منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 9 تیر 1396 07:35 ب.ظ نظرات ()



    جنگ جهانی اول که به پایان رسید آموزه های زرهی وقت 2 نوع تانک را تعریف کرده بود: تانکهای پیاده نظام و تانکهای سواره نظام. تانکهای سواره نظام وظیفه داشتند در ساعات اول حمله با سرعت حرکت کرده و خطوط دفاعی دشمن را بشکافند و مواضع دفاعی حریف را دور بزنند. تانکهای پیاده نظام هم وظیفه داشتند تا به همراه پیاده نظام از رخنه های ایجاد شده بهره گیری کرده و هنگامی که پیاده نظام مشغول پاکسازی خطوط دشمن می باشد از پیاده نظام خودی حمایت کند.

    در فاصله ی بین دو جنگ تانکهای سبکی وارد معرکه شدند که می توان آنها را تانکچه یا شبه تانک نامید. تانکچه ها خودروهای زرهی سبکی بودند که زره و سلاح اندکی داشتند و اغلب با 2 یا 3 نفر خدمه بکارگرفته می شدند. اولین بار بریتانیایی ها بودند که این ادوات زرهی را بکارگرفتند و بلافاصله تب ساخت آنها به ارتشهای ژاپن و ایتالیا سرایت کرد. از همین رو زمانی که ایتالیا وارد جنگ جهانی دوم شد بیشتر تانکهای ارتش ایتالیا را تانکچه های سبک وزنی تشکیل می دادند که در طی نبردهای شمال آفریقا ثابت شد در یک نبرد واقعی کارآیی ندارند و حداکثر به درد عملیات شناسایی می خورند.

    تجربه ی تلخ ایتالیایی ها سبب شد تا آنها به ساخت تانکهای سنگین تر روی بیاورند اما این چرخش بسیار کند صورت گرفت و این تانکها وقتی وارد خدمت شدند که ایتالیا عملا جنگ را باخته بود. موفق ترین تجربه ی آنها ساخت تانک پی.40 بود که با وزن 26 تن سنگین تر تانک ساخته شده توسط ایتالیایی ها محسوب می شد. البته این تانک در برابر تایگر 57 تنی آلمانها و جوزف استالین 44 تنی روسها حرفی برای گفتن نداشت اما عملا بهترین تانکی بود که ایتالیایی ها ساختند و شاید با کمی شانس می توانست در برابر ماتیلدا، تی-34 و یا شرمن عرض اندام کند. ایتالیایی ها آن را در رده ی تانکهای سنگین قرار می دانند اما در عمل پی.40 چیزی بیش از یک تانک متوسط نبود.

    طراحی پی.40 در سال 1940 آغاز شد ولی ساخت اولین نمونه ی آزمایشی تا سال 1942 به طول انجامید. زمانی که طراحی پی.40 آغاز شد هیچ موتور بنزینی و یا دیزلی مناسبی برای آن در ایتالیا یافت نمی شد. بریتانیایی ها و آمریکایی ها در چنین مواردی به سادگی از موتورهای هواپیما استفاده می کردند اما شرکت آنسالدو از این راه حل استقبال نکردند. در نتیجه قرار شد یک موتور جدید برای پی.40 ساخته بشود که طراحی آن مدتها طول کشید اما توان کافی برای حرکت دادن پی.40 را داشت.

    سلاح اصلی پی.40 یک قبضه توپ 75 میلیمتری 75/43 بود. بدنه ی آن شبیه تانکهای سنتی ایتالیا ،مانند ام.11/19، بود که بزرگتر و سنگینتر شده باشد. پس از اولین رویارویی با تی-34 های روسی در جبهه ی شرقی زره و توپ اصلی آن تقویت شدند. توپ جدید پی.40 با سرعت دهانه ی 700متر/ثانیه مشابه توپهای معمول آن زمان بود اما از توپ 75 میلیمتری نصب شده بر روی پانتر ضعیفتر عمل می کرد. توپ اصلی دارای 65 گلوله و مسلسل تانک دارای 600 گلوله بودند.

    زره اصلی پی.40 با ضخامت 60 میلیمتر اگرچه زره مایل بود اما برخلاف طرح های آن زمان ،که از جوشکاری استفاده می کردند، از پرچ استفاده کرده بود. بر اساس استانداردهای ایتالیایی ها این زره برای حفاظت خدمه کافی بود اما آشکار بود که نمی تواند در برابر توپهای ضدتانک جدید متفقین،که می توانستند از 100 میلمیتر فولاد عبورکنند، مقاومت کند. سیستم تعلیق پی.40 مشابه تانکهای قبلی ایتالیایی بود که اگرچه قابل اعتماد بودند اما در بیرون از جاده سرعت کمتری نسبت به تی.34 داشت. روسها در ساخت تی.34 از سیستم تعلیق آمریکایی کریستی استفاده کرده بودند.

    پس از پایان طراحی تعداد 1200 دستگاه تانک پی.40 سفارش داده شد اما زمانی که ایتالیا در سال 1943 تسلیم شد تعداد اندکی از آنها تحویل داده شده بود. با تسلیم شدن ایتالیا هیتلر شمال ایتالیا را اشغال کرد و موسیلینی را به عنوان دست نشانده ی خود در آنجا به حکومت رساند. کارخانجات نظامی ایتالیا ،که بیشتر آنها در شمال این کشور قرار داشتند، به تولید خود تحت کنترل آلمانها ادامه دادند . کارخانه ی آنسالدو تا انتهای جنگ در حدود 100 دستگاه پی. 40 ساخت که البته بسیاری از آنها به خاطر نداشتن موتور غیرقابل استفاده بودند و در نهایت آلمانها آنها را به عنوان توپخانه ی ثابت بکار بردند.

    هیلتر در حال بازدید از یک دستگاه پی.40 در سال 1943 در پشت تصویر یک ماکت چوبی از یادپانتر دیده می شود.

     

    پی.40

    مشخصات

    سال ساخت

    1943-1944

    تعداد

    103 دستگاه

    خدمه

    فرمانده/ توپچی، بارگذار،بیسیم چی، راننده

    طول

    5.8 متر

    عرض

    2.8 متر

    ارتفاع

    2.5 متر

    وزن

    26 تن

    پیشرانه

    یک دستگاه موتور 12 سیلندر دیزل با توان 330 اسب بخار

    سرعت

    40 کیلومتر/ساعت (درجاده)

    25کیلومتر/ساعت(بیرون از جاده)

    برد

    280 کیلومتر

    سلاح اصلی

    یک قبضه توپ 75میلمیتری

    یک قبضه مسلسل کالیبر 8میلیمتری برتا

    حفاظت

    برجک:50 میلیمتر در جلو

    40 میلیمتر در پشت و پهلو

    20 میلیمتر در بالا

    بدنه: 50 میلیمتر در جلو

    40 میلیمتر در پشت و پهلو

    14 میلیمتر در بالا

     رضا کیانی موحد

    آخرین ویرایش: جمعه 9 تیر 1396 06:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 30 خرداد 1396 06:40 ق.ظ نظرات ()



    جیرو هُریکُشی در سال 1903 و در شهری در استان گوما به دنیا آمد. او پی از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان به دانشگاه توکیو رفت و در آزمایشگاه هوانوردی تازه تأسیس آنجا مشغول به تحصیل شد. هُریکُشی پس از پایان تحصیل به شرکت میتسوبیشی پیوست و به کارخانه ی هواپیماسازی این شرکت در ناگویا فرستاده شد. اولین کاری که به وی محول شد طراحی هواپیمای میستوبیشی 1ام.اف-10 در سال 1933 بود. این هواپیما سفارش نیروی دریایی سلطنتی ژاپن برای یک جنگنده ی ناونشین بود اما هر دو نمونه ی آزمایشی آن در طی پروازهای اولیه سقوط کردند و طرح آن به کلی کنار گذاشته شد. 1ام.اف-10 با وجود شکست خوردن در زمان خود یک طرح انقلابی برای صنایع هواپیماسازی ژاپن بود. این هواپیما اولین جنگنده ی یک باله ی ژاپن بود که بالهایش در زیر بدنه نصب شده بود. بدنه ی آن تمام فلزی بود و بالهایش اسکلت آلومینیومی داشتند که با پارچه پوشیده می شدند.

    1ام.اف-10

    جیرو هُریکُشی به همراه کارکنان میستوبیشی در سال 1937

    به هرحال درسهایی که جیرو از این کار عملی فراگرفت سبب شد تا بتواند هواپیمای موفق آ-5.ام را طراحی کند. این هواپیما در سال 1936 به تولید انبوه رسید و غربیها آن را با نام مستعار کلود می شناختند. کلود افتخار این را داشت که اولین هواپیمای ناونشین تک باله در تاریخ هوانوردی باشد. اولین پرواز آزمایشی آن در سال 1935 انجام شد و تولید آن یک سال بعد آغاز شد و تعداد 1094 فروند از آنها ساخته شد. جیرو بسیاری از نکاتی را که در طرح 1ام.اف-10 بکارگرفته بود در کلود اجرا کرد از جمله بدنه ی تمام فلزی، بالهای نصب شده در زیر بدنه و ارابه های فرود ثابت. با درگیر شدن بیشتر ژاپن در جنگ با چین، کلودهای نیروی دریایی به چین اعزام شدند و در جنگ هوایی با پی-26های چینی اولین جنگ هوایی تاریخ بین هواپیماهای تک باله با بدنه ی تمام فلزی را رقم زدند.  بزرگترین نقطه ضعف کلود مسلسلهای ضعیفش بودند. تنها سلاح های این جنگنده دو قبضه مسلسل 7.7 میلیمتری نصب شده بر روی دماغه ی هواپیما بودند. هرچند که  کلود تا انتهای جنگ جهانی دوم در خدمت نیروی دریایی ژاپن ماند اما آخرین نبرد هوایی آنها در طی نبرد دریایی کورال سی اتفاق افتاد. ژاپنی ها در ماه های انتهایی جنگ تعدادی از آنها را برای عملیات کامیکازه بکارگرفتند.

    کلود

    2 سال بعد از موفقیت خیره کننده ی جیرو ،به عنوان طراح هواپیماهای جنگی، از وی و تیمش درخواست شد تا نمونه ی 12 را بسازند. نمونه ی 12 جنگنده ی جدیدی برای نیروی دریایی سلطنتی بود و قرار بود تا آنهم مانند کلود یک جنگنده ی ناونشین باشد. نیروی دریایی ،بر اساس تجربیاتش در جنگ با چین، درخواست کرد تا سرعت هواپیما به 600 کیلومتر بر ساعت و نرخ صعود آن به 3000 متر در عرض 3.5 دقیقه برسد. نمونه ی 12 باید به مخازن ذخیره ی سوخت اضافی مجهز می شد و می توانست با سرعت اقتصادی بین 6 تا 8 ساعت پرواز کند. 2 قبضه توپ 20 میلیمتری به سلاح های آن اضافه شدند و قرار شد تا جنگنده ی جدید علاوه بر داشتن بیسیم به یک سیستم ناوبری رادیویی هم برای پروازهای بلند مجهز شود. شرکت رقیب میتسوبیشی ،هواپیماسازی ناکاجیما، به سرعت خود را از رقابت کنارکشید چرا که ساخت چنین جنگنده ای را غیرممکن می دانست اما جیروهُریکُشی فکر می کرد که با سبک کردن هواپیما می تواند به مشخصات درخواست شده دست پیداکند. جیرو به سراغ یک آلیاژ جدید آلومینیوم به نام دورالومین رفت و با اضافه کردن یک لایه ی ضدخوردگی آن را در بدنه بکارگرفت. هیچ زرهی برای خلبان یا دیگر قسمتهای حساس درنظر گرفته نشد و از مخازن سوخت ضدنشتی ،که در جنگنده های آن زمان مرسوم بود، صرف نظر شد. جیرو اینبار از چرخ های جمع شونده و کابین سرپوشیده برای نمونه ی 12 استفاده کرد و این دو خصوصیت اساسی ترین تفاوت های نمونه ی 12 با کلود بودند.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 28 خرداد 1396 12:31 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 24 خرداد 1396 01:36 ب.ظ نظرات ()



    جنگ جهانی اول که به پایان رسید آلمان شکست خورده ناچار شد تا پیمان ورسای را بپذیرد. این پیمان ،که به این قصد تهیه شده بود که جلوی به قدرت گیری مجدد آلمان را بگیرد، اجازه ی داشتن هیچ گونه زیردریایی را به آلمان نمی داد. اما هنگامی که هیتلر به قدرت رسید تجدید سلاح ارتش آلمان را در رأس برنامه هایش گذاشت و در نتیجه، طراحی و ساخت زیردریایی برای نیروی دریایی آلمان از سرگرفته شد. اولین تلاش آلمانها پس از جنگ جهانی اول منجر به ساخت زیردریایی های کلاس-1 شد. این زیردریایی در اصل از یک طرح فنلاندی گرفته شده بود و تنها 2 فروند از آن ساخته شد. اولین نمونه ی آن در 14 فوریه 1936 به آب انداخته شد و یو-25 نام گرفت. هر چند که این زیردریایی ها بیشتر جنبه ی آزمایشی داشتند اما می توانستند اهداف تبلیغاتی نازی ها را برآورده کنند. هر دو زیردریایی در طی جنگ به عملیات نظامی فرستاده شده و هر دو فروند غرق شدند.

    تجربه ی ساخت زیردریایی های کلاس-1 سبب شد تا ساخت نمونه ی بهتری از آن در دستور کار قرار بگیرد. نتیجه زیردریایی ها کلاس-8 بود که با تعداد 703 فروند ساخته شده تبدیل به اسب بارکش نیروی زیرسطحی هیتلر در طی جنگ جهانی دوم شد. زیردریایی ها کلاس-9 هم در حقیقت نمونه ی بزرگتر کلاس-7 برای گشتهای طولانی تر بود. بعضی از کلاس-9 های آلمانی در طی جنگ به سواحل ژاپن رسیدند و بعضی حتی با عبور از اقیانوس آرام به سواحل شرقی آمریکا رسیدند.

    بزرگترین اشکال این زیردریایی ها در این بود که بدنه ی آنها بیشتر برای حرکت بر روی سطح آب ساخته شده بودند تا زیر آب. زیردریایی های کلاس-7 و کلاس-9 در زیر آب کند و غیرقابل هدایت بودند. این زیردریایی ها پیشرانه ی دیزل-الکتریک داشتند و ناچار بودند تا ساعاتهای زیادی را در سطح آب با موتور دیزل حرکت کنند و تنها برای حمله به کشتی های دشمن و یا فرار از حملات دشمن به زیر آب می رفتند. برای شارژ مجدد باتری هایشان باید این زیردریایی ها به سطح آب می آمدند که در این صورت تبدیل می شدند به یک اردک نشسته در کنار برکه. تجربه ی غرق شدن زیردریایی های آلمانی توسط کشتی ها و هواپیماهای مجهز به رادار سبب شد تا آلمانها به فکر ساخت زیردریایی هایی بیفتند که بتواند زمان بیشتری را در زیر آب به سر ببرد. طرح جدید زیردریایی های کلاس-21 نام گرفت که بعدها نام مستعار زیردریایی برقی را برایش انتخاب کردند. کلاس-21 را می توان اولین زیردریایی واقعی جهان دانست و بدنه ی آن به گونه ای طراحی شده بود که بیشتر به درد حرکت زیر آب می خورد تا حرکت بر روی سطح آب. کلاس-21 یک طرح کاملا متفاوت و انقلابی در دنیای زیردریایی ها بود و می توانست در عمقی بیشتر از هر زیردریایی معاصر خود غوطه ور شود. زیردریایی های کلاس-21 با وجود طرح انقلابی خود اشکالات زیادی داشتند که فرصتی برای رفع آنها نبود. در نهایت تنها 4 فروند از آنها ساخته شد و 2 فروند از آنها به گشتهای نظامی فرستاده شدند.

    طراحی

    بدنه ی کلاس-21 ،مانند زیردریایی های مدرن امروزی، شبیه به سیگار برگ بود. طراحی جدید بدنه سبب می شد تا کلاس-21 ها در زیر آب سرعت بیشتری داشته باشند و در زمان کمتری به زیرآب بروند. طراحی بهتر بدنه سبب شده بود تا امضای صوتی زیردریایی کمتر بشود و کشف آن توسط سونارهای دشمن سخت تر بشود. بدنه ی جدید به گونه ای بود که کشف زیردریایی از دور دست توسط کشتی ها یا هواپیماهای گشتی دشمن را سخت می کرد. سبب می شد بالارفتن سرعت آن در هنگام شیرجه زدن نیز شناسایی آن را سخت می کرد. در بدنه ی جدید دیگر جایی برای توپ عرشه نبود و این توپ از زیردریایی های کلاس-21 حدف شد. تمام قطعات اضافی ،مانند هواکش، آنتن و...، در زمانی که استفاده نمی شدند در بدنه ی اصلی زیردریایی فرومی رفتند. بدنه ی آلومینیومی آن اجازه می داد تا به عمق 280 متری هم برسد.

    برجک کلاس-21 هم طرحی انقلابی داشت و دیگر مشابه زیردریایی های قدیمی تر دارای جایگاه نفرات دیده بان نبود. به جای آن 3 دیدگاه بر روی پل زیردریایی تعبیه شد.

    خدمه ی کلاس-21 نسبت به زیردریایی های قبلی آسایش بیشتری داشتند و حتی برای آنها یک فریزر هم در زیردریایی نصب شده بود. بیشتر آنها دارای اتاقکهای کوچک مخصوص خود بودند. چون قرار بود که زیردریایی زمان بیشتری را در زیر آب بگذراند آن را به سیستم تهویه مطبوع هوا مجهز کرده بودند. کلاس-21 دارای 3 توالت و یک دستگاه آب شیرین کن بود.

    پیشرانه

    سطح مقطع بدنه ی کلاس-21 ها شبیک 8 انگلیسی بود که قسمت بالایی قطر بیشتری نسبت به قسمت پایین داشته باشد. باتریهای زیردریایی در قسمت پایینی بدنه تعبیه شده بودند. یک نوع موتور الکتریکی کم صدا برای آن ساخت شد که حرکت آن را در زیر آب بسیار کم صداتر از زیردریایی های قبلی می کرد.  صدای کلاس-21 در سرعت 15 گره ی دریایی به اندازه ی صدای یک زیردریایی آمریکایی کلاس بالائو در سرعت 8 گره بود.

    بدنه ی زیردریایی های برقی بسیار بزرگتر از زیردریایی های قبلی بود تا بتواند تعداد بیشتری باتری را در خود جای دهد. کلاس-21 تقریبا 3 برابر کلاس-8 باتری داشت. قرار بود که این زیردریایی بتواند با تکیه بر باتری های خود چند روز در زیر آب حرکت کند و برای شارژ آنها موتور دیزل از طریق یک هواکش هوا را تنفس کند. کلاس-21 قبل از اینکه باتریهایش تمام بشود می توانست تا 3 روز با سرعت 5 گره در زیرآب حرکت کند. با آمدن به سطح آب در عرض 3 تا 5 ساعت می توانستند این باتریها را شارژ کنند و دوباره به عمق اقیانوس بازگردند.

    پیشرانه ی اصلی کلاس-21 دو دستگاه موتور دیزل 6 سیلندر ساخت شرکت مان بودند. این موتورها به ژنراتورهایی وصل می شدند که وظیفه ی شارژ باتریها را برعهده داشتند.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 خرداد 1396 04:00 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 8 اردیبهشت 1396 09:01 ق.ظ نظرات ()
    [http://www.aparat.com/v/ABUwH]
    آخرین ویرایش: جمعه 8 اردیبهشت 1396 10:40 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 2 اردیبهشت 1396 09:59 ق.ظ نظرات ()


    96siki-kankou.jpg

    جین


    قسمت ششم و آخر سلسله مقالات هواپیماهای دوباله در جنگ جهانی دوم را اختصاص می دهیم به هواپیمای اژدرافکن یوکوسوکا بی-4وای ، ملقب به جین. هواپیمای ناونشینی بود که آخرین هواپیمای دوباله ی نیروی دریایی سلطنتی ژاپن نیز به حساب می آید. البته این 6 هواپیما تنها هواپیماهای دوباله ای نبودند که در طول این جنگ بکارگرفته شدند. هر کشوری که در جنگ بود تعداد زیادی هواپیمای دوباله داشت که از آنها استفاده می کرد اما معروف ترین و مهمترین هواپیماهای دوباله ی جنگ جهانی دوم هواپیماهایی بودند که خدمت خوانندگان عزیز جنگ افزار معرفی شدند.

     

    طراحی

    در سال 1932 نیروی دریایی سلطنتی ژاپن نیاز به یک هواپیمای هجومی ناونشین را به  مناقصه گذاشت. شرکتهای هواپیماسازی آچی، میتسوبیشی، ناکاجیما هر کدام نمونه ای برای شرکت در این رقابت ساختند اما هیچ کدام از این هواپیماها نتوانستند مقامات نیروی دریایی را راضی کنند. در سال 1934 رقابت جدیدی برگذار شد تا هواپیمای بهتری برای جایگزینی یوکوسوکا بی-3وای طراحی شود.

    هواپیمای جین توسط سانائه کاواساکی طراحی شد. نیروی دریایی به دنبال یک هواپیمای دوباله ی موقتی می گشت که توانایی های هواپیمای اژدرافکن یک بالیه ی میتسوبیشی آ-5 ام را داشته باشد. نتیجه هواپیمای دوباله ای با چرخهای ثابت و اسکلت تمام فلزی با پوشش فلز یا پارچه بود. این هواپیما بعدتر بی-4وای1 نام گرفت و متفقین نام مستعار جین را بر آن نهادند. برای توسعه ی سریعتر کار، بالهای هواپیمای کاوانیشی ئی-7کا بر روی جین نصب شدند. جین اولین هواپیمای هجومی نیروی دریایی بود که از موتور خنک شونده با هوا استفاده می کرد. موتور رادیال ناکاجیما ،که بر روی آن نصب شد، عملکرد بهتری نسبت به رقبا داشت.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 28 فروردین 1396 09:47 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 14 فروردین 1396 08:01 ق.ظ نظرات ()


    Gloster Gladiator.jpg

    گلادیاتور

    رضا کیانی موحد

    در قسمت چهارم این سلسله مقالات به بررسی عملکرد دوباله ی فیات سی.آر-42 (ملقب به فالکو) در طی جنگ جهانی دوم پرداختیم و گفتیم که مهمترین حریف فالکوها نه اسپیتفایر و یا هاریکن بلکه دوباله های گلادیاتور ساخت شرکت هواپیماسازی گلاستر بوده اند. در این قسمت به بررسی نقش گلادیاتور در دوران جنگ جهانی دوم می پردازیم.

    طراحی

    در ابتدای دهه ی 30 میلادی وزارت هوانوردی بریتانیا مناقصه ای برای در اختیارگرفتن یک جنگنده ی جدید برگذارکرد. مشخصات هواپیمای مورد نیاز نیروی هوایی سلطنتی عبارت بود از: حداقل سرعت برابر با 400 کیلومتر بر ساعت، 4 قبضه مسلسل و توانایی پرواز شبانه. هواپیماسازی گلاستر در حالیکه از قبل طرح جنگنده ی گانتلت را در دست داشت از ورود به رقابت خودداری کرد. اما شرکتهای هواپیماسازی دیگر نیز چندان موفق عمل نکردند چرا که طرحهای آنها عمدتا حول محور موتور جدید شرکت رولزرویس ،که با آب خنک می شد، بود و بعدتر ثابت شد که این موتور دارای اشکالات زیادی است و چندان به درد یک جنگنده نمی خورد. از طرفی طراحی جنگنده های یک باله ی هاریکن و اسپیتفایر نیز سبب دلسرد شدن بیشتر شرکتهای هواپیماسازی شد. در این میان گلاستر تصمیم گرفت تا به جای یک طرح جدید با بهینه سازی جنگنده ی گانتلت وارد رقابت شود. گلاستر با هزینه ی خود توسعه ی طرح را ادامه داد و اچ.پی. فولاند را به عنوان سرطراح انتخاب کرد. فولاند طرح جدید بال ،که توسط هواپیماسازی هاوکر توسعه داده شده بود و برای بالها ستونهای نگهدارنده در نظر گرفته شده بود، جایگزین بال گانتلت کرد. موتور رادیال مرکوری ،ساخت بریستول، با توان 700 اسب بخار بر روی هواپیما نصب شد و  ارابه های فرود اصلی به کمک فنرهای داخلی مجهز شدند.

    پرواز اولیه

    در تابستان 1934 هواپیمای جدید ،که بعدتر گلادیاتور نام گرفت، اولین پرواز آزمایشی خود را انجام داد. این نمونه از یک موتور مرکوری با توان 530 اسب بخار استفاده می کرد که بلافاصله با یک موتور مرکوری با توان 645 اسب بخار تعویض شد. در طی این پرواز گلادیاتور توانست به سرعت 389 کیلومتر بر ساعت برسد. سلاح های گلادیاتور عبارت بودند از 2 قبضه مسلسل کالیبر 0.303 ساخت ویکرز بر روی دماغه ی هواپیما و 2 فروند مسلسل با همان کالیبر ساخت لویس بر روی بالهای پایینی. از این تاریخ به بعد وزارت هوانوردی ،که نسبت به موفقیت طرح مشکوک بود، هزینه ی آزمایشهای بیشتر بر روی گلادیاتور را برعهده گرفت تا کار آن به یک نتیجه ی مشخص برسد.

    در بهار سال بعد این نمونه برای ارزیابی عملیاتی به نیروی هوایی سلطنتی تحویل داده شد و کمی بعد گلاستور توسعه ی یک نمونه با موتوری قوی تر و برخی بهینه سازی ها را آغاز کرد. توان خروجی موتور مرکوری به 840 اسب بخار رسید و یک ملخ دو پره ی چوبی با گام ثابت برای آن انتخاب شد. کابین هواپیما نیز به صورت سرپوشیده درآمد.

    اما آنچه که بیش از همه به کمک طرح گلادیاتور شتافت ناآرامی های سیاسی در اروپا بود. قدرت گرفتن فاشیستها در ایتالیا و آلمان سبب شد تا دولت بریتانیا توسعه ی بیشتر نیروی هوایی را در دستور کار خود قرار دهد و در نتیجه در اول جولای 1935 اولین قرار داد تولید انبوه گلادیاتور با گلاستر بسته شد. اولین گلادیاتور در زمستان 1937 به نیروی هوایی سلطنتی تحویل داده شد. این نمونه گلادیاتور مارک-1 نام گرفت.

    اندکی بعد گلادیاتور مارک-2 با موتور قویتر و یک ملخ 3 پره ی فلزی در خط تولید قرار گرفت که در نتیجه سرعت آن به 414 کیلومتر بر ساعت می رسید. مسلسلهای مارک-1 نیز با چهار قبضه مسلسل کالیبر 0.303 براونینگ ، که امتیاز ساخت آن را بریتانیا خریده بود، جایگزین شدند. بر اساس همین نمونه ی مارک-2 نیروی دریایی سلطنتی نمونه ی سی گلادیاتور را سفارش داد که دارای یک قلاب ،برای گرفتن هواپیما در زمان فرود بر روی عرشه ی ناوهای هواپیما، و یک قلاب دیگر برای اتصال به منجنیق ناوهای هواپیمابر بود. بدنه ی سی گلادیاتورها تقویت شده بود و در برآمدگی زیربدنه یک قایق بادی نصب شد. زمانی جنگ جهانی دوم آغاز شد 54 فروند از 98 فروند سی گلادیاتور ساخته شده آماده ی رزم بودند.

    گلادیاتور آخرین جنگنده ی دوباله ی بریتانیا و اولین دوباله ی این کشور بود که کابین سرپوشیده داشت. در مجموع 747 فروند گلادیاتور ساخت شده که 483 فروند آن به نیروی هوایی سلطنتی، 98 فروند به نیروی دریایی سلطنتی و 216 فروند آن به کشورهای دیگر رسید.


    تاریخچه ی عملیاتی

    بریتانیا

    اسکادران 72 شکاری اولین واحد نیروی هوایی سلطنتی بود که به گلادیاتور مجهز شد. با اینکه این هواپیماها در سال 1937تحویل داده شدند اما تا 2 سال بعد عملیاتی نشدند. پروازهای اولیه نشان دادند که مسلسلهای ویکرز قابل اطمینان نیستند و گلادیاتورهای اولیه نیز همگی به مسلسل براونینگ مجهز شدند. اسکادران 54 شکاری اولین واحدی بود که گلادیاتورهای مسلح شده به براونینگ را دریافت کرد. تا سپتامبر 1937 هشت اسکادران از گلادیاتورها عملیاتی شدند و دفاع هوایی لندن را برعهده گرفتند. با اینکه خلبانان از گلادیاتورهایشان راضی بودندند اما حوادث زیادی که در پروازهای آموزشی روی دادند سبب شد تا به سرعت ساخت 28 فروند دیگر به هواپیماسازی گلاستر سفارش داده شود. گلادیاتور تمایل زیادی به واماندگی داشت و به راحتی وارد وضعیت پیچ می شد و تنها خلبانان ماهر می توانستند آن را از این وضعیت خارج کنند.

    در سال 1938 تحویل هاریکن ها و اسپیتفایرها به نیروی دریایی سلطنتی آغاز شد و نیمی از اسکادرانهای شکاری به آنها مجهز شدند. زمانی که جنگ جهانی دوم آغاز شد بیشتر گلادیاتورها با این هواپیماهای مدرنتر جایگزین شده بودند و در نتیجه اغلب آنها را به دفاع از مستعمرات بریتانیا در خاورمیانه و کانال سوئز اختصاص دادند.

    زمانی که هیتلر به لهستان حمله کرد بلافاصله بریتانیا به آلمان اعلان جنگ داد و قسمتی از نیروهای نظامی خود را به فرانسه اعزام کرد که در میان آنها دو اسکادران گلادیاتور هم بود. این هواپیماها تا روز دهم می 1940، که آلمان به خط ماژینو حمله کرد عملیات رزمی نداشتند و پس از آن به مدت یک هفته تلفات زیادی را متحمل شدند. در روز 18 می تعداد زیادی از هواپیماهای بریتانیایی بر روی زمین بمباران شدند و از بین رفتند.

    در روز 17 اکتبر با سرنگون کردن یک فروند هواپیمای آبنشین دورنیه-18 اولین پیروزی گلادیاتورهای بریتانیایی بدست آمد.

    حوزه ی مدیترانه و خاورمیانه

    در طی نبردهای سالهای 41-1940 در اطراف دریای مدیترانه، 4 نیروی هوایی از گلادیاتور استفاده می کردند: نیروی هوایی سلطنتی استرالیا، نیروی هوایی آفریقای جنوبی، نیروی هوایی سلطنتی یونان و نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا. این گلادیاتورها پیروزیهای زیادی در برابر ایتالیایی ها ،که اغلب از جنگنده های فایت سی.آر-32 و سی.آر-42 استفاده می کردند، بدست آوردند. مارمادوک پاتل ،که اصالتا از آفریقای جنوبی بود ولی در نیروی هوایی سلطنتی خدمت می کرد، ادعا کرد که در شمال آفریقا و یونان توانسته است 15 هواپیمای دشمن را شکار کند که بالاترین رکورد نیروی هوایی سلطنتی در طی جنگ جهانی دوم با استفاده از هواپیماهای دوباله محسوب می شود.

    ضدکودتا در عراق


    در طی کودتای کوتاه رشید عالی گیلانی در عراق هم عراقی ها و هم بریتانیایی ها از گلادیاتور استفاده می کردند. نیروی هوایی عراق ،پس از استقلال این کشور در سال 1932، توسط بریتانیایی ها بوجود آمد و آموزش دید. در سال 1941 اسکادران چهارم شکاری در پایگاه هوایی الرشید مستقر بود و 7 فروند گلادیاتور عملیاتی در اختیار داشت. با محاصره ی پایگاه حبانیه در روز دوم می 1941 توسط نیروهای انقلابی، گلادیاتورهای عراقی به هواپیماهای بریتانیا در این پایگاه حمله کردند. هرچند که بیشتر این جنگنده ها در طی عملیات ضدکودتای بریتانیایی ها از بین رفتند اما چند بار توانستند ستونهای بریتانایی را زیر آتش مسلسل خود بگیرند.

    از طرف دیگر بریتانیایی ها دارای 9 فروند گلادیاتور در پایگاه هوایی حبانیه بودند که در طی عملیات ضدکودتا بارها و بارها بر علیه عراقی ها وارد عمل شدند. کمی بعد این هواپیماها با 9 فروند گلادیاتور دیگر از مصر تقویت شدند.

    در طی این درگیریها تنها شکار گلادیاتور توسط یک گلادیاتور دیگر در روز 5 می روی داد و در طی آن یک گلادیاتور عراقی در نزدیکی بعقوبه به زیرکشیده شد. عراقی ها نیز ادعا کردند که با گلادیاتورهای خود یک فروند بمب افکن ولینگتون را سرنگون کردند که احتمالا این پیروزی را با دفاع ضدهوایی خود شریک شده اند. از سوی دیگر آلمان نیز با اعزام یک نیروی هوایی کوچک به کمک کودتاچیان عراقی آمده بود که 2 فروند از بی.اف-110 های این نیرو توسط گلادیاتورها در هوا شکار شدند.

    ایتالیایی ها هم برای عقب نماندن از قافله 12 فروند فیات فالکو به صحنه فرستاند. در روز 29 می فالکوها یک فروند بمب افکن بریتانیایی را رهگیری کردند و در جدال بین آنها و گلادیاتورهای اسکورت بمب افکن 2 فروند گلادیاتور و 1 فروند فالکو ساقط شدند. پس از پایان درگیریها گلادیاتورهای بازمانده به نیروی هوایی عراق واگذار شدند که عراقی ها آنها را تا سال 1949 بکارگرفتند.

    سوریه

    پس از پایان درگیریها در عراق بریتانیا به سوریه ،که تحت کنترل حکومت ویشی بود، حمله کرد تا از گسترش نفوذ آلمان در منطقه جلوگیری کند. عملیات نظامی در تابستان 1941 سهمگین بود تا در نهایت نمایندگان ویشی در روز 12 جولای تسلیم شدند. در روز 15 ژوئن 6 فروند گلادیاتور با 6 فروند جنگنده ی یک باله ی دی.520 فرانسوی روبرو شدند که هر کدام یک هواپیما را از دست دادند.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 14 فروردین 1396 05:49 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 43 1 2 3 4 5 6 7 ...