منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 8 آبان 1397 08:47 ق.ظ نظرات ()

    مجید تفرشی
    مسئله علاقه و تمسک به افتخارات و شخصیتهای باستانی و گذشته دوردست، نه موضوع جدیدی در ایران است و نه صرفا تجربهای مختص کشور ما. با این همه به نظر میرسد که در دهههای اخیر، بهخصوص در یک دهه اخیر، این موضوع ابعاد، دامنه و عمق اجتماعی، تبلیغاتی، سیاسی و فرهنگی جدیدی به خود گرفته و بخشی از کشمکشهای مختلف روزمره موجود رسانهای، در میان ایرانیان داخل و خارج از کشور شده است.
    در چند سال اخیر، مسئله هفتم آبان و جشن سالگرد مجازی تولد کوروش، بنیانگذار سلسله هخامنشی و تجمع در کنار مقبره کوروش، بهتدریج به یک کارزار سیاسی برای نشان دادن گذشته درخشان یا عرضاندام مخالفان وضع موجود تبدیل شده است. از طرفی هم به یک چالش و خطر امنیتی بدل شده که عدهای برای تضعیف نظام و ارزشهای دینی به راه انداختهاند و هزاران نفر نیز دانسته یا نادانسته در این جریان درگیر شدهاند که باید با آن مقابله شود و دستکم و حتیالمقدور آن را کنترل و محدود کرد.
    در میان این معرکه، چیزی که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، نظرهای عمیق و دقیق کارشناسانه از هر دو جهت یا جهت بیطرف، در مقابل اظهارنظرهای عوام یا حتی نخبگان غیرکارشناس در فضاهای مجازی و شبکههای اطلاعرسانی دیجیتالی است. چیزی که این روزها در صفحات مجازی له و علیه روز کوروش و گردهمایی پاسارگاد مشاهده میشود، جریانی نهچندان جدید، ولی نمونهای دارای ابعادی متفاوت و دگرگون نسبت به دستکم دو سده باستانگرایی در میان ایرانیان است.
    علاقهمندان طرح واقعی یا اغراقآمیز آموزههای باستانگرایانه و مطرح کردن نام و یاد کوروش دارای انگیزهها و اهداف یکسانی نیستند. برای بسیاری از این افراد، کوروش هخامنشی، نماد حیثیت مورد قبول واقع شده جهانی تمدن و امپراتوری از دست رفته ایران است. برای عدهای دیگر نیز کوروش و جشن سالروز قراردادی تولد پادشاه هخامنشی، مجالی است برای ابراز نارضایتی و همراهی با جریانها و شبکههای مخالف نظام در اعلام مخالفت با وضع موجود سیاسی و دینی.
    برای این دسته که بعضا فاقد بینش و دیدگاه عمیق و گسترده تاریخی هم هستند، ایران باستان، امپراتوری هخامنشی و عصر حکومت کوروش، دورانی بوده خالی از انتقاد، سراسر افتخار و بری از اشتباه و ظلم و نابرابری که باید تلاش کرد تا این دوران موعود را جانشین وضع موجود سراپا اشکال و انتقاد کرد. این دو روش در ادوار مختلف تاریخ ایران، دستکم در چند دوره مشخص نمود و بروز داشته است. مثلا میتوان به نمونههای مشابهی در سالهای پس از جنگهای ایران و روس و عقد معاهدههای گلستان و ترکمانچای، سالهای پس از معاهده پاریس و جدایی هرات از ایران، سالهای پیرامون انقلاب مشروطه اشاره کرد که با دلایل مختلفی چنین جریانهایی مطرح میشدند.
    تقریبا از ابتدای دوران جدید پس از کودتای سوم اسفند 1299 و تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی در آذر 1304، به تدریج مسئله باستانگرایی و توجه به ایران باستان، جزو برنامههای سامان یافته و نهادینه شده دربار، دولت و دیگر ارکان مختلف حکومتی قرار گرفت.
    در سالهای اخیر، جریانهای رسانهای فارسی زبان و غیرفارسی منطقهای و بینالمللی نیز تلاش بسیاری برای سیاسی کردن این تحولات کردهاند. جالب اینجاست که در شرایطی که بخشی از تبلیغات باستانگرایانه و کوروشستایانه بهشدت ضدعربی است، برخی رسانههای ضدایرانی عربی نیز بیتوجه به این جنبه، با شوق و ذوق ویژهای به تشویق این جشنها میپردازند. در این میان البته اندیشمندان و محققان بسیاری نیز بوده و هستند که فارغ از جریانها و سیاستگذاریهای رسمی و حکومتی، به اهمیت علمی، تاریخی و تمدنی ادوار مختلف ایران باستان و حکومتهای ایران باستان و شخص کوروش توجه داشته و طرح چنین ادوار تاریخی و موضوعات پژوهشی از سوی آنان، لزوما دارای انگیزه تبلیغی، دینی، سیاسی و فرهنگی نبوده است.
    از سوی دیگر، در اردوی مخالفان برجستهسازی امپراتوریهای ایران باستان و نقش کوروش هخامنشی نیز وحدت کاملی وجود ندارد. برای برخی از آنان، مسئله دینستیزی برخی جریانهای طرح و برجستهسازی ارزشهای باستانگرایانه مورد توجه است و جریان کوروشستایی موجود را نمادی از تلاش برای دینزدایی و اسلامستیزی میدانند. از نظر این عده، سرنخ همه تحقیقات ایران باستان و دوران هخامنشی و به خصوص شخص کوروش، در دست محققان یهودی و لابی حکومت اسرائیل و حامیان آنان است. این سوءظن تا جایی پیش رفته که در برخوردی اغراقآمیز و بعضا غیرعلمی همه تحقیقات مرتبط با ایران باستان به مستشرقان استعماری خارجی، بهخصوص یهودیان و دلبستگان به سیاستهای یهودی یا صهیونیستی نسبت داده شده و بدون توجه به سابقه سیصد ساله مطالعات ایران باستان، ادعا شده که اساسا این نوع تحقیقات، صرفا با انگیزههای سیاسی بوده و از زمان پیروزی انقلاب در ایران شروع شده است.
    در این میان جریانی نیز وجود دارد که البته جدید نیست، ولی بهتدریج و به کندی در حال پیشرفت است. برای این عده، هیچ مغایرت جدی میان ارزشهای از دست رفته ایران باستان و ارزشهای واقعی کوروش با تلاش برای کمک به بهبود تدریجی و عمیق و مسالمتجویانه و مشفقانه وضع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور وجود ندارد و حتی میتوان ارزشهای دینی اسلامی با آموزههای انسانی و بشردوستانه کوروش آشتی برقرار کرد و پیوند ایجاد کرد. در سالیان گذشته نیز تلاشهای متعددی برای چنین پیوندی وجود داشته است. برای نمونه میتوان به تحقیق ابوالکلام آزاد، محقق و سیاستمدار برجسته مسلمان هندی در انطباق شخصیت ناشناخته ذوالقرنین در قرآن کریم با کوروش هخامنشی اشاره کرد. پژوهشی که بعدها با همت عبدالرحمان سیف آزاد، محمد ابراهیم باستانی پاریزی و سعید نفیسی به زبان فارسی در ایران نیز منتشر و منعکس شد.
    در شرایط کنونی به نظر می‎رسد که نه اقدام کسانی که میخواهند ایران باستان و کوروش هخامنشی را به ابزاری در جهت کارزار تبلیغاتی و سیاسی ضدحکومتی به کار بگیرند و نه اقدام کسانی که میخواهند بزرگداشت کوروش و ایران باستان را روشی ضدامنیتی قلمداد و با آن مقابله کنند به جایی نرسیده است. در این وضعیت اقدام هوشمندانه، شاید این باشد که دو طرف اصرار بر دشمنی ورزیدن طرف مقابل با خود نداشته و موضوعی را که میتواند به همبستگی و وفاق ملی منجر شود به یک رویارویی امنیتی و چالش مبدل نکنند. در این شرایط پیچیده، نه هیچکدام از دو طرف دعوا، با طیفهای مختلف خود، زورشان به هم میرسد و نه اساسا امکان برتری هیچ یک از آنان، با توجه به شرایط و مقتضیات کنونی کشور وجود دارد. در این شرایط اگر این تقابل نهایتا به نوعی تفاهم تبدیل شود، یک بازی برد برد و مسالمتجویانه رقم خواهد خورد. در غیر این صورت، تنها برنده واقعی چنین تقابل غیرضروری، اتحاد بدخواهان منطقهای و بین المللی ضدایران و منافع ایران خواهد بود. 
    منبع
    https://anthropologyandculture.com/fa/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/3110-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA
    آخرین ویرایش: سه شنبه 8 آبان 1397 08:45 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 5 آبان 1397 10:53 ق.ظ نظرات ()
    ما قبلا درباره ی بمبهای خوشه ای هوشمند بی.ال.یو-108 مفصلا صحبت کردیم. بد نیست این انیمیشین را هم ببینید.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 6 آبان 1397 08:49 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 3 آبان 1397 10:10 ق.ظ نظرات ()
    نتیجه تصویری برای کودتای رضا خان
    چند ماه قبل به مناسبت حمله ی متفقین به ایران در زمان رضاشاه یک همایش تاریخی یک روزه برگذار شد. سایت تاریخ ایرانی گزارشی از این همایش ارائه کرده است که خواندن آن را به همه ی دوستان توصیه می کنم.
    آخرین ویرایش: جمعه 4 آبان 1397 09:35 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 1 آبان 1397 06:35 ب.ظ نظرات ()
    نوشته ای از رسول جعفریان مناسب طرفداران صفیه و لنگ:
    در جریان بحث هایی که در باره برگزاری همایش تصوف مطرح شد، همان آغاز، اشاره کردم که برگزاری این قبیل همایش ها، به نوعی بازگشت به تجربه های تاریخی صفوی در تقویت منازعات مذهبی در جامعه به نفع یک گرایش است که گروه مرجع فکری در جامعه، در آن زمان، آن را درست می داند. این مهم است که بدانیم، جامعه ایرانی، جامعه ای که فرهنگ آن ترکیبی از دین و عقل ایرانی است، در دوره صفوی، روی ریل تازه ای افتاد. این ریل، کشور را از عقل گرایی یونانی و نگاه ترکیبی مذکور، به سمت دین گرایی با گرایش مذهبی تشیع، و به تدریج، نوعی افراط و تعصب و تمرکز در این زمینه پیش برد. ما در دهه های آخر صفوی، جامعه ای با برداشت خاص دینی و مذهبی داریم که حساسیت های آن، بر اساس نگره های خاصی است که عالمان دینی به عنوان مهم ترین مراجع فکری شناخته می شوند. برای آنها، که مرجعیت اصلی فکری در جامعه را دارند، نوعی دین گرایی اهمیت دارد که همه چیز بر محور آن است. بارها اشاره کرده ام که این دوره، تلاش می شد تا طب و نجوم و فنون دیگر دینی یعنی متکی به روایات شود. بحار مجلسی نتیجه و محصول این نگرش بود. این باور گروه مرجع بود. طبعا باید با هر آنچه در این بینش، مقابل دین قرار می گرفت، ایستاد. همه آنچه این عنوان را می یافت، به عنوان انحراف شناخته می شد و تبعیت از آنها، حکم رفتن به راهی جز صراط مستقیم داشت.  در آنجا و در آن دوره، پیروی از علم به صورت شفاف و مستقل اهمیت نداشت، از نظر عملی و رفتاری هم همین طور. آنچه اهمیت داشت، تفکری بود که این عالمان، به عنوان دین و مذهب درست می شناختند. در رفتارها هم همین طور. مهم ترین و حساس ترین مسائل، همین امور مذهبی بود. شعائر دینی نقش مهمی داشت. زیارت و عتبات و حج نهایت اهمیت را داشت. بحث سوگواری و اموری که در امتداد آن بود نهایت اهمیت را داشت و تمام حواسها روی آن متمرکز بود. به وقف نگاه کنید و موارد آن را بنگرید. حتی اگر پای وقف کتاب در میان است، عمدتا کتابهای مذهبی است.  در کنار اینها، تکاپوی درسی مستقل، در ریاضیات و نجوم و داروشناسی و غیره، سست بود. این بینش به صورت جدی وجود داشت. در نتیجه در دوره صفوی، هیچ توجهی به غرب که دست کم دویست سال بود  تغییر را آغاز کرده بود، نمی شد. کسی زبان فرنگی نمی دانست. هیچ کس به غرب نمی رفت و این در حالی بود که محصولات زیادی از غرب وارد ایران می شد. ما به خاطر همین نگرش تا اواسط دوره قاجاری همین وضع را داشتیم.  این که امروز ما صفویه را تکرار می کنیم، معنایش همین است. اساس تفکر و تصمیم گیری و رفتار و امور دیگر در سمت و سوی دینی و مذهبی به سبکی است که رسمیت دارد. من د رمقامی نیستم که قضاوت کنم این تفکر و رویکرد دینی ـ مذهبی در این حد درست است یا خیر، اما این را می توانم بگویم که بی توجهی ما به علم، ریشه در نوعی نگرش دارد که شاید در اینجا بتوان ریشه آن را یافت. بیش از هر چیز این نگرش اهمیت دارد. تفسیر پدیده های جاری، تفسیر عالم و آدم، جهانشناسی، تغییر و دگرگونی، شاخص های زندگی خوب، نقش علم در زندگی بهتر و ثروت بیشتر، و بسیاری از اموری از این دست، محصول نوع نگرش ماست که به نظر می رسد، نگرشی دنیایی و در این زمینه برانگیزاننده نیست. آدمی که تعلق به این دنیا ندارد، نمی تواند برای دنیای خود کاری انجام بدهد. مسلما، می توان توافقی میان دنیا و آخرت ایجاد کرد، اما خیلی مهم است که این نگرش بتواند روی تحرک دنیوی تأثیر بگذارد. ما دایما باید مراقب باشیم یک طرف غش نکنیم. 
    آخرین ویرایش: سه شنبه 1 آبان 1397 06:31 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3