منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 30 اسفند 1395 07:53 ب.ظ نظرات ()

    فیات سی.آر.42

    Fiat CR.42 - Aegean Islands.jpg

    در قسمت چهارم این سلسله از مقالات به معرفی یک دوباله ی معروف از کشور ایتالیا می پردازیم. فیات سی.آر.42 (ملقب به فالکو) در طی جنگهای داخلی اسپانیا به تعداد زیادی به اسپانیا فرستاده شد تا از دیکتاتوری فرانکو در برابر جمهوری خواهان دفاع کند. اشکالی که این هواپیما داشت این بود که به عنوان هواپیمایی که در سال 1938 طراحی شده، طرحی منسوخ برای نبردهای هوایی مدرن داشت اما درعمل ثابت شد که این هواپیما هیچ گاه در برابر جنگنده های یکباله حریفی دست و پا بسته نیست. فالکو با تعداد 1819 پرتعداد ترین هواپیمای جنگی ایتالیا در طی جنگ جهانی دوم بوده است. علاوه بر اسپانیای فرانکو، تعداد اندکی از آنها به بلژیک، سوئد و مجارستان فروخته شد. اتفاقا بهترین کاربر این هواپیما مجارها بودند که در جبهه ی شرق به ازای هر فروند سی.آر-42 که از دست دادند توانستند 12 فروند از هواپیماهای روسی را شکار کنند.

    طراحی

    طرح سی.آر-42 را می توان حاصل فرگشت جنگنده ی دوباله ی سی.آر-32 دانست. نیروی هوایی موسیلنی در طی جنگهای داخلی اسپانیا سی.آر-32 را به صورتی وسیع بکارگرفت و موفقیتهای زیادی نیز با آن کسب کرد. موفقیتهای سی.آر-32 سبب شد تا کمپانی فیات تصمیم بگیرد که با اضافه کردن سوپرشارژر، یک دستگاه موتور رادیال خنک شونده با هوا و یک ملخ 3 پره طرح سی.آر-32 را به یک هواپیمای مدرنتر تبدیل کند.

    هرچند که سی.آر-42 یک دوباله بود اما برخلاف دوباله های جنگ جهانی اول ظاهری مدرن داشت. چارچوب و اسکلت هواپیما را با فلز ساخته بودند، موتور آن دارای پوشش فلزی بود و چرخهای ثابت هواپیما در محافظ قرارگرفته بودند. بال بالایی سی.آر-42 بزرگتر از بال پایینی آن بود(مشابه طرح موفق هنشل در همان سالها) و سطح بالها با پارچه ای که توسط آلومینیوم و فولاد تقویت شده بود پوشیده شد. در نتیجه ی این تغییرات سرعت و نرخ صعود فالکو افزایش چشمگیری یافت و چابکی آن غیرقابل تصور شد. بزرگترین نقطه ضعف سی.آر-42 فقدان بیسیم و زره بود.

    کمپانی فیات بلافاصله پس از اعزام سی.آر-42 به جبهه ی اسپانیا شروع کرد تا طرح آن را بهبود بدهد. فیات نمونه های شب پرواز و پشتیبانی نزدیک این هواپیما را توسعه داد و همچنین یک نمونه ی دو نفره به عنوان هواپیمای آموزشی ساخت. پیشرفت بعدی طرح سی.آر-42 استفاده از یک دستگاه موتور بنز 12 سیلندر با توان 1000 اسب بخار بود که می توانست با آن به سرعت 518 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. این طرح هم به دلیل اینکه دوران دوباله ها به سر آمده بود کنار گذاشته شد اما باید دانست که این هواپیما سریعترین هواپیمای دوباله ی تاریخ هوانوردی تا به امروز است. تعداد حقیقی سی.آر-42هایی که ساخته شدند هنوز هم به درستی معلوم نیست اما تخمین زده می شود که 1819 فروند از این هواپیما ساخته شد که 140 فروند آن به کشورهای دیگر صادرشدند.

    تاریخچه ی عملیاتی

    فیات سی.آر-42 در ماه می 1939 وارد خدمت شد. یکسال بعد که ایتالیا به جنگ جهانی دوم پیوست تعداد 300 فروند از آنها در خدمت نیروی هوایی ایتالیا بودند. این هواپیما تا روز تسلیم ایتالیا در جنگ در خط تولید بود و حتی پس از تسلیم ایتالیا نیز تعداد 63 فروند از آنها تحت نظارت نازی ها ساخته شدند. زمانی که ایتالیا به متفقین تسلیم شد تنها در حدود 60 فروند از آنها در وضعیتی بودند که بتوانند پرواز کنند.

    آغازجنگ

    با آغاز حمله ی آلمان به فرانسه تعدادی از سی.آر-42 ها برای کمک به لوفت وافه اعزام شدند و در چند نوبت فرودگاه های فرانسه را بمباران کردند یا به مسلسل بستند و تعدادی از هواپیماهای فرانسوی را بر روی زمین از بین بردند. خلبانان ایتالیایی توانستند در حدود 8 فروند هواپیمای فرانسوی را در هوا شکارکنند و البته 5 فروند هواپیماها را هم در طی نبردهای هوایی از دست دادند. در طی نبرد بریتانیا نیز سی.آر-42 ها شرکت داشتند اما تفلات زیادی به آنها وارد شد.

    در روزهای 11ام و 23ام نوامبر 1940 سی.آر-42ها دو حمله به بریتانیا انجام دادند. با وجود سرعت کم، کابین بدون سقف، فقدان بیسیم و حمل تنها دو قبضه مسلسل ثابت شد که ساقط کردن آنها بسیار دشوار است. آنها در برابر جنگنده های یک باله ی بریتانیایی حریف دست بسته ای نبودند و هاریکنها و اسپیتفایرها را به ستوه درمی آوردند. با وجود تیرهایی که به سی.آر-42 ها اصابت می کرد ضعف گلوله های کالیبر 0.303 بریتانیایی ها بسیاری از آنها را نجات می داد. با فرارسیدن زمستان سی.آر-42ها به مدیترانه بازگشتند.


    از سوی دیگر در روز سوم جولای 1940 ،و در آسمان جزیره ی مالت، فیاتها برای اولین بار با هاریکن روبرو شدند. خلبانهای بریتانیایی به زودی فهمیدند که این دوباله های به ظاهر منسوخ هنگام مانور کردند به راحتی می توانند هواپیماهای مدرنشان را ضربه فنی کنند و برای فرار از دست فیاتها باید بر سرعت هواپیماهایشان تکیه کنند. مانورپذیری و چابکی بالای سی.آر-42 سبب شد تا سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا به خلبانان جنگنده ی این کشور اخطار بدهند تا فالکوها را چندان دست کم نگیرند. اتفاقا اولین خلبان بریتانیایی ،ستوان گیتر کیبل، در آسمان مالت توسط یکی از سی.آر-42 ها شکار شد و این شکار اولین پیروزی ثبت شده ی فیاتها بر هارکین ها است. خلبانان بریتانیایی مدافع مالت بهترین چاره را در درگیر نشدن و پرواز در ارتفاع بالاتر از سی.آر-42 ها یافتند.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 اسفند 1395 07:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 27 اسفند 1395 05:48 ق.ظ نظرات ()
    دیده اید این افرادی را که با جراحی پلاستیک تغییر جنسیت می دهند؟ عکس زیر عکس یک کشتی اقیانوس پیمای ژاپنی است که بعد از جراحی پلاستیک تبدیل به ناوهواپیمابر شده است
    File:Yawata Maru.jpg
    کشتی یاواماتا مارو قبل از عمل جراحی
    Image result for aircraft carrier Un'yō
    ناوهواپیمابر اونیو
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 اسفند 1395 07:52 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 20 اسفند 1395 07:59 ق.ظ نظرات ()


    رضا کیانی موحد

    دیوار بزرگ چین، قلعه های سنگی قرون وسطی، ناوهای هواپیمابر و... سازه های عظیمی هستند که به دست انسان ساخته شدند و همگی آنها در خدمت جنگ بوده و هستند. اما شاید مهجورترین و در عین حال یکی از عظیم ترین ساخته های دست بشر که فقط و فقط برای استفاده در جنگ ساخته شده بندر مصنوعی مالبری باشد.

    در روز 19 آگوست 1942 نیرویی تقریبا به استعداد 2 تیپ پیاده و یک گردان تانک در نزدیکی شهر دیپ در فرانسه ی اشغالی به ساحل وارد شدند. اگرچه تهاجم بریتانیا برای اشغال شهر دیپ با شکست روبروشد و مهاجمین تقریبا نیمی از استعداد خود را از دست دادند و عقب نشستند اما این حمله ی نافرجام بی نتیجه هم نبود. در گام اول چرچیل می خواست برآوردی از مدافعین آلمانی و روشهای دفاعی آنها در سواحل شمال اروپا بدست آورد. اینکه تجهیزات دفاعی آلمانها در سواحل چه هستند؟ نیروهای مدافع چه ارتباطاتی با یکدیگر و با نیروهای ذخیره در پشت جبهه دارند؟ در هنگام پیاده شدن نیروی مهاجم این نیروها چگونه واکنش نشان می دهند؟... و دست آخر اینکه زنجیره ی فرماندهی آلمانها چگونه رفتار می کنند؟ سوالاتی بود که این تهاجم باید به آنها پاسخ می دادند. سوال بعدی چرچیل نیازهای عملیاتی (اعم از سلاح، تدارکات، آتش تهیه، پشتیبانی هوایی و...) برای اجرای موفقیت آمیز یک تهاجم آبی-خاکی بزرگ بود. تجهیزاتی که در تهاجم دیپ بکاربرده شدند سبب شد تا چرچیل دستور ساخت طیف وسیعی از تجهیزات (مثلا تانکهای آبی-خاکی) را بدهد تا در تهاجم نهایی متفقین به اروپا بکار برده شوند. اما دلیل سوم تهاجم چرچیل به دیپ اجرای یک عملیات فریب بود. هر کسی که با اصول عملیات آبی-خاکی آشنا باشد می داند که با اشغال یک سرپل مناسب توسط نیروی تک ور تازه مشکلات مهاجمین آغاز می شوند. نگهداری سرپل و دفع ضدحملات مدافعین نیاز به یک تلاش طاقت فرسای لجستیکی از سوی مهاجمین دارد. در اندک زمانی باید حجم عظیمی از سلاح، ادوات زرهی، آذوغه، مهمات و همچنین نیروی تازه نفس در سرپل پیاده بشوند و چنین عملیاتی عملا با کشتی های نسبتا کوچک آبی-خاکی امکان پذیر نیست. چاره ی کار این است که گرفتن سرپل در یک بندر و یا نزدیکی یک بندر انجام شود تا با اشغال تجهیزات بندر بتوان این عملیات پشتیبانی را با دقت و سرعت اجرا کرد.

    اجرای عملیات تهاجی ،موسوم به عملیات جوبیلی، در نزدیک شهر بندری دیپ این پیام را به هیتلر می داد که تهاجم اصلی متفقین در نزدیکی یکی از بنادر بزرگ اروپا اجرا خواهدشد در حالیکه چرچیل قصد داشت پیاده شدن در خاک اروپا را به دور از بنادر این قاره انجام دهد. این تمهید سبب می شد تا هیتلر توجه خود را از سواحل نسبتا دوردست اروپا به سمت بنادر این قاره ببرد و امکانات دفاعی بیشتری را به بنادر اختصاص بدهد. در نتیجه، مهاجمین می توانستند در ساعات اولیه ی تهاجم آبی-خاکی خود سرپلهای لازم را اشغال کرده و گسترش دهند. اما این تمهید همچنان مشکل اصلی را باقی می گذاشت: نیاز به پشتیبانی این تعداد از سربازان و تجهیزات بندری مورد نیاز. برای رفع این مشکل وزارت دریاداری دستور داد تا دو بندر مصنوعی ساخته شود تا پس از اشغال سرپلها توسط نیروی تک ور این بنادر به سواحل اروپا برده شوند و عملیات تخلیه ی مهمات و آذوغه توسط این بنادر مصنوعی صورت پذیرد.



    بنادر مصنوعی ،که نام مالبری را بر آنها نهادند، یکی از جاه طلبانه ترین پروژه های چرچیل در طی جنگ جهانی دوم بود. مالبری-الف باید در ساحل اوماها (برای آمریکایی ها) و مالبری-ب باید در ساحل گولد بیچ (برای بریتانیایی ها و کانادایی ها) نصب می شدند. پس از عملیاتی شدن هر دو بندرگاه باید عملیات تخلیه ی 7هزار تن ماشین آلات و تجهیزات در روز توسط آنها صورت می گرفت.

    هر بندر مالبری از 3 جزء اصلی تشکیل شده بود. جزء اول، موج شکن بود که خود از 3 جزء دیگر تشکیل شده بود. قسمت عمده ی این موج شکن جعبه های بزرگ سیمانی بودند که باید به نزدیک ساحل برده شده و در آنجا غرق می شدند. این جعبه های بزرگ مانند دیواره ای از هجوم امواج آب دریا به درون تأسیسات بندر جلوگیری می کردند. علاوه بر این جعبه ها ،که نام فونیکس بر آنها نهاده بودند، قرار بود تا  با غرق کردن کشتی های اسقاطی این موج شکن کامل تر شود. این موج شکن گوزبری نام گرفت و قرار شد تا 70 فروند کشتی برای آن در نظر گرفته شود. قسمت آخر موج شکن نیز بمباردون نام داشت و از نصب تعدادی قطعات بزرگ فولادی که سطح مقطع صلیبی داشتند و به یکدیگر وصل می شدند ساخته می شد. قطعات بمباردون به کف دریا وصل می شدند و مانند یک دیواره به طول یک مایل عمل می کردند. مجموع قطعات این موج شکن را می توانید در تصویر زیر با حرف A مشاهده کنید.


    http://s3.picofile.com/file/8288994592/Mulberry_harbour.jpg

    نمای هوایی از بندرمالبری و اجزای اصلی آن


    http://s1.picofile.com/file/8288994768/Phoenix_Caisson_D_Day_Mulberry_Harbour_01.jpg

    قطعات غول پیکر فونیکس


    http://s4.picofile.com/file/8288994600/Mulberry_Harbour_Phoenix_Caisson_in_position1.jpg

    قطعات فونیکس در کنار هم و آماده برای غرق شدن



    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 اسفند 1395 08:11 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 8 بهمن 1395 03:30 ق.ظ نظرات ()
    Bundeswehrmuseum Dresden 49.jpg

    رضا کیانی موحد

    قسمت سوم مقاله های دوباله های در جنگ جهانی دوم را اختصاص داده ایم به یکی از رکوردداران تاریخ هوانوردی: هواپیمای پی.او-2 ساخت پولیکارپوف. این هواپیما در سالهای نهایی دهه ی 30 به عنوان یک هواپیمای آموزشی ساخت شد ولی با تولید بیش از 20 هزار فروند تا سال 1952 در خط تولید باقی ماند و به عنوان پرتیراژترین هواپیمای دوباله ی تاریخ دست پیدا کرد.


    طرح و توسعه

    پی.او-2 توسط نیکولای پولیکارپوف طراحی شد تا جایگزین هواپیمای آموزشی یو-1 ،که خود یک کپی از آورو-504 بریتانیایی بود، بشود. این هواپیما تا سال 1944 با نام آوروشکا شناخته می شد تا در این سال پولیکارپوف فوت کرد و بر اساس سیستم نام گذاری روسها نام آن به پی.او-2 تغییر یافت.

    اولین پرواز آزمایشی این هواپیما در سال 1928 به خلبانی ام.ام گروموف انجام شد. تولید انبوه این هواپیما یک سال بعد آغاز شد و تولید آن در روسیه تا سال 1953 بدون وقفه ادامه یافت! خط تولید پی.او-2 در لهستان در سال 1959 بسته شد. پی.او-2 از ابتدا به عنوان هواپیمای اصلی آموزشی برای خلبانی نظامی و غیرنظامی در شوروی [سابق] انتخاب شد. قدرت پرواز پی.او-2 از باندهای کوتاه سبب شد تا به عنوان آچار فرانسه در نیروی های نظامی به خدمت گرفته شود. در سال 1941 و پس از حمله ی آلمان به روسیه برای اولین بار پی.او-2 مسلح شد. در جبهه ی شرق از آنها برای دیده بانی توپخانه، بمباران شبانه و پشتیبانی پارتیزانها در پشت خطوط دشمن استفاده می شد.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 بهمن 1395 08:23 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 6 بهمن 1395 11:03 ق.ظ نظرات ()
    چند عکسی از جنگ جهانی دوم و صحنه ی اقیانوس آرام ببینیم.

    خلبان ژاپنی برای عملیات انتحاری آماده می شود.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 4 بهمن 1395 05:52 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 10 دی 1395 10:24 ق.ظ نظرات ()

    Swordfish (7582559196).jpg

    رضا کیانی موحد

    در قسمت قبلی این مقاله نگاهی داشتیم به هواپیمای دوباله ی هنشل-123 ،طرح موفقی از آلمان، که تا پایان جنگ در خدمت ماند. مقاله ی این ماه را اختصاص می دهیم به یکی از موفق ترین دوباله ی جنگ جهانی دوم یعنی هواپیمای بریتانیایی فیری سواردفیش. شاید امتیاز اصلی غرق شدن نبردناو معروف بیسمارک را بتوان به حساب این هواپیمای اژدرافکن گذاشت.

    هواپیمای دوباله ی سواردفیش(نیزه ماهی) بر اساس هزینه ی شخصی شرکت هواپیماسازی فیری طراحی شد. در آن دوران وزارت هوانوردی به دنبال یک هواپیمای شناسایی می گشت که بتواند برای تصحیح گلوله باران توپهای کشتی های جنگی بزرگ بکار رود. اندکی بعد وزارت هوانوردی وظیفه ی پرتاب اژدر را نیز به مقدورات طرح اضافه کرد. اولین پرواز هواپیمای شناسایی-اژدرافکن در روز 17 آوریل 1934 صورت گرفت. بدنه ی سواردفیش از فلز با پوشش پارچه بود و برای حمل در ناوهای هواپیمابر بالهایی تاشو داشت. سفارش ساخت هواپیماها به صورت انبوه در سال 1935 به فیری رسید و سواردفیش در سال 1936 برای جایگزینی فیری سیل وارد خدمت شد.

    تا سال 1939 نیروی دریایی سلطنتی 13 اسکادران مجهز به سواردفیش مارک-1 در اختیار داشت. تعدادی از آنها را برای استفاده از منجنیق نبردناوها به هواپیمای آبنشین تبدیل کردند تا کشتی بتواند هواپیما را پس از فرودآمدن در دریا از آب بگیرد. اتفاقا یکی از همین هواپیماها توانست محل فرودآمدن گلوله های ناو وارسپایت را با بیسیم گزارش دهد و این ناو با تصحیح توپهایش در طی نبرد نارویک (1940) توانست یک فروند زیردریایی آلمانی را غرق کند.

    تعدادی از سواردفیشها هم بر روی ناوهای هواپیمابر تجاری مستقرشدند. ناوهواپیمابر تجاری کشتی های نفتکش یا کانتیربر بزرگی بودند که به ناوهای هواپیمابر موقتی تبدیل شده بودند تا کاروانهای دریایی را اسکورت کنند. هر یک از این ناوها می توانستند 3 یا 4 فروند سواردفیش را حمل کنند و به پرواز درآورند. تقریبا 2400 فروند سوارد فیش توسط کمپانی های فیری و بلاک برن ساخته شدند که 1080 فروند از این هواپیماها از نمونه ی مارک-2 بودند.

    سلاح اصلی سواردفیش اژدربود اما سرعت کم هواپیما و نیاز آن به تقرب به هدف از فاصله ی دور استفاده از آن را در برابر اهدافی که به خوبی دفاع می شدند سخت کرده بود.روش پرتاب اژدر از سوارد فیش بدین سان بود که ابتدا هواپیما باید به فاصله ی 1500 متری هدف می رسید و با یک شیرجه در ارتفاع 5.5 متری از سطح دریا اژدر خود را رها می کرد. بیشترین برد نمونه های اولیه ی اژدرهای مارک-12 1400 متر بود. اژدر پس از برخورد با سطح دریا در حدود 180 متر به سمت جلو حرکت می کرد و برای رسیدن به عمق مناسب و مسلح شدن نیاز به 270 متر دیگر داشت. بهترین فاصله برای شلیک اژدر فاصله ی 900 متری از هدف بود البته به شرطی که خود هواپیما در این فاصله هدف ضدهوایی های ناو دشمن قرار نمی گرفت. به هرحال، سواردفیش هایی که از ناوهواپیمابر ایلستاریوس برخاسته بودند در روز 11 نوامبر 1940 به بندر تارانتو حمله کردند و 3 نبردناو و یک رزمناو ایتالیایی را از کار انداختند. همین حمله ی موفقیت آمیز الگویی شد برای ژاپنی ها که قصد حمله به پرل هاربر را داشتند.

    در ماه می 1941 یک حمله ی دیگر با سواردفیش ها ،این بار بر علیه نبردناو بیسمارک، صورت گرفت. هواپیماهای برخواسته از ناو هواپیمابر آرک رویال آنقدر آهسته پرواز می کردند که سیستمهای هدایت آتش نبردناو آلمانی را دچار مشکل کردند. دو اژدر شلیک شده توسط سواردفیشها به بیسمارک برخورد کردند که یکی از آنها سکان بیسمارک را از کار انداخت و بیسمارک دیگر پس از آن قادر به تغییر جهت نبود. 13 ساعت بعد بیسمارک در اعماق اقیانوس خوابیده بود.

    اما بخت همیشه هم یار سواردفیشها نبود. در فوریه 1942 آنها به یک نبردرزمناو آلمانی در کانال مانش حمله کردند که همگی در طی حمله با آتش ضدهوایی ناو دشمن از دست رفتند. با ساخت هواپیماهای اژدرافکن جدیدتر سوارفیشها برای نبرد با زیردریایی ها اختصاص داده شدند. آنها را به بمب های زیرآبی یا راکت اندازهای 60 پوندی مسلح کردند و برای بلندشدن از ناوهای هواپیمابر اسکورت به راکتهای کمکی برای برخواستن مجهزشدند. سرعت واماندگی آنها کمک می کرد که در هر شرایط هوایی به هوا برخیزند. سواردفیشها توانستند تا انتهای جنگ 14 فروند زیردریایی دشمن را شکار کنند. قرارشد که دوباله ی آلباکور جایگزین سواردفیش شود اما سواردفیشها تا زمانی که هواپیمای یک باله ی باراکودا به خدمت گرفته شد همچنان به پروازهای عملیاتی خود ادامه دادند. آخرین اسکادران عملیاتی سواردفیشها در روز 22 می 1945،پس از تسلیم شدن آلمان، کنارگذاشته شد و آخرین اسکادارن آموزشی نیز در تابستان 1946 منحل شد. سواردفیش در کشورهای کانادا، هلند و اسپانیا نیز خدمت کرد. تعدادی از آنها همچنان در موزه های اطراف جهان پذیرای علاقمندان هوانوردی هستند.

    مشخصات

    فیری سواردفیش

    خدمه

    3نفر(خلبان، بیسیم چی، دیده بان)

    طول

    10.87  متر

    عرض بال

    13.87 متر

    ارتفاع

    3.76  متر

    سطح بال

    50.4 متر مربع

    وزن خالی

    1,900  کیلوگرم

    حداکثر وزن

    3,500 کیلوگرم

    پیشرانه

    1 دستگاه موتور بریستول پگاسوس به توان 690 یا 750 اسب بخار

    حداکثر سرعت

    222 کیلومتر/ساعت در ارتفاع 1500 متر

    برد

    879 کیلومتر

    1,650

    سقف پرواز عملیاتی

    5,870  متر(19,250  پا)

    نرخ اوج گیری

    6.2 متر/ثانیه

    تسلیحات

    2 قبضه مسلسل 7.7 میلیمتری ویکرز( 1 قبضه در جلو و 1 قبضه قبضه در عقب)

    8 راکت 60پاوندی آر.پی=3( برای نمونه های مارک-2 و بعدی)

    1 تیر اژدر 760 کیلوگرمی یا یک عدد مین دریایی 700 کیلوگرمی

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    آخرین ویرایش: دوشنبه 6 دی 1395 10:29 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 43 ... 4 5 6 7 8 9 10 ...