چهارشنبه 25 دی 1398 10:09 ب.ظ نظرات ()
شفافیت کالایی است نادر در ایران. عدم شفافیت خصوصیت رفتاری هر ایرونی با اصل و نسبی است.... یعنی اگه دیدی یه  کسی مثه کف دست میمونه بدون که توی ژن ایرونی بودنش حتما یه خرده شیشه ای هست... عدم شفافیت از همون وختی که خیلی کوچیک هستیم توی ما ایرونی ها رشد میکنه و نهادینه میشه، از همون موقع که بابایی میگه «هر کی پشت در بود بگو من خونه نیستم» یا مامانی میگه «به بابایی بگو دارم میرم خونه خاله اقدس سفره حضرت اباالفضل» در حالیکه با دوستاش داره می ره ددر دودور... خلاصه اینکه تا کلاس پنجم ابتدایی انقدر این شجره ی ملعونه توی ذهنمون ریشه کرده که اگه یه وقت یه نمره کم گرفتیم به صورت خودجوش کارنامه رو قایم کنیم و بابایی رو بپیچونیم و بعدش همین داستان تا دبیرستان و ازدواج و ... به جایی می رسیم که بعد ازدواج اگه یه ایرونی اصیل بخواد راست بگه هم نمیتونه... یعنی اصلا دیگه دیفالت کارخانه ش روی پیچوندن تنظیم شده.. در نهایت همین چرخه ی معیوب نسل به نسل منتقل میشه تا جایی که آخر سر کل این تمدن 3000 ساله ی کوفتی با سر بخوره زمین.... به علتش کاری ندارم که چرا ایرانی جماعت اینقدر در رفتار اجتماعی اش عدم شفافیت داره ولی گستردگی اش قابل کتمان نیس.
یادمه یه بار یکی از همکارا باهام دس به یخه شد که چرا گفتم «ما کارمند دولتیم و چون مردم صاحب کار ما هستن حق دارن بدونن ما چقد حقوق می گیریم و به ازای این پولی که می گیریم چیکار داریم می کنیم».... طرف می گفت «الا و بلّا حقوقی که میگیریم یه مسئله ی خصوصیه و به کسی مربوط نیست» همین الان توی دور و برت اگه نیگا کنی خیلیا همین طورن... طرف سی سال با زن ش زندگی کرده ولی بعد سی سال هنوز زنش نمی دونه چقدر درامد داره... حتا حاج خانوم حدود درآمد آقایی شون رو هم نمی دونه. بچه هه وقتی بابایی ش سرشو گذاشت زمین و ریغ رحمتو سرکشید تازه می فهمه که چند تا داداش و آبجی قد و نیم قد داشته که بابایی اونها و البته مادر مکرّمه شون رو از اینها قایم کرده بوده... خلاصه که اوضاعیه....
 حالا توی این وضعیت که عدم شفافیت در همه مون نهادینه شده و از ریز و درشتمون سعی می کنیم یه چیزایی رو از همدیگه قایم کنیم و از طرف دیگه توی این هاگیرواگیر که ملت همه موندن تو کف بی کفایتی یه مشت آدم بی کفایت و متأسفانه تعدادی از هم وطنان هم داغدار شدن؛ یه آدم روانی، یه آدم مخبط، یه آدم مجنون پیدا میشه که به جای اینکه سعی کنه تسلیتی بگه به کسانی که داغدار بی کفایتی یه عده ای شدن برمیداره آب میریزه رو آتیش و از خودش تئوری در میده: « هواپیمای اکراینی به این علت افتاد که آمریکا برداشته بود سیستمهای الکترونیکی هواپیما و رادارهای زمینی و موشکی ایران رو هک کرده بوده و با حمله ی سایبری سبب این اشتباه شد.» 
مردم م که کشته مرده ی یه چیز تازه ن که بشینن درباره ش ور ور کنن و فرضیه بسازن و هی موضوع رو کش ش بدن.... حالا توی هر خراب شده ای که می ری بحث اینه که سپاه کارش رو درست انجام داده... مشکل جای دیگه بوده.... طرفدارای سپاه با نشر این تئوری من درآوردی از یه طرف می گن سپاه اگه نبود امنیت نداشتیم و بچه های سپاه خعلی کارشون درسته و اصلا اشتباه نمی کنن و اگه هم اشتباه کردن از کس دیگه ای بوده و الان سپاه مظلوم واقع شده و... از طرف دیگه  برای ماست مالی کردن اشتباهی که رخ داده دارن جوّ می دن که هی آمریکا رو ببرن بالا و بالا و بالاتر که معنی دیگه اش در حقیقت اینه که با بودن سپاه هم ما امنیت نداریم... شدن کاسه داغ تر از دوغ... خود سردار اومد توی تلویزیون گفت اشتباه از ما بوده.... اینها حالا ول کن نیستن که نخیر
یکی نیس بپرسه: «خب الاغ جون اگه سپاه هست و ما تو دل کشور خودمون امنیت نداریم پس چرا اینهمه بابت ش باس هزینه بدیم؟ ببندیم درش رو و خلاص..... اگه قراره ما موشک بخریم که به عوض زدن هواپیمای دشمن هر چند وقت یه بار بیاد و خودمون رو داغدار کنه اصلا چرا جمع ش نکنیم این بساط رو؟ این دیگه چه جور امنیته؟»
حالا دو روزه هر کی ما رو تو خیابون میبینه ، میگه «شما که متخصص امور نظامی هستی بگو ببینم این داستان هک کردن چیه؟» بذار خلاصه بگم تا خیال همتون راحت بشه:
اگه تو بتونی با یه گوشی نوکیا 3310 سماور نفتی خونه ی ما رو هک بکنی آمریکایی ها هم می تونن سیستم پدافند موشکی تور ام-1 رو هک کنن.
گرفتی دادا؟ به خدا که نه...