منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 15 اردیبهشت 1391 04:40 ق.ظ نظرات ()




    جنگ ستارگان ریگان

    در سال 1980 رونالد ریگان وارد کاخ سفید شد و اولین اصل سیاست خارجی خود را نابود کامل کمونیسم قرار داد. وی تصمیم گرفت آمریکا را به توانایی زدن ضربه اول هسته ای برساند. بدین منظور ریگان به یک سیستم دفاعی در برابر ضربه متقابل روسها نیاز داشت. او طرحی به نام دفاع استراتژیک ابتکاری ارائه کرد که بعدتر از سوی رسانه ها جنگ ستارگان ریگان نام گرفت.

    بر اساس طرح جنگ ستارگان، آمریکا باید ماهواره های نظارتی در مدار زمین قرار می داد که به محض شلیک موشکهای بالستیک از سوی روسها این موشکها را رهگیری کرده و اطلاعات مسیر موشکها را به سیستمهای ضد موشک می دادند. این سیستمهای ضد موشک شامل دو سلاح عمده بودند؛ موشکهای ضد موشک و لیزرهای قدرتمند. این تجهیزات وظیفه داشتند موشکهای روسی را قبل از اینکه وارد فضای آمریکا بشوند هدف قرار دهند. اگر ریگان می توانست به این سیستم دفاعی دست پیدا کند بدون ترس از ضربه متقابل روسها می توانست هر زمان که اراده کند به آنها حمله کند.

    جنگ شهرها-جنگ موشکها

    در اواخر جنگ ایران-عراق سران هر دو کشور مشکلاتی مشابه داشتند. هر دو کشور نیازداشتند که با استفاده از نیروی هوایی به همدیگر ضربه بزنند اما بودجه کافی در اختیار نداشتند. تازه اگر هم می توانستند به تعداد کافی هواپیما بخرند تربیت خلبان و خدمه نگهداری برای آنها سالها طول می کشید. هر دو کشور یه یک راه حل رسیدند:موشکهای بالستیک.

    موشک بالستیک موشکی است که کلاهک جنگی خود را با استفاده از موتور قدرتمند خود به طبقات بالای جو می برد. در آنجا کلاهک از بدنه موشک جدا می شود و با استفاده از سرعت خود و در یک مسیر منحنی به سوی زمین سرازیر می شود. ایران و عراق از این سلاح بیشتر به عنوان یک سلاح بازدارنده استفاده کردند و بیشتر از آنکه اهداف نظامی را هدف قرار دهند سعی کردند تا ترس را در دل طرف مقابل بکارند. جنگ شهرها به جنگ موشکها تبدیل شد.

    جنگ اول خلیج فارس و درسهای آن

    رویای جنگ ستارگان ریگان گرچه زیبا بود اما با یک مشکل عمده مواجه شد. گام های اولیه نشان داد که علم و تکنولوژی آن زمان توانایی ساخت چنین سپر دفاعی را ندارد. در زمان اشغال کویت و شروع جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 آمریکا هنوز هیچ سلاح ضدموشک مناسبی در دست نداشت. با تهدید صدام حسین بر علیه پایگاه های آمریکا در منطقه و اسرائیل توسط موشکهای بالستیک آمریکایی ها به تکاپو افتادند تا از موشکهای پاتریوت برای مقابله با موشکهای اسکاد عراق استفاده کنند. نسل اول موشکهای پاتریوت نشان دادند که برای مقابله با موشک چندان مناسب نیستند اما همین عملکرد ضعیف هم نتوانست کشورهایی که از جانب موشکهای بالستیک احساس خطر می کردند را از خریدن پاتریوت منصرف کنند. کشورهایی مانند بحرین، اردن، عربستان، کره جنوبی و ژاپن در صف خریداران پاتریوت قرارگرفتند.

    همزما با مردم جهان، مسئولان نظامی و سیاسی ایران نیز تحولات جنگ را دنبال می کردند و نقشه های نظامی هر دو طرف درگیر را با دقت دنبال می کردند. آنها شاهد بودند که موشکهای قدیمی صدام چگونه هراس را در میان سیاستمداران غربی رواج می دهند. تمرکز ایران بر روی برنامه بومی سازی موشکهای بالستیک بیشتر شد. هدف مسئولان و سیاستگذاران وقت کشور آن بود که به چنان توان موشکی دست پیدا کند که دیگر هیچ مهاجمی جرأت حمله کردن به خاک ایران را نداشته باشد.

    سپردفاع موشکی

    در  سال 1993 بیل کلینتون تصمیم گرفت که برنامه بلندپروازانه جنگ ستارگان ریگان را به یک برنامه منطقی تر و قابل اجرا تبدیل کند. سازمانی به نام سازمان دفاع موشکی تشکیل شد و نتایج تحقیقات برنامه جنگ ستارگان در اختیار آن قرار گرفت. این سازمان در سال 2002 دوباره به صورت آژانس دفاع موشکی تجدید سازمان یافت و مسئولیت استقرار سپردفاع موشکی برعهده آن گذاشته شد.

    اجزای اصلی سپردفاع موشکی مانند اجزای برنامه جنگ ستارگان هستند و عبارتند از ماهواره ها و رادارهای هشداردهنده، لیزرهای پرقدرت و موشکهای ضد موشک. در سپر دفاعی جدید از دو نوع موشک ضدموشک استفاده می شود. نوع اول موشکهای زمین پرتاب ،مانند نسل سوم موشکهای پاتریوت هستند، و نوع دوم موشکهای شلیک شده از کشتی های جنگی مانند نسل سوم موشکهای استاندارد.

    طبق این برنامه قرار است یک سیستم رهگیر موشکی در رومانی، لهستان و ترکیه مستقر شود. به علاوه، چهار ناو مجهز به موشکهای ضد موشک هم در اسپانیا و یک مقر عملیاتی نیز در آلمان، مستقر خواهند شد. نصب رادارهای ترکیه در نشست 2010 سران ناتو در لیسبون مورد قبول این کشور واقع شد. ایالات متحده می گوید برنامه استقرار سپر دفاع موشکی برای مقابله با تهدیدهای احتمالی موشکی ایران و کره شمالی طراحی شده است. این رادارهشداردهنده در پایگاه هوایی ترکیه در کورِچیک، شهری در ۷۰۰ کیلومتری غرب ایران مستقر است و مارک هرتلینگ، فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در اروپا، گفته است که در حال حاضر توسط نیروهای آمریکایی مورد استفاده قرار می گیرد. با اینکه مقامات ترکیه بارها عنوان کرده اند که از خاک کشورشان اجازه فعالیت بر علیه ایران را نمی دهند نصب این رادارها بارها با اعتراض ایران مواجه شده است.

    از سوی دیگر، استقرار این سپر در آسیای شرقی، مستقیم تهدیدی را متوجه چین خواهد کرد و آمریکا را در تقابل با این قدرت درحال رشد آسیایی قرار خواهد داد. رویای جنگ ستارگان ریگان در حال تبدیل شدن به واقعیت است و غرب امیدوار است با تکیه بر تکنولوژی پیشرفته خود این تهدید را نیز از سر بگذرانند.


    واکنش مسکو

    روسیه تهدید کرده است اگر واشنگتن به برنامه خود در ارتباط با استقرار دفاع ضدموشکی در اروپا ادامه دهد، مسکو وادار به تلافی خواهد شد. دیمیتری مدودف ،رییس جمهور سابق روسیه، در پیامی تلویزیونی هشدار داد:" اگر نگرانی‌های روسیه در رابطه با تعبیه سامانه موشکی امریکا در نزدیکی مرزهای روسیه در اروپای شرقی برطرف نشود و امریکا نتواند نظرات روسیه را در این خصوص تأمین کند، آن‌گاه روسیه نیز موشک‌های کوتاه برد خود را در مرزهای غربی و جنوبی این کشور مستقر خواهد کرد."

    مسکو اینکه سپر دفاع موشکی برای مقابله با ایران یا کره شمالی در اروپا مستقر شده است را دروغ می داند و ادعا می کند که نصب این سیستم در اروپای شرقی به بازدارندگی این کشور در برابر حملات موشکی اتمی، ضربه خواهد زد و آن را تضعیف خواهد کرد.

    مدودف در پیام خود همچنین تهدید کرده که اگر اختلافات فیمابین در مورد سامانه موشکی ناتو در اروپای شرقی ادامه یابد، روسیه از پیمان جدید کنترل تسلیحات هسته ای با امریکا، کناره گیری خواهد کرد. البته آمریکا و روسیه می دانند که برای پیشبرد سیاست خارجی خود به همکاری همدیگر نیاز دارند و در نهایت آمریکا ناچار است تا نگرانی های امنیتی روسیه را در مورد سپردفاع موشکی در نظر بگیرد و رضایت روسها را جلب کند.

    سپر دفاع موشکی در خلیج فارس

    به گزارش تابناک، یک مقام بلندپایه وزارت دفاع آمریکا اعلام کرده این کشور درصدد است سپرهایی منطقه‌ای علیه موشک‌های بالستیک در خاورمیانه و آسیا مستقر کند. مادلین کریدون، از مقامات ارشد پنتاگون، سپرهای دفاع موشکی مذکور را هم راستا با طرح سپر دفاع موشکی اروپا دانسته است.

    اما هیلاری کلینتون ،وزیر امور خارجه آمریکا، در سفر خود به منطقه (12 فروردین 91) دفاع موشکی را در مذاکرات خود با مقامات ارشد عربستان مورد بحث قرار داد و قضیه را از حالت اما و اگر درآورد. سعود الفیصل ،وزیر امور خارجه عربستان، در یک نشست مشترک تأیید کرد که آمریکا و عربستان موضوع تشکیل سپر دفاع موشکی مشترک را مورد بحث قرار داده و در همین ارتباط، کمیته‌ای از دیپلمات‌ها و کار‌شناسان امنیتی تشکیل شده است.

    ظاهرا قرار است تا این سیستم در منطقه عملیاتی شود و واضح است که هدف اصلی آن محدود کردن قدرت نظامی ایران است. اینکه قرار است در منطقه خلیج فارس از پایگاه های ضدموشکی زمینی ثابت استفاده شود یا از کشتی های مجهز به موشک ضدموشک در این مرحله از مذاکرات معلوم نیست اما با اوج گرفتن تنشها در منطقه و تهدید ضمنی ایران بر بستن تنگه هرمز کشورهای منطقه برای مقابله با ایران هرچه بیشتر به سمت آمریکا رانده می شوند. هیلاری کلینتون ایران را عامل تهدید امنیت کشورهای منطقه دانسته و گفت است: "ما به دفاع از کشورهای خلیج [فارس] متعهد هستیم و می خواهیم این کار را به کارآمدترین شکل ممکن انجام بدهیم."

    واکنش تهران

    ایران گسترش سپر دفاع موشکی را در جهت دفاع از اسرائیل ،ونه کشورهای منطقه، می داند. علاالدین بروجردی ،رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، با تشنج زا توصیف کردن سپر دفاع موشکی  خلیج فارس، گفته است که دولت ایران به هیچ وجه دخالت بیگانگان را در منطقه ای که متعلق به همه کشورهای حاشیه آن است قبول ندارد. وی اضافه می کند: "ایران به اقدامات تهدید کننده منافع ملی خود واکنش مناسب و قاطع نشان خواهد داد".

    احمد وحیدی، وزیر دفاع ایران، نیز گفته است که این طرح ها امنیت منطقه را مخدوش می کند. به گزارش فارس سردار ‌علی حاجی‌زاده ،فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در اینباره اظهار داشته است:"آمریکایی‌ها مدت‌هاست طرحی برای دفاع موشکی از رژیم صهیونیستی دارند که این طرح چند حلقه را دربرمی‌گیرد که یکی امکانات موشکی و نظامی است که در مدیترانه و در داخل سرزمین‌های اشغلی مستقر شده است."

    دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا ،سردار رحیم صفوی، نیز می گوید:" اگرچه ایران قصد تهاجم ندارد و استراتژی کشور ما دفاعی است، اما با این حال این سپر موشکی هم تهدیدی برای ایران و هم روسیه است." وی طرح سپر موشکی آمریکا در منطقه را یک طرح شکست خورده می داند.

    راهکارهای تهران

    از آنجایی که ایران برای رسیدن به بازدارندگی در برابر تهدیدات امنیتی بر روی تکنولوژی موشکی سرمایه گذاری زیادی کرده است و موشکهای بالستیک ستون فقرات راهبرد دفاعی ایران را تشکیل می دهند واضح است که سپر دفاع موشکی آمریکا در خلیج فارس این راهبرد ایران را هدف قرار داده است.

    حاجی‌زاده در خصوص تدابیر اندیشیده شده برای مقابله این سپر دفاع موشکی گفته است:"تمامی بررسی‌ها صورت گرفته ... و ما از بابت ایجاد این سامانه‌ها نگران نیستیم."

    حاجی زاده درباره راهکارهای فنی مقابله با سپر دفاع موشکی آمریکا چیزی عنوان نکرده است اما دست ایران در برابر این تهدید چندان هم بسته نیست و با توجه به دانش فنی موجود در کشور می توان تا حدودی با سپر دفاع موشکی مقابله کرد.

    ساده ترین و اولین خط دفاعی ایران دانش نرم افزاری است. سپر دفاعی موشکی وابستگی زیادی به اطلاعات رد و بدل شده بین اجزای مختلفش دارد و نفوذ به این شبکه اطلاعاتی می تواند اطلاعات گمراه کننده ای را به واحدهای گوناگون و پراکنده این سیستم ارسال کند و در نهایت آن را مختل کند.

    راهکار بعدی نصب همزمان چند کلاهک بر روی یک موشک می باشد. این کلاهکها پس از جداشدن از بدنه موشک اصلی مسیرهای جداگانه ای را دنبال می کنند و شلیک همزمان چند موشک می تواند آسمان منطقه نبرد را از ده ها کلاهک ،که هر یک به سویی می روند، پر کند. با نصب چند کلاهک دروغین در میان کلاهکهای واقعی می توان رادارهایی که وظیفه رهگیری این کلاهکها را دارند هرچه بیشتر گمراه کرد.

    گام بعدی برای مقابله با سپر دفاع موشکی استفاده از کلاهکهای هدایت پذیر است. این کلاهکها می توانند مسیر خود را در طی مرحله آخر پرواز تغییر دهند و مشکلات زیادی برای موشکهای ضدموشک و سیستمهای راداری آنها بوجود بیاورند.

    اما جدا از همه اینها، ایران باید بر روی ایجاد یک سپر دفاع موشکی بومی نیز سرمایه گذاری کند. قرار بود که دفاع از مراکز حساس کشور برعهده موشکهای اس-300 روسی باشد. موشکهای اس-300 در حد واندازه موشکهای پاتریوت آمریکایی هستند و توانایی هدف قرار دادن هواپیما،هلیکوپتر و موشکهای بالستیک را دارند. با عدم فروش این موشکها از سوی روسیه، مسئولان به سمت ساخت موشکهای ضدهوایی بومی رفتند. البته پس از پایان جنگ ایران-عراق تلاشهای زیادی در راه ساخت موشکهای ضدهوایی در داخل کشور انجام شده و امروزه انواع موشکهای ضدهوایی کوچک و بزرگ در داخل کشور ساخته می شوند. اما هنوز برای ساخت موشکهای ضد موشک و رسیدن به یک چتر دفاع موشکی قدم چندانی برداشته نشده است و امید می رود که در این زمینه هم هر چه زودتر به خودکفایی برسیم.


    نویسنده:رضاکیانی موحد
    منتشر شده در اطلاعات هفتگی شماره 3510 چهارشنبه 30 فروردین 1391

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.



    آخرین ویرایش: یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 07:54 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 26 فروردین 1391 05:15 ب.ظ نظرات ()

    موشک چینی دی.اف-21 یک موشک بالستیک دو مرحله ای است برد متوسط است که از سوخت جامد استفاده می کند. این موشک ،که ناتو آن را با نام سی.اس.اس-5 می شناسد، در حقیقت نمونه ی زمین پرتاب موشک جی.ال-1 است. جی.ال-1 موشکی است که برای پرتاب از زیردریایی طراحی و ساخته شده است. دی.اف-21 اولین موشک زمین پرتاب چین با سوخت جامد می باشد. پروژه دی.اف-21 در اواخر دهه 60 کلید خورد اما این موشک تا سال 1991 به خدمت درنیامد. تخمین زده می شود که اکنون ارتش آزادیبخش خلق چین در حدود 60 تا 80 فروند موشک و 60 دستگاه پرتاب گر آن را در اختیار دارد.

     

    دی.اف-21 در اصل به عنوان یک سلاح استراتژیک طراحی شد اما نمونه های بعدی آن می توانند انواع کلاهکهای هسته ای،شیمیایی و معمولی را حمل کنند. گفته می شود که آخرین نمونه ی این موشک می تواند کشتی ها را هدف قرار دهد و بنابر این اولین موشک بالستیک ضدکشتی جهان نام گرفته است. نمونه دیگری از دی.اف-21 توانایی حمله به ماهواره ها و ضدموشکهای بالستیک را دارد.

     

    نمونه اصلی دی.اف-21 بردی معادل با 1700 کیلومتر داشت و می توانست کلاهکی به وزن 600 کیلوگرم را حمل کند. با این قدرت می توان یک کلاهک هسته ای 500 کیلوتنی را بر روی دی.اف-21 نصب کرد. شعاع دقت آن 300 تا 400 متر تخمین زده شده است. این موشک هیچگاه به صورت عملیاتی به خدمت گرفته نشد.

     

    نمونه بعدی دی.اف-21 ، با نام مود2، با استفاده از هدایت جی.پی.اس و راداری دقتی در حدود 100 تا 300 متر یافته است. اگرچه برد این موشک تا 2700 کیلومتر افزایش یافته است اما در حقیقت این برد با سبک کردن کلاهک جنگی موشک  بدست آمده است.

     

    نمونه مود-3 موشک دی.اف-21 در سال 2006 به خدمت گرفته شده است. بعضی از ناظران نظامی این موشک را گونه ای از موشک بالستیک دی.اف-25 محسوب می کنند. گفته می شود که دقت مود-3 در حد یک موشک کروز است و شعاع دقت آن در حدود 30 تا 40 متر تخمین زده می شود. در صورت صحت این ادعا دی.اف-21 مود-3 را می توان به عنوان یک موشک نقطه زن به کارگرفت.

    اما جالبترین نمونه خانواده موشکهای دی.اف-21 نمونه مود-4 یا نمونه ضدکشتی آن است. اگر این موشک در واقعیت توانایی هدف قرار دادن یک کشتی را داشته باشد می توان آن را به عنوان بهترین سپر دفاعی جهان در برابر ناوهای هواپیمابر محسوب کرد. ادعا می شود که کلاهکهای موشک مود-4 پس از بازگشت به جو زمین قابلیت مانور کردن دارند و می توانند با استفاده از سیستم هدایت پیشرفته خود مسیر هدف را کشف کرده و خود را در آن مسیر قرار دهند. احتمال داده می شود که در سالهای 2005 یا 2006 این موشک به صورت عملیاتی آزمایش شده باشد. از طرف دیگر بعضی از متخصصان غربی ادعا می کنند که ماهواره های جیانبینگ5 و 6 برای کسب اطلاعات تصویری و راداری از آزمایش این موشک به فضا پرتاب شده بودند. در صورت بالاگرفتن مناقشه بین چین و هر یک از همسایگانش این موشک می تواند به عنوان سلاحی بازدارنده در برابر دخالت ناوهای هواپیمابر آمریکایی بکارگرفته شود و برتری دریایی آمریکا را تحت شعاع قرار دهد.

     

    اما گزارشهایی از ساخت یک موشک بسیار محرمانه در دست است که وظیفه اصلی آنها هدف قراردادن موشکهای بالستیک یا ماهواره ها در مدار پایین است. گفته می شود که این موشکهای ضدموشک/ضدماهواره نیز بر اساس طرح اصلی موشک دی.اف-21 ساخته شده اند.

    دی.اف-21

    مشخصات

    سال ورود به خدمت

    1991

    وزن

    14700 کیلوگرم

    طول

    10.7 متر

    قطر

    1.4 متر

    کلاهک

    1 کلاهک به قدرت 200-300-500 کلیوتن

    (در نمونه های جدید 5 یا 6 کلاهک)

    سوخت

    جامد

    برد

    1700 تا 3000 کیلومتر

    سرعت

    500 تا 800 گره

    سیستم هدایت

    هدایت اینرسیا، رادار حرارتی، جی.پی.اس

    پرتاب کننده

    زمینی و کامیون

     

    رضاکیانی موحد

    منتشر شده در ماهنامه جنگ افزار

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


    ترور یک فرمانده اس اس و عاقبت عامل آن


    اکس آ 200؛جنگجوی شمالی(فنلاند)


    ویلی کوچولو؛ اولین تانک جهان


    آیا مغولها از باروت استفاده می کردند؟


    هنر جنگیدن در عصر اتم- قسمت اول:اصول اساسی


    هنر جنگیدن در عصر اتم- قسمت دوم:مکانیزمهای شکست

     

    آخرین ویرایش: دوشنبه 28 فروردین 1391 07:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 04:58 ب.ظ نظرات ()


    اسكادهای وحشت آفرین


    ایران از تجربیات شایان توجهی در زمینه استفاده از موشكهای بالستیك در طی جنگ خود با عراق بهره برده است. در آن جنگ ایران در پاسخ به حملات عراق توسط موشكهای فراگ-7 و اسكاد به شهرهای ایران، از موشكهای تاكتیكی اسكاد-1بی و اسكاد-سی برای تهاجم به بغداد و چند شهر دیگر عراق استفاده می كرد. اسكادهای ایرانی از طریق سوریه و لیبی تهیه می شدند.

    مدل اصلی موشك زمین به زمین اسكاد-آ بر اساس موشكهای وی-2 آلمانی ساخته شد و به عنوان سلاحی ساده توسعه یافت تا در برابر اهدافی بزرگ مانند مناطق تجمع نیروها، انبارها و فرودگاه ها بكاررود. ترجیح داده می شد كه از كلاهك های هسته ای بر روی این موشك استفاده شود چرا كه دقت هدف گیری آن بسیار كم بود. به هرحال، در طی جنگ ایران-عراق و چند درگیری پس از آن اسكادها به ابزاری تبلیغاتی و سلاحی برای ایجاد دهشت مبدل شدند.

    به ویژه در طی عملیات آزاد سازی كویت در سال 1991، عراق بارها خاك اسرائیل و عربستان سعودی را با موشكهای الحسین خود مورد اصابت قرارداد. الحسین گونه ای از اسكاد بود كه برد آن را افزایش داده بودند و عراق تهدید می كرد كه اتحاد نیروهای دوست آمریكا را  توسط آن درهم خواهد شكست. آمریكایی ها در آن زمان نتوانستند راهی مناسب برای متوقف كردن فعالیتهای دو تیپ عراقی كه این موشكها را به سمت اسرائیل شلیك می كردند بیابند. درعوض سعی كردند تا اسرائیل را از پاسخ به حملات عراق بازدارند، چرا كه ممكن بود اعراب به طرفداری از صدام برخیزند و در این آشوب، عملیات آزادسازی كویت  به آسانی تبدیل به یك منازعه اعراب-اسرائیل شود.

    ایرانی ها از تجربیات خود و همچین تجربه حمله موشكی عراق به عربستان و اسرائیل درس آموختند. در ابتدای دهه 90 -همراه با همسایه های زیادی كه شروع به مسلح كردن خود با موشك كرده بودند- ایران پروژه توسه موشكهای بومی خود را به راه انداختند تا بتوانند موشك بالستیك میان بردی تولید كنند.

    نتیجه این پروژه، تولید شهاب-3 بود. شهاب-3 موشكی با سوخت مایع و برد متوسط است و در میان موشكهای بالستیك ایران بیشترین برد را داراست. این موشك از دل همكاری موشكی مشترك ایران و كره شمالی در زمینه تحقیقات و توسعه موشكهای بالستیك -در دهه80- بیرون آمد. در آن زمان توسعه پروژه نودونگ بر اساس توسعه موشكهای اسكاد انجام می گرفت.

    مهمترین قسمت نودونگ موتور موشكی جدید آن بود. كره شمالی بیشتر تحقیقات خود را بر روی یك كپی بزرگ شده از موتور موشكی اسكاد متمركز كرده بود. چنین توسعه ای نیروی بیشتری تولید می كرد و نیروی بیشتر اجازه می داد تا موشك بزرگتری ساخته شود كه این بهینه سازی توسط موشكهای اصلی اسكاد و یا موتورهای آن غیرممكن بود.

    اولین آزمایش موشك نودونگ-1 با هدایت مشترك ایران و كره شمالی در اوایل دهه 90 انجام شد اما درپی آن، همكاری دو کشور قطع شد و هر یک پروژه موشكی خود را جداگانه پیگیری كرد. ایران بر پایه محموله های نودونگ-1 -كه در سال 1993 دریافت كرده بود- شروع به توسعه موشكی كرد كه امروزه به نام شهاب-3 خوانده می شود. بر طبق گزارشهای تأیید نشده كار بر روی این پروژه در تأسیسات تحقیقاتی شهید همت در جنوب تهران انجام می شود.

    با داشتن موتور مناسب و موشكهای شهاب-3 توسعه داده شده و با انتظار از اینكه آنها در سال 2002 عملیاتی شوند، ایرانی ها تصمیم گرفتند كه قطعات گوناگون موشك را برای مقاصد خود بهینه سازی كنند و در درجه اول به سیستم هدایت و قسمتی از موشك كه دوباره به جو زمین بازمی گردد پرداختند. برخلاف موشكهای اسكاد، شهاب-3 مرحله بالابرنده، موتور و مخازن سوخت خود را در هنگام رسیدن به نقطه اوج پرواز خود رها می سازد و فقط كلاهك آن -كه بر روی وسیله بازگشت نصب شده است- به سمت هدف روانه می شود.

    چنین مانوری چند نتیجه مهم را دربردارد. مرحله بالابرنده در هنگامی كه موشك به آخرین ارتفاع مسیر خود می رسد بلااستفاده می شود. بوستر خالی به نحو فزاینده ای موشك را ناپایدار می كند و آنگاه اصلی ترین راه برای هدایت موشك استفاده از نیروی پیشران موتور اصلی است. بیشتر این نیروی پیشران در مرحله اول پرتاب موشك مصرف می شود. در كنار آن، مرحله بالابرنده ،به دلیل بزرگی، تشخیص موشك را برای سیستم های رادای ساده می سازد و -مخصوصا در مرحله ورود مجدد موشك به زمین- بیشتر تحت تأثیر جو و گرانش زمین قرارمی گیرد. دقت شهاب-3 به توانایی جبران تغییر مسیر در مرحله بازگشت و قراردادن كلاهك در مسیری صحیح بستگی دارد. هنگامی كه كلاهك به ارتفاع بیش از 100كیلومتر -جایی كه تاثیرات جو بر روی موشك مؤثر نیستند- می رسد تا لحظه برخورد از هدایت برخوردار نیست.

    پایان پرواز هدایت شده -كوتاه زمانی پس از مرحله بالارفتن- نقطه ای است كه در آن نقطه برخورد انتخاب شده است. پس از آن، كلاهك به وسیله وزن خود در نقطه ای كه برایش محاسبه كرده اند سقوط می كند. دقت چنین سلاح هایی به مرحله كوتاه بالارفتن بستگی دارد كه سیستم هدایت      ژیرو-اینرسی باید با دقت زیادی عمل كند. ایرانی ها برای توسعه توانایی ساخت چنین سیستمی در دهه90 سرمایه گذاری سنگینی كردند و صنایع دفاعی ایران سرانجام به چنین توانایی دست یافتند.


     

    آخرین ویرایش: یکشنبه 21 اسفند 1390 06:35 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 24 اسفند 1389 01:18 ب.ظ نظرات ()

    کوتاه زمانی پس از انفجاراولین بمب هسته ای، دو قدرت هسته ای وقت دست به

    تحقیقاتی زدند تا بهترین وسیله برای پرتاب بمبهای هسته ای کوچک و تاکتیکی را بیابند.

    از اواخر دهه 50 به بعد چند سیستم برای بکارگیری کلاهکهای کوچک توسعه یافتند. این

    سیستمها عبارت بودند از: از مینهای زمینی، مینهای زیرآبی، اژدرها، خرجهای تخریبی

    و دست آخر گلوله های توپخانه[1].


    آزمایش توپخانه هسته ای در سال 1953 به نام عملیات آپشات-نوتول در صحرای نوادا. در تصویر توپ 280میلیمتری شلیک کننده گلوله هسته ای دیده می شود.


    دو گروه از کشورها از توپخانه هسته ای استفاده می کنند. دسته اول کشورهایی هستند

    که خودشان این گونه تسلیحات را تولید می کنند. این کشورها عبارتند از: آمریکا،

    روسیه، فرانسه و هندوستان. دسته دوم کشورهایی هستند که خودشان دارای توان هسته

    ای نیستند ولی قرار بوده است که متحدینشان در هنگام روی دادن جنگ هسته ای، گلوله

    های هسته ای توپخانه را در اختیارشان قراردهند. این کشورها عبارتند از: بلژیک،

    کانادا، آلمان، یونان، ایتالیا، هلند، ترکیه و بریتانیا.


    آخرین ویرایش: سه شنبه 17 خرداد 1390 11:10 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 15 اسفند 1389 02:27 ق.ظ نظرات ()
    مرو
    Multiple Reentry Vehicle

    مرو را می توان یک کلاهک چندگانه دانست. یک کلاهک مرو را می توان با یک بمب خوشه ای مقایسه کرد. در این کلاهک چندین کلاهک کوچکتر قراردارند که پس ورود به جو از یکدیگر جداشده و به سمت هدف روانه می شوند.
    انگیزه استفاده از کلاهکهای چندگانه از سال 1962 در بین متخصصین موشکی گسترش یافت. در آن زمان تکنولوژی فضایی آنقدر پیشرفت کرده بود که یک موشک می توانست چندین ماهواره را در مدارهای مختلف قراردهد. همچنین، در آن زمان کلاهکهای هسته ای بزرگ بودند و هر موشک می توانست تنها یکی از آنها راحمل کند. اما به مرور سلاحهای هسته ای کوچکتر شدند و در سال 1966 ایالات متحده تصمیم گرفت که یک موشک مینتمن 3 را به جای یک کلاهک بزرگ به چندین کلاهک کوچک مسلح کند.
    طرحهای جدید مرو از سیستمهای هدایت کننده دقیقتری بهره گیری می کند که دقت بیشتری را به همراه دارد. کشورهایی که دارای تکنولوژی پیشرفته هستند کلاهکهای چندگانه را به کلاهک تکی ترجیح می دهند. کشورهای کمتر پیشرفته -مانند هند و پاکستان-از کلاهکهای تکی استفاده می کنند. موشک آمریکایی پولاریس آ3 و موشک روسی اس اس 9 مدل 4 از کلاهکهای چندگانه استفاده می کنند.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 5 اسفند 1389 09:11 ب.ظ نظرات ()





    در حدود 6 ماه پس از پایان جنگ دوم جهانی بریتانیا اقدام به پرتاب 4 فروند موشک بالستیک نمود. این موشکها ثمره تلاشهای دانشمندان بریتانیا نبودند بلکه در حقیقت موشکهای وی 2 آلمانی بودند که برای بررسی و آزمایشات فنی توسط متخصصین بریتانیایی مونتاژ و پرتاب شده بودند. البته این تنها بریتانیایی ها نبودند که بر سر این خوان نعمت نشستند. آمریکا، روسیه و فرانسه بلافاصله پس از جنگ شروع به استفاده از دانشمندان آلمان وتجربیات آنها نمودند. تکنولوژی نظامی آلمان چنان غنی بود که تاثیری عظیم بر صنایع نظامی قدرتهای آن زمان گذاشت. مخصوصا موقعیت آلمان نازی در زمینه ساخت تانک، زیردریایی و موشک یک سروگردن از بالاتر رقبایش بود. بیایید نیم نگاهی به داستان وی 2 های بریتانیایی بیافکنیم.

    آمریکایی ها قبل از دیگر متحدینشان به موشکهای وی 2 و قطعات به جای مانده آنها در کارخانه زیرزمینی نازیها در نزدیکی نوردهاوزن دست یافتند. قبل از اینکه روسها تمام آن منطقه را اشغال کنند برتانیایی ها هم این فرصت را یافتند تا خودشان مقداری از این قطعات را جمع آوری کنند. آنها قطعات و لوازم کافی برای سرهم کردن 8 فروند موشک وی 2 جمع آوری کردند. به هرحال، هنوز مقداری از قطعات لازم پیدانشده بودند و جستجوی گسترده ای در سراسر آلمان صورت گرفت تا این قطعات نیز تهیه شوند. برای حمل 250000 قطعه یافت شده به خاک بریتانیا  400 واگن راه آهن و 70 بمب افکن لانکستر بکارگرفته شد. کمیاب ترین قطعه باتری هایی بودند که برای راه اندازی ژیروسکوپ موشک بکارمی رفتند. دست آخر آمریکایی ها حاضر شدند از مقداری از قطعاتی را که به یغما برده بودند به پسرعموهای آنگلوساکسون خود قرض بدهند.

    اما مشکل این بود که روش بکاربردن و دستورالعملهای پرتاب موشک برای بریتانیایی ها ناشناخته بود. از این رو تعدادی از پرسنل آلمانی پروژه وی 2 -که در اسارت بودند و مایل بودند که در پروژه جدید کارکنند- به خدمت گرفته شدند. پرتابها فیلمبرداری شدند و چون آلمانها لباسهای فرم اصلی خود را پوشیده بودند و بدنه موشکها به رنگ اصلی بود تعدادی از تاریخ نویسان به اشتباه فکر می کنند که این فیلمها از پرتاب موشکهای آلمانی گرفته شده اند.

    در طی عملیات پرتاب و پس از آن بریتانیا کوشید تا خدمه آلمانی وی 2 ها را استخدام کند. حتی تعدادی از آنها که در اسارت آمریکا بودند برای کمک به بریتانیایی ها به آنجا فرستاده شدند.

    مشخصات موشکهایی که پرتاب شدند در جدول زیر آمده است:

    تاریخ

    زمان

    ارتفاع ماکزیمم

    برد موشک

    ملاحظات

    2 اکتبر 1945

    14:41

    69.4 کیلومتر

    249.4 کیلومتر

     

    4 اکتبر 1945

    14:16

    17.4کیلومتر

    24کیلومتر

    موتور موشک کوتاه زمانی پس از پرتاب خراب شد.

    15 اکتبر 1945

    15:06

    64 کیلومتر

    233 کیلومتر

    بعضی از منابع تاریخ این پرتاب را 14 اکتبر ذکر کرده اند

    17 اکتبر 1945

     

     

    80کیلومتر

    آخرین پرتاب آزمایشی

     جالب ترین قسمت داستان وی 2 های بریتانیایی این  است که این پرتابها اولین تجربه آشنایی نزدیک آنها با وی 2 نبود. در سال 1943 عملیاتی مخفی با نام وایلدهورن3 انجام شد که طی آن بریتانیا توانست به قسمتی از اسرار مهمترین سلاح سری هیتلر پی ببرد.

    از نوامبر 1943 به بعد واحد اطلاعاتی ارتش سری لهستان قسمتی از موشکهای وی 2 آلمان را به دست آورد و آنها را در آزمایشگاه های مخفی خود آزمایش کرد. در آوریل 1944 تعدادی از موشکها در نزدیک روستای سارناکی در جنوب سیمیاتیچ سقوط کردند و قطعات بیشتری از وی 2 به دست ارتش سری لهستان افتاد. این قطعات نیز به آزمایشگاه سری در ورشو فرستاده شدند تا بر روی سوخت و هدایت موشک تحقیق شود.

    قطعات وی 2 که لهستانی ها آنها را پیداکردند

    در شبهای 25 و 26 جولای همان سال مقدار 50 کیلوگرم از قطعات مهم وی 2 به همراه آخرین گزارش آزمایشها، طرح ها و عکسهایی که لهستانی ها تهیه کرده بودند به وسیله یک فروند داکوتای نیروی هوایی سلطنتی به بریتانیا فرستاده شدند. این هواپیما به صورت مخفیانه در نزدیک زابنو فرود آمد. این سومین بار بود که هواپیماهای بریتانیا به صورت مخفیانه در لهستان اشغال شده فرود می آمدند. این هواپیما علاوه بر حمل قطعات ماموریت داشت 4 جاسوس بریتانیایی را وارد خاک لهستان کند و 5 مسافر را با خود به بریتانیا بازگرداند. برای فرود آمدن هواپیما یک فرودگاه ابتکاری به نام پروانه ساخته شد که توسط پارتیزانهای لهستانی حفاظت می شد.

    این گونه بود که بریتانیا به اطلاعاتی دست اول از وی 2 دست یافتند. پژوهشهایی که پس از پایان جنگ درباره این موشک انجام شد راهگشای بریتانیا، آمریکا و شوروی سابق در زمینه ساخت موشکهای بالستیک شد. عصر فضا در حال آغازشدن بود اما بدون حضور هیتلر و حزب نازی!

    نویسنده و مترجم:رضاکیانی موحد

    منبع:ماهنامه جنگ افزار

    آخرین ویرایش: سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 10:12 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3