منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 27 دی 1393 08:02 ب.ظ نظرات ()



    آیا می دانستید شکل امروزی کمربند خودروها ( V شکل با 3 نقطه ی اتصال) را نخستین بار شرکت ولوو در سال 1959 در خودروهای خود به کار گرفت؟ و در یک عمل انسان دوستانه ،پروانه ( لایسنس) این اختراع را به صورت رایگان در اختیار دیگر شرکتهای خودروسازی نیز قرار داد تا در خودروهای تولیدی خود به کار ببرند.

    (خواهشمندیم در همه حال کمربند صندلی خود را ببندید، این نشانه عقل و شخصیت ما برای حفظ سلامتی خودمان می باشد.)



    آخرین ویرایش: جمعه 26 دی 1393 08:05 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 4 دی 1393 07:43 ق.ظ نظرات ()



    در روز 25 ام ماه هشتم از سال آب و خرگوش (1543 میلادی)، در ساحل غربی ما یک کشتی بزرگ دیده شد. کسی نمی دانست که این کشتی از کجا آمده است. درون آن بیش از 100 خدمه وجود داشت که از نظر جثه با ما تفاوت داشتند و زبانشان غیرقابل فهم بود. در نتیجه، همگان با بدگمانی به آنها می نگریستند. در میان آنها یکی چینی ادیب بود که نام اصلی او را کسی نمی دانست اما نام مستعارش گوهو بود. کدخدای روستایی در ساحل غربی با نام اوریبه به خوبی زبان چینی را می دانست. بنابراین، در ملاقات با گوهو او با نوشتن حروف چینی بر روی شنها با او ارتباط برقرارکرد. او نوشت: "مسافران این کشتی از کدام کشور هستند؟ چرا ظاهرشان [با ما] متفاوت است؟" گوهو پاسخ داد:" آنها تاجرانی از جنوب شرق سرزمین بربرها هستند. آنها چیزهایی درباره ی آداب معاشرت با شاهان و وزرا می دانند اما نمی دانند که رفتار مودبانه قسمتی از آداب معاشرت است. بنابراین، هنگامی که می نوشند، پیاله هایشان را با هم عوض نمی کنند. هنگامی که غذا می خورند به جای چوب از دستانشان استفاده می کننند. آنها می دانند که چگونه اشتهایشان را ارضا کنند اما نمی توانند دلایلش را بنویسند. آنها به امید مبادله ی آنچه که دارند با آنچه که ندارند از مکانهای یکسانی بازدید می کنند. دلیلی برای بدگمانی به آنها وجود ندارد."

    اوریبه نوشت:" در حدود 13 ری از اینجا بندری به نام آکااوگی وجود دارد که خانواده ای که من به آنها  وفادارم نسلهاست که در آنجا اقامت دارند. جمعیت آنجا چندین ده هزارتن است. مردم [آنجا] ثروتمند و کامیابند و تاجران از جنوب و شمال دائما به آنجا رفت و آمد می کنند. بهتر است این کشتی ،که در اینجا لنگر انداخته است، در آن بندر عمیق و آرام پهلو بگیرد." هنگامی که گزارش کشتی خارجی به پدربزرگ و پدرم رسیدم، پدرم چند ده قایق فرستاد تا کشتی را به آکااوگی یدک بکشند. آنها دو روز بعد به آنجا رسیدند. در زمانی که خارجی ها در بندر اقامت کردند یک دانش آموز مدرسه ی ذن بود که زمانی شاگرد رویگن هیوگایی بود. او با آرزوی سخنران شدن در بندر مانده بود و در انتها به صومعه ای به نام جوجو-این پیوسته بود.

    او که به خوبی دانش کلاسیک را می دانست می توانست به سرعت و با هوشمندی بنویسد. او گوهو را ملاقات کرد و با استفاده از نوشتن با او ارتباط برقرارکرد. گوهو او را به چشم یک دوست واقعی در یک کشور بیگانه می دید چرا که موارد تشابه زیادی داشتند:

    [بعدها] او گزارش داد:

    " در میان تجار [خارجی] دو نوع رهبر وجود دارد. یکی از آنها موراشوسا و دیگری موتای مسیحی نامیده می شوند. در دستان آنها چیزی به بلندی 2 متر وجود داشت که بیرونش مستقیم و درونش تهی بود و از ماده ای سنگین ساخته شده بود. سوراخ درونی از تمام طول لوله عبور می کرد ولی در انتها بسته بود. در آن طرف روزنه ای بود برای عبور آتش. شکل آن با هر چیزی که می شناختم تفاوت داشت. برای استفاده آن را از پودرو ساچمه های کوچک پر  کن. یک هدف کوچک بر روی بلندی قرار بده. وسیله را در دست محکم بگیر و نزدیک بدن نگه دار و یک چشم را نزدیک آن ببر، آتشی را به روزن نزدیک کن. سپس ساچمه صاف به هدف می خورد. انفجار آن مانند تندر است. کسانی که در آن نزدیکی هستند باید گوشهای خود را بپوشانند... این وسیله با یک شلیک می تواند کوهی از نقره و دیواری از آهن را فروبریزد. اگر کسی بخواهد در دایره ی قدرت مرد دیگر شرارت بکند توسط آن لمس می شود و جانش را درجا از دست می دهد. لازم به ذکر نیست که همچنین این وسیله برای آهو و گوزنهایی که به مزارع آسیب می زنند مناسب است."

    لرد توکیتاکا آن را دید و فکر کرد که آن چیز عجیب ترین عجایب است. او در ابتدا نه  نام آن وسیله را می دانست و نحوه ی کار کردن با آن را. سپس کسی آن را "سلاح آهنی" نامید اگرچه معلوم نیست که این یک نام چینی است یا تنها در جزیره ی ما چنین نامیده شده است. بنابراین، یک روز توکیتاکا با دو رهبر بیگانه با واسطه ی مترجم صحبت کرد :" با وجود اینکه از درک آن عاجزم اما دوست دارم که درباره ی آن [وسیله] یادبگیرم." به هر حال روسا از طریق مترجم پاسخ دادند:" اگر می خواهی که درباره ی آن یادبگیری ما اسرار آن را به تو خواهیم آموخت." سپس توکیتاکا جواب داد:" راز آن در چیست؟" رئیس جواب داد:" راز آن در این است که فکرت را متمرکز کنی و یک چشمت را ببندی." توکیتاکا گفت:" فرزانگان کهن اغلب یادمی دادند که چگونه کسی فکرش را متمرکز کند و من چیزهایی دراین باره آموخته ام. اگر تمرکزی نباشد منطقی برای آنچه ما می گوییم یا می کنیم وجود نخواهدداشت. بنابراین، من فهمیدم که شما درباره ی تمرکز فکری چه می گویید. به هرحال، اگر ما یک چشم خود را ببنیدیم به دید ما در فاصله ی دور لطمه ای نمی خورد؟ چرا باید یک چشم مان را ببندیم؟" یکی از روسا جواب داد:" به این خاطر که در هر کاری تمرکز مهم است. هنگامی که کسی تمرکز می کند یک دیدگاه عریض لازم نیست. برای بستن یک چشم دید شخص تار نمی شود بلکه تمرکزش بیشتر می شود. شما باید این را بدانید." توکیتاکا با لذت گفت:" این در ارتباط با سخن لائوتزو است که می گوید: دید خوب یعنی دیدن بسیار کوچکها."

    در آن سال فستیوال ماه نهم مطابق شد با روز فلز و گراز. بنابراین، در یک روز مناسب سلاح با پودر و ساچمه پرشد، یک هدف در صد قدمی قرارگرفت و آتش به سلاح نزدیک شد. در ابتدا مردم متحیر شدند، سپس ترسیدند. اما در انتها آنها یکصدا گفتند:"ما هم می خواهیم تا یادبگیریم!" با وجود قیمت بالای این سلاح توکیتاکا دو قبضه از آن را برای گنجینه ی خانوادگی اش خریداری کرد.

    توکیتاکا به ملازمش ،شینوکاوا شوشیرو، اجازه داد تا فنون آردکردن، الک کردن و مخلوط کردن پودر را بیاموزد. او خود صبح و شب بدون استراحت مشغول تمرین تیراندازی بود. در نتیجه او توانست شکستهای اولش در نشانه روی را جبران کند...

    توکیتاکا با علاقمندی بیشتر به سلاح تعدادی آهنگر را به آزمایش و مطالعه ی سلاح واداشت و آنها ماه ها بر روی آن کارکردند. کار آنها در ظاهر شبیه سلاح خارجی ها بود اما نمی دانستند که چگونه ته لوله را باید ببندند. سال بعد تاجران خارجی دوباره به خلیج کومانو و یکی از جزایر ما آمدند... خوشبختانه در میان آنها یک آهنگر بود که توکیتاکا او را به چشم هدیه ای از بهشت می دید. او به فرمانده کیمبی کیوسادا دستور داد تا چگونگی بستن ته لوله را از آهنگر [خارجی] یادبگیرد. او فهمید که که در لوله یک فنر است که این کشف به ساخت ده ها سلاح در عرض یک سال منجر شد. سپس قنداق چوبی و تزئینات به آ ن اضافه شدند. توکیتاکا به قنداق و تزئینات علاقه ای نداشت و تنها به استفاده از آنها در جنگ فکر می کرد. بنابراین ملازمان او ،دور و نزدیک، همگی استفاده از آن را فرگرفتند و همگی تفنگچیان قابلی شدند. بعدتر، تاجری به نام تاچی بانا-یاماتاسابورو ،که یکی دو سالی در جزیره ی ما ساکن بود، ساخت آن را فراگرفت. او در این فن ماهر شد و پس از بازگشت به خانه اش همگان او را تپو-ماتا صدا می زدند. پس از آن در جزایر دیگر هم ساخت آن [سلاح] فراگیر شد و امروزه در شرق و غرب ساخت آن را فراگرفته اند....

    امروزه 60 سال از زمانی که این سلاح به کشور ما آورده شد می گذرد. هنوز تعدادی از ریش سفیدان هستند که آن واقعه را به روشنی به یاد دارند. این حقیقت است که توکیتاکا دو قبضه تفنگ خرید و آنها را مطالعه کرد و با یک شلیک 60 ایالت کشور ما از جا پریدند. به علاوه، او بود که آهنگران را مجبور کرد تا ساخت آن را یادبگیرند و دانش آن را در تمام کشور گسترده کرد.

    پیشینیان گفته اند که اگر درک [دوران] گذشتگان واضح نیست، اشکال در دروغهای آیندگان است، پس این سند نگاشته شد [تا وقایع برای آیندگان ثبت شود].

    نامپو بونشی

    ترجمه رضاکیانی موحد


    منبع: دایره المعارف چندرسانه ای انکارتا

    برگرفته از کتاب منابعی از سنن ژاپن- جلد اول- نیویورک انتشارات دانشگاه کلمبیا-1958

     

    آخرین ویرایش: شنبه 6 دی 1393 10:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 30 آذر 1393 03:33 ب.ظ نظرات ()


    بزرگترین تهدید برای رنسانس نظامی، خارج از مرزهای اروپا قرار داشت. وسعت امپراطوری عثمانی در طی قرن شانزدهم و تحت حکومت سلطان سلیمان قانونی دوبرابر شد. سواره نظام عثمانی از اتریش تا اسپانیا در حال تاخت و تاز بودند. فواصل زیاد، توسعه عثمانی را محدود کرده بودند اما به هرحال  نهادهای نظامی آنها رو به رکود بود.

    عثمانی در نظامی گری راهی متفاوت از کشورهای غربی را پیمود. سلاطین عثمانی بر کشوری یکپارچه فرمان می راندند. امتناع وی از به رسمیت شناختن دیگر قدرتهای اروپایی به درگیری های دامنه داری بین جهان مسیحیت و اسلام انجامید. ارتش عثمانی بازتابی از تمرکزگرایی سیاسی این کشور بود. تحقیقات معمول از بحثهای تاکتیکی که ارتش اتریش را قبل از نبرد موهاکس (29 آگوست 1526) زمین گیر کرده بود اجتناب می کنند. ترکها از ترکیب یک حمله استراتژیک ،که به صورتی ویرانگر در عمق سرزمین دشمن اجرا می شد، به همراه تاکتیکهای دفاعی استفاده می کردند. ینی چری ،پیاده نظام حرفه ای که از سلاح های پرتابی بهره می برد، هسته اصلی نیروی رزمی ترکها تشکیل می داد. آنها در نبرد  در پشت خطی از گاری ها یا توپخانه ،که به هم زنجیر شده بودند، سنگر می گرفتند. سواره نظام فئودال به صورت هلالی جناحین ینی چری را فرامی گرفتند در حالیکه سواره نظام گارد سلطان به عنوان ذخیره استفاده می شود. نیروهای چریکی مواضع مقدم عثمانی را پوشش می دادند و دشمن را برای یک حمله جبهه ای ترغیب می کردند. زمانی که سازمان رزم دشمن در هنگام تعاقب چریکها یا بر اثر تیراندازی ینی چری ها به هم می ریخت ضد حمله ترکها با استفاده از سواره نظام یا گارد سلطان از جناحین صورت می گرفت. تاکتیک ترکها قدرت دفاعی پیاده نظام و توپخانه را با چابکی و انعطاف پذیری سواره نظام صحرانشین ترکیب می کرد. آنها از نبرد در کوزوو (1389 م) تا نبرد کرستس(1596 م) تغییر اندکی در تاکتیکهایشان دادند. ترکها سلاح گرم را بکار گرفتند اما در ارتش آنها سلاح گرم نه بسیار ضروری بود و نه ترکها آن را به صورت انحصاری در اختیار داشتند. تاکتیکهای آنها در برابر اتریشی ها (که از سلاح گرم استفاده می کردند) در نبرد موهاکس و در برابر ایرانی ها(که از سلاح گرم استفاده نمی کردند) در جنگ چالدران (23 آگوست 1514) کارگر افتاد.

    قدرت مطلق سلطان بر مرگ و زندگی سربازانش و روحیه ای که اسلام در آنها دمیده بود برای ارتشهای دیگر ،که تفرقه بین شان بزرگترین علت موفقیت عثمانی بود، امری غریب بود. ممالک شریک در خیانت [بر علیه سلطان] در نبرد مرسی دابیک (دوم آگوست 1516) در هم شکسته شدند. بیش از نیمی از ارتش اتریش در نبرد موهاکس حاضر شدند در حالیکه اتریشی های مسلمان شده در وین (1529) در کنار سلیمان می جنگیدند. بزرگترین مشکل زمانی روی داد که فرانس ،شاه فرانسه، با چشم و همچشمی توجه شارل پنجم را از دفاع وین منحرف کرد و حوزه مدیترانه را به آشوب کشاند. گالی های عثمانی با خدمه ای زیاد و بدنه ای ضعیف برد کمی داشتند. یک اتحاد با فرانسه به آنها اجازه داد تا زمستان را در بندر مارسی پهلو بگیرند و از آنجا به سواحل اسپانیا و ایتالیا یورش ببرند. این امر زمانی که هابزبورگ در حال محکم کردن مرکز خود در دانوب در دهه 1530 بود سبب شد تا جناحین این امپراطوری تحت حمله واقع شود. اشغال مالتا یک پایگاه دائمی برای حضور ناوگان عثمانی در غرب مدیترانه فراهم کرد. به هرحال، استحکامات جزایر و دفاع جانانه شوالیه های سنت جان ،آخرین باقیمانده های شوالیه های صلیبی، جلوی پیشرفت های عثمانی را گرفتند. در نبرد دریایی لپانتو (هفتم اکتبر 1571) ائتلافی از کشورهای مسیحی به برتری عثمانی در دریا پایان دادند. ناتوانی ترکها از محاصره دریایی توانایی آنها را در تهاجمهای بعدی کاهش داد.

    لپانتو بزرگترین نبرد دریایی بود که پس از نبرد آکسیوم روی داد. این نبرد از نظر تاکتیکی چیز خاصی ندارد و تنها افول قدرت نظامی ترکها را نشان می دهد. مسیحیان از زره های بیشتر، شمشیرهای بلندتر و کمان و نیزه و تفنگهای فتیله ای بهره می گرفتند. 1800 توپ نیروی دریایی متفقین توانست 750 توپ بی کیفیت تر عثمانی را از عرصه خارج کند. ترکها همچنین از واکنش نشان دادن به پیشرفتهایی که در جنگهای زمینی صورت گرفته بود عاجز بودند. ترکیب ینی چری و سواره نظام سبک اسلحه توانست ارتش های متفرق اتریش و مملوک را شکست دهد اما تاکتیک ثابت آنها ضعیف تر از نیزه داران کهنه کاری بود که توسط تفنگهای فتیله ای پشتیبانی می شدند. کارشناسان نظامی دهه 1590 ذکر می کنند که ارتشهای غربی در جستجوی نبرد با عثمانی ها بودند چرا که یک بار ینی چری ها را به عقب رانده بودند. ینی چری بعدها فرسوده تر شد، یک منصب نظامی موروثی، از نظر ینی چری های همیشه درحال تمرد جالبتر بود تا تمرینهای نظامی متحرک مانند  پیاده نظام غربی. مانند دیگر اقتصادهای دستوری، امپراطوری عثمانی به کندی با تغییرات فنی کنار می آمد و فقط اروپاییان مسلمان شده را برای طراحی و استفاده از توپخانه بکار می گرفت.

    تمرکز جغرافیایی و سیاسی توسعه عثمانی را محدود می کرد. گارد شخصی سلطان پایه شکست ناپذیری ترکها بودند و او تنها می توانست در یک جبهه آنها را بکارگیرد. امتیازی که از یک عملیات نظامی گرفته می شد ممکن بود سال دیگر که سلطان به جبهه ای دیگر لشکر می کشید از دست برود. با رشد امپراطوری، سلطان نمی توانست در فصل کوتاه بهار، که مناسب عملیات نظامی بود، تصمیم قاطعی بگیرد. وین به دلیل دوری اش از استانبول نجات پیدا کرد. سلیمان در می 1529 وارد منطقه جنگی شد اما عملیات محاصره تا اکتبر آن سال شروع نشده بود و بیدرنگ پس از بارش اولین برف زمستان به آن خاتمه داده شد. ارتشهای عثمانی نمی توانستند در زمستان بجنگند چرا که اسبها می مردند و ینی چری دست به شورش برمی داشت. سواره نظام برتر آنها به سادگی دشتهای باز اتریش و سوریه را زیر پاگذاشت اما در مناطق کوهستانی سوریه و ارمنستان تلفات سنگینی را متحمل شدند. استحکامات سنگر بندی شده، ترکهای پرتلاش اما ناآگاه به دانش محاصره را به مبارزه می طلبید. رودس به دلیل استفاده از باروت سقوط کرد و فاماگوستا به دلیل خیانت. محاصره یک آزمایش اساسی برای ارتشهای قرن شانزدهم بود چرا که نبرد صف آرایی شده در شرق و غرب به ندرت روی می داد. محاصره بی نتیجه وین و مالتا نشانه اوج قدرت عثمانی بود. مرگ سلیمان به دلیل اسهال خونی در طی محاصره شهر زیگت (آگوست تا سپتامبر 1566) به بزرگترین خطر خارجی برای اروپا به مدت 400 سال پایان داد.


    http://wars-and-history.persiangig.com/map/chalidarn/lepanto-battle.jpg

    نبرد لپانتو از حضور پایدار عثمانی در غرب مدیترانه جلوگیری کرد. این نبرد بزرگترین پیروزی گالی های پارویی در دریا به مدت 2000 سال و همچنین آخرینشان بود.


    http://wars-and-history.persiangig.com/map/chalidarn/chaldiran-battle.jpg

    عثمانی ها از تاکتیکی یکسان در برابر اتریشی ها، ممالیک و ایرانی ها بهره می گرفتند. آنها گاری ها حمل آذوقه را در کنار هم ردیف می کردند و پیاده نظام حرفه ای شان را در پشت آن جای می دادند. پوشش آتش آنها و توپخانه حمله دشمن را در هم می شکست و یک فرصت برای حمله سواره نظام سبک اسلحه ترکها فراهم می کرد.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 30 آذر 1393 01:20 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 18 آذر 1393 09:30 ب.ظ نظرات ()

    "لکه ی سیاه"

    ناحیه لورین-آلزاک ((Alsace-Lorraine، منطقه ای در شمال شرقی فرانسه هست که در طی جنگهای پروس(آلمانها) با فرانسویان، فرانسویان شکست خورده و از خاک فرانسه جدا شد.
    در فرانسه، در مدارس به بچه ها یاد می دادند تا این مناطق جدا شده از فرانسه را هیچگاه فراموش نکنند، مناطقی که با رنگ سیاه در نقشه رنگ شده اند...

    نقاشی از آلبرت بتانیر (Albert Bettannier)، فردی از اهالی آن ناحیه که پس از شکست فرانسویان در جنگ به پاریس آمد .




    برای دیدن در اندازه اصلی بر روی لینک زیر کلیک نمایید.


    لینک
    آخرین ویرایش: سه شنبه 18 آذر 1393 09:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 14 آذر 1393 09:50 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: شنبه 15 آذر 1393 01:11 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 12 آذر 1393 11:59 ب.ظ نظرات ()





    ناصرالدین شاه به ملاقات حکیم سبزواری رفت و گفت: (( از ما چیزی بخواه.))


    حکیم فرمود: ((اگر می خواستم برای تو سلطنت نمی ماند.))


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 آذر 1393 12:37 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 50 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...