جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

بازهم پرواز 655

دیروز که داشتم دنبال فیلمهای پرواز 655 می گشتم به مناظره ی دکتر زیباکلام و دکتر کوشکی بر سر پیداکردن مقصد این فاجعه رسیدم. خلاصه ی کلام اینکه دکتر کوشکی اعتقاد داشتند که آمریکایی ها از ابتدا ایرباس ایرانی را عمدا ساقط کرده اند چرا که قصد داشتند صلح را به ایران تحمیل کنند و این عمل در حقیقت پیامی بود برای مسئولان ایرانی و دکتر زیبا کلام هم عقیده داشتند که اگر آمریکایی ها از روی عمد این کار را کرده باشند باید در اسناد و مدارکی که پس از تحقیقات زیاد منتشر کردند اشاره می کردند که دستور این اقدام را چه کسی داده است؟
به نظر من هر دو نفر تا حدودی به حق دارند و تا حدودی هم اشتباه می کنند. اینکه ،بر اساس استدلال دکتر کوشکی، دولت آمریکا ، یا زنجیره ی فرماندهی نظامی آمریکا، به ناخدا راجرز فرمان مستقیم/غیرمستقیم داده باشد که هواپیمای غیرنظامی ایران را ساقط کند تنها از ذهنی بیرون می آید که آلوده به ویروس "تئوری توطئه" شده است. آشکار است که ریگان هیچ دل خوشی از ایران نداشت ولی این دلیل نمی شود که دستور بدهد تا با حمله به غیرنظامیان حیثیت نیروهای نظامی آمریکا خدشه دار بشود.
از طرف دیگر اینکه مانند دکتر زیباکلام فکر کنیم که آمریکا در این جریان کاملا بی گناه بوده و این حادثه تنها یک رویداد اتفاقی بوده نیز تا حدودی ساده انگاری است. آشکار است که آمریکایی ها ابتدا به درخواست کشورهای عربی منطقه وارد میدان نبرد شدند تا جلوی تحرکات نظامی ایران را برعلیه کشتی رانی بین المللی سدکنند. با سرشاخ شدن نیروهای نظامی ایران در خلیج فارس با نظامیان آمریکایی دو راه حل برای آمریکا بیشتر باقی نمانده بود. اول اینکه نیروهایش را از خلیج فارس خارج کند تا از خطر مقابله ی نظامی مستقیم با ایران کم کند و دوم اینکه در خلیج فارس باقی بماند و ریسک رویاروی شدن با ایران را به جان بخرد. گزینه ی اول گزینه ای بود که به کشورهای متحد آمریکا در منطقه آشکار پیام می داد که متحدشان آنها را تنها گذاشته است و در نتیجه عواقب سیاسی سنگینی برای سیاست خارجی آمریکا در تمام جهان در پی داشت. گزینه ی دوم هم گزینه ای بود که در نهایت توسط سیاستمداران آمریکایی انتخاب شد و همانطور که دیدیم روز به روز بر تنش بین نیروهای نظامی دو کشور افزوده شد. معلوم بود که این تنشها نمی توانند تا روز قیامت ادامه پیدا کنند و بالاخره در جایی باید به انتها می رسیدند. از این رو پیش بینی یک اتفاق از آن نوع که در روز 12 تیر 67 برای هواپیمای ایرباس خطوط هواپیمایی ایران ایر افتاد چندان هم دور از ذهن نبوده است. بالاخره در تمام تنشهای مرزی اینچنینی در طول تاریخ یکی از دو طرف خویشتنداری خود را از دست می داده و فاجعه ای اینچنین را رقم زده است. حالا ممکن بود که به جای هدف قرار گرفتن یک هواپیما یک کشتی باری هدف قرار می گرفت یا یک نفتکش یا.... اما دور از ذهن نبود که در این جو تب آلود بالاخره غیرنظامیانی خواهند بود که متضرر این معامله بشوند.
پس از دید من می توان هر دو طرف را مقصر دانست. از یک طرف فرماندهان نظامی ایران بدون توجه به حضور کشتی ها و هواپیماهای غیرنظامی در منطقه دهانه ی خلیج فارس را برای کشتی های آمریکایی ناامن کرده بودند. این عزیزان باید می دانستند که وسط دعوا کسی حلوا خیرات نمی کند و ممکن است که دود این ناامنی به هرحال به چشمان غیرنظامیان خودشان هم برود. از طرف دیگر آمریکایی که سیاست خارجی خود را در زمینه ی امنیت انرژی در حال شکست می دیدند به هر خس و خاشاکی دست می زدند تا بتوانند قائله را به سود خودشان تمام کنند. این امر حاصل نشد مگر با دخالت نظامی بیشتر و تهدیدآمیزتر که خوب افزایش تنشها نهایتا جاده صاف کن روی دادن فاجعه ی چون سقوط ارباس ایران ایر شد.
کشته شدگان پرواز 655 تنها کشته شدگان غیرنظامی درگیری ایران و عراق در طی 8 سال جنگ نبودند. تعداد زیادی از ملوانها و دریانوردان کشورهای بی طرف در پی موشک پرانی های دو طرف کشته شدند و تأسف برانگیزتر اینکه بسیاری از آنها در کشتی هایی بودند که به دولتهای بی طرف تعلق داشتند و در آبهای بین المللی هدف قرارگرفتند. امید که تعقل و صبر در محاسبات سیاسی سیاستمداران در تمامی کشورهای جهان اولویت اول را اشغال کند.
رضا کیانی موحد

ir655

[http://www.aparat.com/v/AfuzV]
خدمه ی وینسنس قبل از شلیک به ایرباس ایرانی
[http://www.aparat.com/v/icl87]

خدمه ی وینسنس بعد از شلیک به ایرباس ایرانی
اینجا و اینجا و اینجا را هم ببینید

تانک پی.40



جنگ جهانی اول که به پایان رسید آموزه های زرهی وقت 2 نوع تانک را تعریف کرده بود: تانکهای پیاده نظام و تانکهای سواره نظام. تانکهای سواره نظام وظیفه داشتند در ساعات اول حمله با سرعت حرکت کرده و خطوط دفاعی دشمن را بشکافند و مواضع دفاعی حریف را دور بزنند. تانکهای پیاده نظام هم وظیفه داشتند تا به همراه پیاده نظام از رخنه های ایجاد شده بهره گیری کرده و هنگامی که پیاده نظام مشغول پاکسازی خطوط دشمن می باشد از پیاده نظام خودی حمایت کند.

در فاصله ی بین دو جنگ تانکهای سبکی وارد معرکه شدند که می توان آنها را تانکچه یا شبه تانک نامید. تانکچه ها خودروهای زرهی سبکی بودند که زره و سلاح اندکی داشتند و اغلب با 2 یا 3 نفر خدمه بکارگرفته می شدند. اولین بار بریتانیایی ها بودند که این ادوات زرهی را بکارگرفتند و بلافاصله تب ساخت آنها به ارتشهای ژاپن و ایتالیا سرایت کرد. از همین رو زمانی که ایتالیا وارد جنگ جهانی دوم شد بیشتر تانکهای ارتش ایتالیا را تانکچه های سبک وزنی تشکیل می دادند که در طی نبردهای شمال آفریقا ثابت شد در یک نبرد واقعی کارآیی ندارند و حداکثر به درد عملیات شناسایی می خورند.

تجربه ی تلخ ایتالیایی ها سبب شد تا آنها به ساخت تانکهای سنگین تر روی بیاورند اما این چرخش بسیار کند صورت گرفت و این تانکها وقتی وارد خدمت شدند که ایتالیا عملا جنگ را باخته بود. موفق ترین تجربه ی آنها ساخت تانک پی.40 بود که با وزن 26 تن سنگین تر تانک ساخته شده توسط ایتالیایی ها محسوب می شد. البته این تانک در برابر تایگر 57 تنی آلمانها و جوزف استالین 44 تنی روسها حرفی برای گفتن نداشت اما عملا بهترین تانکی بود که ایتالیایی ها ساختند و شاید با کمی شانس می توانست در برابر ماتیلدا، تی-34 و یا شرمن عرض اندام کند. ایتالیایی ها آن را در رده ی تانکهای سنگین قرار می دانند اما در عمل پی.40 چیزی بیش از یک تانک متوسط نبود.

طراحی پی.40 در سال 1940 آغاز شد ولی ساخت اولین نمونه ی آزمایشی تا سال 1942 به طول انجامید. زمانی که طراحی پی.40 آغاز شد هیچ موتور بنزینی و یا دیزلی مناسبی برای آن در ایتالیا یافت نمی شد. بریتانیایی ها و آمریکایی ها در چنین مواردی به سادگی از موتورهای هواپیما استفاده می کردند اما شرکت آنسالدو از این راه حل استقبال نکردند. در نتیجه قرار شد یک موتور جدید برای پی.40 ساخته بشود که طراحی آن مدتها طول کشید اما توان کافی برای حرکت دادن پی.40 را داشت.

سلاح اصلی پی.40 یک قبضه توپ 75 میلیمتری 75/43 بود. بدنه ی آن شبیه تانکهای سنتی ایتالیا ،مانند ام.11/19، بود که بزرگتر و سنگینتر شده باشد. پس از اولین رویارویی با تی-34 های روسی در جبهه ی شرقی زره و توپ اصلی آن تقویت شدند. توپ جدید پی.40 با سرعت دهانه ی 700متر/ثانیه مشابه توپهای معمول آن زمان بود اما از توپ 75 میلیمتری نصب شده بر روی پانتر ضعیفتر عمل می کرد. توپ اصلی دارای 65 گلوله و مسلسل تانک دارای 600 گلوله بودند.

زره اصلی پی.40 با ضخامت 60 میلیمتر اگرچه زره مایل بود اما برخلاف طرح های آن زمان ،که از جوشکاری استفاده می کردند، از پرچ استفاده کرده بود. بر اساس استانداردهای ایتالیایی ها این زره برای حفاظت خدمه کافی بود اما آشکار بود که نمی تواند در برابر توپهای ضدتانک جدید متفقین،که می توانستند از 100 میلمیتر فولاد عبورکنند، مقاومت کند. سیستم تعلیق پی.40 مشابه تانکهای قبلی ایتالیایی بود که اگرچه قابل اعتماد بودند اما در بیرون از جاده سرعت کمتری نسبت به تی.34 داشت. روسها در ساخت تی.34 از سیستم تعلیق آمریکایی کریستی استفاده کرده بودند.

پس از پایان طراحی تعداد 1200 دستگاه تانک پی.40 سفارش داده شد اما زمانی که ایتالیا در سال 1943 تسلیم شد تعداد اندکی از آنها تحویل داده شده بود. با تسلیم شدن ایتالیا هیتلر شمال ایتالیا را اشغال کرد و موسیلینی را به عنوان دست نشانده ی خود در آنجا به حکومت رساند. کارخانجات نظامی ایتالیا ،که بیشتر آنها در شمال این کشور قرار داشتند، به تولید خود تحت کنترل آلمانها ادامه دادند . کارخانه ی آنسالدو تا انتهای جنگ در حدود 100 دستگاه پی. 40 ساخت که البته بسیاری از آنها به خاطر نداشتن موتور غیرقابل استفاده بودند و در نهایت آلمانها آنها را به عنوان توپخانه ی ثابت بکار بردند.

هیلتر در حال بازدید از یک دستگاه پی.40 در سال 1943 در پشت تصویر یک ماکت چوبی از یادپانتر دیده می شود.

 

پی.40

مشخصات

سال ساخت

1943-1944

تعداد

103 دستگاه

خدمه

فرمانده/ توپچی، بارگذار،بیسیم چی، راننده

طول

5.8 متر

عرض

2.8 متر

ارتفاع

2.5 متر

وزن

26 تن

پیشرانه

یک دستگاه موتور 12 سیلندر دیزل با توان 330 اسب بخار

سرعت

40 کیلومتر/ساعت (درجاده)

25کیلومتر/ساعت(بیرون از جاده)

برد

280 کیلومتر

سلاح اصلی

یک قبضه توپ 75میلمیتری

یک قبضه مسلسل کالیبر 8میلیمتری برتا

حفاظت

برجک:50 میلیمتر در جلو

40 میلیمتر در پشت و پهلو

20 میلیمتر در بالا

بدنه: 50 میلیمتر در جلو

40 میلیمتر در پشت و پهلو

14 میلیمتر در بالا

 رضا کیانی موحد

 
  • تعداد صفحات :433
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان