سه شنبه 4 بهمن 1390 08:42 ب.ظ نظرات ()
 

در اولین روز از جنگ اکتبر1973 هواپیماهای نیروی هوایی مصر به اهدافی در صحرای سینای تحت اشغال اسرائیل حمله کردند. این حملات هوایی در پیروزی ابتدایی اعراب نقش داشتند. از دید مصری ها این حملات کلید رسیدن اعراب به پیروزی در این کشاکش بود.

این امر به خوبی در منابع تاریخی ثبت شده است اما نبردهای هوایی دیگری نیز در روزهای باقیمانده از جنگ نیز صورت گرفتند که کمتر مورد بررسی قرارگرفته اند. جزئیات این گونه عملیات تا به امروز کمتر در اختیار عموم قرارگرفته اند. به ویژه یکی از این نبردها به اندازه ای برای دولت مصر اهمیت یافت که سبب شد روز نیروی هوایی این کشور از دوم نوامبر به 14 اکتبر تغییر یابد. نیروی هوایی مصر با سربلندی این نبردهوایی را "نبرد المنصوره" نامیده است و در روز 14 اکتبر یاد آن را گرامی می دارد.

در سپیده دم روز 14 اکتبر -نهمین روز از آغاز جنگ- تعداد 9 تیپ زرهی از ارتشهای دوم و سوم مصر برای توسعه سرپلهای به دست آمده در سمت شرق کانال سوئز حمله ای را اجرا کردند. این حمله با پشتیبانی هواپیماهای میگ17، سوخو7، سوخو20 و میراژ که از پایگاه های غرب کانال و دلتای رود نیل برخواسته بودند انجام شد. پوشش هوایی منطقه نبرد توسط میگ 21 های وینگ یکصدوچهارم -که از پایگاه هوایی المنصوره برخواسته بودند- تامین می شد.

وینگ یکصدوچهارم از 3 اسکادران میگ21 ام اف تشکیل شده بود. 2 اسکادران در المنصوره و یکی در تنتا قرارداشتند.

درپاسخ، نیروی هوایی اسرائیل برای چهارمین بار کوشش کرد تا هواپیماهای رهگیر این وینگ را نابودکند و دوباره برتری هوایی خود را -مانند جنگ 6 روزه- براعراب تحمیل کند.

حملاتی بر علیه پایگاه های المنصوره، تنتا و صالحیه انجام شد. در حقیقت، در روزهای هفتم، نهم و دوازدهم اکتبر حملاتی بر علیه المنصوره انجام شده بود اما هربار با مقاومت شدید جنگنده های مصری و شبکه موشکی و پدافند هوایی مصر مواجه شدند. عاقبت اسرائیلی ها در روز هفتم اکتبر 22 فروند هواپیما از دست دادند. این روز به بدترین روز جنگ برای نیروی هوایی اسرائیل تبدیل شد.

چهارمین حمله هوایی اسرائیل توسط بیش از صدفروند فانتوم و اسکای هاوک انجام شد تا بلکه بتوانند المنصوره را نابودکنند. این نبردها در اوج خود بیش از 53 دقیقه طول کشید. بر اساس تخمین منابع مصری همزمان بیش از 180 فروند هواپیما در آسمان در تقیب یکدیگر بودند که بیشتر آنها به اسرائیل تعلق داشتند.

این فانتوم به شماره 183 از جنگنده های اسکادران 69 "چکش ها" است. یکی از فانتومهای این اسکادران در روز 14 اکتبر ساقط شد. البته بنابر گزارش منابع اسرائیلی این هواپیما توسط آتش خودی هدف قرارگرفته و خدمه آن نجات یافتند. این هواپیما از جنگ1973 جان به در برد و بعدها توانست یک پیروزی هوایی دیگر به دست آورد. در این تصویر هواپیما را با یک غلاف جنگ الکترونیک آال کیو101، 2 تیر موشک اسپارو، 4 تیر موشک سایدویندر و 5 بمب ام117 می توان دید. حمل چنین بار سنگینی با سرعت بالا و در مسافتهای طولانی باعث شد تا فانتومها در خاورمیانه مشهور شوند. درحقیقت فانتومها چنان مشهور شده بودند که در طی این جنگ و درگیریهای بعدی هر جنگنده اسرائیلی "فانتوم" گزارش می شد. شاید به همین دلیل بود که مصری ها مدعی شدند در روز 17 اکتبر 1973 توانسته اند 17 فروند فانتوم اسرائیلی را سرنگون کنند.

علاوه بر برتری عددی نیروی هوایی اسرائیل، آنها در کیفیت هواپیماها، تمرین ها و نیز تجربیات خلبان ها دست بالا را داشتند. تنها برتری مصری ها در این بود که خلبان ها و پرسنل نیروی هوایی مصر برای دفاع از خاک کشورشان می جنگیدند. روحیه مصری ها هنگامی که خلبان ها مصری توانستند به تلافی جنگ 6 روزه اولین هجوم هوایی اسرائیل را متوقف کنند به گونه ای ثابت افزایش می یافت.


وینگ یکصدوچهارم در خلال اولین روز جنگ -ششم اکتبر- به صورت کامل درگیر نبرد شد. این وینگ نه تنها پوشش هوایی منطقه نبرد را تامین کرد بلکه هواپیماهایش به صورت فعال در حملات پشتیبانی نزدیک و همچنین محافظت از پایگاه المنصوره شرکت داشتند. مصری ها چشم انتظار حمله دیگری از جانب اسرائیلی ها به پایگاه المنصوره بودند. با این حال، در ساعت 3 بعد از ظهر یکشنبه 14 اکتبر همه چیز در پایگاه ساکت به نظر می رسید. جنگ در سینا به اوج خود رسیده بود و همیشه تعدادی میگ21 به صورت آماده در ابتدای باند قرارداشتند و خلبان ها آنها با شکیبایی در کابین هواپیماهایشان سوزندگی گرمای آفتاب مصر را تاب می آوردند.

http://wars-and-history.persiangig.com/air%2Bbattle%2Bof%2Bel%2Bmansoura%2C2.jpg


نمونه ای از میگ 21 ام اف با رنگ بدنه ای که در ابتدای دهه هفتاد توسط روسها به مصر تحویل داده شد. تعدادی از هواپیماها نیز رنگ قدیمی جنگنده های مصری را داشتند که به جای یک عقاب طلایی، دو ستاره سبز بر روی آنها نقش بسته بودند.

در ساعت 3:15 پستهای مراقبت مستقر در دلتای نیل نزدیک شدن 20 فروند فانتوم را -که از جهت دریا به سمت پورت سعید و دلتای نیل- می آمدند به سرفرماندهی نیروی هوایی مصر گزارش دادند.

فرمانده وقت نیروی هوایی مصر مارشال حسنی مبارک -رئیس جمهور فعلی مصر- به سرتیپ احمد عبدالرحمن ناصر -فرمانده وینگ یکصدوچهارم- دستور مقابله داد. 16 فروند میگ21 به هوا برخواستند. قراربود که آنها تنها پوششی بر فراز پایگاه برقرارکنند و دست به عمل دیگری نزنند. بالاتر از همه، به آنها دستور داده شده بود که قبل از اینکه هواپیماهای دشمن نزدیک شوند حق ندارند که به جستجو و درگیری با هواپیماهای مهاجم بپردازند.

این دستور برای خلبان ها مصری معمایی پدید آورده بود. از سویی قراربود که آنهابه مقابله به هواپیماهای دشمن فرستاده شوند و از دیگر سو باید منتظر کشف شدن حریف باقی می ماندند. فرماندهی نیروی هوایی مصر در طی جنگ فرسایشی اواخر دهه شصت تجربه بزرگی را در برابر تاکتیکهای اسرائیلی ها کسب کرده بود. در حقیقت، اسرائیلی ها تمایل داشتند تا الگوهای ثابتی را در حملاتشان تکرارکننند. این الگو در 3 مرحله اجرامی شد، ابتدا یک موج از جنگنده ها رهگیرهای مدافعین را می فریفتند تا آنها را از هدف دور کنند. در موج دوم تعدادی هواپیما برای حملات زمینی -و به همراه چند جنگنده اسکورت- توپهای ضدهوایی حریف را تحت فشار قرار می دادند. موج سوم حمله، تهاجم هوایی به هدف اصلی بود.

به همین دلیل، سرفرماندهی نیروی هوایی مصر می پنداشت که موج اول فانتومها چیزی بیش از یک طعمه نیستند و تصمیم گرفتند تا میگ ها را برای رهگیری آنها اعزام نکنند. در این رویداد، فانتومهای اسرائیلی چندبار به دور المنصوره گشتند تا بلکه میگها را از اطراف آن دور کنند ولی در نهایت به سوی دریا بازگشتند.



حوالی ساعت 3:30 فرماندهی دفاع هوایی مصر -که یک نیروی جدا از نیروی هوایی و زمینی بود- هشدار داد که در حدود 60 فروند هواپیمای دشمن -که احتمالا فانتوم بودند- از 3 جهت به سوی بالتیم، دمیتا و پورت سعید پرواز می کنند. مبارک به جنگنده هایش دستور رهگیری هواپیماهای دشمن را داد و برای خلبان ها مشتاق به رزمش توضیح داد که چرا پیش از این دستور حمله به دشمن را صادر نکرده بود. سرتیپ احمد ناصر -فرمانده بعدی نیروی هوایی مصر- مسیر حرکت میگها را معین کرد و میگها را -که قبلا در هوا بودند- به سوی دشمن روانه کرد. وظیفه آنها این بود که آرایش پروازی جنگنده های دشمن را به هم بزنند تا شکار آنها برای دیگر رهگیرهای وینگ یکصدوچهارم راحت تر انجام پذیرد. 16 فروند میگ دیگر از المنصوره به همراه 8 فروند میگ از پایگاه تنتا به هوابرخواستند تا به پشتیبانی رهگیرهایی که قبلا در هوا بودند بپردازند. درساعت 3:38 ایستگاه های رادار مصری گزارش دادند که در حدود 16 فروند جنگنده اسرائیلی دیگر از سمت دریا و در ارتفاع خیلی پایین در حال نزدیک شدن هستند. 8 فروند میگ باقیمانده در المنصوره پرواز کردند و 8 فروند میگ دیگر از پایگاه ابوحامد برای کمک فراخوانده شدند. 160 فروند هواپیمای اسرائیلی و 62 فروند میگ 21 مصری درجدالی خشن و سبوعانه درگیرشدند.

اسکادران 119 موسوم به "خفاش" در سال 1973 در پایگاه تل نو مستقر شده بود. این واحد در ابتدای جنگ تلفات زیادی متحمل شد. بیشتر این تلفات مربوط به حمله به محل استقرار موشکهای سام سوری در روز 7 اکتبر بودند. در این روز اسکادران 201"هاچات" نیز 5 فروند از جنگنده هایش را از دست داد.

در حدود ساعت 3:52 رادارهای مصری یک موج دیگر از هواپیماهای دشمن را کشف کردند که تعداد آنها در حدود 60 فروند فانتوم و اسکای هاوک برآوردشد. این هواپیماها نیز در ارتفاع کم و از سمت دریا درحال نزدیک شدن بودند. ظاهرا ماموریت آنها این بود که هر هدفی که از حملات موج دوم حمله سالم مانده بود را نابود کنند. 8 فروند میگ 21 دیگر از پایگاه هوایی انشاس برای رهگیری آنها به هوابرخواستند. زمانی که موج سوم بر فراز دلتای رود نیل با رهگیرهای مصری درگیر شد موج دوم هواپیماهای اسرائیلی درحال فرار به سمت شرق بودند. در حالیکه شلیک موشکها در آسمان ادامه داشت، 20 فروند میگ 21 برای سوختگیری فرودآمدند و دوباره به آسمان بازگشتند. لیدر موج سوم دریافت که حملات قبلی به نتیجه نرسیده اند و میگهایی که در آسمان هستند بیش از حدی هستند که او انتظار داشت. لیدر اسرائیلی دستور بازگشت داد و با عبور آخرین جنگنده اسرائیلی در ساعت 4:08 به سمت شرق کانال سوئز نبرد هوایی المنصوره پایان گرفت.

رادیو قاهره در برنامه اخبار ساعت 10 خود اعلام کرد که در همان روز چند نبرد هوایی بر فراز فرودگاه های نظامی مصر و بیشتر در شمال دلتای نیل صورت گرفته اند. همچنین اعلام شد که مصر در برابر 3 فروند جنگنده ای که از دست داد توانسته 15 فروند هواپیمای دشمن را از آسمان به پایین بکشد. تعداد بیشتری از هواپیماهای دشمن نیز توسط توپ ضدهوایی و نیروی پدافند هوایی سرنگون شده اند.

فردای آن روز رادیوی اسرائیل هم اعلام کرد که نیروی هوایی اسرائیل توانسته است 15 فروند هواپیمای مصری را سرنگون کند. این عدد کمی بعد به 7 فروند کاهش یافت.

در بررسی های پس از جنگ نیروی هوایی مصر آمار مورد ادعای خود در زمینه شکار جنگنده های اسرائیل را به 17 فروند هواپیمای  افزایش داد و در برابر ساقط شدن 6 فروند میگ خود را تایید کرد. 3 هواپیما توسط دشمن سرنگون شدند و 2 فروند نیز به دلیل کمبود سوخت سقوط کردند. آخرین هواپیما هم در هنگام برخواستن به دلیل اصابت قطعات یک فانتوم سرنگون شده آتش گرفت و سقوط کرد.

2 خلبان مصری در جریان نبرد هوایی کشته شدند و دیگران به سلامت از هواپیماهایشان بیرون پریدند. خواه این آمار دقیق باشند یا نه این نبرد مانند نبرد هوایی که سال پیش تقریبا در همین محل و در برابر اسکادران 723 کروسیدر درگرفت یک پیروزی برای مصر به شمار می رود. نام شهر کوچک دانشگاهی المنصوره دوباره بر زبانها جاری شد. نامی که به زبان عربی به معنی پیروزی است.

صداهایی از کابین هواپیما

مدحت عرفا (ارتشبد کنونی نیروی هوایی مصر) درباره نبردهوایی آن روز می گوید: من در آن زمان هنوز ازدواج نکرده بودم و درحقیقت پایگاه خانه اصلی من به شمار می رفت. در گذشته، ماموریت اصلی من بمباران شبانه مواضع زمینی دشمن بود. در روز 7 اکتبر (اولین کوشش اسرائیلی ها برای ضربه زدن به المنصوره) یک فانتوم به جیپ حامل من حمله کرد و در اثر واژگون شدن جیپ زخمی شدم. من هیچ دردی احساس نمی کردم و فردای شب آن روز در یک حمله هوایی به سینا شرکت داشتم. پس از اتمان آن ماموریت درد به قدری زیادشد که مرا به بیمارستان فرستادند. معاینات نشان داد که چند تا از ماهیچه های من پاره شده اند. دکتر پیشنهاد کرد تا از صحنه جنگ خارج شوم و قول داد که در بیمارستان نیروی هوایی در قاهره مرا دوباره معاینه کند اما من نیز مانند دیگر خلبان های که مجروحیت سطحی داشتند از این کار سرباززدم.

من در روز 12 اکتبر توانستم یک فروند فانتوم را شکارکنم و چند ماموریت دیگر را نیز انجام دادم اما در نهایت به جایی رسیدم که دیگر نمی توانستم دستم را تکان بدهم و در روز 18 اکتبر ناچار به ماندن بر روی زمین شدم. در روزی که نبردالمنصوره روی داد دست من بانداژ شده بود. من از خلبانهای وضعیت یک بودم. ما 4 فروند میگ داشتیم که قرار بود به عنوان ذخیره بکار روند. در ساعت 3:30 به دسته ما دستور پرواز داده شد.

نبرد قبلا آغاز شده بود و ما دو دقیقه دیر به منطقه درگیری ها رسیدیم. صحنه وحشتناکی بود چرا که من تا به آن روز چنین تعدادی از جنگنده ها را در یک منطقه ندیده بودم. ما نه تنها هواپیماهای دشمن را شکار می کردیم بلکه به دیگر همقطاران خود اخطار می دادیم که یک جنگنده دشمن در تعقیب آنها است. اینگونه بود که توانستیم جان بسیاری از دوستانمان را نجات دهیم. پس از اینکه سوخت من به اتمام رسید فرودآمدم ولی هنگامی که هواپیماهای اسرائیلی به سوی شرق بازمی گشتند می توانستم دوباره پروازکنم و به تعاقب آنها بپردازم.

احمد یوسف الوکیل (سپهبد هوایی کنونی در نیروی هوایی مصر) تعریف می کند : من به همراه گروه پرواز خود در المنصوره بودم. قرار بود که دو اسکادران به رهگیری و دفاع هوایی بپردازند و اسکادران سوم (در تنتا) وظیفه دفاع از هر دو پایگاه را برعهده داشت. در روز 14 اکتبر تلفات ما صفر بود. در آن روز من درحالیکه به همراه 3 فروند میگ دیگر پرواز می کردم 6 فروند فانتوم را رهگیری کردیم. ما به دو گروه تقسیم شدیم و هر گروه رهسپار شکار 3 فروند هواپیمای دشمن شد.

فانتوم ها مجبور بودند که برای نبرد با ما ابتدا خود را از شر بمبهایشان راحت کنند. من یکی از فانتومها را به مسلسل بستم چرا که نزدیک تر از آن بودم که بخواهم از موشکهایم بر علیه آن استفاده کنم. پس از آن، بازشدن دو چتر را دیدم. در آن زمان من نمی دانستم که چند فروند هواپیما در آسمان با یکدیگر نبرد می کنند و هنگامی که تعداد هواپیماها را شنیدم کاملا غافلگیر شدم. هم بر روی زمین و هم در آسمان ترافیک رادیویی بود و صدای کسی به کسی نمی رسید.

نصر موسی (سپهبد کنونی نیروی هوایی مصر) خاطراتش را در روز نبرد المنصوره مرور می کند: من در جنگ اکتبر در پایگاه المنصوره خدمت می کردم و با میگ 21 پروازهای دفاعی انجام می دادم. در روز 5 اکتبر به ما اطلاع داده شد که فردا جنگ آغازخواهد شد. در روز 14 اکتبر حمله سختی به المنصوره شد و به ما دستور دادند که آماده باشیم. دسته ما 8 فروند بود و هنگامی که اوج گیری می کردیم فانتوم های اسرائیلی برای بمباران نزدیک می شدند. ما ناگهان سرعت را افزایش دادیم، مخازن سوخت اضافی را رهاکردیم و به سوی جنگنده های دشمن هجوم بردیم. من یکی از آنها را در دستگاه نشانه روی خود داشتم ولی ناگهان قانون طلایی به یادم آمد. "قبل از حمله به دشمن مواظب دم هواپیمای خود باش."

هنگامی که در آینه هواپیما نگاه کردم فانتومی را دیدم که خودش را در پشت من قرار داده بود. ناگهان به سمت چپ چرخیدم و در پشت او قرارگرفتم. مسلسل خود را آتش کردم و فانتوم ساقط شد ولی هیچ چتری نجاتی ندیدم. میگ 21 در مانورهایش می توانست به راحتی فانتوم را جا بگذارد. هنگامی که نیروی هوایی مصر در اوایل دهه 80چند فروند فانتوم خرید من فهمیدم که این هواپیما اصلا چابک نیست. من 30 دقیقه پس از پیوستن به نبرد در آسمان بودم و هنگامی که سوختم به انتها رسید فرود آمدم.

http://wars-and-history.persiangig.com/MiG-21PFM-Egypt-1982.jpg

میگ 21 مصری

احمد ناصر (سپهبد کنونی نیروی هوایی مصر) درباره نبرد روز 14 اکتبر چنین می گوید: این نبرد آنقدر طول کشید که تبدیل به طولانی ترین نبرد هوایی بین هواپیماهای جت در طول تاریخ شد. میگهای ما باید فرود می آمدند و تنها 7 دقیقه زمان داشتند تا تجدید مهمات و سوخت کرده و دوباره در هوا باشند. برخواستن خود احتیاج به 3 دقیقه زمان داشت اما خلبانهای ما این زمان را به 1.5دقیقه کاهش داده بودند. من فکر می کنم این امر تا آن زمان بی سابقه بود و نمایشگر آمادگی خلبانهای ما بود. در طی نبرد تعداد جنگنده های دشمن دو برابر تعداد میگهای ما بود ولی ما بازهم توانستیم رکوردهای خوبی به دست آوریم. ما جوانمردی را در نبرد فراموش نکرده بودیم. خلبانی به نام ستوان محمدعبود توانست یک فانتوم را سرنگون کند اما هواپیمایش به قدری نزدیک هواپیمای اسرائیلی بود که خود آتش گرفت.

هر دو خلبان با هم از هواپیمایشان بیرون پریدند. پس از رسیدن به زمین، کشاورزان منطقه بر سر خلبان اسرائیلی ریختند و اگر محمد سرنرسیده بود او را از پای درآورده بودند. خلبان اسرائیلی به بیمارستان فرستاده شد و جان به در برد. فردای آن روز خلبان اسرائیلی یک ملاقات کننده داشت، محمد عبود برای دیدن وی به بیمارستان رفته بود.

قدری الحامد (سرتیپ بازنشسته نیروی هوایی مصر) تعریف می کند: در روز 14 اکتبر من درگیر یک نبردهوایی شدم. ما از یک ماموریت گشت هوایی بازمی گشتیم و بنزین هواپیمایمان رو به اتمام بود. یک موج از فانتومهای اسرائیلی به سوی پایگاه ما هجوم آوردند. همه آنها نزدیک نشدند و 2 هواپیمای جلوتر بمبهای خوشه ای خود را رها کردند تا خدمه توپهای ضدهوایی ما را فراری دهند. هنگامی که کار فانتومها تمام شد ما بر فراز پایگاه با آنها درگیر شدیم. جهنمی از آتش به پاشد. هرجا که سر می چرخاندم فانتومی را به دنبال یک میگ یا میگی را به دنبال یک فانتوم می دیدم. من پشت سر یک فانتوم رفتم و با توپ هواپیما به او شلیک کردم ولی در یک لحظه موتور هواپیمایم دچار واماندگی شد و از کار افتاد. باید دوباره موتور را به راه می انداختم ولی نتواستم چرا که بنزین هواپیما به آخر رسیده بود.

خلبانهای اسرائیلی واقعا خوب بودند. آنها کیفیت خلبانهای ابتدای جنگ را نداشتند و بسیار بهتر از آنها عمل می کردند. خلبان های اسرائیلی در ابتدای جنگ تجربه ای درمورد جنگل موشکهای سام ما در کنار کنال سوئز نداشتند و تعداد زیادی هواپیما ازدست دادند. اما خلبان های روز 14 اکتبریا اسرائلی نبودند یا اینکه اسرائیل برای این ماموریت خلبانهای بسیار کارکشته و عالی خود را اعزام کرده بود.

توپ من هواپیمای اسرائیلی را هدف قرارداد و فانتوم مانند خورشید غرق در آتش شد. من 3 یا 4 دقیقه درگیر این نبرد هوایی بودم که زمانی طولانی است. صادقانه باید بگویم که دقیقا ندیدم پس از آن چه اتفاقی افتاد چرا که پس از انفجار فانتوم من درگیر مشکلات خودم بودم. تصمیم داشتم که برای نجات هواپیما یک فرود اضطراری انجام دهم ولی اینکار چیزی غیر از دیوانگی نبود. فانتوم ها باند فرودگاه را درهم کوبیده بودند و سرتاسر باند پر از چاله بود. من در ارتفاع 50 متری از زمین هواپیما را ترک کردم. استخوانهایم آسیب دیدند و 4 روز را در بیمارستان گذراندم. پس از آن به اسکادران خود بازگشتم ولی تا آنتهای جنگ نتوانستم پروازی داشته باشم.

http://wars-and-history.persiangig.com/air%2Bbattle%2Bof%2Bel%2Bmansoura%2C1.jpg

بمباران باند پرواز توسط هواپیماهای اسرائیلی


http://wars-and-history.persiangig.com/Attack-2.jpg

در گوشه سمت راست تصویر یک فانتوم اسرائیلی را در حال بمباران مشاهده می کنید.


میراژها و نِشرهای اسرائیل در آن روز کجا بودند؟ بنابراین مقاله در روز 14 اکتبر اسرائیل از هیچ میراژی استفاده نکرد. به هرحال نیروی هوای اسرائیل نباید بیش از 100 جنگنده-بمب افکن خود را بدون چنین اسکورتهایی به جنگ می فرستاد. در حقیقت، منابع اسرائیلی بیان می کنند که در آن روز یک فروند نشر از اسکادران 113 توسط دو رهگیر مصری به زیر کشیده شد. این امر در ناحیه پورت سعید و پس از به هم ریختن آرایش هواپیماهای اسرائیل توسط میگهای مصری صورت گرفت. اگر مصری ها توانسته اند فانتوم ها را در حوالی پورت سعید از خاک خود بیرون کنند پی احتمالا این اولین بار است که اسرائیل اتفاقاتی را که در آن روز بر فراز المنصوره افتاد تایید کرده است. یا شاید که آن یک درگیری دیگر بوده است؟ درباره آن درگیری به زودی مطلبی خواهیم داشت.

دکتر دیوید نیکول و شریف شرمی

24 سپتامبر 2003

منبع

http://www.acig.org/artman/publish/article_266.shtml

ترجمه :رضاکیانی موحد

 باهمکاری محمدحسین پاز

 منتشر شده در ماهنامه جنگ افزار شماره

ISSN1735251-7