منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 18 مهر 1396 02:23 ب.ظ نظرات ()

     تایپ-1

    تانك تایپ-1 قدم بعدی در بهینه سازی تانک تایپ-97 بود. سلاح اصلی تایپ-1 همان توپ 47میلیمتری بود که بر روی شینهوتو نصب شد و اگرچه سرعت دهانه بالایی داشت هنوز هم در برابر شرمنها عاجز بود. اندازه ی بزرگتر آن و صفحه ی آهنی صافی كه در جلوی بدنه نصب شده است آن را از شینهوتو متمایز می كند. تایپ-1 اولین تانک ژاپنی ها بود که به صورت استاندارد مجهز به بیسیم بود. موتور جدید میتسوبیشی توان 240 اسب بخار برای تایپ-1 فراهم می کرد.

    طراحی تایپ-1 در سال 1941 تمام شد اما نیاز صنایع کشتی سازی ژاپن به فولاد تولید آن را تا سال 1943 عقب انداخت. در مجموع 170 دستگاه تانک تایپ-1 ساخت شد. تحلیل رفتن توان صنعتی ژاپن در انتهای جنگ تولید انبوه این تانك را ناكام گذاشت. این تانکها را به دفاع از سرزمین اصلی ژاپن اختصاص دادند که با تسلیم شدن ژاپن فرصت عرض اندام در میدان جنگ را نیافتند.

     

    تایپ-1

    تایپ-3

    ارتش ژاپن در طول جنگ همچنان مبه دنبال یک رقیب مناسب برای شرمن های آمریکایی می گشت اما تا آمده شدن تانک جدید نیاز به یک راه حل موقف داشتند. در نتیجه، آنها دوباره به سراغ بهینه سازی تایپ-97 رفتند. تانك تایپ-3 توسعه ی یافته ی تایپ-97 با برجكی بزرگتر بود كه به یک قبضه توپ 75 میلیمتری ،الهام گرفته از یک توپ فرانسوی، مسلح شده بود. گلوله های ضدزره این توپ می توانستند با شلیک از فاصله ی 1000 متری در 65 میلیمتر فولاد نفوذ کنند.

    این تانك تقریبا به خوبی شرمن ها بود اما تنها چند دستگاه از آن ساخته شد و در سال1944 وارد خدمت شد. آنها را تنها در ژاپن بكارگرفتند تا در برابر هجوم دشمن به خاك اصلی ژاپن مقاومت كند و در نتیجه آنها هم مانند تایپ-1 فرصت جنگیدن پیدا نکردند. تایپ-3 آخرین تانکی بود که ژاپنی ها تولید کردند که تا انتهای جنگ در خط تولید باقیمانده بود.

    تایپ-3

    تایپ-4

    تایپ-4 آخرین تیر ترکش صنایع تانک سازی ژاپن بود و قرار بود که از پس شرمن بربیاید. توسعه ی تایپ-4 در سال1942 ،و بر اساس تایپ-97 و نصب یک توپ 57 میلیمتری، آغازشد. در جولای1943، روشن شد كه باید این توپ را كنار بگذارند و طراحی تانك را با یك توپ ضدهوایی 75 میلیمتری بلندتر از سر بگیرند. اولین نمونه تا قبل از 1944 ساخته نشد و در نهایت تنها 2 دستگاه از تایپ-4 ها تکمیل شدند. پروژه ی ساخت تایپ-4 از سطح آزمایش فراتر نرفت. همزمان با تایپ-4 طراحی یک نمونه ی بزرگتر با نام تایپ-5 نیز در دستور کار قرار داشت که تنها یک نمونه ی آزمایشی از آن ساخت شد. با ساخت تایپ-5 پرونده ی ساخت تانک بومی برای ارتش ژاپن در زمان جنگ جهانی دوم برای همیشه بسته شد.

    تایپ-4

    آخرین ویرایش: جمعه 14 مهر 1396 09:04 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 14 مهر 1396 02:08 ب.ظ نظرات ()

     

    با پایان جنگ جهانی اول ژاپن سعی کرد تا عنصر زرهی را به نیروی زمینی خود اضافه کند. اولین گام آنها در ساخت تجهیزات زرهی کپی کردن از روی تانکچه ی انگلیسی گاردن لوید بود. این تانکچه تایپ-94 نام گرفت. زرهپوشهای سبکی مانند تایپ-94 ،هرچند که سلاحی کوچک و زرهی اندک داشتند اما برای استفاده در شرق آسیا بسیار مناسب بودند. قدم بعدی ژاپنی ها ساخت یک تانک سنگین بومی بود. این تانک سنگین تایپ-87 نام گرفت ولی از بخت بد در زمانی ساخته شد که ژاپنی ها یک موتور بومی مناسب برای آن نداشتند. به همین دلیل پس از ساخت یک نمونه ی آزمایشی پروژه ی آن کنار گذاشته شد و طراحی تانکهای سبک تری در دستور کار قرار گرفت.

    در سال 1931 ژاپنی ها تانک تایپ-89 را به صورت انبوه تولید کردند. تایپ-89 اولین تانک واقعی ژاپنی ها بود. پس از آن در سال 1938 تانک تایپ-97 وارد کارزار شد و به تانک استاندارد نیروی زمینی ژاپن تبدیل شد. بهینه سازی های زیادی بر روی تایپ-97 صورت گرفت تا بتواند به عنوان یک تانک مناسب با همآوردهای غربی و شرقی خود رویارویی کند. بهترین بهینه سازی بر روی تایپ-97، تانک تایپ-4 بود که آنقدر دیر وارد معرکه شد که دیگر بود و نبودش در جنگ اثری نداشت.

    تایپ-94

    تایپ-87

     

     

    تایپ-89

    هنگامی كه روشن شد ساخت یک تانك سنگین بومی در ژاپن امکان پذیر نیست، پروژه ی تایپ-89 کلید خورد. در حقیقت، تایپ-89 اولین تانكی است كه طراحی آن كاملا در ژاپن انجام شد هرچند که طراحی آن بر اساس تانك مارك سی انگلیسیها ،که ژاپن آنها را در سال 1927 خریده بود، صورت گرفت.

    قرار شد تا بدنه ی تایپ-89 سبک تر از تایپ-87 ساخته شود و به همین دلیل به جای آهن از فولاد در ساخت آن استفاده شد. بدنه ی تایپ-89 كمی قدیمی و نسبت به برجك و توپ كوتاه نصب شده بر آن بزرگ به نظر می رسد. به علت قیمت بالای بنزین ژاپنی ها کار بر روی یک موتور دیزل را آغاز کردند و پس از تولید 113 دستگاه تایپ-89 با موتور بنزینی تعداد 291 دستگاه تایپ-89 را با موتور دیزلی تولید کردند. در حقیقت، تانک تایپ-89 اولین تانک تاریخ با پیشرانه ی دیزل است که به تولید انبوه رسید. تایپ-89 جدید بسیار شبیه مدل اصلی است اما جایگاه فرمانده آن بزرگتر بوده و دریچه خروج آن دو تكه است. در تولیدات اولیه از بدنه ی مدل اصلی استفاده شد ولی بعدا بدنه را دوباره طراحی كردند و مسلسل را در سمت چپ قرار دادند.

    سلاح اصلی تایپ-89 یک قبضه توپ 57 میلیمتری ،برای حمایت از پیاده نظام، بود و 2 مسلسل 6.5 میلیمتری سلاح اصلی را پشتیبانی می کردند. توپ اصلی می توانست در یک زره به ضخامت 20 میلیمتر در فاصله ی 500 متری نفوذکند.

    طراحی تایپ-89 در سال 1929 تمام شد و تولید انبوه آن در سال 1931 آغاز شد. تایپ-89 در زمان آغاز جنگ با چین (سال1932) آماده ی نبرد بود و برای اولین بار در نبرد با چینی ها به خدمت گرفته شد. ژاپنی ها اولین هنگهای زرهی مستقل خود را با این تانکها تشکیل دادند. هرچند که قبل از آغاز جنگ در اقیانوس آرام این تانك منسوخ شده بود اما ژاپنی های تا سال 1945 آن را در چین و آسیا بكارگرفتند.

    تایپ-89

     

    تایپ-97

    تجربیات رزمی ارتش ژاپن در منچوری نشان داد که تایپ-89 کندتر از آن است که بتواند واحدهای پیاده موتوریزه را همراهی کند. طراحی یک تانک جدید برای پشتیبانی پیاده نظام در سال 1937 به ثمر نشست و اولین نمونه ها توسط کارخانه ی تانک سازی میتسوبیشی در توکیو ساخته شد. هرچند که تایپ-97 در ابتدا گران قیمت به نظر می رسید ولی با آغاز جنگ دوم با چین ساخت آن را در اولویت قرار دادند.

    وزن این تانک به 14 تن می رسید و توسط یک موتور دیزل به توان 170 اسب بخار جابجا می شد. سلاح اصلی آن یک توپ 57 میلیمتری با سرعت دهانه ی پایین برای مقابله با پیاده نظام دشمن بود. دو قبضه مسلسل سلاح های ثانویه ی تایپ-97 را تشکیل می دادند. ضعف این توپ در نبرد با تانکهای روسی در طی زد و خوردهای مرزی ژاپن با روسها در مغولستان سبب شد تا یک توپ 47 میلیمتری با طول بیشتر و سرعت دهانه ی بالاتر برای تایپ-97 طراحی و ساخت شود. این نمونه ی جدید شینهوتو نامیده شد.

    از سال 1942 به بعد تولید تایپ-97 متوقف شد و شینهوتو جای آن را در خط تولید گرفت. در حدود 300 دستگاه از تایپ-97 های استاندارد نیز با تعویض برجک تبدیل به شینهوتو شدند. تا سال 1943 ،که تولید شینهوتو متوقف شد، جمعا در حدود 2100 دستگاه تایپ-97 ساخت شد. از نظر تعداد، تایپ-97 رکورد دار تانکهای ژاپن در جنگ جهانی دوم می باشد. این تانك در تمام دوران جنگ تانك اصلی ژاپن ماند. اگرچه تایپ-97 برای جنگ با چین مناسب بود اما در برابر تانكهای روسی و غربی حرفی برای گفتن نداشت.

    تایپ-97

     

    شینهوتو

     

    آخرین ویرایش: جمعه 14 مهر 1396 09:03 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 17 مرداد 1396 05:45 ق.ظ نظرات ()

    مترجم: رضا کیانی موحد

    در طی جنگ جهانی دوم نیروی هوایی سلطنتی برای منحرف کردن جنگنده های شبانه ی لوفت وافه طرح جدیدی با نام عملیات کرونا ارائه کرد. بر اساس این طرح قرار شد تا از کسانی که زبان آلمانی را بدون اشکال صحبت می کردند خودشان را جای اپراتورهای رادار دفاع هوایی آلمان جا بزنند. اگر حیله ی بریتانیایی ها می گرفت آنها می توانستند جنگنده های شبانه ی آلمانی را بازگردند یا به جایی بفرستند تا بمب افکنهای خودشان بتوانند به راحتی اهدافشان را بمباران کنند. افرادی که قرار بود نقش نازیها را بازی کنند عمدتا از یهودیها و آلمانهایی بودند که به انگلستان فرار کرده بودند.

    این عملیات اولین بار در شب 22-23 اکتبر 1943 برای بمباران مناطق صنعتی کاسل اجرا شد که در نتیجه 90% شهر تخریب، 10 هزار نفر کشته و 150 هزار نفر آواره شدند.

    وقتی لوفت وافه به حیله ی بریتانیایی ها پی برد سعی کردند با جایگزین کردن اپراتورهای زن به جای مرد نقشه ی دشمن را خنثی کنند. بریتانیا هم سعی کرد تا از زنانی که زبان آلمانی می دانستند در این نقش استفاده کند.

    منبع

    https://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Corona

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مرداد 1396 09:47 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 9 تیر 1396 06:35 ب.ظ نظرات ()



    جنگ جهانی اول که به پایان رسید آموزه های زرهی وقت 2 نوع تانک را تعریف کرده بود: تانکهای پیاده نظام و تانکهای سواره نظام. تانکهای سواره نظام وظیفه داشتند در ساعات اول حمله با سرعت حرکت کرده و خطوط دفاعی دشمن را بشکافند و مواضع دفاعی حریف را دور بزنند. تانکهای پیاده نظام هم وظیفه داشتند تا به همراه پیاده نظام از رخنه های ایجاد شده بهره گیری کرده و هنگامی که پیاده نظام مشغول پاکسازی خطوط دشمن می باشد از پیاده نظام خودی حمایت کند.

    در فاصله ی بین دو جنگ تانکهای سبکی وارد معرکه شدند که می توان آنها را تانکچه یا شبه تانک نامید. تانکچه ها خودروهای زرهی سبکی بودند که زره و سلاح اندکی داشتند و اغلب با 2 یا 3 نفر خدمه بکارگرفته می شدند. اولین بار بریتانیایی ها بودند که این ادوات زرهی را بکارگرفتند و بلافاصله تب ساخت آنها به ارتشهای ژاپن و ایتالیا سرایت کرد. از همین رو زمانی که ایتالیا وارد جنگ جهانی دوم شد بیشتر تانکهای ارتش ایتالیا را تانکچه های سبک وزنی تشکیل می دادند که در طی نبردهای شمال آفریقا ثابت شد در یک نبرد واقعی کارآیی ندارند و حداکثر به درد عملیات شناسایی می خورند.

    تجربه ی تلخ ایتالیایی ها سبب شد تا آنها به ساخت تانکهای سنگین تر روی بیاورند اما این چرخش بسیار کند صورت گرفت و این تانکها وقتی وارد خدمت شدند که ایتالیا عملا جنگ را باخته بود. موفق ترین تجربه ی آنها ساخت تانک پی.40 بود که با وزن 26 تن سنگین تر تانک ساخته شده توسط ایتالیایی ها محسوب می شد. البته این تانک در برابر تایگر 57 تنی آلمانها و جوزف استالین 44 تنی روسها حرفی برای گفتن نداشت اما عملا بهترین تانکی بود که ایتالیایی ها ساختند و شاید با کمی شانس می توانست در برابر ماتیلدا، تی-34 و یا شرمن عرض اندام کند. ایتالیایی ها آن را در رده ی تانکهای سنگین قرار می دانند اما در عمل پی.40 چیزی بیش از یک تانک متوسط نبود.

    طراحی پی.40 در سال 1940 آغاز شد ولی ساخت اولین نمونه ی آزمایشی تا سال 1942 به طول انجامید. زمانی که طراحی پی.40 آغاز شد هیچ موتور بنزینی و یا دیزلی مناسبی برای آن در ایتالیا یافت نمی شد. بریتانیایی ها و آمریکایی ها در چنین مواردی به سادگی از موتورهای هواپیما استفاده می کردند اما شرکت آنسالدو از این راه حل استقبال نکردند. در نتیجه قرار شد یک موتور جدید برای پی.40 ساخته بشود که طراحی آن مدتها طول کشید اما توان کافی برای حرکت دادن پی.40 را داشت.

    سلاح اصلی پی.40 یک قبضه توپ 75 میلیمتری 75/43 بود. بدنه ی آن شبیه تانکهای سنتی ایتالیا ،مانند ام.11/19، بود که بزرگتر و سنگینتر شده باشد. پس از اولین رویارویی با تی-34 های روسی در جبهه ی شرقی زره و توپ اصلی آن تقویت شدند. توپ جدید پی.40 با سرعت دهانه ی 700متر/ثانیه مشابه توپهای معمول آن زمان بود اما از توپ 75 میلیمتری نصب شده بر روی پانتر ضعیفتر عمل می کرد. توپ اصلی دارای 65 گلوله و مسلسل تانک دارای 600 گلوله بودند.

    زره اصلی پی.40 با ضخامت 60 میلیمتر اگرچه زره مایل بود اما برخلاف طرح های آن زمان ،که از جوشکاری استفاده می کردند، از پرچ استفاده کرده بود. بر اساس استانداردهای ایتالیایی ها این زره برای حفاظت خدمه کافی بود اما آشکار بود که نمی تواند در برابر توپهای ضدتانک جدید متفقین،که می توانستند از 100 میلمیتر فولاد عبورکنند، مقاومت کند. سیستم تعلیق پی.40 مشابه تانکهای قبلی ایتالیایی بود که اگرچه قابل اعتماد بودند اما در بیرون از جاده سرعت کمتری نسبت به تی.34 داشت. روسها در ساخت تی.34 از سیستم تعلیق آمریکایی کریستی استفاده کرده بودند.

    پس از پایان طراحی تعداد 1200 دستگاه تانک پی.40 سفارش داده شد اما زمانی که ایتالیا در سال 1943 تسلیم شد تعداد اندکی از آنها تحویل داده شده بود. با تسلیم شدن ایتالیا هیتلر شمال ایتالیا را اشغال کرد و موسیلینی را به عنوان دست نشانده ی خود در آنجا به حکومت رساند. کارخانجات نظامی ایتالیا ،که بیشتر آنها در شمال این کشور قرار داشتند، به تولید خود تحت کنترل آلمانها ادامه دادند . کارخانه ی آنسالدو تا انتهای جنگ در حدود 100 دستگاه پی. 40 ساخت که البته بسیاری از آنها به خاطر نداشتن موتور غیرقابل استفاده بودند و در نهایت آلمانها آنها را به عنوان توپخانه ی ثابت بکار بردند.

    هیلتر در حال بازدید از یک دستگاه پی.40 در سال 1943 در پشت تصویر یک ماکت چوبی از یادپانتر دیده می شود.

     

    پی.40

    مشخصات

    سال ساخت

    1943-1944

    تعداد

    103 دستگاه

    خدمه

    فرمانده/ توپچی، بارگذار،بیسیم چی، راننده

    طول

    5.8 متر

    عرض

    2.8 متر

    ارتفاع

    2.5 متر

    وزن

    26 تن

    پیشرانه

    یک دستگاه موتور 12 سیلندر دیزل با توان 330 اسب بخار

    سرعت

    40 کیلومتر/ساعت (درجاده)

    25کیلومتر/ساعت(بیرون از جاده)

    برد

    280 کیلومتر

    سلاح اصلی

    یک قبضه توپ 75میلمیتری

    یک قبضه مسلسل کالیبر 8میلیمتری برتا

    حفاظت

    برجک:50 میلیمتر در جلو

    40 میلیمتر در پشت و پهلو

    20 میلیمتر در بالا

    بدنه: 50 میلیمتر در جلو

    40 میلیمتر در پشت و پهلو

    14 میلیمتر در بالا

     رضا کیانی موحد

    آخرین ویرایش: جمعه 9 تیر 1396 05:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 30 خرداد 1396 05:40 ق.ظ نظرات ()



    جیرو هُریکُشی در سال 1903 و در شهری در استان گوما به دنیا آمد. او پی از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان به دانشگاه توکیو رفت و در آزمایشگاه هوانوردی تازه تأسیس آنجا مشغول به تحصیل شد. هُریکُشی پس از پایان تحصیل به شرکت میتسوبیشی پیوست و به کارخانه ی هواپیماسازی این شرکت در ناگویا فرستاده شد. اولین کاری که به وی محول شد طراحی هواپیمای میستوبیشی 1ام.اف-10 در سال 1933 بود. این هواپیما سفارش نیروی دریایی سلطنتی ژاپن برای یک جنگنده ی ناونشین بود اما هر دو نمونه ی آزمایشی آن در طی پروازهای اولیه سقوط کردند و طرح آن به کلی کنار گذاشته شد. 1ام.اف-10 با وجود شکست خوردن در زمان خود یک طرح انقلابی برای صنایع هواپیماسازی ژاپن بود. این هواپیما اولین جنگنده ی یک باله ی ژاپن بود که بالهایش در زیر بدنه نصب شده بود. بدنه ی آن تمام فلزی بود و بالهایش اسکلت آلومینیومی داشتند که با پارچه پوشیده می شدند.

    1ام.اف-10

    جیرو هُریکُشی به همراه کارکنان میستوبیشی در سال 1937

    به هرحال درسهایی که جیرو از این کار عملی فراگرفت سبب شد تا بتواند هواپیمای موفق آ-5.ام را طراحی کند. این هواپیما در سال 1936 به تولید انبوه رسید و غربیها آن را با نام مستعار کلود می شناختند. کلود افتخار این را داشت که اولین هواپیمای ناونشین تک باله در تاریخ هوانوردی باشد. اولین پرواز آزمایشی آن در سال 1935 انجام شد و تولید آن یک سال بعد آغاز شد و تعداد 1094 فروند از آنها ساخته شد. جیرو بسیاری از نکاتی را که در طرح 1ام.اف-10 بکارگرفته بود در کلود اجرا کرد از جمله بدنه ی تمام فلزی، بالهای نصب شده در زیر بدنه و ارابه های فرود ثابت. با درگیر شدن بیشتر ژاپن در جنگ با چین، کلودهای نیروی دریایی به چین اعزام شدند و در جنگ هوایی با پی-26های چینی اولین جنگ هوایی تاریخ بین هواپیماهای تک باله با بدنه ی تمام فلزی را رقم زدند.  بزرگترین نقطه ضعف کلود مسلسلهای ضعیفش بودند. تنها سلاح های این جنگنده دو قبضه مسلسل 7.7 میلیمتری نصب شده بر روی دماغه ی هواپیما بودند. هرچند که  کلود تا انتهای جنگ جهانی دوم در خدمت نیروی دریایی ژاپن ماند اما آخرین نبرد هوایی آنها در طی نبرد دریایی کورال سی اتفاق افتاد. ژاپنی ها در ماه های انتهایی جنگ تعدادی از آنها را برای عملیات کامیکازه بکارگرفتند.

    کلود

    2 سال بعد از موفقیت خیره کننده ی جیرو ،به عنوان طراح هواپیماهای جنگی، از وی و تیمش درخواست شد تا نمونه ی 12 را بسازند. نمونه ی 12 جنگنده ی جدیدی برای نیروی دریایی سلطنتی بود و قرار بود تا آنهم مانند کلود یک جنگنده ی ناونشین باشد. نیروی دریایی ،بر اساس تجربیاتش در جنگ با چین، درخواست کرد تا سرعت هواپیما به 600 کیلومتر بر ساعت و نرخ صعود آن به 3000 متر در عرض 3.5 دقیقه برسد. نمونه ی 12 باید به مخازن ذخیره ی سوخت اضافی مجهز می شد و می توانست با سرعت اقتصادی بین 6 تا 8 ساعت پرواز کند. 2 قبضه توپ 20 میلیمتری به سلاح های آن اضافه شدند و قرار شد تا جنگنده ی جدید علاوه بر داشتن بیسیم به یک سیستم ناوبری رادیویی هم برای پروازهای بلند مجهز شود. شرکت رقیب میتسوبیشی ،هواپیماسازی ناکاجیما، به سرعت خود را از رقابت کنارکشید چرا که ساخت چنین جنگنده ای را غیرممکن می دانست اما جیروهُریکُشی فکر می کرد که با سبک کردن هواپیما می تواند به مشخصات درخواست شده دست پیداکند. جیرو به سراغ یک آلیاژ جدید آلومینیوم به نام دورالومین رفت و با اضافه کردن یک لایه ی ضدخوردگی آن را در بدنه بکارگرفت. هیچ زرهی برای خلبان یا دیگر قسمتهای حساس درنظر گرفته نشد و از مخازن سوخت ضدنشتی ،که در جنگنده های آن زمان مرسوم بود، صرف نظر شد. جیرو اینبار از چرخ های جمع شونده و کابین سرپوشیده برای نمونه ی 12 استفاده کرد و این دو خصوصیت اساسی ترین تفاوت های نمونه ی 12 با کلود بودند.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 28 خرداد 1396 11:31 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 24 خرداد 1396 12:36 ب.ظ نظرات ()



    جنگ جهانی اول که به پایان رسید آلمان شکست خورده ناچار شد تا پیمان ورسای را بپذیرد. این پیمان ،که به این قصد تهیه شده بود که جلوی به قدرت گیری مجدد آلمان را بگیرد، اجازه ی داشتن هیچ گونه زیردریایی را به آلمان نمی داد. اما هنگامی که هیتلر به قدرت رسید تجدید سلاح ارتش آلمان را در رأس برنامه هایش گذاشت و در نتیجه، طراحی و ساخت زیردریایی برای نیروی دریایی آلمان از سرگرفته شد. اولین تلاش آلمانها پس از جنگ جهانی اول منجر به ساخت زیردریایی های کلاس-1 شد. این زیردریایی در اصل از یک طرح فنلاندی گرفته شده بود و تنها 2 فروند از آن ساخته شد. اولین نمونه ی آن در 14 فوریه 1936 به آب انداخته شد و یو-25 نام گرفت. هر چند که این زیردریایی ها بیشتر جنبه ی آزمایشی داشتند اما می توانستند اهداف تبلیغاتی نازی ها را برآورده کنند. هر دو زیردریایی در طی جنگ به عملیات نظامی فرستاده شده و هر دو فروند غرق شدند.

    تجربه ی ساخت زیردریایی های کلاس-1 سبب شد تا ساخت نمونه ی بهتری از آن در دستور کار قرار بگیرد. نتیجه زیردریایی ها کلاس-8 بود که با تعداد 703 فروند ساخته شده تبدیل به اسب بارکش نیروی زیرسطحی هیتلر در طی جنگ جهانی دوم شد. زیردریایی ها کلاس-9 هم در حقیقت نمونه ی بزرگتر کلاس-7 برای گشتهای طولانی تر بود. بعضی از کلاس-9 های آلمانی در طی جنگ به سواحل ژاپن رسیدند و بعضی حتی با عبور از اقیانوس آرام به سواحل شرقی آمریکا رسیدند.

    بزرگترین اشکال این زیردریایی ها در این بود که بدنه ی آنها بیشتر برای حرکت بر روی سطح آب ساخته شده بودند تا زیر آب. زیردریایی های کلاس-7 و کلاس-9 در زیر آب کند و غیرقابل هدایت بودند. این زیردریایی ها پیشرانه ی دیزل-الکتریک داشتند و ناچار بودند تا ساعاتهای زیادی را در سطح آب با موتور دیزل حرکت کنند و تنها برای حمله به کشتی های دشمن و یا فرار از حملات دشمن به زیر آب می رفتند. برای شارژ مجدد باتری هایشان باید این زیردریایی ها به سطح آب می آمدند که در این صورت تبدیل می شدند به یک اردک نشسته در کنار برکه. تجربه ی غرق شدن زیردریایی های آلمانی توسط کشتی ها و هواپیماهای مجهز به رادار سبب شد تا آلمانها به فکر ساخت زیردریایی هایی بیفتند که بتواند زمان بیشتری را در زیر آب به سر ببرد. طرح جدید زیردریایی های کلاس-21 نام گرفت که بعدها نام مستعار زیردریایی برقی را برایش انتخاب کردند. کلاس-21 را می توان اولین زیردریایی واقعی جهان دانست و بدنه ی آن به گونه ای طراحی شده بود که بیشتر به درد حرکت زیر آب می خورد تا حرکت بر روی سطح آب. کلاس-21 یک طرح کاملا متفاوت و انقلابی در دنیای زیردریایی ها بود و می توانست در عمقی بیشتر از هر زیردریایی معاصر خود غوطه ور شود. زیردریایی های کلاس-21 با وجود طرح انقلابی خود اشکالات زیادی داشتند که فرصتی برای رفع آنها نبود. در نهایت تنها 4 فروند از آنها ساخته شد و 2 فروند از آنها به گشتهای نظامی فرستاده شدند.

    طراحی

    بدنه ی کلاس-21 ،مانند زیردریایی های مدرن امروزی، شبیه به سیگار برگ بود. طراحی جدید بدنه سبب می شد تا کلاس-21 ها در زیر آب سرعت بیشتری داشته باشند و در زمان کمتری به زیرآب بروند. طراحی بهتر بدنه سبب شده بود تا امضای صوتی زیردریایی کمتر بشود و کشف آن توسط سونارهای دشمن سخت تر بشود. بدنه ی جدید به گونه ای بود که کشف زیردریایی از دور دست توسط کشتی ها یا هواپیماهای گشتی دشمن را سخت می کرد. سبب می شد بالارفتن سرعت آن در هنگام شیرجه زدن نیز شناسایی آن را سخت می کرد. در بدنه ی جدید دیگر جایی برای توپ عرشه نبود و این توپ از زیردریایی های کلاس-21 حدف شد. تمام قطعات اضافی ،مانند هواکش، آنتن و...، در زمانی که استفاده نمی شدند در بدنه ی اصلی زیردریایی فرومی رفتند. بدنه ی آلومینیومی آن اجازه می داد تا به عمق 280 متری هم برسد.

    برجک کلاس-21 هم طرحی انقلابی داشت و دیگر مشابه زیردریایی های قدیمی تر دارای جایگاه نفرات دیده بان نبود. به جای آن 3 دیدگاه بر روی پل زیردریایی تعبیه شد.

    خدمه ی کلاس-21 نسبت به زیردریایی های قبلی آسایش بیشتری داشتند و حتی برای آنها یک فریزر هم در زیردریایی نصب شده بود. بیشتر آنها دارای اتاقکهای کوچک مخصوص خود بودند. چون قرار بود که زیردریایی زمان بیشتری را در زیر آب بگذراند آن را به سیستم تهویه مطبوع هوا مجهز کرده بودند. کلاس-21 دارای 3 توالت و یک دستگاه آب شیرین کن بود.

    پیشرانه

    سطح مقطع بدنه ی کلاس-21 ها شبیک 8 انگلیسی بود که قسمت بالایی قطر بیشتری نسبت به قسمت پایین داشته باشد. باتریهای زیردریایی در قسمت پایینی بدنه تعبیه شده بودند. یک نوع موتور الکتریکی کم صدا برای آن ساخت شد که حرکت آن را در زیر آب بسیار کم صداتر از زیردریایی های قبلی می کرد.  صدای کلاس-21 در سرعت 15 گره ی دریایی به اندازه ی صدای یک زیردریایی آمریکایی کلاس بالائو در سرعت 8 گره بود.

    بدنه ی زیردریایی های برقی بسیار بزرگتر از زیردریایی های قبلی بود تا بتواند تعداد بیشتری باتری را در خود جای دهد. کلاس-21 تقریبا 3 برابر کلاس-8 باتری داشت. قرار بود که این زیردریایی بتواند با تکیه بر باتری های خود چند روز در زیر آب حرکت کند و برای شارژ آنها موتور دیزل از طریق یک هواکش هوا را تنفس کند. کلاس-21 قبل از اینکه باتریهایش تمام بشود می توانست تا 3 روز با سرعت 5 گره در زیرآب حرکت کند. با آمدن به سطح آب در عرض 3 تا 5 ساعت می توانستند این باتریها را شارژ کنند و دوباره به عمق اقیانوس بازگردند.

    پیشرانه ی اصلی کلاس-21 دو دستگاه موتور دیزل 6 سیلندر ساخت شرکت مان بودند. این موتورها به ژنراتورهایی وصل می شدند که وظیفه ی شارژ باتریها را برعهده داشتند.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 خرداد 1396 03:00 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 44 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...