منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 30 مرداد 1396 09:43 ب.ظ نظرات ()

     

    دو روز است که روزنامه ی قانون ،و بسیاری از سایتهای اینترنتی، دهانه ی توپخانه ی خود را به سمت مدیر عامل محترم چسب هل ،آقای خلیل نظری، گرفته اند. ماجرا از آنجا آغاز شد که عکسی از صحنه ی نماز جماعت در این کارخانه در فضای مجازی منتشر شد که در پلاکاردی در پس زمینه اقامه ی نماز جماعت را اجباری اعلام کرده بود و تخطی از آن را مشمول جریمه ی نقدی....

    واکنش اولیه ،مطابق معمول، در شبکه های مجازی شروع شد. تجربه ی شخصی من نشان داده که حتی تحصیل کرده ترین افراد هم در شیر کردن و فوروارد کردن اخبار ،وقتی که به مزاجشان خوش نیاید/بیاید، کوچکترین تعللی نمی کنند. تکثیر وسیع این عکس ،و عکسهای بعدی از محیط این کارخانه، پای سایتهای خبری و روزنامه ها را هم به این معرکه بازکرد تا جایی که دل رسانه های معاند هم از این همه ظلم که به جامعه ی کارگری ایران می شود به درد آمد. از سوی دیگر قسمتی از یک نوشته در فضای مجازی دست به دست می شد که ادعا شده بود که آیین نامه ی انضباطی این کارخانه است.

    من به شخصه تا دیروز آشنایی با این کارخانه ومحصولاتش نداشتم. امروز که قضایا را برای یکی از دوستان فنی مطرح کردم ایشان تأیید کردند که محصولات این کارخانه کیفیت بالایی دارند و عنقریب است که بازار ایران را قبضه کنند. دوستانی که از دور/نزدیک دستی در آتش دارند می دانند که رقابت در بازار آشفته ی ایران تا چه حد سخت و دشوار است. کسی که می توانست/می تواند به راحتی پولهایش را تبدیل به دلار کند و به دبی و ترکیه ببرد در این وانفسای اقتصادی شروع کرده تا کسب و کاری را راه بیندازد. طبق آمارهایی که از اینترنت و روزنامه ها گرفته ام در این کارخانه در حدود 380 نفر مشغول به کار هستند. یعنی آقای نظری در حال حاضر نان در حدود 700 خانواده را تأمین می کند. همّت ایشان ستودنی است و شایسته ی تقدیر. ازدیگر سو باید بدانیم که اداره کردن این تعداد افراد نیاز به سختگیری های خاص خود را دارد و بدون این سختگیری ها مطمئن باشید که نام چسب هل را در کنار برندهایی مانند ارج خواهید یافت.

    حال غوغایی برپاشده که چه نشسته اید که ایشان حقوق کارگرانش را زیر پا گذاشته و با اجباری کردن نماز جماعت به حق آنان تعدی کرده است. به نظر من آقای نظری ،به عنوان یک فعال اقتصادی، این حق را داشته تا کارگرانش را بر اساس استانداردهای ذهنی خود گلچین کند. این حق در تمام دنیا برای تمام کارفرمایان محفوظ است. همان کشورهای غربی ،که دوستان وطنی چوبشان را دائم بر سر ما می کوبند، نیز به هر کسی اجازه ی هر کاری را نمی دهند. هفته ی پیش بی بی سی گزارشی منتشر کرد که در بعضی از شرکتهای غربی زنان موظف هستند ،به عنوان قسمتی از یونیفرم کاریشان، کفش پاشنه بلند بپوشند. این مسئله حتی در شرکتهایی که رنگ و بوی مذهبی دارند نیز صادق است. بسیاری از شرکتهای آمریکایی ،که متعلق به افراد مذهبی هستند، از دادن کار به آته ایستها خودداری می کنند. بسیاری از صاحبخانه ها از اجاره دادن خانه به غیرهمکیشانشان خودداری می کنند. حال ما به جای اینکه لحظه ای به ملاحظات مذهبی آقای نظری توجه کنیم شروع کرده ایم به خرده گیری که چنین است و چنان.... ایشان در مصاحبه ای اظهار کرده اند که اصلا این کارخانه را برای برپاداشتن نماز تأسیس کرده است. خوب واضح است که چنین کارفرمایی با چنین روحیه ای نمی تواند فرد بی نماز را تحمل کند. اگر از کارگران ایشان کسی اهل نماز نیست چه اجباری دارد که در این کارخانه بماند؟ از دید من آقای نظری ،تا جائیکه قانون را زیرپا نگذارند، می توانند در درون کارخانه ی خود هر آیین نامه ی انضباطی را اجرا کنند و هیچ کارگر ،یا مسئولی، تا زمانی که حقی از کسی ضایع نشده است حق دخالت در امور داخلی کارخانه ی ایشان ،و دیگر کارگاه های بخش خصوصی را ندارد. و البته واضح است که ملاک ضایع شدن/نشدن حق هم نه من هستم و نه شما بلکه قانون است و دادگاه و مراجع قانونی صالح.

    از سوی دیگر تمام کسانی که به این قضیه پرداخته اند تنها از یک جهت به داستان نگاه کرده اند. فی المثل روزنامه ی قانون  با یک روانشناس اجتماعی!!! به نام آقای عماری در این باره به بحث نشسته است ولی زحمت نداده تا صحت و سقم این قضیه را دست کم با یکی از کارکنان این کارخانه بررسی کند تا ببیند این کارخانه واقعا مانند کره ی شمالی اداره می شود یا خیر! نه در شبکه های اجتماعی، نه در سایتهای اینرنتی و نه در روزنامه ها خبری از کارکنان این کارخانه دیده نمی شود. علت هم بسیار ساده است. مصاحبه با کسی که در تهران نشسته است و از روی چند عکس و چند شایعه درباره ی دیگران قضاوت می کنند بسیار ساده تر است تا رنج سفر تا تبریز را به جان خریدن و مصاحبه با کارگران و کارمندان کارخانه ی چسب هل.

    از همه خنده دار تر آیین نامه ی انضباطی کذایی است که به قدری خنده دار است که جا داشت توسط مرحوم کیومرث صابری در ستون دو کلمه حرف حساب روزنامه ی اطلاعات منتشر می شد. و البته جالبتر اینکه روانشناس اجتماعی و روزنامه نویسان عزیز قانون همین آیین نامه ی تقلبی را معیار و اساس تجزیه و تحلیل های روانکاوانه ی خود از آقای نظری کرده اند.

    به هرحال.... خوشبختانه چند عکسی از این کارخانه و فضای داخلی آن منتشر شده است که من شما را به دیدن آنها و قضاوت ضخصیت آقای خلیل نظری از روی این عکسها دعوت می کنم. به نظر من برای قضاوت کرده روحیه ی آقای نظری همین عکسها کفایت می کند با این توضیح که فضای این کارخانه ،بر خلاف فضای تهوع آور و منفور بیشتر کارخانجات، شرکتها و ادارات دولتی، فضایی است زیبا، تمیز، منظم، آراسته و آرایش شده.... من مطمئن هستم این فضا بیشتر از فضای اتاقهایی که خبرهای مخالف خلیل نظری را هدایت می کنند موجب آرامش روحی افراد است. آیا روزنامه ها و سایتهایی که دو-سه روز است بی امان به خلیل نظری تاخته اند چنین فضایی برای کارکنانشان فراهم کرده اند؟ کسانی که بدون کوچکترین تحقیقی و بدون کوچکترین پرسشی دستشان را  بر روی دکمه ی فوروارد فشرده اند و سربازان بی جیره و مواجب این جنگ روانی شده اند اتاقهای منزلشان را به این زیبایی تزئین کرده اند؟ کدام اداره ی دولتی چنین آرایشی و محیطی را برای ارباب رجوعش تهیه دیده است؟

    من در این کشاکش نه طرفدار خلیل نظری هستم و نه طرفدار کارگرانش... اما به عنوان کسی که زمانی بیش از 20 کارگر در زیر دستم داشته ام می دانم که کار خلیل نظری و خلیل نظری ها سخت است و دشوار... اگر بوسه ای بر دستان چنین افرادی نمی زنیم دست کم چوب لای چرخشان نگذاریم.

    زنبور درشت بی مروت راگوی

     باری چو عسل نمی‌دهی نیش مزن

    رضا کیانی موحد

    30 مرداد 96

     

     

     

     

     

     

    آخرین ویرایش: دوشنبه 30 مرداد 1396 10:00 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 14 تیر 1396 12:21 ب.ظ نظرات ()
    Image result for ‫رسول جعفریان‬‎
    متن زیر از استاد رسول جعفریان ،استاد تاریخ در دانشگاه تهران والبته معمم، هستش که در کانال تلگرامشون منتشر کردند.... بخوانید و عبرت بگیرید: 
    امروز باز گرفتار کولر آبی بودم، کاری هم از پیش نبردم. دقت کردم، این یکی شکل و شمایلش عوض شده بود اما چون مجبور شدم بازش کنم، دیدم هیچ تغییری، بله هیچ تغییری نکرده است. جالب است که دیروز اعلام شد که بحث آب در کشور، بحث امنیتی شده است. آن وقت، در همین حال، این کولر آبی در کشور، بخش بزرگی از آب را تلف می کند. مطلب زیر را ششم تیرماه نود و سه نوشتم:
    از هفتاد سال قبل که کولر آبی در ایران رواج یافته، تا به امروز، ظاهر و باطنش هیچ گونه تغییری نکرده است. این دستگاه آب پاش یا به عبارتی آب حروم کن، همچنان با همان سیستم قدیمی کار می کند. طی این سالها نه در مصرف آب آن صرفه جویی شده و نه در برق و نه حتی شکل و شمایل آن و نه صدایش.
    به نظر شما نام این جمود در یک صنعت ساده را چه می توان گذاشت؟ این که ما  یک کولر آبی را هفتاد سال نگاه داشته ایم، بدون آن که شرکت یا شرکت های سازنده سر سوزنی تغییر در آن بدهند، این چه معنایی دارد؟ ناتوانیم، نمی خواهیم، فکر نمی کنیم. قانعیم ... چی؟
    حال به کولر های گازی جدید کره ای نگاه کنید که در طول کمترین زمان، چندین نسل عوض کرده و فقط طی این پنج سال گذشته، چندین تغییر مهم به لحاظ کیفیت، مصرف برق، ایجاد سرمایش یا گرمایش، اندازه و... در آن ایجاد شده است. این تمدن با آن تمدن چه فرقی دارد؟
    این در حالی است که ما معتقد هستیم علوم اولین و آخرین را در اختیار داریم، و در این زمینه، اظهاراتی از ما سر می زند که مرغ هوا هم از آن خنده اش می گیرد. گویی تمام عالم نیازمند معلومات ما هستند. فقط این سخن مهم ترین سخنران ما را در طول 35 سال گذشته  نگاه کنید:  .... رئیس ستاد ... با بیان این که یکی از مهم ترین دغدغه هایی که در عرصه تبلیغ وجود دارد کم توجهی به عرصه تفسیر است افزود: باید برای همه وزرات خانه ها یک کتاب تفسیر نوشته شود. به عنوان مثال بنده برای مسأله راه و ساختمان 500 آیه تفسیری گردآوری کردم که به حالات مختلف ساختمان و ویژگی های یک ساختمان از نظر اسلام می پردازد که تاکنون کمتر به آن توجه شده است (خبرآنلاین)
    اگر در قرآن پانصد آیه در باره راه و ساختمان باشد، طبعا با این همه تخصص های متنوع، باید چند آیه در باره هر یک از مسائل تخصصی و علمی موجود در عالم در قرآن آمده باشد؟ 
    سالها با دادن این امید به مردم که همه علوم از متون دینی استخراج می شود، هم به حیثیت دین لطمه زدیم و هم در عمل با تعطیل کردن عقل مردم کاری از پیش نبردیم. اگر هم در جایی اقدامی در جهت پیشرفت صورت گرفته، جایی بوده که مسیر علمی زندگی بشر که همان عقل خدادادی است، توانش را به کار انداخته و کاری انجام داده است.
    حالا با این تمدن کولر آبی چه کنیم؟
    رسول جعفریان
    پی نوشت: ایشان بسیار آدم روشن و خوش فکر و با مطالعه ای هستند که توصیه می کنم نوشته هایشان را با دقت بخوانید البته اگر به تاریخ علاقه دارید. 
    آخرین ویرایش: جمعه 23 تیر 1396 01:15 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:09 ب.ظ نظرات ()
    Image result for ‫روحانی حسن‬‎
    آنهایی که من را می شناسند می دانند که من اصلا با روح دموکراسی، مخصوصا این نوعش که در ایران هست، مخالف هستم. به هرحال در حال حاضر این تنها ابزاری هست که در اختیار من و شما هست که اندکی در وضعیت سیاسی خود دخیل باشیم. به همین دلیل ناچارا!!! امسال به حاج حسن روحانی رای می دهم هرچند که بر سیاستهای اعمال شده توسط دولت ایشان نقد جدی دارم. به شما هم توصیه می کنم که واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا.
    همین دیگه....
    مجموعه یادداشت های من در باب دموکراسی:

    آخرین ویرایش: دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:18 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:07 ب.ظ نظرات ()
    ymlitaies
    هرکسی گفت چرا باید لهستان توی این لیست از ایران و اوکراین بالاتر باشه جایزه داره؟
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 فروردین 1396 07:10 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 19 فروردین 1396 07:00 ب.ظ نظرات ()
    من همیشه از وقتی بچه بودم دوست داشتم بدانم که کلید چگونه یک قفل را باز می کند. اما متاسفانه با دیدن فیلم زیر هنوز هم مسئله برایم ثقیل است. با هم ببینیم:
    [http://www.aparat.com/v/9SlYs]
    آخرین ویرایش: جمعه 18 فروردین 1396 09:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 فروردین 1396 08:45 ق.ظ نظرات ()
    دانلود آهنگ لیلی از بلک کتس
    شبکه ی معظم جم ( به کسر جیم) برای سال تحویل برنامه ی مخصوصی تدارک دیده بود که به قول فیلم 3 گروهبان: رقص و موسیقی و تیراندازی....
    تا این لحظه خوشحال کننده ترین خبری که در عمرم شنیدم برآمده از این برنامه ی ویژه ی سال تحویل است. این خبر آنقدر مهم و تکان دهنده است که گفتم بقیه دوستان که شاید در زمان سال تحویل در حال دیدن شبکه ی پویا و یا تماشا بوده اند را هم در جریان آن بگذارم. اما خبر:
    هنرمند معروف آقای شهرام شپره مهمان ویژه ی برنامه ی شبکه ی جم بودند و در این برنامه رسما اعلام کردند که نسل خانواده ی شپره (به حول و قوه ی الهی) تا چند سال دیگر منقرض خواهد شد و این خانواده معظم را مانند دانیاسورها فقط می توان در موزه ها دید. خوب با توجه اینکه ایشان و برادر بزرگوارشان ،شهبال شپره، از مزخرفترین آدمهای روی کره ی زمین هستند و البته دستپروده هایشان هم در مزخرف بودن دست کمی از خودشان ندارند (از پیروز و کامران و هومن بگیر تا این ان وگه های جدید) ما خداوند متعال را شاکریم و به حق 5 تن دعا می کنیم که این 3 برادر باقیمانده از خاندان شپره زودتر سرشون را بگذارند زمین و بخوابند و دیگر بیدار نشوند بلکه جامعه ی هنر ایران یک نفسی از دستشان بکشد.
    آمین
    پی نوشت: برای اینکه دوستان توجیه بشوند که شهرام و شهبال شپره چه جرثومه های فسادی هستند من یکی از شاهکارهایشان را در اینجا خدمت دوستان تقدیم می کنم. ملاحظه بفرمایید:

    لیلی مال من لیلی مال تو
    لیلی مال من لیلی مال تو
    لیلی مال من لیلی مال تو
    لیلی مال من لیلی مال تو
    لیلی نامهربون… لیلی مال من لیلی لیلی مال تو
    لیلی برگ خزون… لیلی مال من لیلی لیلی مال تو
    لیلی لیلی عاشقت شدم… لیلی مال من لیلی لیلی مال تو
    لیلی من نفهمیدم… لیلی مال من لیلی لیلی مال تو
    لیلی عمرم تموم شد جوونه ی عشقم حروم شد
    لیلی بهار قلبم تو باغ چشمات خزون شد
    وقتی که غصه داشتی
    سر روی شونم گذاشتی
    از این دل عاشق من
    اما خبر نداشتی
    لیلی تو که منو دوست نداشتی
    چرا سر به سرم گذاشتی
    لیلی تو که منو دوست نداشتی
    چرا پا رو دلم گذاشتی
    لیلی تو که منو دوست نداشتی
    چرا سر به سرم گذاشتی
    لیلی تو که منو دوست نداشتی
    چرا پا رو دلم گذاشتی
    لیلی مال من لیلی مال تو
    لیلی مال منو تو و یه دنیا
    لیلی مال من لیلی مال تو
    لیلی مال من لیلی مال تو
    لیلی مال منو تو و یه دنیا
    لیلی مال من لیلی مال تو
    What are you doing this is me baby
    لیلی نگو نه نگو دوسش داری
    چرا روی قلبش پا میزاری
    بگو چرا میری اونو تنها میزاری
    مگه اخه تو سینه تو دل نداری
    لیلی لیلی لیلی نامهربون
    همش تو فکر نام و نشون
    قدر محبتو نه نمیدونی
    لیلی تو خیلی جوونی
    لیلی عمرم تموم شد جوونه ی عشقم حروم شد
    لیلی بهار قلبم تو باغ چشمات خزون شد
    وقتی که غصه داشتی
    سر روی شونم گذاشتی
    از این دل عاشق من
    اما خبر نداشتی
    لیلی تو که منو دوست نداشتی
    چرا سر به سرم گذاشتی
    لیلی تو که منو دوست نداشتی
    چرا پا رو دلم گذاشتی
    لیلی تو که منو دوست نداشتی
    چرا سر به سرم گذاشتی
    لیلی تو که منو دوست نداشتی
    چرا پا رو دلم گذاشتی
    لیلی مال من لیلی مال تو
    لیلی مال منو تو و یه دنیا
    لیلی مال من لیلی مال تو
    say why
    لیلی مال من

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 فروردین 1396 08:57 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 45 ... 3 4 5 6 7 8 9 ...