جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

اقتدار ملی در عرصه فضا


جابجایی در قدرت

تا اوایل قرن بیستم اندازه گیری قدرت یک کشور کار چندان مشکلی نبود. کافی بود تا آمار فولاد تولید شده، انرژی مصرف شده،  نیروی انسانی، تعداد لشکرها و پرسنل نظامی یا تعداد کشتی های نظامی یک کشور معلوم شود تا یک تحلیلگر بتواند قدرت آن کشور را در مقایسه با دیگر کشورها تخمین بزند.

اما رشد علوم مهندسی و تکنولوژی در ابتدای قرن گذشته این معادلات را روز به روز پیچیده تر کرد. با آغاز جنگ جهانی اول شیمیدان ها به کمک ژنرالها آمدند. سلاح شیمیایی به عنوان یک سلاح اساسی در بین دول درگیر در جنگ بکارگرفته شد. جنگ جهانی دوم دانشمندان بیشتری را در کام خود کشید. دریاسالار نیمیتز بزرگترین نبرد دریایی تاریخ جهان را از رقیبش دریاسالار یاماماتو برد تنها به این دلیل که سرویسهای اطلاعاتی آمریکا توانسته بودند مخابرات ژاپنی ها را استراق سمع کرده و با استفاده از کامپیوترهای اولیه در رمز آنها رخنه کنند. این پیروزی به دست نیامد مگر به دست مهندسان و ریاضی دانهایی که الکترونیک را برای مقاصد نظامی بکارگرفتند. بمب هسته ای، که امپراطور ژاپن را وادار به تسلیم بی قید و شرط کرد، آخرین تیر ترکش فیزیکدانهایی که در خدمت ژنرالها درآمدند نبود. از آن به بعد این تعداد تانکها و سربازان نبود که نتیجه جنگها را مشخص می کرد و کشوری قدرتمندتر محسوب می شد که دانشمندان و محققین بیشتر و آزمایشگاه های وسیعتری داشته باشد.

فضا عرصه جدید رقابت

در روز چهارم اکتبر 1957 پروژه ای که در روسیه شوروی در حال توسعه بود جهانیان را در بهت و حیرت فروبرد. اولین ماهواره دست ساز بشر توسط یک موشک روسی در مدار زمین قرار گرفت. علم و دانش عرصه جدیدی را برای رقابت قدرتهای بزرگ گشوده بود؛ فضا. مجله نیوساینتیست در مقاله‌ای در سپتامبر ۲۰۰۷ منتشر شد پرتاب اسپوتنیک را به دلیل شتاب دادن به سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی در زمینه دانش و فن‌آوری، به عنوان بزرگترین عامل توسعه دانش در تاریخ بشر برشمرده است.

از زمان پرتاب اولین ماهواره تمام قدرتهای بزرگ به صرافت استفاده از فضا به سود منافع ملی خود افتادند. ماهواره های اولیه توسط سرویسهای نظامی شوروی سابق و آمریکا ساخته می شدند و بیشتر جنبه آزمایشی داشتند. اما پس از چندی فواید گوناگون ماهواره ها برای دانشمندان و سیاستمداران هویدا شد.

ماهواره ها برای دانشمندان فرصت اثبات تئوری های علمی جدید و یا رد کردن تئوری های قدیمی را فراهم می کردند. زمین شناسان و هواشناسان می توانستند از اطلاعات دریافت شده از ماهواره ها برای تحلیل تغییرات زمین استفاده کنند. تلسکوپهایی که در مدار زمین قرار گرفتند ستاره شناسان و فیزیکدانها را در شناسایی جهان پیرامون بشر کمک کردند.

فرستادن انسان به فضا و زنده بازگرداندن وی از مسافرت فضایی پنجره های بیشتری را برای دانشمندان و محققین گشود. فضانوردان در وضعیت بی وزنی مدار زمین می توانستند کریستالها یا موادی را تولید کنند که به خاطر وجود جاذبه بر روی زمین امکان ساختن آنها وجود نداشت. تحقیقات سلولی و پزشکی زیادی توسط فضانوردان در ایستگاه های فضایی صورت گرفته است تا انسان بتواند شناخت بهتری از بدن خود و توانایی های خود کسب کند. بسیاری از دستگاه ها و تکنولوژی هایی که برای فضانوردان ساخته شدند امروزه در زندگی ما وارد شده اند تا نوع بشر زندگی بهتری را تجربه کند.

اما پیشبرد علم تنها مزیت وارد شدن به عرصه فضا نبود. ماهواره ها توانستند به عنوان یک تقویت کننده امواج رادیویی تمام جهان را به یکدیگر وصل کنند. ایستگاه های رادیو و تلویزیونی با استفاده از ماهواره ها توانستند تمامی ساکنان جهان را به هم پیوند دهند و خطوط تلفنی از طریق ماهواره ها انسان ها را در کنار هم قرار دادند. امروزه ماهواره های موقعیت یاب ،مانند جی.پی.اس آمریکایی یا گلوناس روسی، می توانند هر  کسی را از خطر گم شدن نجات دهند، کشتی ها را به سلامت به مقصد برسانند و فاصله دقیق یک کامیون و زمان وارد شدن آن را به انبارهای یک کارخانه به مدیران آن شرکت اعلام کنند.

فضا بعد چهارم جنگ

اما نباید از خاطر برد که بیشترین استفاده از ماهواره ها را سیاستمداران و نظامیان برده اند. همانگونه که بیان شد تکنولوژی های فضایی در ابتدا برای مقاصد نظامی ساخته شدند و هدف این بود تا قدرتهای بزرگ بتوانند با رخنه در فضا برتری خود را بر رقبایشان تحمیل کنند. ماهواره های جاسوسی می توانستند با دوربینهای دقیقی که داشتند تصاویر دقیقی از وضعیت و تعداد نیروهای نظامی دشمن و جابجایی آنها ترسیم کنند. دستگاه های الکترونیکی نصب شده بر روی ماهواره ها می توانستند مخابرات دشمن را شنود کرده و به مقاصد وی پی ببرند. ماهواره های پیش اخطار شلیک شدن هر موشک قاره پیمایی را از طریق حرارت آن کشف می کردند و به مراکز دفاعی اخطار می داند. این توانایی به آمریکا امکان داد تا در جنگ اول خلیج فارس موشکهای عراقی را رهگیری کند و به اسرائیل در مورد آنها اخطار دهد. ماهواره ها می توانستند محل یک انفجار هسته ای را در زیر خاک تشخیص دهند و همین ماهواره ها بودند که آزمایشهای هسته ای هندوستان و پاکستان و قدرت هسته ای بمبهای بکارگرفته شده را لو دادند.

این عرصه جدید به دلیل اهمیت سیاسی-نظامی برای دولتها آنقدر اهمیت داشت که تکنولوژی های جدید فضایی را به قفسه پرونده های فوق محرمانه بسپارند. تقریبا تمامی فضانوردانی که توسط دو ابرقدرت وقت انتخاب می شدند از میان خلبان های نظامی بودند. ایستگاه های فضایی سالیوت روسها تا زمان ارسال سالیوت 6و 7 همگی نظامی بودند و فضانوردانی که به آنها اعزام می شدند وظیفه داشتند تا مأموریتهای نظامی محول شده را در آنها انجام دهند. شوروی سابق حتی به دنبال ارسال یک سکوی پرتاب موشک به مدار زمین بود که قدرت شلیک کلاهکهای هسته ای داشته باشد تا بتواند در صورت درگیر شدن در یک جنگ هسته ای در کوتاه ترین زمان دشمن را هدف بمب های هسته ای خود قرار دهد. توسعه این سیستم بعدها به خاطر قرارداد سالت 2 در سال 1983 کنار گذاشته شد.

آمریکایی ها نیز در ابتدای کار بیشتر به فکر استفاده نظامی از فضا بودند. آمریکایی ها تا آنجا پیش رفتند که  در اواخر دهه 50 برنامه ای برای ساخت یک پایگاه نظامی ثابت در ماه و استقرار انسان در آنجا تهیه کردند. در نهایت، رونالد ریگان ،رییس جمهور اسبق آمریکا، تصمیم گرفت تا با ساخت ماهواره ی نظامی و استقرار آنها در مدار زمین یک سپر دفاعی در برابر موشکهای قاره پیمای رقیب بسازد. این ماهواره ها قرار بود تا موشکهای دشمن را کشف کرده و قبل از اینکه آنها از جو زمین خارج شوند با استفاده از لیزر آنها را نابود کنند. همین طرح جنگ ستارگان بعدها به صورت هسته اصلی سپر دفاع موشکی پیمان ناتو درآمد.

تا قبل از نفوذ انسان به مدار کره زمین جنگها در زمین، آب یا هوا انجام می شد. با ارسال ماهواره ها به مدار زمین بعد جدیدی به جنگها اضافه شد و تمام قدرتهای بزرگ در صدد برآمدند تا توانایی ها نظامی خود را در این عرصه تکمیل کرده و بهبود بخشند.

سیاستمداران خوشبخت

سیاستمداران هم به همراه نظامیان از برکات حضور در فضا بهره گیری می کردند. پرتاب اولین ماهواره ، و اندکی بعد اولین انسان، توسط روسها تا سالها سبب غرور ملی آنها شده بود و رهبران مسکو این امر را دلیل سبقت گرفتن نظام کمونیستی بر نظام سرمایه داری می دانستند.

از طرف دیگر، کندی هم اعلام کرد که تا چندی بعد فضاپیماهای آمریکایی قرار است تا اولین بشر را بر روی کره ماه پیاده کنند و پیاده شدن نیل آرمسترانگ بر روی کره ماه توانست غرور مردم این کشور را تسلی دهد.

هر کشوری که به عرصه فضا وارد می شد می توانست سروری فنی وعلمی خود را به رخ دیگران بکشد.


ادامه مطلب

میگ-105؛ مارپیچی در فضا


اسپیرال پاسخی بود که روسها به فضاپیمای نظامی اکس-20 دیناسور دادند. کار بر روی طرح اسپیرال در سال 1965 ،دو سال پس از لغو پروژه اکس-20، آغازشد. در روز دوم ژوئن و 1965با انتخاب لوزینو لوزینسکی به عنوان سرطراح پروژه، استارت پروژه اسپیرال زده شد. به هرحال، این پروژه جاه طلبانه هیچگاه از پشتیبانی مالی کافی از سوی سردمداران شوروی سابق برخوردار نشد.

قرار بود که سفینه فضایی مورد نظر روسها پس از عملیاتی شدن برای انجام 4 مأموریت بکارگرفته شود. مأموریت اول شناسایی روزانه با استفاده از دوربینهای عکاسی دقیق بود که می توانستند در مدار 130 کیلومتری زمین عکسهایی با دقت 1.2 متر بگیرند. این عکسها به وسیله تجهیزات الکترونیکی سفینه به ایستگاه های زمینی مخابره می شدند.

مأموریت دوم شناسایی به وسیله رادار بود. در این گونه مأموریتها در محفظه بار سفینه آنتهای رادار جمع شونده نصب می شد که پس از رسیدن سفینه به ارتفاع مورد نظر این صفحات آنتن باز شده و به وسیله آن شناسایی های لازم صورت می پذیرفت.

مأموریت سوم فضاپیمای اسپیرال حمله به کاروانهای دریایی و ناوگان نظامی دشمن به وسیله موشکهای فضا به زمین مجهز به کلاهک هسته ای بود. مأموریت آخری که برای اسپیرال تعریف شده بود حمله به ماهواره های دشمن به وسیله موشک ضدماهواره بود. در این مأموریت خلبان باید از فاصله 3-5 کیلومتری ماهواره هدف را رهگیری می کرد. پس از تأیید هدف به وسیله شناسایی چشمی و راداری خلبان می توانست آن را با موشک ضدماهواره خود هدف قرار دهد.

روسها برای رساندن سفینه قابل بازیابی خود به مدار زمین یک طرح 4 مرحله ای را برنامه ریزی کردند که اصطلاحا 50/50 نامیده می شد. در این طرح سفینه فضایی باید بر پشت یک فروند هواپیمای مادر نصب می شد. هواپیمای مادر دارای 4 موتور رم جت بود و  پس از رسیدن به سرعت 6 ماخ و ارتفاع 23 کیلومتر اقدام به پرتاب فضاپیما می کرد. در این مرحله فضاپیما به وسیله یک راکت ،که در پشتش نصب شده بود، اوج می گرفت و پس از رسیدن به مدار زمین راکت کمکی از فضاپیما جداشده و فضاپیما می توانست با استفاده از موتورهایش مانورهای مداری را به انجام برساند. هواپیمای مادر پس از پرتاب سفینه با پایگاه خود بازمی گشت و سفینه فضایی نیز پس از به پایان مأموریت می توانست مانند یک هواپیمای معمولی به زمین بازگشته و بر روی فرودگاه فرود بیاید.

اجزای اصلی اسپیرال 50/50

در قدم اول برای ساخت چنین سفینه ای قرار شد که برای آزمایش و مطالعه در زمینه های آیرودینامیک، هدایت، سیستمهای الکترونیکی و پایداری 3 نمونه آزمایشی از فضاپیما ساخته شود. نمونه اول برای سرعتهای زیر صوت و بنام "105.11" نمونه دوم برای سرعتهای مافوق صوت و به نام "105.12" و نمونه آخر برای آزمایش در سرعتهای خیلی بالا و با نام "105.13".

در سال 1968 و پس از اتمام آزمایشهای اولیه در تونل باد شرکت میکویان ساخت یک نمونه مقدماتی از 105.11 با نام "50.11" را آغازکرد. این نمونه بعدها به میگ-105 یا سفینه اپوس معروف شد. شرکت میگویان برای ساخت میگ-105 از همکاری شرکتهای کورولف در زمینه سیستمهای یکپارچه و توپولوف در حوزه سرعتهای بالا برخوردار بود. احتمال داده می شود که روسها در طراحی میگ-105 از طرح برآ توسط بدنه استفاده کرده باشند. نیروی برآی لازم برای پرواز در این گونه هواپیماها ،برخلاف هواپیماهای عادی که توسط بال تأمین می شود، به وسیله بدنه هواپیما ایجاد می گردد. این طرح در آن دوران در مرکز تحقیقات پرواز سازمان ناسا در کالیفرنیا در دست توسعه بود.

میگ-105 دارای بدنه ای با کف تخت و یک دماغه بزرگ رو به بالا بود. طرح دماغه در کاهش حرارت انتهای بدنه در زمان بازگشت به جو بسیار مؤثر بود و بعدها توسط ناسا در فضاپیمای آزمایشی "اچ.ال-20" بکارگرفته شد. میگ-105،به دلیل همین شکل خاص دماغه، در شوروی سابق با نام مستعار "نعل" یا "نعل چوبی" نیز نامیده می شد.

برای هدایت میگ-105 در جو زمین از یک موتور توربوجت اصلی با قدرت 1500 کیلوگرم نیرو و دو موتور پشتیبان با قدرت 40 کیلوگرم نیرو استفاده شده بود. برای میگ-105 این امکان وجود داشت تا در صورت بدشدن شرایط آب و هوا ،و یا بروز مشکلات دیگر، با تکیه بر موتور خود در یک فرودگاه دیگر فرود آید. میگ-105 نیز مانند سلف آمریکایی خود برای فرود آمدن از اسکی استفاده می کرد.

برای هدایت سفینه در مدار زمین 6 موتور با قدرت 16 کیلوگرم نیرو برای مانورهای مداری خشن و 10 موتور به قدرت 1 کیلوگرم نیرو برای تنظمیات و مانورهای دقیق تر درنظرگرفته شده بود. مخازن سوخت همه موتورها در قسمت میانی بدنه فضاپیما نصب شده بود. یک سیستم هدایت و ناوبری فضایی وظیفه هدایت سفینه در هر دو قسمت مداری و پروازی را برعهده داشت.

           



پروژه میگ-105 در سال 1969 متوقف شد ولی پس از آغاز پروژه شاتل توسط آمریکایی ها روسها دوباره نقشه های میگ-105 را بر روی میز طراحی قراردادند.

اولین پرواز آزمایشی میگ-105 در اکتبر سال 1976 و با سرعت زیرصوت انجام شد. در این پرواز میگ-105 توانست با استفاده از موتورهایش از روی یک باند پرواز متروکه در نزدیکی مسکو پرواز کند. بدین منظور سفینه به جای اسکی به چرخ مجهز شده بود. هدایت این سفینه بر عهده خلبان آزمایشی آ.جی فستووِتس بود. این پرواز در ارتفاع 560 متری از سطح زمین و به مسافت 19 کیلومتر انجام شد و میگ-105 توانست در این پرواز به سرعت 254 کیلومتر در ساعت دست پیداکند. یک سال بعد، پرواز آزمایشی دوم با پرتاب میگ-105 از یک فروند بمب افکن توپولوف-95 و در ارتفاع 5000 متری انجام شد. در مجموع، 8 نوبت پرواز آزمایشی با  میگ-105 انجام شد و این پروازها تا سال 1978 ادامه یافتند. یک گروه فضانورد برای هدایت اسپیرال درنظر گرفته شدند که قبل از لغو پروژه ترکیب فضانوردان آن چندین بار تغییر داده شد.

میگ-15 در اولین پرواز. چرخهای نصب شده در جلوی فضاپیما و دریچه ورودی هوای موتور در زیر سکان عمودی به خوبی در عکس دیده می شوند.عکس توسط فستوتس امضاشده است.

تنها نمونه ساخته شده از میگ-105 در موزه. اسکی های فرود سفینه در عکس به خوبی دیده می شوند.

اگرچه مأموریت تعریف شده دیناسور آمریکایی و اسپیرال روسی یکسان بود اما تفاوتهای بنیادینی بین دو فضاپیما وجود داشت. به عنوان نمونه به چند تفاوت اشاره می کنیم:

1-  درحالیکه دیناسور توسط یک ماهواره بر متعارف مانند موشک تایتان-3 پرتاب می شد طراحان روسی بر روی طرح پرتاب از پشت یک هواپیمای مادر کار می کردند. بر اساس این روش، اسپیرال بر پشت یک هواپیمای مافوق صوت نصب می شد و پس از رسیدن سرعت هواپیمای مادر به 3 ماخ از پشت آن پرتاب می شد.

2-  دیناسور از یک بال مثلث شکل ثابت استفاده می کرد اما در اسپیرال از بالهای متغیر استفاده شده بود.در طی مراحل صعود و بازگشت به جو، لبه هر دو بال 60 درجه به سمت بالا برمی گشتند و نقش تثبیت کننده عمودی را بازی می کردند. پس از کاهش سرعت فضاپیما به زیر سرعت صوت، خلبان باید لبه بالها را از حالت عمودی به حالت افقی درمی آورد تا فضاپیما بتواند به مشخصه های یک هواپیمای عادی دست پیداکند.

3-  اسپیرال برای فرود با موتور طراحی شده بود. در مرحله تقرب از یک دستگاه موتور توربوجت ،مشابه موتور بکاررفته در هواپیمای عمودی پرواز یاک-38، برای انجام دادن مانورهای لازم استفاده می شد. دریچه هوای ورودی این موتور پایین تر از سکان عمودی قرار داده شده بود و تنها پس از رسیدن به سرعت زیرصوت این دریچه باز می شد. در طرح دیناسور قرار بود که تمام مراحل بازگشت و فرود سفینه بدون نیروی موتور و به صورت هواسر انجام پذیرد.

4-    اسپیرال از طرح برآ توسط بدنه استفاده می کرد در صورتی که دیناسور بدنه ای شبیه به هواپیماهای عادی داشت.

5-  در سپر حرارتی دیناسور از فلزات مقاوم در برابر حرارت ،مانند تنگستن، استفاده شده بود اما روسها از صفحات سرامیکی منحصر به فردی استفاده می کردند که در برابر حرارت ایجاد شده در زمان بازگشت فضاپیما به جو زمین مقاوم بودند. این صفحات قبلا هم در چند فضاپیمای آزمایشی بکارگرفته شده بود.

6-  دیناسور ،مانند شاتلهای امروزی، دارای فضای حمل بار در پشت کابین خدمه بود. این فضا می توانست برای حمل بارهای سبک مانند یک ماهواره کوچک یا سلاح بکارگرفته شود. از سوی دیگر طرح اسپیرال به گونه ای بود که ظاهرا فقط برای حمل خلبان ساخته شده بود. احتمالا فضای حمل بار توسط موتور جت و سوخت مورد نیاز آن اشغال شده بود.

7-  هر دو سفینه برای فرود دارای اسکی بودند و از چرخ استفاده نمی کردند. اسکی های دیناسور مانند هواپیماهای مجهز به اسکی از زیر باز می شدند اما روسها برای از دست نرفتن یکپارچگی سپر حرارتی اسکی های اسپیرال را در دریچه هایی در دو طرف بدنه سفینه قرارداده بودند. این آرایش غیرمتعارف در آخرین فرود مشکل زا شد و به فضاپیما آسیبی جدی وارد آمد.

8-  جایگاه خدمه در اسپیرال به گونه ای طراحی شده بود که در مواقع اضطراری از بدنه سفینه جداشده و با چتر بر روی زمین فرود می آمد. این رویداد می توانست در هر لحظه ای از پرواز روی دهد. طراحان آمریکایی دیناسور برای مواقع بروز حادثه در موشک حامل، یک راکت بر روی دیناسور نصب کرده بودند که می توانست سفینه را از موشک حامل جداکرده و سفینه و خدمه ،هر دو را، نجات دهد.

در سال 1974 نمونه دوم یعنی سفینه 105.12 ساخته شد و یکبار به صورت موفقیت آمیز پرواز آزمایشی خود را انجام داد. نمونه 105.13 تنها تا مرحله ساخت بدنه پیشرفت کرد و پس از آن بود که کل پروژه اسپیرال لغوشد.

در نهایت، روسها با تصویب پروژه شاتل فضایی بوران در اواخر دهه هفتاد طرح میگ-105را به کلی کنارگذاشتند. این فضاپیما فرصت خروج از جو و پرواز در مدار زمین را پیدانکرد و امروزه می توان آن را در موزه مونینو نیروی هوایی روسیه دید.

اگرچه اسپیرال هیچگاه در سکوی پرتاب قرارنگرفت اما منبع ایجاد شایعه درباره ساخت یک رهگیر فضایی در دهه هشتاد شد. ظاهرا این فضاپیما ، که اورگان[1] نام گرفته بود، بزرگتر از اسپیرال بود و قرار بود برای رهگیری و شکار شاتلهای آمریکایی بکارگرفته شود. تا به امروز روسها به صورت رسمی ساخت اورگان را تکذیب کرده اند و بعضی عقیده دارند که اورگان تنها یکی از حقه های اطلاعاتی جنگ سرد از سوی آنها بوده است.

اما جدای از شایعات، از روی طرح اسپیرال تعدادی سفینه بدون سرنشین کوچکتر ساخته شد. تعدادی از این سفینه ها ، که با نام "بور" و یک عدد شناخته می شوند، در موزه های هوافضای دنیا پخش شده اند. هزینه این پروژه برای شوروی سابق به 75 میلیون روبل بالغ شد.

بور-2

میگ-105

مشخصات

خدمه

1 نفر

طول

8.50متر

عرض بال

6.40متر

ارتفاع

؟متر

مساحت بال

66 متر مربع

وزن خالی

4220 کیلوگرم

حداکثر وزن در هنگام پرتاب

8800-10300 کیلوگرم

پیشرانه

هدایت در جو:1موتور اصلی آر.دی-36کا  با کشش 14.7 کیلونیوتن و2 موتور پشتیبان با کشش 40 کیلوگرم نیرو

هدایت مداری: 6 موتور اصلی با قدرت 16 کیلوگرم و10 موتور فرعی به قدرت 1 کیلوگرم نیرو

بیشینه سرعت

6 ماخ

برد

؟کیلومتر

سقف پرواز عملیاتی

130-150 کیلومتر

نرخ صعود

؟متربر ثانیه


Uragan[1] به زبان روسی به معنای گردباد است.

 ترجمه و تالیف:رضاکیانی موحد
باهمکاری محمدحسین پاز
منتشر شده در ماهنامه جنگ افزار شماره 60

ISSN 1735251-7

در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.






تعیین موقعیت ماهواره ای؛ قسمت سوم ، سیستم موقعیت یاب چینی بیدو


اولین مأموریت نظامی فضاپیمای شاتل



موشکهای بالستیکی با کلاهک مجتمع



فضاناو جنگی روسها در اعماق اقیانوس


کامپیوتر،ناسا و سفرهای فضایی



تعیین موقعیت ماهواره ای؛ قسمت سوم

نشان واره سیستم موقعیت یاب چینی بیدو

بیدو(BeiDou Navigation System)

در روز 30 اکتبر 2000 چین ماهواره بیدو-1آ و در دسامبر همان سال بیدو-1بی را در مدار زمین قرارداد. ماهواره های بعدی این سیستم موقعیت یاب در سالهای 2003 و 2006 با موفقیت پرتاب شدند.

بر خلاف سیستمهای جی.پی.اس، گلوناس و گالیله؛ چینی ها ماهواره های خود را در مدار ژئوسنکرون قرار داده اند. مزیت این راه حل در این است که بیدو به تعداد کمتری ماهواره نیاز داشته باشد اما در عین حال سطح پوشش داده شده توسط بیدو کمتر از سیستمهای رقیب خواهد شد. محدوده تحت پوشش بیدو از طول جغرافیایی 70 تا 140 درجه شرقی و عرض جغرافیایی 5 تا 55 درجه شمالی تجاوز نخواهدکرد.

مناطق تحت پوشش سیستم موقعیت یاب بیدو

محاسبه موقعیت در سیستم بیدو مراحل زیر را دنبال می کند:

1-    یک سیگنال از یک ایستگاه متحرک به سمت آسمان ارسال می شد

2-    هر کدام از ماهواره های ژئوسنکرون سیگنال را دریافت می کنند.

3-    هر ماهوره به هنگام دریافت سیگنال زمان دقیق را به یک ایستگاه زمینی ثابت اعلام می کند.

4-  ایستگاه زمینی با محاسبه اختلاف زمان سیگنالهای دریافتی موقعیت ایستگاه متحرک را محاسبه کرده و از یک نقشه برای تعیین ارتفاع آن کمک می گیرد.

5-    ایستگاه زمینی موقعیت 3بعدی ایستگاه متحرک را به ماهواره ها ارسال می کند.

6-    ماهواره ها موقعیت محاسبه شده را در اختیار ایستگاه متحرک قرار می دهند.

در نوامبر 2006 چین اعلام کرد که سیستم مکان یاب ماهواره ای بیدو از سال 2008 عملیاتی خواهد شد و دقتی در حدود 10 متر خواهد داشت. یک سال بعد چین توانست دقت سیستم بیدو را به 0.5 متر برساند و پس از آمریکا دومین کشوری باشد که در ناوبری ماهواره ای به دقتی کمتر از 1 متر دست پیداکند.

چین برای اینکه بیدو را به صورت یکی سیستم عملیاتی با پوشش تمامی سطح کره زمین قرار دهد در حال توسعه یک سیستم جدید می باشد. این سیستم بیدو-2 یا کمپس (COMPASS) نام دارد و از 35 ماهواره استفاده می کند. 5 عدد از این ماهواره ها در مدار ژئوسنکرون و بقیه آنها در مدار متوسط قرار خواهند گرفت. این آرایش به بیدو-2 اجازه خواهد داد تا تمامی سطح کره زمین را پوشش دهد. بیدو-2 دارای دو نوع خدمات خواهد بود: خدمات آزاد برای چین و خدمات نظامی با پرداخت حق اشتراک. تا کنون 2 ماهواره از ماهواره های بیدو-2 به مدار زمین پرتاب شده اند.

فیلمی کوتاه در این رابطه

فیلم کوتاهی از پرتاب یکی از ماهواره ها به فضا


رضاکیانی موحد

با همکاری محمدحسین پاز

در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.





 
  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان