منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 16 شهریور 1395 07:49 ق.ظ نظرات ()

    ­

    در زمان جنگ اول جهانی امکان نداشت که یک بمب افکن برای بمباران شبانه اعزام شود و بتواند در تاریکی شب هدف خود را یافته و به دقت بمباران کند. اما در فاصله بین دو جنگ، تکنولوژی الکترونیک پیشرفت زیادی کرده بوذ. در ابتدای جنگ دوم جهانی، لوفت وافه -با بهره گیری از تکنولوژی الکترونیک-می توانست شبها به اهداف خود در بریتانیا حمله کند. هر دو طرف دانشمندان خود را بکارگرفتند تا بتوانند تلفات بیشتری به طرف دیگر واردکنند یا از واردشدن تلفات به نیروها و ذخایر خود جلوگیری کنند. در این جنگ، تکنولوژی در برابر تکنولوژی و علم در برابر علم قرارگرفت و این نبرد اندیشه ها، نبرد پرتوها نام گرفت. سربازان این نبرد نه لباس خاکی بلکه لباس آزمایشگاه پوشیده بودند و به جای تفنگ و نارنجک در دستانشان اسیلوسکوپ و لامپ خلا داشتند. در انتها، دانشمندان بریتانیایی -در وزارت هوانوردی- با  دانشمندان آلمانی وارد نبرد شدند و  آنها را از میدان به درکردند.

    پس زمینه

    به دلیل تهدید رهگیرها و افزایش قدرت سیستمهای ضدهوایی، آلمان و بریتانیا قبل از آغاز جنگ جهانی دوم استراتژی خود را برپایه بمبارانهای شبانه بناکردند. به هرحال، مشکل اصلی این استراتژی پیداکردن اهداف در شبها توسط خدمه بمب افکن بود مخصوصا زمانی که خاموشی های زمان جنگ دیدن هدف را غیرممکن می کردند.

    نیروی هوایی سلطنتی سرمایه گذاری سنگینی برای آموزش ناوبران خود انجام داد و هواپیماهای خود را به ابزارهای گوناگون ناوبری مجهز کرد. در بمب افکنها اتاق مخصوصی به ناوبر اختصاص داده شد تا بتواند محاسبات خود را انجام دهد. آنها با شروع جنگ استفاده از سیستم خود را آغاز کردند و درابتدا از موفق بودن آن خوشحال بودند. درحقیقت، این بمباران ها کاملا بی اثر بودند. تعداد زیادی از بمبها کیلومترها دورتر از اهدافشان رها شدند.

    درعوض، لوفت وافه سرمایه گذاری سنگینی بر روی ناوبری رادیویی انجام داد تا بتواند همان مشکل را حل کند. آنها قبلا در هنگام توسعه سیستم فرود بدون دید در فرودگاه هایشان -در میانه دهه 30- با چنین مسائلی دست و پنجه نرم کرده بودند. این سیستم فرود کور، لورنز(Lorenz) نام داشت. آنها تعداد زیادی از بمب افکنها و فرودگاه هایشان رابه این سیستم مجهز کردند تا بمب افکنها بتوانند در شب یا هوای بد به راحتی فرود بیایند.

    این سیستم اساسا از دو پرتو رادیویی استفاده می کرد. این پرتوها به گونه ای تنظیم شده بودند که پهن باشند و در قسمتی با هم همپوشانی داشته باشند. این قسمت همپوشانی شده دقیقا در مرکز باند فرود قرار می گرفت. آنتها به صورت متناوب تغذیه می شدند به گونه ای که یک پرتو فقط از صدای "نقطه" و دیگری فقط از صدای "خط" (شبیه نقطه و خط استفاده شده در سیستم مورس)تشکیل می شدند. فضایی که هم نقطه ها و هم خطها به گوش می رسیدند، همان فضای همپوشانی شده توسط دو آنتن بود. این فضا به اندازه کافی پهنا داشت تا خلبان آن را بیابد و به وسیله آن به ابتدای باند هدایت شود. آلمانها از فرکانس بین 28 و 35 کیلو هرتز برای لورنز استفاده می کردند. با اینکه این سیستم ساده بود ولی احتیاج به خلبانهایی با مهارت داشت که با مشکلات ابزارهای دقیق پرواز آشنا باشند و بتواند بدون داشتن افق مرئی پرواز کند. در حدود 15 تا 20 مایل قبل از فرودگاه، فرکانس گیرنده لورنز نصب شده در هواپیما باید با فرکانس فرستنده های فرودگاه تطبیق داده می شد. آنگاه اگر خلبان در سمت چپ فرودگاه قرارداشت نقطه های مورس به گوش او می رسید و او باید آنقدر هواپیمایش را به سمت راست می برد تا به صدای خط برسد. در این زمان او به مرز فضای مجاز رسیده بود و باید دوباره کمی به سمت چپ برمی گشت

    . بدین سان با چپ و راست رفتن تدریجی خلبان می توانست در موقعیت صحیح قرارگیرد و خود را در مسیر باند قراردهد. با نزدیک شدن به باند، پهنای فضای نقطه-خط کمتر می شد و دقت بیشتری لازم بود. بعدها برای ساده تر کردن کار خلبان یک نشاندهنده در کابین نصب کردند که به صورت خودکار علائم[iii] رادیویی را می گرفت و با استفاده از یک پیکان جهت باند را به خلبان نشان می داد.

    http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922/xgrat/01.jpg

    تصویر1: فضای پرشده از نقطه ها و خطها و فضای همپوشانی شده در وسط آنها. به مسیر خلبان دقت کنید.

    آلمانها تصمیم گرفتند تا برای ساخت یک سیستم هدایت بمب افکن، برد این سیستم را افزایش دهند. آنگاه خلبانها می توانستند به راحتی هواپیما را تنها با گوش دادن به علائم رادیویی هدایت کنند. مزیت این روش این بود که تجهیزات لازم قبلا بر روی بمب افکنها نصب شده بود و احتیاج به هزینه خیلی زیادی نبود. یک سیستم لورنز میتوانست هواپیما را در یک خط هدایت کند اما دو پرتو متقاطع می توانستند یک نقطه را معین کنند. تنها چیزی که نیاز بود نصب یک گیرنده دیگر بر روی هواپیماها بود. برد این سیستم تنها 30 مایل بود که برای فرودکور هواپیماها کفایت می کرد اما برای حمله به بریتانیا کافی نبود. مشکل را می توانستند با استفاده از فرستنده های قوی تر حل کنند. به علاوه پرتوهای لورنز تعمدا آنقدر پهنا داشتند تا بتوانند هواپیماها را از هر جهتی به سمت باند هدایت کنند و این بدین معنی بود که در فواصل دوردقت این سیستم نسبتا محدود است. پرتوهایی که برای بمباران مناسب بودند باید شکلی برعکس پرتوهای سیستم لورنز داشته باشند تا سیستم بتواند در بالای هدف بیشترین دقت را به دست بدهد. تنها چیزی که مورد نیاز بود ساختن آنتهایی بزرگتربود. اینگونه بود که سیستم ناوبری شبانه نیکبین ساخته شد. بدبینانه ترین برآوردها از این سیستم هنوز آنقدر دقت داشت که بتوان با آن مجتمع های بزرگ صنعتی را به صورتی موثر بمباران کرد.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 16 شهریور 1395 09:15 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 11 شهریور 1395 08:55 ق.ظ نظرات ()

    رضا کیانی موحد

    ساحره های شب نام مستعاری است که آلمانها بر روی خلبانهای هنگ 588ام بمب افکن های شبروی نیروی هوایی شوروی [سابق] گذاشته بودند. این واحد بعدتر به نام هنگ بمب افکنهای شب روی 46ام تامان نامیده شد. تمامی خلبانان این واحد را زنان جوانی تشکیل می دادند که سنی در حدود اوایل بیست سالگی داشتند. هنگ ساحره های شب توسط سرهنگ مارینا راسکووآ سازماندهی شد و بعدتر هدایت آن به سرگرد یودوکیا برشانسکایا واگذار شد.

    عملیات این واحد متمرکز بر بمباران بزن در رو و دقیق به صورت شبانه از سال 1942 تا انتهای جنگ جهانی دوم بود. این واحد در بهترین حالت دارای 40 فروند بمب افکن دو نفره بود. ساحره های شب در طی جنگ 24 هزار سورتی پرواز کردند و 23 هزار تن بمب بر سر دشمن ریختند. این واحد پرافتخارترین واحد هوایی نیروی هوایی شوروی بود که خلبانان آن تمامشان زن بودند. هر کدام از ساحره های شب تا انتهای جنگ به طور متوسط 800 سورتی پرواز جنگی داشتند و 23 نفر از آنها به مدال "قهرمان اتحاد جماهیر شوروی" دست یافتند. 30 نفر از اعضای این واحد در طی رزم از دست رفتند.


    سلاح اصلی ساحره های شب بمب افکن دو باله ی پولیکارپوف پی.او-2 بود. پی.او-2 یک هواپیمای قدیمی متعلق به انتهای دهه ی 30 میلادی بود و نقش اصلی آن هواپیمای آزمایشی بود و بیشتر به عنوان هواپیمای سمپاش بکار برده می شد. پی.او-2 پر تعداد ترین هواپیمای دوباله ای است که تا به امروز در تاریخ هوانوردی ساخته شده است. نقطه ضعف اصلی پی.او-2 این بود که مقدار کمی بمب حمل می کرد و برای انجام عملیات ناچار بودند که بارها و بارها تجدید مهمات کنند. اما نقطه ی قوت آن این بود که سرعت آن آنقدر پایین بود که جنگنده های مدرن آلمانی اگر می خواستند در پشت سر آنها قرار بگیرند به سرعت واماندگی می رسدیدند و خودشان سقوط می کردند. خلبانهای لوفت واقه ساقط کردن این هواپیماهای کهنه را بسیار سخت یافتند. روسها برای غافلگیری بیشتر در نزدیکی هدف موتور هواپیما را خاموش می کردند و به صورت هواسر به سمت دشمن حمله می کردند. استفاده از این تاکتیک ساده در بمباران شبانه بسیار کارآمد بود. صدای سوت کشیدن کابلهای نگهدارنده ی بالهای پی.او-2 سبب شد تا سربازان ورماخت نام ساحره های شب را بر روی این خلبانها بگذارند.

     منبع

    https://en.wikipedia.org/wiki/Night_Witches

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 شهریور 1395 11:03 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 26 مرداد 1395 08:15 ق.ظ نظرات ()


    مردم به خاک افتاده ی ژاپن در حال گوش دادن به سخنان امپراتور هیروهیتو در رادیو مبنی بر اعلام تسلیم ژاپن در جنگ دوم جهانی. در چنین روزی در سال 1945، ژاپن تسلیم بی قید و شرط خود را پس از دریافت دو بمب اتمی در جنگ دوم جهانی اعلام کرد.

    تصویر: بیرون از کاخ امپراطوری، توکیو، 15 آگوست 1945.




    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 20 مرداد 1395 07:28 ق.ظ نظرات ()

    8-عملیات ششم

    یکی از گروهان های ما در حالیکه زمین مرتفعی را اشغال کرده بود مورد حمله قرار گرفت و از موضع خود به عقب رانده شد. پشت این موضع ما 3 دستگاه تانک سبک متعلق به گردان داشتیم به علاوه ی 3 دستگاه تانک سبک از یک جوخه ی تانک. این 6 دستگاه تانک بلافاصله در یک ضدحمله مورد استفاده قرارگرفتند. ما موفق شدیم دشمن را از مواضع اشغالی عقب برانیم و آنجا را مجددا تصرف کنیم.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 مرداد 1395 09:27 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 28 تیر 1395 05:49 ب.ظ نظرات ()
    http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922//IMG_4636.JPG
    بر خلاف آنچه که در بعضی کشورهای خاورمیانه بین عالم و عامی تصور می شود، اسرائیل سگ پاچه بگیر و حکومت دست نشانده ی آمریکا و انگلیس نیست. یعنی اصولا در این دوره و زمانه کمتر حکومت دست نشانده ای بشود بر روی نقشه ی کره زمین پیدا کرد. کره گفتم و یاد کره ی شمالی افتادم که امروزه روز به ازای هر شاخ و شانه ای که برای غرب می کشد یک جفتک هم به سوی چین می اندازد.
    به هرحال در روز پنجم ژوئن 1967 اوضاع سیاسی جهان آنقدر آشفته بود که اگر به جای بشقاب پرنده چند تا فرشته هم از آسمان به زمین می آمدند احتمالا دیده نمی شدند.
    گفتیم
    که یکی از بدنه های اوراق موجود در موزه ی ملی هوافضای آمریکا قسمتی از بدنه ی یک بشقاب پرنده است. خوب بعضی از دوستان در کامنتها نشان دادند که به شوخی بودن این شوخی 13 پی برده اند. فقط شاید اگر کمی جستجو می کردند متوجه می شدند که در همین جا از این پرنده یادی کرده ایم.... بله... هواپیمای هورتن-229 معرف حضورتان هست. فقط کاری که این دوستان کرده اند این است که تکه های باقیمانده از بدنه ی هواپیما را عمودی کارگذاشته اند.
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: دوشنبه 28 تیر 1395 07:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 24 تیر 1395 08:46 ق.ظ نظرات ()

    5-عملیات سوم

    خطوط دفاعی این نبرد در دست سربازان فرانسوی بود. آلمانها یک تک جبهه ای با استفاده از پیاده نظامی که توسط آتش مستقیم تانکهای همراهشان پشتیبانی می شدند بر ربائو اجرا کردند(تصویر4). چند دستگاه پانزر-6 در این حمله استفاده شدند. به صورت همزمان آلمانها از سمت شمال و غرب با پیاده نظام به فید حمله کردند. ربائو در طی صبح تسخیر شد. تانکها از میان میدان مین عبور کردند و طبق نقشه ی 4 حرکت کردند. پس از دورزدن کوه کسایرا آنها کوششی برای حمله به روستای سیدی بوزید ،که مرکز فرماندهی فرانسوی ها بود، نکردند اما مستقیما به سمت گذرگاهی که از کوه فید می گذشت تاختند. حرکت آنها از میان فضای باز بزرگی که بین کسیرا به سمت فید بود کاملا آهسته بود. هنگامی که تانکهای آلمانی به فاصله ی 1000 تا 2000 یاردی روستای فید رسیدند شروع کردند به بمباران روستا و عبورکردن. پس از حدود 30 دقیقه آنها وارد روستا شدند. خطوط دفاعی سمت دیگر گذرگاه این چنین در محاصره ی کامل افتاد.

    .

    تصویر-4

    6-عملیات چهارم

    ما در حال تصرف تپه ی سی (تصویر-5) بودیم و با پیاده نظام به تپه ی ای حمله کرده بودیم. حمله به تپه ی ای موفقیت آمیز بود و چند اسیر گرفتیم. اگرچه ما تنها چند قبضه مسلسل سبک، مسلسل دستی و خمپاره سبک داشتیم هنگامی که تپه ی ای را تصرف کردیم بلافاصله آتش خود را متوجه تپه ی بی کردیم. پس از چند دقیقه یک پرچم سفید بر فراز تپه ی بی برافراشته شد و سربازان دشمن شروع به تسلیم کردن خود کردند. هنگامی که پای ما به تپه ی بی رسید 2 دستگاه تانک تانک آلمانی از یک دره باریک بیرون آمدند و به سمت تپه ی ای شلیک کردند. تسلیم شدن دشمن در تپه ی بی متوقف شد. سپس تانکها نیروهای ما را عقب زدند و ما تپه های ای و بی و اسرا را از دست دادیم. تانکها با مسلسل و گلوله های انفجاری با قدرت بالا (کالیبر 47 میلیمتر) به ما شلیک می کردند. از آنجایی که ما هیچ سلاح ضدتانکی نداشتیم ناچار شدیم به تپه ی سی بازگردیم.

    به عبارت دیگر، تاکتیکهای آلمان شامل پنهان کردن چند تانک در یک موقعیت دفاعی بود تا بتوانند یک ضدحمله را اجرا کنند. ضدحمله موفقیت آمیز بود چرا که ما وقتی به موقعیت رسیدیم تنها مسلسل، تفنگ و خمپاره داشتیم. در نتیجه، آلمانها دارای برتری زرهی و آتش نسبت به ما بودند.

    تصویر-5

    یک ناظر نظامی آمریکایی در این عملیات اشاره کرد که یک طرح حمله باید اقدامات دفاعی را نیز برای نگه داشتن زمین تصرف شده و اطمینان از توقف ضدحمله را دربر داشته باشد و این اقدامات باید به صورت خودکار شامل دفاع در برابر زرهی نیز باشد.

    7- عملیات پنجم

    یا یک موضع دفاعی را در رملها، کاکتوسها و دماغه ی کوه حمرا تصرف کرده بودیم(تصویر-6). دشمن کوه لسودا، سیدی بوزید و ارتفاعات شرق و جنوب سیدی بوزید را در اختیار داشت. فاصله ی حمرا تا لسودا در حدود 10 مایل بود.

    در صبح گاهان 6 دستگاه تانک آلمانی به نقطه ای که با ضربدر در نقشه مشخص شده پیشروی کردند و به چند مایلی مواضع ما رسیدند. تانکها در نزدیک هم صف بندی کردند. ما آتش توپخانه را بر روی آنها ریختیم و آنها عقب رفتند تا از برد توپخانه ی ما خارج شدند. آنها تمام روز در نزدیکی مواضع ما مانور کردند و جلو و عقب رفتند اما به مواضع ما نزدیک تر نشدند. در ساعت 15:00 تعداد تانکها به حدود 12 دستگاه رسید. آنها هنوز درکنار هم بودند و سعی می کردند تا با جابجا شدند توجه ما را به خود معطوف کنند اما به سمت ما پیشروی نمی کردند. کمی بعد از ساعت 15:00 یک ستون بزرگ شامل 20 تا 30 دستگاه تانک در جناح چپ ما کشف شد که به سمت ما پیشروی می کرد. آنها به قدری آهسته حرکتی می کردند که گرد و غباری به هوا برنخیزد. آنها از هر جانپناه در دسترسی استفاده می کردند و عموما از زمینها پست عبور می کردند. این جابجایی باید چند ساعتی وقت گرفته باشد. اندکی پس از آن یک ستون شامل حدودا 15 دستگاه تانک که به آهستگی به سمت جناح راست ما حرکت می کردند کشف شد. آنها از هر جانپناه و پوشش قابل دسترس استفاده کردند. هیچ پیاده نظام یا توپخانه ای با این تانکها همراه نبود. این یک حمله ی زرهی خالص بود. تا زمان تاریک شدن هوا نبردی بین تانکهای دشمن و شکارچیان تانک (خوشبختانه چند دستگاه در دسترس بود)، آتشبار 37 میلیمتری و چند تانک متوسط ما درگرفت. هنگامی که نبرد تانکها شروع شد پیاده نظام ما عقب کشیده شد. در این عملیات 2 تانک ما از دست رفت و دشمن 6 دستگاه تانک از دست داد. به ما دستور داده شد که یک موضع دفاعی دیگر بیابیم که این جابجایی در نیمه شب شروع شد.


    تصویر6

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 تیر 1395 08:46 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 43 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...