منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 2 اردیبهشت 1391 05:50 ب.ظ نظرات ()

    از زمان وقوع جنگ ماراتون تا به امروز، داشتن تجهیزات مناسب برای عملیات آبی-خاکی از  نیازهای اساسی نیروهای نظامی بوده است. بدین منظور، ابزار و تجهیزات مختلفی ساخته شده است که از میان آنها می توان به تانکهای آب-خاکی اشاره کرد. این تانکها ابزار قدرتمندی برای عملیات عبور از موانع آبی، رودخانه ها، پیاده کردن نیرو در ساحل دشمن و گرفتن سرپل به حساب می آیند. بد نیست که به معرفی یکی از تانکهای آبی-خاکی معروف جهان از شوروی سابق بپردازیم.

    پس زمینه

    پس از پیروزی ارتش سرخ مسکو در جنگ جهانی دوم اندیشه بهره برداری از تانکهای سبک در این نیرو دوباره احیاشد. به دلیل ضعف عمومی تانکهای سبک در مصاف با تانکهای متوسط و سنگین آلمان نازی، ارتش سرخ در میانه جنگ تصمیم گرفت که به استفاده از تانکهای سبک و سریع در خط مقدم پایان دهد و از بدنه آنها برای ساخت خودروهای زرهی مناسب در خطوط عقب جبهه استفاده کند.

    در دوران بین دو جنگ جهانی، روسها در زمینه ساخت تانکهای آبی-خاکی سرآمد دیگر کشورها بودند. بنا بر آموزه های زرهی ارتش سرخ، این تانکهای سبک باید در نقش شناسایی وارد عمل می شدند و از این رو لازم بود که توانایی عبور از رودخانه ها و دریاچه ها را داشته باشند. پس از پایان جنگ جهانی دوم این تجربیات دوباره بر روی میز طراحان تانک شوروی قرارگرفت. در سال 1948 طراحی به نام ساسمورین طرح جدیدی از یک تانک آبی-خاکی به کارخانه کیروف ارائه داد. این طرح به دلیل سادگی، هدایت پذیری عالی و توانایی خارج از جاده خوب خود بسیار موفق از آب درآمد. برای حرکت این تانک در آب یک دستگاه جت آبی طراحی شد که در زمان خود طرحی انقلابی به شمار می آمد.

    مراحل بعدی پیشرفت پروژه بین سالهای 1949-1952 کامل شد و درنهایت در روز 16 آگوست 1952 خودروی زرهی جدید به صورت رسمی پی تی-76 نام گرفت. تولید انبوه پی تی-76 در سال 1953 در کارخانه ها کیروف و تراکتورسازی ولگوگراد آغازشد.

    در سال 1958نمونه بهبود یافته ای از پی تی-76 معرفی شد که تا سال 1968 تولید آن ادامه یافت. این نمونه جدید پی تی76بی نام گرفت.

    تنفگدار دریایی روسیه در کنار پی تی-76(1989)

    توپ هجومی آی اس یو-85 ساخته شده بر روی بدنه پی تی-76.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 07:33 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 28 فروردین 1391 07:35 ب.ظ نظرات ()
    http://wars-and-history.persiangig.com/iran-soviet-border-wars-and-history.jpg

    در زمان رژیم گذشته  محمدرضا پهلوی با صرف میلیاردها دلار دست به خریدهای نظامی گسترده ای زد تا ارتش ایران را به بالاترین سطوح برساند ، بعضی کارشناسان  حجم و تکتولوژی این خریدها را بیش از تسلط بر منطقه و برنامه های نظامی ایران را فرا منطقه ای می دانند. عمده ی این خریدها از ایالات متحده آمریکا صورت می گرفت. سردمداران آمریکا و غربی هدفشان از تسلیح رژیم ایران تا به این حد متحد بودن ایران در جنگ احتمالی با شوروی بود. از آنجا که ایران دارای مرز مشترک طولانی با روسها بود و خط مقدم بلوک غرب در مقابل تجاوز احتمالی روسها را تشکیل داده ، باید از سرازیر شدن نیروها و لشگرهای زرهی شوروی به منطقه خاورمیانه جلوگیری کرده و تا رسیدن قوای کمکی در مقابل آنها مقاومت کند. شاید گزاف نباشد که گوییم شوروی بزرگترین لشگرهای زرهی را در اختیار داشت. و توان تانکها و خودروهای زرهی شوروی در آن زمان هم سطح و بیشتر از نمونه های غربی بود. اصلی ترین نیروهای ایران برای سد کردن پیشروی این لشگرهای زرهی هوانیروز و نیروی هوایی بودند که تمرینات و آموزشهایی را برای مقابله با این هجومها دیده بودند. همین نیروها زمانی که صدام حسین جنگ علیه ایران را آغاز کرده و آرزوی فتح چند روزه ایران را داشت،  پیشروی لشگرهای زرهی عراق را متوقف و کند کرده و ضربات کوبنده ای را به آنها وارد کردند.بر طبق آمار ، عراق در زمان آغاز جنگ 2850 تانک و نزدیک به 2000 نفربر زرهی مسلح در اختیار داشت و در سال آخر جنگ این تعداد به بیش از 4500 تانک افزایش یافته بود.

    فیلم زیر یک لشگر زرهی شامل 600 تانک و 1500 نفربر زرهی و مسلح شوروی در مرز ایران و شوروی در دهه ی 80 را نشان می دهد و این تنها گوشه ای از نیروهای شوروی در مرز با ایران است.
    دیدن این فیلم

    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 فروردین 1391 12:43 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 28 اسفند 1390 12:23 ب.ظ نظرات ()

     


    ویلی کوچولو پیش نمونه تانک مارک1 در موزه

     

    ویلی کوچولو طراحی شد تا با نیاز انگلستان در عبور از خندقها مقابله کند. تریتون و ویلسون تمام طرحهای زنجیری را برای ساختن این تانک اولیه امتحان کردند. تریتون سیستمی را درست کرد که از صفحات فولادی به هم پرچ شده استفاده می کرد. آنها - برای اینکه با قاب داخلی زنجیر درگیر شوند- در راهنماهایی جاانداخته شده بودند. این طرح موفق بود و در تمام تانکهای ساخت انگلستان در جنگ جهانی اول تا مارک 3، استفاده شد. خورشیدی های عقبی نگه داشته شدند ولی برجک مصنوعی حذف شد. ویلی کوچولو در دسامبر سال 1915 کامل شد. امیدوار بودند که از آن در جنگ استفاده شود ولی ناتوانی آن در عبور از خندق و سرعت کم آن-3مایل در ساعت درجاده و 2 مایل در ساعت در بیرون از جاده- استفاده کنندگان از آن رادر شک فرو برد. همچنین، ویلی کوچولو بسیار داغ بود که مسبب آن سیستم تهویه اشتباه بود که خدمه را به ستوه می آورد. با وجود این عقب افتادگی ها، ویلی کوچولو موفقیتی عظیم و قدمی بزرگ در تکنولوژی آینده بود.

    مشخصات:

    خدمه

    4 تا 6 نفر

    طول

    7.90متر

    عرض

    ؟

    ارتفاع

    ؟

    وزن

    14تن

    زره

    ؟

    سلاح اصلی

    توپ2پاوندی(هرگز نصب نشد)

    سلاح فرعی

    2یا4مسلسل(هرگز نصب نشد)

    موتور

    فاستر-دایملربنزینی105اسب بخار

    سرعت در جاده

    3.5مایل/ساعت

    نسبت توان به وزن

    7.5اسب بخار/تن

    برد

    ؟

    آخرین ویرایش: دوشنبه 29 اسفند 1390 09:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 24 اسفند 1390 12:21 ب.ظ نظرات ()


    "ما زمین می دهیم و زمان می گیریم."

    هرگاه که صحبت ابوالحسن بنی صدر ،نخستین رئیس جمهور ایران، می شود مادرم این جمله را با تمسخر بر زبان می آورد و آن را نشانه خیانت بنی صدر می داند. من واقعا نمی دانم که بنی صدر درباره جنگ با عراق چنین جمله ای را بر زبان آورده است یا نه اما بسیاری از هموطنان من بنی صدر را یک خائن بالفطره می دانند و عملکرد او را در جنگ نمونه ای از خیانتهای وی می شمارند. مخصوصا عقب نشینیهای ارتش در هفته های اول جنگ و واگذاری خرمشهر و قصرشیرین و سوسنگرد همگی به حساب خیانتهای وی نوشته شده اند.

    اینکه بنی صدر از نظر سیاسی خائن بود یا نه بحث جداگانه ای است که شاید بعدها به آن بپردازیم اما درباره عملکرد نظامی وی شاهدی پیداکرده ام که نه تنها بنی صدر را تبرئه  می کند بلکه ادعا می کند که تصمیمات ابتدای جنگ در رده تاکتیکی اصلا ربطی به بنی صدر نداشته اند. امیر سرتیپ سید مجتی تهامی نه تنها از ابتدای جنگ، بلکه ماه ها قبل از آغاز جنگ در منطقه جنوب حضور داشته و در مصاحبه با روزنامه جام جم گوشه هایی از اتفاقات ده روز ابتدای جنگ را بازگوی می کند. تیمسار تهامی در برابر سوالات خبرنگار جام جم درباره عقب نشینی های اول جنگ به شدت موضع می گیرد و از عملکرد ارتش در آن روزها دفاع می کند. وی ادعا می کند که بنی صدر در روز اول مهر برای بازدید به خط اول جبهه آمده بود و وقتی خبرنگار از تأثیر تصمیمات بنی صدر بر روند جنگ می پرسد بازهم از بنی صدر دفاع می کند. خواندن خواطرات تیمسار تهامی خالی از لطف نیست. خواندن آن را به شما عزیزان پیشنهاد می کنم.

    رضاکیانی موحد

     

    جام جم آنلاین: با این كه نزدیك به 70 سال دارد و بیش از 20 سال از پایان جنگ می‌گذرد، اما هنوز تاریخ و دقیقه شروع تك‌تك عملیات‌ها و اسم نفر به نفر گروهانش را بخوبی به خاطر دارد.

    حتی اسم راننده نفربرها و سربازهایش را از حفظ است. وقتی از این همه حضور ذهن متعجب می‌شوم با تاكید می‌گوید: «آدم ممكن است عزیزترین خاطرات خانوادگی‌اش را فراموش كند، اما این دست خاطرات را هرگز از یاد نمی‌برد.»او مسوول گردان 283 لشكر اهواز یعنی اولین گردانی بود كه مامور می‌شود راهی مناطق مرزی و مقابله با نیروهای متجاوز عراقی شود، به همین خاطر اولین گردانی است كه در گلوگاه خوزستان مورد حمله دشمن قرار گرفت.

    لابه‌لای صحبت‌هایش از یك چیز گلایه‌مند است و آن، این كه درباره عملكرد نیروهای ایرانی در جنگ تحمیلی كسانی به قضاوت نشسته‌اند كه صلاحیت این كار را ندارند و با فنون رزمی ناآشنا هستند. به باور امیر سیدمجتبی تهامی قضاوت درباره عملكرد ارتش و دیگر نیروهایی كه در دوره 8 ساله در جبهه‌ها حضور داشتند، فقط باید توسط متخصصان صورت بگیرد. برای همین وقتی می‌بینید در گفته‌هایم از كلمه عقب‌نشینی استفاده می‌كنم، ‌برنمی‌تابد و می‌گوید: «حماسه‌ای را كه در دوره دفاع مقدس 8 ساله دیدید بر تارك تاریخ جهان خواهد درخشید. منتها گلایه من از انتقادهایی است كه نسبت به برخی عملیات‌ها می‌شود، بدون آن كه صلاحیت نقد داشته باشند. جنگ قواره‌های علمی دارد». وی پس از بازنشستگی، عضو هیات علمی دانشگاه عالی دفاع ملی می‌شود با ما در مرور10 روز آغازین دفاع مقدس، همراه باشید.

    لطفا مختصری درباره بیوگرافی خود و نحوه ورودتان به ارتش بگویید.

    متولد فروردین 1323 هستم. تحصیلات ابتدایی را در شهرستان كاشمر و دبیرستان را در تربت حیدریه به پایان رساندم. مرداد 1345 در آزمون ورودی دانشكده افسری پذیرفته و در مهر 1348 فارغ‌التحصیل شدم. رسته زرهی را انتخاب كردم، چون نقش تعیین‌كننده‌ای در جنگ‌ها و نبردهای زمینی دارد. برای ادامه تحصیلاتم در دوره مقدماتی به دانشكده زرهی شیراز رفتم. بعد از اتمام دوره در اردیبهشت 1349 جزو سهمیه مركز زرهی شیراز انتخاب شده بودم، لیكن درخواست انتقال به بجنورد را كردم.

    چرا چنین درخواستی داشتید؟

    (با خنده می‌گوید) برای این كه تازه نامزد كرده بودم و دوست داشتم نزدیك مشهد باشم. به هر حال سال 1353 به دوره عالی اعزام شدم، دوره عالی زرهی را تابستان 1354 به اتمام رسانده و به اهواز منتقل شدم تا شهریور 57 كه در آزمون ورودی دانشكده فرماندهی ستاد شركت كرده و پذیرفته شدم. دوره فرماندهی و ستاد بالاترین مقطع تحصیلات تكمیلی نظامی در ارتش‌هاست. مجددا در تیر ماه 1358 بعد از پایان این دوره به لشكر 92 در اهواز برگشتم و افتخار مسوولیت فرماندهی گردان 283 زرهی را به دست آوردم كه یكی از گردان‌های حماسه‌ساز در دوران دفاع مقدس بود. این گردان در زمره قدیمی‌ترین گردان‌های سوار زرهی ارتش است و بنده از اسفند 58 با این گردان به عملیات تقویت پاسگاه‌های مرزی اعزام شدم.

    علت اعزام گردان شما به نوارهای مرزی چه بود؟

    هدف، تقویت پاسگاه مرزی از پاسگاه طلاییه قدیم در شرق حورالعظیم تا پاسگاه مرزی كیلومتر 25 در مقابل پاسگاه زید عراق بود، زیرا گزارش‌های اطلاعاتی مبنی بر تحركات و اقدامات مشكوك نیروهای نظامی عراق و ازجمله توزیع اسلحه در برخی از مناطق مرزی دریافت شده بود.

    این شرارت‌هایی كه به آن اشاره می‌كنید، دقیقا از چه زمانی توسط عراقی‌ها شروع شد؟

    عراقی‌ها از 6 ماهه دوم سال 1358 در مرزهای غربی خوزستان تحركات سیاسی و نظامی خود را تشدید كرده بودند. گردان 283 نیز به عنوان تقویت پاسگاه‌های مرزی و امنیت مرزها چنین ماموریتی را به عهده گرفته بود. این ماموریت تا اواسط شهریور 1359 برقرار بود. هوای خوزستان در تابستان بسیار گرم است و آمار افراد گرمازده شده در گردان خیلی بالا رفته بود، با درخواست گردان و موافقت لشكر، با توجه به افزایش درجه حرارت هوا، یكی از گروهان‌های رزمی گردان در تقویت پاسگاه‌های مرزی ابقا گردید و سایر یگان‌های گردان در اواخر تیر ماه 1359 به پادگان اهواز مراجعت كردند و مقرر گردیده بود پس از مدت یك ماه ماموریت تقویت پاسگاه‌های مرزی به یكی دیگر از گروهان‌های رزمی گردان واگذار شود. عصر روز جمعه 15 شهریور بود و من آماده تحویل پست افسر نگهبانی پادگان شماره یك اهواز به افسر نگهبان جدید بودم كه پیك مركز پیام لشكر 92 یك نامه سری را آورد. پاكت را كه باز كردم دیدم ماموریت جدیدی را ركن سوم ستاد لشكر 92 به گردان واگذار كرده است و خیلی صریح و مختصر دستوری با این مضمون صادر شده بود، حركت كنید و به عنوان نیروی پرده پوشش لشكر از پاسگاه مرزی نهر عنبر در جنوب موسیان تا پاسگاه صفریه در شمال بستان در منطقه استقرار یافته و نتیجه را گزارش كنید. بلافاصله پس از تحویل و تحول مسوولیت نگهبانی وارد دفتر كارم در پادگان شدم و با احضار فرماندهان و مسوولان ستاد گردان از عصر همان روز به انجام اقدامات لازم برای كسب آمادگی گردان مشغول شدیم.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 24 اسفند 1390 07:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 18 دی 1390 01:44 ق.ظ نظرات ()

    بریتانیا طلایه دار استفاده از تانک در جهان است. در فاصله بین دو جنگ جهانی، آنها در زمینه زرهی از دیگر کشورها عقب افتادند و تا پایان جنگ نتوانستند خود را به دیگران برسانند در تمامی دوران جنگ، آنها باشتاب مشغول طراحی انواع تانکهایی بودند که بدون آزمایشی اساسی از روی میز طراحی به خط تولید می رسیدند. در میدان نبرد ثابت شد که این طرح ها فاجعه ای بیش نیستند و طراحان ناچار می شدند که به سرعت به ساخت جانشینی برای آنها بپردازند. این تانکها نیز از روی میز طراحی مستقیما به خط تولید می رفتند و این چرخه معیوب بارها و باره تکرار شد و ادامه پیداکرد.

    تا سال 1943 این عرض راه آهن بریتانیا بود که حداکثر عرض  تانکها را (3متر) تعیین می کرد. این عرض کم محدودیتی را بر روی قطر برجک و در نتیجه اندازه توپ نصب شده بر روی تانک اعمال می کرد و خود این محدودیت یکی از علتهای اصلی نقصان قدرت آتش تانکهای بریتانیایی در بیشتر دوران جنگ بود. درحالیکه آلمانها در سال 1942 مشغول آزمایش توپ بلند 75 میلیمتری بر روی پانزر-4 و توپ 88 میلیمتری بر روی تایگر بودند، بریتانیا تصمیم گرفت تا کالیبر توپهای نصب شده بر روی تانکهایش را از 40 میلیمتر به 57 میلیمتر افزایش دهد. جالب اینکه هر دو نمونه از شلیک گلوله های ضدنفر عاجز بودند!

    از سال 1942 به بعد، آمریکا ارسال تانکهای ساخت خود را در تعداد زیاد به بریتانیا آغازکرد. توپ 75 میلیمتری نصب شده بر روی لی/گرانت و شرمن -که می توانست گلوله های ضدزره و ضدنفر را شلیک کند- برای بریتانیایی ها اعجاب آور بود. آنها از این توپ برای نسل بعدی تانکهایشان بهره بردند. آنها همچنین تانکهای آمریکایی را نیز بهسازی کردند. اگرچه بریتانیا در ساخت تانکهای بومی ضعیف بود اما توانست بهترین نمونه تانک شرمن با نام فایرفلای را عرضه کند.

    درانتهای جنگ بود که بریتانیا توانست طلسم را بشکند و تانکهای خوبی مانند کامت و سنچریون تولید کند اما تولید آنها به قدری دیر صورت گرفت که این تانکها نتوانستند نقش فعالی در نبردها برعهده گیرند.

    بعضی ارقام

    بریتانیا در طی جنگ 25115 دستگاه تانک تولید کرد. این آمار از تولید آلمان (24000دستگاه) بیشتر است اما با تولید روسها (100000دستگاه) و آمریکایی ها (130000دستگاه) فاصله ای نجومی دارد. بیشترین تانکهای تولید شده در بریتانیا تانکهای ولنتاین (8275دستگاه) و چرچیل (5640دستگاه) بودند. آنها همچنین به عنوان کمک به متحد خود، 4260 دستگاه از تانکهای خود را در اختیار روسها گذاشتند. از سوی دیگر، بریتانیا بیش از 25000 دستگاه تانک و خودرو زرهی دیگر از آمریکا دریافت کرد. در ماه جوئن سال 1945 بریتانیا 2750 دستگاه تانک عملیاتی 4800 دستگاه تانک ذخیره در اروپا داشت. همزمان، صدها دستگاه تانک بریتانیایی در خاورمیانه و شرق دور بودند.

    تانکها

    درحالیکه تمامی دنیا تانکهایشان را بر اساس وزن رده بندی کرده بودند، بریتانیا تا پایان جنگ تانکهایش را بر اساس نقش و مأموریتشان رده بندی می کرد. در کنار تانکهای سبک، آنها دارای "تانکهای کروزر"( سریع و با زره نازک) و "تانکهای پیاده نظام" (کند و با زره ضخیم) بودند. بریتانیایی ها ورزش کریکت را ابداع کردند که قوانینش را تنها مردم خودشان و بعضی از کشورهای اقماری بریتانیا می فهمند. در زمینه رده بندی تانکها نیز بریتانیایی ها قوانینی چون قوانین کریکت وضع کردند. بیشتر تانکهای بریتانیایی 2 نام و حتی گاهی 3 نام داشتند. ممکن بود که یک تانک در طول زمان دچار تغییر شمار شود. تانک سبک مارک-8 زمانی که وارد خط تولید شد به تانک مارک-1 تغییر نام داد. پس از ژاپنی ها -که روش نامگذاری شان پیچیده ولی دستکم منطقی بود- بریتانیایی ها توانستند به قله نامگذاریهای پیچیده دست یابند. در اصل یک تانک دارای یک نام بر اساس تقدم تاریخی داشت که با حرف "آ" آغاز می شد. تانک چرچیل، آ-22 و تانک کریسیدر، آ-15 نام داشتند. پس از آن، یک سری عدد به تانک داده می شد که کلاس آن را نشان می داد. پس کروزر مارک-1 به نام آ-9 و کروزر مارک2- به نام آ-10 و کروز مارک-3 به نام آ-13 نشان داده شدند. همین قوانین درباره تانکهای سبک یا تانکهای پیاده نظام نیز اجرامی شد. ممکن بود که یک تانک دارای نام مستعار نیز باشد. تانک پیاده نظام مارک-4 یا آ-22 به نام چرچیل شناخته می شد. خود نامهای مستعار نیز ممکن بود که شماره دار شوند. تانک پیاده نظام مارک-4 با نامچرچیل-1 و تانک پیاده نظام مارک-4 با نام چرچیل-2 شناخته می شدند و ...

    البته هر قانونی ممکن است که دارای استثنایی ها باشد. آ-13 همزمان به تانکهای کروزر مارک-3 و کروزر مارک-4 اطلاق می شد. تعجبی ندارد که جاسوسان آلمانی درباره کسب اطلاعات از تانکهای بریتانیا نتوانستند به موفقیتی دست یابند!

    تانکهای سبک

    کاهش بودجه بین دو جنگ جهانی و شرایط بریتانیا در مهاجرنشینها و مستعمراتش یک زمینه عالی برای تکثیر تانکهای سبک بود. شبه تانک کاردن-لوید مارک-1 نیای تمامی این تانکها بود. این تانک کوچک تنها یک مسلسل و 2 خدمه داشت. کاردن-لوید پاسخی بود بر عقیده ای که در آن زمان رواج داشت: "تانک کوچک و سریع بهتر از تانک سنگین می تواند از آتش دشمن فرارکند." به مدت 10 سال بریتانیایی ها به این بیراهه رفتند. بهسازی و سنگین کردن گاردن-لوید از مارک1 تا مارک-94 ادامه یافت.


    یک تانک سبک بریتانیایی در سال 1940 و قبل از آنکه از نبردکنارگذاشته شود.

     

    این تانکهای ارزان قیمت -که مناسب برای خدمت در مستعمرات بودند- با 850 تا 1000 دستگاه بیشترین تعداد را در زرادخانه قبل از جنگ بریتانیا تشکیل می دادند.

    ضعف اصلی آنها در زمان حمله آلمان به فرانسه آشکار شد. زره نازک آنها تانکهای سبک را برای هرگونه مأمورت رزمی جز مأموریتهای شناسایی نامناسب کرده بود. تنها تعداد بسیار اندکی از تانکهای سبکی که در فرانسه به کارگرفته شدند توانستند به بریتانیا بازگردند. معدودی از آنها این فرصت دوباره را یافتند تا در آفریقا بجنگند اما جایگزین کردن آنها مأموریتهای شناسایی به وسیله خودروهای زرهپوش در نشان دهنده آن بود که تانک سبک دیگر جایی در خط مقدم جبهه ندارد.

    داستان تانکهای سبک بریتانیایی کاملا به آخر نرسیده است. از سال 1941 به بعد، آمریکا ارسال تانکهای سبک ساخت خود را به بریتانیا آغازکرد که استوارت گل سرسبد آنها بود. آنها تا انتهای جنگ در واحدهای بریتانیایی حضور داشتند. از سوی دیگر بریتانیا تانک سبک تترارچ را به عنوان یک زرهپوش هوابرد بکارگرفت.


     
    آخرین ویرایش: سه شنبه 20 دی 1390 06:56 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 14 دی 1390 01:43 ق.ظ نظرات ()

    آمریکایی ها بهترین تانک جنگ جهانی دوم را نساختند. خدمه شرمن این تانک را نسبت به تانکهای آلمانی غیرقابل اعتماد و درجه دو می دانستند. آمریکا این نقص را با تولید زیاد و توجه به جزئیاتی که دیگران از آنها غفلت کرده بودند جبران کرد. در حقیقت، آمریکا بیش از هر کشور دیگری در جنگ جهانی دوم تانک ساخت. مسائلی چون استاندارد سازی، تعمیرات آسان،  قابلیت اعتماد مکانیکی و آسایش خدمه برای دیگر متفقین خارج از دسترس یا به کلی بیگانه بود. بریتانیا هیچگاه تانکی که از نظر فنی قابل اعتماد باشد نساخت و روسها به آسایش خدمه تانکهایشان توجه نداشتند. اما پرداختن به این جزئیات به آمریکا اجازه داد تا نقشی اساسی در نابودی قوای محور بازی کند.

    بعضی ارقام

    در سال 1940 تنها 464 دستگاه تانک در سرزمین آمریکا وجود داشت و تولید آن سال به 330 دستگاه رسید. 2 سال بعد آمریکا 24997 دستگاه تانک تولید کرده بود. یعنی کارخانجات آمریکا در عرض یکسال به اندازه تمام تولیدات آلمان هیتلری در تمامی دوران جنگ توسط تانک ساختند. در مجموع 130000 دستگاه تانک و خودرو زرهی در طول جنگ توسط آمریکایی ها ساخته شد. این رقم آمریکایی ها را بالاتر از روسها(با 100000 دستگاه) و خیلی دورتر از بریتانیایی ها (با25000 دستگاه) و آلمانها (با 24000 دستگاه) قرار می داد. شرمن با تولید تقریبا 50000 دستگاه  پرتعدادترین تانک ساخته شده در طول جنگ جهانی دوم بود.

    برای رسیدن به پیروزی فقط کافی بود که آمریکا تمام نیروهایش را به این ادوات مجهز کند و به پیش براند. آمریکا همچنین تعداد زیادی تانک به کشورهایی  روسیه، بریتانیا، فرانسه، استرالیا و چین واگذارکرد.

    تانک ها

    اگرچه آمریکا در جنگ جهانی اول در طرف برنده قرار داشت اما پس از پایان جنگ اول آنها خودشان را چنان خلع سلاح کردند که تنها می توان آن را با خلع سلاح آلمان پس از پیمان ورسای مقایسه کرد. در سال 1920، قانونی از کنگره گذشت که زرهی را تحت کنترل پیاده نظام قرار می داد و بدین سان بودجه لازم برای تهیه واحدهای زرهی در سالهای بعد قطع شد. پیاده نظام تنها تامین هزینه تولید 2 دستگاه تانک در طول سال را برگردن گرفت! پس از سال 1932 و با دفاع مک آرتور از زرهی ورق برگشت.  ژنرال مک آرتور -که در آن زمان رئیس ستاد نیروی زمینی بود- به سواره نظام اجازه داد که اسبهایش را با تانک عوض کند و برای ساخت تانکهای سبک جدید انگیزه ایجادکرد. پس از آن 7 سال طول کشید تا خط تولید تانکهای متوسط در آمریکا به راه افتد. در سال 1940 و هنگامی که تانکهای آلمانی چند نبرد را به پیروزی رسانیده بودند، آمریکایی ها تازه به یاد تجدید سلاح افتادند. آنها در سال 1941بدون داشتن هیچگونه سابقه تولید تانکهای متوسط، نمونه هایشان را هرچه سریعتر تکیمل کردند و آنها را در اختیار متحد غیررسمی خود در اروپا -بریتانیا- قراردادند.

    تانکهای سنگین نیز قسمتی از برنامه تجدید سلاح آمریکا بود. ملاحظات منطقی و کیفیت پایین تانکهای آمریکایی سبب شد که در سپتامبر 1942 برنامه تولید آنها متوقف شود. 2 ماه بعد اولین تانک تایگر آلمانی از خط تولید خارج شد. این وضعیت تا سال 1945 -که اولین تانک سنگین آمریکایی به جبهه رسید- ادامه داشتد. بدون شک این تانکها زمانی به خط مقدم رسیدند که برنده جنگ از قبل معلوم شده بود.

    ام4 آ1 در گینه جدید در حین عملیات

    طبقه بندی

    شناسایی تانکهای گوناگون آمریکایی بسیار مشکل است چرا که سیمای ظاهری آنها وجه تمایز نمونه ها از همدیگر نبود. نمونه های ویژه به وسیله خوراندن قطعات تانکهای گوناگون به یکدیگر ساخته می شدند.

    از این دیدگاه، شرمن مشکل سازترین است. ده ها زیرگروه از شرمن وجود دارد که هر نمونه برای یک کارویژه طراحی شده و چند زیرگروه فرعی تر را دربر گرفت.

    استانداردسازی تقریبا یکی از کمترین نگرانی های آمریکایی ها بود. اگرچه آمریکایی ها صدها پیش نمونه مختلف ساخته بوند تنها چند نمونه اصلی بودند که استاندارد شده بودند. در حالیکه کوهی از لوازم یدکی در کارخانه ها بر روی هم انباشته می شدند عدم استانداردسازی سبب شد که تهیه لوازم یدکی تانکها برای مسئولان پشتیبانی واحدها به امری سرگیجه آور مبدل شود. آمریکایی ها تانکهایشان را به 3 دسته سبک، متوسط و سنگین تقسیم کرده بودند. در هر دسته اسم تانک پیش نمونه با حرف "تی" و یک عدد مشخص می شد. هر نمونه فرعی با اسم تانک به علاوه یک حرف "ئی" و یک عدد دیگر مشخص می شد. هنگامی که یک نمونه تانک استاندارد می شد و برای تولید انبوه مناسب تشخیص داده می شد حرف "تی" به "ام" و حرف "ئی" به "آ" تبدیل می شد. پس تانک شرمن برای آمریکایی ها تانک متوسط ام-4 است و نمونه های گوناگون شرمن با نامهای ام-4آ1 ، ام-4آ2 و ... شناخته می شدند. بریتانیایی ها برای هر نمونه ای که به دستشان می رسید یک اسم مستعار انتخاب می کردند. نامهایی چون لی، گرانت، شرمن، استوارت نامهایی بود که بریتانیایی ها با الهام از نام ژنرالهای بزرگ آمریکایی برگزیدند. آمریکایی ها نیز پس از جنگ این روش نامگذاری را به کارگرفتند.


    آخرین ویرایش: جمعه 16 دی 1390 02:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 14 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...