جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

نقش زیردریایی ها در جنگ جهانی اول؛ قسمت دوم و آخر

 از ابتدای سال 1915 ، هنگامی که تلفات کشتی رانی در برابر حملات زیردریایی ها به طور قابل توجهی افزایش یافت، دریاداری بخش قابل توجهی از منابع خود را به جنگ های ضدزیردریایی اختصاص داد، و از دانشمندان، مهندسان، دانشگاهیان و دیگران برای کمک به توسعه راه هایی برای از بین بردن زیردریایی ها کمک خواستبا اعتقاد بر این که بهترین دفاع حمله است، سلاح های اصلی ضدزیردریایی در جنگ جهانی اول ظاهر شدند:

·        شکارچیان سطحی: دریاداری حمل و نقل ابتدا چند فروند، سپس صدها فروند، و بعدتر هزاران فروند کشتی برای مقابله با زیردریایی ها به اقیانوس ها فرستاد. این کشتی ها شامل انواع ناوشکن ها، ناوچه ها، قایق های تفریحی و کشتی های بادبانی مسلح (Q-ships) بودند که به عنوان تله در دریاها ول بودندبرخی از کشتی ها به گیرنده های صوتی غیرفعال مجهز شده بودند، که می توانست سر و صدای موتور یک زیردریایی را در سطح اب تشخیص دهد، اما تنها در صورتی که خود کشتی شکارچی در حال حرکت نباشد.

·        بمبهای زیرآبی: در سال 1916 بسیاری از این کشتی های ضدزیردریایی تهاجمی با یک سلاح جدید به نام بمب زیر آبی مسلح شدندبهترین ازنوع این بمب های زیر آب مشتق شده از مینهای زیر آبی بودند که حاوی 300 پوند TNT یا آماتول بوده و دارای فیوز های هیدرواستاتیکی بودند که می توانست برای انفجار در عمق 40 و 80 فوت و بعدتر تا 50 تا 200 فوت تنظیم شودنداز آنجایی که بمبهای زیرآبی از پاشنه ی کشتی به آب انداخته شده در عمق کم عمق منفجر می شدند، کشتی مهاجم باید حداکثر سرعت را داشت و یا آسیب جدی به پاشنه ی خود را بپذیرد.بنابراین، کشتی های کندرو نمی توانستند از بمبهای زیرآبی 300 پوندی استفاده کنند تا زمانی که فیوز هایی با تنظیم برای عمق بیشتر ساخته شدنددر تمام سال 1916 نیروی دریایی بریتانیا تنها دو زیردریایی را با بمب زیرآبی غرق کرددر سال های 1917 و 1918، هنگامی که بمبهای زیرآبی بهبود یافته بود و بیشتر در دسترس بود، نرخ شکار توسط این سلاح به میزان قابل توجهی افزایش یافت.

·        شکارچیان هوابرد:  زمانی که جنگ آغاز شد، سن صنعت هوانوردی کمتر از ده سال بود. نیروی دریایی سلطنتی در حدود پنجاه فروند هواپیمای آبنشین و هفت فروند کشتی هوایی (زیپلن) برای دیده بانی نیروی دریایی دشمن دراختیار داشت. برخی از این هواپیما به شکار زیردریایی ها اختصاص داده شدند اما، با توجه به عدم اطمینان از موتور، سرعت کم، ظرفیت سوخت و بمب محدود، و عوامل دیگر، بی فایده بودند. با این حال آشکار شد که زمانی که یک هواپیما در نزدیکی یک زیردریایی ظاهر می شد، زیردیایی به عمق آب شیرجه می رود و بی حرکت می شوداز این رو گشت زنی هوایی برای مجبورکردن زیردریایی ها به ماندن در زیر آب سودمند بود و در نتیجه کشتی ها را قادر می ساخت تا منطقه ی خطر را دور بزنند و از حمله جلوگیری کنند. در سال 1915 نیروی دریایی سلطنتی هواپیماهای آب نشین بهبود یافته (کرتیس آمریکایی) و بالن های بیشتری به دست آورداینها با بمبهای 100 یا 520 پوندی با فیوز ضربه ای و یا بمبهای زیرآبی 230 پوندی با فیوز تاخیری، که در عمق هفتاد پا منفجر می شود، مسلح بودند، اما نرخ شکار زیردریایی توسط هواپیما اساسا صفر باقی ماند.

·        زیردریایی های شکارچی: نیروی دریایی سلطنتی بر اساس این نظریه که "دزد را برای گرفتن یک دزد بفرست" آبهای ساحلی آلمان را با زیردریای های مجهز به هیدروفون پرکردگشت های اولیه هیچ شکار تأیید شده ای نداشتند، اما حضور زیردریایی های بریتانیایی در آبهای آلمان، از جمله دریای بالتیک، که در آنجا خدمه ی زیردریایی های آلمان آموزش می دیدند، موجب اضطراب فراوانی شد و روالهای آموزشی را مختل کرداز آغاز سال 1915، زیردریایی های بریتانیایی شروع کردن تا زیردریایی های آلمانی را به تعداد قابل توجهی به اژدرببندنددریاداری طراحی و تولید یک زیردریایی کوچک (کلاس R) را مخصوصا برای شکار زیردریاییها در دستور قرار داد، اما دیگر خیلی دیر شده بوداگر اژدرهای بریتانیایی بیشتر قابل اعتماد بودند، زیردریایی بدون شک می توانستند بسیاری از زیردریایی های آلمانی را از بین ببرند.

·        مینها: از روزهای اول جنگ، هر دو طرف درگیر در جنگ از مین های تماسی که در آب های کم عمق کاشته شده بودند، معمولا برای دفاع و گاهی برای حمله استفاده می کردند. میدان های مین دفاعی برای جلوگیری از نیروهای دشمن از نفوذ به آب های ساحلی برای بمباران ساحل، جلوگیری از حمل و نقل دریایی، و یا حمله ی دشمن کاشته شدند. چنین مین ریزی هایی با توجه به اهداف و برنامه ریزی انجام می شدند و خطوط مخفی امن برای کشتی رانی و نیروی دریایی خودی را در اختیار می گذاشتند. به منظور حمله به کشتی رانی بریتانیا، زیردریایی های آلمانی اغلب به مجبور بودند تا میانهای مین را دورزده و یا با قبول خطر به قلب میدان مین بزنند. بسیاری از زیردریایی ها در میدان های مین بریتانیا گرفتار می شدند و یا به مینهایی می خوردند که جابجا شده یا ول شده بودندمین ریزی تهاجمی پیچیده تر بود و اغلب یا به هدف می خورد و یا بی فایده بود. شناورهای سطحی، تحت پوشش تاریکی و با عجله، مینها را در مسیرهایی مانند خطوط دریایی و یا گاهی اوقات حتی در راه های امن میدان های مین خودی می کاشتند، تا کشتی های دشمن و یا کشتی های تجاری را غافلگیر کنند. بعدا در جنگ، هر دو طرف زیردریایی ها را برای مینگذاری به کار گرفتند و دو سلاح دریایی بسیار خطرناک را با هم ترکیب کردند.

برای جلوگیری از دسترسی زیردریایی های آلمانی به اقیانوس اطلس از طریق کانال انگلیس، بریتانیا خطوطی از مینها را در سراسر کانال از دوور انگلستان، تا کیپ گریس-نز فرانسه کاشت. با این حال، در سال های 1915 و 1916، مینها تماسی بریتانیا معیوب بودند، و تا زمانی که دریاسالاری به کپی و تولید انبوه مینهای استاندارد آلمان نپرداخت میدان "دوور" نتوانست از عبور زیردریایی های آلمانی جلوگیری کند.هنگامی که میدان دوور در نهایت موثر شد، زیردریایی مجبور شدند برای رسیدن به اقیانوس اطلس شمال اسکاتلند را دور بزنند و حدود 1400 مایل (حدود هفت روز) به سفر آنها اضافه شد.

پس از اینکه ایالات متحده وارد جنگ شد و به نیروی دریایی سلطنتی یک نوع مین محرمانه با فیوز مغناطیسی عرضه کرد، متفقین طرحی برای کاشت 200،000 عدد از این نوع مین در سرتاسر دریای شمال از جزایر اورکنی تا ساحل نروژ ریختند. اگرچه نیروهای آمریکایی و بریتانیایی در این بنا به اصطلاح در این دیوار دفاعی حدود 80،000 مین کاشتند، اما بیشتر این مینها نیز معیوب بودند و آسیب اندکی به آلمان ها وارد کردند. با این وجود، مینهای متفقین در همه ی مناطق به عنوان قاتل زیردریایی ها شناخته شدند.

·        استراق سمع: هنگامی که جنگ آغاز شد، ارتباط بیسیم و یا تلگراف بی سیم یک فن آوری نظامی جدید بود که بریتانیا در آن خبره بود. با بهره گیری از امتیاز یک دفترچه ی رمز نیروی دریایی آلمان، که به صورت اتفاقی به دست آمده بود، و همچنین استفاده از کمبود خبرگی در مخابرات و امنیت بیسیمهای آلمان، بریتانیا به طور کامل در ارتباطات نیروی دریایی آلمان نفوذ کرد. بریتانیا ابتدا در روش کشف جهت رادیویی برای شناسایی و شناسایی فرستنده های ساحلی و دریایی آلمان استاد شدند. با استفاده از دفترچه کد به دست آمده، آنها اکثر مخابرات نیروی دریایی آلمان را می خواندند. سرویس استراق سمع دریاداری (معروف به اتاق 40) با استفاده از این اطلاعات پربها را فعال کنید به رهگیری زیردریایی های آلمانی می پرداخت. یک مورخ انگلیسی نوشت که  در اوایل سال 1915، اتاق 40 قدرت مجموع ناوگان زیردریایی آلمان، نرخ رشد آن ... موقعیت هر ناوگان ... تعداد زیردریایی های در حال گشت یا در بندر، و اینکه چه هنگام قرار است به دریا بروند... تلفاتشان، هنگامی که یک زیردریایی به پایگاهش بازنمی گشت، و در اغلب موارد، میزان تهدید [زیردریاییها] در هر منطقه ی خاص را می دانست.


 

با این حال، این اقدامات مختلف ضدزیردریایی به صورت عبثی ناکافی بودند. در کل 1915، آلمانی ها فقط 19 فروند زیردریایی را از دست دادند، در حالی که پنجاه و دو فروند زیردریایی جدیدبه خدمت گرفتنددر سال 1916، آلمانی ها در ازای افزایش 108 فروند زیردریایی جدید، بیست و دو فروند تلفات داشتند. با وجود اقدامات گسترده ضدزیردریایی انگلیس، در طی چهار ماه اول 1917، آلمانی ها تنها یازده فروند زیردریایی از دست دادندبه این ترتیب، متوسط میزان تلفات زیردریایی ها فقط 7/1 بوده است، که به طور مداوم در حال خردکردن بریتانیا بود؛ چرا که آلمانی ها هفت یا هشت فروند زیردریایی جدید در هر ماه تولید می کردند.

در پی تفات غیرعادی حمل و نقل دریایی در آوریل 1917، نخست وزیر جدید بریتانیاف دیوید لویید جورج، از دریاری خواستار سازماندهی کشتی های انگلیسی به صورت کاروان و به همراه اسکورت ناوشکن، ناوچه و دیگر شناورهای ضدزیردریایی شد. این ایده اندکی جدید بود؛ دفاع از تجارت دریایی در قالب کاروانهای دریایی ساله از زمان کشتی های بادبانی قدمت داشت، همانطور که جان وینتون مورخ نیروی دریایی انگلیس می گوید:به عنوان یک تاکتیک طبیعی و روشن اسکورت کاروانها مانند مانند رسیدن به برتری تاکتیکی و نگه داشتن آن بود.

نیروی دریایی سلطنتی به دلایل متعدد مخالف تشکیل کاروانهای دریایی بود. وینتون نوشت که دلیل اصلیاین بود که افسران نیروی دریایی سلطنتی ماموریت تاریخی خود را فراموش کرده بودند:محافظت از تجارت دریای بریتانیا. با توجه به آموزه های تهاجمی آلفرد ماهان، نظریه پرداز نیروی دریایی آمریكا، كه تصور می كرد كه كنترل دریاها به صورت مؤثر می تواند به وسیله یك مواجهه یکدفعه، قاطع و تهاجمی با نیروی دریایی دشمن حاصل شود، آنها مخالف انحراف منابع نیروی دریایی سلطنتی به حفاظت از کاروانها، که آنها را دفاعی می دانستند، بودند و گمان می کردند که تصویب این رویه پذیرش این امر خواهد بود که بریتانیا در واقع، کنترل دریاها را به یک نیروی دریایی پایین تر از خودش داده است.

دلایل دیگری نیز وجود داشتاولا، با وجود زیان های بزرگ کشتی های تجاری در مجاور خود، نیروی دریایی سلطنتی به طور کلی اثربخشی کارزار زیردریایی ها را بر کشتی رانی بریتانیا کم تخمین می زددوم، دریاسالارها کاروان های دریایی را ناکارآمد می دانستند چون مجبور می کردند که کشتی های سریع تر را با سرعت کم کشتی هایی تجاری حرکت کنند، امکانات بنادر را در حین بارگیری و تخلیه ی بار زیرفشار قرار می دادند، و مشکلات سازمانی دشواری در بنادر دوردست و بی طرف ایجاد می کردندسوم، دریاداری در توانایی یا میل کاپیتانهای کشتی های تجاری برای قبول یا پیروی از دستورات و یا قرارگرفتن در مسیرهای زیگزاگی در شب و یا در آب و هوای بد شک داشت. چهارم: دریاسالارها می گفتند که تمرکز کشتی های تجاری در یک واحد بزرگ اهداف راحت تری برای زیردریایی ها فراهم می کند حتی زمانی که نشانه روی اژدر ها ضعیف باشد و یا آنها منحرف شده باشند.

با کمک نیروی دریایی آمریكا، دریاداری در نهایت - و با اکراه - با آزمایش ورود کاروانها به اقیانوس اطلس موافقت كرداولین کاروان، که شامل شانزده فروند کشتی بود، در 10 مه 1917 از جبل الطارق به جزایر بریتانیا رفت. دومین کاروان، شامل دوازده فروند کشتی از نورفولک ویرجینیا در تاریخ 24 مه حرکت کرد. کاروان جبل الطارق در زمان مناسب بدون از دست دادن کشتی وارد بندر شدکاروان نورفولک، همراه با اسکورت ناوشکن انگلیسی Roxburgh  و شش فروند ناوشکن آمریکایی به مشکلات جزئی برخورددو فروند از کشتی ها قادر به حفظ سرعت 9 گره ی کاروان نبودند و عقب افتادندیکی از آن ها در راه هالیفاکس مورد حمله قرار گرفت. با این حال، ده کشتی دیگر از آب و هوای مه عبور کرد و با زیگزاگ رفتن در طول اقیانوس خود را به جزایر بریتانیا رساندند.

با نتایج این آزمایش ها و سایر اطلاعات در دست، در اوت 1917 - آغاز سال چهارم جنگ - دریاداری در نهایت سیستم کاروان را به تصویب رساند. این یک موفقیت فوق العاده بود. تا ماه اکتبر بیش از 1500 فروند کشتی تجاری در قالب 100 کاروان به جزایر بریتانیا رسیدندتنها 10 فروند کشتی از کاروانها در اثر حمله ی زیردریایی ها از بین رفتند: به طور متوسط یک فروند کشتی از 150فروند. در مقایسه، میزان تلفات کشتی هایی که به طور مستقل حرکت می کردند یک در برابر ده بوددر پایان سال 1917، تقریبا تمام ترافیک به صورت کاروانی شد. این تغییر تاکتیک در زمان مناسبی صورت گرفت: زیردریایی ها در سال 1917 حدود 3،000 فروند کشتی (6.2 میلیون تن) را غرق کردند که بیشتر آنها مستقل حرکتی می کردند. وینتون نوشت: "کاروانها باعث پیروزی در جنگ در سال 1917 نشدند اما از شکست در سال 1917 جلوگیری کردند."

کاپیتان یک زیردریایی تأثیر کاروانها را بر نیروی زیرسطحی آلمانی به یاد می آورد. او نوشت: کاروانها فرصت اینکه نیروی زیرسطحی یک عامل تعیین کننده باشد را گرفتند. او ادامه داد: اقیانوس یک دفعه لخت و خالی شد. مدتها بود که زیردریاییهای که به صورت مستقل عمل می کردند چیزی نمی دیدند و ناگهان با تعداد زیادی کشتی مواجه می شدند که توسط یک اسکورت قوی از کشتی های جنگی از همه نوع احاطه شده بودند. وی در ادامه نوشت: زیردریایی های منفرد، که احتمالا کاروان را صرفا به صورت شانسی دیده بودند، اگر ناخدایی با اعصاب قوی و پراستقامت داشتند تلاش می کردند که دوباره و دوباره حمله کننداو گفت: یک زیردریایی تنها می تواند یکی یا دو کشتی یا حتی بیشتر را غرق کند اما این تنها درصد ضعیفی از تعداد کل بودکاروان به راه خود ادامه می داد.

در طول دوازده ماه نهایی جنگ، کاروانها به جای استثنا به قاعده تبدیل شدند. نیروهای انگلیسی و آمریکایی سازمان های بزرگی برای اداره ی کاروانها ایجاد کردند و محافظان سطحی و در صورت امکان (نزدیک به خشکی)، اسکورت هواپیما مسلح به بمب های جدید و بهبود یافته، برقرار کردند. در بسیاری از موارد، اطلاعاتی از اتاق 40 می آمد با دقت موقعیت زیردریایی ها را شناسایی می کرد و به مقامات اجازه می داد تا کاروانها را از مسیر حمله ی زیردریایی دور کنندبعد از اینکه سیستم کاروانی در سال 1918 کامل شد، تلفات حمل و نقل دریایی مجموعا به دو سوم سال 1917 کاهش یافت: 1،133 فروند تلفات. از این تعداد، 999 فروند به طور مستقل حرکت می کردند. در ده ماه جنگ دریایی در سال 1918، تنها 134 فروند کشتی در کاروان ها غرق شدند.

 

 

مترجم: رضا کیانی موحد

منبع:اینجا

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان