چهارشنبه 2 بهمن 1398 11:36 ق.ظ نظرات ()
ذهن پارانوئیدی ایرونی جماعت همیشه فک می کنه که سیاست "تفرقه بینداز و حکومت کن" از ابداعات انگلیسیاس..... غافلند از اینکه اولین کسانی که به صورت سیستماتیک در سیاست خارجی شون از تز تفرقه بینداز و حکومت کن استفاده کردن هخامنشیان بودن. نقشه ی زیر رو که با دقت ببینید متوجه می شید:
اونجاهایی که امروزه استانبول و آنتالیا و .... هستند یه زمانی جزو امپراطوری هخامنشی بودن. این مناطق رو به صورت تاریخی ایونیا می نامن ... البته این جزو امپراطوری بودن به این معنی نیس که مردم اون جاها فارس یا ماد بودن .... در حقیقت حاشیه ی شبه جزیره ی آناتولی رو مستعمراتی فراگرفته بود که زمانی مهاجرنشینهای یونانی بودن و مردم اون شهرها با مردم خاک اصلی یونان پیوندی قوی داشتن و خودشون رو یونانی می دونستن. زمانی که لیدیه توسط کورش سرنگون شد و  آناتولی یکسره به دست هخامنشی ها افتاد این شهرها هم زیر نگین امپراطوری هخامنشی قرار گرفتن اما همچنان ارتباط خودشون رو با دولت-شهرهای یونانی حفظ کردن. همین ارتباط سبب شد که بعد از مدتی مردم ایونیا به فکر استقلال بیفتند و با شورشهایی که در نقشه با علامت ستاره قرمز مشخص شده بر علیه ساتراپهای ایرانی قیام کنن. مردم آتن و متحدین آتن  به پشتیبانی مردم ایونیا برخواستن .... اما بسیاری از دولت-شهرهای یونان (مهمتر از همه اسپارت) در برابر سرکوب مردم ایونیا بی طرف موندن و آتن رو در برابر تهاجم ویرانگر هخامنشیان تنها گذاشتن .... بد نیس بدونیم هزینه ی این بی طرفی مردم اسپارت با طلاهایی که از ایران اومدن پرداخت شد. 
در نهایت داریوش شورشهای ایونیا رو سرکوب کرد و تصمیم گرفت که برای گوشمالی دادن مردم آتن وارد خاک یونان بشه. میدونیم که شکست ایران در ماراتن به بلندپروازی های داریوش پایان داد و درنهایت یونانی ها تونستن در زمان خشایارشاه ایرونی ها رو از کشورشون بیرون کنن ... 
اما شکست نظامی داریوش پایانی نبود بر سیاست پخش پول و طلا در میان دولت-شهرهای یونانی ... ایرانی ها با دقت اوضاع سیاسی این دولت-شهرهای کوچک را تحت نظر داشتن و سعی می کردن تا با عمیق کردن اختلافات موجود بین یونانی ها اونها رو به جون هم بندازن تا هیچ وقت یه دولت مرکزی قدرمند در یونان پا نگیره که بخواد موی دماغ ایران در آناتولی بشه.... دلیل انتخاب این رویکرد توسط هخامنشیان همون چیزی بود که امروز ما بهش می گیم امنیت ملی..... 
سوال اینه که سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن هخامنشی در یونان چقدر موثر بود و تا کجا ادامه یافت؟ .... تاریخ رو همه میدونیم و نیازی نیس که وارد جزئیات بشم... در نهایت یونانی ها تونستند تحت حکومت فیلیپ (پدر اسکند مقدونی) متحد بشن و با ورود اسکندر به خاک آسیا طومار امپراطوری ریخت و پاش کن هخامنشی رو در هم بپیچن. 
جالبه بدونید که حتی با ورود اسکندر به خاک آسیا امپراطوری هخامنشی کماکان به سیاست شکست خورده ی تفرقه بینداز و حکومت کن خود ادامه می داد و حتی در میان سپاهیان هخامنشی بسیاری از مزدوران یونانی وجود داشتند که طلای ایرانی ها اونها رو به جنگ با برادران یونانی شان واداشته بود. ریخت و پاش طلای ایرانی ها در میان یونانی ها نه امنیتی پایدار برای اونها به بار آورد و نه حتی ملیتی برایشان باقی گذاشت .... ویران شدن پرسپولیس پاسخی بود بر بلندپروازی های هخامنشیان که امنیت ملی خود را نه در خاک خود بلکه هزاران فرسنگ فراسوی مرزهای خود دنبال می کردند.


File:Map Greco-Persian Wars-en.svg

الان حدود 25 قرن از شکستهای ایران در یونان (نبرد پلاته در سال 479 ق.م به حضور نظامی ایران در خاک یونان برای همیشه پایان داد) گذشته .... 
زمامداران و سیاستگذاران جمهوری اسلامی ایران در تقبیح امپراطوری و شاهنشاهی کم نگذاشتن؛ شاهنشاهی از هر نوعش به تعبیر جمهوری اسلامی یعنی شر مطلق .... اما در میدان سیاست خارجی آنها هنوز گمان می کنن که اجرای روشهای شکست خورده ی هخامنشیان بهترین راه برای رسیدن به امنیت ملی است: تفرقه بینداز و حکومت کن .... 
امروزه جمهوری اسلامی ایران  در حال تأمین مالی و تجهیز تسلیحاتی بعضی گروه های قومی و فرقه های مذهبی در تمامی منطقه است .... این گروه ها نه حافظ منافع ملی مردم خود بلکه حافظ منافع جمهوری اسلامی هستن و برای حفظ رابطه ی خود با مقامات کشور حاضرن که در برابر دیگر هموطنان شان یا هم زبانان شان صف آرایی کنن. همانطور که در جنگهای ایران و یونان مقدونی ها طرف ایران رو گرفتن امروزه هم در جنگ بین جمهوری اسلامی وعربستان انصار الله طرف جمهوری اسلامی رو گرفتن ....
از سوی دیگر پولی که می توانست برای جلوگیری از سیل در گلستان و سیستان بلوچستان هزینه بشه، برای بازسازی مناطق زلزله زده ی غرب کشور به کاربرهد، هزینه ی تجهیز مدارس و دانشگاه ها بشه، صرف ساخت خودروهایی با آلودگی کمتر بشه و ... امروزه در افغانستان، یمن، عراق، سوریه، لبنان و فلسطین و توسط گروه های طرفدار جمهوری اسلامی خرج می شه. پرچمهای حلقه زده به گرد سردار حاجی زاده را دوباره نگاه کنین:
سردار حاجی‌ زاده ,

زینبیون پاکستان، فاطمیون افغانستان، حماس فلسطین، حشد الشعبی عراق، انصار الله یمن، حزب الله لبنان قله ی کوه یخی گروه هایی هستند که از جمهوری اسلامی کمکهای نظامی و مالی دریافت می کنند و مردم اونها رو به نام عمومی جبهه ی مقاومت می شناسن. 
بر اساس آمارهای غیر رسمی مجموع نفرات تحت کنترل این گروه های نظامی و شبه نظامی در حدود 250 هزار نفر میشه. اگر هر کدوم از این بزرگواران فقط در طول روزی یه دونه نون بربری هزار تومنی بخورن هزینه ی نون بربری گروه های مقاومت در حدود 250 میلیون تومن در روز و 7میلیارد و 500 تومن در ماه میشه... حالا شما اضافه کن هزینه ی لباس و پوتین و فانوسقه و گلوله و تفنگ و آرپی چی و دوشکا و وانت و موشک تاو و .... در آخر سر هم هزینه های جانبی مثه آموزش و بیمارستان و عمل جراحی و نقاحت بعد از عمل و ... باهاش جمع بزن تا ببینی رقم به کجا ها می رسه.... 
مسئولین مختلف جمهوری اسلامی در رده های مختلف بارها بیان کردن که هزینه ی مقاومت رو میدن و از علنی کردن اون ابایی ندارن و اون رو از نقاط قوت کارنامه ی خود می دونن .... این عزیزان بارها و بارها گفتن که اگر ایران هزینه ی مقاومت رو نده به عوض اینکه در مرز شمال لبنان با دشمن بجنگه باید در قصر شیرین باهاش روبروه بشه..... 
اما سوال اینه که این هزینه ی گزاف در نهایت امنیت ملی جمهوری اسلامی رو تأمین می کنه یا خیر؟ 
جواب این سوال رو هم البته تاریخ خواهد داد .... همان طور که تاریخ به هخامنشیان پاسخ داد
رضا کیانی موحد