جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

سیگار مفید برای سلامتی







"بیشتر دکترها ، بیشتر از هر سیگار دیگری، کمل می کشند!

دکترها از هر تخصصی در پاسخ به این که چه مدل سیگاری را می کشید؟ در جواب کمل را معرفی می کردند! "


برخلاف آنچه امروز گفته می شود، تا ابتدای دهه ی 50 میلادی، سیگار برای سلامتی خوب و مفید معرفی می شد.



نبرد گروزنی ( آگوست 1996 )



 

بخشی از  جنگ اول چچن

زمان وقوع : 6 تا 20 آگوست 1996

مکان وقوع : گروزنی ، چچن

نتیجه : پیروزی قاطع جدایی طلبان چچنی ، امضای پیمان خاساو - یورت و پایان جنگ

متخاصمین

جمهوری چچن ایچکریا (استقلال طلبان )

فدراسیون روسیه

جمهوری چچن (وفادار به روسیه)

فرماندهان

اصلان مسخدوف

شامیل باسایف

فرماندهان میدانی از جمله: خطاب ، رسلان گلایف ، دوکو عمروف و احمد زاکایف

کنستانتین پولیکوفسکی

دوکو زاوگایف

تعدادی نامعلوم فرمانده میدانی

استعداد

در ابتدا بین 1300 تا 3 هزار نفر ( به احتمال زیاد 1500 نفر )

در مراحل پایانی بیش از 7 هزار نفر

در ابتدا 12 هزار نفر

( 6 تا 7 هزار نفر در داخل شهر گروزنی ، بیشتر عناصر MVD )

تلفات

نامشخص

در رسانه های رسمی 494 نفر کشته ،182 نفر مفقود و 1407 نفر زخمی ( این آمار مربوط به نیروهای فدرال روسی است و پلیس چچنی را که بعدا دچار انشقاق شد شامل نمی شود )

تلفات تخمینی غیرنظامیان حدود 2 هزار نفر یا بیشتر بوده است

 

در نبرد گروزنی در آگوست 1996  ( این نبرد با عنوان عملیات جهاد یا عملیات گزینه صفر نیز شناخته می شود ) شورشیان چچنی طی یک حمله سریع و غافلگیرکننده کنترل پایتخت چچن ، گروزنی ، را به دست گرفتند . نیروهای فدراسیون روسیه طی نبرد گروزنی( سال های 1994 تا 1995 ) شهر را تصرف کرده بودند و از آن پس یک پادگان بزرگ از نیروهای فدرال و قوای وزارت کشور روسیه (MVD) در شهر استقرار یافته بود . 

نیروهای شورشی که شمارگانی بسیار کمتر داشتند با نفوذ به شهر و شکست نیروهای روسی و وفاداران چچنی شان باقی مانده قوای روس را ناچار به تشکیل هسته های کوچک مقاومت کردند . بخش اعظم نیروی اعزامی روسی که  برای نجات قوای به دام افتاده در گروزنی فرستاده شده بود نیز توسط جنگجویان چچنی منهدم شد . نتیجه اصلی نبرد پیمان آتش بسی بود که به جنگ دو ساله اول چچن پایان داد .


 

پیش زمینه

در جولای 1996 ، رهبری روسیه فرایند دشوار صلح در چچن را کنار نهاد و عملیات های با مقیاس بزرگ نظامی را از سر گرفت . بین روزهای 9 تا 16 جولای ، نیروهای روسی استحکامات جنگجویان چچنی را در مناطق کوهستانی جنوب چچن هدف حمله قرار دادند . در 20 جولای یک عملیات بزرگ برای کنترل مناطق مرتفع جنوبی شروع شد و بخش اعظم نیروهای روسی مستقر در چچن درگیر آن شدند . در 6 آگوست ، روز آغاز حمله شورشیان به گروزنی ، 1500 نفر از نیروهای وزارت کشور روسیه و پلیس چچنی وفادار به کرملین  تحت فرمان دوکو زاوگایف ، عملیات خود برای تصرف روستای آلخان – یورت را شروع کردند .

 

نبرد

واحدهای چچنی شرکت کننده در حمله شامل 1300 تا 3 هزار جنگ جو می شدند . ( رسانه های روسی  گزارش دادند که تنها 250 نفر وارد شهر شده اند ) . پادگان روسی مستقر در شهر بیش از 12 هزار نفر نیرو در اختیار داشت . اصلان مسخدوف ، فرمانده کل نیروهای چچنی ، برای غلبه بر برتری شماره روس ها ، تاکتیک های  نفوذ ماهرانه ای به کار گرفت . نیروهای چچنی که با محیط شهر آشنایی داشتند ، در یک پیش روی سریع که به خوبی برنامه ریزی و طراحی شده بود در ابتدا و پیش از مورد حمله قرار دادن یا محاصره اهداف واقع در عمق شهر ، ضمن پرهیز از نزدیک شدن به ایست های بازرسی و سنگرهای قوای روس ، وارد شهر شدند . اهداف اصلی آن ها ساختمان های کنترل و فرماندهی در فرودگاه نظامی خان قلعه ، فرودگاه غیرنظامی گروزنی ( که اکنون به پادگان تبدیل شده بود ) و مقر دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی  مانند GRU و FSB بود . پیش از شروع فاز اصلی عملیات ، رزمندگان چچنی ضمن بستن راه ها ، کنترل مناطق استراتژیک اطراف شهر را نیز به دست گرفتند . فرمانده چچنی ، تورپال علی قائم اف ، اظهار داشت که 1500 رزمنده وارد شهر شدند ، که از این میان 47  نفر در درگیری های اولیه کشته شدند .

حمله شورشیان در ساعت 5:50 صبح 6 آگوست شروع شد و درگیری ها سه ساعت طول کشید . نیروهای چچنی بیش از آن که تلاش کنند ایست های بازرسی استحکام بندی شده ، پادگان ها ، پاسگاه های پلیس و دیگر مواضع روس ها را تصرف یا منهدم کنند ، دست به محاصره و قطع ارتباط آن ها با یک دیگر و مین گذاری راه های منتهی به آن ها زدند (برای جلوگیری از فرار نیروها یا رسیدن نیروهای کمکی) و در انتظار تسلیم شدن نیروهای دولتی ماندند . در 9 آگوست ، خبرگزاری روسی اینرفاکس شمار نیروهای تحت محاصره روسی را 7 هزار نفر اعلام کرد . غیر از نیروهای نظامی ، تعداد زیادی از پرسنل MVD و FSB و سایر ارگان های غیرنظامی در شهر حضور داشتند . بزرگترین هسته های نظامی و امنیتی از جمله مقر FSB و ساختمان وزارت کشور در مرکز شهر قرار داشتند . یک گروه 10 نفره از خبرنگاران روسی نیز در هتل نزدیک این ساختمان ها به دام افتاده بود . نیروهای چچنی وفادار به روسیه به فرودگاه خان قلعه در خارج شهر گریختند . در بخش دیگری از شهر تعدادی از سربازان روس در بیمارستان دولتی شهر پناه گرفتند و تا زمانی که اجازه خارج شدن از طرف شورشیان به آنان داده شد  بیش از 500 غیرنظامی را در آن گروگان گرفتند .

شورشیان تعدادی از چچنی های دستگیر شده را به اتهام خیانت و جاسوسی  اعدام کردند . ارگان های حقوق بشری اعلام کرده اند که لیست اعدام شورشیان در یکی از مناطق گروزنی حاوی 200 اسم بوده است .

سعید کاکیف تنها عضو گروه 30 نفره افسران پلیس ویژه چچنی (OMON) بود که از اعدام شدن توسط جنگ جویان تحت فرمان دوکو عمروف و رسلان گلایف نجات یافت . این افسران در 6 آگوست و پس از تسلیم شدن در ساختمان فرمانداری شهر به امید گذرگاه امن ، توسط شورشیان کشتار شدند .

گلایف اظهار داشته است که :"زاوگایف بین 15 تا 18 هزار نفر پلیس چچنی در اختیار داشت ، اما به محض این که ما وارد گروزنی شدیم ، سوای چند ده نفر که دستشان به خون آلوده بود همه آنان یا به خانه هایشان رفتند یا به مجاهدین پیوستند." ظرف یک هفته و با پیوستن بسیاری از نیروهای زاوگایف که تغییر موضع داده بودند و همچنین رسیدن نیروهای کمکی ، تعداد شورشیان مستقر در شهر به بیش از 6 تا 7 هزار نفر رسید .



ادامه مطلب

نبرد بگدوره


بخشی از شورش بربرها

زمان وقوع : اکتبر 741 میلادی

مکان وقوع :  نزدیک رودخانه سبو ، فاس ، مغرب کنونی

نتیجه : پیروزی قاطع بربرها

متخاصمین

شورشیان بربر

 

خلافت بنی امیه

 

فرماندهان

خالد بن حمید زناتی

سلیم ابویوسف ازدی

 

کلثوم بن ایاد قاسی ( در نبرد کشته شد )

بلج بن بشر قشیری

ثعلبة بن سلامه عاملی

حبیب بن ابی عبیده فهری  ( در نبرد کشته شد )

 

استعداد

در روایات تاریخی 200 هزار نفر

سربازان سوری 30 هزار نفر ، سربازان افریقیه 40 هزار نفر

 

تلفات

نامشخص

سوری ها حدود 18 هزار تن ، سربازان افریقیه حدود 20 هزار تن

 

نبرد بگدوره (یا بقدوره) یک رویارویی سرنوشت ساز در ماجرای شورش بربرها در اواخر سال 741 میلادی بود . نبرد به دنبال (نبرد نجیب زادگان) در سال قبل رخ داد و پیروزی بزرگ بربرها بر نیروهای عرب در ساحل رودخانه سبو  (نزدیک شهر فاس کنونی در مراکش) را رقم زد . این نبرد برای همیشه تسلط خلافت اموی بر بخش غربی مراکش (مغرب) را از میان برد و سبب عقب نشینی نیروهای نخبه سوری تبار به آندلس گردید، امری که خود بر ثبات آن سرزمین تاثیر فراوان گذاشت .

 

پیش زمینه

شورش بربرها در ابتدای سال 740 میلادی و در میان قبایل ساکن غرب مراکش امروزی آغاز شد . مالیات گیری سرکوبگرانه، ناعادلانه و خلاف شریعت اسلامی  و همچنین برده گیری های بی قاعده از بربرهای مسلمان شده از طرف عبیدالله بن حبحاب ،فرماندار اموی افریقیه، در مغرب و آندلس عامل اصلی این شورش بود. شورش بربرها با حمایت معنوی فعالان خوارجی مذهب فرقه صفریه نیز همراه بود ، این فعالان با وعده حکومت اسلامی عادلانه و بدون تبعیض قومی و قبایلی سعی در جذب بربرها به سوی خود داشتند . شورش ابتدا به رهبری رییس قبیله بربر مطغره ، میسره مطغری شروع گردید . ظرف چند ماه از سال 740 میلادی ، بربرها شهر طنجه و تمامی مناطق غربی مغرب تا دره سوس را به تصرف خود درآوردند . با اعزام سپاهیان پیشتاز عرب به فرماندهی خالد بن ابی حبیبه  توسط فرماندار افریقیه ،که در شهر قیروان مستقر بود، بربرها فرماندهی را از میسره به یک فرمانده نظامی باتجربه تر منتقل کردند : رییس قبیله زناته ،خالد بن حمید زناتی. خالد یک ارتش افریقیه را در نبرد نجیب زادگان در اواخر سال 740 نابود کرده بود .

نیروی اصلی افریقیه به فرماندهی حبیب بن ابی عبیده فهری دیرتر از آن رسید که بتواند مانع کشتار نیروهای درگیر در نبرد شود و بیشتر از نگه داشتن خط دفاعی در اطراف تلمسان و درخواست نیروی کمکی از قیروان و دمشق کاری از عهده اش بر نمی آمد .

 

لشکرکشی از سوریه

خلیفه اموی ، هشام بن عبدالملک با شنیدن اخبار فاجعه کشتار نجیب زادگان افریفیه به شدت خشمگین شد . روایت شده که هشام خشم خود را چنین ابراز کرده است : به خدا سوگند انتقامی عربی از آنان خواهم  گرفت ، ارتشی به سویشان خواهم فرستاد که انتهایش سکونت گاه آنان و ابتدایش سکونت گاه من باشد.  هشام عبیدالله را از فرمانداری افریقیه برکنار کرد و کلثوم بن ایاد قاسی را به جای وی گماشت. کلثوم به همراه یک ارتش 30 هزار نفره ،10 هزار تن از سربازان ویژه اموی و 20 هزار نیروی قبایلی، که از هنگ ها ( در عربی جند ) ی شرقی انتخاب شده بودند رهسپار غرب شد . 6 هزار تن از این نیروها از چهار هنگ اصلی مستقر در شام انتخاب شده بودند : هنگ دمشق ، هنگ حمص ، هنگ اردن و هنگ فلسطین . 3 هزار نفر از قنسرین  و 3 هزار نفر دیگر نیز از مصر در این لشکر حضور داشتند . خلیفه هشام  ، برادرزاده کلثوم ، بلج بن بشر قشیری را به عنوان دستیار و جانشین او منصوب کرد . فرمانده اردنی ثعلبه بن سلامه عاملی نیز به عنوان جانشین دوم تعیین شد . ارتش " سوری "  ( با وجود این که سربازان مصری هم در آن حاضر بودند این عنوان بر آن اطلاق می شد ) در ابتدای سال 741 سازمان یافت  و در ماه های جولای تا آگوست همان سال وارد افریقیه شد . طلایه سواره نظام سوری به فرماندهی بلج بن بشر نخستین گروهی بود که وارد شهر قیروان شد . توقف کوتاه آنان چندان توقف خوبی نبود . رفتار مغرورانه سوری ها که خود را ناجی عرب های افریقیه و آنان را بی دفاع و بزدل تلقی می کردند خشم و برخورد سرد مقامات افریقیه ای را به دنبال داشت . گزارش شده که بلج و افرادش در برخورد اول با دروازه های بسته قیروان مواجه شدند و مقامات محلی برخورد غیردوستانه ای با آنان داشتند . سربازان سوری نیز در مواجهه با این رفتار با تحمیل خود به اهالی شهر و درخواست تدارکات و نیرو از آن ها ، بی احترامی به مسئولان محلی را بیشتر کردند. شهروندان قیروان بلافاصله با نوشتن نامه به حبیب بن عبیده ، فرمانده نظامی افریقیایی ، از رفتار سوری ها شکایت کردند و او نیز با ارسال نامه ای آتشین به کلثوم تهدید کرد اگر بدرفتاری با مردم قیروان ادامه یابد با سوری ها وارد جنگ خواهد شد . پاسخ دیپلماتیک کلثوم تا حدی تنش ها را کاهش داد .

کلثوم که به همراه بدنه اصلی نیروها با سرعت کمتری در حال حرکت بود وارد قیروان نشد ، اما با ارسال فرمانی حکمرانی شهر را به عبدالرحمان بن عقبه غفاری ، قاضی افریقیه واگذار کرد . سپس سواران طلایه دار سوری نیز به همراه کلثوم برای ملحق شدن به نیروهای باقی مانده افریقیه به فرماندهی  حبیب بن عبیده  در حوالی تلمسان حرکت کردند .

ملحق شدن دو سپاه هم آغاز چندان خوبی نداشت. سربازان افریقیه هنوز از بدرفتاری سوری ها با مردم قیروان خشمگین بودند و سوری ها هم از رفتار مردم محلی با خود شکایت داشتند. تنش ها بازهم در حال بیشتر شدن بود: بلج بن بشر با دیدن نامه تهدیدآمیز حبیب به کلثوم  خشمگین شد و از کلثوم خواست حبیب را به جرم خیانت فورا بازداشت کند . حبیب نیز در پاسخ تهدید کرد در صورت عدم عذرخواهی  بلج و دیگر فرماندهان سوری و اصلاح رفتارشان با سربازان افریقیه، میدان جنگ را ترک خواهد کرد . بگومگوها بالا گرفت ودرگیری بین دو طرف چندان بعید نمی نمود. کلثوم توانست با مدیریت مناسب از فروپاشی نیروها جلوگیری کند ، اما کینه های به ظاهر فروخفته در آن چه که بعدا رخ داد بی تاثیر نبود.

رقابت های قبایلی که پیشینه ای طولانی داشتند و به قبل از ظهور اسلام بازمی گشتند نیز بی تاثیر نبودند . بیشتر عرب های افریقیه  از قبایل یمنی تبار کلبی جنوب شبه جزیره عربستان  بودند ، در حالی که سربازان سوری  تبارشان به قبایل قیسی شمال شبه جزیره بازمی گشت . بلج بن بشر  در همه منابع به عنوان یک متعصب قیسی توصیف شده است .

کلثوم به همراه ارتش 70 هزار نفره عرب خویش  (30 هزار سوری و 40 هزار افریقیه ای) به سمت مناطق غربی در حال حرکت بود و پس از مدتی وارد دره رودخانه سبو در مرکز مغرب شد، جایی که بربرها در آن اردوی خود را بر پا داشته بودند .

ارتش شورشیان بربر به فرماندهی خالد بن حمید زناتی (احتمالا با همکاری سلیم ابویوسف ازدی) شمارگانی در حدود 200 هزار نفر داشت و از این لحاظ برتری عددی بربرها بر عرب ها خردکننده بود . اما تجهیزات بیشتر نیروهای بربر بسیار ضعیف بود، خیلی از آن ها سلاحی جز سنگ و چاقو نداشتند ، نیروهای زره پوش بسیار اندک بودند و بخش بزرگی از سربازان لباسی جز یک تکه لنگ نداشتند . با این حال نقاط قوتی مانند آشنایی به منطقه ، آشنایی با سلاح های عرب ها ، روحیه مناسب (به ویژه پس از پیروزی بزرگ سال قبل) و از همه مهمتر دیدگاه متعصبانه مذهبی که فرقه صفریه در میان بربرها ترویج داده بود ، از بربرها نیروی رزمی پرقدرتی  ساخته بود. جنگ جویان بربر موهای سرشان را به شیوه خوارج صفریه آرایش کرده و پارچه نوشته های مزین به آیات قرآن را بر زوبین ها و نیزه های خود بسته بودند .

 

ادامه مطلب

ولیعهد و تبریز


مجیدالملک تبریزی که از نزدیکان عهد علیشاه قاجار، در زمان ولیعهدی او بود گفته است:

 روزی ولیعهد گفت: (( بزرگترین آرزوی من این است که حاکم کرمان شوم. ))

گفتم:(( قربان چرا کرمان را به تبریز ترجیح می دهید؟ ))

گفت:(( اگر در کرمان پوست مردم را بکنید، صدایی در نمی آید. اما اهل این ولایت(تبریز) پرشر و شور هستند و غوغا می کنند. ))


نبرد ام دورمان

بخشی از جنگ مهدیون ( جنگ سودان )

زمان وقوع : 2 سپتامبر 1898

مکان وقوع : ، ام دورمان ، خارطوم ، سودان

نتیجه : پیروزی قاطع بریتانیایی – مصری

متخاصمین

پادشاهی متحد بریتانیا

مصر

مهدیون سودان

فرماندهان

سر هربرت کیچنر

عبدالله بن محمد تعائشی

استعداد

8200 نفر بریتانیایی

17600 نفر سرباز مصری و سودانی

52 هزار نفر جنگجو

تلفات

47 کشته

382 زخمی

10 هزار کشته

13 هزار زخمی

5 هزار اسیر

 


نقاشی از نبرد ام دورمان . سربازان بریتانیایی با یونیفورم های قرمز رنگ خود مشخص هستند

نبرد ام دورمان نبردی بود که طی آن ارتش تحت رهبری ژنرال بریتانیایی ، سر هربرت کیچنر ، قوای عبدالله تعائشی ، جانشین محمد احمد ، رهبر روحانی سودانی مدعی مهدویت را شکست داد . ام دورمان هم چنین  نمایش برتری نیروهای با دیسیپلین بالا و مجهز به تفنگ های مدرن ، مسلسل و توپخانه جدید بر نیروهای با حجم بزرگتر اما با سلاح قدیمی بود و سبب شد بریتانیا با اعتماد به نفس بیشتری سودان را دوباره تحت کنترل خود درآورد . با این حال ، نیروهای مهدیون تا سال 1899 و شکست قطعی در نبرد ام دیوایکرات به درگیری با قوای بریتانیا ادامه دادند .

ام دورمان امروزه ناحیه ای از شهر خارطوم در مرکز سودان به شمار می رود و جمعیتی در حدود 1.5 میلیون نفر دارد . روستای ام دورمان در سال 1884  از طرف مهدی خودخوانده ، محمد احمد ، به عنوان پایگاه اصلی عملیات های نظامی انتخاب شد . در سال 1885 و پس از فتح خرطوم توسط مهدی و سپس مرگ او در همان سال ، جانشین ( خلیفه ) او ، عبدالله بن محمد تعائشی ، ام دورمان را پایتخت دولت مهدیون اعلام کرد .

 

 

 

شرح نبرد

نبرد در کرری ، 11 کیلومتری شمال ام دورمان درگرفت . کیچنر فرماندهی یک نیروی متشکل از 8200 سرباز بریتانیایی و 17600 سرباز مصری و سودانی را بر عهده داشت . نیروهای کیچنر با آرایشی قوس مانند در اطراف دهکده اگیجا و در نزدیکی یکی از شعبه های رود نیل موضع گرفتند . یک واحد از قایق های توپدار بریتانیایی نیز همین جا مستقر بود تا از نیروهای خودی که در یک دشت پهناور که از چپ و راست توسط تپه ها احاطه شده بود ، مستقر شده بودند پشتیبانی کند . سواره نظام بریتانیایی و مصری نیز در جناحین پیاده ها قرار داشتند .

پیروان عبدالله که ( انصار ) یا ( درویش ) خوانده می شدند ، شماری در حدود 50 هزار تن داشتند که 3 هزار نفر از این میان سواره نظام بودند . این نیروها به 5 دسته تقسیم شده بودند . یک نیروی 8 هزار نفره به فرماندهی عثمان ازرق به طور مستقیم رودروی قوای کیچنر قرار گرفته بود . قوای عثمان به صورت یک قوس باریک اما با طول 1.6 کیلومتری در دشت موضع گرفته بود . سایر نیروهای مهدیون در فاصله دورتری مستقر شده بودند . عبدالله به همراه  17 هزار نفر از نیروهایش در تپه های سورغام  در جهت غرب و پشت سر قوای عثمان استقرار یافته بود . یک قوای 20 هزار نفره نیز تحت رهبری علی واد حلو و شیخ الدین نیز در جهت شمال غرب و پشت تپه های کرری موضع گرفته بود . آخرین دسته از نیروها نیز با استعداد 8 هزار نفر در شیب منتهی به جناح راست قوای عثمان ازرق قرار داشتند .


ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :60
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان