چهارشنبه 26 تیر 1398 08:42 ق.ظ نظرات ()

ضعفهای تاکتیکی

هرچند که استراتژی کلی ایران در ادامه ی جنگ دارای ایراداتی بود اما این ایرادات برای زمین گیر کردن عملیات رمضان کافی نبود. ضعفهای تاکتیکی ایران در حمله به مواضع مستحکم عراق دست به دست ضعف های استراتژی دادند تا جانفشانی های رزمندگان ایرانی به جایی نرسد.

همان طور که در بررسی مراحل پنج گانه ی عملیات رمضان دیدیم عناصر مشترک در تمام مراحل را می توانیم به شرح زیر فهرست کنیم:

1-    بازکردن معبر در میادین مین و سیم خاردارهای عراق برای نزدیک شدن به مواضع دشمن بدون تلفات دادن.

2-    استفاده از تاریکی شب و عدم استفاده از آتش تهیه ی توپخانه برای نزدیک شدن گردان های عمل کننده از معابر بازشده در شب اجرای عملیات.

3-    حمله ی پیاده نظام به مواضع دشمن و سعی در جداکردن واحدهای آن به جهت دور زدن و محاصره ی آنها

4-    زدن همزمان خاکریز توسط واحدهای مهندسی رزمی برای محافظت از نیروی پیاده نظام و مقابله با پاتکهای طرف عراقی

5-    استفاده از خاکریز در جهت حفظ مواضع تسخیر شده توسط نیروی پیاده نظام

و باز همان طور که دیده شد این تاکتیکها به دلیل اینکه بارها و بارها توسط طرف ایرانی به کار گرفته شدند هر بار با عکس العمل مدافعین عراقی مواجه شدند و در نهایت رزمندگان ایرانی ناچار می شدند تا مواضع متصرف شده را تخلیه کرده و به پشت خطوط دفاعی خود بازگردند.

لازم به ذکر نیست که محیط مناسب منطقه ی عملیاتی از جهت عوارض زمینی فرصت خوبی را به طرف ایرانی می داد که با اجرای یک حمله ی زرهی به عمق مواضع دشمن نفوذ کرده و این تک زرهی را با همراهی و یاری نیروهای پیاده-مکانیزه تقویت می کرد. در مرحله ی اول هر چند که پیاده نظام وزنه ی بیشتری را در نیروی تک ور ایران داشت اما پشتیبانی خوب زرهی و همچنین استفاده از سوار زرهی در جابجایی پیاده نظام ایران سبب شد تا خط دفاعی عراق در مرکز جبهه شکسته شده و اگر ایران فرصت استفاده از یک تک زرهی مناسب را پیدا می کرد می توانست این موفقیت اولیه را به یک موفقیت ثابت و قطعی تبدیل کند. اما متاسفانه عدم اعتقاد برنامه ریزان نظامی ایران به نیروی زرهی و شکستهایی که در اوایل جنگ بر زرهی ایران وارد شده بود سبب شد تا عملا تفکر تک زرهی کنار گذشته شود و به همان تاکتیکهایی اکتفا بشود که دیگر برای مدافعین عراقی قابل پیش بینی شده بودند. هر چند که عراقی ها هم به دلیل یک سری ضعفهایی که داشتند نتوانستند از ضعف تاکتیکی ایران استفاده ی حداکثری را ببرند اما نشان دادند که می توانند بر روی این ضعفها دست گذاشته و دست کم مواضع از دست داده را بازپس بگیرند.

این ضعف تاکتیکی تا انتهای جنگ همراه تمامی برنامه های عملیاتی سپاه بود تا اینکه در طی والفجر 8 طلسم شکسته شد و سپاه توانست با عبور غافلگیرانه از اروند رود فاو را فتح کرده و در برابر پاتک های مداوم عراق در منطقه مقاومت کرده و مواضع تسخیر شده را تثبیت کند.

تاکتیکهای ایستا و عدم تحرک ایران در انتهای جنگ سبب شد تا عراق با شناسایی نقاط ضعف ایران تمام مواضعی را که ایران در خاک عراق تسخیر کرده بود آزاد کند و دست بالا را پیدا کند. تحرک زرهی عراق ، البته به همراه استفاده ی وسیع و گسترده از گازهای شیمیایی گوناگون جهت زمین گیر کردن مدافعین ایرانی، نشان داد که در یک جنگ مدرن جنگ متحرک چه برتری هایی می تواند بر یک جنگ ایستا داشته باشد.