جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

اولین گام به سوی آبهای آزاد(استراتژی آینده نیروی دریایی کره جنوبی)

در سال 2001 رئیس جمهور وقت کره جنوبی ، پرزیدنت کم دائه جونگ، سیاست جدید نیروی دریایی این کشور را مبنی بر "تشکیل ناوگانی برای دفاع از صلح جهانی در 5 دریا" اعلام کرد. هدف اصلی از سازماندهی این نیرو انجام عملیات نجات، کمک های بشردوستانه تحت نظارت سازمان ملل، کمک به آسیب دیدگان بلایای طبیعی و ... اعلام شده است.
بر طبق برنامه ریزی های انجام شده قرارشده است که نیروی دریایی کره جنوبی تا 10 سال آینده 2 یا 3 ناوگان "واکنش سریع" در اختیار داشته باشد. هر یک از این ناوگروه ها شامل یک فروند ناوهلیکوپتربر آبی-خاکی، 5 فروند ناوشکن و احتمالا تعدادی ناوچه و 2تا 3 فروند زیردریایی هجومی خواهندبود. آموزه های جدید نظامی کره جنوبی تغییرات سریع و گسترده ای را القا می کنند.
شناورها
نیروی دریایی کره جنوبی در سال 1998 اولین ناوشکن کلاس KDX-I خود را به خدمت گرفت. ساخت و طراحی این شناور در کره جنوبی اولین گام این نیرو برای تبدیل شدن از یک نیروی دریایی صرفا دفاعی به یک نیرویی دریایی تهاجمی بود. توان رزمی این شناور از یک قبضه توپ 127 میلیمتری، 2 قبضه توپ اتوماتیک گل کیپر، موشک های سی اسپارو، هارپون و دو قبضه اژدرافکن ناشی می شود. KDX-I می تواند مسافت 4500 مایل دریایی را بپیماید و دور از ساحل خودی عملیات کند. تا کنون 3 فروند از شناورهای کلاس KDX-I ساخته شده اند و آخرین آنها در سال 2000 به نیروی دریایی کره جنوبی پیوسته است.

کادی ایکس-1
گام بعدی این نیرو ،برای تبدیل شدن به یک نیروی دریایی با توان عملیات در آبهای آزاد، ساخت ناوشکن مدرن KDX-II بود. طراحی بدنه این شناور ،که پیشرفته تر از نمونه قبلی بود، با کمک یک شرکت آلمانی انجام شد. موشک انداز عمودی 32 خانه برای شلیک موشکهای استاندارد بلوک3-آ پدافند هوایی از فاصله دور و موشک انداز 21 خانه RIM-116 پدافند هوایی از فاصله نزدیک را برعهده دارند. علاوه بر آن، ناوشکن KDX-II از سلاح های بکاررفته در سلف خود مانند موشک انداز 8 خانه هارپون، توپ 127 میلیمتری، اژدرافکن و 2 قبضه توپ اتوماتیک گل کیپر بهره برده است. سیستم مدیریت صحنه نبرد KDCOM-II ،که در ناوچه های تایپ-23 نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا بکاررفته است، برای رزمناو KDX-II انتخاب شد. از سال 2003 تا کنون 6 فروند از شناورهای کلاس KDX-II به خدمت نیروی دریایی کره جنوبی درآمده اند.
اما پیشرفته ترین ناوشکنهای درنظر گرفته شده برای ناوگان واکنش سریع آینده کره جنوبی ناوشکنهای کلاس شاه سجونگ (شناورهای کلاس KDX-III) خواهند بود. هر یک از شناورهای پیشرفته KDX-III ظرفیتی در حدود 2 برابر ناوشکنهای قدیمی KDX-I و KDX-II دارند. وزن این ناوشکن در حدود یک رزمناو سنتی است و دارای قدرت آتشی فوق العاده می باشند. این شناور به انواع سلاح های پیشرفته مانند موشکهای کروزبرای حمله به مواضع زمینی دشمن، موشکهای ضدزیردریایی، موشکهای پدافند هوایی، اژدرافکن و یک قبضه توپ 127 میلیمتری مجهز شده است. قدرت آتش فوق العاده این رزمناو آن را به صورت یکی از قوی ترین شناورهای رزمی امروز جهان درآورده است.
قلب تپنده شناور KDX-III سیستم پیشرفته مدیریت رزمی AEGIS است که امتیاز آن از آمریکا گرفته شده است. این سیستم برای هدایت خودکار موشکها در صحنه نبرد ساخته شده و می تواند موشکهای شلیک شده از یک ناو یا ناوهای دیگر را با دقت بالایی تا هدفهایشان هدایت کند. AEGIS می تواند تا 100 هدف را در فاصله بیش از 100 مایل دریایی رهگیری کند. ساخت هر فروند از ناوشکنهای کلاس KDX-III برای کره جنوبی در حدود 1 میلیارد دلار هزینه برداشته است و قرار است که اولین آنها تا سال 2009 وارد خدمت شود. تا کنون 3 فروند از شناورهای کلاس KDX-III سفارش داده شده اند و احتمالا این تعداد تا 6 فروند افزایش خواهد یافت. هر ناوگروه "واکنش سریع" نیروی دریایی کره جنوبی را 2 فروند از این شناورهای جدید و چند فروند ناوشکن قدیمی تر همراهی خواهندکرد.

کا.دی.ایکس-3
ناوهلیکوپتربر دوکدو
ناوسرفرماندهی ناوگان "واکنش سریع"کره جنوبی، ناو آبی-خاکی کلاس دوکدو خواهد بود. طراحی و ساخت این ناو هلیکوپتربر کاملا در کره جنوبی صورت گرفته است. ناو دوکدو در حدود 200 متر طول و 31متر عرض داشته و وزن کامل آن با تجهیزات به 18000 تن می رسد. این اندازه ها دوکدو را به صورت بزرگترین شناور نیروی دریایی کره جنوبی و شمال شرقی آسیا در خواهد آورد.

ناوآبی-خاکی دوکدو

 

ناوهلیکوپتربر دوکدو برای انجام "حملات ماوراء افق" طراحی شده است. بر اساس این آموزه، حمله آبی-خاکی باید به وسیله تجهیزات پرسرعتی مانند هلیکوپتر، هاورکرافت یا زرهپوشهای آبی-خاکی و در فاصله ای بسیار دور از ساحل دشمن انجام شود. این حمله به گونه ای انجام می شود که به آسانی توسط دشمن کشف نشود و شناورهای بکارگرفته شده مورد ضدحمله واقع نشوند. شناورهای آبی-خاکی سنتی برای انجام عملیات آبی-خاکی کاملا به ساحل نزدیک می شدند و همواره این خطر وجود داشت که در مرحله حیاتی پیاده کردن نیروها در ساحل توسط توپخانه دشمن قلع و قمع شوند.
ناو آبی-خاکی دوکدو به یک عرشه عقبی مجهز شده است که می توان از آن برای تخلیه یا بارگیری انواع لندینگ کرافت یا هاورکرافت استفاده کرد. دو فروند هاورکرافت LCAC درنظرگرفته شده برای ناوهلیکوپتربر دوکدو می توانند تجهیزات بارگیری شده خود را با سرعت 40 کیلومتر بر ساعت به ساحل دشمن رسانده و تخلیه کنند. در حال حاضر نیروی دریایی آمریکا و نیروی دریایی ژاپن کاربران اصلی LCAC ها هستند. اگرچه نمونه کره ای این هاورکرافتها شباهت زیادی با نمونه آمریکایی آن دارد اما حقیقت آن است که کره ای ها آن را بدون مشاوره و دخالت آمریکایی ها ساخته اند. اولین هاورکرافت کره ای در سال 1989 به آب انداخته شد و وزن کامل آن به 120 تن می رسد.

هاورکرافتهای ساخت کره جنوبی
دوکدو علاوه بر 300 نفر پرسنل خود می تواند 720 تفنگدار دریایی، 10 دستگاه تانک، 10 دستگاه زرهپوش، 10 دستگاه تانک آبی-خاکی، 3 قبضه توپ صحرایی، 10 فروند هلیکوپتر و 2 فروند هاورکرافت LCAC را حمل کند و این تجهیزات و نفرات را در کمترین زمان از راه دریا یا هوا به ساحل یا عمق خاک دشمن سرازیرسازد. دفاع از دوکدو برعهده سیستم موشکی RIM-116 و توپ واکنش سریع گل کیپر قراردارد.
نیروی دریایی کره جنوبی ناوهلیکوپتربر دوکدو را به صورت رسمی یک ناو کلاس LPH معرفی کرده است و این امر بدان معنی است که وظیفه هلیکوپترهای این ناو حمل نفرات و تجهیزات به ساحل می باشد. اما با توسعه پروژه "هلیکوپتر چند منظوره کره جنوبی" ،که با کمک شرکت سیکورسکی دنبال می شود، این احتمال وجود دارد که بعدها شناورهای این کلاس به عنوان ناوهلیکوپتربر هجومی (LHA) به خدمت گرفته شوند. ناظران نظامی اعتقاد دارند که هلیکوپتر بومی کره جنوبی احتمالا شبیه پروژه لغو شده آمریکایی کمانچی از آب درخواهدآمد.

دوکدو
گزینه دیگر نیروی دریایی کره جنوبی این است که با نصب یک تخته پرش در سینه شناور، این شناورها را به یک ناوهواپیمابر کوچک برای پرواز هواپیماهای عمودپروازی چون هاریر یا اف-35 تبدیل کند. البته نیروی دریایی کره بکارگیری دوکدو را به عنوان ناوهواپیمابر انکارکرده است اما در آینده ممکن است که نیازهای عملیاتی سبب شود که نقش یک ناوهواپیمابر سبک برای این شناور در نظرگرفته شود.
دوکدو در سال 2005 در بندر پوسان به آب انداخته شد و در سال 2007 به خدمت نیروی دریایی کره جنوبی پیوست. احتمالا ناوهلیکوپتربر دوم نیز تا سال 2010 به خدمت خواهدگرفته شد. مالزی به داشتن حداقل یک فروند ناوهلیکوپتر کلاس دوکدو ابراز تمایل کرده است و احتمال داده می شود که توان کشتی سازی کره جنوبی کشورهای ترکیه و استرالیا را نیز در صف خریداران این ناوهلیکوپتربر قراردهد.
زیردریایی ها
ظرفیت زیرسطحی ناوگان "واکنش سریع" جدید توسط زیردریایی های جدید کره جنوبی تأمین خواهدشد. تا کنون نیروی دریایی کره جنوبی بر زیردریایی های متوسطی مانند زیردریایی های کلاس دولفین تکیه داشته است. کره جنوبی یک پروژه 3 مرحله ای را برای ساخت زیردریایی های پیشرفته بومی به اجرا گذاشته است.

زیردریایی تایپ214 آلمانی مونتاژ شده در کره جنوبی

مرحله اول این برنامه، ساخت زیردریایی 1200 تنی تایپ-209 با نام بومی"چانگ بو گو" و مرحله دوم مونتاژ تحت لیسانس زیردریایی آلمانی تایپ-214 است. نمونه کره ای تایپ-214 مجهز به پیشرانه "مستقل از هوا" بوده و با وزن 1800 تن در سال 2006 به آب انداخته شده است. این شناور به دو موتور دیزل 16 سیلندرمجهز شده و دارای 8 لوله برای شلیک اژدر و 4 لوله مخصوص شلیک موشکهای هارپون زیر آبی است. برد عملیاتی یک زیردریایی تایپ-214 1200 مایل (با سرعت 4 گره) و عمق عملیاتی غوطه وری آن در حدود 250 متر است. تا کنون 2 فروند از زیردریایی های تایپ-214 توسط صنایع کشتی سازی کره جنوبی ساخته شده اند و انتظار می رود که 7 فروند زیردریایی تایپ-214 دیگر نیز ساخته شوند.
آخرین مرحله پروژه زیردریایی بومی کره جنوبی طراحی و ساخت زیردریایی های 3000 تنی هستند که احتمالا تا سال 2017 به آب انداخته می شوند. کره جنوبی امیدوار است که ،برخلاف دو کلاس قبلی، این زیردریایی کاملا بومی بوده و برای ساخت آن بر توانایی های داخلی این کشور تکیه شود.
برآیند
کره جنوبی تا به امروز برای دفاع از خود تکیه زیادی بر متحدینش ، به ویژه آمریکا و ژاپن، داشته است. پیشرفتهای تکنولوژیکی در 2 دهه گذشته این امکان را به نیروهای نظامی کره جنوبی داده است که در برابر تهدیدات بالقوه نقش مؤثرتری را برعهده بگیرند. نیروهای نظامی کره جنوبی در بیست سال گذشته درگیر یک برنامه مدرن سازی گسترده بوده اند. امروزه کره جنوبی در ساخت شناورهای سطحی و زیرسطحی به خودکفایی رسیده، در حال طراحی هواپیماهای جنگنده، تانک و هلیکوپتر بومی است و چندین پروژه موشکی را به انجام رسانده است.
در سال 2007 ،برای اولین بار در تاریخ، ناوهلیکوپتربر دوکدو در تمرینات مشترک نظامی با آمریکا نقش ناوسرفرماندهی را برعهده گرفت. در این مانور ناوهلیکوپتربر دوکدو در فاصله 4 کیلومتری ساحل ایستاده بود و هدایت 77 دستگاه تانک، 60 فروند هواپیما، 8000 سرباز و 20 شناور سطحی دیگر را (ازجمله ناوهای هلیکوپتربر آمریکایی اسکس و جونیو) در صحنه عملیات برعهده گرفته بود.

دوکدو در حال پیاده سازی نیرو در تمرین مشترک با آمریکا 2007
با اتمام این مانور نظامی نیروی دریایی کره جنوبی ثابت کرد که دیگر از قالب یک نیروی دریایی صرفا دفاعی درآمده و می تواند نقش یک نیروی دریایی تهاجمی را برعهده بگیرد. این تمرینات ثابت کردند که این نیرو می تواند یک حمله آبی-خاکی ماوراء افق در ابعاد بزرگ را اجرا، فرماندهی و سرپرستی کند. کره جنوبی یکی از 5 کشور بزرگ واردکننده نفت است و بازبودن خطوط کشتی رانی نقش حساسی را در آموزه های امنیتی این کشور بازی می کند. در صورت بروز یک بحران نظامی، نیروی دریایی این کشور باید بتواند تهدیداتی که شریانهای انرژی این کشور را در خطر قرار می دهند رفع کنند.


نویسنده:رضاکیانی موحد

منتشر شده در ماهنامه جنگ افزار


در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


اکبر اعتماد،پدر برنامه هسته ای ایران: غرب دروغ می گوید، ایران باید هسته ای شود،/ نظر محمدرضا پهلوی در مورد برنامه هسته ای


مسابقه و رقابت 2 سرباز آمریکایی و کانادایی


تزار یا رئیس جمهور


ترور یک فرمانده اس اس و عاقبت عامل آن


اکس آ 200؛جنگجوی شمالی(فنلاند)


ویلی کوچولو؛ اولین تانک جهان


آیا مغولها از باروت استفاده می کردند؟


هنر جنگیدن در عصر اتم- قسمت اول:اصول اساسی


هنر جنگیدن در عصر اتم- قسمت دوم:مکانیزمهای شکست


پرسپولیس کجاست؟

 

پس از سقوط امپراطوری ساسانی به دست اعراب مسلمان، ایرانیان تا قرنها سیادت دریایی خود را در خلیج فارس و دریای عمان از دست دادند. باوجود روی کار آمدن حکومتهای ایرانی ،مانند آل بویه و طاهریان، تا زمان صفویه هیچ فرمانروایی به فکر زنده کردن مجدد این اقتدار نیافتاد. این ضعف سبب شد که در زمان صفویه استعمارگران پرتغالی به راحتی بنادر و جزایرمهم خلیج فارس را اشغال کنند. شاه عباس اول برای بازپس گیری این جزایر از ناوگان کمپانی هندشرقی کمک گرفت ولی خودش هیچگاه به صرف تأسیس یک نیروی دریایی مقتدرنیفتاد.

 



پس از اخراج پرتغالیها از خلیج فارس، کنترل خلیج فارس در دستان امپراطوری بریتانیا قرارگرفت. در زمان نادرشاه ،و با تأکید وی، یک نیروی دریایی مقتدر تشکیل شد که تقریبا توانست تمام سواحل و جزایر خلیج فارس و حتی کشور عمان امروزی را به فرمانبرداری از ایران وادارکند اما پس از مرگ نادر این ناوگان نیز به دست فراموشی سپرده شد و خلیج فارس دوباره به حیاط خلوت بریتانیا تبدیل شد.

در دوران قاجاریه جنگهای زمینی توجه پادشاهان این سلسله را به خود جلب کرده بود و از توسعه نیروی دریایی بازمی داشت. اولین بار فتحلی شاه بود که به فکر ایجاد یک ناوگان نظامی افتاد و بدین منظور قراردادی با انگلیسیها امضا کرد که طبق آن خرید هرگونه شناور نظامی باید از آن کشور صورت می گرفت. اما امپراطوری بریتانیا ،که اقتدار دریایی ایران را به ضرر منافع خود در هندوستان می دانست، همواره در راه انجام این قرارداد مانع تراشی می کرد.

ادامه مطلب

ناوهواپیمابر شارل دوگل


شارل دوگل تنها ناوهواپیمابر عملیاتی نیروی دریایی فرانسه و ناو سرفرماندهی این نیرو می باشد. شارل دوگل دهمین ناوهواپیمابر فرانسه، اولین شناور سطحی اتمی فرانسه و همچنین اولین ناوهواپیمابر اتمی غیر آمریکایی جهان است. گروه پروازی، ابزارجنگ الکترونیک و موشکهای شارل دوگل به این ناو چنان قدرت تهاجمی بخشیده اند که تا کنون در نیروی دریایی فرانسه سابقه نداشته است.

طراحی و ساخت

ناوهای هواپیمابر فوش و کلمانسو در سالهای 61 و 63 کامل شدند و در میانه دهه 70 نیاز به جایگزینی برای آنها احساس می شد. ساخت شارل دوگل -به عنوان یک طرح جدید داخلی- در سال 1989 آغازشد و بدنه آن در ماه می سال 1994 به پایان رسید. شارل دوگل بزرگترین کشتی نظامی ساخته شده در اروپای غربی پس از سال 1951می باشد. رئیس جمهور وقت فرانسه -فرانسوا میتران- این ناو را ریشیولیو نامید. بنابر سنت نیروی دریایی فرانسه ناوهای سرفرماندهی این نیروی به نام کاردینال ریشیلو نامیده می شدند اما در 7 فوریه 1987 ژاک شیراک نام این ناو را به شارل دوگل تغییرداد. شیراک یکی از طرفداران متعصب مارشال دوگل بوده و هست.

شارل دوگل دومین ناوبزرگ اروپایی پس از دریاسالار کوزنتسوف روسی است و تا ساخت ناوهواپیمابر مشترک فرانسه و بریتانیا، بزرگترین و قوی ترین ناوهواپیمابر اروپا باقی خواهد ماند. شارل دوگل یک هواپیمابر سنتی است که دارای عرشه زاویه دار است. زاویه عرشه دوم شارل دوگل با عرشه اصلی ناو 8.5 درجه است و طول باند اصلی آن به 195 متر بالغ می شود.

شارل دوگل از 2 منجنیق آمریکایی -مانند منجنیقهای ناوهواپیمابر نیمیتز- استفاده می کند. این نوع منجنیق می تواند در هر 1 دقیقه 1 فروند هواپیما را به پرواز درآورد. شارل دوگل تنها هواپیمابر اروپایی است که به منجنیق مجهز شده است. اگرچه استفاده از منجنیق -از نظرمالی، نگهداری و فنی- مشکلاتی دربردارد اما نصب منجنیق به ناوهای هواپیمابر اجازه می دهد تا هواپیماهای بزرگتر و سنگینتری را -نسبت به هواپیمابرهای کوچکتر- حمل کنند. در هواپیمابرهای کوچک -مانند اینونسیبل انگلیسی یا گالیباردی ایتالیایی- تنها از هواپیماهای عمود پرواز استفاده می شود. نشست و برخاست به صورت عمودی ظرفیت کمی برای حمل سوخت و مهمات این هواپیماها باقی می گذارد.

جزیره این ناو جلوتر از هواپیمابرهای پیشین قرارگرفته است و در پشت آن 2 دستگاه آسانسور قراردارد. از قرار دادن آسانسور مرکزی در عرشه شارل دوگل صرف نظر شده است تا از تمام فضای آشیانه زیر عرشه استفاده شود. برخلاف ناوهای هواپیمابر اروپایی که در زمان جنگ سرد ساخته می شدند، شارل دوگل یک ناوهواپیمابر ضدزیردریایی نیست. محول کردن نقش ضدزیردریایی به هلیکوپترها و بکارگیری رادارهای پرنده هاوک آی نشان دهنده تغییر استراتژی نیروی دریایی فرانسه از جنگ ضدزیردریایی به نفع جنگهای هوایی است.

شارل دوگل به 2 راکتور هسته ای به قدرت 61 مگاوات مجهز شده است و می تواند تا به عملیاتهای طولانی مدت اعزام شود. نیروی حاصل از شکافت هسته ای باعث گرم کردن بخار آب می شود و این بخار آب توربینهای 61 مگاواتی بخار ساخت آلستوم را به حرکت درمی آوردند. شارل دوگل هر 5 سال یکبار سوختگیری می کند.

اشکالات فنی

در سال 1999 شارل دوگل به یک گشت دریایی آزمایشی فرستاده شده تا اشکالات موجود در آن بررسی ورفع شوند. در این سفر معلوم شد که شارل دوگل برای نشست و برخواست هواپیماهای آواکس هاوک آی نیاز به عرشه ای عریض تر دارد. در نتیجه، به عرض عرشه ناو 4.4 متر افزوده شد. رفع این اشکال 5 میلیون فرانک هزینه برای مالیات پردازان فرانسوی به همراه داشت.

در روز 28 فوریه 2000،  قسمتی از تاسیسات راکتور هسته ای شارل دوگل آتش گرفت و ناو را به حوضچه تعمیر بازگرداند. اما مصیبت اصلی در گشت دریایی ماه نوامبر سال 2000 بر سر شارل دوگل نازل شد. پروانه سمت چپ ناو در ضمن حرکت در اقیانوس  اطلس شمالی شکست و شارل دوگل به تولون بازگردانده شد. با بررسی های بیشتر مشخص شده که پروانه سمت راست و تمام پروانه های یدکی که برای این ناوتهیه شده بودند دچار همان اشکال بوده و باید به کارخانه سازنده بازگردانده شوند. اما آتش سوزی که در مدارک فنی و نقشه های موجود در کارخانه تولید کننده پروانه ها روی داد بدبیاری را برای شارل دوگل کامل کرد. مجبور شدند از پروانه های ناوهای بازنشسته فوش و کلمانسو -که در انبار بودند- به جای پروانه های طراحی شده برای شارل دوگل استفاده کنند. این امر به وضوح سرعت ناوهواپیمابر را کاهش می داد. در 5 مارس 2000 و در طی یک آزمون شارل دوگل توانست به سرعت 25.2 نات دست یابد. سرعت درنظرگرفته شده برای ناو 27 گره دریایی بود.

شارل دوگل ماه های جولای تا اکتبر همان سال را به دلیل سروصدای زیاد در تعمیرگاه گذارند. سروصدای موتورخانه در قسمت عقب کشتی به 100 دسیبل رسیده بود و در آرامش خدمه ناو اختلال ایجاد می کرد.

درنهایت، شارل دوگل در 18 می 2001 و پس از 5 سال از مدت زمان  برنامه ریزی شده پروژه به خدمت نیروی دریایی فرانسه درآمد. اما مشکلات دست از سر آن برنمی داشتند. در روز 8 نوامبر 2001 نشت گاز سمی از یک لوله سبب آسیب دیدن دو تن از پرسنل ناو شد. در روز 16 سپتامبر در روزنامه های فرانسه گزارشی از آلودگی بالای رادیواکتیو در ناو منتشر شد. اشکالات فنی کار را به جایی رساند که رئیس جمهور سابق فرانسه -والری ژیسکاردسن- شارل دوگل را یک "ناوهواپیمابر نصفه و نیمه" نامید.

کاریکاتوری از شارل دوگل که در مطبوعات فرانسه چاپ شد. بر روی پلاکارد نوشته است :

"آهسته برانید! کارگران مشغول کارند."

لینک 16 

در روز 11 اکتبر سال 2001، شارل دوگل به همراه 4 فروند هواپیمای آواکس و ناوچه کاسارد درگیر مانور لینک16 شدند. در این مانور یک شبکه اطلاعاتی با پهنای باند زیاد تمام تجهیزات نظامی صحنه نبرد را به هم متصل می نمود. این شبکه وظیفه دیده بانی هم زمان حریم هوایی فرانسه از جنوب بریتانیا در دریای مدیترانه را برعهده داشت. اطلاعات جمع آوری شده از آواکسها و شناورها می توانستند از طریق خطوط ارتباطی قدیمی لینک11 به ناوچه جین بارت نیز ارسال شوند.

پیش به سوی افغانستان؛ عمیات هرکولس

در 21 نوامبر 2001 دولت فرانسه تصمیم گرفت برای کمک به آمریکا در عملیات آزادسازی افغانستان، شارل دوگل را راهی اقیانوس هند کند. نیروی رزمی 473 به فرماندهی آدمیرال کلوزل در روز اول دسامبر فرانسه را ترک کرد. این ناوگان شامل ناوهای شارل دوگل، ناوچه های "لاموته-پیکو"، "ژان دووین"، "جین بارت"، زیردریایی هجومی "روبیس" و تانکر "موزه" بود. 2900 نفر، خدمه  نیروی رزمی 473 را تشکیل می دهند.

گروه پروازی این ناوگان عبارت بود ازیک فروند آواکس هاوک آی 16 فروند هواپیمای سوپراتاندارد، 2 فروند هواپیما جنگنده رافائل ام و چند فروند هلیکوپتر. در روز 19 دسامبر اولین پرواز سوپراتاندارها بر فراز افغانستان و به منظور پوشش 3000 کیلومتر از مربع حریم هوایی آن کشور وعملیات شناسایی و بمباران انجام شد. سوپراتانداردها در طی 14 سورتی پرواز توانستند از چنگ 5 فروند موشک استینگر -که طالبان شلیک کرده بودند- بگریزند. آنها در روز دوم فوریه 2002 به همراه نیروهای آمریکا و بریتانیا در عملیات آناکوندا شرکت کردند. هواپیماهای رافائل در این جنگ در هیچ عملیات رزمی شرکت نداشتند.

ناوگان دریایی مشترک 5 کشور عضو ناتو (آمریکا، بریتانای، فرانسه، ایتالیا و هلند) در عملیات آزادسازی افغانستان در دریایی عمان. هواپیمابر شارل دوگل در ردیف وسط اولین ناو است و پشت سر آن 1 فروند ناوهواپیمابر کلاس اینونسیبل از بریتانیا قراردارد. 2 فروند ناو آمریکایی از کلاس نیمیتز نیز در طرفین آنها حرکت می کنند. تفاوت محل قرارگیری جزیره شارل دوگل با هواپیمابرهای آمریکایی در این عکس کاملا مشهود است.

پس از چندی، به هواپیماهای محمول شارل دوگل تعداد 6 فروند میراژ2000دی، 3 فروند رافائل  و 2 فروند "هاوک آی" افزوده شد. از ماه فوریه به بعد در چند نوبت هواپیماهای ناوهواپیمابر یواس اس جان استنیس و شارل دوگل در طی همکاری های نظامی دو کشور بر روی عرشه یکدیگر فرودآمدند.

شارل دوگل (اولین ناوهواپیمابر اتمی اروپا) در کنار اینترپرایز (اولین ناوهواپیمابر آمریکا و جهان)

در روز دوم می، شارل دوگل برای تجدید ذخایر و تسلیحات به سنگاپور بازگشت و پس از 16 روز مجددا راهی دریای عمان شد. هلیکوپترهای شارل دوگل در روز 19 اکتبر توانستند در طی یک عملیات نجات 3 نفر سرنشین یک بالین آسیب دیده را از مرگ نجات دهند.

در روز 2 می 2006 شارل دوگل برای شرکت در یک مانور مشترک با نیروی دریایی هند با نام وارونا به شرق آسیا بازگشت.

سیستمها و تجهیزات الکترونیکی

شارل دوگل به یک سیستم مدیریت اطلاعات رزمی مجهز شده است که می تواند 2000 هدف را به صورت همزمان رهگیری کند. در سال 2004 یک سیستم جدید هدایت و کنترل ساخت شرکت تالس بر روی آن نصب شد. یک رادار سه بعدی آرابل نیز فضای اطراف ناو تا فاصله 70 کیلومتر را پوشش می دهد.


بر روی شارل دوگل یک سیستم پرتاب کننده فریبنده 10 لوله ساخت ساژم وجود دارد که می تواند برای منحرف کردن موشکهای شلیک شده به سمت ناو بکاررود. این سیستم  می تواند فریبنده های رادار را تا فاصله 8 کیلومتری و فریبنده های مادون قرمز را تا 3 کیلومتری پرتاب کند.این فریبنده ها در کنار 3 سیستم اخلال در رادارهای دشمن از شرکت تالس وظیفه حفاظت از ناو را برعهده دارند.

علاوه بر همه اینها شارل دوگل یک رادار جستجوی بردبلند سه بعدی، یک راداری جستجوی برد متوسط-بلند، یک رادار سی تایگر برای جستجوی سطح و هوا و 2 رادار ناوبری دارد.

برای کمک به فرود هواپیماها در شب و یا شرایط دید کور از سیستم لیزری دالاس استفاده شده است. یک سیستم پایدار کننده حرکت کامپیوتری درشارل دوگل نصب شده است که همیشه ناو را در وضعیت افقی نگه می دارد. با استفاده از این سیستم حتی اگر امواج دریا به 4 متر هم برسند هواپیماها می توانند به صورت عادی بر روی عرشه نشست و برخاست کنند. برای مقابله با تاثیر بادهای شدید بر روی بدنه ناو نیز از یک سیستم کامپیوتری استفاده شده است.


ادامه مطلب

کدام ناوگان؟ کدام رنگ؟


در حال حاضر نیروی دریایی آمریکا برای دسته بندی نیروی دریایی کشورهای جهان از 3 اصلاح استفاده می کند:

·       ناوگان قهوه ای

·       ناوگان سبز

·       ناوگان آبی

 

 

ناوگان قهوه ای

از دید نیروی دریایی آمریکا "ناوگان قهوه ای" یک نیروی دریایی کوچک است که از قایقهای توپدار یا کشتی های گشتی کوچک تشکیل شده است و در رودخانه ها، دریاچه ها و سواحل خودی فعالیت می کند. این ناوگان ،به دلیل کوچکی شناورها، ظرفیت تهاجمی اندکی دارد هرچند که امروزه با پیشرفت موشکهای  شناورهای کوچک هم ظرفیت تهاجمی زیادی یافته اند.

ریشه اصطلاح "ناوگان قهوه ای" به دوران جنگهای داخلی آمریکا (جنگهای آمریکاآمشمال و جنوب) باز می گردد. در این جنگ نیروی دریایی شمالی ها به محاصره بنادر جنوبی ها پرداخت تا واردات سلاح و مهمات جنوبی ها را از دیگر کشورها سدکنند. همزمان، تعدادی از قایقهای شمالی ها به توپ مسلح شده و وارد رودخانه می سی سی پی شدند تا بنادرجنوبی ها را در این رودخانه پهناور به محاصره درآوردند. این قایقهای توپدار زیرمجموعه  نیروی زمینی بودند اگرچه افسران نیروی دریایی بر آنها فرمان می راندند. در سال 1862 این ناوگان به همراه خدمه خود به نیروی دریایی شمالی ها واگذار شدند. شمالی ها به دلیل آبهای قهوه ای رودخانه می سی سی پی این ناوگان را "ناوگان قهوه ای" نامیدند تا بین آن با ناوگان ثابت نیروی دریایی ،که در "آبهای آبی" فعالیت می کرد، تفاوتی قایل شوند.

"یو اس اس سایرو" در رودخانه می سی سی پی. سایرو در سال 1862 غرق شد و در سال 1964 از زیرآب خارج شده و به موزه شناور تبدیل شد.

بعدها، در نقاط دیگری مانند چین، ویتنام و عراق نیز "ناوگان قهوه ای" بکارگرفته شد. در دهه 20 تعدادی از قایقهای توپدار آمریکا به چین فرستاده شد تا از اروپایی های مستقر در چین حفاظت شود. قایق توپدار "یو اس اس پانای" یکی از این قایقها بود که در تهاجم ژاپن به چین در سال 1937 توسط هواپیماهای ژاپنی غرق شد.

در دسامبر 1965 ،برای اولین بار پس از جنگهای داخلی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا یک "ناوگان قهوه ای" برای بستن مسیرهای تدارکاتی ویت کونگها در ویتنام تدارک دید. این ناوگان از تجربیات "ناوگان قهوه ای" فرانسه در جنگ با ویتنامی ها بهره گرفت و در سالهای 1965 تا 1970 موفقیتهای زیادی به دست آورد. پس از خروج آمریکا از جنگ ویتنام تجهیزات "ناوگان قهوه ای" آمریکا به ویتنام جنوبی واگذار شد تا آنها خود جنگ را ادامه دهند.

قایق آمریکایی در حال استفاده از شعله افکن در رودخانه های ویتنام

امروزه، تنها "ناوگان قهوه ای" موجود آمریکا "اسکادرانهای رودخانه ای" سپاه تفنگداران دریایی در عراق هستند.

ناوگان رودخانه ای تفنگداران دریایی آمریکا در عراق

ادامه مطلب

نبرد المنصوره

 

در اولین روز از جنگ اکتبر1973 هواپیماهای نیروی هوایی مصر به اهدافی در صحرای سینای تحت اشغال اسرائیل حمله کردند. این حملات هوایی در پیروزی ابتدایی اعراب نقش داشتند. از دید مصری ها این حملات کلید رسیدن اعراب به پیروزی در این کشاکش بود.

این امر به خوبی در منابع تاریخی ثبت شده است اما نبردهای هوایی دیگری نیز در روزهای باقیمانده از جنگ نیز صورت گرفتند که کمتر مورد بررسی قرارگرفته اند. جزئیات این گونه عملیات تا به امروز کمتر در اختیار عموم قرارگرفته اند. به ویژه یکی از این نبردها به اندازه ای برای دولت مصر اهمیت یافت که سبب شد روز نیروی هوایی این کشور از دوم نوامبر به 14 اکتبر تغییر یابد. نیروی هوایی مصر با سربلندی این نبردهوایی را "نبرد المنصوره" نامیده است و در روز 14 اکتبر یاد آن را گرامی می دارد.

در سپیده دم روز 14 اکتبر -نهمین روز از آغاز جنگ- تعداد 9 تیپ زرهی از ارتشهای دوم و سوم مصر برای توسعه سرپلهای به دست آمده در سمت شرق کانال سوئز حمله ای را اجرا کردند. این حمله با پشتیبانی هواپیماهای میگ17، سوخو7، سوخو20 و میراژ که از پایگاه های غرب کانال و دلتای رود نیل برخواسته بودند انجام شد. پوشش هوایی منطقه نبرد توسط میگ 21 های وینگ یکصدوچهارم -که از پایگاه هوایی المنصوره برخواسته بودند- تامین می شد.

وینگ یکصدوچهارم از 3 اسکادران میگ21 ام اف تشکیل شده بود. 2 اسکادران در المنصوره و یکی در تنتا قرارداشتند.

درپاسخ، نیروی هوایی اسرائیل برای چهارمین بار کوشش کرد تا هواپیماهای رهگیر این وینگ را نابودکند و دوباره برتری هوایی خود را -مانند جنگ 6 روزه- براعراب تحمیل کند.

حملاتی بر علیه پایگاه های المنصوره، تنتا و صالحیه انجام شد. در حقیقت، در روزهای هفتم، نهم و دوازدهم اکتبر حملاتی بر علیه المنصوره انجام شده بود اما هربار با مقاومت شدید جنگنده های مصری و شبکه موشکی و پدافند هوایی مصر مواجه شدند. عاقبت اسرائیلی ها در روز هفتم اکتبر 22 فروند هواپیما از دست دادند. این روز به بدترین روز جنگ برای نیروی هوایی اسرائیل تبدیل شد.

چهارمین حمله هوایی اسرائیل توسط بیش از صدفروند فانتوم و اسکای هاوک انجام شد تا بلکه بتوانند المنصوره را نابودکنند. این نبردها در اوج خود بیش از 53 دقیقه طول کشید. بر اساس تخمین منابع مصری همزمان بیش از 180 فروند هواپیما در آسمان در تقیب یکدیگر بودند که بیشتر آنها به اسرائیل تعلق داشتند.

این فانتوم به شماره 183 از جنگنده های اسکادران 69 "چکش ها" است. یکی از فانتومهای این اسکادران در روز 14 اکتبر ساقط شد. البته بنابر گزارش منابع اسرائیلی این هواپیما توسط آتش خودی هدف قرارگرفته و خدمه آن نجات یافتند. این هواپیما از جنگ1973 جان به در برد و بعدها توانست یک پیروزی هوایی دیگر به دست آورد. در این تصویر هواپیما را با یک غلاف جنگ الکترونیک آال کیو101، 2 تیر موشک اسپارو، 4 تیر موشک سایدویندر و 5 بمب ام117 می توان دید. حمل چنین بار سنگینی با سرعت بالا و در مسافتهای طولانی باعث شد تا فانتومها در خاورمیانه مشهور شوند. درحقیقت فانتومها چنان مشهور شده بودند که در طی این جنگ و درگیریهای بعدی هر جنگنده اسرائیلی "فانتوم" گزارش می شد. شاید به همین دلیل بود که مصری ها مدعی شدند در روز 17 اکتبر 1973 توانسته اند 17 فروند فانتوم اسرائیلی را سرنگون کنند.

علاوه بر برتری عددی نیروی هوایی اسرائیل، آنها در کیفیت هواپیماها، تمرین ها و نیز تجربیات خلبان ها دست بالا را داشتند. تنها برتری مصری ها در این بود که خلبان ها و پرسنل نیروی هوایی مصر برای دفاع از خاک کشورشان می جنگیدند. روحیه مصری ها هنگامی که خلبان ها مصری توانستند به تلافی جنگ 6 روزه اولین هجوم هوایی اسرائیل را متوقف کنند به گونه ای ثابت افزایش می یافت.


ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان