منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 20 آذر 1398 08:34 ق.ظ نظرات ()

    برنامه های شهرستان ها

    نمایش بناب یحموم13 آذر - سالن ارشاد
    کنسرت خرم آباد رضا بهرام13 آذر - سالن پارس اندیش
    کنسرت بندرانزلی علیرضا پویا14 آذر - سالن ویشگاهی
    کنسرت رشت محمد علیزاده17 آذر - سالن مجلل
    کنسرت تبریز علیرضا طلیسچی17 آذر - سالن همایشها
    کنسرت سنندج رضا بهرام (تمدید شد)17 و 18 آذر - سالن آموزش و پروش
    جنگ خنده یزد حامد آهنگی (تمدید شد)17 و 18 آذر - سالن تربیت معلم
    کنسرت بوکان مهدی احمدوند17 آذر - سالن سیمرغ
    نمایش اراک لیگ قهرمانان 17 آذر - سالن ستارگان
    کنسرت فیروزکوه ماکان بند18 آذر - سالن ولیعصر
    کنسرت سلماس مهدی احمدوند19 آذر - سالن ارشاد
    کنسرت آمل گروه ماکان19 آذر - سالن اریکه آریایی
    کنسرت کرمان بهنام بانی19 آذر - سالن تلاش
    کنسرت بوشهر سینا درخشنده20 آذر - تالار لیان
    کنسرت سیرجان بهنام بانی20 آذر - سالن امام علی
    کنسرت آبادان رضا بهرام 20 آذر - سینما نفت
    کنسرت کرج حمید هیراد21 آذر - سالن چمران
    کنسرت پاکدشت فرزاد فرزین21 آذر - سالن کارگران
    جنگ بندرعباس حامد آهنگی22 آذر - تالار آوینی
    کنسرت اهر علیرضا پویا22 آذر - سالن ولیعصر
    کنسرت کرج گروه سپهر آذر22 آذر - سالن صابر
    کنسرت اراک گروه ماهورا22 آذر - فرهنگسرای آیینه
    کنسرت شهرقدس فرزاد فرزین26 آذر - سالن فرهنگ و هنر
    کنسرت کرج علیرضا طلیسچی27 آذر - سالن چمران
    کنسرت بندرانزلی اشوان27 آذر - سالن ویشگاهی
    کنسرت سیرجان فرزاد فرخ28 آذر - سینما قدس
    کنسرت تبریز رضا بهرام (تمدید شد)28 و 29 آذر - سالن همایشها
    کنسرت انزلی امید حاجیلی28 آذر - سالن جاسم ویشگاهی
    جنگ شادی دورود یلدا ترین شب28 آذر - سینما کیهان
    کنسرت بیجار گروه هوروش 28 آذر - سالن شهدا
    کنسرت کرج گروه صبا29 آذر - سالن سیروس صابر
    کنسرت شیراز ایهام30 آذر - تالار حافظ
    نمایش بوشهر لیگ قهرمانان30 آذر - تالار لیان
    کنسرت تبریز علیرضا قربانی3 دی - سالن مرکز همایشها
    کنسرت تبریز ایهام 5 دی - سالن همایشها
    کنسرت پرند امید حاجیلی6 دی - سالن انقلاب
    نمایش گرگان لیگ قهرمانان14 دی - تالار فخرالدین


    لیستی که در بالا ملاحظه کردید لیست کنسرتهای آینده است که بلیط فروشی آنها را سایت ایران کنسرت انجام می دهد و هر هفته ایمیل ش برایم می آید. همانطور که دیده می شود در لیست کنسرت شهرستانها نام شهرستانهای نسبتا دورافتاده ای چون بندر دیلم و سیرجان دیده می شود اما نامی از اصفهان نیست. علت اینکه در اصفهان کنسرت برگذار نمی شود چیست؟ به پاسخ صحیح جایزه تعلق می گیرد
    1- عدم اعطای مجوز برگزاری کنسرت توسط امام جمعه ی اصفهان.
    2- عدم نیاز مردم اصفهان به موسیقی و کنسرت.
    3- مردم اصفهان بالای این جور چیزها پول نمی دهند.
    4- سطح شعور موسیقیایی مردم اصفهان بالاتر از خوانندگان فعلی ایران است.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 آذر 1398 10:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 19 آذر 1398 04:26 ب.ظ نظرات ()

    فارغ از جوک ها و لطفه هایی که ملت ساخته اند در باب قطع چند روزه ی اینترنت صادقانه اعتراف می کنم که این توفیق اجباری سبب شد تا سرانه ی مطالعه ی من جهشی معنادار داشته باشد. از جمله کتابهایی که در این فرصت توانستم آن را به پایان ببرم یکی هم کتاب پوپولیسم ایرانی نوشته ی دکتر علی سرزعیم بود که بارها و بارها از ایشان در این مکان نام برده ایم و یادکرده ایم.
    دکتر سرزعیم را چون چندین بار معرفی کرده ام دیگر معرفی نمی کنم و صاف می روم سراغ معرفی خود کتاب البته به صورت خیلی خلاصه و ضربتی. نگرانی و دغدغه ای که دکتر سرزعیم نسبت به زمامداری پوپولیستها دارند سبب شده تا با صرف وقت زیادی یک نمونه ی دم دستی (برای ما ملت ایران) را در باب اینکه چگونه یک پوپولیست می تواند از پله های قدرت بالا برود تجزیه و تحلیل کند تا خواننده بتواند خود را برای موارد بعدی آماده کند و از انتخابهای بد بپرهیزد. دکتر سرزعیم محمود احمدی نژاد را به عنوان یک نمونه ی معاصر و کاملا قابل بررسی انتخاب و معرفی کرده است و پس از آن در ضمیمه ی کتاب چند مورد از پوپولیسم در کشورهای دیگر را هم معرفی کرده است.
    لازم به ذکر است که برکشیدن پوپولیستها در کشورهای مختلف از درون صندوق رأی آغاز می شود و اصولا این افراد از نقاط ضعف سیستمهای مبتنی بر رأی گیری استفاده می کنند تا بتوانند سر بزنگاه همان صندوق را زیر پای بگذارند. تعریف دکتر سرزعیم از پوپولیست را می توان به صورت زیر خلاصه کرد: سیاستمداری که وعده ای می دهد و این وعده هزینه بر است بدون اینکه بیان کند هزینه یا هزینه های احتمالی این وعده اش را چگونه می خواهد پوشش بدهد.(جمله بندی از من است) با این تعریف، دکتر سرزعیم نمونه های مختلفی از رفتارهای احمدی نژاد را چه در زمانی که هنوز رئیس جمهور نشده بود و چه پس از اینکه به مقام ریاست جمهوری رسید توصیف و تحلیل می کند.
    نکته ی مثبت این کتاب علاوه بر پرداختن به مسئله ی پوپولیسم این است که دکتر سرزعیم با دقتی شگفت انگیز ادوار انتخاباتی که احمدی نژاد در آن شرکت کرده است تجزیه و تحلیل کرده و به ذکر علتهای پیروزی انتخاباتی احمدی نژاد در دو دوره ی انتخابات ریاست جمهوری پرداخته است. شاید هنوز بعد از 6-7 سال عده ی زیادی اعتقاد داشته باشند که احمدی نژاد برکشیده ی نظام بوده است و هنوز سر حرفشان ایستاده باشند که «رأی منو پس بده» اما دکتر سرزعیم (همچون من) معتقد است که پیروزی های احمدی نژاد بیشتر بر پایه ی کنش رأی دهندگان بوده است نه تقلب در سر صندوقهای انتخاباتی. و اتفاقا همین دلیل اصلی نوشتن کتاب پوپولیسم ایرانی بوده است: اینکه ملت اگر مواظب و مراقب نباشند ممکن است که بازهم افسار قوه ی مجریه را به یک پوپولیست دیگر بدهند. پوپولیستی که این بار ممکن است از جناح راست، ملی-مذهبی ها و حتی اپوزیسیون برآمده باشد.
    ظرفیت بسیار بالای ایران و ایرانی در ارج نهادن به افراد پوپولیست و نادیده گرفتن خدمتکاران واقعی خود سبب می شود که این حقیر به مسئولین آموزش و پرورش توصیه کنم این کتاب را به صورت خلاصه درآورده و در دوره ی دوم متوسطه به تمام فرزندان ایران زمین تدریس کنند. حتی اگر این قدر هم مقدور نبود می توانند یک فصل در کتابهای اجتماعی دوره ی متوسطه را به مسئله ی پوپولیسم و راه های شناسایی افراد پوپولیست اختصاص بدهند. 
    شما عزیزان هم بهتر است که چند جلد از این کتاب را بخرید و شب عید به عنوان عیدی به کسانی که دوستشان دارید کادو بدهید. من که امسال عید همین کار را خواهم کرد...
    باشد که دیگر شاهد پدیده هایی نباشیم که صاف صاف توی چشم ملت زل بزنند و هاله ی نور را منکر شوند و یا صاف صاف توی چشم ملت زل بزنند و بگویند که خبر گران شدن بنزین را همانند بقیه ی مردم از برنامه ی صبح جمعه با شما شنیده اند.
    فبشرعبادالذین یستمعون القول ویتبعون احسنه
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: جمعه 15 آذر 1398 04:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 18 آذر 1398 11:33 ق.ظ نظرات ()
    قسمتهایی از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری که در بسیاری از تصحیح ها حذف شده اند را به سمع و نظر بینندگان عزیز می رسانم:
    1- خدایا! به مردم ایران بفهمان که وقتی شادند به خیابان نریزنند. جایی که در آن خوشحالی می کنند و جشن می گیرند را بهش می گویند تالار نه خیابان.
    2- خدایا! به مردم ایران بفهمان که وقتی ناراحت و عزادارند به خیابان نریزند. جایی که در آن عزاداری می کنند را بهش می گویند تکیه و حسینه نه خیابان.
    3- خدایا! به مردم ایران بفهمان که وقتی بازی می کنند به خیابان نریزند. جایی که در آن بازی می کنند را بهش می گویند ورزشگاه و باشگاه نه خیابان.
    4- خدایا! به مردم ایران بفهمان که وقتی پیاده روی می کنند به خیابان نریزند. جایی که در آن پیاده روی می کنند را بهش می گویند پیاده رو نه خیابان.
    5- خدایا! به مردم ایران بفهمان که وقتی اعتراض دارند به خیابان نریزند. جایی که در آن اعتراض می کنند را بهش می گویند صندوق رأی نه خیابان.
    آخرین ویرایش: جمعه 15 آذر 1398 11:38 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 17 آذر 1398 09:20 ق.ظ نظرات ()
    در ادامه ی پست قبل پستی از یکی از عزیزان کپی پیست می کنم که در روز 18 مرداد 1388 نوشته شده و نشان می دهد که مردم ایران هنوز در تعریف ابتدایی ترین مسائل خود هم مانده اند.... ده سال دیگر هم که بگذر مردم وقتی بریزند در خیابان اول می روند سراغ تابلوهای راهنمایی و رانندگی و بانکها... حالا چه اعتراض درباره ی قیمت سیب زمینی و پیاز باشد چه در رابطه با اصلاح قوه ی قضاییه... خداوند به ما چند تا روشنفکر درست و حسابی اعطا بفرماید. آمین
    http://s6.picofile.com/file/8380820692/23khordad.jpg

    سهمِ راه‌پیماییِ امروز را داده‌ام به پاهام، اما به تصورِ دل‌فریب که شیرِ در قفس، قدم‌های بلند برمی‌دارم دورِ اتاق، از زیادیِ عصبانیت؛
    عصبانیته از کلمات است، از این حماقتی که ته ندارد، که هم‌پایه‌ی وقاحت در تاخت و تاز، که سویه‌شان هم اگر نه یکی، حاصلش جز غبار چشم چشم را نبین نیست

    میلِ همگانی فرستاده که روشها ی مبارزات مدنی برای ضربه زدن به دولت نامشروع
    ده- باز گذاشتن شیر آب در پارکها،دستشوئی های عمومی و عدم رعایت اصلاح الگوی مصرف در تمامی اماکن وابسته به حاکمیت نامشروع
    ...

    بعد بیایید من را بشناسیم
    شنبه‌ی اول- گیر کرده توی کوچه‌ای پایینِ مطهری، نه راهِ پس دارم نه پیش که سپربه‌دستانی هر دو ورش، نشسته زیرِ در خانه‌ای، شکلاتِ آب‌شده‌ای از توی کیفم در‌میاورم، پوستش را نمی‌توانم برگردانم توی کیف که به کثافت خواهید کشید، سطل؟ اگر هم بود سرِ خیابان آتشش زده‌اند که اشک‌آورها را مقابله... رهاش می‌کنم روی زمین، بعد خاطره‌ی این قرمزِ پنج‌درهفت را هنوز دارم که ماند روی آسفالت

    شنبه‌ی دوم- پارکِ روبروی دانشگاهِ شریف، مردم دارند می‌دوند، داد که ندوید، که تا اینجا که نمی‌آیند، همراهم می‌گوید که ولی موتوریه.. با زنجیر؟ باتوم؟ با هرچیز که تابش بدهی تا بخورد به مردم، مردم؟ پیر و لخ‌لخ‌کن هم بینشان... آبِ آب‌سردکن را چرا/کی باز ول؟ برمی‌گردم می‌بندمش

    یا وسواسِ بازیافتی‌ها را جدا، در شب‌هایی که کلِ سطل قرار بود دستخوشِ حریقِ بی‌بهانه‌ی مبارزاتِ پرشورِ بروبچِ محل با خودشان

    به وضوح و فریادِ در خیابان اعلام داشته‌ام و باز اینجا هم: من این جوب‌های خیابان را شخم زدن، تابلوی کوچه‌ها را کندن، شیشه‌ی بانک‌ها را شکستن را نه می‌فهمم، نه ذره‌ای قبول دارم، با ناتوانیم هم می‌ایستم در مقابلِ فاعلینش

    راهِ مبارزاتتان اگر از کاغذ خورده‌ی سبز در خیابان می‌گذرد، یا شیرِ آب باز گذاشتن، برقِ بی‌رویه مصرف کردن، گازِ معده ول دادن در تاکسی اگر که کناردستی‌تان مشکوک به دولتی بودن، سیگارپشتِ‌سیگار دود کردن که مگر هوا را آلوده‌تر، آبِ دماغ را مالیدن به دستگیره‌ی اتوبوس که هم سبز و هم چسبان.. حماقتتان مستدام؛ اما لطفا،لطفا،لطفا یک‌جور مسیرتان را بروید که تلاقی نکند با این مطرود، بگذارید بمانم من در بی‌‌خبریم، با ته‌‌مانده‌ی آن یقین ِ کوچک‌ ‌ که انسان دنیائی‌ست

    ___

    و نوشته هم که تحریم سینمای دولتی و غیر فرهنگی حاکمیت نامشروع
    بعد من صداندار، قرص و شربت‌ها بالاانداخته، فلاسکِ آبِ جوش در بغل، تازه بارِ سومِ الی‌م را دیده‌ام، و احساس می‌کنم هنوز بدهکارش
    لابد سی‌دیِ غیرمجازِ کنارخیابانی‌ مصرف نمودن شده از اهمِّ مجاهدات؟
    آخرین ویرایش: جمعه 15 آذر 1398 09:24 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 16 آذر 1398 04:22 ق.ظ نظرات ()
    قبل از هر چیزی من از بزرگوارانی که قراره مطلب زیر رو بخونن تقاضای عفو می کنم... راستش دو هفته است روز و شب دارم فک می کنم که یه جوری این مطالب رو به صورت محترمانه و مؤدبانه بنویسم ولی هیچ راهی پیدا نکردم. فلذا اگر گوشتون به شنیدن حرفهای بد بد عادت نداره و چشمتون به خوندن اونها.... از خوندن این پست جداً اجتناب کنید. اگر هم کسی می تونه این مطالب رو به صورت مؤدبانه بنویسه لطف کنه و برای من ارسال کنه تا به اسم خودش منتشر کنم و این پست را پاک ش کنم.
    اما قبل از مطالعه ی مطلب کلیپی را که از اعتراضات دو هفته ی قبل به دست ما رسید به سمع و نظر شما می رسانیم. دوستان برای مشاهده ی کلیپ آن را از اینجا دانلود کنند و ببینند چون که مقدمه ی مطلب همین کلیپ است و اگر اون رو به دقت نبینید و نفهمید خوب بقیه ی مطلب رو هم نمی فهمید.
    آخرین ویرایش: شنبه 16 آذر 1398 08:40 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 15 آذر 1398 06:16 ب.ظ نظرات ()
    این نوشته هم از دکتر ناظران هست که امیدوارم با دقت مطالعه بفرمایید:
    دغدغه اول هر حکومتی، حفظ قدرته. برای حفظ قدرت، باید مقبولیت کسب کنه. مردم حکومتی رو قبول دارند که امنیت و رفاه‌شون رو تامین کنه.

    حکومتی که تنها درآمدش مالیاته، ناگزیره از طریق رشد اقتصادی، رفاه مردم رو تامین کنه. اگه موفق نشه، مردم به روشهای دموکراتیک جایگزینش می‌کنند. اگه به تغییرات دموکراتیک تن نده، مثل شوروی و پهلوی و ده‌ها مثال دیگه، مردم بالاخره به زور حذفش می‌کنند.

    به این ترتیب تامین رفاه مردم، برای حکومت حیاتیه.

    ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

    اما با توجه به اینکه تحقق رشد و رفاه اقتصادی، سیاستگذاری علمی می‌طلبه و کار هر کسی نیست، حکومتی که نفت داره، ملت رو رنگ می‌کنه. یعنی ثروت نفتی مردم رو می‌فروشه، با پولش براشون جنس وارد میکنه، و زیر قیمت می‌فروشه. عین رندان داستان مولانا، که خر درویش رو فروختند و با پولش شام خریدند تا بخوره، حال کنه، و به آواز «خر برفت» برقصه.

    اما وقتی حکومت جنس رو زیر قیمت می‌فروشه، صنعتگر و کشاورز ورشکست می‌شن. آیا دقت کردید که بساز بفروشی همیشه بهتر از سایر کاسبی‌ها بوده؟ علتش اینه که ساختمون از معدود چیزهاییه که دولت نمیتونه وارد کنه و زیر قیمت بفروشه.

    البته در پروژه مسکن مهر، دولت تلاش کرد با بخش خصوصی رقابت کنه. اما عملا پروژه محدودی شد که بخاطر ضعف در مکان‌یابی و کیفیت، رقیب جدی برای بساز و بفروش‌ها نشد. اما ببینید از صنعت خودرو و لوازم خانگی گرفته، تا ماشین آلات و پوشاک، دولت چه بلایی سر صنعت آورده! وضعیت کشاورزی هم که دیگه گفتن نداره! طبیعتا، در این شرایط، بیکاری زیاد می‌شه.

    وقتی بیکاری زیاد می‌شه، در رقابت مردم برای گرفتن کار، سطح دستمزدها پایین میاد.

    چهارتا بنگاه هم که موفق به راه‌اندازی کسب و کار محدودی می‌شن، با موانع صادراتی دولت مواجه می‌شن! چرا؟ دولت میگه من یارانه تو قیمت‌ها گذاشتم که مردم خودمون بهره‌اش رو ببرند. از مرغ تا بیت‌کوین، هر چی صادر کنی، داری یارانه صادر می‌کنی. حرف دولت منطقیه! پس مانع گسترش فعالیت بین‌المللی بنگاه‌ها می‌شه. این همون چیزیه که بهش می‌گیم خود تحریمی.

    با خود تحریمی بنگاه‌ها، بیکاری بیشتر می‌شه. با افزایش بیکاری، باز دستمزدها کمتر می‌شه. 

    پس می‌بینیم که کم بودن دستمزدها، معلول یارانه‌ایه که دولت به پشتوانه نفت، در قیمت کالاها پنهان کرده.

    با کاهش بیشتر دستمزدها، قدرت خرید مردم کمتر هم می‌شه. همه چیز به نظر گرون میاد. لذا دولت ناگزیر می‌شه یارانه پنهان در قیمت رو باز بیشتر کنه. عدم افزایش نرخ ارز در سالهای ۹۲ تا ۹۶ علیرغم تورم، و همینطور عدم افزایش قیمت بنزین در سالهای ۹۵ تا ۹۷، مصادیق همین قضیه بودند.

    طبیعتا، وقتی یارانه بیشتر شد، دولت ناگزیر شد محدودیت بنگاه‌ها رو باز بیشتر کنه. مثلا پارسال دیدیم که برای ممانعت از قاچاق، همه فعالیت‌های بنگاه‌ها محدود شدند، از حمل گوسفند گرفته تا انبارداری. این باز به بیکاری بیشتر منجر شد، و ما رو به یارانه نیازمندتر کرد.

    تا وقتی که درآمد نفتی زیاد بود، منابع یارانه جور می‌شد و عموم مردم متوجه میزان بی‌کفایتی حکمرانان اقتصادی کشور نمی‌شدند. حالا که فروش نفت کم شده، فشار یارانه پنهان رفته رو بودجه، کسری بودجه زیاد شده، و گند قضیه در اومده.

    کسری بودجه عارضه بیماری اقتصاد ماست، نه علتش. کسری بودجه حکم عطسه مریض رو داره، نه ویروسی که تو تنشه.

    ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

    اقتصاد ما در یک چرخه مخرب گیر کرده:

     یارانه پنهان در قیمت ⬅️ محدودیت کسب و کار ⬅️ بیکاری ⬅️کاهش دستمزد ⬅️ کاهش قدرت خرید مردم ⬅️ افزایش یارانه پنهان ⬅️ سرخط

    ما برای خروج از این چرخه، راه‌حل لازم داریم. امروز، صورت مسئله همینه. هر کسی که راه‌حلی برای اقتصاد کشور داره، باید نشون بده راه‌حلش چطوری ما رو از این چرخه خارج می‌کنه.

    مثلا، آیا سهمیه‌بندی بنزین، ما رو از این چرخه درمیاره؟  نه!
    افزایش مالیات سیگار چطور؟ باز هم نه!
    اگه از خونه خالی مالیات بگیریم چی؟
    به فرض که این مالیات‌ها مشکل کسری بودجه رو حل کنند، که نمی‌کنند، آیا ما رو از این چرخه خارج می‌کنند؟ البته که نه!

    کسری بودجه خودش معلوله. علت، یارانه پنهان در قیمته؛ یارانه‌ای که تا بحال پشتوانه‌اش نفت بود. حالا که صادرات نفتی کم شده، گیر افتادیم.

    ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

    تنها راه خروج از این چرخه مخرب، ملی کردن نفته!

    با ملی شدن نفت، تنها منبع درآمد دولت می‌شه مالیات.
    وقتی دولت پولی برای یارانه دادن نداشت، مجبور می‌شه بالاخره به رشد اقتصادی فکر کنه.

    با ملی شدن نفت، قیمت‌ها آزاد می‌شه. با آزاد شدن قیمتها، از طرفی کسب و کار رونق می‌گیره، بیکاری کم می‌شه، و به تدریج دستمزدها زیاد میشه. از طرف دیگه، بخاطر واریز عواید نفتی به حساب بانکی مردم، علیرغم قیمت‌های آزاد، قدرت خرید مردم حفظ می‌شه تا بتدریج دستمزدهای بیشتر به رفاه بیشتر منجر بشه.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 آذر 1398 06:18 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو