منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 27 بهمن 1390 11:25 ب.ظ نظرات ()


    شارل دوگل تنها ناوهواپیمابر عملیاتی نیروی دریایی فرانسه و ناو سرفرماندهی این نیرو می باشد. شارل دوگل دهمین ناوهواپیمابر فرانسه، اولین شناور سطحی اتمی فرانسه و همچنین اولین ناوهواپیمابر اتمی غیر آمریکایی جهان است. گروه پروازی، ابزارجنگ الکترونیک و موشکهای شارل دوگل به این ناو چنان قدرت تهاجمی بخشیده اند که تا کنون در نیروی دریایی فرانسه سابقه نداشته است.

    طراحی و ساخت

    ناوهای هواپیمابر فوش و کلمانسو در سالهای 61 و 63 کامل شدند و در میانه دهه 70 نیاز به جایگزینی برای آنها احساس می شد. ساخت شارل دوگل -به عنوان یک طرح جدید داخلی- در سال 1989 آغازشد و بدنه آن در ماه می سال 1994 به پایان رسید. شارل دوگل بزرگترین کشتی نظامی ساخته شده در اروپای غربی پس از سال 1951می باشد. رئیس جمهور وقت فرانسه -فرانسوا میتران- این ناو را ریشیولیو نامید. بنابر سنت نیروی دریایی فرانسه ناوهای سرفرماندهی این نیروی به نام کاردینال ریشیلو نامیده می شدند اما در 7 فوریه 1987 ژاک شیراک نام این ناو را به شارل دوگل تغییرداد. شیراک یکی از طرفداران متعصب مارشال دوگل بوده و هست.

    شارل دوگل دومین ناوبزرگ اروپایی پس از دریاسالار کوزنتسوف روسی است و تا ساخت ناوهواپیمابر مشترک فرانسه و بریتانیا، بزرگترین و قوی ترین ناوهواپیمابر اروپا باقی خواهد ماند. شارل دوگل یک هواپیمابر سنتی است که دارای عرشه زاویه دار است. زاویه عرشه دوم شارل دوگل با عرشه اصلی ناو 8.5 درجه است و طول باند اصلی آن به 195 متر بالغ می شود.

    شارل دوگل از 2 منجنیق آمریکایی -مانند منجنیقهای ناوهواپیمابر نیمیتز- استفاده می کند. این نوع منجنیق می تواند در هر 1 دقیقه 1 فروند هواپیما را به پرواز درآورد. شارل دوگل تنها هواپیمابر اروپایی است که به منجنیق مجهز شده است. اگرچه استفاده از منجنیق -از نظرمالی، نگهداری و فنی- مشکلاتی دربردارد اما نصب منجنیق به ناوهای هواپیمابر اجازه می دهد تا هواپیماهای بزرگتر و سنگینتری را -نسبت به هواپیمابرهای کوچکتر- حمل کنند. در هواپیمابرهای کوچک -مانند اینونسیبل انگلیسی یا گالیباردی ایتالیایی- تنها از هواپیماهای عمود پرواز استفاده می شود. نشست و برخاست به صورت عمودی ظرفیت کمی برای حمل سوخت و مهمات این هواپیماها باقی می گذارد.

    جزیره این ناو جلوتر از هواپیمابرهای پیشین قرارگرفته است و در پشت آن 2 دستگاه آسانسور قراردارد. از قرار دادن آسانسور مرکزی در عرشه شارل دوگل صرف نظر شده است تا از تمام فضای آشیانه زیر عرشه استفاده شود. برخلاف ناوهای هواپیمابر اروپایی که در زمان جنگ سرد ساخته می شدند، شارل دوگل یک ناوهواپیمابر ضدزیردریایی نیست. محول کردن نقش ضدزیردریایی به هلیکوپترها و بکارگیری رادارهای پرنده هاوک آی نشان دهنده تغییر استراتژی نیروی دریایی فرانسه از جنگ ضدزیردریایی به نفع جنگهای هوایی است.

    شارل دوگل به 2 راکتور هسته ای به قدرت 61 مگاوات مجهز شده است و می تواند تا به عملیاتهای طولانی مدت اعزام شود. نیروی حاصل از شکافت هسته ای باعث گرم کردن بخار آب می شود و این بخار آب توربینهای 61 مگاواتی بخار ساخت آلستوم را به حرکت درمی آوردند. شارل دوگل هر 5 سال یکبار سوختگیری می کند.

    اشکالات فنی

    در سال 1999 شارل دوگل به یک گشت دریایی آزمایشی فرستاده شده تا اشکالات موجود در آن بررسی ورفع شوند. در این سفر معلوم شد که شارل دوگل برای نشست و برخواست هواپیماهای آواکس هاوک آی نیاز به عرشه ای عریض تر دارد. در نتیجه، به عرض عرشه ناو 4.4 متر افزوده شد. رفع این اشکال 5 میلیون فرانک هزینه برای مالیات پردازان فرانسوی به همراه داشت.

    در روز 28 فوریه 2000،  قسمتی از تاسیسات راکتور هسته ای شارل دوگل آتش گرفت و ناو را به حوضچه تعمیر بازگرداند. اما مصیبت اصلی در گشت دریایی ماه نوامبر سال 2000 بر سر شارل دوگل نازل شد. پروانه سمت چپ ناو در ضمن حرکت در اقیانوس  اطلس شمالی شکست و شارل دوگل به تولون بازگردانده شد. با بررسی های بیشتر مشخص شده که پروانه سمت راست و تمام پروانه های یدکی که برای این ناوتهیه شده بودند دچار همان اشکال بوده و باید به کارخانه سازنده بازگردانده شوند. اما آتش سوزی که در مدارک فنی و نقشه های موجود در کارخانه تولید کننده پروانه ها روی داد بدبیاری را برای شارل دوگل کامل کرد. مجبور شدند از پروانه های ناوهای بازنشسته فوش و کلمانسو -که در انبار بودند- به جای پروانه های طراحی شده برای شارل دوگل استفاده کنند. این امر به وضوح سرعت ناوهواپیمابر را کاهش می داد. در 5 مارس 2000 و در طی یک آزمون شارل دوگل توانست به سرعت 25.2 نات دست یابد. سرعت درنظرگرفته شده برای ناو 27 گره دریایی بود.

    شارل دوگل ماه های جولای تا اکتبر همان سال را به دلیل سروصدای زیاد در تعمیرگاه گذارند. سروصدای موتورخانه در قسمت عقب کشتی به 100 دسیبل رسیده بود و در آرامش خدمه ناو اختلال ایجاد می کرد.

    درنهایت، شارل دوگل در 18 می 2001 و پس از 5 سال از مدت زمان  برنامه ریزی شده پروژه به خدمت نیروی دریایی فرانسه درآمد. اما مشکلات دست از سر آن برنمی داشتند. در روز 8 نوامبر 2001 نشت گاز سمی از یک لوله سبب آسیب دیدن دو تن از پرسنل ناو شد. در روز 16 سپتامبر در روزنامه های فرانسه گزارشی از آلودگی بالای رادیواکتیو در ناو منتشر شد. اشکالات فنی کار را به جایی رساند که رئیس جمهور سابق فرانسه -والری ژیسکاردسن- شارل دوگل را یک "ناوهواپیمابر نصفه و نیمه" نامید.

    کاریکاتوری از شارل دوگل که در مطبوعات فرانسه چاپ شد. بر روی پلاکارد نوشته است :

    "آهسته برانید! کارگران مشغول کارند."

    لینک 16 

    در روز 11 اکتبر سال 2001، شارل دوگل به همراه 4 فروند هواپیمای آواکس و ناوچه کاسارد درگیر مانور لینک16 شدند. در این مانور یک شبکه اطلاعاتی با پهنای باند زیاد تمام تجهیزات نظامی صحنه نبرد را به هم متصل می نمود. این شبکه وظیفه دیده بانی هم زمان حریم هوایی فرانسه از جنوب بریتانیا در دریای مدیترانه را برعهده داشت. اطلاعات جمع آوری شده از آواکسها و شناورها می توانستند از طریق خطوط ارتباطی قدیمی لینک11 به ناوچه جین بارت نیز ارسال شوند.

    پیش به سوی افغانستان؛ عمیات هرکولس

    در 21 نوامبر 2001 دولت فرانسه تصمیم گرفت برای کمک به آمریکا در عملیات آزادسازی افغانستان، شارل دوگل را راهی اقیانوس هند کند. نیروی رزمی 473 به فرماندهی آدمیرال کلوزل در روز اول دسامبر فرانسه را ترک کرد. این ناوگان شامل ناوهای شارل دوگل، ناوچه های "لاموته-پیکو"، "ژان دووین"، "جین بارت"، زیردریایی هجومی "روبیس" و تانکر "موزه" بود. 2900 نفر، خدمه  نیروی رزمی 473 را تشکیل می دهند.

    گروه پروازی این ناوگان عبارت بود ازیک فروند آواکس هاوک آی 16 فروند هواپیمای سوپراتاندارد، 2 فروند هواپیما جنگنده رافائل ام و چند فروند هلیکوپتر. در روز 19 دسامبر اولین پرواز سوپراتاندارها بر فراز افغانستان و به منظور پوشش 3000 کیلومتر از مربع حریم هوایی آن کشور وعملیات شناسایی و بمباران انجام شد. سوپراتانداردها در طی 14 سورتی پرواز توانستند از چنگ 5 فروند موشک استینگر -که طالبان شلیک کرده بودند- بگریزند. آنها در روز دوم فوریه 2002 به همراه نیروهای آمریکا و بریتانیا در عملیات آناکوندا شرکت کردند. هواپیماهای رافائل در این جنگ در هیچ عملیات رزمی شرکت نداشتند.

    ناوگان دریایی مشترک 5 کشور عضو ناتو (آمریکا، بریتانای، فرانسه، ایتالیا و هلند) در عملیات آزادسازی افغانستان در دریایی عمان. هواپیمابر شارل دوگل در ردیف وسط اولین ناو است و پشت سر آن 1 فروند ناوهواپیمابر کلاس اینونسیبل از بریتانیا قراردارد. 2 فروند ناو آمریکایی از کلاس نیمیتز نیز در طرفین آنها حرکت می کنند. تفاوت محل قرارگیری جزیره شارل دوگل با هواپیمابرهای آمریکایی در این عکس کاملا مشهود است.

    پس از چندی، به هواپیماهای محمول شارل دوگل تعداد 6 فروند میراژ2000دی، 3 فروند رافائل  و 2 فروند "هاوک آی" افزوده شد. از ماه فوریه به بعد در چند نوبت هواپیماهای ناوهواپیمابر یواس اس جان استنیس و شارل دوگل در طی همکاری های نظامی دو کشور بر روی عرشه یکدیگر فرودآمدند.

    شارل دوگل (اولین ناوهواپیمابر اتمی اروپا) در کنار اینترپرایز (اولین ناوهواپیمابر آمریکا و جهان)

    در روز دوم می، شارل دوگل برای تجدید ذخایر و تسلیحات به سنگاپور بازگشت و پس از 16 روز مجددا راهی دریای عمان شد. هلیکوپترهای شارل دوگل در روز 19 اکتبر توانستند در طی یک عملیات نجات 3 نفر سرنشین یک بالین آسیب دیده را از مرگ نجات دهند.

    در روز 2 می 2006 شارل دوگل برای شرکت در یک مانور مشترک با نیروی دریایی هند با نام وارونا به شرق آسیا بازگشت.

    سیستمها و تجهیزات الکترونیکی

    شارل دوگل به یک سیستم مدیریت اطلاعات رزمی مجهز شده است که می تواند 2000 هدف را به صورت همزمان رهگیری کند. در سال 2004 یک سیستم جدید هدایت و کنترل ساخت شرکت تالس بر روی آن نصب شد. یک رادار سه بعدی آرابل نیز فضای اطراف ناو تا فاصله 70 کیلومتر را پوشش می دهد.


    بر روی شارل دوگل یک سیستم پرتاب کننده فریبنده 10 لوله ساخت ساژم وجود دارد که می تواند برای منحرف کردن موشکهای شلیک شده به سمت ناو بکاررود. این سیستم  می تواند فریبنده های رادار را تا فاصله 8 کیلومتری و فریبنده های مادون قرمز را تا 3 کیلومتری پرتاب کند.این فریبنده ها در کنار 3 سیستم اخلال در رادارهای دشمن از شرکت تالس وظیفه حفاظت از ناو را برعهده دارند.

    علاوه بر همه اینها شارل دوگل یک رادار جستجوی بردبلند سه بعدی، یک راداری جستجوی برد متوسط-بلند، یک رادار سی تایگر برای جستجوی سطح و هوا و 2 رادار ناوبری دارد.

    برای کمک به فرود هواپیماها در شب و یا شرایط دید کور از سیستم لیزری دالاس استفاده شده است. یک سیستم پایدار کننده حرکت کامپیوتری درشارل دوگل نصب شده است که همیشه ناو را در وضعیت افقی نگه می دارد. با استفاده از این سیستم حتی اگر امواج دریا به 4 متر هم برسند هواپیماها می توانند به صورت عادی بر روی عرشه نشست و برخاست کنند. برای مقابله با تاثیر بادهای شدید بر روی بدنه ناو نیز از یک سیستم کامپیوتری استفاده شده است.


    آخرین ویرایش: جمعه 28 بهمن 1390 02:44 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 6 بهمن 1390 04:09 ق.ظ نظرات ()


    در حال حاضر نیروی دریایی آمریکا برای دسته بندی نیروی دریایی کشورهای جهان از 3 اصلاح استفاده می کند:

    ·       ناوگان قهوه ای

    ·       ناوگان سبز

    ·       ناوگان آبی

     

     

    ناوگان قهوه ای

    از دید نیروی دریایی آمریکا "ناوگان قهوه ای" یک نیروی دریایی کوچک است که از قایقهای توپدار یا کشتی های گشتی کوچک تشکیل شده است و در رودخانه ها، دریاچه ها و سواحل خودی فعالیت می کند. این ناوگان ،به دلیل کوچکی شناورها، ظرفیت تهاجمی اندکی دارد هرچند که امروزه با پیشرفت موشکهای  شناورهای کوچک هم ظرفیت تهاجمی زیادی یافته اند.

    ریشه اصطلاح "ناوگان قهوه ای" به دوران جنگهای داخلی آمریکا (جنگهای آمریکاآمشمال و جنوب) باز می گردد. در این جنگ نیروی دریایی شمالی ها به محاصره بنادر جنوبی ها پرداخت تا واردات سلاح و مهمات جنوبی ها را از دیگر کشورها سدکنند. همزمان، تعدادی از قایقهای شمالی ها به توپ مسلح شده و وارد رودخانه می سی سی پی شدند تا بنادرجنوبی ها را در این رودخانه پهناور به محاصره درآوردند. این قایقهای توپدار زیرمجموعه  نیروی زمینی بودند اگرچه افسران نیروی دریایی بر آنها فرمان می راندند. در سال 1862 این ناوگان به همراه خدمه خود به نیروی دریایی شمالی ها واگذار شدند. شمالی ها به دلیل آبهای قهوه ای رودخانه می سی سی پی این ناوگان را "ناوگان قهوه ای" نامیدند تا بین آن با ناوگان ثابت نیروی دریایی ،که در "آبهای آبی" فعالیت می کرد، تفاوتی قایل شوند.

    "یو اس اس سایرو" در رودخانه می سی سی پی. سایرو در سال 1862 غرق شد و در سال 1964 از زیرآب خارج شده و به موزه شناور تبدیل شد.

    بعدها، در نقاط دیگری مانند چین، ویتنام و عراق نیز "ناوگان قهوه ای" بکارگرفته شد. در دهه 20 تعدادی از قایقهای توپدار آمریکا به چین فرستاده شد تا از اروپایی های مستقر در چین حفاظت شود. قایق توپدار "یو اس اس پانای" یکی از این قایقها بود که در تهاجم ژاپن به چین در سال 1937 توسط هواپیماهای ژاپنی غرق شد.

    در دسامبر 1965 ،برای اولین بار پس از جنگهای داخلی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا یک "ناوگان قهوه ای" برای بستن مسیرهای تدارکاتی ویت کونگها در ویتنام تدارک دید. این ناوگان از تجربیات "ناوگان قهوه ای" فرانسه در جنگ با ویتنامی ها بهره گرفت و در سالهای 1965 تا 1970 موفقیتهای زیادی به دست آورد. پس از خروج آمریکا از جنگ ویتنام تجهیزات "ناوگان قهوه ای" آمریکا به ویتنام جنوبی واگذار شد تا آنها خود جنگ را ادامه دهند.

    قایق آمریکایی در حال استفاده از شعله افکن در رودخانه های ویتنام

    امروزه، تنها "ناوگان قهوه ای" موجود آمریکا "اسکادرانهای رودخانه ای" سپاه تفنگداران دریایی در عراق هستند.

    ناوگان رودخانه ای تفنگداران دریایی آمریکا در عراق

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 بهمن 1390 09:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 4 بهمن 1390 07:42 ب.ظ نظرات ()
     

    در اولین روز از جنگ اکتبر1973 هواپیماهای نیروی هوایی مصر به اهدافی در صحرای سینای تحت اشغال اسرائیل حمله کردند. این حملات هوایی در پیروزی ابتدایی اعراب نقش داشتند. از دید مصری ها این حملات کلید رسیدن اعراب به پیروزی در این کشاکش بود.

    این امر به خوبی در منابع تاریخی ثبت شده است اما نبردهای هوایی دیگری نیز در روزهای باقیمانده از جنگ نیز صورت گرفتند که کمتر مورد بررسی قرارگرفته اند. جزئیات این گونه عملیات تا به امروز کمتر در اختیار عموم قرارگرفته اند. به ویژه یکی از این نبردها به اندازه ای برای دولت مصر اهمیت یافت که سبب شد روز نیروی هوایی این کشور از دوم نوامبر به 14 اکتبر تغییر یابد. نیروی هوایی مصر با سربلندی این نبردهوایی را "نبرد المنصوره" نامیده است و در روز 14 اکتبر یاد آن را گرامی می دارد.

    در سپیده دم روز 14 اکتبر -نهمین روز از آغاز جنگ- تعداد 9 تیپ زرهی از ارتشهای دوم و سوم مصر برای توسعه سرپلهای به دست آمده در سمت شرق کانال سوئز حمله ای را اجرا کردند. این حمله با پشتیبانی هواپیماهای میگ17، سوخو7، سوخو20 و میراژ که از پایگاه های غرب کانال و دلتای رود نیل برخواسته بودند انجام شد. پوشش هوایی منطقه نبرد توسط میگ 21 های وینگ یکصدوچهارم -که از پایگاه هوایی المنصوره برخواسته بودند- تامین می شد.

    وینگ یکصدوچهارم از 3 اسکادران میگ21 ام اف تشکیل شده بود. 2 اسکادران در المنصوره و یکی در تنتا قرارداشتند.

    درپاسخ، نیروی هوایی اسرائیل برای چهارمین بار کوشش کرد تا هواپیماهای رهگیر این وینگ را نابودکند و دوباره برتری هوایی خود را -مانند جنگ 6 روزه- براعراب تحمیل کند.

    حملاتی بر علیه پایگاه های المنصوره، تنتا و صالحیه انجام شد. در حقیقت، در روزهای هفتم، نهم و دوازدهم اکتبر حملاتی بر علیه المنصوره انجام شده بود اما هربار با مقاومت شدید جنگنده های مصری و شبکه موشکی و پدافند هوایی مصر مواجه شدند. عاقبت اسرائیلی ها در روز هفتم اکتبر 22 فروند هواپیما از دست دادند. این روز به بدترین روز جنگ برای نیروی هوایی اسرائیل تبدیل شد.

    چهارمین حمله هوایی اسرائیل توسط بیش از صدفروند فانتوم و اسکای هاوک انجام شد تا بلکه بتوانند المنصوره را نابودکنند. این نبردها در اوج خود بیش از 53 دقیقه طول کشید. بر اساس تخمین منابع مصری همزمان بیش از 180 فروند هواپیما در آسمان در تقیب یکدیگر بودند که بیشتر آنها به اسرائیل تعلق داشتند.

    این فانتوم به شماره 183 از جنگنده های اسکادران 69 "چکش ها" است. یکی از فانتومهای این اسکادران در روز 14 اکتبر ساقط شد. البته بنابر گزارش منابع اسرائیلی این هواپیما توسط آتش خودی هدف قرارگرفته و خدمه آن نجات یافتند. این هواپیما از جنگ1973 جان به در برد و بعدها توانست یک پیروزی هوایی دیگر به دست آورد. در این تصویر هواپیما را با یک غلاف جنگ الکترونیک آال کیو101، 2 تیر موشک اسپارو، 4 تیر موشک سایدویندر و 5 بمب ام117 می توان دید. حمل چنین بار سنگینی با سرعت بالا و در مسافتهای طولانی باعث شد تا فانتومها در خاورمیانه مشهور شوند. درحقیقت فانتومها چنان مشهور شده بودند که در طی این جنگ و درگیریهای بعدی هر جنگنده اسرائیلی "فانتوم" گزارش می شد. شاید به همین دلیل بود که مصری ها مدعی شدند در روز 17 اکتبر 1973 توانسته اند 17 فروند فانتوم اسرائیلی را سرنگون کنند.

    علاوه بر برتری عددی نیروی هوایی اسرائیل، آنها در کیفیت هواپیماها، تمرین ها و نیز تجربیات خلبان ها دست بالا را داشتند. تنها برتری مصری ها در این بود که خلبان ها و پرسنل نیروی هوایی مصر برای دفاع از خاک کشورشان می جنگیدند. روحیه مصری ها هنگامی که خلبان ها مصری توانستند به تلافی جنگ 6 روزه اولین هجوم هوایی اسرائیل را متوقف کنند به گونه ای ثابت افزایش می یافت.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 بهمن 1390 09:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 04:54 ب.ظ نظرات ()
    مورد کنستانتین وولکوف(Konstantin Volkov)

    در سال 1945 یکی از معاونین کنسول شوروی سابق در استانبول با کنسولگری بریتانیا در این شهر ارتباط برقرارکرد. او اظهار کرد که حاضر است در دریافت ازای 27هزار دلار به غرب پناهنده شود و نام 314جاسوس شوروی در ترکیه و 250 جاسوس شوروی در بریتانیا را لو بدهد. از همه مهمتر او اعلام کرد که تو دو جاسوس عالی رتبه شوروی در وزارت امور خارجه شوروی و یک نفر دیگر را در سرویس جاسوسی خارجی این کشور(سازمان ام.آی.6) می شناسد.
    وولکوف سه هفته به بریتانیا فرصت داد و در خواست کرد که اطلاعات مربوط به او را توسط مخابرات سیمی به لندن نفرستند چرا که روسها رمزهای دیپلماتیک بریتانیا را شکسته اند. پرونده او توسط پیک دیپلماتیک به لندن فرستاده شد و به دست رییس بخش ضدجاسوسی در امور شوروی سازمان ام.آی.6 یعنی کیم فیلبی رسید. فیلبی درخواست کرد که شخصا به استانبول پرواز کند ولی پرواز خود را به تأخیر انداخت و بعد از آن وولکوف دیگر دیده نشد. آخرین بار ترکها او و همسرش را در حالیکه بر روی برانکاری بسته شده بودند و به یک هواپیمای روسی حمل می شدند دیدند.
    اما واقعیتی که تا سالها بعد هیچ کس از آن خبر نداشت این بود که خود کیم فیلبی از سالها قبل جاسوس روسها بود و همان جاسوس عالی رتبه ای بود که در سرویس جاسوسی بریتانیا رخنه کرده بود و از بخت بد وولکوف پرونده او به دستش افتاد. فیلبی بلافاصله رابطان روس خود را در جریان پناهنده شدن وولکوف قرارداد و آنها قبل از اینکه وولکوف بتواند ضربه ای مهلک به سرویسهای اطلاعاتی شوروی وارد کند او را از میان برداشتند.
    سالها بعد فیلبی به شوروی سابق پناهنده شد و مورد وولکوف را یکی از کثیف ترین کارهایی که انجام داده بود برشمرد.



    کیم فیلبی رئیس بخش ضد جاسوسی سازمان امنیت انگلستان ام.ای.6 که خود جاسوس شوروی بود و بعدها به شوروی گریخت.


    برداشت آزاد از کتاب شناسایی و شکار جاسوس نوشته پیتر رایت انتشارات اطلاعات چاپ اول ترجمه محسن اشرفی صفحات 363-364


    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 11:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 19 فروردین 1390 12:07 ب.ظ نظرات ()

    در بیشتر مقالات بررسی قدرتهای هوایی به تحلیل تعداد و انواع هواپیماهای موجود در هر

    نیرو پرداخته می شود. بررسی تاریخ تأسیس یک نیرو به خودی خود وضعیت فعلی آن

    نیرو را مشخص نمی کند ولی مقایسه این تاریخ ها با یکدیگر چندان هم خالی از لطف

    نیست. دراین مجال کوتاه نگاهی داریم بر تاریخ تأسیس نیروهای هوایی منطقه خاورمیانه

    با این توضیح که اکثر این کشورها تجربه واحدهای هوایی را با واحدهای هوایی نیروی

    زمینی (هوانیروز) آغازکرده اند.

     

    ترکیه(امپراطوری عثمانی) :1911

    افغانستان:1924

    ایران: 1925

    مصر:1931

    عراق:1931

    لبنان:1945

    اردن:1946

    سوریه:1948

    اسرائیل:1948

    عربستان سعودی:1950

    عمان:1959

    یمن:1962

    قطر:1968

    امارات عربی متحده:1976

    بحرین:1977

     فهرست بالا بر اساس سال تأسیس نیروی هوایی کشورهای منطقه تنظیم شده است.

    همانگونه که دیده می شود امپراطوری عثمانی اولین کشوری بود که به تأسیس نیروی

    هوایی اقدام کرد. پس از آن کشورهای افغانستان، ایران، عراق و مصر نیروی هوایی خود

    را تشکیل دادند. جالب اینکه هر 4 کشور در آن دوران تحت نفوذ استعمار بریتانیا

    قرارداشتند. آخرین کشور منطقه که دست به تشکیل نیروی هوایی زد هم بحرین است که

    در عین حال جوان ترین کشور منطقه نیز می باشد.

     

    گردآوری:رضاکیانی موحد

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.



    ایا تا به حال بخش جنگ موزیک ما را مشاهده کرده اید؟  برای دیدن ان در سمت راست وبلاگ درقسمت صفحات جانبی  جنگ موزیک را گوش فرا دهید!


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 فروردین 1390 11:33 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 9 فروردین 1390 06:12 ب.ظ نظرات ()

    "قدرت هوایی یا جنگ را به پایان می رساند و یا بشریت را." وینستون چرچیل؛1933.

     جنگ داخلی اسپانیا تنها درگیری بزرگ نظامی در خاک اروپا در فاصله بین دو جنگ جهانگیر بود. در این جنگ، ناسیونالیستهای طرفدار فرانکو به صف آرایی در برابر جمهوری خواهان طرفدار حکومت دست چپی مادرید پرداختند.

    بلافاصله پس از آغاز درگیریها، اتحاد جماهیر شوروی (سابق) به طرفداری از جمهوری خواهان برخواست و تجهیزاتی از جمله شکاری های پلیکارپوف و بمب افکنهای توپولوف اس.بی-2 را در اختیار آنها گذاشت.

    توپولوف اس.بی-2در آسمان اسپانیا

    از دیگر سو، موسیلینی ، دیکتاتور ایتالیا، با اعزام بیش از 700 فروند هواپیما ،از جمله بمب افکنهای اس.ام-79، بی.آر-20 و اس.ام-81، به حرکت روسها پاسخ گفت. اما در حقیقت، قبل از آنکه پای ایتالیایی ها به جنگ بازشود ناسیونالیستها از یک ماشین نظامی سهمگین درخواست کمک کرده بودند؛ آلمان نازی تحت رهبری هیتلر. رایش سوم درگیری های داخلی اسپانیا را به منزله فرصتی طلایی برای خود ارزیابی کرد. از یک طرف این جنگ توجه کشورهای اروپایی را از برنامه تجدید سلاح گسترده هیتلر منحرف می کرد و از دیگرسو به وی اجازه می داد تا نیروها، تجهیزات و تاکتیکهایش را به صورت عملی به بوته آزمایش بسپارد. در ضمن، داشتن جای پایی در خاک اسپانیا سکوی پرتابی در اختیار هیتلر قرار می داد تا بعدها بتواند در تهاجم به جنوب فرانسه از آن بهره گیرد.


    آخرین ویرایش: جمعه 19 فروردین 1390 10:25 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4