پنجشنبه 18 اسفند 1390 10:44 ب.ظ نظرات ()

 

پرواز 007؛ قسمت اول

18:22:42 اوسیپوویچ : باید زودتر دستور می دادی. چه جوری برم دنبالش؟ من قبلا پشت اون بودم.

18:22:47 کنترل ساخالین: شنیدم. اگر ممکنه در وضعیت حمله قراربگیر.

18:22:55 اوسیپوویچ : همین الان که نمی شه. الان من یه کم از هدف عقب افتادم.

18:22:56 007: توکیو! صفر صفر هفت صحبت می کنه. به ارتفاع سه پنج صفر رسیدیم.

18:23:00 توکیو: صفر صفر هفت شنیدم.

18:23 کورنوکوف: آه، چقدر طول می کشه تا به موقعیت حمله برسه؟ اون الان وارد آبهای بین المللی می شه! فورا پس سوز رو روشن کن! از میگ-23 هم استفاده کن... تو داری زمان رو هدر میدی تا اون در بره.

18:23:00 کنترل ساخالین:-

18:23:05 اوسیپوویچ : تکرار کن!

18:23:05 کنترل ساخالین: اوسیپوویچ ؛ سعی کن با مسلسل بزنیش.

18:23:37 اوسیپوویچ : عقب افتادم. الان یه موشک خرجش می کنم.

18:23:39 کنترل ساخالین: شنیدم.

18:23:49 میگ-23: 12(کیلومتر) تا هدف. هر دو تاشون رو می بینم!(007 و اوسیپوویچ )

18:23:51 کنترل ساخالین: اوسیپوویچ ؛ به هدف نزدیک شو و نابودش کن.

8:24:22 اوسیپوویچ : شنیدم. قفل کردم.

18:24:25 کنترل ساخالین: اوسیپوویچ ؛ به هدف رسیدی؟

18:25:11 اوسیپوویچ : به هدف رسیدم و رادارم رو قفل کردم. فاصله تا هدف 8 کیلومتر.

18:25:15 کنترل ساخالین: پس سوز رو روشن کن.

18:25 کنترل ساخالین: پس سوز؛ اوسیپوویچ !

18:25:16 اوسیپوویچ : قبلا روشنش کردم.

18:25 کنترل ساخالین: شلیک کن!

18:25:46 اوسیپوویچ : آتش!

18:25:55 دیناستی 312 : مرکز توکیو! دیناستی سه یک دو بر روی پنج شش صحبت می کنه.

18:26:00 توکیو: دیناستی سه یک دو! توکیو صحبت می کنه.

18:26:03 دیناستی 312 : دیناستی سه یک دو موقعیت پایون یک هشت دو پنج ارتفاع سه سه صفر تقریبا شیما یک نه سه پنج یادآور... باقی بر روی دو شش ممیز صفر منهای پنج صفر... یک صفر قطری چهار صفر ادامه.

18:26:06 007 : چی شد؟

18:26:08 007 : چی؟

18:26:10 007 : گاز با تاخیر عمل می کنه.

18:26:11 007 : موتورها عادی.

18:26:14 007 :چرخ فرود.

18:26:15 007 : (صدای داخل کابین: اخطار ارتفاع)

18:26:17 007 : چرخ فرود!

18:26:18 007 :(صدای داخل کابین اخطار انحراف ارتفاع)

18:26:20 اوسیپوویچ : شلیک کردم.

18:26:21 007: (خلبان خودکار اخطار را قطع کرده است)

18:26:22 اوسیپوویچ : هدف نابود شد.

18:26:22 007 : ارتفاع داره زیاد می شه.

18:26:24 کنترل ساخالین: حمله را متوقف کن، مسیر 360!

18:26:24 007 : ارتفاع داره زیاد می شه.

18:26:25 007 : سرعت شکن داره بیرون میاد.

18:26:26 007: چرا؟چرا؟

18:26:27 اوسیپوویچ : حمله رو متوقف می کنم.

18:26:29 007 : امتحانش کن.

18:26:33 007 : نمی تونم ارتفاع رو کم کنم.

18:26:34 007: توجه! وضعیت اضطراری.

18:26:38 007 : توجه! وضعیت اضطراری.

18:26:38 007 : ارتفاع زیاد می شه.

18:26:40 007 : کار نمی کنه. کار نمی کنه.

18:26:41 007: دستی.

18:26:42 007: دستی هم کار نمی کنه.

18:26:42 007 کام2: توجه! وضعیت اضطراری.( به زبان ژاپنی)

18:26:43 007 کام3: دستی هم کار نمی کنه.

18:26:45 007 کام3: موتورها عادی هستند قربان.

18:26:46 007 کام2: سیگارتو بنداز دور. این یه وضعیت اضطراریه.

18:26:49 007 کام2: سیگارتو بنداز دور. این یه وضعیت اضطراریه.

18:26:50 007 کام3: نیرو متراکم شده؟

18:26:51 007 کام3: درسته؟

18:26:52  007 کام2: سیگارتو بنداز دور. این یه وضعیت اضطراریه.(به زبان ژاپنی)

18:26:52 007 کام3: ... هر دو تاش...

18:26:54 007 کام3: درسته؟

18:26:55 007 کام2: ماسک را بر روی دهان و بینی خود گذاشته و پیشانی بند راتنظیم کنید.

18:26:57 015 : توکیو اینجا صفر صفر هفت.

18:26 کورنوکوف: هدف رو روی صفحه رادار می بینید؟

18:26 گراسیمنکو: یه لحظه دیدیمش.

18:26 کورنوکوف: هر دو تا موشکش رو شلیک کرده یا یکی شو؟

18:26 گراسیمنکو: هر دوتا...

18:26 کورنوکوف: میگ-23 را درگیر کن!

18:27:01 007 کام2: ماسک را بر روی دهان و بینی خود گذاشته و پیشانی بند راتنظیم کنید.

18:27:02 توکیو: صفر صفر هفت.

18:27:04 007 ک خ : شنیدم. اینجا صفر صفر هفت... آ اچ ما...

18:27:08 007 کام2: ماسک را بر روی دهان و بینی خود گذاشته و پیشانی بند راتنظیم کنید.(به زبان ژاپنی)

18:27:09 007 خ: تمام فشار.

18:27:10 007 ک خ: افت فشار تا یک صفر هزار.

18:27:15 007 کام2: توجه! وضعیت اضطراری.

18:27:19 007 کام2: توجه! وضعیت اضطراری.

18:27:19 007 کام3: حالا... باید این رو تنظیم کنیم.

18:27:21 توکیو: پرواز صفر صفر هفت  (غیر قابل شنیدن)رادیو را بر روی یک صفر صفر چهار هشت تنظیم کنید.

18:27:23 007 کام2: توجه! وضعیت اضطراری.

18:27:23 007 کام3: سرعت.

18:27 کرونوکوف: گراسیمنکو؟!

18:27 گراسیمنکو: بله؟

18:27 کرونوکوف: این یه دستوره... میگ-23 رو برای حمله به هدف جلو بیار!

18:27 گراسیمنکو: بله قربان!

18:27 کرونوکوف: گراسیمنکو؟!

18:27 گراسیمنکو: به میگ-23 دستور داده شده تا پس سوزش رو روشن کنه. ما داریم به موقعیت حمله می آریمش.

18:27 کرونوکوف: شنیدم. اسیپوویچ خودش انفجار موشکها رو دیده؟... آهان؟

18:27 گراسیمنکو: اون دوتا موشک شلیک کرده.

18:27 کورنوکوف: ازش بپرس. از خودش بپرس. برو روی کانال 3 و ازش بپرس با چشم خودش انفجار موشکها رو دید یا نه؟

18:27 گراسیمنکو: همین الان.

18:27 گراسیمنکو: اوسیپوویچ ؛ یه موشک شلیک کردی یا دو تا؟

18:27 اوسیپوویچ : هر دو تاشو شلیک کردم.

18:28 نوووسلتسکی: تیتوفنین، خوب، چه اتفاقی افتاده؟

18:28 کنترل ساخالین: فعلا هیچی.

18:28 نوووسلتسکی: خوب چی شده؟ موضوع چیه؟ کی اونو هدایت می کرده؟ روش قفل شده بود پس چرا ساقطش نکردید؟

18:28 کنترل ساخالین: بهش شلیک کردن. بهش شلیک کردن. جناب سرهنگ! منتظر نتیجه هستیم.

18:28 گراسیمنکو: هدف به سمت شمال چرخیده.

18:28 کورنوکوف: به سمت شمال چرخیده؟

18:28 گراسیمنکو: تایید می شه.

18:28 کورنوکوف: میگ-23 رو برای زدنش بفرست.

18:28 گراسیمنکو: همین الان چرخید.

18:28 گورنوکوف: فهمیدم... نتیجه رو نفهمیدم. پس چرا هدف هنوز داره پرواز می کنه؟ موشکها که شلیک شده اند. چرا هدف پرواز می کنه؟... خوب. چه اتفاقی افتاده؟...

18:28 گراسیمنکو: بله.

18:28 کورنوکوف: دارم سوال می کنم. به کنترلر دستور بده. معلوم هست چت شده؟ زبونت رو گربه خورده؟

18:28 گراسیمنکو: جناب تیمسار! من به رئیس ستاد دستور دادم، اون هم به کنترلر دستور داده و کنترل هم دستورات رو به...

18:30 کورنوکوف: خوب. مگه این چقدر طول می کشه؟... خوب، نمی تونی نتیجه شلیک موشک رو بپرسی؟ کجا؟ چرا؟

18:30 گراسیمنکو: به چپ چرخید، راست، ظاهرا... داره ارتفاعش رو از دست می ده.

18:34 کورنوکوف: بزنیدش، از میگ-23 استفاده کنید. دارم دستور می دم!

18:34 گراسیمنکو: شنیدم، بزنیدش.

18:34 پرواز 007 از صفحه رادار روسها محو شد درحالیکه در ارتفاع 5000 متری بود. رهگیرها نیز هیچ ارتباط بصری یا راداری با آن نداشتند.

18:34 کورنوکوف: خوب، جنگنده ها کجا هستند؟ فاصله شون با هدف چقدره؟

18:34 گراسیمنکو: جناب تیمسار! نمی تونند هدف رو ببینند.

18:34 کورنوکوف: نمی تونند اونو ببینند؟

18:34 تا 18:36 ژنرال کورنوکوف ایستگاه به ایستگاه وضعیت هدف را می پرسد. هیچ کس اثری از هدف ندیده است تا اینکه دوباره بر بالای جزیره مونرون دیده می شود.

18:36 کورنوکوف: اوه!! خوب، فاصله هدف رو می دونید؟ الان بالای جزیره مونرون پرواز می کنه.

18:36 کنترل ساخالین: تیمسار هدف رو در فضای مونرون از دست دادند.

18:38 نوووسلتسکی: در محدوده مونرون؟

18:38 کنترل ساخالین: هیچ کدوم از خلبانها نمی تونند اونو ببینند. آر تی اف گزارش کرده که هدف پس از شلیک یک دایره بر روی مونرون زده است.

18:38 نوووسلتسکی: اوه-ها!

18:38 کنترل ساخالین: ارتفاعش کم شد و بالای مونرون ناپدید شد...

18:38 نوووسلتسکی: پس دوباره به مرز ما تجاوز کرده؟

18:38 کنترل ساخالین: خوب، البته بر فراز سرزمین ما است.

18:38 نوووسلتسکی: بزنیدش! بزنیدش! با میگ-23 ادامه بده.

18:38 کنترل ساخالین: شنیدم. میگ-23 در همان حوالی است. ارتفاع هدف تا 5000 (متر) کاهش یافته. دستور قبلا صادر شده. به محض رؤیت بهش شلیک می کنند.

18:38 ظاهرا 007 درست 12 دقیقه پس از اصابت و در نزدیک جزیره مونرون بر روی سطح دریا سقوط می کند.

18:47 نوووسلتسکی: اونجا هنوز خورشید طلوع نکرده؟

18:47 کنترل ساخالین: نه، هنوز 30 دقیقه مانده.

18:47 نوووسلتسکی: هرچه هلیکوپتر دارید آماده کنید. هلیکوپترهای نجات.

18:47 کنترل ساخالین: هلیکوپترهای نجات؟

18:47 نوووسلتسکی: بله! احتمالا دستور جستجوی منطقه سقوط هدف صادرخواهدشد.

18:47 کنترل ساخالین: شنیدم. آیا عملیات نجات را شما انجام می دهید؟

18:47 نوووسلتسکی: چی؟

18:47 کنترل ساخالین: جناب سرهنگ! این وظیفه را به چایکا واگذارکنید. خوموتوفو و نووالکساندرووسکا تحت نظارت ما نیستند. ما اینجا چیزی نداریم.

18:47 نوووسلتسکی:خیلی خوب.

18:47 کنترل ساخالین: خوموتوفو و نووالکساندرووسکا باید آماده باش بدن. گارد مرزی و کا.گ.ب در خوموتوفو مستقر هستن.

18:54 استروگوف: سلام... سلام، تیتوفنین... تو...!!! من تو رو بازداشت می کنم. چرا جواب تلفن رو نمی دی؟

18:54 کنترل ساخالین: تیمسار! اینجا همه مشغول اند.

18:54 استروگوف: شما اونجا کاری ندارید که بهش مشغول بشید. مشغول؟! چه مزخرفی انجامید می دید؟ کورنوکوف کجاس؟

18:54 کنترل ساخالین: کورنوکوف اینجا است.

18:54 استروگوف: بگو بیاد پای تلفن.

18:54 کنترل ساخالین: یه دقیقه. تیمسار داره به کامنسکی گزارش می ده.

18:55 استروگوف: پس الان چکار می کنید؟... تماس بگیرید... این ملوانها، این، شما چه.....

18:55 کنترل ساخالین: گارد مرزی؟

18:55 استروگوف: ها؟

18:55 کنترل ساخالین: گارد مرزی؟

18:55 استروگوف: خوب، ملوانهای غیرنظامی.

18:55 کنترل ساخالین: فهمیدم.

18:55 استروگوف: گارد مرزی. کدام کشتی ما در نزدیکی جزیره مونرون است. اگر آنها غیرنظامی هستند به سرعت آنها را اعزام کنید.

18:55 کنترل ساخالین: فهمیدم، تیمسار!

               سرهنگ اسیپوویچ نادم نیست               

برگزیده ای از مصاحبه نیویورک تایمز با سرهنگ اسیپوویچ که در روز 9 دسامبر 1996 منتشرشد.

مسکو؛ گنادی اسیپوویچ اتفاقی را که 13 سال پیش افتاد روشن می کند. او با سوخو-15 خود هواپیمای مسافری 747 کره ای را در آسمان هدف قرارداد.

اکنون، صبح روز اول سپتامبر 1983 است و سرهنگ دوم اسیوپوییچ به همراه افراد واحدش به صورت آماده باش در یک پایگاه مخفی در جزیره ساخالین به سر می برد. پس از اینکه یک هواپیمای ناشناس 60 مایل به حریم هوایی شوروی نفوذکرد خلبانهای روس برای شناسایی هواپیمای ناشناس اعزام شدند.

 

بنای یادبود کشته شدگان پرواز 007

او در آخرهفته با یک خبرنگار به گفتگو می نشیند:"من نزدیکش بودم، 150 تا 200 متر فاصله ما بود."

او گفت که از چراغهای چشمک زن و پنجره های هواپیما فهمیده است که با یک هواپیمای غیرنظامی طرف است.

" من دو ردیف پنجره دیدم و می دانستم که این یک هواپیمای بوئینگ است. من می دانستم که این هواپیما غیرنظامی است اما این امر برای من هیچ معنی دربرنداشت. هر هواپیمای غیرنظامی را می توان برای مقاصد نظامی بکارگرفت."

چند دقیقه بعد او با شلیک موشکهای هوا به هوایش جمبوجت کره ای را روانه دریاکرد. 269 نفر در این سانحه کشته شدند و حادثه ای روی داد که بعدها پرزیدنت یلتسین آن را بزرگترین تراژدی جنگ سرد نامید.

اما اسیپوویچ که بود؟ این کمونیست دوآتشه که در قزاقستان بزرگ شده بود هواپیمای کره ای را در حال انجام یک ماموریت جاسوسی می دانست و گمان نمی کرد که هیچ فرد غیرنظامی در آن سوار باشند. او خود را خوشبخت می دانست که با ساقط کردن این هواپیما به شهرت رسیده است.

یکی از گله های او از بابت خساست اولیای امر شوروی سابق بود. پاداش او برای انجام این مأموریت تنها 200 روبل بود. درحالیکه وی می گفت هدایت کننده های زمینی هر کدام 400 روبل پاداش گرفته اند.

اسیپوویچ می گوید: کسانی که در این عملیات کمترین نقش را داشتند پاداشی معادل 2 ماه حقوقشان دریافت کردند. در آن زمان حقوق ماهانه من 230 روبل بود و من انتظار داشتم که دست کم 400 روبل دشت کنم."

باقی مانده کفشهای قربانیان فاجعه

سالها ناظران نظامی بر سر این مسئله بحث می کردند که آیا خلبان روس می دانسته که با یک هواپیما غیرنظامی روبرو شده یا اینکه هواپیمای کره ای را با یک هواپیمای شناسایی "آرسی-135" آمریکایی اشتباه گرفته است. اما اسیپوویچ در این گفتگو آشکارا اظهار می کند که بدون هیچ شکی می دانسته هواپیمایی که به رهگیری اش اعزام شده بود یک هواپیمای غیرنظامی بوده است نه یک آرسی-135. او با زدن عینک جنگ سرد بر چشمانش به هوایپمای متجاوز به صورت یک دیو شرور که وطنش را مورد تهاجم قرارداده می نگریست نه یک هواپیما مسافربری.

او همچین به خاطر می آورد که فشار طاقت فرسای آن لحظات سبب شد که فراموش کند هواپیمای متجاوز را برای هدایت کننده های زمینی به صورت کامل تشریح کند:"من به هدایت کننده ام نگفتم که با یک بوئینگ برخورد کردم؛ آنها هم چیزی نپرسیدند."

جنگنده سوخو-15

با تمرکز بر روی هدف اسیپوویچ جنگنده اش را در ارتفاع 34000 پای به کنار غول آهنی کشاند. او می گفت که دو ردیف پنجره 747 آشکارا معلوم بودند. اما خلبان روس قادرنبود که داخل کابین هواپیما یا مسافرانش را از میان پنجره ها ببیند. اسیپوویچ برای اینکه هواپیمای متجاوز را مجبور به فرود کند 3 بار با مسلسلش شلیک کرد اما 520 تیری که از لوله توپ جنگنده سوخو-15 اسیپوویچ خارج شدند هیچ کدام رسام نبودند تا خلبان کره ای بتواند آنها را مشاهده کند. اسیپوویچ می گوید که خلبان کره ای باید دست کم نور ناشی از شلیک توپها را می دیده یا متوجه چشمک زدن چراغهای جنگنده وی می شده است. او می گوید که سعی کرده با روشن و خاموش کردن چراغهایش به خلبان کره ای علامت دهد که وی را تا پایگاهش دنبال کند:" من باید وی را در پایگاهمان بر زمین بنشانم و این چیزی بود که به شدت خواستارش بودم. واقعا فکر می کنید که من فقط به ساقط کردنش فکر می کردم؟ من بیشتر مایل بودم که با خلبان آن هواپیما دمی به خمره بزنیم."

اما او سعی نکرد تا از بیسیم هواپیمایش برای ارتباط بهره گیری کند. اسیپوویچ می گفت که وقت کافی نداشته و تازه خلبان کره ای که روسی نمی دانسته است:" چگونه می توانستم با او صحبت کنم؟ ابتدا باید زبان او را می دانستم."

اسیپوویچ می گوید که به دستورالعمل های استانداردی عمل کرده تا مطمئن شود که به یک هواپیمای مسافربری روسی شلیک نمی کند. او از دستگاه تشخیص دوست از دشمن هواپیمایش برای فرستادن علائم شناسایی به هواپیمای ناشناس استفاده کرد. هواپیماهای غربی به دستگاه های تشخیص دوست از دشمن روسی مجهز نبودند و آشکار است که اسیپوویچ هیچ "پاسخ دوستانه ای" دریافت نکرد. در آن زمان بزرگترین مشکل روسها نه شناسایی هدف بلکه کمبود زمان بوده است. اسیپوویچ ادعا می  کرد که پرواز 007 به زودی از فراز جزیره ساخالین عبور می کرد و دوباره وارد فضای بین المللی می شد. کاهش سرعت جنگنده به 350 گره باعث شد تا اسیپوویچ از ترس فرار هواپیمای ناشناس از چنگالش به هواپیمای کره ای شلیک کند.

او فکر می کرد که کم شدن سرعت 747 به این علت بوده که خلبانش وی را دیده و قصر فرار دارد. بعضی بیان می کنند که هواپیمای کره ای به سادگی در حال صعود بوده و همین امر سبب شد تا سرعتش کاهش یابد. اما اسیپوویچ متوجه تغییر ارتفاع هدف نشد. به هر روی به وی دستور شلیک به هدف صادرشده بود. با استفاده از مانوری که بین خلبانان روسی به "مار" معروف است اسیپوویچ هواپیمایش را در پشت جامبوجت کره ای قرار داد، دو موشک به سویش شلیک کرد و گفت:"خدا را شکر، خورد بهش."

 

مترجم:رضاکیانی موحد


پرواز 007؛ قسمت اول



در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.