منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 24 آبان 1398 09:54 ب.ظ نظرات ()
    هر سال به چنین روزی که میرسیم (البته در تقویم قمری) جشنهای میلاد پر سعادت حضرت محمد (ص) به همراه روز نهایی هفته ی وحدت برگذار می شوند. مدتها بود که درباره ی هفته ی وحدت می خواستم بنویسم که امروز مجالی به دست آمد. تبلیغ وحدت بین شیعه و سنی از جمله سیاستگذاری های جمهوری اسلامی بوده که پس از انقلاب 57 در دستور کار قرار داده شد. سخنرانی ها، بزگرداشتها، کنفرانسها و برنامه های تبلیغی زیادی در 4 دهه ی گذشته صورت گرفته اما من هنوز متوجه نشدم که دقیقا چه وحدتی باید بین شیعه و سنی برقرار بشود. شما اگر با یک عالم دینی اهل تسنن صحبت بکنید و از او درباره ی مذهبش بپرسید جواب می دهد که به یکی از چهار مذهب اصلی شافعی، حنفی، مالکی، حنبلی اعتقاد دارد و اصولا هر اهل سنتی می تواند به اختیار یکی از این مذاهب چهارگانه را اختیار کند. این مذاهب هم همگی مذاهب فقهی هستند یعنی مثلا فلان مذهب درباره نماز و روزه فلان فتوا را می دهد و بهمان مذهب بهمان فتوا را....
    اما شما اگر از یک روحانی شیعه دوازده امامی درباره ی مذهبش بپرسید بی استثنا جواب می دهد که به مذهب حقه ی جعفری اعتقاد دارد.... گرفتید؟ یعنی من الان ساعتها است که دارم فکر می کنم که اگر شیعیان (منظور شیعیانی است که من میشسناسم) واقعا از ته دل باور دارند که مذهبشان حق است و حقیقت با این پارادایم ذهنی دیگر چه جایی می ماند برای وحدت؟ وحدت بین چه و چه؟ حق و باطل؟ چون همان طور که می دانیم نقیض حق باطل است و اگر مذهب تشیع دوازده امامی حق است می توان این جمله را به این صورت هم بیان کرد که غیر از شیعه دوازده امامی تمامی مذاهب دیگر باطل اند؟ آن وقت چگونه و با چه تمهیدی می توان بین مذهب حق و مذاهب باطل گفتگو ایجاد کرد، وحدت که جای خود دارد؟
    خلاصه اگر به پاسخی رسیدید به ما هم بگویید.
    در ضمن عید همگی مبارک باد شیعه و سنی؛ ایرانی و غیر ایرانی
    رضا کیانی
    آخرین ویرایش: جمعه 24 آبان 1398 10:11 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 15 آبان 1398 09:42 ب.ظ نظرات ()
    من یه چند روزی هست که دارم دنبال یه دانشگاه خارجی می گردم برای اپلای کردن. هر سایتی رو که سر می زنم می بینم صفحه اولش یه چند تا دختر و پسر و مرد و زن خوشحال و خندان در کنار هم دارن رو به دوربین لبخند می زنند که یعنی ما اینجا خیلی خوشبختیم و اینها... یکی از این سایتها رو عکس گرفتم گذاشتم اینجا برای ثبت در تاریخ
    http://s7.picofile.com/file/8377449668/%D8%B3.png


    حالا یه سری هم بزنیم دانشگاه های ایران. عکس زیر مال پژوهشگاه دانش‌های بنیادی هستش که نشون میده یه سری آدم اعصاب داغون و اخمو و عصبی پشت کردن به دوربین .... یعنی چی اون وقت؟  خودتون بگید...
    http://s6.picofile.com/file/8377449642/%D8%B4.png
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 آبان 1398 10:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 10 آبان 1398 11:12 ق.ظ نظرات ()
    این برادر حراری انسانی است بس بزرگ و اندیشه ای دارد به عمق دریای خزر.... هرچه سریعتر دریابید سخنرانی های وی را در آدرس زیر که غفلت موجب پشیمانی است:
    https://www.ted.com/speakers/yuval_noah_harari
    آخرین ویرایش: سه شنبه 7 آبان 1398 11:15 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 2 آبان 1398 07:05 ب.ظ نظرات ()


    محمد فاضلی-عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی





    ⭕ پنجاه و هفت نماینده مجلس طرحی با عنوان «رفع انحصار از زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی کشور» ارائه کرده‌اند که یک مقدمه توجیهی، شش ماده و ده تبصره را در بر گرفته و 1465 کلمه است. این طرح به دلیل ارتباط با حوزه آموزش، از جنس سیاست‌گذاری فرهنگی است. نشان خواهم داد که این طرح چگونه عمق فاجعه در سیاست‌گذاری کشور به‌طور کلی، و سیاست‌گذاری فرهنگی به‌طور خاص را نشان می‌دهد.

     ⭕ قبل از تحلیل این شاهکار سیاست‌گذاری، بگویم که من با ایده رفع انحصار از زبان انگلیسی و توسعه آموزش سایر زبان‌ها موافقم. همیشه حسرت خورده‌ام که کاش زبان عربی که شش سال به نسل من در مدارس تدریس شد، به شکلی کارآمد و مؤثر تدریس می‌شد و امروز عربی می‌دانستم که بسیار به کارم می‌آمد. این طرح اما به اسم ایده خوب رفع انحصار از زبان انگلیسی، نشانه بزرگی از نقصان در سیاست‌گذاری فرهنگی است.

    ⭕ اول. مقدمه این طرح حاوی این گزاره است: «عـدم ضــرورت تعلـیم زبـان خـارجی بــه دانش‌آموزانی که به هر دلیـل بـه تحصـیل دانشـگاهی نخواهنـد پرداخـت.» سؤال: آیا دانش‌آموزان از کلاس ششم که آموزش زبان انگلیسی شروع می‌شود قادرند تعیین کنند که در آینده به دانشگاه می‌روند یا نمی‌روند؟ آیا با این طرح دانش‌آموزان از همان سال ششم به دو دسته تقسیم می‌شوند و برخی به‌طور قطعی تصمیم می‌گیرند که به دانشگاه نروند تا ضرورتی به آموزش زبان نداشته باشند؟

    ⭕ دوم. چه کسی و بر اساس کدام مطالعه مشخص شده که فقط کسانی که دانشگاه می‌روند به زبان خارجی – آن هم در دنیای امروز – نیاز دارند؟ آیا کسانی که مهارت‌آموزی می‌کنند، تخصص‌هایی در زمینه برنامه‌نویسی و کامپیوتر یا تخصص‌های فنی پیدا می‌کنند به آشنایی با زبان خارجی نیاز ندارند؟ توجه کنیم که در متن این طرح عدم نیاز به آموزش زبان خارجی برای « ... دانش‌آموزانی که باهدف مهارت‌آموزی و ورود سـریع بـه بـازار کـار مسـیر تحصـیل در شاخه‌های کار و دانش و یا فنی و حرفه‌ای را انتخـاب می‌کنند» غیرضروری تشخیص داده شده است.

    ⭕ سوم. آیا در دنیایی که «یادگیری مادام‌العمر» (Lifelong learning) یکی از توصیه‌های جدی آموزشی برای تبدیل شدن به شهروند مؤثر است، می‌شود تضمین کرد که آدمی در سن نوجوانی تصمیم بگیرد دانشگاه نرود و تا آخر عمر به آن پایبند بماند و از این‌رو به زبان خارجی نیاز نداشته باشد؟

    ⭕ چهارم. این طرح تصریح می‌کند «آموزش زبان در مدارس نسبت به آموزش در آموزشگاه‌های آزاد زبان کمتر موفقیت‌آمیز بوده و بهتر است که آموزش تمامی زبان‌های انگلیسی و غیرانگلیسی از محیط مدارس خارج‌شده و از طریق آموزشگاه‌های آزاد صورت گیرد.» اولاً کم نیستند متخصصانی که معتقدند مدارس در آموزش زبان فارسی، ریاضیات، انشا و حتی دروس دینی و زبان عربی هم ناموفق هستند. آیا با این استدلال که در طرح آمده می‌توان آموزش همه این‌ها را به آموزشگاه‌های آزاد واگذار کرد؟ تفاوت زبان عربی با انگلیسی چیست که نباید آن‌را به آموزشگاه آزاد سپرد؟

    ⭕ پنجم. سپردن آموزش زبان خارجی به آموزشگاه‌های آزاد با تأمین هزینه از سوی والدین، چند پی‌آمد دارد. اولاً، عمده آموزشگاه‌های موجود بالاخص در مناطق کمتر توسعه‌یافته، فقط زبان انگلیسی را آموزش می‌دهند. آموزش زبان آلمانی، فرانسه یا چینی و روسی در اکثریت شهرهای کشور وجود ندارد. بنابراین در نهایت آن‌ها که بروند زبان خارجی بیاموزند، اکثریت‌شان انگلیسی خواهند آموخت و این طرح به عمومیت آموزش زبان انگلیسی هیچ خدشه‌ای وارد نمی‌کند.

    ⭕ ثانیا، آموزش زبان خارجی نیز با توجه به تأمین هزینه از سوی والدین، بیش از گذشته طبقاتی می‌شود. این طرح در درازمدت به احتمال زیاد، فرزندان اقشار ضعیف اقتصادی را از آموزش زبان خارجی محروم می‌کند.

    ⭕ ثالثا، تبصره 2 ذیل ماده 3 این طرح، دادن بورسیه برای آموزش زبان خارجی به خانواده‌هایی که قادر به تأمین هزینه آموزشگاه آزاد نباشند را پیشنهاد می‌کند. وزارت آموزش و پرورش بعد از تصویب این طرح و تبدیل آن به قانون با کار بسیار پیچیده تعیین خانواده‌هایی که قادر به تأمین هزینه آموزش زبان خارجی فرزندان خود نیستند مواجه می‌شود. تلاشی از سوی خانواده‌های بسیاری برای انتقال این هزینه به آموزش و پرورش شروع می‌شود که با توجه به وضعیت نظام شناسایی مشخصات اقتصادی و اجتماعی خانوارها در ایران، عواقب ناخوشایند قابل پیش‌بینی خواهد داشت.

    ⭕ ششم. یکی از اوج‌های بی‌نظیر این طرح جایی است که در تبصره ذیل ماده 1 ذکر شده «دانش‌آموزانی که گرایش نظری را برای تحصیل انتخاب کرده یا می‌کنند لازم است حداقل مهارت مکفی در یکی از زبان‌های خارجی مـورد تأیید را کسب کنند.» این تبصره بدان معناست که سیاست‌گذار (نویسندگان طرح) آموزش زبان خارجی را برای دو دسته رشته‌های «فنی و حرفه‌ای» و «کار و دانش» ضروری نمی‌دانند. بگذارید به برخی رشته‌های این دو عرصه نگاهی بیندازیم.

    ⭕ گرایش فنی و حرفه‌ای شامل چهار گروه هنر، مدیریت و خدمات، صنعت و کشاورزی می‌شود. گروه هنر رشته‌هایی نظیر گرافیک، معماری داخلی، انیمیشن و نقشه‌کشی را در بر می‌گیرد. الکتروتکنیک، الکترونیک، مکاترونیک و مخابرات دریایی هم در گروه صنعت قرار دارند. امور زراعی و صنایع غذایی هم دو رشته از زیرمجموعه گروه کشاورزی هستند. سؤال این است که کدام عقل سیاست‌گذاری تشخیص داده است که دانش‌آموزان این علوم، فنون و حرفه‌ها به آموزش زبان خارجی نیاز ندارند.

    ⭕ هفتم. ماده 2 این طرح تصریح می‌کند که زبان برخی کشورها در اولویت قرار می‌گیرد. دانشگاه‌های ایران نیز می‌توانند با دانشگاه‌های آن کشورها تفاهم‌نامه و همکاری علمی داشته باشند و آن کشورها در برنامه‌های حداقل پانزده‌ساله همکاری علمی، مدرس به ایران اعزام کنند و بخشی از هزینه‌های تربیت معلم و مدرس زبان کشور خود در ایران را بپردازند و حتی در دادن بورسیه به دانش‌آموزان مدارس مناطق محروم سهیم شوند.

    ⭕ بدیهی است که مشکلات جدی برای معلمان زبان انگلیسی مدارس پیش می‌آید. ماده 2 این طرح الزام می‌کند که 60 درصد بورسیه‌هایی که دانشگاه‌های خارجی می‌دهند به معلمان زبان انگلیسی که کارشان را از دست می‌دهند اختصاص یابد تا آن‌ها زبان‌های دیگر را بیاموزند و بتوانند آموزش دهند.

    ⭕ شما تصور کنید که فرانسه، آلمان، چین و روسیه یا اسپانیا، بورسیه به دانشگاه‌های ما می‌دهند، در ایران کلاس‌های آموزش زبان خودشان را برقرار می‌کنند و هزینه می‌کنند تا معلمان بیکارشده زبان انگلیسی ایرانی، برای توسعه آموزش زبان کشورشان، تحصیل کنند. کافی است کسی در دانشگاه‌های ایرانی برای همکاری با یک دانشگاه خارجی اقدام کرده و دشواری کار را دیده باشد تا بتواند عمق ساده‌انگاری مندرج در این ماده را درک کند.

    ⭕ هشتم. سیاست‌گذار که با این طرح شمار زیادی معلم زبان انگلیسی را بیکار می‌کند، در ماده 4 طرح، این عده را برای پذیرش سمت‌های مدیریتی در آموزش و پرورش در اولویت قرار می‌دهد. بررسی اثر این پیشنهاد به داده‌هایی درباره تعداد معلمان زبان انگلیسی و نیازمندی‌های مدیریتی آموزش و پرورش احتیاج دارد. تبصره 1 همین ماده، به معلمان زبان انگلیسی اجازه می‌دهد از قانون منع اشتغال به‌کار کارکنان دولت مستثنا شده و هم‌زمان کارمند دولت و شاغل در آموزشگاه‌های آزاد باشند. این آشکارا توصیه به توسعه موقعیت‌های تعارض منافع است. تصور کنید معلمانی را که معلم آموزش و پرورش هستند و در آموزشگاه آزاد هم کار می‌کنند و تلاش خواهند کرد برای این آموزشگاه‌ها بازاریابی کنند.

    ⭕ یکی دیگر از اوج‌های این طرح تبصره دوم ماده 4 است که تصریح می‌کند «باهدف افزایش کیفیت و رقابت دریافت وجوهی با عنـوان حقوق یا دستمزد یا پـاداش از آموزشـگاه خصوصـی یـا سـازمان خـارجی بورسیه کننده علاوه بر حقوق دریافتی از آموزش‌وپرورش بـرای معلمـان موضوع این ماده بلامانع خواهد بود.» یعنی راهی باز می‌شود که معلمان زبان انگلیسی پیشین، حالا به بازاریا‌ب‌های آموزشگاه‌های آزاد زبان در مدارس تبدیل شوند. عجیب این‌که دریافت دستمزد و پاداش از دانشگاه‌های خارجی هم به رسمیت شناخته می‌شود. تصور کنید که این طرح به شرط تصویب، سبب می‌شود چند سال بعد شمار زیادی معلم زبان داشته باشیم که تحت عنوان پاداش و دستمزد، از دانشگاه‌های خارجی حقوق دریافت می‌کنند. سرویس‌های امنیتی چرا نباید از این تبصره برای هزینه کردن در ایران استفاده کنند؟

    ⭕ این طرح بر شمار استعلام‌های امنیتی نیز می‌افزاید. همکاری با دانشگاه‌ها و مؤسسات خارجی برای توسعه فعالیت‌های آموزش زبان و دادن بورسیه، خیلی سریع به موضوعی امنیتی بدل خواهد شد و نهادهای امنیتی را درگیر بررسی همکاری‌های دانشگاه‌ها با شرکای خارجی در قالب این گونه مؤسسات خواهد کرد.

    ⭕ نهم. فرض کنید این طرح به قانون تبدیل شد. علاوه بر همه نقدهایی که در بالا به آن وارد شد، فکر کنید که نظام آموزش عالی کشور همین الان دائم فشار می‌آورد که اساتید و دانشجویان مقالات بیشتری به زبان انگلیسی منتشر کنند تا تعداد مقالات نمایه‌شده کشور در پایگاه‌های ثبت مقالات بالا برود. این تناقض را چگونه باید حل کرد که آموزش زبان انگلیسی حذف می‌شود و از طرف دیگر از اساتید و دانشجویان خواسته می‌شود بر شمار مقالات انگلیسی خود بیفزایند؟

    ⭕ دهم. این طرح همان طور که یکی از روحانیون طراح آن در مصاحبه‌ای گفته، پیش‌زمینه‌ای امنیتی و معطوف به سوءظن نسبت به انگلیس و آمریکا دارد و گویی تلاشی برای بستن راه نفوذ این کشورهاست. بستن راه نفوذ خیلی خوب است، اما مگر آلمان، فرانسه، چین و روسیه در پی نفوذ به بقیه کشورها نیستند؟ خیرخواهی یا کمتر شر بود این دسته از کشورها، یا تمایل کمترشان به نفوذ، کجا و چگونه مشخص شده است؟

    ⭕ یازدهم. این طرح وزارت آموزش و پرورش را مکلف می‌کند که برای آموزش زبان در آموزشگاه‌های آزاد قیمت‌گذاری کند. مداخلات دولت در اقتصاد ایران قصه مثنوی هفتاد من و غصه‌ای پهن‌دامن است و این طرح مداخله‌ای دیگر و به تبع آن فساد بیشتر می‌افزاید. داستان قیمت‌گذاری خدمات مدارس غیرانتفاعی و عوارض آن هنوز دامن‌گیر مردم است و این طرح قیمت‌گذاری آموزش زبان را هم می‌افزاید. سؤال این است که چرا آموزشگاه‌ها باید قیمت‌گذاری و آموزش آزاد خود را رها کنند و تن به قیمت‌گذاری دولتی بدهند و حتی معلمان بیکارشده مدارس را در آموزشگاه خود بپذیرند؟ آیا فساد بر محور این مداخله دولت در آموزش شکل نمی‌گیرد؟

     

    ⭕ نتیجه‌گیری

    ⭕ وقتی بررسی کوتاه و مبتنی بر تحلیل – و نه حتی مبتنی بر داده‌های تجربی – چنین نقصان‌هایی را آشکار می‌کند، معلوم می‌شود که نظام سیاست‌گذاری فرهنگی در کشور تا چه اندازه در معرض خطاست. معلوم می‌شود چگونه ایده خوبی نظیر گسترده‌تر کردن دایره آموزش زبان خارجی را می‌توان با تمسک به سخنان رهبری نظام به بدترین شکل تصویر کرد. این گونه طرح‌ها فقط بر دایره بی‌اعتمادی‌ها به ظرفیت‌های نظام سیاسی برای حل مسائل می‌افزایند. این طرح نه ظرفیت آموزش زبان در مدارس را بهبود می‌بخشد، نه بر عدالت آموزشی می‌افزاید و اگر به مشکلات امنیتی بیشتر نینجامد، چیزی از دغدغه‌های امنیتی طراحانش نخواهد کاست. 
    آخرین ویرایش: سه شنبه 7 آبان 1398 10:41 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 22 مهر 1398 10:37 ب.ظ نظرات ()
    گزارش تسنیم را بخوانید که بسی آموزنده است.
    خلاصه ی بیانات رهبری را هم بخوانید تا ببینید بین آنچه که ایشان به حق از نظام آموزشی کشور درخواست کرده اند و آنچه که نمایندگان ملت به ناحق در حال جا انداختن آن هستند چقدر تفاوت است:


    من همین‌جا این حرفی را که گاهی هم گفته‌ام به مسئولین آموزش‌ و پرورش [تکرار می کنم‌]؛ شاید به مسئولین محترم فعلی نگفته باشم امّا قبل ها مکرّر گفته‌ام؛ این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست، زبان علم که فقط انگلیسی نیست. چرا زبانهای دیگر را در مدارس به‌عنوان درس زبان معیّن نمیکنند؟ چه اصراری است؟

    این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوی است.

    [مثلاً] زبان اسپانیولی؛ امروز کسانی که به زبان اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به زبان انگلیسی حرف میزنند؛ در کشورهای مختلف، در آمریکای لاتین یا در آفریقا کسان زیادی هستند. مثلاً میگویم؛ بنده حالا مروّج [زبان] اسپانیا نیستم که بخواهم برای آنها کار بکنم، امّا مثال دارم میزنم. چرا زبان فرانسه یا زبان آلمانی تعلیم داده نمی شود؟

    زبان های کشورهای پیشرفته‌ی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است.

    آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه می کنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعه‌ی زبان بیگانه را می گیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیک‌تر شده‌ایم! آمده‌ایم میدان را باز کرده‌ایم و علاوه بر اینکه این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم می‌آوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستان ها و در مهدِکودک‌ها! چرا؟

    ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی‌] کرسی زبان را در یک‌جا تعطیل می کنند، باید تماس های دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان را تعطیل کردید. نمی گذارند، اجازه‌ی دانشجو گرفتن نمی دهند، امتیاز نمی دهند، برای اینکه زبان فارسی را یک‌جا می خواهیم ترویج کنیم؛ آن‌وقت ما بیاییم زبان آن ها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم.

    این عقلائی است؟ من نمیفهمم! این را داخل پرانتز گفتم، برای اینکه همه بدانند، توجّه کنند. [البتّه‌] نمیگویم که فردا برویم زبان انگلیسی را در مدارس تعطیل کنیم؛ نه، حرف من این نیست؛ حرف این است که بدانیم چه‌کار داریم میکنیم؛ بدانیم طرف میخواهد چگونه نسلی در این کشور پرورش بیابد، و با چه خصوصیّاتی.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 22 مهر 1398 10:42 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 20 مهر 1398 06:21 ب.ظ نظرات ()
    http://s2.picofile.com/file/8375034200/408713861.jpg

    صحنه ی جالبی است از یک نبرد محاصره ای منسوب به کمال الدین بهزاد. اجازه بدهید نگاهی به این نقاشی بیاندازیم:
    1- قصاب در حال سربریدن گوسفند/بز در کنار آشپزخانه ی صحرایی. یک نفر هم دارد برای آتش چوب خرد می کند با پا.
    2و3- دو سرباز دارای کمانهای صلیبی هستند.
    4- توپچی در مرکز تصویر در حال شلیک توپ است. گلوله های حالت چهل پاره دارند و شلیک شده اند قدرت آتش برای خراب کردن دیوار قلعه یعنی صفر.
    5- بعضی از مدافعین در بالای دیوار قلعه در حال سنگ انداختن بر روی سر نیروهای مهندسی رزمی (6) هستند که با کلنگ دارند پای دیوار را خراب می کنند. این افراد با استفاده از یک پل موقت چوبی از خندق عبور کرده اند.
    7- آب درون خندق شعله ور است. احتمالا از بالا بر روی آن نفت خام یا قیر ریخته و آتش زده اند.
    8-9- فرماندهان دو طرف با خیال راحت نشسته اند و آب شنگولی می خورند.
    10- نفرات وسط تصویر دارای سپرهای بلند چوبی هستند (مثل بازی کانتر) اما از ابزارهای قلعه کوب خبری نیست.
    11- نام نقاش
    برای بزرگ شدن تصویر کلیک کنید
    http://s2.picofile.com/file/8375035234/40871386.jpg

    آخرین ویرایش: شنبه 20 مهر 1398 06:34 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 55 1 2 3 4 5 6 7 ...