شنبه 23 شهریور 1398 08:22 ق.ظ نظرات ()
Image result for ‫سرزعیم‬‎
سرور عزیزم دکتر علی سرزعیم در روز 27 مرداد 98 در روزنامه ایران مقاله ای منتشر کرده اند که نگاه کوچکی به آن می اندازم و نقدی کوچکتر بر آن وارد می کنم. متن کامل مقاله را می توانید در اینجا بخوانید. 
مقاله ی دکتر سرزعیم دارای چند مقدمه و یک نتیجه گیری است. مقدمات این استدلال به شرح زیر هستند.
  1. دلالها دارای اطلاعات کافی برای وصل کردن فروشندگان به مصرف کنندگان هستند. 
  2. دلالها با پذیرش ریسک تغییر قیمت هم ضررهای احتمالی تولید کننده را دمپ می کنند (اصطلاح دمپ از من است) و هم با بازاریابی سریع عملیات تولید را تسریع می کنند.
  3. آنها به ازای وصل کردن فروشنده به مصرف کننده و همچنین پذیرش خطرات این معامله مبلغی را از هر دو طرف می گیرند که در اصطلاح ایرانی به آن حق دلالی می گوییم. 
  4. دلالها با تأمین نقدینگی در زمان مناسب به کمک تولید کننده می آیند.
  5. در وضعیت تحریمهای موجود دلالهای به دلیل ریسک بالاتری که تقبّل می کنند سود بالاتری هم می گیرند.
از مقدمات بالا دکتر سرزعیم به نتیجه ی زیر می رسند:
  1.  در یک اقتصاد سالم و پویا دلالها قسمتی مشروع از بازیگران صحنه ی اقتصادی هستند.
  2. در حال حاضر دلالها روند فعالیتهای اقتصادی را تسهیل می کنند و راه تنفس اقتصاد را باز نگه می دارند. در شرایط غیرعادی تحریمی، اقتصاد به فعالیت افرادی احتیاج دارد که بتوانند وارد عرصه پرخطر دور زدن تحریم بشوند در صورتی که اکثر مردم ریسک گریزند. یعنی اینکه اکثریت مردم (که تحریم را برگزیده اند) باید هزینه ی بالاتری که دلالها درخواست می کنند را تأمین کنند.
 ایشان پس از این نتیجه گیری یک جمله ی معترضه هم دارند که :" البته با تمام این اوصاف باید با به وجود آمدن پدیده هایی از قبیل بابک زنجانی جلوگیری کرد." اندکی بعد هم اضافه می کنند که : "هم اکنون و در شرایط تحریم که به دلیل مسائل امنیتی نباید دشمنان از شیوه تامین منابع و فرآیند اقتصادی مطلع شوند، شفافیت از اولویت خارج می شود که این امر خطرات عدم شفافیت را هم به دنبال دارد."
متاسفانه مقاله ی دکتر سرزعیم هم مقدمات درستی دارد و هم نتیجه گیری درستی. تنها یک نکته ی خیلی مهم در آن مطرح شده ولی بازنشده است که در بالا با صورت بولد آن را نشان داده ایم: 
خطرات عدم شفافیت
فرض کنیم که 100 درصد مردم مدافع سیاستهای خارجی نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و آگاهانه تحریم های بین المللی یا خودساخته ی آمریکا را بر اقتصاد کشور بر تسیلم شدن در برابر ادعاهای غرب ترجیح بدهند. اگر ما یک نظام اقتصادی داشتیم که اقتصاد در دست بنگاه ها و شرکتهای مردمی بود و دولت به جای بنگاه داری فقط به رگولاتوری می پرداخت تمام فرضیات و نتیجه گیری دکتر سرزعیم درست بود. باید سعی می کردیم که در این شرایط مواظب عملیات دلالی دلالها باشیم که عملیات دور زدن تحریم را بی سر و صدا به انجام برسانند تا چرخهای اقتصاد بچرخد حتی اگر شده با هزینه ی بیشتر.
اما در وضعیت فعلی موجود، که تقریبا تمامی اقتصاد به دست دولت است، و عملا دولت بزرگترین وارد کننده و صادرکننده ی کشور محسوب می شود از کجا معلوم که این عدم شفافیت درخواست شده توسط دکتر سرزعیم راه به فساد نبرد؟ ایشان که به درستی از خطرات عدم شفافیت آگاه هستند و در مورد آن انذار می دهند چه راهکاری برای جلوگیری از این گونه خطرات در نظر گرفته اند؟ از کجا معلوم که مدیر دولتی و دلال غیر دولتی هزینه ی به قول ایشان دو تا سه درصدی حق دلالی را بیست تا سی درصد اعلام نکنند در حالیکه از این بیست تا سی درصد قرار است که فرضا ده تا 15درصدش به جیب همان مدیر دولتی مسئول عقد قرار داد (یا دخترش یا پسرعمویش یا دیگر بستگان نسبی و سببی اش) برود؟
به قول قدما:
از صلح میان موش و گربه
بر باد رود دکان بقال