جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

آموزشگاه تانک کاما


رضاکیانی موحد

پیش زمینه

قرارداد ورسای ،که به جنگ جهانی اول پایان داد، آلمان را از داشتن هر گونه تانک،زیردریایی یا هواپیمای جنگی محروم ساخته بود. قرار بود تا کشورهای برنده جنگ ناظرانی در آلمان مستقر کنند تا بر اجرای دقیق مفاد قرارداد ورسای نظارت کنند و هرگونه سرپیچی آلمان را از این قرارداد گزارش دهند.

در ابتدا آلمان نمی خواست که قراداد ورسای را زیرپا بگذارد. اما پس از اینکه سربازان فرانسوی و بلژیکی منطقه روهر را به عنوان غرامت جنگی خود اشغال کردند ورق برگشت. آلمان از داشتن ستاد کل هم محروم شده بود اما ژنرال های کهنه کار ارتش تصمیم گرفتند تا در جمع های خصوصی خود به بررسی جنگ گذشته بپردازند و راهکاری برای تجدید سلاح مجدد آلمان پیداکنند. آنها در اولین گام تصمیم گرفتند یک دانشکده جنگ سری در برلین تأسیس کنند تا نیروی انسانی مورد نیاز برای ارتش آینده آلمان را در آنجا پرورش دهند.

از طرف دیگر چون آلمان نمی توانست در درون کشور خود نیروی زرهی داشته باشد تصمیم گرفت که این نیرو را در خارج از کشور خود پرورش دهد تا در هنگام نیاز بتواند به سرعت یک نیروی زرهی پرقدرت را وارد میدان کند. آلمان در طی جنگ تنها یک مدل تانک ساخته بود که از نظر فنی نتوانسته بود به موفقیتی نائل شود. کارخانجات آلمان نیاز داشتند تا با مطالعه پیشرفت دیگر کشورها مطالعه مسائل فنی مربوط به طراحی تانک را از صفر آغاز کنند.

از دیدگاه تاکتیکی نیز پس از پایان جنگ جهانی اول تفکرات مخالفی درباره نحوه استفاده از این سلاح جدید در حال جدال با یکدیگر بودند. مکاتب سنتی نظامی تأکید داشتند که تانکها باید پابه پای نیروی پیاده نظام در عملیات شرکت کنند و به پیاده نظام در شکستن خطوط دفاعی دشمن کمک کنند. این نقشی بود که از ابتدا برعهده تانک گذاشته شده بود و همین تاکتیک در طی جنگ جهانی اول از سوی متفقین اعمال می شد. اما با پایان جنگ نظریاتی مخالف با این نظرات سنتی نیز بوجودآمد. در فرانسه مارشال دوگل و در بریتانیا لیدل هارت بر این اعتقاد بودند که باید رسته تانک به عنوان یک رسته مستقل وارد کارزار شود و بدون نیاز به پشتیبانی پیاده نظام به صورتی عمیق در عمق خاک دشمن نفوذ کرده و ضربات استراتژیکی بر پیکر دشمن وارد کند. چون آلمانها در طی جنگ جهانی اول استفاده اندکی از تانک کرده بودند (عمدتا توسط تانکهایی که از دشمنانشان به غنیمت گرفته بودند) نیاز داشتند تا این تفکرات مخالف هم را به صورت عملی بررسی کنند تا راهکارهای مناسب را برای جنگهای زرهی آینده انتخاب کنند.

به هرحال، آلمان رابطه خود را با شوروی (سابق) در سال 1922 و با امضای قرارداد راپالوعادی کرد. در آن زمان هر دو کشور از جامعه جهانی رانده شده بودند و همین مسئله هر دو کشور را به هم نزدیک تر می کرد. روسها به تخصص فنی آلمانها نیاز داشتند و آلمانها به پوششی که روسها به فعالیتهای غیرمجاز نظامی آنها می دادند.

در سال 1924 ،به عنوان اولین گام، آلمان در مسکو یک دفتر نمایندگی افتتاح کرد. روسها تصمیم داشتند تا تکنولوژی ساخت هواپیماهای جنگی، زیردریایی و ... را از آلمانها دریافت کنند. قرار شد تا روسها در عوض تسهیلاتی که در اختیار ارتش آلمان قرار می دهند تعدادی از متخصصان اسلحه سازی و افسران ارتش سرخ به آلمان فرستاده شده و در آنجا دوره ببینند.

نهایتا در دسامبر 1926 آلمان و شوروی (سابق) قراردادی را امضا کردند که بر اساس آن آلمان یک آموزشگاه زرهی در داخل سرزمین روسیه تأسیس می کرد. این آموزشگاه در سال 1929 در نزدیکی شهر غازان تأسیس شد و در حدود 30 تن از فرماندهان مشهور بعدی تانک ورماخت از دل آن بیرون آمدند.

در کنار آموزشگاه زرهی کاما، یک آموزشگاه خلبانی در لایپتسک و یک آموزشگاه جنگهای شیمیایی نیز در شوروی سابق تأسیس شد تا پرسنل مورد نیاز ارتش آلمان را آموزش دهد. در عوض این تسهیلات، آلمان به روسها قول داد تا پیشرفتهای فنی را که در این تأسیسات به دست می آورد با روسها به اشتراک بگذارد و به روسها اجازه دهد تا در کنار آلمانها مانورهای تاکتیکی را انجام دهند.

آموزشگاه

پس از بازشدن آموزشگاه زرهی کاما، این آموزشگاه در حدود یک دوجین از افسران آلمانی را در خود جای داد و آنها به مدت 2 سال تحت تعلیم قرارگرفتند. این آموزشگاه دارای سه دستگاه تانک سنگین 26 تنی با موتور بی.ام.و و مسلح به توپ 75 میلیمتری و 6 دستگاه تانک سبک 12 تنی مسلح به توپ 37 میلیتری و چند دستگاه تانک سبک انگلیسی بود. تانکهای ساخت انگلیس توسط روسها در اختیار آموزشگاه کاما قرار گرفته بود.

علاوه بر افسران ارتش، این آموزشگاه به بعضی از شرکتهای آلمانی مانند شرکت کروپ، دایملر و راینمتال نیز در جهت طراحی تانکهای جدید خدمات می داد. طراحانی که در این آموزشگاه کار می کردند بعدها توانستند تانکهای پانزر-1 و پانزر-2 را طراحی کنند.

بسیاری از افسرانی که در آموزشگاه کاما دروه دیدند بعدتر به عنوان فرماندهان عالی رتبه زرهی ورماخت درآمدند. از میان آنها می توان از ارنست ولچهیم، ورنر فون بلومبرگ، والتر مدل، ویلهلم ریتر فون توما را نام برد. گودریان ،که پیشتازترین فرد در ارتش آلمان در زمینه زرهی بود و تمامی مقالات و کتابهایی که دراین باره منتشر شده بود مطالعه کرده بود در آموزشگاه کاما نقش مدرس داشت و توانست تجربه دست اولی درباره جنگهای زرهی کسب کند. درحالیکه در آموزشگاه کاما افسران آلمانی اجازه نداشتند تا یونیفرم ارتش این کشور را به تن کنند از لباس غیرنظامی یا گاه یونیفورم ارتش سرخ استفاده می کردند.

خاتمه کار

 در اوایل دهه 30، وضعیت سیاسی آلمان و شوروی(سابق) تغییر کرد. شوروی در حال نزدیک شدن به دنیای غرب بود در حالی که آلمان سعی می کرد به فرانسه نزدیک شود.

در دسامبر 1932، آلمان در کنفرانس ژنو شرکت کرد و احساس کرد که دیگر نیازی به یک آموزشگاه سری زرهی ندارد. با افزایش قدرت حزب نازی در آلمان در ژانویه 1933، فاصله بین آلمان نیازی و شوروی کمونیست بیشتر و بیشتر شد تا جاییکه آموزشگاه زرهی کاما در سال 1933 برچیده شد. هیتلر کمونسیم را بزرگترین دشمن خود به حساب می آورد و حاضر به هیچ گونه همکاری با روسها نبود. به هرحال، این پایان کار تجدید سلاح آلمان نبود و هیتلر پس از اندکی برنامه تجدید سلاح آلمان را به صورت علنی ادامه داد.

اولین گام به سوی آبهای آزاد(استراتژی آینده نیروی دریایی کره جنوبی)

در سال 2001 رئیس جمهور وقت کره جنوبی ، پرزیدنت کم دائه جونگ، سیاست جدید نیروی دریایی این کشور را مبنی بر "تشکیل ناوگانی برای دفاع از صلح جهانی در 5 دریا" اعلام کرد. هدف اصلی از سازماندهی این نیرو انجام عملیات نجات، کمک های بشردوستانه تحت نظارت سازمان ملل، کمک به آسیب دیدگان بلایای طبیعی و ... اعلام شده است.
بر طبق برنامه ریزی های انجام شده قرارشده است که نیروی دریایی کره جنوبی تا 10 سال آینده 2 یا 3 ناوگان "واکنش سریع" در اختیار داشته باشد. هر یک از این ناوگروه ها شامل یک فروند ناوهلیکوپتربر آبی-خاکی، 5 فروند ناوشکن و احتمالا تعدادی ناوچه و 2تا 3 فروند زیردریایی هجومی خواهندبود. آموزه های جدید نظامی کره جنوبی تغییرات سریع و گسترده ای را القا می کنند.
شناورها
نیروی دریایی کره جنوبی در سال 1998 اولین ناوشکن کلاس KDX-I خود را به خدمت گرفت. ساخت و طراحی این شناور در کره جنوبی اولین گام این نیرو برای تبدیل شدن از یک نیروی دریایی صرفا دفاعی به یک نیرویی دریایی تهاجمی بود. توان رزمی این شناور از یک قبضه توپ 127 میلیمتری، 2 قبضه توپ اتوماتیک گل کیپر، موشک های سی اسپارو، هارپون و دو قبضه اژدرافکن ناشی می شود. KDX-I می تواند مسافت 4500 مایل دریایی را بپیماید و دور از ساحل خودی عملیات کند. تا کنون 3 فروند از شناورهای کلاس KDX-I ساخته شده اند و آخرین آنها در سال 2000 به نیروی دریایی کره جنوبی پیوسته است.

کادی ایکس-1
گام بعدی این نیرو ،برای تبدیل شدن به یک نیروی دریایی با توان عملیات در آبهای آزاد، ساخت ناوشکن مدرن KDX-II بود. طراحی بدنه این شناور ،که پیشرفته تر از نمونه قبلی بود، با کمک یک شرکت آلمانی انجام شد. موشک انداز عمودی 32 خانه برای شلیک موشکهای استاندارد بلوک3-آ پدافند هوایی از فاصله دور و موشک انداز 21 خانه RIM-116 پدافند هوایی از فاصله نزدیک را برعهده دارند. علاوه بر آن، ناوشکن KDX-II از سلاح های بکاررفته در سلف خود مانند موشک انداز 8 خانه هارپون، توپ 127 میلیمتری، اژدرافکن و 2 قبضه توپ اتوماتیک گل کیپر بهره برده است. سیستم مدیریت صحنه نبرد KDCOM-II ،که در ناوچه های تایپ-23 نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا بکاررفته است، برای رزمناو KDX-II انتخاب شد. از سال 2003 تا کنون 6 فروند از شناورهای کلاس KDX-II به خدمت نیروی دریایی کره جنوبی درآمده اند.
اما پیشرفته ترین ناوشکنهای درنظر گرفته شده برای ناوگان واکنش سریع آینده کره جنوبی ناوشکنهای کلاس شاه سجونگ (شناورهای کلاس KDX-III) خواهند بود. هر یک از شناورهای پیشرفته KDX-III ظرفیتی در حدود 2 برابر ناوشکنهای قدیمی KDX-I و KDX-II دارند. وزن این ناوشکن در حدود یک رزمناو سنتی است و دارای قدرت آتشی فوق العاده می باشند. این شناور به انواع سلاح های پیشرفته مانند موشکهای کروزبرای حمله به مواضع زمینی دشمن، موشکهای ضدزیردریایی، موشکهای پدافند هوایی، اژدرافکن و یک قبضه توپ 127 میلیمتری مجهز شده است. قدرت آتش فوق العاده این رزمناو آن را به صورت یکی از قوی ترین شناورهای رزمی امروز جهان درآورده است.
قلب تپنده شناور KDX-III سیستم پیشرفته مدیریت رزمی AEGIS است که امتیاز آن از آمریکا گرفته شده است. این سیستم برای هدایت خودکار موشکها در صحنه نبرد ساخته شده و می تواند موشکهای شلیک شده از یک ناو یا ناوهای دیگر را با دقت بالایی تا هدفهایشان هدایت کند. AEGIS می تواند تا 100 هدف را در فاصله بیش از 100 مایل دریایی رهگیری کند. ساخت هر فروند از ناوشکنهای کلاس KDX-III برای کره جنوبی در حدود 1 میلیارد دلار هزینه برداشته است و قرار است که اولین آنها تا سال 2009 وارد خدمت شود. تا کنون 3 فروند از شناورهای کلاس KDX-III سفارش داده شده اند و احتمالا این تعداد تا 6 فروند افزایش خواهد یافت. هر ناوگروه "واکنش سریع" نیروی دریایی کره جنوبی را 2 فروند از این شناورهای جدید و چند فروند ناوشکن قدیمی تر همراهی خواهندکرد.

کا.دی.ایکس-3
ناوهلیکوپتربر دوکدو
ناوسرفرماندهی ناوگان "واکنش سریع"کره جنوبی، ناو آبی-خاکی کلاس دوکدو خواهد بود. طراحی و ساخت این ناو هلیکوپتربر کاملا در کره جنوبی صورت گرفته است. ناو دوکدو در حدود 200 متر طول و 31متر عرض داشته و وزن کامل آن با تجهیزات به 18000 تن می رسد. این اندازه ها دوکدو را به صورت بزرگترین شناور نیروی دریایی کره جنوبی و شمال شرقی آسیا در خواهد آورد.

ناوآبی-خاکی دوکدو

 

ناوهلیکوپتربر دوکدو برای انجام "حملات ماوراء افق" طراحی شده است. بر اساس این آموزه، حمله آبی-خاکی باید به وسیله تجهیزات پرسرعتی مانند هلیکوپتر، هاورکرافت یا زرهپوشهای آبی-خاکی و در فاصله ای بسیار دور از ساحل دشمن انجام شود. این حمله به گونه ای انجام می شود که به آسانی توسط دشمن کشف نشود و شناورهای بکارگرفته شده مورد ضدحمله واقع نشوند. شناورهای آبی-خاکی سنتی برای انجام عملیات آبی-خاکی کاملا به ساحل نزدیک می شدند و همواره این خطر وجود داشت که در مرحله حیاتی پیاده کردن نیروها در ساحل توسط توپخانه دشمن قلع و قمع شوند.
ناو آبی-خاکی دوکدو به یک عرشه عقبی مجهز شده است که می توان از آن برای تخلیه یا بارگیری انواع لندینگ کرافت یا هاورکرافت استفاده کرد. دو فروند هاورکرافت LCAC درنظرگرفته شده برای ناوهلیکوپتربر دوکدو می توانند تجهیزات بارگیری شده خود را با سرعت 40 کیلومتر بر ساعت به ساحل دشمن رسانده و تخلیه کنند. در حال حاضر نیروی دریایی آمریکا و نیروی دریایی ژاپن کاربران اصلی LCAC ها هستند. اگرچه نمونه کره ای این هاورکرافتها شباهت زیادی با نمونه آمریکایی آن دارد اما حقیقت آن است که کره ای ها آن را بدون مشاوره و دخالت آمریکایی ها ساخته اند. اولین هاورکرافت کره ای در سال 1989 به آب انداخته شد و وزن کامل آن به 120 تن می رسد.

هاورکرافتهای ساخت کره جنوبی
دوکدو علاوه بر 300 نفر پرسنل خود می تواند 720 تفنگدار دریایی، 10 دستگاه تانک، 10 دستگاه زرهپوش، 10 دستگاه تانک آبی-خاکی، 3 قبضه توپ صحرایی، 10 فروند هلیکوپتر و 2 فروند هاورکرافت LCAC را حمل کند و این تجهیزات و نفرات را در کمترین زمان از راه دریا یا هوا به ساحل یا عمق خاک دشمن سرازیرسازد. دفاع از دوکدو برعهده سیستم موشکی RIM-116 و توپ واکنش سریع گل کیپر قراردارد.
نیروی دریایی کره جنوبی ناوهلیکوپتربر دوکدو را به صورت رسمی یک ناو کلاس LPH معرفی کرده است و این امر بدان معنی است که وظیفه هلیکوپترهای این ناو حمل نفرات و تجهیزات به ساحل می باشد. اما با توسعه پروژه "هلیکوپتر چند منظوره کره جنوبی" ،که با کمک شرکت سیکورسکی دنبال می شود، این احتمال وجود دارد که بعدها شناورهای این کلاس به عنوان ناوهلیکوپتربر هجومی (LHA) به خدمت گرفته شوند. ناظران نظامی اعتقاد دارند که هلیکوپتر بومی کره جنوبی احتمالا شبیه پروژه لغو شده آمریکایی کمانچی از آب درخواهدآمد.

دوکدو
گزینه دیگر نیروی دریایی کره جنوبی این است که با نصب یک تخته پرش در سینه شناور، این شناورها را به یک ناوهواپیمابر کوچک برای پرواز هواپیماهای عمودپروازی چون هاریر یا اف-35 تبدیل کند. البته نیروی دریایی کره بکارگیری دوکدو را به عنوان ناوهواپیمابر انکارکرده است اما در آینده ممکن است که نیازهای عملیاتی سبب شود که نقش یک ناوهواپیمابر سبک برای این شناور در نظرگرفته شود.
دوکدو در سال 2005 در بندر پوسان به آب انداخته شد و در سال 2007 به خدمت نیروی دریایی کره جنوبی پیوست. احتمالا ناوهلیکوپتربر دوم نیز تا سال 2010 به خدمت خواهدگرفته شد. مالزی به داشتن حداقل یک فروند ناوهلیکوپتر کلاس دوکدو ابراز تمایل کرده است و احتمال داده می شود که توان کشتی سازی کره جنوبی کشورهای ترکیه و استرالیا را نیز در صف خریداران این ناوهلیکوپتربر قراردهد.
زیردریایی ها
ظرفیت زیرسطحی ناوگان "واکنش سریع" جدید توسط زیردریایی های جدید کره جنوبی تأمین خواهدشد. تا کنون نیروی دریایی کره جنوبی بر زیردریایی های متوسطی مانند زیردریایی های کلاس دولفین تکیه داشته است. کره جنوبی یک پروژه 3 مرحله ای را برای ساخت زیردریایی های پیشرفته بومی به اجرا گذاشته است.

زیردریایی تایپ214 آلمانی مونتاژ شده در کره جنوبی

مرحله اول این برنامه، ساخت زیردریایی 1200 تنی تایپ-209 با نام بومی"چانگ بو گو" و مرحله دوم مونتاژ تحت لیسانس زیردریایی آلمانی تایپ-214 است. نمونه کره ای تایپ-214 مجهز به پیشرانه "مستقل از هوا" بوده و با وزن 1800 تن در سال 2006 به آب انداخته شده است. این شناور به دو موتور دیزل 16 سیلندرمجهز شده و دارای 8 لوله برای شلیک اژدر و 4 لوله مخصوص شلیک موشکهای هارپون زیر آبی است. برد عملیاتی یک زیردریایی تایپ-214 1200 مایل (با سرعت 4 گره) و عمق عملیاتی غوطه وری آن در حدود 250 متر است. تا کنون 2 فروند از زیردریایی های تایپ-214 توسط صنایع کشتی سازی کره جنوبی ساخته شده اند و انتظار می رود که 7 فروند زیردریایی تایپ-214 دیگر نیز ساخته شوند.
آخرین مرحله پروژه زیردریایی بومی کره جنوبی طراحی و ساخت زیردریایی های 3000 تنی هستند که احتمالا تا سال 2017 به آب انداخته می شوند. کره جنوبی امیدوار است که ،برخلاف دو کلاس قبلی، این زیردریایی کاملا بومی بوده و برای ساخت آن بر توانایی های داخلی این کشور تکیه شود.
برآیند
کره جنوبی تا به امروز برای دفاع از خود تکیه زیادی بر متحدینش ، به ویژه آمریکا و ژاپن، داشته است. پیشرفتهای تکنولوژیکی در 2 دهه گذشته این امکان را به نیروهای نظامی کره جنوبی داده است که در برابر تهدیدات بالقوه نقش مؤثرتری را برعهده بگیرند. نیروهای نظامی کره جنوبی در بیست سال گذشته درگیر یک برنامه مدرن سازی گسترده بوده اند. امروزه کره جنوبی در ساخت شناورهای سطحی و زیرسطحی به خودکفایی رسیده، در حال طراحی هواپیماهای جنگنده، تانک و هلیکوپتر بومی است و چندین پروژه موشکی را به انجام رسانده است.
در سال 2007 ،برای اولین بار در تاریخ، ناوهلیکوپتربر دوکدو در تمرینات مشترک نظامی با آمریکا نقش ناوسرفرماندهی را برعهده گرفت. در این مانور ناوهلیکوپتربر دوکدو در فاصله 4 کیلومتری ساحل ایستاده بود و هدایت 77 دستگاه تانک، 60 فروند هواپیما، 8000 سرباز و 20 شناور سطحی دیگر را (ازجمله ناوهای هلیکوپتربر آمریکایی اسکس و جونیو) در صحنه عملیات برعهده گرفته بود.

دوکدو در حال پیاده سازی نیرو در تمرین مشترک با آمریکا 2007
با اتمام این مانور نظامی نیروی دریایی کره جنوبی ثابت کرد که دیگر از قالب یک نیروی دریایی صرفا دفاعی درآمده و می تواند نقش یک نیروی دریایی تهاجمی را برعهده بگیرد. این تمرینات ثابت کردند که این نیرو می تواند یک حمله آبی-خاکی ماوراء افق در ابعاد بزرگ را اجرا، فرماندهی و سرپرستی کند. کره جنوبی یکی از 5 کشور بزرگ واردکننده نفت است و بازبودن خطوط کشتی رانی نقش حساسی را در آموزه های امنیتی این کشور بازی می کند. در صورت بروز یک بحران نظامی، نیروی دریایی این کشور باید بتواند تهدیداتی که شریانهای انرژی این کشور را در خطر قرار می دهند رفع کنند.


نویسنده:رضاکیانی موحد

منتشر شده در ماهنامه جنگ افزار


در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


اکبر اعتماد،پدر برنامه هسته ای ایران: غرب دروغ می گوید، ایران باید هسته ای شود،/ نظر محمدرضا پهلوی در مورد برنامه هسته ای


مسابقه و رقابت 2 سرباز آمریکایی و کانادایی


تزار یا رئیس جمهور


ترور یک فرمانده اس اس و عاقبت عامل آن


اکس آ 200؛جنگجوی شمالی(فنلاند)


ویلی کوچولو؛ اولین تانک جهان


آیا مغولها از باروت استفاده می کردند؟


هنر جنگیدن در عصر اتم- قسمت اول:اصول اساسی


هنر جنگیدن در عصر اتم- قسمت دوم:مکانیزمهای شکست


پرسپولیس کجاست؟

 

پس از سقوط امپراطوری ساسانی به دست اعراب مسلمان، ایرانیان تا قرنها سیادت دریایی خود را در خلیج فارس و دریای عمان از دست دادند. باوجود روی کار آمدن حکومتهای ایرانی ،مانند آل بویه و طاهریان، تا زمان صفویه هیچ فرمانروایی به فکر زنده کردن مجدد این اقتدار نیافتاد. این ضعف سبب شد که در زمان صفویه استعمارگران پرتغالی به راحتی بنادر و جزایرمهم خلیج فارس را اشغال کنند. شاه عباس اول برای بازپس گیری این جزایر از ناوگان کمپانی هندشرقی کمک گرفت ولی خودش هیچگاه به صرف تأسیس یک نیروی دریایی مقتدرنیفتاد.

 



پس از اخراج پرتغالیها از خلیج فارس، کنترل خلیج فارس در دستان امپراطوری بریتانیا قرارگرفت. در زمان نادرشاه ،و با تأکید وی، یک نیروی دریایی مقتدر تشکیل شد که تقریبا توانست تمام سواحل و جزایر خلیج فارس و حتی کشور عمان امروزی را به فرمانبرداری از ایران وادارکند اما پس از مرگ نادر این ناوگان نیز به دست فراموشی سپرده شد و خلیج فارس دوباره به حیاط خلوت بریتانیا تبدیل شد.

در دوران قاجاریه جنگهای زمینی توجه پادشاهان این سلسله را به خود جلب کرده بود و از توسعه نیروی دریایی بازمی داشت. اولین بار فتحلی شاه بود که به فکر ایجاد یک ناوگان نظامی افتاد و بدین منظور قراردادی با انگلیسیها امضا کرد که طبق آن خرید هرگونه شناور نظامی باید از آن کشور صورت می گرفت. اما امپراطوری بریتانیا ،که اقتدار دریایی ایران را به ضرر منافع خود در هندوستان می دانست، همواره در راه انجام این قرارداد مانع تراشی می کرد.

ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان