جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

تانک پی.40



جنگ جهانی اول که به پایان رسید آموزه های زرهی وقت 2 نوع تانک را تعریف کرده بود: تانکهای پیاده نظام و تانکهای سواره نظام. تانکهای سواره نظام وظیفه داشتند در ساعات اول حمله با سرعت حرکت کرده و خطوط دفاعی دشمن را بشکافند و مواضع دفاعی حریف را دور بزنند. تانکهای پیاده نظام هم وظیفه داشتند تا به همراه پیاده نظام از رخنه های ایجاد شده بهره گیری کرده و هنگامی که پیاده نظام مشغول پاکسازی خطوط دشمن می باشد از پیاده نظام خودی حمایت کند.

در فاصله ی بین دو جنگ تانکهای سبکی وارد معرکه شدند که می توان آنها را تانکچه یا شبه تانک نامید. تانکچه ها خودروهای زرهی سبکی بودند که زره و سلاح اندکی داشتند و اغلب با 2 یا 3 نفر خدمه بکارگرفته می شدند. اولین بار بریتانیایی ها بودند که این ادوات زرهی را بکارگرفتند و بلافاصله تب ساخت آنها به ارتشهای ژاپن و ایتالیا سرایت کرد. از همین رو زمانی که ایتالیا وارد جنگ جهانی دوم شد بیشتر تانکهای ارتش ایتالیا را تانکچه های سبک وزنی تشکیل می دادند که در طی نبردهای شمال آفریقا ثابت شد در یک نبرد واقعی کارآیی ندارند و حداکثر به درد عملیات شناسایی می خورند.

تجربه ی تلخ ایتالیایی ها سبب شد تا آنها به ساخت تانکهای سنگین تر روی بیاورند اما این چرخش بسیار کند صورت گرفت و این تانکها وقتی وارد خدمت شدند که ایتالیا عملا جنگ را باخته بود. موفق ترین تجربه ی آنها ساخت تانک پی.40 بود که با وزن 26 تن سنگین تر تانک ساخته شده توسط ایتالیایی ها محسوب می شد. البته این تانک در برابر تایگر 57 تنی آلمانها و جوزف استالین 44 تنی روسها حرفی برای گفتن نداشت اما عملا بهترین تانکی بود که ایتالیایی ها ساختند و شاید با کمی شانس می توانست در برابر ماتیلدا، تی-34 و یا شرمن عرض اندام کند. ایتالیایی ها آن را در رده ی تانکهای سنگین قرار می دانند اما در عمل پی.40 چیزی بیش از یک تانک متوسط نبود.

طراحی پی.40 در سال 1940 آغاز شد ولی ساخت اولین نمونه ی آزمایشی تا سال 1942 به طول انجامید. زمانی که طراحی پی.40 آغاز شد هیچ موتور بنزینی و یا دیزلی مناسبی برای آن در ایتالیا یافت نمی شد. بریتانیایی ها و آمریکایی ها در چنین مواردی به سادگی از موتورهای هواپیما استفاده می کردند اما شرکت آنسالدو از این راه حل استقبال نکردند. در نتیجه قرار شد یک موتور جدید برای پی.40 ساخته بشود که طراحی آن مدتها طول کشید اما توان کافی برای حرکت دادن پی.40 را داشت.

سلاح اصلی پی.40 یک قبضه توپ 75 میلیمتری 75/43 بود. بدنه ی آن شبیه تانکهای سنتی ایتالیا ،مانند ام.11/19، بود که بزرگتر و سنگینتر شده باشد. پس از اولین رویارویی با تی-34 های روسی در جبهه ی شرقی زره و توپ اصلی آن تقویت شدند. توپ جدید پی.40 با سرعت دهانه ی 700متر/ثانیه مشابه توپهای معمول آن زمان بود اما از توپ 75 میلیمتری نصب شده بر روی پانتر ضعیفتر عمل می کرد. توپ اصلی دارای 65 گلوله و مسلسل تانک دارای 600 گلوله بودند.

زره اصلی پی.40 با ضخامت 60 میلیمتر اگرچه زره مایل بود اما برخلاف طرح های آن زمان ،که از جوشکاری استفاده می کردند، از پرچ استفاده کرده بود. بر اساس استانداردهای ایتالیایی ها این زره برای حفاظت خدمه کافی بود اما آشکار بود که نمی تواند در برابر توپهای ضدتانک جدید متفقین،که می توانستند از 100 میلمیتر فولاد عبورکنند، مقاومت کند. سیستم تعلیق پی.40 مشابه تانکهای قبلی ایتالیایی بود که اگرچه قابل اعتماد بودند اما در بیرون از جاده سرعت کمتری نسبت به تی.34 داشت. روسها در ساخت تی.34 از سیستم تعلیق آمریکایی کریستی استفاده کرده بودند.

پس از پایان طراحی تعداد 1200 دستگاه تانک پی.40 سفارش داده شد اما زمانی که ایتالیا در سال 1943 تسلیم شد تعداد اندکی از آنها تحویل داده شده بود. با تسلیم شدن ایتالیا هیتلر شمال ایتالیا را اشغال کرد و موسیلینی را به عنوان دست نشانده ی خود در آنجا به حکومت رساند. کارخانجات نظامی ایتالیا ،که بیشتر آنها در شمال این کشور قرار داشتند، به تولید خود تحت کنترل آلمانها ادامه دادند . کارخانه ی آنسالدو تا انتهای جنگ در حدود 100 دستگاه پی. 40 ساخت که البته بسیاری از آنها به خاطر نداشتن موتور غیرقابل استفاده بودند و در نهایت آلمانها آنها را به عنوان توپخانه ی ثابت بکار بردند.

هیلتر در حال بازدید از یک دستگاه پی.40 در سال 1943 در پشت تصویر یک ماکت چوبی از یادپانتر دیده می شود.

 

پی.40

مشخصات

سال ساخت

1943-1944

تعداد

103 دستگاه

خدمه

فرمانده/ توپچی، بارگذار،بیسیم چی، راننده

طول

5.8 متر

عرض

2.8 متر

ارتفاع

2.5 متر

وزن

26 تن

پیشرانه

یک دستگاه موتور 12 سیلندر دیزل با توان 330 اسب بخار

سرعت

40 کیلومتر/ساعت (درجاده)

25کیلومتر/ساعت(بیرون از جاده)

برد

280 کیلومتر

سلاح اصلی

یک قبضه توپ 75میلمیتری

یک قبضه مسلسل کالیبر 8میلیمتری برتا

حفاظت

برجک:50 میلیمتر در جلو

40 میلیمتر در پشت و پهلو

20 میلیمتر در بالا

بدنه: 50 میلیمتر در جلو

40 میلیمتر در پشت و پهلو

14 میلیمتر در بالا

 رضا کیانی موحد

خالق صِفر



جیرو هُریکُشی در سال 1903 و در شهری در استان گوما به دنیا آمد. او پی از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان به دانشگاه توکیو رفت و در آزمایشگاه هوانوردی تازه تأسیس آنجا مشغول به تحصیل شد. هُریکُشی پس از پایان تحصیل به شرکت میتسوبیشی پیوست و به کارخانه ی هواپیماسازی این شرکت در ناگویا فرستاده شد. اولین کاری که به وی محول شد طراحی هواپیمای میستوبیشی 1ام.اف-10 در سال 1933 بود. این هواپیما سفارش نیروی دریایی سلطنتی ژاپن برای یک جنگنده ی ناونشین بود اما هر دو نمونه ی آزمایشی آن در طی پروازهای اولیه سقوط کردند و طرح آن به کلی کنار گذاشته شد. 1ام.اف-10 با وجود شکست خوردن در زمان خود یک طرح انقلابی برای صنایع هواپیماسازی ژاپن بود. این هواپیما اولین جنگنده ی یک باله ی ژاپن بود که بالهایش در زیر بدنه نصب شده بود. بدنه ی آن تمام فلزی بود و بالهایش اسکلت آلومینیومی داشتند که با پارچه پوشیده می شدند.

1ام.اف-10

جیرو هُریکُشی به همراه کارکنان میستوبیشی در سال 1937

به هرحال درسهایی که جیرو از این کار عملی فراگرفت سبب شد تا بتواند هواپیمای موفق آ-5.ام را طراحی کند. این هواپیما در سال 1936 به تولید انبوه رسید و غربیها آن را با نام مستعار کلود می شناختند. کلود افتخار این را داشت که اولین هواپیمای ناونشین تک باله در تاریخ هوانوردی باشد. اولین پرواز آزمایشی آن در سال 1935 انجام شد و تولید آن یک سال بعد آغاز شد و تعداد 1094 فروند از آنها ساخته شد. جیرو بسیاری از نکاتی را که در طرح 1ام.اف-10 بکارگرفته بود در کلود اجرا کرد از جمله بدنه ی تمام فلزی، بالهای نصب شده در زیر بدنه و ارابه های فرود ثابت. با درگیر شدن بیشتر ژاپن در جنگ با چین، کلودهای نیروی دریایی به چین اعزام شدند و در جنگ هوایی با پی-26های چینی اولین جنگ هوایی تاریخ بین هواپیماهای تک باله با بدنه ی تمام فلزی را رقم زدند.  بزرگترین نقطه ضعف کلود مسلسلهای ضعیفش بودند. تنها سلاح های این جنگنده دو قبضه مسلسل 7.7 میلیمتری نصب شده بر روی دماغه ی هواپیما بودند. هرچند که  کلود تا انتهای جنگ جهانی دوم در خدمت نیروی دریایی ژاپن ماند اما آخرین نبرد هوایی آنها در طی نبرد دریایی کورال سی اتفاق افتاد. ژاپنی ها در ماه های انتهایی جنگ تعدادی از آنها را برای عملیات کامیکازه بکارگرفتند.

کلود

2 سال بعد از موفقیت خیره کننده ی جیرو ،به عنوان طراح هواپیماهای جنگی، از وی و تیمش درخواست شد تا نمونه ی 12 را بسازند. نمونه ی 12 جنگنده ی جدیدی برای نیروی دریایی سلطنتی بود و قرار بود تا آنهم مانند کلود یک جنگنده ی ناونشین باشد. نیروی دریایی ،بر اساس تجربیاتش در جنگ با چین، درخواست کرد تا سرعت هواپیما به 600 کیلومتر بر ساعت و نرخ صعود آن به 3000 متر در عرض 3.5 دقیقه برسد. نمونه ی 12 باید به مخازن ذخیره ی سوخت اضافی مجهز می شد و می توانست با سرعت اقتصادی بین 6 تا 8 ساعت پرواز کند. 2 قبضه توپ 20 میلیمتری به سلاح های آن اضافه شدند و قرار شد تا جنگنده ی جدید علاوه بر داشتن بیسیم به یک سیستم ناوبری رادیویی هم برای پروازهای بلند مجهز شود. شرکت رقیب میتسوبیشی ،هواپیماسازی ناکاجیما، به سرعت خود را از رقابت کنارکشید چرا که ساخت چنین جنگنده ای را غیرممکن می دانست اما جیروهُریکُشی فکر می کرد که با سبک کردن هواپیما می تواند به مشخصات درخواست شده دست پیداکند. جیرو به سراغ یک آلیاژ جدید آلومینیوم به نام دورالومین رفت و با اضافه کردن یک لایه ی ضدخوردگی آن را در بدنه بکارگرفت. هیچ زرهی برای خلبان یا دیگر قسمتهای حساس درنظر گرفته نشد و از مخازن سوخت ضدنشتی ،که در جنگنده های آن زمان مرسوم بود، صرف نظر شد. جیرو اینبار از چرخ های جمع شونده و کابین سرپوشیده برای نمونه ی 12 استفاده کرد و این دو خصوصیت اساسی ترین تفاوت های نمونه ی 12 با کلود بودند.

ادامه مطلب

زیردریایی برقی



جنگ جهانی اول که به پایان رسید آلمان شکست خورده ناچار شد تا پیمان ورسای را بپذیرد. این پیمان ،که به این قصد تهیه شده بود که جلوی به قدرت گیری مجدد آلمان را بگیرد، اجازه ی داشتن هیچ گونه زیردریایی را به آلمان نمی داد. اما هنگامی که هیتلر به قدرت رسید تجدید سلاح ارتش آلمان را در رأس برنامه هایش گذاشت و در نتیجه، طراحی و ساخت زیردریایی برای نیروی دریایی آلمان از سرگرفته شد. اولین تلاش آلمانها پس از جنگ جهانی اول منجر به ساخت زیردریایی های کلاس-1 شد. این زیردریایی در اصل از یک طرح فنلاندی گرفته شده بود و تنها 2 فروند از آن ساخته شد. اولین نمونه ی آن در 14 فوریه 1936 به آب انداخته شد و یو-25 نام گرفت. هر چند که این زیردریایی ها بیشتر جنبه ی آزمایشی داشتند اما می توانستند اهداف تبلیغاتی نازی ها را برآورده کنند. هر دو زیردریایی در طی جنگ به عملیات نظامی فرستاده شده و هر دو فروند غرق شدند.

تجربه ی ساخت زیردریایی های کلاس-1 سبب شد تا ساخت نمونه ی بهتری از آن در دستور کار قرار بگیرد. نتیجه زیردریایی ها کلاس-8 بود که با تعداد 703 فروند ساخته شده تبدیل به اسب بارکش نیروی زیرسطحی هیتلر در طی جنگ جهانی دوم شد. زیردریایی ها کلاس-9 هم در حقیقت نمونه ی بزرگتر کلاس-7 برای گشتهای طولانی تر بود. بعضی از کلاس-9 های آلمانی در طی جنگ به سواحل ژاپن رسیدند و بعضی حتی با عبور از اقیانوس آرام به سواحل شرقی آمریکا رسیدند.

بزرگترین اشکال این زیردریایی ها در این بود که بدنه ی آنها بیشتر برای حرکت بر روی سطح آب ساخته شده بودند تا زیر آب. زیردریایی های کلاس-7 و کلاس-9 در زیر آب کند و غیرقابل هدایت بودند. این زیردریایی ها پیشرانه ی دیزل-الکتریک داشتند و ناچار بودند تا ساعاتهای زیادی را در سطح آب با موتور دیزل حرکت کنند و تنها برای حمله به کشتی های دشمن و یا فرار از حملات دشمن به زیر آب می رفتند. برای شارژ مجدد باتری هایشان باید این زیردریایی ها به سطح آب می آمدند که در این صورت تبدیل می شدند به یک اردک نشسته در کنار برکه. تجربه ی غرق شدن زیردریایی های آلمانی توسط کشتی ها و هواپیماهای مجهز به رادار سبب شد تا آلمانها به فکر ساخت زیردریایی هایی بیفتند که بتواند زمان بیشتری را در زیر آب به سر ببرد. طرح جدید زیردریایی های کلاس-21 نام گرفت که بعدها نام مستعار زیردریایی برقی را برایش انتخاب کردند. کلاس-21 را می توان اولین زیردریایی واقعی جهان دانست و بدنه ی آن به گونه ای طراحی شده بود که بیشتر به درد حرکت زیر آب می خورد تا حرکت بر روی سطح آب. کلاس-21 یک طرح کاملا متفاوت و انقلابی در دنیای زیردریایی ها بود و می توانست در عمقی بیشتر از هر زیردریایی معاصر خود غوطه ور شود. زیردریایی های کلاس-21 با وجود طرح انقلابی خود اشکالات زیادی داشتند که فرصتی برای رفع آنها نبود. در نهایت تنها 4 فروند از آنها ساخته شد و 2 فروند از آنها به گشتهای نظامی فرستاده شدند.

طراحی

بدنه ی کلاس-21 ،مانند زیردریایی های مدرن امروزی، شبیه به سیگار برگ بود. طراحی جدید بدنه سبب می شد تا کلاس-21 ها در زیر آب سرعت بیشتری داشته باشند و در زمان کمتری به زیرآب بروند. طراحی بهتر بدنه سبب شده بود تا امضای صوتی زیردریایی کمتر بشود و کشف آن توسط سونارهای دشمن سخت تر بشود. بدنه ی جدید به گونه ای بود که کشف زیردریایی از دور دست توسط کشتی ها یا هواپیماهای گشتی دشمن را سخت می کرد. سبب می شد بالارفتن سرعت آن در هنگام شیرجه زدن نیز شناسایی آن را سخت می کرد. در بدنه ی جدید دیگر جایی برای توپ عرشه نبود و این توپ از زیردریایی های کلاس-21 حدف شد. تمام قطعات اضافی ،مانند هواکش، آنتن و...، در زمانی که استفاده نمی شدند در بدنه ی اصلی زیردریایی فرومی رفتند. بدنه ی آلومینیومی آن اجازه می داد تا به عمق 280 متری هم برسد.

برجک کلاس-21 هم طرحی انقلابی داشت و دیگر مشابه زیردریایی های قدیمی تر دارای جایگاه نفرات دیده بان نبود. به جای آن 3 دیدگاه بر روی پل زیردریایی تعبیه شد.

خدمه ی کلاس-21 نسبت به زیردریایی های قبلی آسایش بیشتری داشتند و حتی برای آنها یک فریزر هم در زیردریایی نصب شده بود. بیشتر آنها دارای اتاقکهای کوچک مخصوص خود بودند. چون قرار بود که زیردریایی زمان بیشتری را در زیر آب بگذراند آن را به سیستم تهویه مطبوع هوا مجهز کرده بودند. کلاس-21 دارای 3 توالت و یک دستگاه آب شیرین کن بود.

پیشرانه

سطح مقطع بدنه ی کلاس-21 ها شبیک 8 انگلیسی بود که قسمت بالایی قطر بیشتری نسبت به قسمت پایین داشته باشد. باتریهای زیردریایی در قسمت پایینی بدنه تعبیه شده بودند. یک نوع موتور الکتریکی کم صدا برای آن ساخت شد که حرکت آن را در زیر آب بسیار کم صداتر از زیردریایی های قبلی می کرد.  صدای کلاس-21 در سرعت 15 گره ی دریایی به اندازه ی صدای یک زیردریایی آمریکایی کلاس بالائو در سرعت 8 گره بود.

بدنه ی زیردریایی های برقی بسیار بزرگتر از زیردریایی های قبلی بود تا بتواند تعداد بیشتری باتری را در خود جای دهد. کلاس-21 تقریبا 3 برابر کلاس-8 باتری داشت. قرار بود که این زیردریایی بتواند با تکیه بر باتری های خود چند روز در زیر آب حرکت کند و برای شارژ آنها موتور دیزل از طریق یک هواکش هوا را تنفس کند. کلاس-21 قبل از اینکه باتریهایش تمام بشود می توانست تا 3 روز با سرعت 5 گره در زیرآب حرکت کند. با آمدن به سطح آب در عرض 3 تا 5 ساعت می توانستند این باتریها را شارژ کنند و دوباره به عمق اقیانوس بازگردند.

پیشرانه ی اصلی کلاس-21 دو دستگاه موتور دیزل 6 سیلندر ساخت شرکت مان بودند. این موتورها به ژنراتورهایی وصل می شدند که وظیفه ی شارژ باتریها را برعهده داشتند.


ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :79
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان