منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 14 بهمن 1395 04:55 ق.ظ نظرات ()
    خال مهرویان سیاه و دانه ی فلفل سیاه
    هر دو سوزانند اما این کجا و آن کجا
    زمانی که ترامپ کارزار انتخاباتی خود را شروع کرد بسیاری در ایران او را پوپولیست خواندند و با دکتر احمدی نژاد مقایسه کردند. من چون معنای دقیق "پوپولیست" را نمی دانم پس کاری هم به حرف این دوستان ندارم ولی وقتی منش ترامپ را با احمدی نژاد مقایسه می کنم شباهت زیادی بین آنها نمی بینم. در حالیکه احمدی نژاد سعی می کرد خود را ناجی تمام دنیا نشان دهد و ادعا می کرد که برای تمامی مشکلات بشریت راه حلی در آستین دارد ترامپ بر روی آمریکا تمرکز کرده و می گوید تا نتوانیم آمریکا را نجات بدهیم نباید در کشورهای دیگر پول خرج کنیم. به همین دلیل به زور هم که شده از خروج سرمایه های آمریکایی جلوگیری کرد. در حالیکه احمدی نژاد بزرگترین افتخارش تأسیس کارخانه ی تولید خودرو در ونزوئلا و ....بود ترامپ از تولید خودروی برند آمریکایی در مکزیک و دیگر کشورها جلوگیری به عمل می آورد. اینکه این کار ترامپ از دیدگاه علم اقتصاد صحیح است یا غلط را البته باید دیگر دوستان که در علم اقتصاد دستی دارند نظر بدهند اما فقط خواستم نشان دهم که مقایسه ی بین این دو نفر چندان هم درست نیست.
    از طرفی احمدی نژاد خودش بچه هیأتی است و در مکتب مدیریتی سپاه پاسداران (بریز و بپاش و نتیجه نگیر) رشد کرده. در نیتجه او نه ارزش پول و سرمایه را می دانست و نه بلد بود که از آن چگونه استفاده کند. تنها فکراقتصادی او این بود که پول چاپ کنیم و در دست وبال ملت و ارگانها ونهادها و ادارات بریزیم تا خودشان مشکل خود را حل کنند. اما ترامپ شاید پولش را از ارث پدری به دست آورده باشد اما همینکه این بادآورده را به باد نداده نشان از شم تجاری او دارد. به هرحال هزاران نفر در جایگاه ترامپ بوده اند و ارث بابا را به فنا دادند. ترامپ ،برخلاف احمدی نژاد، پول دوست و پول پرست است و می داند که چگونه و کجا پول خرج کند/نکند. او آنقدر حساب گر است که ادعا می کند برای دفاع از مرزهای آمریکا باید یک دیوار بسازد و هزینه اش را هم باید مردم مکزیک باید بدهند. چگونه می توان این محاسبات ترامپ را با لشکرکشی بی اسرانجام احمدی نژاد به عراق و سوریه مقایسه کرد؟
     برای مطالعه ی بیشتر خواندن لینکهای زیر توصیه می شود:
    تهدید توییتری ترامپ درباره ی سرمایه گذاری این شرکت در مکزیک،  انصراف فورد
    از سرمایه گذاری در مکزیک، انصراف کرایسلر از سرمایه گذاری در مکزیک
    رضا کیانی موحد
    14 بهمن 95


    آخرین ویرایش: جمعه 18 فروردین 1396 09:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 10 بهمن 1395 07:00 ق.ظ نظرات ()
    http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922/photo17.jpg


    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B4%DB%B5.jpg

    هر سال به اواسط آبان ماه که می رسیم بحث آلودگی هوای تهران و شهرهای بزرگ رسانه ای می شود و این بحث تقریبا 2-3 ماهی ادامه دارد تا سال دیگر. تصویر بالا عکسی است که در اواسط آبان و تصویر پایین در اوایل بهمن ماه از نیروگاه شهید منتظر قائم در نزدیکی قزوین گرفته ام. دودی خروجی از دودکش نیروگاه به وضوح در عکس دیده می شود. حال سوال این است که چرا به جای نصب دستگاه های تصفیه هوا بر خروجی چنین مراکز صنعتی و یا اجبار تولید کننده های بخاری های گازی و نفتی... به تولید بخاری هایی که آلایندگی کمتری داشته باشند و یا اجبار کارخانجات تولید خودرو به تولید خودروهای استاندارد چرا مدارس تعطیل می شوند؟ یعنی هزینه ی ناشی از تعطیل کردن یک کارخانه که هوا را آلوده می کند بیشتر از هزینه ی های بهداشتی تحمیل شده به مردم است؟ ظاهرا آلودگی هوا به گونه ای اذهان بعضی از مسئولان عزیز را آلوده کرده که دیگر رمقی برای یک برنامه ریزی صحیح و اصولی ندارند....
    خداوند خودش رحم کند.....

    آخرین ویرایش: جمعه 1 بهمن 1395 12:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 6 بهمن 1395 04:16 ق.ظ نظرات ()
    بعداز پلاسکوگریه نکردم! فقط چهار تصمیم گرفتم

    پلاسکو حادثه وحشتناکی بود. تصور اینکه تنی چند از هموطنانت در زیر آوار بماند و احتمال زنده ماندنش را هم بدهی اما بدانی که دمای آن جا تا 600 درجه هم خواهد بود ترسناک است.
    اما بعد از پلاسکو نه بغض کردم و نه تحلیل کردم. تحلیل های جامعه شناسی یا سیاسی (که فضا پر بود از تحلیل های متفاوت و گاه عجیب سیاسی و اجتماعی). من فقط چهار تصمیم گرفتم:

    تصمیم اول: تصمیم گرفتم در انتخابات شورای شهر بعدی حتما رای بدهم. با مطالعه خوبی هم رای بدهم. به هیچ ورزشکار و هنرمندی فقط به خاطر شناخته شده بودنش هم رای ندهم. معیار من توانایی باشد و نه شهرت و محبوبیت. شهر تهران نیازمند سلبریتی های بی سواد نیست بلکه نیازمند تحصیل کردگان مجربی است که در حوزه خدمات شهری، ترافیک، محیط زیست، معماری، مدیریت، امور فرهنگی و اجتماعی تجربه دارند. افراد واجد شرایط را به نامزدی در انتخابات شورای شهر تشویق خواهم کرد.
    چه اینکه اگر آدم هایی که به شورای شهر می فرستیم، سالم نباشند،آنقدر در شهرداری تهران رانت ریخته است که وقتی که برای لفت و لیس می گذارند، زمانی برای رسیدگی به شهر برای آنان باقی نمی گذارد و اگر سالم باشند اما بی سواد و بی تجربه که منجر به سیاست های غلط خواهد شد.
    تصمیم دوم: هیچگاه هیچگاه با بدبختی دیگران عکس نندازم. و مهم تر از آن هیچگاه به خاطر سلفی گرفتن با بدبختی دیگران، مانع امدادرسانی نشوم.

    تصمیم سوم: بابت ادای دین به عزیزان آتش نشان و به احترام شهدای حادثه پلاسکو، همچون سال های قبل در مراسم چهارشنبه سوری، مواد منفجره را تحریم کنم و علاوه بر اینکه روال سال های قبل را ادامه دهم دست کم این پیام را برای ده نفر ارسال کنم که بگذاریم انها به جای آماده باش در خیابانها در کنار خانواده خود در آرامش و سلامت باشند.

    تصمیم چهارم: تصمیم گرفتم کمی بیشتر در مورد ایمن سازی ساختمان، امنیت، کمک های اولیه، بیمه بدانم. متاسفانه در زمان ما آموزش و پرورش و آموزش عالی آنقدر مطالب «مهم» داشتند و ارایه می دادند که هیچگاه فرصت نشد به مسایل کم اهمیتی مانند کمک های اولیه، ایمن سازی و امنیت و بیمه پرداخته شود. دست کم سعی می کنم پسرم از این امور چیزهای بیشتری بداند.

    نکته پایانی:

    این پلاسکو نبود که فرو ریخت. این ما بودیم که آوار شدیم.
    این بی توجهی ما بود نسبت به اهمیت مدیریت شهری
    این خودخواهی زشت ما بود در سلفی گرفتن
    این عدم توجه ما بود به امنیت و ایمنی و بیمه
    این ما بودیم که آتش گرفتیم و فرو ریختیم.
    گریه نکنیم، تغییر کنیم!

    دکتر مجتبی لشکربلوکی
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 بهمن 1395 08:18 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 5 بهمن 1395 04:38 ب.ظ نظرات ()
    Cosmos-954 scheme.png
    39 سال قبل و درچنین روزی، ماهواره جاسوسی کاسموس-954 با موتور هسته ای خود سقوط کرد و ابری از ذرات رادیواکتیو را در آسمان کاناد پخش کرد. بازیافت این قطعات آن توسط کانادایی ها و آمریکایی ها در طی دو مرحله و جمعا 10 ماه طول کشید و کانادایی ها خسارتی در حدود 6 میلیون دلار از روسها طلب کردند. در نهایت روسها با پرداخت 3 میلیون دلار سر و ته قضیه را هم آوردند.
    خواستم بگویم که اگرچه بعضی چیزها حق مسلم ما هستند و غیر قابل مذاکره؛ اما بد نیست که در داشتن چنین حقوقی بیشتر دقت کنیم. به ویژه که خیلی هم از نظر ایمنی وضعیت خوبی در کشور داریم.
    آخرین ویرایش: سه شنبه 5 بهمن 1395 04:52 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 3 بهمن 1395 11:55 ق.ظ نظرات ()
    دوستانی که سالهاست میهمان ما هستند می دانند که روال ما این بوده است که هفته ای یک مقاله ی مهم (معمولا در پنجشنبه یا جمعه) پست می کنیم و یک مقاله ی کمتر مهم (در ابتدای هفته و عموما یکشنبه).... اما اگر متوجه شده باشید مدتی است که اینجا از رمق افتاده و روال معمول به همریخته است. این مسئله که چرا این وبلاگ/وبسایت مدتی است به صورت بی رمق و کجدار و مریض به حیات خود  ادامه می دهد معلول چند علت است که از قضای روزگار به صورت دفعتا و با هم حادث شده اند:
    الف- شاهوی عزیز به دو علت از همکاری با ما دست کشیده اند. علت اول اینکه ایشان با نظرات ما درباره ی مسائل مربوط به جنگهای داخلی عراق و سوریه موافق نبودند و ما را مغرض و متعصب می شماردند و دوم (و مهمتر) اینکه ایشان به شدت درگیر تحصیلات تکمیلی خود بودند که انشالله به زودی تمام خواهد شد.
    ب-محمدحسین عزیز هم درگیر تحصیلات تکمیلی و پایان نامه و این حرفها است و امیدی بهش نیست.
    ج- منهم از پارسال (مهرماه) تصمیم به ادامه ی تحصیل گرفتم و درگیر کنکور سراسری بودم و اکنون هم که اینجا نشسته ام به تازگی امتحانات پایان ترم اول را پشت سرگذاشته ام و واقعا در این ترم فرصت سرخاراندن هم نداشتم چه برسد به مقاله نوشتن و ترجمه کردن.
    پس، خبر بد اینکه با این اوضاع و احوال اگر ما را از دانشگاه اخراج کردند که در خدمت شما عزیزان خواهیم بود.... اما اگر سنگر علم و معرفت ما را همچنان طالب بود بعید است که فرصت کنم سرفرصت اینجا را سر بزنم و فقط گاه گداری بتوانم مطالبی در اینجا قرار بدهم.
    اما خبر خوب اینکه چون در حال حاضر در رشته ی تاریخ ادامه ی تحصیل می دهم می توانم هر چیزی را که اساتید در سر کلاس گفتند به اینجا منتقل کنم. البته تاریخ علم شاید با تاریخ نظامی گری چندان شباهتی نداشته باشند اما اگر فرصت بدهید علاقمند خواهید شد... پس تا چند روز دیگر منتظر تتبعات علمی اینجانب باشید.
    فعلا به صورت دست ،و برای اینکه احساس غبن به شما عزیزان دست ندهاد، به نقد خدمت شما عرض کنم که بر اساس درسگفتارهای دکتر کرامتی عزیز نهادی به نام بیت الحکمه از بیخ و بن وجود نداشته و افسانه ای بیش نبوده است و این خبرها نبوده که خلفا برای ترجمه ی کتابهای یونانی به زبان عربی کرور کرور دینار و درهم خرج کرده باشند.  برای مطالعه ی بیشتر به اینجا رجوع کنید باشد که رستگار شوید.
    آخرین ویرایش: جمعه 1 بهمن 1395 12:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 28 دی 1395 12:33 ب.ظ نظرات ()


    رضا کیانی موحد


    http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922/omavi2.jpg

    بنی امیه

    بنی امیه از قبایل عرب هستند که زیرشاخه ی قبیله ی قریش به شمار می روند. این قبیله از نظر سیاسی رقیب اصلی بنی هاشم در مکه محسوب می شد. بنی هاشم مناصب سقایت و رفادت را در مکه در دست داشت. از میان فرزندان امیه حرب پدر ابوسفیان و ابوالعاص جد عثمان و مروان حکم به شمار می رفتند.

    ابوسفیان

    در زمان ظهور اسلام ابوسفیان مهمترین شخصیت بنی امیه بود و به کار بازرگانی اشتغال داشت. او پس از نبوت حضرت محمد(ص) به مخالفان حضرت پیوست و پس از کشته شدن یکی از پسرانش در جنگ بدر در جنگ احد فرماندهی سپاه مشرکین را برعهده گرفت. او پس از رحلت پیامبر از مخالفان سیاسی ابوبکر بود اما چندان به دشمنی عملی با ابوبکر بپرداخت و فرزندانش یزید و معاویه در زمان خلافت عمر به امارت شام دست یافتند.

    بنی امیه در خلافت عثمان

    در زمان خلافت عثمان(که از بنی امیه بود) قدرت سیاسی بنی امیه گسترش زیادی پیدا کرد و وابستگان بنی امیه در بسیاری از شهرها به ولایت رسیدند و دارایی فراوانی جمع کردند.

    با خلافت حضرت علی(ع) دشمنی بنی امیه با بنی هاشم بیشتر شد و سران قدرتمند بنی امیه در برابر حضرت شورش کردند که مهمترین و قدرتمندترین آنان معاویه پسر ابوسفیان بود که در زمان عمر و عثمان والی شام شده بود و از فرمان عزل حضرت به بهانه ی خون خواهی عثمان سرباززد و در جنگ صفین روبروی حضرت علی(ع) صف آرایی کرد.

    خلافت معاویه

    پس از واقعه ی حکمیت و صلح امام حسن(ع) عملا معاویه حاکم تمام سرزمینهای اسلامی شد و پس از امام حسن(ع) به نفع پسرش یزید از مسلمانان بیعت گرفت و توانست خلافت اسلامی را تبدیل به یک امپراطوری موروثی بکند. معاویه را می توان اولین خلیفه ی اموی جهان اسلام بشمار آورد.

    پس از اینکه پایه های حکومت معاویه محکم شد او به فتوحات در شمال آفریقا، شرق ایران و فلات آناتولی ادامه داد و سرزمینهای زیادی را فتح کرد.

    خلافت یزید

    پس از مرگ معاویه پسرش یزید وارث خلافت اموی شد. در زمان او شورشها و قیامهای زیادی اتفاق افتاد از جمله واقعه ی عاشورا و قیام عبدالله بن زبیر در مکه.

    انتقال به مروانیان

    پس از مرگ یزید پسرش معاویه ی دوم و پس از مدت کوتاهی مروان حکم به خلافت رسید و خلافت اموی از شاخه ی سفیانی به شاخه ی مروانی (64ه.ق) انتقال یافت. یکسال بعد مروان مرد و خلافت به پسرش عبدالملک رسید که هنوز درگیر قیام ابن زبیر بود. سرانجام سردار او حجاج بن یوسف توانست در سال 73 شورش ابن زبیر را سرکوب کند. حجاج در دوران عبدالملک و ولید بن عبدالملک مهمترین شخصیت حکومت اموی محسوب می شد و با خشونت توانست تمامی سرزمینهای اسلامی را آرام کند. در دوره عبدالملک برای اولین بار دفاتر دولتی بجای فارسی به زبان عربی نوشته شد و امویان برای اولین بار در تاریخ اسلام به ضرب سکه پرداختند.

    در زمان ولید فتوحات اعراب به شدت دنبال شدند. پس از مرگ ولید حکومت اموی به سلیمان برادر کوچکترش رسید. پس از آن چند نفر از خلفا به خلافت رسیدند که اهمیت چندانی ندارند تا در سال 105ه.ق خلافت به هشام بن عبدالملک رسید. او اصلاحات زیادی را آغاز کرد تا پایه های قدرت اموی را دوباره محکم کند و نظم و رونق را بازگرداند. در زمان او قیام زیدبن علی(ع) در کوفه سرکوب شد.

    با مرگ هشام (125ه.ق) خلافت به ولیدبن یزید(دوم) رسید که در دوران او حکومت اموی رو به افول نهاد. در نهایت مروان در سال 132 مروان دوم به خلافت رسید اما قیامهای مخالفین حکومت اموی یکی پس از دیگری امویان را ضعیف و ضعیفتر کردند تا جایی که ابومسلم خراسانی توانست خراسان را از امویان بگیرد و با کمک ابوسلمه ی خلال توانستند سپاهیان اموی را شکست داده(132ه.ق) و با ابوالعباس سفاح به عنوان اولین خلیفه ی عباسی بیعت کنند.

    در میان بازماندگان امویان عبدالرحمان بن معاویه(نوه ی هشام بن عبدالملک) به اندلس رفت و حکومت امویان را در آنجا ادامه داد.

     http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922/omavid.jpg

     

    آخرین ویرایش: سه شنبه 21 دی 1395 12:35 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 45 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...