منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 7 دی 1392 08:49 ب.ظ نظرات ()


    تاریخ: 9 ژوئن 1982

    محل:دره بقاع؛ لبنان

    نتیجه: پیروزی قاطع اسرائیل

     

    متخاصمین

    اسرائیل

    سوریه

    فرماندهان

    دیود ایوری؛فرمانده نیروی هوایی اسرائیل

    مصطفی طلاس؛وزیر دفاع

    استعداد رزمی

    90 فروند جنگنده

    دست کم1اسکادران پهپاد

    1 فروند بوئینگ707

    دست کم یک فروند آواکس ئی-2سی

    100 فروند جنگنده

    19 آتشبار سام

    تلفات

    بدون تلفات

    82 فروند هواپیما و تمامی سایتهای موشک سام

     

     

    در طی تجاوز نظامی اسرائیل به لبنان در سال 1982، نیروی هوایی این کشور تصمیم گرفت تا موشکهای سام سوری را ،که در دره بقاع موضع گرفته بودند، از سر راه خود بردارد. عملیاتی که صورت گرفت به صورت خیره کننده ای موفقیت آمیز بود. برای اولین بار در تاریخ جنگهای مدرن یک نیروی هوایی غربی توانسته بود تمامی شبکه ضد هوایی ساخت روسیه را نابود کند. به علاوه، نیروی هوایی سوریه تعداد زیادی از پرنده هایش را در طی این عملیات از دست داد.

    پیش زمینه؛ شکست در جنگ یوم کیپور


    ارتش مصر برای زمینه سازی تهاجم به خط دفاع بارلو و بازپسگیری صحرای سینا با یك تهدید کاملا جدی مواجه بود؛ نیروی هوایی قدرتمند اسرائیل. نیروی هوایی اسرائیل در طی جنگ 6 روزه با ضربه سنگینی که به اعراب وارد کرد سبب شد تا اسرائیل در یک هجوم برق آسا به پیروزی برسد. مصری ها می دانستند که اگر ابتکار عمل را از دست نیروی هوایی اسرائیل خارج نکنند دوباره مجبور به تحمل ضربه ای دیگر خواهند بود. بنابر این، آنها در فاصله بین سالهای 1967 تا 1973 بر روی تقویت شبکه دفاع هوایی خود سرمایه گذاری هنگفتی کردند و زمانی که شیپور جنگ نواخته شد نیروی دفاع هوایی مصر 20 سایت متحرک سام-6، 70 سایت سام-2، 65 سایت سام-3، 3000 تیر موشک دوش پرتاب سام-7 و بیش از 2500 قبضه توپ ضدهوایی را در خدمت داشت. همین شبکه ضدهوایی در روز اول جنگ ضربه سختی به نیروی هوایی اسرائیل وارد کردند و 50 فروند هواپیمای اسرائیل را ساقط کردند. ضعف پشتیبانی هوایی سبب شد تا مصری ها به سرعت در مواضع دفاعی اسرائیل نفوذ کنند تا خط نفوذناپذیر بارلو در بهت و حیرت جهانیان در عرض چند روز سقوط کند. عزر وایزمن ،فرمانده سابق ارتش اسرائیل، در روز 14 اکتبر گفت:"بال جنگنده ها توسط موشکهای سام چیده شد."

    درسی که نیروی هوایی اسرائیل از این شکست گرفت آن بود که برای هر عملیات نظامی در آینده باید ابتدا تهدید موشکهای سام را برطرف کند. صنایع نظامی اسرائیل دست بکار شدند تا با همکاری ارتش این کشور راهکاری برای سرکوب دفاع هوایی اعراب بیابند.

    در روز 28 می 1980 اسرائیلی ها توانستند دو سایت سام-9 ارتش لبنان را در نزدیک صیدا با موشکهای هدایت شونده هدف قراردهند. رسانه های اسرائیلی با خوشحالی این حمله را خط پایانی بر توفق سامها اعلام کردند اما فرمانده نیروی هوایی اسرائیل ،دیوید ایوری، این نتیجه گیری را زودباورانه خواند و ادعا کرد که سام-9 از نظر فنی برتری خاصی نسبت به نسلهای قبل از خود ندارد. نخست وزیر وقت اسرائیل ،مناخیم بگین، اعلام کرد که اسرائیل می تواند در عرض 2 ساعت تمام موشکهای سام دشمن را از کار بیاندازد ولی ایوری از تأیید این ادعا سرباززد.

    بحران موشکی

    در روز 28 آوریل 1981 جنگنده های اف-16 اسرائیلی دو فروند هلیکوپتر سوری را بر فراز لبنان ساقط کردند. سوریه پاسخ این حرکت اسرائیل را با مستقر کردن موشکهای سام در دره بقاع لبنان داد. موشکها سام به خودی خود تهدید جدیدی نبودند. سوریه قبلا هم در مرز لبنان-اسرائیل چند آتشبار سام برپا کرده بود. اما این بار مسئله پیچیده تر شده بود. از یکسو توانایی بازدارندگی اسرائیل با این موشکهای سام جدید زیر سوال رفته بود و از سوی دیگر یک حمله به لبنان ممکن بود که به رویارویی نظامی با سوریه ختم شود. اسرائیلی ها تصمیم گرفتند با یک حمله پیشگیرانه به استقبال سوریه بروند ولی بدشدن وضعیت هوا در روز حمله ،30 آوریل، آنها را منصرف کرد. زمانی که هوا بهتر شد اولویت نیروی هوایی اسرائیل عوض شده بود؛ حمله به رآکتور هسته ای عراق. فشار آمریکا نیز سبب شد تا اسرائیل برنامه حمله به سایتهای موشکی سوریه در بقاع را موقتا کنار گذارد. تهاجم پیشگیرانه به سایتهای سوری عملیات "آبدزدک" نام گرفت و به بایگانی سپرده شد.

    Syrian SAM.jpg

    یک سایت موشکی سوریه واقع در دره بقاع لبنان

    در روز 14 دسامبر کنشت قانونی را تصویب کرد که بلندی های جولان را ضمیمه خاک اسرائیل می کرد. حافظ اسد در واکنش تصمیم به اقدام نظامی گرفت اما حقیقت این بود که نیروهای نظامی او در شرایط آرمانی برای جنگ نبودند. 6 روز بعد کابینه اسرائیل به دعوت شارون ،وزیر دفاع، و رافائل ایتان ،رئیس ستاد مشترک، گرد هم آمدند تا برای حمله به لبنان برنامه ریزی کنند. بگین با این تصمیم موافق بود اما دیگراعضای کابینه با طرح حمله به لبنان مخالفت کردند و بگین این طرح را از دستور خارج کرد.

    .
    آخرین ویرایش: یکشنبه 8 دی 1392 07:26 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 17 آذر 1392 08:45 ق.ظ نظرات ()


    اولین شکار سام؛قسمت اول

    اولین شکار سام؛قسمت دوم

    یک جایزه ی چشمگیر

     


    عکس گروهی از خلبانهای تایوانی یو-2. نفر دوم از سمت راست تری لی/لین بود که هواپیمایش در روز 7 ژوئن 1964 توسط یوئه ژنهوا مورد اصابت قرار گرفت و کشته شد. این چهارمین و آخرین شکار ژنهوا بود. نفر سوم از سمت چپ تام وانگ/هوانگ در روز 8 سپتامبر 1967 مورد اصابت قرارگرفت و کشته شد. این هواپیما آخرین یو-2 ساقط شده در آسمان چین بود. غیرنظامیان سفید پوست مربیان آمریکایی آنها هستند.

    ساقط کردن یو-2ها بیشتر از آنکه به عنوان پیروزی ارتش خلق چین بر امپریالیستها تلقی شود به عنوان نشانه ی توانایی چین در دفاع از مام میهن معرفی شد[i]. به همین دلیل سقوط یو-2ها بیشتر به نمایش عمومی گذاشته می شد تا آنها که افتخار شکارکردن آنها را داشته اند. در روز 6 ژوئن 1964 گردان دوم موشکی به  نشان افتخار "گردان قهرمان" دست یافت و در روز 23 جولای 1964 نشان افتخار اعضای گردان توسط شخص مائو به آنها اهداشد. فرمانده یوئه ژنهوا به خاطر نقش آفرینی در پیروزی های گردان به درجه ی سرهنگ تمامی رسید[ii] که بالاترین درجه در میان افسران ارتش خلق چین به عنوان یک فرمانده ی گردان بود. هر چند که افزایش آمار شکار یو-2 ها به عنوان تبلیغات چینی ها استفاده می شد اما (همان طور که در بالا ذکر شد) به سقوط آر.بی-57 در روز هفتم اکتبر 1959 تنها اشاره ی کوتاهی شد. یک ربع قرن بعد رسما آشکار شد که چه اتفاقی افتاده است برای آن هواپیما افتاده است هرچند که در خارج از چین تنها چند نفر به این رویداد توجه کردند. در حقیقت، هنگامی که برای اولین بار موشکهای سام تحویل چینی ها داده شد آنها با روسها توافق کردند که اگر یک هواپیما خارجی توسط آنها شکار شد هر دو طرف باید از انتشار جزئیات درباره ی نحوه ی ساقط شدن هواپیما ،به ویژه استفاده از موشکهای زمین به هوا، خودداری کنند. در ابتدا بر فاش شدن توانایی های این سلاح جدید (در آن زمان) حساسیت وجود داشت اما پس از سقوط چند فروند یو-2 بر فراز شوروی [سابق]، کوبا و چین این حساسیت از بین رفت. با این حال چه کسی می تواند بگوید که حفاظت از اسرار نظامی ،به ویژه در کشورهای کمونیستی، بر پایه ی منطق است؟ ویکتور سلوسار نگران از اتمام مأموریتش در چین به شوروی [سابق] بازگشت و در نیروی دفاع هوایی این کشور خدمت کرد و تا درجه ی سرلشکری ارتقا یافت. او پس از بازنشستگی در بلوروس ساکن شد. پس از فروپاشی شوروی [سابق] سلوسار به عنوان یک مهمان بلندمرتبه به سفارت چین در مینسک دعوت شد و از او به خاطر تلاشهایش در چند دهه قبل قدردانی صورت گرفت.

     

    یوئه ژنهوا، سمت چپ، در حال دست دادن با مائو تسه تونگ

    اختتامیه

    با ادامه ی بکارگیری یو-2 ها، برنامه ی بهسازی آنها با نصب یک دستگاه جنگ الکترونیک جدید با توانایی ایجاد اختلال راداری به صورت فعال ادامه یافت. اما بازهم این دستگاه ها نتوانستند از سقوط 2 فروند یو-2 دیگر جلوگیری کنند. در روز 10 ژانویه 1965 یک فروند یو-2 (به شماره ی بدنه ی 358) بر فراز مغولستان داخلی توسط شلیک موشکهای گردان اول موشکی ارتش خلق چین ساقط شد. خلبان یو-2 ،چانگ لی-یی نجات یافت و به همراه یه چانگ دی در روز 10 نوامبر 1982 آزاد شد. آخرین شکار یو-2 بر فراز چین در روز 8 سپتامبر 1967 [iii]صورت گرفت. در این روز یو-2 به شماره بدنه 373 (به خلبانی هوانگ چانگ-بئی) بر فراز استان ژجیانگ توسط گردان چهاردهم موشکی[iv] مورد هدف قرار گرفت. متاسفانه این سانحه برای خلبان یو-2 کشنده بود.

    اندکی بعد پروازهای جاسوسی در عمق خاک چین کنارگذاشته شد. چند سال بعد دوره ی جدیدی از روابط چین و آمریکا توسط بازدید رسمی نیکسون از پکن آغازشد. این بازدید نه به معنای پایان کامل فعالیتهای هوایی در جنگ سرد بود و نه به معنای بیکار شدن خدمه ی موشکهای سام چینی اما این داستان، داستان دیگری است...

     

    پکن 1956؛ نمایش لاشه ی هر چهار فروند یو-2 ساقط شده بر فراز چین تا آن تاریخ. 3 فروند از آنها توسط واحد یوئه شینهوا شکار شدند.



    [i] - این امربا توجه به مداخلات [قبلی] کشورهای غرب و ژاپن در چین ،که زخم عمیقی در ناخودآگاه جمعی ملت چین باقی گذاشته است و تنها با مشاهده ی توانایی دفاع چین در برابر مداخلات خارجی درمان می شود، قابل درک است.

    [ii] - ژنهوا برای اینکه تبدیل به یک "تکخال" در زمینه ی موشکهای زمین به هوا شود تنها یک شکار کم داشت. تا زمان شدت گرفتن جنگ ویتنام و جنگ های اعراب و اسرائیل بی برو برگرد او خبره ترین متخصص موشکهای سام در برابر هواپیماهای واقعی بود. او در ضمن اولین کسی بود که در شرایط جنگی از موشکهای سام استفاده کرده بود. همین دلیل به تنهایی کافی است تا او را در کتابهای مرجع جنگهای هوایی جای دهند. دست کم او 4 فروند هواپیمای جاسوسی در ارتفاع بالا را شکار کرد که این رکورد توسط هیچ کس دیگری تکرار نشده است.

    [iii] - تاریخ نهم سپتامبر نیز در بعضی منابع ذکر شده است.

    [iv] - توسط موشکهای سام-2 بهسازی شده توسط چین معروف به اچ.کیو-2

    آخرین ویرایش: یکشنبه 17 آذر 1392 01:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 15 آذر 1392 07:42 ب.ظ نظرات ()


    اولین شکار سام؛قسمت اول

    موش و گربه بازی مرگبار

    از دست رفتن یک فروند هواپیمای جاسوسی به دلیلی ناشناخته ،حتی اگر خلبانش هم کشته شده باشد، نمی توانست تلاشهای جاسوسی از چین را ،به ویژه اینکه این فعالیتها بسیار حیاتی بودند، از دستور کار خارج کند. به علاوه، تایوانی ها اسباب بازی جدیدی از آمریکایی ها گرفته بودند: هواپیمای جاسوسی یو-2 که از بسیاری جهات از آر.بی-57 برتر بود. به محض اینکه خلبانهای تایوانی پریدن با یو-2 را فراگرفتند پروازهای جاسوسی بر فراز خاک چین با شدت بیشتری از سرگرفته شد. در حالیکه اکنون چینی ها سلاح امتحان پس داده ای در اختیار داشتند و سربازانی که می توانستند اهدافی در ارتفاعات بالا را هدف قرار دهند اما تعداد آتشبارهای موشکی آنها همچنان محدود بود. این امر بدان معنی بود که اگر یو-2 ها در مناطقی پرواز می کردند که توسط سام ها پوشش داده نشده بود می توانستند بدون مجازات در آسمان چین پرسه بزنند.

    به منظور رسیدن به توانایی مقابله با هواپیماهای متجاوز با امکانات موجود، چینی ها سعی کردند تا مناطقی که قرار بود دوباره شناسایی شوند را حدس بزنند تا موشکها را در آن مناطق مستقر کنند. پس از مطالعه ی الگوی پروازی یو-2 ها آنها به این نتیجه رسیدند که نانچانگ مکانی است که توسط هواپیماهای متجاوز بیشتر بازدید از آن صورت می گیرد. بر همین اساس موشکهای سام را در آنها مستقر کردند و به انتظار نشستند. در دست کم دو مورد یک فروند یو-2 به نانچانگ نزدیک شد ولی به طرف دیگری چرخید. اما بردباری معروف چینی ها در روز نهم سپتامبر 1962 جواب داد. در این روز یک فروند یو-2 سی (به شماره ی بدنه 387 و خلبانی چن هوآی-چن) وارد برد موشکهای گردان دوم موشکی شد. یوئه ژنهوآ برای بار دوم در دوره ی خدمتش دستورگرفت تا با یک هواپیمای دشمن درگیر شود. یک بار دیگر سام ها سبب به پایین کشیدن یو-2 شدند. خلبان هواپیما زنده پیداشد اما متاسفانه در اثر جراحات واردشده در بیمارستان درگذشت.


    یک فروند یو-2 تایوانی که تمام علائم آن به جز یک دایره ی کوچک در پشت ترمز هوایی از روی بدنه ی آن پاک شده اند.

    به نظر می رسید که موشکهای سام شبیه ترین سلاح به "سلاح اعجاب برانگیز" در دنیای واقعی بودند اما سقوط چند فروند یو-2 در اکناف دنیا (شوروی سابق، چین، کوبا) به آمریکایی ها پیغام داد که بر روی سیستمهای مقابله با آن کار کنند. به زودی یو-2 های تایوانی با یک سیستم جنگ الکترونیکی ،که به خلبان اخطار می داد که رادارهای موشک سام بر روی هواپیما قفل شده اند، مجهز شدند. با تکیه بر این روش آنها می توانستند دوباره به برتری برسند. از آنجایی که موشکهای سام-2 ،مانند بیشتر موشکهای ضدهوایی هم دوره ی خود، برای مقابله با اهدافی که در حال مانور هستند مناسب نبودند معمولا چند چرخش پی در پی برای گم کردن موشک و فرار از خطر کافی بود[i]. پس از اینکه یو-2 ها چند بار از دست موشکهای سام فرار کردند چینی ها فهمیدند که آنها هم باید به روش های ضد جنگ الکترونیک مجهز شوند. چینی ها نتیجه گرفتند که بهترین راه برای مقابله با یو-2 ها در این است که زمان درگیری را کوتاه کنند تا خلبانها فرصت کمی برای دریافت اخطار و مقابله با موشکها بیابند.

    دستورالعمل های روسها و زمان در نظرگرفته شده انعطاف ناپذیر بودند اما ثابت شد که ممکن است زمان درگیری را به صورت معناداری کاهش داد. به علاوه، رادار درگیری آتشبار سام تنها هنگامی فعال می شد که هدف در برد کافی نسبت به آن قرار می گرفت. همانطور که هواپیمای متجاوز به پروازشان ادامه می دادند تنها عامل زمان در میان بود تا چینی ها بتوانند ایده شان را عملی کنند. در روز اول نوامبر 1963 یک فروند یو-2 ( به شماره ی بدنه 355 و خلبانی یه چانگ دی) بر فراز استان جیانگخی پرواز می کرد که ناگهان توسط 3 تیر موشک مورد حمله قرار گرفت. گردان دوم موشکی در یک موضع کمین کرده بود و فرمانده ی آن یوئه ژنهوآ دستور داد تا با روش جدید با هدف درگیر شوند. خلبان تایوانی قبل از اینکه بتواند واکنشی نشان دهد تنها 8 ثانیه طول کشید تا خود را در بیرون از کابین هواپیمایش بیابد. یه بیهوش شد اما در هوا به هوش آمد و با چتر بر زمین نشست. به هرحال همه ی نذر و نیازش پذیرفته نشد و پس از رسیدن به زمین دستگیر شد و در روز دهم نوامبر 1982 (پس از بیش از 20 سال اسارت) آزادشد.

    باقیمانده ی بدنه ی هواپیمایش جمع آوری شد و به خوبی مورد آزمایش قرارگرفت، به ویژه اینکه سیستم های جنگ الکترونیکی آن برای چینی ها اطلاعات ارزشمندی به همراه داشت. چینی ها با تحلیل آن تصمیم گرفتند تا از فرکانسهای متفاوتی در هنگام رهگیری و درگیرشدن با هواپیما استفاده کنند تا تجهیزات جنگ الکترونیکی آن را گمراه کنند.

    تلفات وارد شده به هواپیماهای متجاوز متوقف نشد به ویژه اینکه جنگ ویتنام شدت گرفته بود و لازم بود که خطوط تدارکاتی کمونیستها از طریق چین مورد شناسایی قراربگیرند. یک فروند یو-2 ( به شماره ی بدنه ی 362 و خلبانی لی نان پینگ) در روز 7 ژوئن 1964 بر فراز استان فوجیان سرنگون شد. دوباره این شکار متعلق به گردان دوم موشکی بود که فرمانده اش یوئه ژنهوا چهارمین شکار را در کارنامه ی خود ثبت می کرد. این عملیات یک کمین کلاسیک از طرف سامها بود که درست قبل از پرواز تایوانی ها به صورت کاملا مخفیانه در منطقه پخش شده بودند و هنگامی که هدف به برد موشکها رسید ناگهان رادارشان را روشن کردند و آن را به موشک بستند. این روش هنگامی که خلبان یو-2 در بیسیم فریاد زد که چراغ نزدیک شدن موشک در کابینش روشن شده است غافلگیرانه بودن خود را اثبات کرد. این آخرین جمله ای بود که قبل از تکه تکه شدن هواپیمای یو-2 از خلبانش شنیده شد. جسد لی در کابین هواپیمایش پیداشد و بنابر اظهارات چینی ها او فرصت نکرده بود که صندلی پرانش را فعال کند.

    مترجم رضاکیانی موحد


    اولین شکار سام؛قسمت سوم



    [i] - یک شیرجه ی ناگهانی نیز می توانست سبب جاخالی دادن به یک موشک بشود یو-2 ها برای چنین مانورهایی مناسب نبودند.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 17 آذر 1392 08:51 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 27 بهمن 1390 11:25 ب.ظ نظرات ()


    شارل دوگل تنها ناوهواپیمابر عملیاتی نیروی دریایی فرانسه و ناو سرفرماندهی این نیرو می باشد. شارل دوگل دهمین ناوهواپیمابر فرانسه، اولین شناور سطحی اتمی فرانسه و همچنین اولین ناوهواپیمابر اتمی غیر آمریکایی جهان است. گروه پروازی، ابزارجنگ الکترونیک و موشکهای شارل دوگل به این ناو چنان قدرت تهاجمی بخشیده اند که تا کنون در نیروی دریایی فرانسه سابقه نداشته است.

    طراحی و ساخت

    ناوهای هواپیمابر فوش و کلمانسو در سالهای 61 و 63 کامل شدند و در میانه دهه 70 نیاز به جایگزینی برای آنها احساس می شد. ساخت شارل دوگل -به عنوان یک طرح جدید داخلی- در سال 1989 آغازشد و بدنه آن در ماه می سال 1994 به پایان رسید. شارل دوگل بزرگترین کشتی نظامی ساخته شده در اروپای غربی پس از سال 1951می باشد. رئیس جمهور وقت فرانسه -فرانسوا میتران- این ناو را ریشیولیو نامید. بنابر سنت نیروی دریایی فرانسه ناوهای سرفرماندهی این نیروی به نام کاردینال ریشیلو نامیده می شدند اما در 7 فوریه 1987 ژاک شیراک نام این ناو را به شارل دوگل تغییرداد. شیراک یکی از طرفداران متعصب مارشال دوگل بوده و هست.

    شارل دوگل دومین ناوبزرگ اروپایی پس از دریاسالار کوزنتسوف روسی است و تا ساخت ناوهواپیمابر مشترک فرانسه و بریتانیا، بزرگترین و قوی ترین ناوهواپیمابر اروپا باقی خواهد ماند. شارل دوگل یک هواپیمابر سنتی است که دارای عرشه زاویه دار است. زاویه عرشه دوم شارل دوگل با عرشه اصلی ناو 8.5 درجه است و طول باند اصلی آن به 195 متر بالغ می شود.

    شارل دوگل از 2 منجنیق آمریکایی -مانند منجنیقهای ناوهواپیمابر نیمیتز- استفاده می کند. این نوع منجنیق می تواند در هر 1 دقیقه 1 فروند هواپیما را به پرواز درآورد. شارل دوگل تنها هواپیمابر اروپایی است که به منجنیق مجهز شده است. اگرچه استفاده از منجنیق -از نظرمالی، نگهداری و فنی- مشکلاتی دربردارد اما نصب منجنیق به ناوهای هواپیمابر اجازه می دهد تا هواپیماهای بزرگتر و سنگینتری را -نسبت به هواپیمابرهای کوچکتر- حمل کنند. در هواپیمابرهای کوچک -مانند اینونسیبل انگلیسی یا گالیباردی ایتالیایی- تنها از هواپیماهای عمود پرواز استفاده می شود. نشست و برخاست به صورت عمودی ظرفیت کمی برای حمل سوخت و مهمات این هواپیماها باقی می گذارد.

    جزیره این ناو جلوتر از هواپیمابرهای پیشین قرارگرفته است و در پشت آن 2 دستگاه آسانسور قراردارد. از قرار دادن آسانسور مرکزی در عرشه شارل دوگل صرف نظر شده است تا از تمام فضای آشیانه زیر عرشه استفاده شود. برخلاف ناوهای هواپیمابر اروپایی که در زمان جنگ سرد ساخته می شدند، شارل دوگل یک ناوهواپیمابر ضدزیردریایی نیست. محول کردن نقش ضدزیردریایی به هلیکوپترها و بکارگیری رادارهای پرنده هاوک آی نشان دهنده تغییر استراتژی نیروی دریایی فرانسه از جنگ ضدزیردریایی به نفع جنگهای هوایی است.

    شارل دوگل به 2 راکتور هسته ای به قدرت 61 مگاوات مجهز شده است و می تواند تا به عملیاتهای طولانی مدت اعزام شود. نیروی حاصل از شکافت هسته ای باعث گرم کردن بخار آب می شود و این بخار آب توربینهای 61 مگاواتی بخار ساخت آلستوم را به حرکت درمی آوردند. شارل دوگل هر 5 سال یکبار سوختگیری می کند.

    اشکالات فنی

    در سال 1999 شارل دوگل به یک گشت دریایی آزمایشی فرستاده شده تا اشکالات موجود در آن بررسی ورفع شوند. در این سفر معلوم شد که شارل دوگل برای نشست و برخواست هواپیماهای آواکس هاوک آی نیاز به عرشه ای عریض تر دارد. در نتیجه، به عرض عرشه ناو 4.4 متر افزوده شد. رفع این اشکال 5 میلیون فرانک هزینه برای مالیات پردازان فرانسوی به همراه داشت.

    در روز 28 فوریه 2000،  قسمتی از تاسیسات راکتور هسته ای شارل دوگل آتش گرفت و ناو را به حوضچه تعمیر بازگرداند. اما مصیبت اصلی در گشت دریایی ماه نوامبر سال 2000 بر سر شارل دوگل نازل شد. پروانه سمت چپ ناو در ضمن حرکت در اقیانوس  اطلس شمالی شکست و شارل دوگل به تولون بازگردانده شد. با بررسی های بیشتر مشخص شده که پروانه سمت راست و تمام پروانه های یدکی که برای این ناوتهیه شده بودند دچار همان اشکال بوده و باید به کارخانه سازنده بازگردانده شوند. اما آتش سوزی که در مدارک فنی و نقشه های موجود در کارخانه تولید کننده پروانه ها روی داد بدبیاری را برای شارل دوگل کامل کرد. مجبور شدند از پروانه های ناوهای بازنشسته فوش و کلمانسو -که در انبار بودند- به جای پروانه های طراحی شده برای شارل دوگل استفاده کنند. این امر به وضوح سرعت ناوهواپیمابر را کاهش می داد. در 5 مارس 2000 و در طی یک آزمون شارل دوگل توانست به سرعت 25.2 نات دست یابد. سرعت درنظرگرفته شده برای ناو 27 گره دریایی بود.

    شارل دوگل ماه های جولای تا اکتبر همان سال را به دلیل سروصدای زیاد در تعمیرگاه گذارند. سروصدای موتورخانه در قسمت عقب کشتی به 100 دسیبل رسیده بود و در آرامش خدمه ناو اختلال ایجاد می کرد.

    درنهایت، شارل دوگل در 18 می 2001 و پس از 5 سال از مدت زمان  برنامه ریزی شده پروژه به خدمت نیروی دریایی فرانسه درآمد. اما مشکلات دست از سر آن برنمی داشتند. در روز 8 نوامبر 2001 نشت گاز سمی از یک لوله سبب آسیب دیدن دو تن از پرسنل ناو شد. در روز 16 سپتامبر در روزنامه های فرانسه گزارشی از آلودگی بالای رادیواکتیو در ناو منتشر شد. اشکالات فنی کار را به جایی رساند که رئیس جمهور سابق فرانسه -والری ژیسکاردسن- شارل دوگل را یک "ناوهواپیمابر نصفه و نیمه" نامید.

    کاریکاتوری از شارل دوگل که در مطبوعات فرانسه چاپ شد. بر روی پلاکارد نوشته است :

    "آهسته برانید! کارگران مشغول کارند."

    لینک 16 

    در روز 11 اکتبر سال 2001، شارل دوگل به همراه 4 فروند هواپیمای آواکس و ناوچه کاسارد درگیر مانور لینک16 شدند. در این مانور یک شبکه اطلاعاتی با پهنای باند زیاد تمام تجهیزات نظامی صحنه نبرد را به هم متصل می نمود. این شبکه وظیفه دیده بانی هم زمان حریم هوایی فرانسه از جنوب بریتانیا در دریای مدیترانه را برعهده داشت. اطلاعات جمع آوری شده از آواکسها و شناورها می توانستند از طریق خطوط ارتباطی قدیمی لینک11 به ناوچه جین بارت نیز ارسال شوند.

    پیش به سوی افغانستان؛ عمیات هرکولس

    در 21 نوامبر 2001 دولت فرانسه تصمیم گرفت برای کمک به آمریکا در عملیات آزادسازی افغانستان، شارل دوگل را راهی اقیانوس هند کند. نیروی رزمی 473 به فرماندهی آدمیرال کلوزل در روز اول دسامبر فرانسه را ترک کرد. این ناوگان شامل ناوهای شارل دوگل، ناوچه های "لاموته-پیکو"، "ژان دووین"، "جین بارت"، زیردریایی هجومی "روبیس" و تانکر "موزه" بود. 2900 نفر، خدمه  نیروی رزمی 473 را تشکیل می دهند.

    گروه پروازی این ناوگان عبارت بود ازیک فروند آواکس هاوک آی 16 فروند هواپیمای سوپراتاندارد، 2 فروند هواپیما جنگنده رافائل ام و چند فروند هلیکوپتر. در روز 19 دسامبر اولین پرواز سوپراتاندارها بر فراز افغانستان و به منظور پوشش 3000 کیلومتر از مربع حریم هوایی آن کشور وعملیات شناسایی و بمباران انجام شد. سوپراتانداردها در طی 14 سورتی پرواز توانستند از چنگ 5 فروند موشک استینگر -که طالبان شلیک کرده بودند- بگریزند. آنها در روز دوم فوریه 2002 به همراه نیروهای آمریکا و بریتانیا در عملیات آناکوندا شرکت کردند. هواپیماهای رافائل در این جنگ در هیچ عملیات رزمی شرکت نداشتند.

    ناوگان دریایی مشترک 5 کشور عضو ناتو (آمریکا، بریتانای، فرانسه، ایتالیا و هلند) در عملیات آزادسازی افغانستان در دریایی عمان. هواپیمابر شارل دوگل در ردیف وسط اولین ناو است و پشت سر آن 1 فروند ناوهواپیمابر کلاس اینونسیبل از بریتانیا قراردارد. 2 فروند ناو آمریکایی از کلاس نیمیتز نیز در طرفین آنها حرکت می کنند. تفاوت محل قرارگیری جزیره شارل دوگل با هواپیمابرهای آمریکایی در این عکس کاملا مشهود است.

    پس از چندی، به هواپیماهای محمول شارل دوگل تعداد 6 فروند میراژ2000دی، 3 فروند رافائل  و 2 فروند "هاوک آی" افزوده شد. از ماه فوریه به بعد در چند نوبت هواپیماهای ناوهواپیمابر یواس اس جان استنیس و شارل دوگل در طی همکاری های نظامی دو کشور بر روی عرشه یکدیگر فرودآمدند.

    شارل دوگل (اولین ناوهواپیمابر اتمی اروپا) در کنار اینترپرایز (اولین ناوهواپیمابر آمریکا و جهان)

    در روز دوم می، شارل دوگل برای تجدید ذخایر و تسلیحات به سنگاپور بازگشت و پس از 16 روز مجددا راهی دریای عمان شد. هلیکوپترهای شارل دوگل در روز 19 اکتبر توانستند در طی یک عملیات نجات 3 نفر سرنشین یک بالین آسیب دیده را از مرگ نجات دهند.

    در روز 2 می 2006 شارل دوگل برای شرکت در یک مانور مشترک با نیروی دریایی هند با نام وارونا به شرق آسیا بازگشت.

    سیستمها و تجهیزات الکترونیکی

    شارل دوگل به یک سیستم مدیریت اطلاعات رزمی مجهز شده است که می تواند 2000 هدف را به صورت همزمان رهگیری کند. در سال 2004 یک سیستم جدید هدایت و کنترل ساخت شرکت تالس بر روی آن نصب شد. یک رادار سه بعدی آرابل نیز فضای اطراف ناو تا فاصله 70 کیلومتر را پوشش می دهد.


    بر روی شارل دوگل یک سیستم پرتاب کننده فریبنده 10 لوله ساخت ساژم وجود دارد که می تواند برای منحرف کردن موشکهای شلیک شده به سمت ناو بکاررود. این سیستم  می تواند فریبنده های رادار را تا فاصله 8 کیلومتری و فریبنده های مادون قرمز را تا 3 کیلومتری پرتاب کند.این فریبنده ها در کنار 3 سیستم اخلال در رادارهای دشمن از شرکت تالس وظیفه حفاظت از ناو را برعهده دارند.

    علاوه بر همه اینها شارل دوگل یک رادار جستجوی بردبلند سه بعدی، یک راداری جستجوی برد متوسط-بلند، یک رادار سی تایگر برای جستجوی سطح و هوا و 2 رادار ناوبری دارد.

    برای کمک به فرود هواپیماها در شب و یا شرایط دید کور از سیستم لیزری دالاس استفاده شده است. یک سیستم پایدار کننده حرکت کامپیوتری درشارل دوگل نصب شده است که همیشه ناو را در وضعیت افقی نگه می دارد. با استفاده از این سیستم حتی اگر امواج دریا به 4 متر هم برسند هواپیماها می توانند به صورت عادی بر روی عرشه نشست و برخاست کنند. برای مقابله با تاثیر بادهای شدید بر روی بدنه ناو نیز از یک سیستم کامپیوتری استفاده شده است.


    آخرین ویرایش: جمعه 28 بهمن 1390 02:44 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 21 آذر 1390 12:40 ق.ظ نظرات ()


    چند روز گذشته تیتر اول رسانه های خبری دنیا تعلق داشت به خبری تحت عنوان اینکه نیروی هوا و فضای سپاه ادعا کرده است که توانسته است یک پرنده بدون سرنشین پیشرفته امریکایی که برای مقاصد شناسایی به کار می رود را در آسمان تحت کنترل خود درآورده و فرود آورد. پس از حدود 1 یا 2 روز تصاویری از این پهپاد (پرنده بدون سرنشین) را نیز در رسانه ها به نمایش گذاشت.

    اینکه آیا واقعا سپاه این کار را انجام داده است و یا ارتش، بحث ما نیست و ارزش چندانی البته در اینجا ندارد. زیرا شایعاتی وجود دارد که پدافند ارتش این هواپیما را به دست آورده است سپس سپاه در اختیار گرفته است.

    در این فاصله زمانی گمانه زنی های زیادی توسط مردم عادی در اقصی نقاط دنیا انجام گرفته و بحثهای زیادی در این باره صورت گرفت. این اتفاقات من را به یاد داستانی در سال 1961 انداخت که در آن شوروی سابق ادعا کرده بود که یک هواپیمای پنهانکار جاسوسی پیشرفته در آن زمان به نام  یو- 2 را که بر فراز خاک اتحاد جماهیر شوروی در حال پرواز عملیاتی بوده است شناسایی و ساقط کرده است. در همان زمان به مانند حال شایعات زیادی بر سر زبانها افتاد. کم کم شمار کسانی که شوروی را متهم به دروغگویی می کردند رو به فزونی گرفت. از انجاییکه اتحاد جماهیر شوروی تصویر و یا فیلمی از هواپیمای مربوطه را نشان نمی داد این شایعه روز به روز بیشتر قوت می گرفت. دولت مردان امریکا بعد ازگذشت چند روز ازوقوع حادثه و سکوت روسها در مورد خلبان، با تصوراینکه خلبان مرده است اعلام کردند که یک هواپیمای یو-2 سازمان ناسا که کارهواشناسی می کرده است چند روز قبل در شمال ترکیه ارتباط خود را از دست داده و ناپدید شده است( امریکایی ها در واکنش به ادعای ایران در مورد به دست اوردن همین پهپاد نیز اعلام کردند که از حدود یک هفته پیش کنترل یک پهپاد ار کیو 170 در غرب افغانستان را از دست داده و در ان نواحی ناپدید شده است.). همچنین برای داستان سازی بیشتر اعلام کردند که خلبان در اخرین تماسهای خود اعلام مشکل در سیستم اکسیژن خود کرده است و بیهوش شده است، به همین دلیل بعد از بیهوشی خلبان، سیستم خلبان اتوماتیک فرود اضطراری کرده است و سریعا اقدام به رنگ کردن یک هواپیمای یو- 2 به رنگ سازمان ناسا کرده و ان را به عنوان هواپیمای پیدا شده معرفی کردند. به علت تبلیغات دولتمردان امریکا در این زمینه و دروغگو خوانده شدن شوروی، در نهایت خروشچف رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی در مراسمی اعلام کرد:

    باید به شما رازی را بگویم. وقتی بار اول در این مورد صحبت کردم به عمد چیزی در مورد زنده و سالم بودن خلبان نگفتم... الان فقط نگاه کنید که چه مقدار حرفهای چرت و احمقانه گفته اند( امریکاییها).


    و همزمان با نشان دادن خلبان و تکه هایی از لاشه هواپیما ضربه خورد کننده ای به ابرو و حیثیت دولت امریکا وارد کردند و دروغ طولانی انها را برای مردم دنیا نقش برآب کردند. این حادثه یکی از بزرگترین شرمساری ها را برای دولت امریکا به وجود اورد. علت اینکه چرا اتحاد جماهیر شوروی در ابتدا حاضر به نمایش نبود این بود که اگر آنها لاشه هواپیما را نشان می دادند سریعا برای کارشناسان غربی مشخص می شد که چه مقدار از اطلاعات مفید و محرمانه  و تکنولوژی به کار رفته در آن لو رفته است و چه مقدار از لاشه هواپیما برای روسها قابل بازیابی است. اما با شدت گرفتن اتهام جعل و دروغگویی،  روسها در فرصتی مناسب و نه عجولانه، در نهایت اقدام به نمایش عمومی خلبان اسیر شده و لاشه هواپیما کردند تا بهترین سود ممکن را از نمایش رسانه ای ببرند.اگر همان ابتدا روسها اقدام به نمایش خلبان و لاشه هواپیما می کردند هیچگاه نمی توانستند ان شرمساری را برای دولت امریکا به وجود بیاورند. این قضیه این موضوع را به ما گوشزد می کند که حتی مخفی نگاه داشتن سرنوشت خلبان نیز چه قدر حائز اهمیت است و نمایش او می تواند باعث تبعاتی شود که شد. به عنوان مثال در صورت مخفی ماندن سرنوشت خلبان و یا اعلام مرگ او به راحتی می توان با هر روش ممکن و تحت هر شکنجه ای او را تخلیه اطلاعاتی کرد و یا با انجام گفتگوهای پشت پرده با دشمن زنده بودن او را اعلام،  و آنها را وادار به امتیازاتی در مقابل تحویل خلبان کرد و یا به مانند داستان بالا که تف سربالا برای امریکاییان شد، با تظاهر به مرگ خلبان ابتدا به امریکاییها اجازه مانور حسابی روی این قضیه را داده، سپس دست انها را رو کردند.

    اما زمانی که برای عموم اعلام شود که خلبان زنده است پای سازمانهای حقوق بشری به میان کشیده می شود و دولت مزبور تحت فشار اذهان عمومی جهان برای آزاد سازی او و رفتار بر اساس حقوق اسرا با او، قرار می گیرد و به ناچار برای حفظ وجه عمومی بدون گرفتن امتیاز خاصی مجبور به آزادی او می شود. به علت مورد توجه بودن موضوع در بین روزنامه نگاران و افکارعمومی و با توجه به کنوانسیونهای مختلف و به میدان آمدن صلیب سرخ جهانی قابلیت اعمال هر روش غیر انسانی و شکنجه برای تخلیه اطلاعاتی نیز از بین می رود . به خاطر همین اهمیت، روسها در نهایت به اجبار،برای خنثی سازی دروغگویی بزرگ امریکاییان به نمایش رو آوردند. این داستان سطح هوشیاری کارشناسان و تصمیم گیرندگان شوروی را نشان می دهد که برای هر عملی عکس العملی  کاملا مناسب با بیشترین منفعت را در نظر داشته اند.

     

    فرانسیس گری پاورز خلبان اسیر شده در کنار یک هواپیمای حاسوسی یو-2 (U-2)

    فرانسیس گری پاورز در سمت راست در یک محاکمه در مسکو.

    خروشچف در حال بازدید از باقی مانده هواپیما در یک نمایش عمومی


    تصور من بر این اساس بود که ایران تصویری از این پهپاد را انتشار ندهد تا آنالیزورها، کارشناسان و سازمانهای امنیتی امریکایی را دچار سردرگمی کرده و آنها را در فقر اطلاعاتی نگاه دارد . مگر در یک حالت که فردای آن روز نشان داد که آن حالت اجرا شده است.

    فرضیه و یا حالت  دوم عبارت بود از آنکه اگر جمهوری اسلامی اقدام به انتشار تصاویر کرد این مقصود را می رساند که  توان فهم و استفاده از تکنولوژی و دانش به کار رفته در آن را آنچنان ندارد. زیرا ارزش آن از ارزش تبلیغاتی و رسانه ای که برایشان به ارمغان می آورد کمتر است که اقدام به انتشار فیلمها و تصاویر کرده اند . جدا از ارزش تبلیغاتی که برایشان داشته است آن را در قبال معامله هایی به کشورهایی که زیرساختهای صنعتی و تکنولوژیکی داشته و این گونه اتفاقات برایشان حکم طلا داشته می فروشند واین کشورها با بررسی آن، تکنولوژی نهفته در آن را تا حد زیادی متوجه شده و در محصولات آینده و سیستمهای دفاع هوایی  خود به کار می برند. و ارزش این کار بسیار بیشتر از تبلیغ رسانه ای برای آنهاست.

    مسئولین امر اعلام کردند که کنترل هواپیمای مورد نظر را به دست گرفته و به زمین نشانده اند. اما چیزی که شواهد نشان می دهد خلاف این را نمایان میسازد. در تصویر زیر همان طور که ملاحظه می فرمایید قسمت زیرین هواپیما توسط چادرهای استتار نظامی پوشانده شده است که نشاندهنده اسیب دیدن این قسمت می باشد، همین طور 2 بال هواپیما دچار شکستگی بدنه شده است و در قسمتهایی از آن فرورفتگی هایی بر اثر ضربه وجود دارد که همه ی این علائم نشانه ی یک فرود سخت و اضطراری، بدون باز بودن چرخها به صورت گلایدر در یک محیط باز می باشد. آنچه که مشخص است داستان  به دست گرفتن هدایت این هواپیما و کنترل آن بیشتر شبیه یک اغراق رسانه ای و بلوف است. زیرا با به دست گرفتن هدایت هواپیما دیگر نباید شاهد همچین مواردی در هواپیما می بودیم.



    به ساییدگی زیر بدنه هواپیما توجه بفرمایید که نشان دهنده فرود سخت، کشیدگی روی زمین و از بین رفتن ارابه های فرود و سیستم لندینگ می باشد.


    اما در مورد اینکه چگونه این هواپیما به دست نیروهای پدافندی افتاده است 2 نظریه را می توان در نظر گرفت.

    گزینه ی اول نشان از آن دارد که نیروهای پدافندی در ابتدا با شناسایی هواپیما و سپس با جمینگ و اخلال در سیگنالهای دریافتی هواپیما باعث قطع ارتباط و فرود اضطراری آن شده اند و یا خود هواپیما دچار نقص فنی سنگینی هم در سیستم ارتباطی خود و هم در سیستم لندینگ شده است که به مانند بالا ارتباطات خود را از دست داده و مجبور به فرود اضطراری شده است.

    گزینه دومی نیز وجود دارد که بیشتر خطرناک جلوه می کند و آن هم خطر وجود داستان از پیش تعیین شده می باشد. به این صورت که پهپاد مورد نظر را از نظر سطح تکنولوژیکی رادارها و سیستمهای ارتباطی و جاسوسی و شناسایی پایین تر آورده و برای تست رادارهای جدید پدافندی ایران وارد کارزار نموده اند و با این کار به عبارتی مار را از لانه اش بیرون کشیده تا مورد بررسی قرار دهند و یا با عمدی بودن سقوط و دادن هواپیما به دست دشمن،  باعث دادن اطلاعات غلط در مورد این هواپیما شده تا  توان طرف مقابل را برای غلبه برتکنولوژیهای نوین خود گمراه کرده و از بین ببرند. حال ممکن است امریکایی ها با علم بر اینکه بالاخره تحت معامله هایی این هواپیما به دست روسها می رسد این عمل را انجام داده و هدف در این قضیه روسها باشند نه ایران.
     این عمل جدا از منظر فنی نظامی، باعث تاثیر گذاری روانی و اشتباه و گمراهی در اتخاذ تصمیمات و استراتژی ها و تاکتیکهای نظامی طرف مقابل می شود. به گواه تاریخ این گونه بازیها بارها اجرا شده است، مخصوصا در تاریخ جنگ سرد بارها از این شیوه ها برای فریب دشمن استفاده شده و دشمن هزینه های زیادی را در مسیرهای اشتباهی از دست داده است. برای غلبه بر این موضوع کارشناسان امر و تحلیلگران نظامی مربوطه باید سطح هوشیاری بالایی داشته باشند تا بتوانند در دام این گونه بازیها نیافتند و واقعیت را از توهم تشخیص دهند. نباید اسیر احساسات و خوشحالی موفقیت باشند وغرور کاذب و پوشالی انها را در بر گیرد زیرا ممکن است کوتاه مدت و بد سرانجام باشد.

    نویسنده : محمد حسین پاز

    باهمکاری

    رضاکیانی موحد

    پی نوشت: فیلم زیر در مورد داستان سقوط هواپیمای یو 2 و نمایش عمومی باقی مانده هواپیما است . در یوتیوب:

    []


    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.

     جواب مسابقه سوم جنگها و تاریخ

    بر باد رفته،  تلاش قدرتهای جنگ سرد و سرویسهای اطلاعاتی برای به دست اوردن تکنولوژی و جمع آوری اطلاعات نظامی




    آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 آذر 1390 05:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 15 خرداد 1390 05:38 ب.ظ نظرات ()

    شاید بارها برایتان پیش آمده که خواسته اید به همراه دوستانتان و به دور از چشم والدین یا همسرتان برنامه ای بریزید(گردش، پارک، سینما و برنامه هایی از این قبیل). دلیل مخالفت پدر و مادر یا همسر هر چه که بوده، ترجیح داده اید تا برنامه ریزیهایتان را بدون اطلاع ایشان انجام دهید. به آنها گفته اید که می خواهید به خانه عمو یا عمه سربزنید در صورتیکه قرار بوده است مثلا با دوستانتان به سینما بروید. در اغلب این موارد موضوع در همان مرحله برنامه ریزی لو رفته است و همچنین در اغلب موارد به فکر یک زبان دراز افتاده ایدکه بی موقع فضولی کرده و شما را لو داده است. اما حقیقت این است که بیشتر اطلاعات مربوط به برنامه علمی-تفریحی شما از طریق خودتان و ارتباطاتتان لو رفته اند هرچند که شما چیزی درباره برنامه تان بروز نداده باشید. والدین یا همسرتان برای کشف مقاصد شما به صورت ناخودآگاه از روشی استفاده می کنند که در بین متخصصین به تحلیل ترافیک مخابرات معروف است. فرض کنید که دختری دانشجو دارید که در سال اول دانشگاه درس می خواند. او به طور متوسط در روز 4-5 اس.ام.اس و 1 تا 2 تماس تلفنی دارد. به مرور زمان متوجه می شوید که در زمان امتحانات (میان ترم و پایان ترم) تعداد مسیجها و تلفنهایی که دخترتان دریافت می کند به صورت بی سابقه ای زیاد می شود و مثلا مسیجها به 10-15و تلفنها نیز به 7-8 تماس در روز افزایش می یابند. این افزایش ترافیک در پیامهای مخابراتی به تنهایی می تواند برایتان سیگنالی باشد مبنی بر اینکه واقعه ای غیرمعمول (شروع امتحانات) در پیش است که نیاز به هماهنگی (سوال پرسیدن،تبادل کتاب و جزوه و...) بیشتری نسبت به فعالیتهای عادی و روزانه دخترتان دارد.

    اگر بیشتر دقت کنید متوجه می شوید که در ایام تعطیل آخر هفته و تعطیلات رسمی نیز تعداد مسیجها و تماسهای تلفنی دخترتان افزایش می یابد اما با الگویی متفاوت از افزایش ترافیک دوران امتحانات. مثلا تعداد مسیجها به 8-10 و تماسهای تلفنی به 5-6 تماس افزایش می یابد. این تماسها برای هماهنگی بین دخترتان و دوستانش انجام می شود تا برنامه های آخر هفته (کنسرت، پارک، سینما و...) را هماهنگ کنند.

    اگر فرض کنیم که او درباره محتوای این پیامها(تلفنی و اس.ام.اسی) با شما صحبت نکند و شما هم به حریم خصوصی وی احترام بگذارید و پیامها و تماسهایش را کنترل نکنید همین افزایش و کاهش دوره ای و منظم ترافیک مخابراتی می تواند به شما اطلاعات مورد نیازتان را درباره نوع فعالیت های دختران بدهد. تنها کاری که باید انجام دهید این است که سوابق این ترافیک را ثبت کنید(به خاطر بسپارید) و با مواردی که در آینده پیش می آید تطبیق دهید. اگر بعد از چند تماس تلفنی و مسیج در آخر هفته دخترتان از شما اجازه خواست تا به سینما برود این سابقه در ذهن شما حک می شود تا در دفعات بعدی از همین الگو برای پیش گویی فعالیتهای آخر هفته وی استفاده کنید.

     

    خوب! اکنون شما 3 الگوی ترافیکی از مخابرات دخترتان در دست دارید. ترافیک مخابراتی روزهای معمول کم، روزهای آخر هفته و تعطیلات متوسط و روزهای امتحانی زیاد است. اگر به عنوان مثال در آخر هفته ترافیک مخابرات بیش از الگوی عادی هفتگی باشد می توان به این نتیجه رسید که یا افراد بیشتری برای برنامه آخر هفته دعوت شده اند و یا اینکه مسیر دورتری برای گردش انتخاب شده است(که نیاز به تدارکات بیشتر و هماهنگی های بیشتر و درنتیجه پیامهای بیشتر دارد). اگر بازهم به عنوان مثال در هنگام امتحانات تلفنها بیش از حد معمول باشند می توان نتیجه گرفت که امتحان آینده مربوط به درسی مهم یا درسی است که مشکل ساز شده است و برعکس کمتر شدن تلفنها در هنگام امتحان ممکن است نشاندهنده ساده بودن درسها باشد.

    حال اگر در ابتدای هفته به یک ترافیک مخابراتی غیرمعمول برخورد کردید به چه نتیجه ای می رسید؟ مثلا به مدت 2 هفته (غیر از ایام امتحان) تعداد مسیجها و تماسهای تلفنی به صورت چشمگیری افزایش یافته اند و ناگهان تماسها قطع شده اند و دخترتان هم کمی افسرده شده است. از این تغییرات ترافیک اطلاعات چه می فهمید؟ شاید پای پسری در میان باشد... شاید هم یکی از همکلاسی های دخترتان مریض است و بستری شده است. شاید استاد مورد علاقه اش بازنشسته شده است و .... به هرحال همین تغییرات (بدون اینکه شما از متن پیامها و تماسها آگاه باشید) می تواند به صورت هشدار درباره یک وضعیت یا واقعه غیرعادی دربیاید.

    حتی ساعت تلفنها و مسیجها هم می تواند گویا باشد و بعد از کمی ممارست به شما نشان دهد که چه کسی تلفن زده یا مسیج فرستاده است و بنابر این احتمال متن پیام چه می تواند باشد.

    همین هشدارها هستند که می توانند برای سرویسهای نظامی و جاسوسی بسیار راهگشا باشند. تحلیلگران ترافیک مخابرات بدون اینکه به متن پیامهای ارسال شده توسط دشمن دسترسی داشته باشند می توانند با تحلیل ترافیک مخابرات دشمن به مقاصد دشمن پی ببرند. اهمیت این روش کسب اطلاعات از آن رو است که مخابرات نظامی و جاسوسی همواره به رمز می باشند و شاید شکستن رمز این گونه مخابرات سالها طول بکشد در صورتیکه اطلاعات مستتر در این گونه پیامها باید هر چه زودتر به دست فرماندهان و تصمیم گیرندگان خودی برسند.

    به عنوان مثال، سکوت مطلق رادیویی می تواند نشانگر آماده شدن نهایی دشمن برای حمله باشد و یا اینکه دشمن هنوز هیچ فعالیتی را آغاز نکرده است. این دو وضعیت فرضی با اطلاعات دیگری که از جبهه کسب می شوند (عکسهای هوایی،بازجویی از اسرا، دیده بانها و...) در کنار هم می تواند یک تحلیل گر اطلاعاتی را از فعالیتهای دشمن آگاه کند.

     

    نوع مخابرات بیسیم(مورس، دیجیتال، آنالوگ و ...)، دستگاهی که مخابره را انجام داده (بیسیم دستی، بیسیم ماشین و...)، ساعت مخابره ، کسی که مخابره را انجام داده (فرستنده پیام)،کسی که مخابره را جواب داده (گیرند پیام)، همه می تواند تحلیل گر ترافیک مخابراتی را برای بیرون کشیدن اطلاعات از انبوه پیامهای در هم و برهم رمز و غیررمز یاری دهد. مثلا اگر فرض کنیم هر گردان پیاده دارای 3 گروهان و هر گروهان دارای یک دستگاه بیسیم باشد تعداد مخابراتی که یک گردان پیاده در روز می تواند داشته باشد خیلی کمتر از یک گردان زرهی است که در حدود 30 دستگاه تانک دارد(امروزه هر تانکی داری یک بیسیم می باشد). پس الگوی مخابراتی یک واحد زرهی به کلی با یک واحد پیاده متفاوت است. همچنین الگوی مخابراتی یک تیپ با لشکر و یک لشکر با یک سپاه و سپاه با ارتش فرق می کند.تکنیکهای تحلیل ترافیک مخابرات با شروع جنگ اول از طرف دول درگیر به سرعت به کار گرفته شدند ولی توسعه اصلی آنها در دوران جنگ جهانی دوم روی داد. بریتانیا و آلمان در میان کشورهای درگیر در جنگ پیشتاز دنیای شنود بودند. آلمانها به توانایی دست یافته بودند که در عرض چند ساعت می توانستند محل یک فرستنده امواج رادیویی را با دقت چند متر تشخیص دهند و از روی الگوی مخابراتی فرستنده تشخیص دهند که این فرستنده متعلق به یک تیپ، لشکر یا سپاه است. آنها از روی همین الگوهای مخابراتی بود که فهمیدند آمریکا لشکر 82 هوابرد خود را از ایتالیا خارج کرده و در بریتانیا مستقرکرده است که خود می توانست نشانه ای بر تهاجم نهایی متفقین به خاک اصلی اروپا باشد. بریتانیا و آمریکا هم از تکنیکهای تحلیل ترافیک مخابراتی برای کمک به رمزشکنان خود استفاده می کردند و آمریکایی ها توانستند با ترکیب تحلیل ترافیک مخابراتی و رمزشکنی نقشه حمله ژاپن به میدوی را کشف کرده و آن را خنثی کنند. بریتانیایی ها با استفاده از ارسال تعداد زیادی پیامهای دروغین و واقعی قبل از تهاجم متفقین به نرماندی سعی کردند تحلیلگران ترافیک مخابراتی آلمان را گمراه کنند تا آنها نتیجه بگیرند که متفقین قصد دارند به جای نرماندی در پادوکاله پیاده شوند. امروزه تمام سازمانهای نظامی و اطلاعاتی مدرن دنیا از این گونه روشهای تحلیل ترافیک مخابرات برای رخنه به پیامهای دشمنانشان استفاده می کنند.

     

    تحلیل ترافیک مخابرات در دنیای جاسوسی و رمزشکنی هم نقشی اساسی بازی می کند. با رویداد یک اتفاق (ترور سیاسی، انقلاب، کودتا و...) حجم مخابرات جاسوسان و سفارتخانه های خارجی مستقر در یک کشور زیاد می شود و با داشتن الگوهای مورد نیاز شاید بتوان از بعضی وقایع خرابکاری جلوگیری کرد. با تحلیل ترافیک مخابرات یک جاسوس خاص می توان به مقاصد و نیات کشوری که او را در استخدام دارد پی برد.

     

    کاربرد تحلیل ترافیک مخابرات تنها به مسائل نظامی و جاسوسی محدود نمی شود. مهندسین مخابرات برای مکانیابی محل نصب آنتنهای زمینی موبایل مجبورند تا وضعیت ترافیک مخابراتی یک منطقه را به درستی تحلیل کنند تا بتوانند آنتنهای مورد نیاز ساکنین آن منطقه را نصب کنند. واضح است که اگر تعداد آنتنهای زمینی کمتر از حجم ترافیک مخابرات منطقه باشد در خیلی از مواقع روز گوشی ها آنتن نمی دهند. متخصصین شبکه های کامپیوتری ادارات و کارخانجات برای سفارش قطعات مورد نیازشان باید کاملا از شبکه ای که قصد ایجاد آن را دارند و وضعیت ترافیک اطلاعاتی که در آن جریان دارد آگاه باشند تا بهترین وسائل شبکه را با بهترین سرعت دراختیار بگیرند. یک ترافیک اطلاعاتی بی موقع یا بیش از حد از شبکه داخلی یک شرکت(مثلا یک بانک یا شرکت بیمه که تعداد زیادی مشتری دارند) به سمت شبکه خارج از شرکت (اینترنت) ممکن است که نشانه وجود یک رخنه اطلاعاتی از سوی یک هکر باشد و با داشتن الگوهای عادی ترافیک اطلاعاتی و مخابراتی می توان پیشگیری های لازم بر علیه سارقان اطلاعات را انجام داد.

    خوب! به انتهای بحث رسیدیم! اگر بازهم قصد دارید تا برای آخر هفته خود یک برنامه تفریحی بچینید و با جمع دوستان خوش بگذرانید مواظب ترافیک مخابرات خود باشید تا بازهم نقشه شما لو نرود.



    نویسنده : رضا کیانی موحد

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.



    آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 اسفند 1397 10:49 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3