جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

ناوآبی-خاکی سان گیورگیو

San Giorgio L9892.jpg

رضاکیانی موحد

نیروی دریایی ایتالیا را می توان از پیشگامان به کارگیری ناوهای هواپیمابر دانست. ایتالیا از قویترین کشورهای اروپایی در صنایع دریایی است و می تواند با اتکا بر توان داخلی خود انواع ناوهای هواپیمابر و هلیکوپتربر را تولید کرده و به آب اندازد.

زمانی که در سال 1982 ایتالیا درگیر عملیات صلحبانی سازمان ملل در لبنان شد، نیروی دریایی این کشور متوجه شد که کشتی مناسبی برای تخلیه ی تفنگداران دریایی در ساحل دشمن در دست ندارد. این نیاز سبب شد تا ساخت کشتی های آبی-خاکی ،که بتوانند برای تخلیه ی مستقیم نیرو در ساحل بکار برده شوند، در دستور کار قرار بگیرد.

در نتیجه ی این نیاز ساخت 3 فروند کشتی هلیکوپتربر آبی-خاکی به شرکت کشتی سازی فیناچانتیری سفارش داده شد. این کشتی ها سان گیورگیو(سنت جورج)، سان مارکو و سان گویستو نام گرفته و به ترتیب در سالهای 1987، 1988 و1994 به خدمت این نیرو در آمده اند. سان گویستو دارای تجهیزات و تأسیسات آموزشی جهت آموزش درجه داران و افسران نیروی دریایی بوده و بیشتر به عنوان یک دانشگاه شناور بکاربرده می شود.

در طرح اولیه ی ناوهای کلاس سان گیورگیو نصب یک سطح شیب دار متحرک در سینه ی کشتی برای بارگیری و تخلیه ی نفرات و خودروها ،مانند تمام کشتی های آبی-خاکی متعارف، مد نظر قرار گرفت. البته این سطح شیب دار از همان ابتدای ساخت بر روی سان گویستو نصب نشد. بعدتر به خاطر نیازهای عملیاتی کشتی های سان گیورگیو و سان مارکو تحت یک برنامه ی بازسازی گسترده قرار گرفتند و در نتیجه سطح شیب دار تخلیه ی هر دو کشتی برداشته شد.

در طرح اولیه ی هلیکوپتربرهای کلاس سان گیورگیو، این ناوها مجهز به عرشه ی پرواز سرتاسری در تمام کشتی نبودند بلکه تنها دارای دو باند فرود در جلو و پشت جزیره ی ناو بودند. قسمت سینه ی کشتی توسط یک قبضه توپ 76 میلیمتری اتومرالا اشغال شده بود و سمت چپ جزیره دو آویزگاه جهت به آب انداختن قایقهای نجات نصب شده بود. پس از اتمام بازسازی هر دو کشتی، توپ اصلی واقع در سینه ی کشتی ها برداشته شد و باند فرود در تمام عرشه ی کشتی گسترده شد تا بتواند جوابگوی نشست و برخواست هلیکوپترهای سنگینی مانند شینوک یا مرلین باشد. قسمت چپ جزیره هم گسترده شد و 2 باند فرود کوچکتر جهت هلیکوپترهای سبکی مانند بل-212 یا ان.اچ-90 در آن فراهم شد. آویزگاه های قایقها نجات از روی عرشه ی پرواز حذف شدند و به زیر این دو باند فرود تغییر محل دادند. درنتیجه ی این تغییرات، عرشه ی پرواز این ناوها می تواند پرواز 4 فروند هلیکوپتر را به صورت همزمان پشتیبانی کند.

هلیکوپتر شینوک (یا نمونه ی دریاپایه ی آن با نام سی نایت) می تواند 17 سرباز را در خود جای دهد و تا 4500 کیلوگرم بار را به صورت آویخته حمل کند. شعاع عملیاتی هلیکوپتر سی نایت 300 کیلومتر می باشد. این هلیکوپتر دارای دریچه ی بزرگی در عقب است که می تواند برای تخلیه ی خودروهای سبک مورد استفاده قرار بگیرد. هلیکوپتر سی نایت را می توان به دو قبضه مسلسل 12.7 میلیمتری و یک قبضه مسلسل 7.62 میلیمتر مجهز کرد تا برای دفاع از خود یا پشتیبانی از سربازانی که در حال پیاده و سوار شدن به هلیکوپتر هستند بکارگرفته شوند.

هلیکوپتر اروپایی ئی-101 (ملقب به مرلین) می تواند 45 نفر سرباز را با تجهیزاتشان در خود جای دهد و یا 6تن بار را درون خود حمل کند و برد آن 1000 کیلومتر می باشد. مرلین را می توان به انواع اژدرها و موشکهای ضدکشتی مانند هارپون و یا اگزوسه مسلح کرد و از آن در نقش ضدزیردریایی و ضد سطحی استفاده کرد.



سان مارکو

در طرح ناو سان گویستو از همان ابتدا آویزگاه های حمل قایقهای نجات در کنار و زیر عرشه نصب شدند ولی توپ اصلی از سینه ی ناو حذف نشد. این کشتی تا به امروز به همین شکل باقیمانده است. سان گویستو 300 تن سنگین تر از خواهران خود می باشد. نصب تجهیزات فرماندهی و مخابراتی پیشرفته به همراه شبکه های کامپیوتری در این کشتی سبب شده تا بتوان آن را به عنوان یک گزینه ی مناسب برای سرفرماندهی یک ناوگان در عملیاتهای نظامی بین المللی در نظر گرفت.

San Giusto L9894.jpg

سان گویستو

این کشتی ها می توانند یک گردان تفنگدار دریایی را به همراه 30 دستگاه تانک متوسط یا 36 دستگاه زرهپوش در خود حمل کنند. عرشه ی تخلیه ی پشتی کشتی در آب شناور بوده و می تواند 2 فروند هاورکرافت یا لندینگ کرافت ،هر یک به ظرفیت 30 تن بار، را در خود جای دهد. علاوه بر اینها از 3 جایگاه قایق نجات در کنار عرشه ی اصلی نیز می توان برای پیاده کردن نیرو یا به آب انداختن قایقهای کوچک مسلح استفاده کرد. این تجهیزات به تفنگداران دریایی ایتالیا اجازه می دهند تا به حملات دور از افق دید دست بزند و ریسک نزدیک شدن کشتی هایش به ساحل و درگیر شدن با دفاع ساحلی دشمن را به حداقل برساند.


ادامه مطلب

هلیکوپتربرهای نیروی دریایی ژاپن


رضاکیانی موحد

بازسازی نیروی دریایی ژاپن پس از جنگ کره و با چراغ سبز آمریکا آغازشد. هدف اصلی این بود که ژاپن ،به عنوان قوی ترین متحد غرب در منطقه ی شرق آسیا، یک نیروی دفاعی بزرگ و مستقل در برابر گسترش کمونیسم در اختیار داشته باشد. در ابتدا دو ناوشکن دست دوم نیروی دریایی آمریکا به این کشور فروخته شد اما توان بالقوه ی کارخانجات کشتی سازی ژاپن سبب شد تا این نیرو به سرعت بازسازی شود و به بازوی توانای نیروهای دفاعی ژاپن تبدیل شود. در سال 1956 نیروی دریایی ژاپن اولین کشتی نظامی بومی خود را پس از پایان جنگ جهانی دوم با نام ناوشکن هاروکازه به خدمت گرفت. این کشتی و کشتی هایی که پس از آن ساخته شدند از نظر تسلیحات و تجهیزات الکترونیکی به شدت به آمریکایی ها و ابسته بودند. اولین مأموریت این ناوگان دفاع از سواحل ژاپن بود بنابراین تمرکز اصلی بر روی ساخت شناورهای ضدزیردریایی بود.

در دهه ی هفتاد نیروی دریایی این کشور با به خدمت گرفتن ناوشکنهای هلیکوپتربر کلاس هارونا و کلاس شیرانه توانایی آبی-خاکی خود را تقویت کرد. هر کدام از این ناوشکن های 7500 تنی دارای آشیانه ی نسبتا بزرگی بودند که می توانست 3 فروند هلیکوپتر متوسط را در خود جای دهند و دارای یک عرشه ی پرواز در پشت کشتی بودند. اصطلاح ناوشکن هلیکوپتربر از ساخته های ژاپنی ها بود و این برای اولین بار بود که یک ناوشکن می توانست 3 فروند هلیکوپتر را با خود حمل کند. هر چند که قرار بود این ناوشکنها بر روی خود هلیکوپترهای ضدزیردریایی حمل کنند اما به خدمت گرفتن این گونه شناورهای نظامی توان آبی-خاکی محدودی نیز به نیروی دریایی ژاپن می داد چرا که این نیرو در هنگام نیاز می توانست از هلیکوپترهای آنها برای حمل تفنگداران دریایی و تسلیحاتشان به سواحل دوردست استفاده کند.


Haruna (DDH-141)

هارونا

Kurama (DDH-144) at sea in 2011

شیرانه

***

قدم بعدی این نیرو برای افزایش توان آبی-خاکی در قرن بعد برداشته شد.  ناوهای هلیکوپتربر هیوگا هرچند که در نیروی دریایی ژاپن به عنوان ناوشکنهای هلیکوپتر بر طبقه بندی شده اند اما برخلاف اسلافشان دارای عرشه ی پروازی بزرگی هستند که تمام طول بدنه را فراگرفته است. یعنی این کشتی ها ظاهری کاملا شبیه ناوهای هلیکوپتربر سنتی دارند و مشخصاتشان شبیه به ناوهای هواپیمابر ایتالیایی جوزپه گالیباردی و اسپانیایی پرنس آستریا می باشد.

وظیفه ی اصلی کشتی های کلاس هیوگا از طرف مقامات ژاپنی جنگ ضدزیردریایی اعلام شده است و این امر باید توسط هلیکوپترهای محمول آن صورت بگیرد. همچنین می توان آنها را به عنوان کشتی سرفرماندهی یک ناوگان نیز بگار گرفت. البته بسیاری از ناظران اعتقاد دارند که ژاپن می تواند در هنگام لزوم با استفاده از هواپیماهای عمودپرواز اف-35 این ناوها را به ناوهای هواپیمابر تهاجمی تغییر کاربری بدهد. علت اینکه ژاپنی ها اصرار دارند که این ناوها را سلاح های دفاعی معرفی کنند حساسیت زیاد کره شمالی و به ویژه چین نسبت به افزایش توانایی های نظامی این کشور است. سابقه ی تجاوز ژاپن به کره و چین سبب شده تا هر گونه تغییر اساسی در استعداد نیروهای نظامی این کشور با مخالفت و نگرانی همسایگانش روبرو شود. به علاوه، ژاپن اعلام کرده که یکی از موارد اصلی استفاده از این گونه کشتی ها کمک به مردم غیرنظامی در هنگام بروز سوانح طبیعی می باشد.

ظرفیت رسمی کشتی های کلاس هیوگا 4 الی 11 فروند هلیکوپتر اعلام شده است اما هر یک از آنها احتمالا می توانند در موارد ضروری تا 24 فروند هواگرد را در خود جای دهند. به صورت عادی هر یک از ناوهای کلاس هیوگا دارای 3 فروند هلیکوپتر اس.اچ-60 و یک فروند هلیکوپتر ام.سی.اچ-101 هستند. در سال 2013 هواپیماهای عمودپرواز آمریکایی وی-22 در طی تمرینهای نظامی مشترک بر عرشه ی این ناو فرود آمدند. وزارت دفاع ژاپن رسما اعلام کرده است که به دنبال خرید هواپیماهای وی-22 از آمریکا می باشد و احتمالا از سال 2015 آنها را به خدمت خواهد گرفت. هواپیمای وی.22 را علاوه بر حمل چترباز و سرباز می توان برای عملیات جستجو و شناسایی نیز بکار گرفت.

این ناوها برای دفاع از خود علاوه بر گتلینگهای فالانکس دارای موشک انداز عمودی مارک-41 برای شلیک موشکهای ضدهوایی سی اسپارو و موشکهای ضدزیردریایی آسروک نیز هستند.

در نوامبر 2009 هیوگا در تمرینهای نظامی سالانه ی 21جی به همراه ناوهواپیمابر جورج واشنگتن و دیگر کشتی های آمریکایی و ژاپنی شرکت کرد. دو سال بعد و پس از زلزله و سونامی ژاپن هیوگا به کمک بازماندگان شتافت. 4 روز بعد خواهر هیوگا ،ناو هلیکوپتربر ایسه، نیز به خدمت نیروی دریایی درآمد و بلافاصله به عملیات امداد و نجات بازماندگان زلزله اعزام شد. پس از گردباد 2013 در فیلیپین هلیکوپترهای ناو ایسه برای کمک به بازماندگان اعزام شدند. این نیرو در حال حاضر دو فروند ناو هلیکپتربر کلاس هیوگا در اختیار دارد که آنها را در سالهای 2009 و 2011 به خدمت گرفته است.


File:Helicopter carrier Hyūga (16DDH).jpg

هیوگا

***

ناوهای کلاس اوزومی حاصل تجربه ی موفق ژاپنی ها در طراحی و ساخت ناوهای هلیکوپتربر کلاس هیوگا هستند. دوباره ژاپن به دلایل سیاسی از اعتراف به اینکه ناوهای کلاس اوزومی دارای توانایی عملیات آبی-خاکی هستند سرباز می زند و نیروی دریایی این کشور ادعا می کند که هیچ آموزه ی رسمی آبی-خاکی ندارد. آنها ادعا می کنند که هدف از ساختن چنین کشتی هایی اعزام سرباز به مناطقی از خاک ژاپن است که ممکن است تحت حملات آبی-خاکی قرار بگیرند و یا قبلا توسط حملات دشمن اشغال شده باشند. بازهم تمام تلاش ژاپن این است که نشان دهد این کشتی ها یک سلاح تدافعی هستند نه تهاجمی.

هرچند که اوزومی از سوی ژاپنی ها به عنوان یک کشتی تانک بر معرفی شده است اما در حقیقت اوزومی دارای سکویی در سینه ی کشتی ،برای پیاده کردن تانک و زرهپوش در ساحل، نیست و به جای آن دارای درهایی در پاشنه ی کشتی برای تخلیه ی محموله ی خود می باشد. همین امر این کشتی را در رده ی ناوهای هلیکوپتربر آبی-خاکی قرار داده است.

در حقیقت اوزومی با ابعاد و شکل خود بیشتر شبیه به یک ناو هواپیمابر کوچک است و شباهت زیادی با ناوهای هواپیمابر کلاس اینونسیبل نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا دارد. البته این کشتی دارای تفاوتهای اساسی با ناوهای هواپیمابرنیز می باشد. ناوهای هواپیمابر ،به صورت عمومی، در زیر عرشه ی پروازی خود دارای یک آشیانه به عنوان پارکینگ و تعمیرگاه هواگردهای خود هستند. هواگردهای موجود در این آشیانه از طریق چند آسانسور به عرشه ی پرواز حمل می شوند. اما اوزومی دارای آسانسورهای کوچکی است و هیچ آشیانه ای در زیر عرشه ی پرواز آن وجود ندارد. در حقیقت در اوزومی از فضای عرشه ی پروازی به عنوان پارکینگ هواگردها استفاده می شود.

در قسمت پاشنه ی کشتی دو باند فرود برای نشست و برخواست هلیکوپترهای بزرگ سی.اچ-47 در نظر گرفته شده است. یک عرشه ی تخلیه در قسمت پاشنه ی کشتی قرار دارد که دو هاورکرافت در آن جای گرفته اند. در زیر عرشه ی اصلی یک عرشه به طول 100 متر قرار دارد که توسط آسانسور عرشه ی پرواز به دو قسمت تقسیم شده است. هلیکوپترهای بزرگ یا هواپیماهای عمودپرواز بزرگتر از آن هستند که توسط این آسانسور جابجا شوند. فضای این عرشه به حمل نفربرهای زرهی یا خودروهای نظامی اختصاص داده شده است.

اوزومی به ژاپن توانایی نسبی عملیات آبی-خاکی ،به ویژه برای دفاع از جزایر دور افتاده  تر این کشور، می دهد. به علاوه این کشتیها می توانند در مواقع ضروری ،مانند سیل یا زلزله، به تخلیه غیرنظامیان نیز کمک کنند. دو فروند از کشتی های این کلاس در سونامی سال 2011 توکیو در عملیات جستجو و نجات شرکت داشتند.

همانطور که ذکر شد یک سال پیش وزارت دفاع ژاپن اعلام کرد که برای افزایش توانایی های این کشتی ها قصد دارد که از هواپیماهای عمودپرواز وی-22 و زرهپوشهای آبی-خاکی آ.آ.وی7 در این کشتی ها بهره بگیرد. این ترکیب به ایزومو اجازه می دهد که به راحتی حملات آبی-خاکی فراتر از افق را اجرا کند بدون اینکه بخواهد ریسک هدف قرارگرفتن توسط پدافند ساحل به دریای دشمن را بپذیرد. در حال حاضر نیروی دریایی ژاپن 3 فروند از این ناوها را در اختیار دارد.

File:JS Kunisaki (LST-4003) and USNS Mercy (T-AH-19) in the South China Sea, -14 Jun. 2010 a.jpg

اوزومی در کنار یو.اس.اس مرسی

***


ادامه مطلب

اژدهاسوار


1914 دراگونهای فرانسوی در حال اسکورت اسرای آلمانی

اژدهاسوارها در اصل نیروهای پیاده نظامی بودند که جابجایی آنها به وسیله اسب صورت می گرفت. آنها جنگ را مانند پیاده نظام انجام می دادند اما ناچار بودند که مهارتهای سوارکاری یک نیروی سواره نظام را نیز فراگیرند. در بیشتر ارتشهای قرن هفدهم و هجدهم اروپایی چنین واحدهایی وجود داشت و پس از مدتی بعضی وظایف سواره نظام سبک اسلحه نیز بر عهده هنگهای اژدهاسوار گذاشته شد و اژدهاسوارها ناچار جنگیدن از پشت اسب را نیز فراگرفتند.
خواستگاه اولیه اژدهاسوارها از کشور فرانسه و هنگامی بود که نیاز بود تا پیاده نظام به سرعت جابجا شود. یک مثال از این اژدهاسوارهای اولیه فرمانی بود که "لوئیس ماسوئو" در طی عملیاتی در نزدیک "مونز" صادرکرد و 500 نفر نیروی پیاده نظام را با این روش جابجاکرد. در سال 1552 شاهزاده "الکساندر پارمایی" برای اجرای اصل غافلگیری چند گروهان پیاده نظام را بر پشت اسب جابجاکرد. بعضی حدس می زنند که اولین واحد اژدها سوار در زمان "مارشال دوبرساک" (1600) تشکیل شد. بر اساس بعضی منابع آلمانی اژدهاسوارها اولین بار توسط "کنت ارنست فون مانسفلد"(1580-1626) ،یکی از بزرگترین پیشگامان نظامی آلمان، تشکیل شدند. مانسفلد ، که فنون نظامی گری را در مجارستان و هلند فراگرفته بود، اغلب برای افزایش سرعت جابجایی پیاده نظامش از اسب استفاده می کرد. به هرحال، همانطور که ذکر شد کشورهای زیادی در این راه قدم گذاشته بودند.
ممکن است که نام اژدهاسوار از یک نوع تفنگ چخماقی اولیه به نام "دراگون" گرفته شده باشد چرا که اولین واحدهای اژدهاسواری که در فرانسه تشکیل شدند به صورتی گسترده از این سلاح استفاده می کردند. این سلاح از این رو اژدها نام گرفته بود که دهاانه آن با سر اژدها تزئین شده بود.  بعضی نیز عقیده دارند که سواری که با کت گشاد و درحال چهارنعل تاختن شلیک می کند به نظر بیننده یادآور اسطوره اژدها است.
تاریخچه
اژدها سواران اولیه برخلاف سواره نظام عادی ، که درواحدهایی مانند اسکادران و اسواران سازماندهی می شدند، مانند پیاده نظام در واحدهایی مانند گروهان دسته بندی می شدند و فرماندهان آنها را افسران و درجه داران پیاده نظام تشکیل می دادند. آنها بر خلاف سواره نظام ،که از شیپور استفاده می کرد، از طبل برای تنظیم آهنگ حرکت خود و ارتباط با دیگر واحدها استفاده می کردند. انعطاف پذیری اژدهاسوارها آنها را به صورتی واحدی کارآمد درآورده بود. آنها بویژه در مأموریتهایی چون حفظ امنیت شهرها، دستگیری قاچاقچیان و دیگر وظایف امنیتی موفق از کاردرآمدند. یک هنگ اژدهاسوار از یک هنگ سواره نظام کم خرج تر بود و از نظر اقتصادی برای نظامیان به صرفه تر بود. هنگامی که "گوستاوآدولف" ،پادشاه سوئد، در قرن هفدهم اژدهاسوار را وارد نظام ارتش سوئد کرد آنها را به یک شمشیر، یک تبرزین و یک تفنگ فتیله ای مسلح کرد و بیشتر کشورهای اروپایی این ترکیب اسلحه را برای واحدهای اژدهاسوار خود تقلیدکردند.
File:Battle of Resaca de la Palma.jpg
اژدهاسوارهای ایالات متحده در جنگ با پیاده نظام مکزیک 1846
به هرحال، اژدهاسوارها هنگامی که در برابر یک واحد سواره نظام حقیقی قرارمی گرفتند هیچ برتری نداشتند و فرماندهان اژدهاسوار همواره سعی داشتند تا با بهبود توانایی سوارکاری، سلاح و همبستگی گروهی این واحدها را به پای سواره نظام معمولی برسانند. در بیشتر کشورهای اروپایی تا زمان جنگهای ناپلئونی در سالهای 1820 واژه اژدهاسوار به واحدهای سواره نظام اطلاق نمی شد. وظایف دیده بانی و مراقبت نیز در ارتشهای فرانسه، اتریش، پروس و دیگر ارتشهای اروپایی از اژدهاسوارها گرفته شود و به "هوسار"ها و دیگر واحدهای سواره نظام سبک اسلحه واگذارشد. در امپراطوری روسیه به دلیل توانایی های سواره نظام سبک "قزاق" واحدهای اژدهاسوار بیشتر از دیگر کشورها در نقش اصلی خود دوام آوردند. بین سالهای 1881 تا 1910 تمامی واحدهای سواره نظام روسیه به غیر از قزاقها و گارد سلطنتی، مانند اژدهاسوارها تعلیم می دیدند.
یک استثنا در تغییر نقش اژدهاسوارها ارتش بریتانیا بود. در این ارتش ،به دلیل مشکلات مالی، تمام واحدهای سواره نظام به وضعیت واحدهای اژدهاسوار در سال 1764 تنزل داده شدند تا فشار کمتری بر بودجه عمومی وارد شود. پس از تکمیل این تغییرات در سال 1788، هنگهای سواره نظام سنگین اسلحه به هنگهای "اژدهاسوار گارد" یا "اژدهاسوار سنگین" تغییر نام دادند. پس از سال 1756 هفت هنگ اژدهاسوار سبک در ارتش بریتانیا تشکیل شد که برای انجام مأموریتهای شناسایی، بزن-در رو و دیگر مأموریتهای سواره نظام سبک اسلحه تعلیم می دیدند. موفقیت این هنگها به اندازه ای بود که 8 هنگ اژدهاسوار دیگر بین سالهای 1768 تا 1783 به هنگهای اژدهاسوار سبک تبدیل شدند.
File:1352FP484.jpg
رژه ی اژدرهاسوارهای ارتش برزیل در خیابان
در طی جنگهای ناپلئونی از آنجا که اژدهاسوارها سبک تر از سواره نظام سنگین "کروسیر" بودند نقش سواره نظام سبک را برعهده گرفتند. آنها تعداد بیشتری اسب نسبت به سواره نظام سبک اسلحه داشتند و از شمشیرهای راست به جای شمشیرهای منحنی استفاده می کردند. ناپلئون بناپارت اغلب 20 تا 30 هنگ اژدهاسوار را در کنارهم قرار می داد و از آنها برای در هم شکستن نقاط مقاومت دشمن استفاده می کرد. اژدهاسوارهای فرانسوی در سال 1809 در نبردهای "اوکانا" و "آلبا دو تورمس" به موفقیت چشمگیری دست پیداکردند. اژدهاسوارهای سنگین بریتانیایی نیز در سال 1812 و در طی نبردهای "سالامانکا" و "واترلو" حمله سهمگینی بر علیه پیاده نظام فرانسه انجام دادند.
اسپانیا اولین بار در سال 1635 توسط "پدروی دولا پونته" واحدهای اژدهاسوار تشکیل داد. آنها در سال 1803 به سواره نظام سبک تبدیل شدند و پس از 1815 مفهوم هنگهای اژدهاسوار از ارتش اسپانیا حذف شد هر چند که چند هنگ اژدهاسوار تا سال 1931 در این ارتش خدمت می کردند.
در زمان آغاز جنگ جهانی اول هنوز هنگهای اژدهاسوار در ارتشهای بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه، اتریش-مجارستان، پرو، نروژ، سوئد، دانمارک و اسپانیا وجود داشتند. "سواره نظام سبک" اتریش از بسیاری جهات  شبیه هنگهای اژدهاسوار سنتی (پیاده نظام سواره) بود. آنها در طی جنگهای جهانی اول و "جنگ دوم بوئرها" بکارگر5ته شدند. "تیپ چهارم سواره نظام سبک" اتریش در طی نبرد "بعرشعبا" در سال 1917 معروف شد. آنها در این نبرد موفقترین یورش سواره نظام در جنگ جهانی اول را اجرا کردند که در طی تاریخ جنگهای مدرن به عنوان یک نمونه بی نظیر شناخته می شود. آنها به صورتی برجسته در این نبرد تنها از سرنیزه تفنگهای خود برعلیه سربازان دشمن استفاده کردند.
اژدهاسوار در ارتشهای مدرن
بعضی از ارتشهای مدرن هنوز هنگهای اژدهاسوار را در خدمت خود دارند. به عنوان مثال کانادا دارای 3 هنگ اژدهاسوار است. این واحدها وظیفه شناسایی زرهی برای حمایت از تیپهای زرهی را برعهده دارند.
ارتش فرانسه از 32 هنگ اژدهاسواری که در آغاز جنگ جهانی اول در خدمت داشت 2 هنگ را هنوز در خدمت نگه داشته است. "هنگ دوم اژدهاسوار" برای حفاظت در برابر حملات ش.م.ه آموزش دیده است و "هنگ سیزدهم اژدهاسوار" یک هنگ چترباز برای عملیات مخصوص می باشد.
ارتش بریتانیا اکنون 4 هنگ اژدهاسوار و ارتش ذخیره این کشور یک هنگ اژدهاسوار در اختیار دارند.

ترجمه و تخلیص:رضاکیانی موحد
منبع
http://en.wikipedia.org/wiki/Dragoon

 
  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان