منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 9 فروردین 1398 08:06 ق.ظ نظرات ()
    به جمله ثانیه 42ام توجه کنید:
    که خیلی توی برخی از این آقایون امنیتی ما این جایگاه داره ها.... من باهاشون جلسه گذاشتم و فلان.... منتها من این رو قبول ندارم...

    https://www.youtube.com/watch?v=Jj8Ct1hU3jo

    چیزی که برام جالبه خیل مشتاقان حضرت استاد است..... بالکون را ملاحظه بفرمایید......


    آخرین ویرایش: جمعه 9 فروردین 1398 09:15 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 21 اسفند 1397 11:10 ب.ظ نظرات ()

    بعضی از مطالب حیف است که بازنشر نشوند... به ویژه که بسیاری از وبلاگ نویسان سابق علاقه به عملیات استشهادی دارند و بعید نیست که یک روزی بزنند و وبلاگ خود را بپکانند.... پس قبل از اینکه بعضی از وبلاگها از صحنه ی روزگار محو شوند واجب است که مطالب آنها را به حفظ فاصله ایمنی کپی پیست کنیم..... بخوانید و لذت ببرید

    رضا کیانی
    ——————————–
    «گاراپاقال» در زبان ساکنان «شوسکانا» -یکی از حاصلخیز‌ ترین کوهپایه‌های جهان- دو معنا داشت: مزرعه و بزرگ. خاک پر برکت «شوسکانا» و آب زلالی که از کوه‌های «سالاموز» سرچشمه می‌گرفتند به چند صد خانوار شوسکانا آنقدر غله و غذا می‌دادند که آنان حتی در فصل زمستان هم که فصل کشت و زرع نبود به همان میزان و خوبی بهار و تابستان غذا می‌خوردند. زمین پر بار آنقدر گسترده بود که کوچکترین مزرعه دهکده چهل سنگ‌انداز در چهل سنگ‌انداز بود. این یعنی طول و عرض چنین مزرعه‌ای را چهل بار پرتاب پشت سر هم سنگ به‌توسط صاحبش تعیین می‌کرد. و تازه این کمترین و حقیرترین‌شان بود. از این رو «گاراپاقال» در زبان‌شان هم مزرعه معنا می‌داد و هم بزرگ.

    در سال سیزده‌هزار و سیزده از تقویم «شوسکانا» بود که قوم بیابان‌نشین «ساخو» به ایشان تاختند و مردم «شوسکانا» بناچار خانه و زندگی گذاشتند و به سمت کوه رفتند. کوه‌ بزرگ «سالاموز» با آغوش باز و با منتهای سخاوتی که داشت این مردمان که به شامگاه تا بامدادی از سروری به گدائی افتاده بودند را در خود پذیرفت و آنان را در خود جای داد. اما اینان اکنون ناچار بودند غذای خود را از دامنه سنگی کوه درآورند. آن فراوانی افسانه‌ای به شبی پایان یافت و دیگر دل کوه بود تا کنده شود و صاف گردد و قابل کشت و زرع.

    «گاراپاقال»های ایشان شاید به یک دهم کاهش یافت. اکنون بزرگ‌ترین «گاراپاقال» در دهکده جدید در کمرکش کوه ده سنگ‌انداز در ده سنگ‌انداز بود. سال‌ها گذشت. پیران روستا از دنیای دشت و کوه روی در خاک کشیدند و جوانانی که تولد و زندگی در ارتفاعات لپ‌های ایشان را سرخ و گل‌گلی کرده بود جای پیران را گرفتند. زندگی روالی جدید یافت. کار در مزرعه واقعا کمرشکن بود و باعث پیری زودرس میان‌سالان می‌شد. اینان وقتی برای لحظه‌ای استراحت دست از کار می‌کشیدند و با خیره شدن به پائین کوه به یاد جوانی و فراوانی خویش می‌افتادند شروع به گفتن داستان‌هائی می‌کردند از آنچه بود و از آنچه ایشان بودند. جوان‌ها هم خسته و عرق‌ریزان به این داستان‌ها گوش می‌دادند و زیر لب لبخندی مسخره‌بار بر صورت می‌آوردند بدون کلمه‌ای حرف.

    چه فایده داشت گوش دادن به مزخرفات اینان؟ اصلا «گاراپاقال» نود سنگ‌اندازی چه معنا داشت؟ این بیشتر به خواب و خیال و رویا شبیه بود تا به واقعیت. «گاراپاقال» چیزی در حد یک سنگ‌انداز در یک سنگ‌انداز بود. امان از دست این پدران و مادران که بخاطر سن بالا و پز دادن الکی به جوانان امروزه مدام دم از آن «گاراپاقال»های گل و گشاد می‌زدند. واقعیت چیز دیگری بود. واقعیت این بود که اگر هم زمانی چنان «گاراپاقال»هائی بوده که فقط باید آب پای آن می‌آوردی و بذر می‌پاشیدی و بعد دیگر همه چیزش تمام بود و باید صبر می‌کردی تا محصول برداری هر تخم هفتاد تخم، الان دیگر نبود و همه چیز فرق داشت. اکنون باید هر عدد گندم را با خون دل از دل کوه بیرون آورد. این افسانه‌ها را بگذار برای بعد و بیل را بردار بیافت به‌جان زمین که شکم گرسنه لقمه نانی است.


    آخرین ویرایش: سه شنبه 21 اسفند 1397 08:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 21 اسفند 1397 08:29 ب.ظ نظرات ()
    بعضی از این مسئولین عزیز بسیار فان و کول هستند.
    طرف برداشته گفته:
    امسال سه میلیون نفر کاهش سفر خارجی داشته ایم که اگر این تعداد به سفرهای داخلی اضافه شود عید ۹۸ با ۲۰ درصد افزایش سفر رو به رو می شویم.
    اولا اگر که حضورا خدمت ایشان رسیدید از جانب من عرض کنید که 
    1- به همان تعدادی نفری که از سفرهای خارجی کم شده است به همان تعداد هم از سفرهای داخلی کم خواهد شد.... همانطور که آن دوستانی که دستشان به دهنشان می رسید که برای عید تشریف ببرند دوبی و استانبول الان دیگر نمی توانند، آن عزیزانی هم که قصد داشتند تشریف ببرند شیراز و اصفهان هم نمی توانند... به قول یکی از بزرگان وقتی کیک اقتصاد کوچک بشود برای همه اقشار کوچک می شود.... پس در نتیجه کم شدن هر دو دوسته گردشگران خارجی و داخلی احتمالا تغییری در رونق گردشگری داخلی ایجاد نخواهد کرد که شما بعد از عید بخواهید با ارائه ی آمار آن پز عملکرد و مدیریت خود را بدهید.
    2- آنکه دستش به دهانش می رسید که برای عید برود کنسرت ابی و گوگوش و هایده و ..... ممکن است خیلی گردشگری داخلی به مزاقش خوش نیاید.... با این وضعیت کنسرت های داخلی که لغو شدن شان به مویی بند است... با این وضعیت هتلها و مهمانسراها که شما و بقیه ی مسئولین متولی آنها هستید.... با این وضعیت جاده ها و امنیت آنها ... با این وضعیت امکانات رفاهی تهیه شده برای توریسم در سراسر کشور و به خیلی دلایل دیگر بعید است کسی که بلیط پرواز استانبول دستش بود آن را با بلیط مشهد الرضا تعویض کند.... در نتیجه نه تنها آن سه میلیون نفر به توریستهای داخلی اضافه نمی شوند بلکه به دلیل شماره 1 احتمالا از آمار توریسم امسال کم خواهد شد.
    خلاصه اینکه خسته نباشید
    آخرین ویرایش: سه شنبه 21 اسفند 1397 08:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 13 اسفند 1397 06:44 ب.ظ نظرات ()

    نویسنده: علی سرزعیم،اقتصاددان و معاون اقتصادی وزیر محترم کار


    منتشره در ویژه نامه بودجه روزنامه توسعه ایرانی، بهمن 1397


    آخرین ویرایش: یکشنبه 12 اسفند 1397 06:50 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 26 بهمن 1397 11:10 ق.ظ نظرات ()

    متاسفانه خبردار شدیم که تعدادی از پرسنل عزیز سپاه پاسداران در طی یک حمله ی تروریستی دعوت حق را لبیک گفته اند و تعدادی دیگر نیز مجروح شده اند. ضمن تسلیت به خانواده های داغدار این حادثه و آرزوی سعه ی صدر برای آنها از مسئولین محترم تقاضامی کنیم برای حل مشکلاتی این چنینی و به ویژه در مناطق مرزی رویکردهای جدیدی را به کار بگیرند. تجربه نشان داده است که تا زمانی که مشکلاتی مانند فقر، بیکاری، عدم توسعه و... در این نواحی وجود دارد بی نظمی و عدم امنیت هم از این مناطق دور نخواهدشد... امید که با رویکردی با محوریت فقر زدایی از مناطق مرزی دیگر شاهد چنین حوادث دلخراشی نباشیم.

     

    آخرین ویرایش: جمعه 26 بهمن 1397 11:20 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 19 بهمن 1397 09:04 ب.ظ نظرات ()

    چهل سال پیش در چنین روزهایی نظام مقدس جمهوری اسلامی با محور قرار دادن ولایت فقیه بر ایران حاکم شد. از همان روزی که حضرت امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) به غیبت کبرا رفتند فقها، یعنی جانشینان برحق ایشان، اداره ی جامعه ی اسلامی را حق خود دانستند و خود را در این مهم احق بر دیگران شمردند. خوشبختانه مردم با درایت ایران در چهل سال پیش با انتخاب آیت الله خمینی (ره) به رهبری حرکت انقلابی خود این فرصت را به روحانیت شیعه دادند که تئوری های خود را در باب حکومت و کشورداری از مرحله ی تئوری به مرحله ی عمل درآورد. در طی چهل سال حکوممت داهیانه ی آیت الله خمینی و جانشین ایشان ،مقام معظم رهبری دامة توفیقاته، بسیاری از قله های افتخار در صنعت، علم، دین، اخلاق و... به زیر پرچم ایران درآمده است.

    اما چیزی که برای من عجیب است آن است که با وجود حمایت تقریبا صد درصدی مردم در ابتدای انقلاب و حمایت اکثریت قاطبه ی مردم ایران در حال حاضر از نظام مقدس جمهوری اسلامی کمتر کسی به کتاب ولایت فقیه آقای خمینی نگاهی انداخته است. اگر این جزوه ی کوچک را مانیفیست نظام بدانیم برای من جای تعجب دارد که حتی بسیاری از معممین هم هنگامی که درباره ی آن مورد پرسش قرار می گیرند اعتراف می کنند که این کتاب تاریخ ساز را نخوانده اند چه برسد به مردم عادی.

    به همین دلیل و به دلیل چهلمین سالگرد فرخنده ی پیروزی خون بر شمشیر بر آن شدم که خلاصه ای از این کتاب را تقدیم شما عزیزان کنم. به یادداشتهایم که رجوع کردم فهمیدم که ای دل غافل.... کتاب را خلاصه نکرده ام و تنها جملاتی که برایم جالب تر بوده اند گلچین کرده ام. حال این گلچین را تقدیم می کنم به پیروان حضرتش. برگ سبزی است تحفه ی درویش.

    آخرین ویرایش: جمعه 19 بهمن 1397 09:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 51 1 2 3 4 5 6 7 ...