منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 8 بهمن 1395 03:30 ق.ظ نظرات ()
    Bundeswehrmuseum Dresden 49.jpg

    رضا کیانی موحد

    قسمت سوم مقاله های دوباله های در جنگ جهانی دوم را اختصاص داده ایم به یکی از رکوردداران تاریخ هوانوردی: هواپیمای پی.او-2 ساخت پولیکارپوف. این هواپیما در سالهای نهایی دهه ی 30 به عنوان یک هواپیمای آموزشی ساخت شد ولی با تولید بیش از 20 هزار فروند تا سال 1952 در خط تولید باقی ماند و به عنوان پرتیراژترین هواپیمای دوباله ی تاریخ دست پیدا کرد.


    طرح و توسعه

    پی.او-2 توسط نیکولای پولیکارپوف طراحی شد تا جایگزین هواپیمای آموزشی یو-1 ،که خود یک کپی از آورو-504 بریتانیایی بود، بشود. این هواپیما تا سال 1944 با نام آوروشکا شناخته می شد تا در این سال پولیکارپوف فوت کرد و بر اساس سیستم نام گذاری روسها نام آن به پی.او-2 تغییر یافت.

    اولین پرواز آزمایشی این هواپیما در سال 1928 به خلبانی ام.ام گروموف انجام شد. تولید انبوه این هواپیما یک سال بعد آغاز شد و تولید آن در روسیه تا سال 1953 بدون وقفه ادامه یافت! خط تولید پی.او-2 در لهستان در سال 1959 بسته شد. پی.او-2 از ابتدا به عنوان هواپیمای اصلی آموزشی برای خلبانی نظامی و غیرنظامی در شوروی [سابق] انتخاب شد. قدرت پرواز پی.او-2 از باندهای کوتاه سبب شد تا به عنوان آچار فرانسه در نیروی های نظامی به خدمت گرفته شود. در سال 1941 و پس از حمله ی آلمان به روسیه برای اولین بار پی.او-2 مسلح شد. در جبهه ی شرق از آنها برای دیده بانی توپخانه، بمباران شبانه و پشتیبانی پارتیزانها در پشت خطوط دشمن استفاده می شد.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 بهمن 1395 08:23 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 10 دی 1395 10:24 ق.ظ نظرات ()

    Swordfish (7582559196).jpg

    رضا کیانی موحد

    در قسمت قبلی این مقاله نگاهی داشتیم به هواپیمای دوباله ی هنشل-123 ،طرح موفقی از آلمان، که تا پایان جنگ در خدمت ماند. مقاله ی این ماه را اختصاص می دهیم به یکی از موفق ترین دوباله ی جنگ جهانی دوم یعنی هواپیمای بریتانیایی فیری سواردفیش. شاید امتیاز اصلی غرق شدن نبردناو معروف بیسمارک را بتوان به حساب این هواپیمای اژدرافکن گذاشت.

    هواپیمای دوباله ی سواردفیش(نیزه ماهی) بر اساس هزینه ی شخصی شرکت هواپیماسازی فیری طراحی شد. در آن دوران وزارت هوانوردی به دنبال یک هواپیمای شناسایی می گشت که بتواند برای تصحیح گلوله باران توپهای کشتی های جنگی بزرگ بکار رود. اندکی بعد وزارت هوانوردی وظیفه ی پرتاب اژدر را نیز به مقدورات طرح اضافه کرد. اولین پرواز هواپیمای شناسایی-اژدرافکن در روز 17 آوریل 1934 صورت گرفت. بدنه ی سواردفیش از فلز با پوشش پارچه بود و برای حمل در ناوهای هواپیمابر بالهایی تاشو داشت. سفارش ساخت هواپیماها به صورت انبوه در سال 1935 به فیری رسید و سواردفیش در سال 1936 برای جایگزینی فیری سیل وارد خدمت شد.

    تا سال 1939 نیروی دریایی سلطنتی 13 اسکادران مجهز به سواردفیش مارک-1 در اختیار داشت. تعدادی از آنها را برای استفاده از منجنیق نبردناوها به هواپیمای آبنشین تبدیل کردند تا کشتی بتواند هواپیما را پس از فرودآمدن در دریا از آب بگیرد. اتفاقا یکی از همین هواپیماها توانست محل فرودآمدن گلوله های ناو وارسپایت را با بیسیم گزارش دهد و این ناو با تصحیح توپهایش در طی نبرد نارویک (1940) توانست یک فروند زیردریایی آلمانی را غرق کند.

    تعدادی از سواردفیشها هم بر روی ناوهای هواپیمابر تجاری مستقرشدند. ناوهواپیمابر تجاری کشتی های نفتکش یا کانتیربر بزرگی بودند که به ناوهای هواپیمابر موقتی تبدیل شده بودند تا کاروانهای دریایی را اسکورت کنند. هر یک از این ناوها می توانستند 3 یا 4 فروند سواردفیش را حمل کنند و به پرواز درآورند. تقریبا 2400 فروند سوارد فیش توسط کمپانی های فیری و بلاک برن ساخته شدند که 1080 فروند از این هواپیماها از نمونه ی مارک-2 بودند.

    سلاح اصلی سواردفیش اژدربود اما سرعت کم هواپیما و نیاز آن به تقرب به هدف از فاصله ی دور استفاده از آن را در برابر اهدافی که به خوبی دفاع می شدند سخت کرده بود.روش پرتاب اژدر از سوارد فیش بدین سان بود که ابتدا هواپیما باید به فاصله ی 1500 متری هدف می رسید و با یک شیرجه در ارتفاع 5.5 متری از سطح دریا اژدر خود را رها می کرد. بیشترین برد نمونه های اولیه ی اژدرهای مارک-12 1400 متر بود. اژدر پس از برخورد با سطح دریا در حدود 180 متر به سمت جلو حرکت می کرد و برای رسیدن به عمق مناسب و مسلح شدن نیاز به 270 متر دیگر داشت. بهترین فاصله برای شلیک اژدر فاصله ی 900 متری از هدف بود البته به شرطی که خود هواپیما در این فاصله هدف ضدهوایی های ناو دشمن قرار نمی گرفت. به هرحال، سواردفیش هایی که از ناوهواپیمابر ایلستاریوس برخاسته بودند در روز 11 نوامبر 1940 به بندر تارانتو حمله کردند و 3 نبردناو و یک رزمناو ایتالیایی را از کار انداختند. همین حمله ی موفقیت آمیز الگویی شد برای ژاپنی ها که قصد حمله به پرل هاربر را داشتند.

    در ماه می 1941 یک حمله ی دیگر با سواردفیش ها ،این بار بر علیه نبردناو بیسمارک، صورت گرفت. هواپیماهای برخواسته از ناو هواپیمابر آرک رویال آنقدر آهسته پرواز می کردند که سیستمهای هدایت آتش نبردناو آلمانی را دچار مشکل کردند. دو اژدر شلیک شده توسط سواردفیشها به بیسمارک برخورد کردند که یکی از آنها سکان بیسمارک را از کار انداخت و بیسمارک دیگر پس از آن قادر به تغییر جهت نبود. 13 ساعت بعد بیسمارک در اعماق اقیانوس خوابیده بود.

    اما بخت همیشه هم یار سواردفیشها نبود. در فوریه 1942 آنها به یک نبردرزمناو آلمانی در کانال مانش حمله کردند که همگی در طی حمله با آتش ضدهوایی ناو دشمن از دست رفتند. با ساخت هواپیماهای اژدرافکن جدیدتر سوارفیشها برای نبرد با زیردریایی ها اختصاص داده شدند. آنها را به بمب های زیرآبی یا راکت اندازهای 60 پوندی مسلح کردند و برای بلندشدن از ناوهای هواپیمابر اسکورت به راکتهای کمکی برای برخواستن مجهزشدند. سرعت واماندگی آنها کمک می کرد که در هر شرایط هوایی به هوا برخیزند. سواردفیشها توانستند تا انتهای جنگ 14 فروند زیردریایی دشمن را شکار کنند. قرارشد که دوباله ی آلباکور جایگزین سواردفیش شود اما سواردفیشها تا زمانی که هواپیمای یک باله ی باراکودا به خدمت گرفته شد همچنان به پروازهای عملیاتی خود ادامه دادند. آخرین اسکادران عملیاتی سواردفیشها در روز 22 می 1945،پس از تسلیم شدن آلمان، کنارگذاشته شد و آخرین اسکادارن آموزشی نیز در تابستان 1946 منحل شد. سواردفیش در کشورهای کانادا، هلند و اسپانیا نیز خدمت کرد. تعدادی از آنها همچنان در موزه های اطراف جهان پذیرای علاقمندان هوانوردی هستند.

    مشخصات

    فیری سواردفیش

    خدمه

    3نفر(خلبان، بیسیم چی، دیده بان)

    طول

    10.87  متر

    عرض بال

    13.87 متر

    ارتفاع

    3.76  متر

    سطح بال

    50.4 متر مربع

    وزن خالی

    1,900  کیلوگرم

    حداکثر وزن

    3,500 کیلوگرم

    پیشرانه

    1 دستگاه موتور بریستول پگاسوس به توان 690 یا 750 اسب بخار

    حداکثر سرعت

    222 کیلومتر/ساعت در ارتفاع 1500 متر

    برد

    879 کیلومتر

    1,650

    سقف پرواز عملیاتی

    5,870  متر(19,250  پا)

    نرخ اوج گیری

    6.2 متر/ثانیه

    تسلیحات

    2 قبضه مسلسل 7.7 میلیمتری ویکرز( 1 قبضه در جلو و 1 قبضه قبضه در عقب)

    8 راکت 60پاوندی آر.پی=3( برای نمونه های مارک-2 و بعدی)

    1 تیر اژدر 760 کیلوگرمی یا یک عدد مین دریایی 700 کیلوگرمی

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    آخرین ویرایش: دوشنبه 6 دی 1395 10:29 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 11 آذر 1395 07:38 ق.ظ نظرات ()


    Henschel Hs 123 in flight.jpg

    رضا کیانی موحد

    هنگامی که جنگ جهانی دوم شروع شد هواپیماهای دوباله مدتها بود که منسوخ شده بودند. اما با وجود این، تعداد زیادی از این گونه هواپیماها در کشورهای مختلف خدمت می کردند. با شروع جنگ تعداد زیادی از هواپیماهای دوباله در عملیات رزمی بکارگرفته شدند و در بعضی موارد نشان دادند که نه تنها هواپیماهایی عاجز بلکه سلاح هایی رعب انگیز می باشند. در این سری مقالات به تعدادی از این هواپیماهای دوباله ،که در طی جنگ جهانی دوم، عملکرد بالایی داشته اند اشاره می کنیم.

    با به قدرت رسیدن هیتلر نیروی هوایی آلمان ،لوفت وافه، جانی دوباره گرفت. این نیرو در سال 1933 برای دراختیار گرفتن یک بمب افکن شیرجه رو مناقصه ای برگذار کرد که شرکت هنشل با طرح هنشل-123 برنده ی این مناقصه شد. در زمانی که نه سلاح های هوشمند امروزی وجود داشتند و نه دستگاه های نشانه روی مدرنی بر روی هواپیماها نصب بود بهترین راه برای بمباران دقیق اهداف این بود که خلبان به سمت هدف شیرجه برود و با رها کردن بمب در آخرین لحظه دماغه ی هواپیمایش را بالابکشد. اگر خلبان می توانست از چنگال دفاع ضدهوایی دشمن فرار کند با این روش می توانست با دقت بالایی هدف خود را مورد اصابت قرار بدهد. تقریبا تمامی کشورهای صاحب نام دنیا در زمینه ی هوانوردی چنین بمب افکنهایی را در اختیار داشتند و آنها را با نام "بمب افکنهای شیرجه رو" می شناختند.

    هنشل-123 یک هواپیمای دوباله تک سرنشینه بود. اولین پرواز آزمایشی آن در سال 1935 صورت گرفت. بال زیرین هنشل-123 کوچکتر از بال بالایی بود و چرخهای آن به زیر بال زیرین متصل شده بودند. بدنه ی هنشل-123 فلزی بود و موتور رادیال آن توسط یک پوشش فلزی پوشیده شده بود. با اینکه در طی آزمایشهای پروازی ثابت شد هنشل-123 می تواند خود را از یک شیرجه ی تقریبا عمودی بالا بکشد اما دو فروند از هواپیماها در طی آزمایش به خاطر ضعف سازه بالها از بین رفتند. در نمونه ی چهارم این اشکال برطرف شد و با ادامه ی آزمایشها سفارش تولید انبوه این هواپیما با موتور 880 اسب بخار بی.ام.و داده شد.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 آذر 1395 09:35 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 10 آبان 1395 09:34 ب.ظ نظرات ()
    قبلا در این مطلب به هلیکوپترهای ساخت شرکت کامان اشاره کردیم. فیلم زیر در ایران گرفته شده و پرواز این هلیکوپتر رو نشان می دهد. یک فروند از این هلیکوپترها را شخصا در موزه هواپیمای روبروی پارک ارم در ابتدای اتوبان تهران و کرج دیده ام. فکر کنم کماکان همانجا باشد.
    [http://www.aparat.com/v/kQ3fS]

    آخرین ویرایش: دوشنبه 10 آبان 1395 09:39 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 11 شهریور 1395 08:55 ق.ظ نظرات ()

    رضا کیانی موحد

    ساحره های شب نام مستعاری است که آلمانها بر روی خلبانهای هنگ 588ام بمب افکن های شبروی نیروی هوایی شوروی [سابق] گذاشته بودند. این واحد بعدتر به نام هنگ بمب افکنهای شب روی 46ام تامان نامیده شد. تمامی خلبانان این واحد را زنان جوانی تشکیل می دادند که سنی در حدود اوایل بیست سالگی داشتند. هنگ ساحره های شب توسط سرهنگ مارینا راسکووآ سازماندهی شد و بعدتر هدایت آن به سرگرد یودوکیا برشانسکایا واگذار شد.

    عملیات این واحد متمرکز بر بمباران بزن در رو و دقیق به صورت شبانه از سال 1942 تا انتهای جنگ جهانی دوم بود. این واحد در بهترین حالت دارای 40 فروند بمب افکن دو نفره بود. ساحره های شب در طی جنگ 24 هزار سورتی پرواز کردند و 23 هزار تن بمب بر سر دشمن ریختند. این واحد پرافتخارترین واحد هوایی نیروی هوایی شوروی بود که خلبانان آن تمامشان زن بودند. هر کدام از ساحره های شب تا انتهای جنگ به طور متوسط 800 سورتی پرواز جنگی داشتند و 23 نفر از آنها به مدال "قهرمان اتحاد جماهیر شوروی" دست یافتند. 30 نفر از اعضای این واحد در طی رزم از دست رفتند.


    سلاح اصلی ساحره های شب بمب افکن دو باله ی پولیکارپوف پی.او-2 بود. پی.او-2 یک هواپیمای قدیمی متعلق به انتهای دهه ی 30 میلادی بود و نقش اصلی آن هواپیمای آزمایشی بود و بیشتر به عنوان هواپیمای سمپاش بکار برده می شد. پی.او-2 پر تعداد ترین هواپیمای دوباله ای است که تا به امروز در تاریخ هوانوردی ساخته شده است. نقطه ضعف اصلی پی.او-2 این بود که مقدار کمی بمب حمل می کرد و برای انجام عملیات ناچار بودند که بارها و بارها تجدید مهمات کنند. اما نقطه ی قوت آن این بود که سرعت آن آنقدر پایین بود که جنگنده های مدرن آلمانی اگر می خواستند در پشت سر آنها قرار بگیرند به سرعت واماندگی می رسدیدند و خودشان سقوط می کردند. خلبانهای لوفت واقه ساقط کردن این هواپیماهای کهنه را بسیار سخت یافتند. روسها برای غافلگیری بیشتر در نزدیکی هدف موتور هواپیما را خاموش می کردند و به صورت هواسر به سمت دشمن حمله می کردند. استفاده از این تاکتیک ساده در بمباران شبانه بسیار کارآمد بود. صدای سوت کشیدن کابلهای نگهدارنده ی بالهای پی.او-2 سبب شد تا سربازان ورماخت نام ساحره های شب را بر روی این خلبانها بگذارند.

     منبع

    https://en.wikipedia.org/wiki/Night_Witches

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 شهریور 1395 11:03 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 11 مرداد 1395 01:35 ب.ظ نظرات ()


    http://www.naval-technology.com/projects/foudre/images/foudre10.jpg

    رضاکیانی موحد

    دو فروند کشتی آبی-خاکی قدیمی اوراگان و ارواژ تا سالها ستون فقرات نیروی آبی-خاکی فرانسه را تشکیل می دادند. این کشتی ها متعلق به دهه 60 بودند و در میانه ی دهه ی 80 نیروی دریایی فرانسه تصمیم گرفت تا دو کشتی جدید و بزرگتر برای جایگزینی آنها به خدمت بگیرد. این شناورهای جدید ناوهای آبی-خاکی کلاس فودره نام گرفتند و از نظر شکل ظاهری شباهت زیادی با ناوهای آبی-خاکی نسل ماقبل خود داشتند. فودره (ال-9011) در سال 1990 و سیروکو(ال-9012) در سال 1998 به خدمت نیروی دریایی فرانسه درآمدند. این کشتی ها در حوضچه ی خشک شرکت دی.سی.ان.اس در برست ساخته و به آب انداخته شدند.

    طراحی

    وظایف اصلی ناوهای کلاس فودره عبارتند از تخلیه کردن سربازان و خودروهایشان در ساحل، حمل تجهیزات و ملزومات برای دیگر ناوها و کمکهای بشر دوستانه به غیرنظامیان در مواقعی که حوادث طبیعی روی می دهند.

    ناوهای آبی-خاکی کلاس فودره برای جابجایی یک گردان مکانیزه ی واکنش سریع فرانسه طراحی شده اند. به علاوه، فودره می تواند به عنوان یک ناو لجستیکی ملزومات لازم برای دیگر کشتی های یک ناوگان را حمل کند. بدنه ی کشتی بر اساس یک عرشه ی تخلیه ساخته شده است که سه چهارم طول کشتی را در برگرفته است.

    کشتی های آبی-خاکی کلاس فودره می توانند 467 نفر سرباز و 1880 تن ملزومات و مهمات آنها را در خود جای دهند و در مواقع اضطراری می توانند تا 1600 نفر سرباز را حمل کنند. توانایی دریاپیمایی این کشتی ها به همراه 700 نفر خدمه تا 30 روز می باشد. فودره می تواند تا 10 تانک سبک آ.ام.اکس-10 و 50 خودروی رزمی دیگر را در عرشه ی خودروی خود جای دهد.

    عرشه ی تخلیه ی فودره با فضای 13هزار متر مکعب می تواند تا 10 دستگاه لندینگ کرافت متوسط یا یک دستگاه لندینگ کرافت بزرگ به علاوه ی 4 دستگاه لندینگ کرافت متوسط را در خود جای دهد. این فضا را می توان به عنوان پارکینگ برای خودرو و یا تانک استفاده کرد. اگر لندینگ کرافتهای آن را بردارند فضای کافی برای حمل 200 دستگاه خودرو در درون فودره محیا می شود. عرشه ی تخلیه ی این کشتی ها در قسمت پاشنه واقع شده و با 122 متر طول و 14 متر عرض می توانند پذیرای شناورهایی با وزن 400 تن شود. در کنار عرشه ی تخلیه برای جابجایی بارهای سنگین یک جرثقیل بزرگ نصب شده است.

    هر دو کشتی دارای تجهیزات فرماندهی و کنترل برای هدایت نیروهای پیاده شده در ساحل دشمن می باشند. علاوه بر این هر کشتی دارای تجهیزات پزشکی کافی، 2 اتاق عمل و 47 تخت بیمارستانی است. فودره و سیروکو به گونه ای طراحی شده اند که می توان یک بیمارستان ماجولار را در آنها جای داد.

     
    آخرین ویرایش: دوشنبه 11 مرداد 1395 09:54 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 18 1 2 3 4 5 6 7 ...