جمعه 6 بهمن 1391 07:21 ق.ظ نظرات ()



سلاح هایی که زیردریایی ها در جنگ جهانی دوم بکار می بردند

سلاح اصلی زیردریایی ها اژدر می باشد. اژدر یک نوع موشک زیرآبی است که با سرعت زیاد و در عمق اندکی از سطح آب حرکت می کند و هنگامی که به هدف خود  اصابت می کند انفجار سرانفجاری قدرتمند آن در زیر آب چنان خسارتی به هدف وارد می کند که اغلب به سرعت غرق، شعله ور یا حتی منفجر می شود. در حملات شبانه، یک کشتی شعله ور مانند فانوسی تمام اطرافش را روشن می کند و دیگر کشتی های کاروان را برای زیردریایی ها قابل رؤیت می کند.

اژدرهایی که در جنگ جهانی دوم توسط زیردریایی ها استفاده می شدند معمولا سرجنگی به وزن 300 کیلوگرم داشتند و با سرعتی بین 30 گره دریای (برای اژدرهای الکتریکی آلمانی) تا 49 گره دریایی (برای اژدرهای ژاپنی و ایتالیایی) حرکت می کردند. هنگامی که اژدرها از فاصله کمتر از یک مایل شلیک می شدند سرعت بالای آنها سبب می شد تا قبل از اینکه هدف بخواهد با مانور کردن فرارکند به آن اصاب کنند و درنتیجه ناخدای زیردریایی می توانست تنها با یک شلیک هدف خود را غرق کند. تنها مشکل این بود که موتور بیشتر اژدرها در زیرآب حبابهایی ایجاد می کرد که موقعیت زیردریایی حمله کننده را برای کشتی های اسکورت کاروانهای دریایی آشکار می کردند و آنها با بمب های زیرآبی، توپ و حتی برخورد مستقیم به زیردریایی مورد نظر حمله می کردند.


این اشکال با شلیک 4 یا حتی 6 اژدر در جهات مختلف و شیرجه سریع به عمق آب جبران می شد به امید اینکه زیردریایی مهاجم قبل از اینکه دیده شود یا دست کم مورد حمله قراربگیرد بگریزد. همچنین، آلمانها از یک نوع موتور الکتریکی در اژدرهایشان استفاده می کردند که کندتر بود اما در عوض حباب ایجاد نمی کرد و درنتیجه کشتی های اسکورت کاروان حداکثر می توانستند بفهمند که زیردریایی که شلیک کرده در سمت چپ آنها است یا سم راستشان.

زیردریایی ها به جای جستجوی کشتی های دشمن در گستره اقیانوس و قبول خطر حمله توسط کشتی های اسکورت کاروان می توانستند بنادر و مسیرهای دریایی دشمن را مین ریزی کنند. این روش ایستا می توانست کشتی های زیادی را غرق کند و کمترین خطر را برای زیردریایی دربرداشته باشد.

زیردریایی ها برای اجتناب از کشف شدن زودهنگام در حملات روزانه به پریسکوپ مجهز بودند. پریسکوپ نوعی دوربین است که ناخدای زیردریایی می تواند به وسیله آن کشتی هایی که در سطح دریا بودند ببینند و هدف گیری کند در  حالیکه زیردریایی خود را در عمق اندکی از سطح دریا نگه داشته است.

اسنورکل نیز وسیله ای مانند پریسکوب بود با این تفاوت که برای ورود هوای آزاد به درون زیردریایی از آن استفاده می شد. با استفاده از اسنورکل زیردریایی می توانست در نزدیکی سطح آب موتور دیزلش را روشن کند و باتریهایش را شارژکند بدون اینکه خطر روی سطح آب آمدن را به جان بخرد.

هنگامی که یک کشتی تک افتاده کشف می شد ،به ویژه اگر بزرگ نبود، زیردریایی به جای شلیک اژدر می توانست به روی آب آمده و با استفاده از توپ نصب شده بر روی عرشه اش آن را غرق کند و یا خدمه اش را مجبور کند که کشتی را ترک کنند.

هنگامی که زیردریایی بر روی سطح آب بود ممکن بود که ناگهان تحت حمله یک هواپیما واقع شود. به همین دلیل همیشه در سطح آب زیردریایی ها دیده بان داشتند و به مسلسلهای ضدهوایی مجهز بودند. بعدتر در طی جنگ، گیرنده های رادیویی بر روی آنها نصب شد که امواج رادار فرستاده شده توسط هواپیماها را کشف می کرد و به ناخدا نزدیک شدن هواپیما را اخطار می داد.

علاوه بر پریسکوپ، زیردریایی ها (بیشتر زیردریایی های آمریکایی) رادارهم داشتند که می توانست هواپیماها و کشتی های اطراف زیردریایی در روز یا شب را کشف کند. رادار نه تنها برای دفاع بلکه برای کشف و حمله به کشتی های دشمن ،به ویژه در شب یا هوای بد، هم قابل استفاده بود. به دلیل بکارگیری کم رادار توسط ژاپنی ها، زیردریایی های آمریکایی که به رادار مجهز بودند بر دشمن برتری داشتند. آمریکایی ها در اواخر جنگ یک فاصله یاب راداری کوچک بر روی پریسکوپ زیردریایی هایشان نصب کردند که می توانست اطلاعات دقیقی از فاصله هدف برای هدفگیری بهتر فراهم کند.

در انتها، زیردریایی ها می توانستند به صدای موتور و پره های ملخ کشتی هایی که در اطرافشان بود با استفاده از هیدروفون گوش دهند. هیدروفون میکروفن های زیرآبی جهت یابی بود که اجازه می داد تا کاربر آن جهت و حتی فاصله کشتی دشمن را نیز تخمین بزند. هیدروفون به ویژه هنگامی مفید بود که کشتی هایی در اطراف ،یا بالاسر، زیردریایی حضور داشتند و بالادادن پریسکوپ برای زیردریایی خطرناک بود. هیدروفون عمدتا یک وسیله دفاعی بود اما زمانی که استفاده از پریسکوپ یا رادار خطرناک بود از آن برای هدفگیری کشتی های دشمن استفاه می شد.

مهمترین انواع زیردریایی در جنگ جهانی دوم

·        یوبوت تایپ-7 به وزن 860 تن اصلی ترین زیردریایی آلمان.

·        یوبوت تایپ-9 به وزن 1800 تن زیردریایی با برد 32000 مایل دریایی برای عملیات در دوردست.

·        یوبوت تایپ-14 زیردریایی مادر برای سوخترسانی و تجدید مهمات و آذوقه دیگر زیردریایی ها در میان اقیانوس.

·        یوبوت تایپ-21 با بهترین مشخصات فنی ولی به جنگ نرسید.

·        گاتو کلاس به وزن 2400 تن اصلی ترین زیردریایی آمریکایی ها برای گشت های طولانی در اقیانوس آرام.

·        آی-15 کلاس به وزن 2600 تن زیردریایی هجومی سریع ژاپنی ها که یک هواپیمای آب نشین باخود حمل می کرد.

·        آی-400 کلاس به وزن 6500 تن یک زیردریایی غول پیکر ژاپنی با برد بسیار زیاد که 3 فروند هواپیمای آبنشین با خود حمل می کرد.

مردان غورباقه ای، اژدرهای انسانی، زیردریایی های کوچک

زیردریایی با توجه به اینکه اجازه می داد تا خدمه اندک آن کشتی های بسیار بزرگتر از خود را غرق کند سلاحی بسیار مؤثر بود. اما لازم بود که زیردریایی مدت زیادی را صرف کند تا آنها را در میان اقیانوس هدفی را پیداکند چرا که غرق کردن کشتی ها در جاییکه به راحتی می توان آنها را یافت ،یعنی در اسکله بنادر، غیر ممکن بود. استثنائا کاپیتان پرین ،ناخدای جسور یو-47 آلمانی، از یک شکاف حفاظت نشده در شبکه دفاعی پایگاه دریایی بریتانیایی ها استفاده کرد و یک نبرد نبردناو آنها را غرق کرد و گریخت. به علاوه، در بندرگاه یک نبردناو بزرگ هدف آسانی مانند هر کشتی تجاری دیگر خواهد بود.

ایتالیایی ها اولین کسانی بودند که برای حل این مشکل به دنبال راه حل گشتند. "دهمین ناوگان سبک" نیروی دریایی ایتالیا یک واحد برگزیده از مردان مبتکر و داوطلبان شیردل بود که این روشهای ویژه را توسعه دادند و بکارگرفتند. این روشها به آنها اجازه می داد تا با چند کماندو تعداد زیادی کشتی بزرگ را غرق کنند بدون اینکه تلفاتی به آنها وارد شود. آنها روشهایشان را بارها و بارها در برابر بنادر حفاظت شده دشمن با موفقیت بکارگرفتند. بقیه کشورها روش ایتالیایی ها را اقتباس کردند ولی به اندازه آنها موفق نبودند.

ایتالیایی ها در ابتدا تجهیزات غواصی زیرآبی را ابداع کردند ،که برخلاف نمونه های غیرنظامی حباب بیرون نمی داد و در نتیجه مکان غواص کشف نشده باقی می ماند. پس از اینکه مردان غورباقه ای توسط یک زیردریایی یا عوامل جاسوسی به نزدیک بندر دشمن می رسیدند می توانستند به درون بندرگاه نفوذ کنند و توریهایی که در زیر آب نصب شده بود را با تجهیزاتشان ببرند و پاره کنند. هنگامی که به کشتی هدف می رسیدند، می توانستند بمبهای چسبناک مخصوص خود را به قسمتهای حساس بدنه کشتی دشمن بچسبانند و زمان سنج آن را برای انفجار بکار بیاندازند. وسیله سادی هم بود که می توانست فاصله طی شده توسط کشتی را اندازه بگیرد و بعد فیوز بمبها را فعال کند تا مطمئن شوند که غواص به اندازه کافی از کشتی هدف فاصله گرفته باشد.

بعدتر ایتالیایی ها روش خود را با ساخت اژدر انسانی توسعه بخشیدند. اژدرانسانی یک وسیله اژدرمانند بود که دو صندلی برای خدمه و یک سرجنگ بزرگ داشت. اژدرانسانی به مردان غورباقه ای برد،سرعت و قدرت انفجاری بیشتری نسبت به شناکردن در زیرآب با بمبهای چسبناک کوچک می بخشید. حال، واحدهای دونفره با این وسیله می توانستند نبردناوهای بزرگ را غرق کرده یا دست کم با آسیب جدی روبرو کنند. آنها همچنین بعضی از زیردریایی هایشان را برای حمل این اژدرهای انسانی بهینه سازی کردند.

وسیله دیگری که توسعه یافت زیردریایی های کوچک بودند. این زیردریایی ها ،که بیشتر توسط ژاپنی ها و بریتانیایی ها بکارگرفته شدند، سرعت و برد کمی داشتند. اژدرهای انسانی دیگری هم بودند که نمی توانستند در عمق آب غوطه ور شوند. در این اژدرها که در اواخر جنگ بیشتر توسط آلمانها استفاده شد، راننده مانند خلبان هواپیما در یک کابین قرار می گرفت و یک یا دو اژدر که به بیرون بدنه زیردریایی نصب شده بود را شلیک می کرد. وسیله بعدی قایقهای انفجاری بود که دارای صندلی پرنده بودند و با سرعت به کشتی ها نزدیک می شدند و قبل از اصابت به هدف راننده با صندلی پرنده قایق را ترک می کرد. هیچ یک از اینها سلاح های انتحاری نبودند. ژاپنی ها اژدرهای انسانی انتحاری را ساخته و بکاربردند و آلمانها در عوض یک نوع قایق انفجاری کنترل از راه دور را طراحی کردند. میزان موفقیت این سلاح ها نسبت به اژدرهای انسانی ایتالیایی ها ،که اجازه می داد غواص در سکوت به هدف خود نزدیک شود و پس از نصب بمب فرار کند، بسیار کمتر بود.