سلول هایملبت[i] شناخته می شد و شامل یک رادار فریا با برد 100 کیلومتر، تعدادی نور افکن و 2 اسکادران جنگنده ی شبانه بود. بمب افکنهای نیروی هوایی سلطنتی که به سمت فرانسه یا آلمان پرواز می کردند مجبور بودند که از این خط عبور کنند و رادارها و نورافکنها می توانستند آنها را مشخص کنند. پس از آن جنگنده های برای پایین کشیدن بمب افکنها به سوی آنها روانه می شدند. به هرحال تقاضای شهرداری ها سبب شد تا نورافکنها به شهرهای بزرگ آلمان فرستاده شوند.

در گام بعدی به هر سلول دو رادار ورزبورگ با برد 30 کیلومتر اضافه شد. برخلاف رادار پیش اخطار فریا، رادار ورزبورگ راداری پیچیده و دقیق بود که می توانست مسیر حرکت پرنده های دشمن را مشخص کند. یکی از آنها با پرواز جنگنده های شبانه بر روی آنها قفل می شد. پس از اینکه رادار فریا هدفی را مشخص می کرد رادار دوم بر روی هدف قفل می شد و کنترل کننده های زمینی می توانستند موقعیت هواپیمای خودی و دشمن را از روی رادارها دریافت کرده و جنگنده های خود را به سمت هواپیماهای دشمن هدایت کنند. برای اینکه وضعیت بهتر شود تعدادی از جنگنده ها به دستگاه دید در شب مجهز کردند هرچند که در عمل این کار بی فایده بود.




[i] Himmelbett

تاکتیک دیگری که مؤثر بود فرستادن هواپیماهای خودی به بریتانیا بود درحالیکه بمب افکنهای دشمن در حال نشستن یا برخواستن بودند. واحدهای شنود آلمانی به مخابرات بمب افکنهای متفقین گوش می دادند تا زمان آغاز یا پایان یک حمله را دریابند و 30 فروند جنگنده ی شبانه را به فرودگاه های دشمن می فرستادند تا بمب افکنهایشان را بلافاصله پس از پرواز یا در هنگام فرود آمدن ساقط کنند. در ابتدای اکتبر این واحد صدها پیروزی به دست آورده بود ولی با این وجود هیتلر آنها را به حوزه ی مدیترانه فرستاد.

بریتانیایی ها به زودی چگونگی روشهای دفاعی کامهوبر را کشف کردند و سعی کردند تا آنها را خنثی کنند. در این زمان فرماندهی بمب افکنهای متفقین هواپیماهایش را جداگانه به پرواز در می آورد تا بتواند مدافعین آلمانی را تا حد  ممکن پراکنده کند. این امر سبب می شد تا هر سلول هایملبت تنها با یک یا دو بمب افکن سرو کار داشته باشد و راحت تر بتواند با آنها مقابله کند. فرماندهی بمب افکنها به توصیه ی دانشمند بریتانیایی آر.وی جونز تصمیم گرفت تا در یک حمله تمام بمب افکنهایش را بکار بگیرد. سیل جاری شده سبب می شد تا هر سلول هایملبت با صدها بمب افکن روبرو شود در حالیکه چند فروند بیشتر جنگنده در اختیار ندارد. این روش چنان موفق بود که پیروزی های جنگنده های شب پرواز آلمان به صفر رسید و کامهوبر مورد سوء ظن ملیچ و گورینگ قرارگرفت.

کامهوبر شروع کرد تا به جستجوی پاسخی برخیزد و در نتیجه دو سیستم گراز اهلی و گراز وحشی را ،که توسط خلبانهای لوفت وافه ابداع شده بود، بکارگرفت. قبلا ،بنابر عقیده ی هانس یوآخیم هرمان، جنگنده های روزپرواز باید پرواز می کردند و با نور منور یا نور افکن بمب افکنهای دشمن را جستجوی می کردند. در تاکتیک گراز وحشی هر جنگنده به صورت جداگانه در صدد شکار بمب افکنهای دشمن بر می آمد بدون اینکه منتظر اطلاعات رادار زمینی بشود. تعدادی از جنگنده های شب پرواز آلمانی بدین منظور به رادارهای هوابرد مجهز شدند. البته این رادارها خیلی پیچیده نبودند و متفقین در کار آنها اخلال می کردند. گرازهای وحشی در طی بمباران پینه مونده در روز 17 آگوست 1943 به بیشترین میزان موفقیت خود رسیدند. در این شب بمب افکنهای سبک موسکیتو بر روی برلین تعدادی منور رها کردند و بیشتر جنگنده های شبانه آلمان توسط کنترل زمینی به آنجا اعزام شدند. هنگامی که مشخص شد هدف اصلی برلین نیست بیشتر جنگنده های لوفت وافه دورتر از آن بودند که خود را بتوانند به بمب افکنهای دشمن برسانند. به هرحال، جنگنده های سریع فوکه ولف-190 ،که در اختیار گرازهای وحشی بودند، توانستند خود را به بمب افکنهای متفقین برسانند  و در نتیجه 29 فروند از 40 فروند بمب افکن دشمن را ساقط کنند.

از طرف دیگر گراز اهلی سبب شد تا جنگنده های شبانه ،که اکنون برای مرحله ی آخر نبرد به رادار مجهز شده بودند، از سلولهای هایملبت رها شوند و اجازه پیدا کنند که خودشان هدفشان را بیابند و با آن درگیر شوند. این امر نه تنها بر اساس رادارهای موجود بلکه بر اساس سیستمهای جدیدی که برد و زوایه ی کاوش رادارها را بیشتر می کرد بناشده بود. در این نقش سلولهای موجود به عنوان قسمتی از خط دفاعی اصلی کامهوبر باید برای پیش اخطار و کشف جهت هواپیماهای دشمن بکار می رفتند و پس از هدایت جنگنده های شبانه به محدوده ای که بمب افکنهای دشمن در آن حضور داشتند شکار آنها را به خلبانان جنگنده هایشان واگذار می کردند.

در این زمان کامهوبر به فشار خود برای رسیدن به یک جنگنده ی شبانه ی جدید ادامه داد تا در سال 1942 به هاینکل-219 دست پیداکرد. به هرحال میلچ طرح او را لغو کرد و جدال بین آن دو آغاز شد. به همین دلیل کامهوبر در سال 1943 به نروژ منتقل شد و تعدادی هواپیمای از رده خارج شده را به وی سپردند. در سال 1945 او دوباره به فرماندهی جنگنده های شبانه منصوب شد که در آن زمان دیگر یک مقام تشریفاتی محسوب می شد.

Heinkel He219.jpg

هاینکل-219

پس از پایان جنگ کامهوبر شروع کرد به شرح نوشتن مطالبی درباره ی شیوه ی دفاع آلمانها در برابر نیروی هوایی سلطنتی و هوانیروز آمریکا. این مقالات بعدتر در کتابی به نام "نبرد با بمب افکنها، ستیزه ی لوفت وافه با حملات هوایی متفقین" منتشر شد. در سال 1953 او کتابی به نام "مشکلات دفاع هوایی در روز و شب" را منتشر کرد.

جوزف کامهوبر به آلمان بازگشت و زمانی که آمریکایی ها به بازسازی لوفت وافه پرداختند دوباره به این نیرو پیوست. او بین سالهای 1956 تا 1962 خدمت کرد و اولین کسی بود که در نیروی هوایی جدید آلمان به درجه ی سربازرسی منصوب شد رسید.

File:Kammhuber and Pike.jpg

کامهوبر در ملاقات با مارشال هوایی توماس پایک در سال 1956، این دو زمانی که پایک در جنگ خلبان جنگنده های شبانه بوده دشمن هم بوده اند.

مدالها

مدال صلیب آهنی، مدال مریت درجه چهارم با شمشیر، مدال افتخار جنگ جهانی اول، مدال طول خدمت ورماخت درجه 1، مدال صلیب آهنی درجه 1 و 2، نشان خلبان/دیده ور طلا با الماس، مدال صلیب شوالیه با صلیب آهنی، مدال افتخار جمهوری ایتالیا، لژیون مریت، صلیب بزرگ مریت جمهوری فدرال آلمان

 منابع

http://en.wikipedia.org/wiki/Josef_Kammhuber

http://en.wikipedia.org/wiki/Night_fighter#World_War_II_2

http://en.wikipedia.org/wiki/Wilde_Sau

http://en.wikipedia.org/wiki/Zahme_Sau

http://en.wikipedia.org/wiki/Heinkel_He_219