جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

تاننبرگ


جنگ در جبهه ی شرقی با یکی از مانورهای درخشانی آغازشد که جای آنها در جبهه ی غربی خالی بود. نبرد تاننبرگ مهمترین پیروزی تهاجمی آلمان در جنگ، اما فریبنده، بود. بن بست و فرسایش بر جبهه ی شرق هم مانند جبهه ی غرب حاکم شد.

بازسازی نظامی روسها، پس از جنگ روس و ژاپن، احتیاطهای استراتژیک طرح فون اشلیفن را فرسوده کرد و قبل از اینکه ارتش هشتم آلمان در پروس شرقی زیر حمله قرار بگیرد زمان اندکی [برای آلمان] باقی گذاشت. ارتشهای اول و دوم روسیه به آرامی بسیج شدند، و بر مدافعان پروس شرقی برتری عددی پیداکردند اما جنگلها و دریاچه ها پیشروی های آنها را چندپاره کرد. آنها واحدهایشان را برای حمایت از جناح هایشان به هدر داردند و از خط دوم نیروی ذخیره ی خود استفاده نکردند. در نتیجه، ارتش هشتم، که شامل تعداد زیادی شبه نظامی بود، بر تک تک ارتشهای روس برتری عددی پیدا می کرد. ژنرال پاول فون هیندنبرگ پس از شکست ثبت نشده ی آلمانها در گامبینن (Gumbinnen) (20 آگوست 1914) هدایت ارتش هشتم را در دست گرفت و لودندورف را به عنوان فرمانده ی ستادش انتخاب کرد. دستورات تلگرافی صادرشده برای حفظ وضعیت، همزمان شد با دستورات فرمانده ی ستاد ارتش هشتم و نمونه ای شد از ارزش یک آموزه ی مشترک. همانند جوفره (Joffre) قبل از مارن (Marne)، آلمانها سربازانشان را از یک جناح به وسیله ی قطار به جناح دیگر فرستادند درحالیکه شنود آنها نشان می داد که ارتش اول روسیه عکس العملی نشان نخواهد داد. ارتش اول آلمان به پشت جناح غربی ارتش دوم روسیه چرخید و از پشت آن ها سردرآورد و بعد به شمال پیچید تا کل ارتش دوم را در باریکه ای نزدیک تاننبرگ محاصره کند. فرمانده ی روسها خود را کشت و 100 هزار سرباز روس تسلیم شدند.

 

با جبهه ی طولانی تر شرقی، هنوز مانورهای نظامی ممکن بود. روسیه متحدین را با نمایش یک تهاجم قبل از بسیج کامل و تهاجم به پروس شرقی و عقب راندن اتریش-مجارستان به شمال کوه های کارپات غافلگیر کرد. فرماندهی عالی اتریش-مجارستان نقشه ی خود را عوض کرد، اول بیشتر سپاهیانش را به سمت صربستان فرستاد، بعد نیروی عمده ی خود را عقب کشید تا در برابر روسها دفاع کند.


ادامه مطلب

نبردهای هوایی در جنگ جهانی اول

 

نبرد در هوا با ظهور تکنولوژی های جدید همراه شد. اولین هواپیما در سال 1903 به پرواز درآمد و تا سالها توانایی های بالقوه ی نظامی آن نادیده گرفته شد. اما در ابتدای درگیریها در سال 1914 ، در هر دو جبهه ی غرب و شرق، زمانی که واحدهای سنتی شناسایی مانند سواره نظام به خاطر قدرت توپخانه ی دوربرد مدرن تحرک خود را از دست دادند، هواپیماهای شناسایی به صحنه آورده شدند.

در سالهای بعدی، هواپیما برای عملیات زمینی وسیله ای حیاتی شد. هواپیما شناسایی ها را انجام می داد و در سال 1915 با گرادادن دقت توپخانه را افزایش داد. این امر سبب شد تا نیاز به جلوگیری از هواپیماهای دشمن برای انجام ماموریتهای شناسایی حس شود و از اینجا بود که هواپیماهای جنگنده پیداشدند.  اختراع مسلسلهای همزمان که از درون ملخ شلیک می کردند در سال 1915 به آلمانها یک برتری اولیه داد اما پس از آن با وجود چند تجدید حیات پر هزینه مانند آوریل خونبار 1917، برتری عددی متفقین در هوا به آنها تفوق می داد. خلبانهای موفق جنگنده ها تبدیل به تکخال شدند و با تبلیغات جنگی به عنوان شوالیه های آسمانی، قهرمانهای سنتی در عصر جنگهای مکانیزه، معرفی می شدند.

آدولف پیگو اولین تکخال نیروی هوایی فرانسه

فوکر ئی.آی اولین جنگنده ی تک سرنشین با مسلسل نصب شده در میان ملخ

نبردهای دریایی نیز نیاز روز افزونی به هواپیماها داشتند. در سالهای ابتدای جنگ، زیپلنهای نیروی دریایی آلمان به آنها توان بیهمتایی در شناسایی می داد. بعدتر، نیروی هوادریایی سلطنتی و نیروی هوایی سلطنتی هواپیماهایشان را به دریاها اعزام کردند. آنها ابتدا از ناوهایی که هواپیمای آب نشین را به پرواز درمی آوردند استفاده کردند اما بعدها برای شناسایی و حمله به مواضع زمینی دشمن و کشتی ها از هواپیماهایی که از کشتی های جنگی و ناوهای هواپیمابر،که به تازگی اختراع شده بودند، استفاده کردند. هواپیماها و زیپلنهای متفقین نقش مهمی در عملیات بر ضد زیردریایی ها بازی کردند.

ناو فرانسوی فودره اولین ناو حمل هواپیماهای آب نشین در تاریخ

ناو هواپیمابر ژاپنی واکامیا اولین حمله ی هوایی از روی ناوهواپیمابر را انجام داد.

 

عملیات با نیروی هوایی مستقل از هوانیروز یا هوادریا در طی جنگ آغازشد. ریشه ی اصلی این امر بمباران استراتژیک بود. ایده ی اصلی این بود که هواپیما می تواند از خطوط دفاعی دشمن عبور کند مستقیما به منابع درآمد و مراکز صنعتی او حمله کرده و اراده ی او برای مقاومت را هدف بگیرد. این حملات با حملات زیپلنهای آلمانی، و بعدتر بمب افکنهای سنگین گوتا، به بریتانیا آغاز شد، اما بعدتر در سال 1918 با حملات نیروی هوایی سلطنتی به مراکز صنعتی آلمان ادامه یافت.

یکی از زپلنهای کلاس کیو که در بمباران لندن توسط آلمانها به کار گرفته شدند.

در سال 1918، قدرت هوایی به عنوان یک بخش یکپارچه از سازمان رزم مدرن برقرار شد. توپخانه ی هدایت شده توسط هواپیما، عملیات بازدارنده و عملایت زمینی نقش مهمی در دفع حملات آلمان در سال 1918 بازی کردند. نیروی هوایی فرانسه با چتر آذوغه و مهمات را به یک تیپ در محاصره شده توسط آلمان رساند. گزارش شده که بیمارستانهای آلمان سربازهایی که با چرخ هواپیماهای جنگنده بمب افکن نیروی هوایی سلطنتی مجروح شده بودند درمان می کردند. هنگام ضدحمله ی متفقین در سال 1918 نیروی هوایی آلمان اولین عملیاتهای ضدتانک را انجام دادند و هواپیماهای تمام فلزی یونکرس را به تعاقب زرهی بریتانیا می فرستاند. متاسفانه، تجربه ی موفق همکاری بین نیروی هوایی و زمینی بریتانیا به سرعت پس از جنگ به فراموشی سپرده شد.

 

مترجم رضا کیانی موحد

منبع: اطلس نظامی جهان صفحات 180-181

 

عملیات نظامی در خاورمیانه: 1914-1918


جنگ در خاورمیانه به صورتی اساسی داستان پایان سیادت نظامی امپراطوری عثمانی را بیان می کند. پس از شکست در عملیات [آبی-خاکی] گالیپولی در سال 1915، عملیات بر علیه عثمانی تبدیل به یک موضوع فرعی شد و از سوی قدرتهای غربی به صورت یک انحراف منابع از نبردهای حساس فرانسه [به سوی اهداف کم اهمیت] تلقی می شد. این امر شامل عملیات نظامی روسها در قفقاز و ایران، عملیات نظامی بریتانیا در بین النهرین و از همه مهمتر عملیات بریتانیا در فلسطین نیز می شد.

تمام این عملیات ها بدون هماهنگی بودند و به ترکها اجازه می دادند که تا سال 1918 همه ی آنها را ،با وجود کمکهای اندک آلمان و منابع کم خود ترکها، دفع کنند. دو عملیات نظامی بریتانیایی ها نتیجه ی یک دوراندیشی استراتژیک نبودند. عملیات در فلسطین به خاطر نیاز به کمک به مدافعان کانال سوئز در برابر حمله ی ترکهای در سال 1915 توسعه یافت. عملیات بین النهرین هم یک حرکت فرصت طلبانه از سوی نایب السلطنه ی هندوستان برای تسخیر بصره و حرکت به سوی بغداد از طریق دجله بود.

کشاکش در هر دو جبهه در سالهای 1916 و 1917 به ضرر بریتانیا نتیجه داد: در بین النهرین تسلیم شدن یک لشکر محاصره شده در کوت، در فلسطین پس زدن دو حمله به مواضع ترکها در غزه. این دو توانایی حتی کشورهای ضعیف را در استفاده از مسلسل و تفنگهای خشاب دار برای عقب نگه داشتن نیروهای قوی تر را به خوبی نمایش داد. تنها در سال 1917 بود که بریتانیا سرمایه گذاری زیادی بر روی ظرفیت تهاجمی خود در هر دو جبهه کرد که به معنای ساخت زیرساختهای لجستیکی بود. توپها، هواپیماها، زرهپوشها و حتی تانکها از صحنه های دیگر جنگ به پای کار آورده شدند و همراهشان فرماندهانی لایق به جبهه اعزام شدند: ژنرال النبی به فلسطین و ژنرال ماد ثن مورای به بین النهرین. این تغییرات به فتح اورشلیم و بغداد در سال 1917 انجامید.

با وجود فروپاشی نظامی روسها در سال 1918، شاهد فروپاشی ترکها در اثر پیشرفت بریتانیا به سمت موصل هستیم. ودر فلسطین نبرد مجیدو ،حارمجدون در اصطلاح تورات، یکی از بهترین نقشه های طراحی شده و قاطع ترین نبردهای نیروهای مرکب در طول جنگ بود که به سقوط دمشق و پایان درگیریها منجر شد.

جنگ در خاورمیانه نتایج بیشتری داشت، عهدنامه های پس از جنگ و پایان امپراطوری عثمانی، پایه ای شدند برای منازعات بعدی. شورش اعراب و عواقب بعدی آن نشان داد که هیجان ناشی از ناسیونالیسم محدود به اروپاییان نیست. این نبردها توانایی ارتشهای مدرن را در حمایت از ارتشهای خود حتی در مناطق بسیار دورافتاده و اهمیت تحرک استراتژیک و لجستیک را ،که به صورت مکرر در قرن بیستم دیده شد، را اثبات کرد. همچنین شکست ترکها در فلسطین در سال 1918 و تعاقب موفقیت آمیز آنها، چشم اندازی از تحرک، رزم نیروهای مرکب، استفاده از موتورهای احتراق داخلی و بیسیم برای حل مسائل نبردهای مدرن را به دست داد.

 

3 نبرد غزه برد عملیات نظامی فلسطین در سال 1917 چیره بودند. اولین نبرد شاهد استفاده از سواره نظام بریتانیا برای منفک کردن مواضع ترکها در نزدیکی شهر بودند اما ستاد ضعیف (ویژگی مشترک 3 سال اول جنگ در خاورمیانه) آنها را از رسیدن به موفقیت محروم کرد.

 

نبرد دوم غزه پس از گشترش راه آهن بریتانیا برای به پای کار آوردن نیروهای بیشتر صورت گرفت. در این فرصت ترکها وقت داشتند تا مواضع بیشتری بسازند. حمله نتیجه ی بیشتری نسبت به چنین حملاتی در جبهه ی غرب به دست نیاورد.

 

نبرد سوم غزه پس از اینکه بریتانیا توانست از برتری تاکتیکی خود در تحرک( توسط سواره نظام) برای دور زدن جناحین ترکها و درسهایی که در فرانسه گرفته بودند برای نفوذ در ساحل استفاده کنند به موفقیت رسید. تعاقب ترکها بریتانیایی ها را به اورشلیم و شمالتر از آنجا رسانید.

 

ارتش ترکها در دفاع از غزه سرسختی خود را ثابت کرد اما در انتها درحالیکه در لاک دفاعی فرورفته بودند حناحین شان دور زده شد و در هم شکستند. بریتانیا قادر بود تا تمام فلسطین را در سال 1918 بگیرد. سواره نظام، زرهپوش، تانک و هواپیما همگی در این عملیات متحرک نقش خود را بازی کردند اما پراکندگی سریع ارتش بریتانیا پس از جنگ سبب شد تا آنها درسهایی که از این نبرد فراگرفته بوند فراموش کنند.

منبع: اطلس تاریخ نظامی صفحات 182و 183

مترجم: رضا کیانی موحد

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان