جمعه 24 آبان 1398 09:54 ب.ظ نظرات ()
هر سال به چنین روزی که میرسیم (البته در تقویم قمری) جشنهای میلاد پر سعادت حضرت محمد (ص) به همراه روز نهایی هفته ی وحدت برگذار می شوند. مدتها بود که درباره ی هفته ی وحدت می خواستم بنویسم که امروز مجالی به دست آمد. تبلیغ وحدت بین شیعه و سنی از جمله سیاستگذاری های جمهوری اسلامی بوده که پس از انقلاب 57 در دستور کار قرار داده شد. سخنرانی ها، بزگرداشتها، کنفرانسها و برنامه های تبلیغی زیادی در 4 دهه ی گذشته صورت گرفته اما من هنوز متوجه نشدم که دقیقا چه وحدتی باید بین شیعه و سنی برقرار بشود. شما اگر با یک عالم دینی اهل تسنن صحبت بکنید و از او درباره ی مذهبش بپرسید جواب می دهد که به یکی از چهار مذهب اصلی شافعی، حنفی، مالکی، حنبلی اعتقاد دارد و اصولا هر اهل سنتی می تواند به اختیار یکی از این مذاهب چهارگانه را اختیار کند. این مذاهب هم همگی مذاهب فقهی هستند یعنی مثلا فلان مذهب درباره نماز و روزه فلان فتوا را می دهد و بهمان مذهب بهمان فتوا را....
اما شما اگر از یک روحانی شیعه دوازده امامی درباره ی مذهبش بپرسید بی استثنا جواب می دهد که به مذهب حقه ی جعفری اعتقاد دارد.... گرفتید؟ یعنی من الان ساعتها است که دارم فکر می کنم که اگر شیعیان (منظور شیعیانی است که من میشسناسم) واقعا از ته دل باور دارند که مذهبشان حق است و حقیقت با این پارادایم ذهنی دیگر چه جایی می ماند برای وحدت؟ وحدت بین چه و چه؟ حق و باطل؟ چون همان طور که می دانیم نقیض حق باطل است و اگر مذهب تشیع دوازده امامی حق است می توان این جمله را به این صورت هم بیان کرد که غیر از شیعه دوازده امامی تمامی مذاهب دیگر باطل اند؟ آن وقت چگونه و با چه تمهیدی می توان بین مذهب حق و مذاهب باطل گفتگو ایجاد کرد، وحدت که جای خود دارد؟
خلاصه اگر به پاسخی رسیدید به ما هم بگویید.
در ضمن عید همگی مبارک باد شیعه و سنی؛ ایرانی و غیر ایرانی
رضا کیانی