منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 14 خرداد 1390 10:40 ق.ظ نظرات ()

    نورالنسا دختری 25 ساله، ساکت، خجالتی، حساس و رؤیاپرداز بود. او از پدری هندی و مادری آمریکایی به دنیا آمده بود. پدر او از نوادگان تیپوسلطان بود و در کشورهای اروپایی به تدریس موسیقی اشتغال داشت. زمانی که جنگ جهانی دوم شروع شد نورالنسا در پاریس زندگی می کرد و به سرودن شعر و نوشتن کتاب برای کودکان اشتغال داشت. با حمله آلمان به فرانسه او به همراه خانواده اش به بریتانیا فرارکرد اما جنگ دست از سر او برنداشت.

    نورالنسا در پاییز 1940 به نیروی هوایی بریتانیا پیوست. 3 سال بعد او به سرویس مخفی ملحق شد تا به فعالیتهای نهضت مقاومت فرانسه کمک کند. در این زمان او نام خود را به "نورابیکر" تغییر داد ولی در طول جنگ به نورعنایت خان یا عنایت خان مشهورشد. به دلیل استعداد زیاد و تسلطی که نورالنسا در زبان فرانسه داشت تصمیم گرفته شد تا به عنوان یک جاسوسه او را به فرانسه بفرستند.

    در شب 17 ژوئن 1943 دخترجوانی با سیمایی آسیایی و با مدارک جعلی با نام "ژان مری رگنیر" به صورت مخفیانه و توسط یک هواپیمای نظامی بریتانیای در شمال فرانسه فرودآمد. نورعنایت خان به پاریس رفت و در شبکه جاسوسی موسوم به "فیزیکدانها" به عنوان بیسیمچی مشغول به کار شد.

    یک ماه و نیم از ورود نورعنایت به پاریس گذشته بود که بیشتر بیسیمچی های شبکه فیزیکدانها توسط سرویس مخفی آلمان دستگیرشدند. از او خواسته شد که به بریتانیا بازگردد اما او در این شرایط خطرناک از بازگشت به بریتانیا سرباززد. نورعنایت برای فرار از دست نازی ها شبها و روزها مخفیگاه خود را عوض می کرد و به ارسال اطلاعات خود به بریتانیا ادامه می داد.

    اما نورالنسا نه توسط دشمن بلکه توسط دوستان ضربه خورد. در اکتبر 1943 محل اختفای او توسط یکی از دوستانش لو رفت و نورالنسا توسط نازیها دستگیرشد. مدرکی وجود ندارد که نشان دهنده شکنجه شدن او باشد اما بازجویی از وی 1 ماه به طول انجامید. هانس کیفر ،فرمانده گشتاپوی پاریس، پس از جنگ  یادآوری کرد که نورالنسا هیچ اطلاعات به دردخوری به بازجویانش نگفت و همواره دروغ به هم می بافته است. البته گشتاپو نیاز زیادی هم به اعترافات او نداشت چرا که در زمان دستگیرشدن دفترچه یاداشت نورالنسا را یافته بودند و تمامی اطلاعات لازم را از آن به دست آورده بودند.

    در اواخر نوامبر 1943 عنایت خان به همراه 2 زندانی دیگر از مرکز گشتاپو فرارکردند اما هر سه بلافاصله دستگیر شدند. نورعنایت خان به آلمان فرستاده شد و در یک مرکز سری و بدون هیچ ارتباطی با خارج نگهداری شد. او به عنوان یک زندانی خطرناک ارزیابی شد و بیشتر اوقات در غل و زنجیر بود. یکی از هم بندان او بیان می کرد که عنایت خان هیچگاه حاضر به همکاری با دشمن نشد و هیچ اطلاعاتی درباره شبکه جاسوسی خود به آنها نداد.

    در روز 11 سپتامبر 1944 نورعنایت خان به همراه 3 جاسوس زن دیگر به اردوگاه مخوف داخائو منتقل شدند. 2 روز بعد هر 4 چهار زندانی را به محوطه باز آوردند و پس از آنکه آنها را به زانو نشاندند از پشت به سرشان شلیک کردند. آخرین کلمه ای که از دهان نورعنایت خان شنیده شد "آزادی" بود.

    این سرنوشت برای بسیاری از زنان و مردانی که درگیر این بازی شدند نیز تکرارشد اما بازی پنهان متوقف نشد. با پایان جنگ و آغاز جنگ سرد بین دو ابرقدرت تازه برخواسته این جنگها با شدت بیشتری ادامه یافتند و هنوز نیز ادامه دارند.

    فیلمی در این رابطه نیز با نام spy princess  ساخته شده است.

    سنگ یادبود نورالنسا در بریتانیا

    رضاکیانی موحد

    منبع :حصاری از دروغ، آنتونی کیوبراون،مترجم:محسن اشرفی،نشرنی بخش چهارم-بازی

    بیسیم(صفحات 779-799)و اینجا


    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.

    آخرین ویرایش: شنبه 14 خرداد 1390 10:49 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 29 اسفند 1389 01:09 ق.ظ نظرات ()

    در دوران جنگ سرد ایالات متحده آمریکا برای شناسایی و مکان یابی ایستگاه های راداری، سایتهای موشکی سام و دیگر تجهیزات الکترونیکی شوروی سابق پروازهای شناسایی روزانه ای را بر فراز خاک این کشور و متحدینش در پیمان ورشو انجام می داد. این اطلاعات برای تعیین بهترین راه های نفوذ بمب افکنهای آمریکا و ناتو در صورت بروز جنگ بعدی بکارگرفته می شدند. وسعت خاک شوروی سابق به این کشور اجازه نمی داد که تمامی حریم هوایی اش را تحت پوشش راداری قرار دهد و پوشش راداری شوروی دارای تعداد زیادی نقاط کور بود که این پروازهای به شناسایی این نقاط کور می پرداختند. هنگامی که یکی از این نقاط کور کشف می شد برای شناختن نقاط ضعف دیگر و جمع آوری اطلاعات بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت.

    جنگنده شناسایی آر.اف-4 متعلق به ایران

     
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 11 خرداد 1390 11:04 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 27 اسفند 1389 01:30 ق.ظ نظرات ()


    جنگ جهانی میدان مبارزه بهترین و نخبه ترین سربازان طرفین بود اما این بهترین ها و نخبه ترین ها الزاما نه در میدان جنگ  روبروی هم قرارگرفته بودند. باهوش ترین و با استعدادترین سربازان آلمان، شوروی، بریتانیا، آمریکا و ژاپن نه یونیفرمی می پوشیدند و نه در گل و لجن سنگرها می خوابیدند. در تمامی طول جنگ جهانی دوم، جنگی به همان وسعت و خشونت ولی پنهانی و غیرمحسوس جریان داشت. سربازان این جنگ نهان جاسوسان و ماموران اطلاعاتی کشورهای درگیر بودند که سعی داشتند با جمع آوری اطلاعات حیاتی دشمن و یا فریب دادن وی درباره نیات خود، او را نابودکنند.

    در روز 22 آگوست 1943 بزرگترین نبرد زرهی تمامی تاریخ به پایان رسید. هیتلر تصمیم گرفته بود با تمرکز نیروهای خود در مرکز شوروی و با یک حمله سریع روسها را به دو قسمت کرده و با ایجاد یک شکاف بزرگ باعث فروپاشی ارتش سرخ شود. 800 هزار سرباز به همراه 2700 تانک و 2000 هواپیما مأموریت یافتند تا آخرین ضربه را به پیکر ارتش سرخ واردکنند. اما ارتش نازی پس از 48 روز نبرد خونبار در هم شکست و مجبور به عقب نشینی شد. روسها بارها و بارها تانکهای آلمانی را پس زدند و هربار که آلمانها موفق به شکافتن خطوط دفاعی روسها می شدند خود را در مقابل یک دسته تانک دیگر می یافتند. نتیجه این نبرد برای آلمان فاجعه بار بود تا حدی که نیروی زمینی آلمان با فشار روسها به پشت رود دنیپر عقب نشست و کمی بعد کیف را نیز ازدست داد. هر چند تلفات روسها بسیار سنگین بود اما تلفات وارد شده بر آلمان غیرقابل تصور و مهمتر از آن غیرقابل جبران بود. 500 هزار کشته و مجروح، 500 دستگاه تانک و 200 فروند هواپیما بهایی بود که هیتلر برای آخرین جاه طلبی خود در جبهه شرق پرداخت.

    برای اولین بار تهاجم آلمان بدون حتی یک پیروزی به شکست انجامیده بود ولی روسها چگونه این شاهکار را رقم زدند. حقیقت این بود که قبل از شروع حمله هیتلر جزئیات این عملیات توسط جاسوسان شوروی لو رفته بود و ارتش سرخ از تمامی حرکات حریف آگاهی داشت. پیروزی کورسک نه در میدان نبرد بلکه در پشت جبهه ها و مدتها قبل از آغاز عملیات جنگی رقم خورده بود.

    تصاویری از نبرد کورسک



    نیروهای المانی ^^


    آخرین ویرایش: شنبه 28 اسفند 1389 10:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3