منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 18 فروردین 1390 10:09 ب.ظ نظرات ()
    مرزبان بی گناهی که بر روی مین به جا مانده در منطقه مرزی خرمشهر رفته است و

    منتظر امبولانس می باشد، هنوز نفهمیده
    است که پایش را از دست داده است و می خواهد

    بلند شود... با
    توجه به لهجیه انها به نظر لر می اید.


    "ابراهیم! داغٌم...ممد...داغُم،هاشمی!...داغٌم! جناب سرگرد! داغُم، آب بدین"


    برای مشاهده بر روی کلمه دیدن کلیک فرمایید. +18
    دارای تصاویر دردناک و غمناک
     

    لحظات سخت و ناراحت کننده یک مرزبان  که در حین پاسداری از
    مرزهای میهنمان به

    روی مین رفته و 2 پای خود را از دست داده و به
    شهادت می رسد.  مینی که  یادگار 8

    سال جنگ تحمیلی عراق به
    ایران است . مینی که بیش از 20 سال در کمین ماند تا

    بالاخره وظیفه
    خود را انجام داد. مینی که نه اتش بس می شناسد نه صلح. تنها شکار کردن

    و پاره پاره کردن را اموخته است، اموخته است بدرد حتی
    سالها بعد از نبرد،پیر و جوان

    نمی شناسد، از هر رده سنی و صنفی
    که می خواهد باشد. دوستدار خیلی از فرماندهان و

    دیوانگان قدرت
    طلب سیاسی است. مدیون انهاست، هر جا پست نگهبانی داشته باشد

    مادام العمر کشیک می دهد ، نه اب می خواهد نه غذا؛ حتی
    نیاز به خواب هم ندارد!
     
    ترحم نمیشناسد، یا پایی را قطع می کند یا
    بدنی را پاره پاره!

    مینهای به جا مانده از جنگها هر ساله عده ای زیادی از انسانها را
    قربانی می کنند. که اکثر

    این افراد غیر نظامی نیز هستند. هزینه
    تولید هر مین چیزی در حدود 4 دلار است اما

    خنثی سازی هر مین
    چیزی در حدود 300 تا یک 1000 دلار می باشد و این جدا از مقدار

    زمان مصرفی بیشتر برای خنثی سازی نسبت به کاشت ان و  همین
    طور ریسک جانی

    بیشتر خنثی سازی نسبت به کاشت ان است.
    با گذشت سالهای طولانی از پایان جنگ و

    پاکسازی مداوم زمینها
    ،هنوز چیزی حدود 16 میلیون مین خنثی نشده در ایران موجود

    است
    و سرزمینهای وسیعی در غرب و جنوب کشور الوده مانده است.این ویدئو نشانگر

    مظلومیت مرزبان بی گناهی بود که قربانی سلاحی
    شد که 2 دهه قبل توسط دشمنی که

    امروزه دیگر نیست کاشته
    شده بود. اما دشمنی که تنها کاشته بود. هنوز تولید کنندگان و

    سیاستگزاران استفاده از این مینها و مقصران اصلی ازادانه به کار خود
    ادامه می دهند. 

    سرمایه داران و جنگ طلبانی که تنها منتظر جرقه
    ای برای شروع جنگی جدید هستند تا

    جیبهای خود را بیشتر پر نموده
    و امیال خود را به پیش ببرند.

    به امید نابودی تمام مینها و جلوگیری از تولید انها.


    محمدحسین پاز

    ایا تا به حال بخش جنگ موزیک ما را مشاهده کرده اید؟  برای دیدن ان در سمت راست وبلاگ درقسمت صفحات جانبی  جنگ موزیک را گوش فرا دهید!
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 فروردین 1390 10:45 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 23 اسفند 1389 11:25 ق.ظ نظرات ()

    داشتن سلاحی که به صحنه نبرد فرستاده شود و بدون نیاز به دخالت انسان، خود به خود دشمن را یافته و نابودکند آرزوی هر فرمانده ای است. پیشرفتهای تکنولوژی، این گونه رویاها را به واقعیت نزدیک و نزدیک تر کرده است. آیا فیلمهای علمی-تخیلی در آینده نزدیک به واقعیت خواهند پیوست؟

    پس زمینه تاریخی

    استفاده گسترده از عنصر زرهی پایه اساسی آموزه پیمان نظامی ورشو در زمان جنگ

    سرد را تشکیل می داد. بر اساس این آموزه، در صورت وقوع جنگ بین دو بلوک

    قدرت امواج زرهی باید یکی پس از دیگری خاک اروپای غربی را درمی نوردیدند.

    کشورهای غربی -به ویژه آمریکا- برای مقابله با این آموزه به توسعه سلاح های

    گوناگونی پرداختند. هدف اصلی از ساخت این سلاح ها مبارزه با تانکهای بیشمار پیمان

    ورشو با استفاده از حداقل نفرات و امکانات بود. کشورهای غربی قصد داشتند که کمبود

    ادوات زرهی و نفرات خود را با استفاده از تکنولوژی پیشرفته جبران کنند تا با کمترین

    تلفات بیشترین آسیب را به دشمن وارد کنند. از میان سلاح هایی که در آن دوره توسعه

    یافتند می توان به هواپیمای پشتیبانی نزدیک "آ10 تاندربولت"، هلیکوپترهای "کبری" و

    "آپاچی"، موشکهای "تاو"، "ماوریک" و "هلفایر" اشاره کرد. تکنولوژی مدرن به

    فرماندهان ناتو اجازه می داد تا به جای استفاده از تاکتیهای سنتی و روشهای غیرفعال

    مانند ایجاد میدانهای بزرگ مین و یا ساخت خطوط دفاعی، با تاکتیهای مدرن تر و

    فعالتری با برتری زرهی پیمان ورشو به مقابله برخیزند.


    تاکتیکهای ضدزرهی غربی در ابتدای جنگ ایران و عراق به خوبی قابلیتها و توانایی

    های خود را نشان دادند. هوانیروز ایران که به هلیکوپترها و موشکهای غربی مجهز

    شده بود و خلبانهای آن از تاکتیکهای غربی استفاده می کردند توانستند با کمترین هزینه

    جلوی هجوم لشکرهای زرهی عراق را سدکنند.


    در ابتدای دهه هشتاد نیروی هوایی آمریکا برای توسعه موشکهای "آ جی ام-124" دست

    به ساخت بمبهای خوشه ای "بی ال یو-101" زد. این بمب به 3 حسگر صوتی مجهز

    بود که می توانستند حرکت تانکها را از فاصله 150 متری تشخیص دهند. بی ال یو-101

    پس از رسیدن به ارتفاع مناسب ازسطح زمین بچه بمبهای خود را رها می کرد. این بچه

    بمبها -که شکلی مانند قوطی واکس داشتند- با استفاده از حسگرهای حرارتی خود به

    تانک حمله می کردند.


    پروژه بی ال یو-101 در سال 1987 به دلیل پرهزینه بودن لغو شد ولی بچه بمبهای آن

    بعدها در پروژه "بی ال یو-108" بکارگرفته شدند.



    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 اسفند 1389 10:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3