پنجشنبه 2 مهر 1394 04:02 ق.ظ نظرات ()


قسمت اول

قسمت دوم

کمک رسانی امارت اموی کوردوبا و مرگ تئودوتوس ، 830

موفقیت تئودوتوس کامل نشد . در ابتدای تابستان سال 830 یک ناوگان اعزام شده از طرف امارت اموی کوردوبا در آندلس به فرماندهی اصبغ بن وکیل با وجود رقابت های سیاسی میان خلافت عباسی ( حامی اغلبیان ) و امارت اموی به یاری نیروهای اغلبی باقی مانده در سیسیل شتافت . ابن کثیر شمار کشتی های ناوگان مشترک اغلبیان و امویان آندلس را بیش از 300 فروند کشتی ذکر کرده است . تئودوتوس که به تفرقه میان دو نیروی موجود در این ناوگان دل بسته بود با آنان مواجه نشد . پادگان مسلمان مینئو توانست با ناوگان اعزامی ارتباط برقرار کند و نیروی مشترکی با آنان تشکیل دهد . اصبغ به فرماندهی کل نیروی مشترک رسید و به همراه نیروهای تازه نفس افریقیه ای عازم مینئو شد . تئودوتوس ناچار محاصره مینئو را رها کرد و به انا عقب نشست ( جولای یا آگوست 830 ) . نیروی مشترک افریقیه ای – آندلسی شهر کالونیانا ( احتمالا بارافرانکای امروزی ) را محاصره کرد . با این حال بار دیگر طاعون در اردوی مسلمین شیوع یافت و اصبغ و بسیاری دیگر را به کام مرگ کشید . شهر در پاییز همان سال سقوط کرد اما شمار مسلمین چنان کاهش یافته بود که  آنان شهر را رها کردند و به غرب عقب نشستند . تئودوتوس به تعقیب آنان پرداخت و تلفات سنگینی به مسلمین وارد کرد . بیشتر اندلسی ها جزیره را ترک کردند . اما خود تئودوتوس هم در یک درگیری کشته شد .

 

سقوط پالرمو ، 831

در همان حال ، افریقیه ای های مستقر در مازارا به همراه تعدادی آندلسی  پیشروی کردند و پالرمو را به محاصره درآوردند . شهر تا یک سال بعد و سپتامبر 831 ، زمانی که سیمون ، فرمانده پادگان شهر در قبال سلامت خود و سربازانش آن را تسلیم نمود مقاومت کرد . محاصره شهر تلفات سنگینی به مردم آن وارد کرده بود ، ابن اثیر مورخ مسلمان تخمین زده است که جمعیت آن از 70 هزار نفر به 3 هزار نفر کاهش یافته بود . بسیاری از این شمار به بردگی گرفته شده بودند . لوک ، اسقف شهر ، توانست فرار کند و خود را به قسطنطنیه برساند . امپراتور تئوفیلوس از این فاجعه باخبر شد . سقوط پالرمو گامی قاطع در فتح سیسیل به دست مسلمین بود :  نه تنها یک پایگاه مهم نظامی ، بلکه یک شهر بزرگ ( نام مدینه بر آن نهاده شد ) به دستشان افتاد و تسلطشان را بر جزیره تحکیم کرد . پالرمو پایتخت امارت استان اغلبی صقلیه ( نام عربی سیسیل ) تعیین شد . در مارس 832  نخستین والی اغلبی سیسیل ، ابوفهر محمد بن عبدالله وارد پالرمو شد . ابوفهر حکمران قابلی بود و توانست از شکاف و درگیری های بزرگ میان افریقیه ای ها و آندلسی ها جلوگیری کند .

 گسترش قلمرو استان اسلامی

یک سوم غربی سیسیل با سرعت نسبتا بالایی به دست مسلمین افتاد ، اما تسخیر بخش شرقی جزیره کار سخت و طاقت فرسایی بود . در منابع تاریخی خبری از عملیات های با مقیاس بزرگ و نبردهای نزدیک در این مورد نیست و بیشتر شاهد حملات گاه و بیگاه مسلمین به قلعه ها و استحکامات بیزانسی و یورش به مناطق روستایی هستیم . این حملات بیشتر با هدف غارت و گرفتن اسیر و ارعاب مردم محلی انجام می شد . طی این حملات مناطق جنوب شرقی جزیره بیش از منطقه کوهستانی شمال شرقی که دسترسی مسلمین به آن کمتر بود ، آسیب دیدند

 عملیات های سال های 832 تا 836

تا دو سال پس از سقوط پالرمو گزارشی از عملیات های نظامی در دست نیست .به احتمال زیاد مسلمانان درگیر توسعه دادن ساختار اداری و حکومتی خود بودند و بیزانسیان هم توان انجام ضد حمله نداشتند . فعلا نیروی کمکی در کار نبود ، با روی کار آمدن مأمون ، خلیفه جدید عباسی ، فشار فزاینده ای بر مرزهای شرقی امپراتوری وارد شد . حتی در برهه ای احتمال حمله مستقیم به قسطنطنیه وجود داشت که از بخت بیزانسیان با مرگ ناگهانی مأمون در آگوست 833 به سرانجام نرسید .

 


امپراتور تئوفیلوس و درباریانش

  در چند سال بعدی منازعه بیشتر بر روی انا متمرکز بود که به بزرگترین مرکز قدرت بیزانس در مرکز جزیره تبدیل شده بود . در اوایل سال 834 ابوفهر به انا حمله کرد ، پادگان آن را بیرون از شهر شکست داد و باقی مانده آن را مجبور کرد به داخل شهر پناه ببرد . با رسیدن بهار پادگان شهر بار دیگر تلاش کرد مهاجمان را عقب براند اما شکست خورد و عقب رانده شد . سال بعد ابوفهر حمله دیگری صورت داد که به اسارت همسر و پسر فرماندار شهر منجر شد . پس از این موفقیت ، محمد بن سلیم را مأمور حمله به بخش شرقی جزیره کرد . محمد تا تائورمینا پیش رفت . اما در همین زمان اختلافات داخلی میان مسلمین به قتل ابوفهر انجامید و قاتلان او به بیزانسیان پناه بردند .

حاکمان اغلبی فضل بن یعقوب را به جانشینی ابوفهر تعیین کردند . فضل توان بالایی از خود نشان داد و بلافاصله پس از ورودش به جزیره حملاتی بر ضد سیراکوز و انا ترتیب داده شد . حاکم بیزانسی جزیره برای مقابله با فضل لشکر آراست . مسلمین به ناحیه ای کوهستانی و با پوشش جنگلی انبوه عقب نشستند و بیزانسیان نتوانستند تعقیب آن ها را ادامه دهند . حکمران بیزانسی پس از مدتی انتظار برای خروج مسلمانان از این منطقه و درگرفتن نبرد ، قصد بازگشت کرد اما در راه با کمین مسلمین رو به رو شد . نیروهای بیزانسی فرار کردند و بخش اعظم تدارکات آن ها به دست مسلمانان افتاد . خود حاکم هم که به شدت مجروح شده بود اسیر شد . با وجود این موفقیت ها ، فضل در ماه سپتامبر جایش را به شاهزاده اغلبی ، ابوالاغلب ابراهیم بن عبدالله ، پسرعموی زیادة الله داد . در همین زمان نیروهای کمکی بیزانسی که ساکنان جزیره دیر زمانی در انتظارشان بودند بالاخره از راه رسیدند . ناوگان بیزانسی با ناوگان اغلبی تازه وارد که در اثر طوفان تعدادی از کشتی هایش را از دست داده بود رو به رو شد ، اما مسلمین به پالرمو رسیدند و سپس نیروهای مدافع شهر به فرماندهی محمد بن سندی قوای بیزانسی را عقب راندند . ابوالاغلب با حمله به پاتلریا و شهرهای دیگر تحت تسلط بیزانسیان پاسخ داد و سر از تن تعدادی از اسرای مسیحی جدا کرد . سواران مسلمان نیز به بخش شرقی جزیره در اطراف کوه آتشفشانی اتنا یورش بردند و ضمن غارت و به اسارت گرفتن اهالی ، مناطق مسکونی را به آتش کشیدند .

در سال 836 ابولاغلب دور جدیدی از حملاتش را شروع کرد . یک گروه از مسلمین دژ موسوم به قسطل عسالی ( احتمالا کاستلوچیو در ساحل شمالی جزیره ) را گرفت اما با ضد حمله بیزانسیان پس کشید . ناوگان اغلبی به فرماندهی فضل بن یعقوب به جزایر آیولیان حمله کرد و چند دژ را در طول ساحل شمالی جزیره تصرف کرد . دژ مهم تینداریس از جمله این دژها بود . در همان حال ، یک حمله دیگر سواره نظام به اطراف اتنا آن قدر اسیر در بر داشت که قیمت بردگان در سیسیل به شدت کاهش یافت .

حملات سال های 837 تا 841

در سال 837 یک ارتش مسلمان به فرماندهی عبدالسلام بن عبدالوهاب به انا حمله کرد اما شکست خورد و عبدالسلام نیز اسیر شد . پاسخ مسلمین تقویت مواضعشان در اطراف انا و به محاصره درآوردن شهر بود . در زمستان همان سال یکی از سربازان مسلمان یک راه حفاظت نشده منتهی به شهر را کشف کرد . این امر منجر به تصرف بیشتر مناطق شهر به دست مهاجمان شد . با این حال قلعه شهر در دست مدافعان ماند و طی مذاکرات مسلمانان در قبال دریافت مبالغ گزافی خراج از شهر خارج شدند .

امپراتور تئوفیلوس  اکنون در حال تلاش برای کمک رسانی جدی به سیسیل بود . یک ارتش بزرگ به فرماندهی داماد امپراتور ، قیصر آلکسیوس موسله در بهار 838 وارد سیسیل شد . دژ  کفالو از محاصره مسلمانان نجات یافت . موسله موفقیت هایی به دست آورد ، اما دشمنان او در قسطنطنیه با توطئه چینی او را متهم به ارتباط با عرب ها و تلاش برای تصرف تاج و تخت امپراتوری کردند . مرگ همسر کم سن و سال او ، ماریا نیز ارتباط خونی او با تئوفیلوس را گسست و امپراتور سر اسقف سیراکوز ، تئودور کریثینوس را به سیسیل فرستاد تا موسله را به قسطنطنیه فرابخواند ( سال 839 ) .

در 11 ژوئن 838 ، زیادة الله ، امیر اغلبی درگذشت و برادرش ابوعقال بن اغلب جایش را گرفت . امیر جدید به سیسیل قوای کمکی فرستاد و مسلمین پس از بازگشت موسله به پایتخت بیزانس بار دیگر دست بالا را داشتند . طی سال های 839 و 840 دژهای کورلئونه ، پلاتانی ، کالتابلوتا و احتمالا استحکامات مارینیو ، و گراچی به دست مسلمین افتاد . در سال 841 مناطق گسترده از انا تا گروته مورد حمله مسلمانان قرار گرفت .

طی این دوره مسلمانان سیسیلی حتی در خاک اصلی ایتالیا هم جاپا به دست آوردند . مسلمانان در پی درخواست دوک نشین ناپل برای مقاومت در برابر حملات سیکارد ، امیر بنونتو ، وارد ایتالیا شدند اما پس از غارت کردن شهر بریندیسی  و قتل سیکارد در منازعات داخلی و درگرفتن جنگ داخلی در امیر نشین بنونتو ، شهرهای تارانتو و باری را به ترتیب در سال های 840 و 847 تسخیر و به پادگان شهر تبدیل کردند . تا دهه 880  از این راه حملات ویرانگری به سواحل ایتالیا و دریای آدریاتیک صورت گرفت . ( امارت ) باری تا سال 871 پابرجا ماند .

 https://en.wikipedia.org/wiki/Muslim_conquest_of_Sicily