منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 22 مهر 1396 06:30 ب.ظ نظرات ()
    Ali Akbar Heidari Far 01.jpg
    دوستان این مصاحبه را بخوانید که خواندنی است.
    آخرین ویرایش: شنبه 22 مهر 1396 06:32 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 21 مهر 1396 08:36 ب.ظ نظرات ()
    رسول جعفریان
    آموزش و پرورش چه قدر کار خوبی کرده است. کتابهای درسی خود را به صورت پی دی اف روی وبسایت Talif.sch.ir گذاشته و شما می توانید آنها را دانلود کرده و مطالعه کنید. هوس کردم، جامعه شناسی 2 را که مربوط به پایه یازدهم، دوره متوسطه و چاپ سال 1396 است ملاحظه کنم. فصل های متنوعی داشت. فصل دوم آن فرهنگ معاصر غرب و نظام نوین جهانی بود. صفحات 36 ـ 43. اول فکر کردم این بخش را مرحوم فردید نوشته است. از قدیم با این مبانی آشنا بودم. همانها که از سی سال پیش هم در آموزش پرورش با حضور دو دهه ای بلکه بیشتر آن استاد عزیز در سازمان پژوهش و تدوین کتابهای درسی بود. بعد که اسامی مولفین را دیدم، آن مقدار که شناختم، متوجه شدم که دقیقا همان خط است. معلوم است این دولت جدید، حتی به اندازه سر سوزنی در این چهار سال، بر این امور نظارتی ندارد. آنچه به آن علاقه داشتم این بود که در تعریفی که از غرب شده، از دانش جدید چه گفته شده است. جملات کوتاه، کوبنده و از سر تا ته غرب را نجس وبحران زده، دنیاگرا و ضد ارزشهای انسانی معرفی کرده است. حتی علم جدید هم که تیتر یکی از بخشهاست، البته با عنوان «روشنگری و علم جدید» و دقیقا همان مبانی فردیدی، یک کلمه از «علم جدید» و ستایش آن، در آن نیست که به عکس است. البته انبیاء هم روشنگرند، این را گفته تا شما تصور نکنید با کلمه روشنگری دشمن هستید. اما بلافاصله با همان گفتمان پیش از آن در این که غرب همه اش بی دینی است، نفی وحی است، رویکرد دنیوی است، و... یک سره این عبارات تکرار شده است. پس علم جدید کجاست؟ ما چطور به بچه هایمان لااقل همان مبانی صد و پنجاه سال قبل سید جمال را بگوییم که علم چیز خوبی است؟ این هم نیست، به عکس، علم تجربی جدید، «علم تجربی سکولار» است. یعنی دانش فیزیک و شیمی هم سکولار می شود. جای مرحوم سید منیرالدین و اخیرا آقای میرباقری خالی که بحث تراکتور سازی اسلامی هم به میان آید. در باره علم تجربی می گوید: «این نوع علم، توان داوری در باره ارزشها و آرمانهای انسانی را ندارد» بنابر این باید علمی را یعنی نوعی فیزیک و شیمی درست کنیم، که بتواند ارزشهای انسانی و الهی را نشان دهد. وقتی این تعریف از علم در ذهن صدها هزار دانش آموز بیاید، چه رغبتی به علم جدید خواهد بود؟ آیا شما دانشی در حوزه علوم تجربی دارید که به قول خودتان سکولار نباشد، یا در دانشگاه همه اش باید علم و دانش جدید آمده از آن طرف آب را تدریس کنید. به نظرم این کتاب، و این بخش آن، نوعی نفرت پراکنی علیه دانش جدید است، و اگر کسی در هر مقامی در مملکت از علم و ا همیت آن می گوید، بداند که با این روشها، هیچ گاه علم ترقی نخواهد کرد. فرهنگستان علوم و ریاست محترم آن هم بداند که با این رویه، ول معطل است و بهتر است فرهنگستان را هم به محلی برای تبدیل علوم تجربی سکولار به علوم تجربی ارزشی تبدیل کند. البته من هم با این شعارها آشنا هستم. ما می خواهیم علومی داشته باشیم که الهی باشد .... مگر ما نمی خواهیم؟ اما اینها چه ربطی به دانش تجربی جاری در دنیا دارد که یک جوی آن از ما نیست و همه ما مجبوریم بخوانیم. لااقل آن را تحریف نکنیم و دست بچه هایمان بدهیم. رئیس جمهور که روز اول مهر آن سخنرانی می کند، بهتر است بنگرد که زیردستان آو چگونه با عقل و روح و تربیت علمی بچه های ما بازی می کنند.  بنده کاری به دین و اخلاق در غرب ندارم، مقصودم علوم تجربی است که نباید این طور زیر دست و پای این عبارات نفرت پراکن نسبت به علم، له شود.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 مهر 1396 08:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 11 مهر 1396 10:42 ب.ظ نظرات ()

    «برنامه ی مدارس ما صحیح نیست. هنوز یک مدرسه با تمام ملزومات نداریم و مدرسه زیاد می کنیم و افاده چی ناقص می سازیم. از هر طبقه در مدارس قبول میکنیم و یک رقم تدریس، ادارات ما روز به روز پر می شود از اجزایی که طرف حاجت نیستند. چند سال است که مدرسه فلاحت داریم، یک نفر که به حقیقت فلاحت بداند تربیت نشده است. اگر هم ندرتا یکی چیزی آموخته است به آبادی ملک پدرش نپرداخته ... ممالک مترقی برای هر حرفه، نجاری آهنگری، خانه داری، آشپزی، خیاطی و غره مدرسه دارند. مدرسه باید کارآگاهان سربزیر بسازد نه مفسدان سر به هوا... این را هم بگویم علام به هرفنی بیش از حاجت، وجود معطله خواهد بود.»

    مهدیقلی خان هدایت (مخبرالسلطنه) خاطرات و خطرات، انتشارات زوار، 1375، چاپ چهارم، ص 57-58

    آخرین ویرایش: یکشنبه 9 مهر 1396 10:44 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 8 مهر 1396 09:58 ب.ظ نظرات ()

    Image result for ‫محسن حججی‬‎
    عکس تزئنی است
    این چند روز، پای منبرهای فراوانی نشستم. تحلیل های مختلف از عاشورا و رویدادهای آن بسیار متفاوت است. مهم نیست که استنادات تاریخی اینها، چه اندازه درست است؛ مهم این است که این افراد با مطالعات خود، برداشت هایی از عاشورا دارند و از مجموع آنها، در ذهن خود گزارشی گرفته، همراه با مسائل اجتماعی و سیاسی روز، مطالبی را ارائه می دهند. حالا فکر می کنم، به عدد خلائق منبری، تحلیل از عاشورا وجود دارد. البته از قبل هم این مسأله معلوم بود، اما هر بار، در ایام محرم، این مسأله ملموس تر خود را نشان می دهد. ما این وضعیت را در باره بسیاری از مسائل دینی داریم. در واقع، مراجع که منبر نمی روند تا حقایق را بگویند، چون محتاط اند، دانشگاهیان هم با توده های مردم سروکار ندارند و وظیفه شان هم تبلیغ دین نیست، می ماند جماعت اهل منبر که از رسانه های عمومی یا منابر مساجد و حسینیه ها، دین را معرفی می کنند. وقتی وضعیت تحلیل کربلا چنین متکثر و پراکنده و اغلب نامستند باشد، وضعیت تحلیل دین نیز شبیه این خواهد بود. این روال، بخشی از پروسه رشد افکار ساده دینی گسترده و طبعا کم عمق از معارف دینی در جامعه ماست، همانها که نمونه هایش را در کلیپ های خنده دار از منبری ها شاهدیم. 
    نکته دیگر این که بسیاری از اینها، وابسته به جریان های فکری خاصی هستند و به راحتی بر اساس برداشت های خود، به هدایت آن جریانها و تأثیر گذاری روی مردم می پردازند. وقتی در سطح جامعه، این رویه حاکم باشد، تصور کنیم چه وضعیت آشفته ای از نظر فکر دینی پیش می آید. در حال حاضر، علاوه بر منبری های روحانی مرد، هزاران راهنما و مرشد زن هم وجود دارد که بر اساس مطالعاتی که دارند و درسهایی که خوانده اند، و اغلب ضعیف تر از تحصیلات طلاب مرد است، در باره عاشورا و تطبیق آن بر روزگار ما و جایگاه این مفهوم و آن مفهوم، سخن می گویند. تقریبا هیچ مرکزی هم وجود ندارد که مطالب اینها را چک کند، و شاید اساسا این کار ممکن نباشد. در واقع کار می بایست از سرچشمه درست شود که آن هم تقریبا محال است. حالا اگر مداحان را هم که هم شعر می خوانند و هم سبک دارند و هم به فکر هنر هستند و هم دین و فرهنگ و سیاست، همه را با هم یک جا می خواهند در مسیر درست ـ به زعم خود ـ هدایت کنند، آن وقت، عدد خلائق در این زمینه، بیشتر هم می شود. 
    اما بالاتر از اینها، یعنی بدتر، این که زمانی کارهای جدی تری در باره عاشورا می شد، حالا آن کارهای علمی بسیار اندک شده است. بیشتر آثار، ادبیات عاشورایی است، گاهی هم گردآوری متون، متونی که هیچ کس نمی خواند، و هر کسی از اهل منبر، هرچه دل تنگش می خواهد می گوید. 
    ... واما امروز با یک اثر، از یک عالم بنام روبرو شدم، و از تحلیل های شگفتی که در باره عاشورا داشت، تعجب کردم. البته شاید شما تعجب نکنید، چون مذاق ها مختلف شده و دیگر «استناد» یا «درست» به معنای سنتی آن معنا ندارد؛ بلکه باید دید چه چیز به دل آدم می چسبد.
     ایشان در تحلیل عاشورا نوشته اند:
    «ما باید جریان برگشت و توبه بنی اسرائیل را مطالعه کنیم تا راه برگشت خودمان روشن شود. آنها حدود چند هزار نفر از خود را در حال اطاعت کشتند [اشاره به آیه: فتوبوا الی بارئکم فاقتلوا انفسکم] تا آن خطای شان جبران شد. الان هم این همه شهید که امت می دهد، در واقع کفّاره ی مسامحه ی روز عاشورا است. شاید مقداری از آن خون جبران شود. وفاداری این امت به امام زمان (ع) جبران آن بی وفایی است. این که از این امت، خون هایی ریخته می شود، و اسیر و مفقود الاثر می دهند، و دیگر مصائبی که در این راه تحمل می کنند، بسیار گران بهاست. فرصت، فرصت طلایی است. فرصت کفّاره این هزار و چند صد سالی است که امت نتوانسته است آن خون را جبران بکند. هزار سال دربدری کشیدن، مشکل را حل نکرد، ولی تحمل وفاداری در بیست سی سال (عمر انقلاب اسلامی) مسأله را حل می کند. در آن هزار سال، بلا به سمت مردم می آمد، ولی در این بیست سال مردم به سمت بلا می روند... این به استقبال شهادت رفتن که در این دوران شاهدش هستیم، هرچند مقدارش نسبت به هزار سال اندک است، اما تأثیرش بیشتر است».
    لطفا اگر وقت کردید، این متن را به چند جمله از یک تا ده، تفکیک کرده و در آن دقت کنید و ببینید نمونه ای از تحلیل های عجیب و غریب نسبت به عاشورا و وصل کردن آنها به روز چه سرنوشتی پیدا کرده است. خون این همه شهید که در نسلهای بعد از عاشورا ریخته می شود، کفاره گناه نسلی است که آن زمان آن خطا را مرتکب شدند، و اگر کسی از من بپرسد، وضع فعلیِ تحلیل ها و رفتار ما در ارتباط با عاشورا نسبت به بیست سال قبل تغییری کرده است یا نه، چه باید بگویم؟ آیا می توانم بگویم به دوره میانی قاجار و تحلیل های رایج آن دوره برگشته ایم؟ به نظرم چنین روالی خیلی هم طبیعی است، و از این هم پیش تر یعنی عقب تر خواهیم رفت، چرا که اصولا ـ و اولا ـ تفکر عقلی در میان ما ضعیف است. ثانیا این که حکومت ما مایل به تقویت این امور است، به هزار و یک دلیل، و یکی از آن دلایل این که به هر حال نشان می دهد  دیندار و حامی آنهاست. ثالثا این که نوع تربیت دینی ما اقتضای این امر را دارد، شرایط هم همین را می طلبد، اصلا حرفهای قدیم است که زنده می شود... و خیلی حرفهای دیگر.
    برگرفته از کانال حجه الاسلام رسول جعفریان
    آخرین ویرایش: شنبه 8 مهر 1396 10:01 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 16 شهریور 1396 01:36 ب.ظ نظرات ()
    http://wars-and-history.persiangig.com/image/photo_2017-09-06_19-46-40.jpg
    رمی جمرات در سال 1952... به تابلوی کوکاکولا دقت کنید.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 شهریور 1396 01:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 9 شهریور 1396 12:08 ق.ظ نظرات ()
    Image result for یزدی کاسترو
    ملی ـ مذهبی. ملغمه‌ای است از بلاهت و وقاحت.
    آرامش دوستدار در مصاحبه با مجله‌ی آرش 
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 شهریور 1396 12:11 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 45 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...