پنجشنبه 8 دی 1390 08:25 ب.ظ نظرات ()

رابطه پاکستان با آمریکا را می توان به سه دوره تقسیم کرد: دوران جنگ سرد تا پایان اشغال افغانستان، سالهای بحرانی 1990 تا 1993 و دوران مبارزه مشترک با طالبان.

در دوره اول پاکستان متحد اصلی آمریکا در جنوب آسیا بود. این کشور به خاطر اتحاد با آمریکا سالانه میلیونها دلار کمکهای غیرنظامی و نظامی از آمریکا دریافت می کرد. با تهاجم شوروی سابق به افغانستان دوستی پاکستان و آمریکا عمیق تر شد. سازمان سیا و سازمان اطلاعاتی ارتش پاکستان ،موسوم به آی اس آی، در بزرگترین عملیات مخفی تاریخ میلیون ها دلار پول و سلاح به مجاهدین افغان دادند و در نهایت توانستند افغانستان را به ویتنامی برای روسها تبدیل کنند.

اما با توسعه بمب اتمی پاکستان این کشور از چشم آمریکا افتاد. آمریکا در اعتراض به بمب هسته ای پاکستان از تحویل دادن تسلیحاتی که پاکستان قبل از 1990 از آن کشور خریده بود خودداری کرد و حتی پول پرداخته شده برای آنها را پس نداد.

روابط بین دو کشور همچنان سرد ماند تا اینکه حادثه یازدهم سپتامبر روی داد و جرج بوش پسر به طالبان و القاعده اعلان جنگ داد. در آن زمان پاکستان با اکراه در جنگ با طالبان به آمریکا پیوست و دوباره از کمکهای مالی و نظامی آمریکا برخوردار شد.

پس از سقوط طالبان روابط دو کشور رو به بهبود بود تا اینکه چند حادثه مناسبات بین پاکستان و آمریکا را به کلی تغییر داد.

استخوان لای زخم

زمانی که مجاهدین افغانستان توانستند حکومت کمونیستی وابسته به شوروی را در کابل سرنگون کنند در اسلام آباد دو نگرانی عمده بوجود آمد. نگرانی اول ترس از نفوذ دهلی در افغانستان و تبدیل افغانستان به یک دشمن جدید بود. این ترس با وجود اختلافات ارضی بین دو کشور و ادعای افغانستان بر بعضی مناطق پاکستان چندان هم بی دلیل نبود. نگرانی دوم ترس از نفوذ آشوب به درون مناطق مرزی پاکستان در اثر بی ثباتی افغانستان بود.

از این رو پاکستان تصمیم گرفت تا گروهی متحد با خود را در افغانستان بر سر کار آورد؛ طالبان. اما حکومت طالبان با تندروی های خود و پناه دادن به تروریستهای القاعده نام خوشی برجای نگذاشت و حملات یازدهم سپتامبر سبب شد تا آمریکا مستقیما با القاعده و متحد اصلی آن ،طالبان، رویاروی شود.

ژنرال پرویز مشرف از روی ناچاری به ائتلاف ضدتروریسم به رهبری آمریکا پیوست و برعلیه دست پرورده خود در افغانستان وارد جنگ شد اما نگرانی های پاکستان هنوز هم برجای بود. مشرف می ترسید که با خروج آمریکا از افغانستان این کشور به دام گروه های جنگجوی مخالف پاکستان بیافتد و از این روی بازی جدیدی را با آمریکا شروع کرد. مشرف تصمیم گرفت که یک افغانستان متحد و همسو با پاکستان را در آینده تضمین کند. بعدها باراک اوباما قرار دادن تمام تخم مرغها در سبد ژنرال مشرف را از سوی آمریکا اشتباه خواند.

دولت پاکستان در ظاهر با اعضای القاعده و طرفداران طالبان می جنگید و حتی بعضی از سران آنها را به آمریکا تحویل می داد ولی در خفا با حمایت از باقیمانده طالبان سعی می کرد تا این اهرم فشار را برای زمان خارج شدن ناتو از خاک افغانستان در دستان خود نگه دارد.

بروس رایدل ،مامور سابق سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا و کارشناس امور افغانستان، می گوید:"پاکستان و مخصوصا ژنرال پرویز مشرف دولت جورج بوش را به بازی گرفته بودند. او در رابطه با القاعده فقط تا اندازه ای همکاری می کرد تا دولت جورج بوش را راضی نگه دارد، ولی این همکاری به اندازه ای نبود تا بشود سازمانی مثل القاعده را از بین برد. درمورد طالبان هم عملا هیچ کمکی نکرد."

اخیرا در یک فیلم مستند تعدادی از فرماندهان طالبان به کمک گرفتن از سرویس مخفی پاکستان اعتراف کرده اند. یک عضو دستگیر شده طالبان در یکی از زندان های حومه کابل گفته است توسط نفرات طالبان در خاک پاکستان آموزش عملیات انتحاری دیده بود در حالیکه ماموران آی اس آی بر این آموزش نظارت داشتند.

به گفته رایدل عملیات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی زمانی موفقیت آمیزتر بوده که بدون آگاهی و هماهنگی با نظامیان پاکستانی به اجرا گذاشته شده باشد. از سوی دیگر نظامیان آمریکایی نیروهای پاکستانی را به حمایت عملی از شورشیان متهم کرده و گفته اند که این حمایت شامل کمک به شورشیان برای عبور از مرز بدون جلب توجه نیروهای آمریکایی نیز بوده است.

در عین حال، مقامات پاکستانی همواره اتهام حمایت از گروه های تروریستی را تکذیب کرده و بر علاقمندی خود به استقرار ثبات در افغانستان تاکید ورزیده اند. آنان با اشاره به عملیات خشونت آمیز گروه های تروریستی گفته اند که کشور آنان بیش از هر کشور دیگری از اقدامات تروریستی خسارت دیده و پاکستان و ارتش این کشور مبارزه با گروه های تندرو را با جدیت و قاطعیت دنبال می کند.

اما دم خروس آی اس آی زمانی بیرون زد که در روز 12 اردیبهشت امسال بدون اطلاع مقامات پاکستانی سیل کماندوهای آمریکایی به محل مخفی شدن اسامه بن لادن در ابیت آباد پاکستان سرازیر شد و رهبر افسانه ای القاعده را غرق کرد.

این اتفاق رابطه دو کشور را به شدت تیره کرد. اعتراضات احزاب و گروه‌های مذهبی و سیاسی پاکستان پس از این عملیات فوق سری به اوج خود رسید. از طرفی ارتش پاکستان از اینکه بدون اطلاع آنها یک عملیات نظامی در خاک کشورشان انجام شده به شدت عصبانی شده و این عملیات را تجاوز به خاک خود می دانند. از طرف دیگر آمریکایی ها فکر می کنند مقامات پاکستان از حضور بن لادن در خاک این کشور آگاه بوده اند و خودشان به او پناه داده اند.

دو ماه بعد از کشته شدن بن لادن آمریکا 800 میلیون دلار از کمک‌های سالیانه‌اش را به ارتش پاکستان به حال تعلیق درآورد. ویلیام دیلی، رییس ستاد کاخ سفید گفت که قطع این کمک به دلیل آن است که قرار بود پاکستان بزرگ ‌ترین متحد آمریکا در مبارزه با تروریسم باشد اما چنین نشد.

اما مقامات پاکستانی هنوز هم از وجود بن لادن در کشورشان اظهار بی اطلاعی می کنند. آقای گیلانی نخست وزیر پاکستان در جریان نشستی در روز هفتم مهر گفت:"به بازی انتقاد کردن و سرزنش کردن پاکستان پایان دهید و به منافع ملی پاکستان احترام بگذارید." او گفته است که این کشور در برابر فشارهای آمریکا در جنگ علیه پیکارجویان تسلیم نخواهد شد. وی همچنین گفت که روابط کشورش با آمریکا باید بر پایه احترام متقابل باشد.

حنا ربانی کهر ،وزیر امور خارجه پاکستان، هشدار داده است که اگر مقامات آمریکایی همچنان دولت او را به حمایت از گروههای افراطی متهم کنند ممکن است دوستی پاکستان به عنوان یک متحد مهم منطقه ای را از دست بدهند.

تیر خلاص

پس از آغاز جنگ آمریکا با طالبان، حملات هوایی ناتو به مردم و سربازان پاکستان یکی از بزرگترین علل بروز ناراحتی در میان مردم و به ویژه نظامیان این کشور بوده است. پاکستانی ها این حملات را ،که اغلب توسط هواپیماهای بدون سرنشین انجام می شود، نقض حاکمیت ملی خود می دانند و حاکمیت و امنیت ملی خود را شدیدا در خطر می بینند.

سال گذشته، هلیکوپترهای آمریکا به طور تصادفی دو سرباز پاکستانی را در نزدیکی مرز کشتند و این موضوع باعث شد پاکستان به طور موقت مرز خود را ببندد و مانع از عبور تدارکاتی شود که از طریق این کشور برای نیروهای ناتو در افغانستان ارسال می شود.

در آخرین برخورد نظامی این گونه بین دو کشور در روز شنبه 5 آذر نیروهای گشتی مشترک افغانستان و آمریکا با نظامیان مستقر در دو پاسگاه مرزی پاکستان درگیر می شوند و بلافاصله تقاضای پشتیبانی هوایی می کنند. هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی سربازان پاکستانی را بمباران می کنند و در حدود 24 نفر کشته و13  نفر زخمی می شوند.

دولت پاکستان نسبت به این حمله واکنشی شدیدتر از معمول نشان داد و آن را در تناقض با حاکمیت ملی آن کشور و تعهد نیروهای بین المللی در افغانستان دانست. پاکستان اعلام کرد که در تمامی همکاری‌های دوجانبه خود با آمریکا و ناتو تجدید نظر می‌کند. همچنین از دولت آمریکا خواسته شد تا ظرف 15 روز پایگاه هوایی شمسی را تخلیه کند. آمریکایی‌ها از این پایگاه برای به پرواز در آوردن هواپیماهای بدون سرنشین خود استفاده می‌کردند.

آقای گیلانی این حمله را "تجاوزی آشکار به حق حاکمیت پاکستان" خواند و دستور داد تا گذرگاه های مرزی که کمکهای ناتو به افغانستان باید از آنجا عبور کنند بر روی عبور خودروهای تدارکاتی ناتو بسته شوند.

ناتو ضمن عذرخواهی از این حمله، آن را "حادثه ای غم انگیز و غیرعمدی" توصیف کرد. راسموسن ،دبیر کل ناتو، در پیامی کتبی به یوسف رضا گیلانی گفت: "مرگ خدمه ارتش پاکستان به اندازه مرگ نظامیان افغان و بین المللی غیرقابل قبول و قابل سرزنش است." از  سوی دیگر باراک اوباما مراتب همدردی خود را با خانواده سربازان کشته شده در این حادثه و همچنین مردم پاکستان، ابراز کرده است و در عین حال تاکید کرده است که رابطه آمریکا و پاکستان برای هر دو کشور مهم است.

ارتش پاکستان گزارش های منتشره در این خصوص که تیراندازی از سوی آنها باعث تحریک و حمله هوایی نیروهای ناتو شده است را رد کرده است. مقام‌های پاکستانی می‌گویند که در این منطقه شبه‌نظامیان فعالیتی نداشتند و بیشتر سربازان در زمان حمله خواب بودند.

حمله ناتو ضربه تازه ای به روابط آمریکا - پاکستان در حال بهبود یافتن دو کشور بود.

خنجر از پشت

پس از این همه کشاکش در روابط بین دو کشور اعتراف منصور اعجاز ،یک بازرگان پاکستانی‌الاصل آمریکایی به این که حسین حقانی، سفیر پاکستان در آمریکا، نامه ای تدوین کرده و به ‌واسطه او در اختیار دریاسالار مایک مولن، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش آمریکا، قرار داده ‌است خشم نظامیان پاکستانی را برانگیخت.

در این نامه، پیشنهاد شده است تا پاکستان تحقیقات بی‌طرفانه و زیر نظر آمریکا درباره چگونگی پناه‌دادن بن‌ لادن در ابیت‌آباد انجام می‌دهد و دیگر اسلام‌گراهای تندرو که در پاکستان پناه گرفته اند را یا بازداشت کند یا چراغ سبزی به آمریکا نشان ‌دهد که علیه آنها عملیات انجام دهد. فرستنده این نامه همچنین پیشنهاد نظارت بیشتر آمریکا بر بمب‌های اتمی پاکستان را داده‌است.

در ازای این همکاری، از مقامات بلندپایه نظامی آمریکا خواسته ‌شده که دولت پاکستان را در برابر کودتای احتمالی نظامیان محافظت کند. در پاکستان توازنی بین قدرت ارتش و حکومت غیرنظامی این کشور وجود ندارد. ارتش پاکستان نقش مؤثری را در سیاست‌های عمده کشور در طول تاریخ این کشور ایفا کرده است و بارها بر علیه دولتهای غیرنظامی کودتا کرده است. حال، نظامیان پاکستان فکر می کنند سیاسیون غیرنظامی سعی می کنند با کمک آمریکا آنها را از صحنه سیاسی کشور حذف کنند و این حرکت را بر علیه ارتش ناجوانمردانه می دانند.

با انتشار این اخبار دولت پاکستان حسین حقانی، سفیر خود در واشنگتن را برای توضیحات بیشتر به اسلام‌آباد فراخواند‌‌ و ژنرال کیانی رئیس ارتش، ژنرال شجاع پاشا رئیس سازمان اطلاعات، آصف‌ زرداری رئیس جمهوری و یوسف ‌رضا گیلانی نخست‌ وزیر از او درباره این نامه پرس ‌وجو کردند. خانم رحمان به دنبال کناره گیری حسین حقانی از این سمت به عنوان سفیر پاکستان در واشنگتن منصوب شد.

چشم انداز پیش رو

یک روز پس از حمله هوایی ناتو در یک نظرسنجی که در آمریکا انجام گرفت 55 درصد مصاحبه کنندگان آمریکایی پاکستان را دشمن به شمار می آوردند.  روحیات مردم پاکستان البته دوستانه تر نیست چرا که در یک نظرسنجی که در نیمه تابستان در این کشور انجام شده بود 69 درصد پاکستانی ها آمریکا را به چشم دشمن می نگریستند. حوادث به وجود آمده و نگرانی مردم هر دو کشور کار سیاستمداران آمریکا و پاکستان را برای بهبود روابط بین دو کشور سخت تر می کند.

کنگره آمریکا خواهان فشار بیشتر بر پاکستان است تا این کشور از حمایت گروه های تندرو دست بردارد. آمریکا در ده سال گذشته بیشتر از ۲۰ میلیارد دلار کمک نظامی و غیرنظامی به پاکستان اعطا کرده است ولی بسیاری از سیاستمداران غربی اعتقاد دارند که در حدود 70 درصد کمکهای نظامی که طی سالهای 2002 تا 2007 به پاکستان اعطاشده است به هدر رفته است.

اما تحلیل ‌گران پاکستانی می‌گویند که ورود پاکستان به عرصه پیکار با تروریسم، زیانی ۱۰۰ میلیارد دلاری به اقتصاد جامعه وارد می‌کند که به مراتب، از کمک‌های مالی آمریکا بیشتر است.

از سوی دیگر بسیاری از مردم پاکستان باور دارند که آمریکا به پاکستان بیشتر نیاز دارد تا پاکستان به آمریکا. آنها می گویند که وضعیت سیاسی افغانستان بدون یاری پاکستان درست نخواهد شد. بوریس رایدل می گوید:"ممکن است آی اس آی قادر نباشد طالبان را به پای میز مذاکره بنشاند اما قطعا می تواند هرگونه مذاکراتی را مختل کند و تا این زمان، من نشانه ای از علاقه پاکستان به حصول راه حلی سیاسی برای جنگ افغانستان مشاهده نکرده ام."  

مردم کوچه بازار از خیلی چیزها عصبانی هستند اما به دلیل تبلیغات رسانه های ضدآمریکایی، سخنرانی های مذهبی و دخالتهای آمریکا این کشور را دشمن شماره یک خود می دانند. 

اختلافات تا آنجا بالاگرفته است که یک مقام پاکستانی که نامش فاش نشده، در مصاحبه با شبکه تلویزیونی ان بی سی آمریکا گفت: "بر اساس خط مشی دفاعی جدید پاکستان، این کشور از این پس ورود هر گونه شی خارجی به حریم هوایی خود ازجمله هواپیماهای جاسوسی آمریکا را به عنوان یک عملیات خصمانه قلمداد می کند و این هواپیماها را به محض ورود به حریم هوایی کشور سرنگون خواهد کرد."

گرچه پاکستان متحد کلیدی آمریکا در منطقه به حساب می آید، اما به عقیده سیاستگزاران پاکستانی، پس از نزدیکی هند به آمریکا امضای پیمان استراتژیک میان کابل و واشنگتن، اهمیت پاکستان را نزد مقامات آمریکا کم خواهد کرد. پس از شصت سال توجه پاکستان به هند ،به عنوان بزرگترین تهدید، ممکن است که این کشور در یک چرخش آمریکا را در مکان اول فهرست دشمنانش قراردهد.

نویسنده:رضاکیانی موحد

منتشر شده در اطلاعات هفتگی شماره 3498 هفتم دی ماه 1390