جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

عملیات جوبیلی،تهاجم به دیپ(قسمت دوم)

دوستانی که تا به حال قسمت اول را مشاهده نکرده اند روی عبارت 

عملیات جوبیلی،تهاجم به دیپ(قسمت اول) کلیک بفرمایند.



نیروهای شرکت کننده در نبرد

·       بدنه نیروهای پیاده شده را سربازان لشکر دوم کانادا تشکیل می دادند. این لشکر شامل 3 هنگ پیاده، 1 هنگ زرهی و یک گروه ضدهوایی بود.

·        50 رنجر آمریکایی -متعلق به گردان اول رنجر- نیز در عملیات شرکت داشتند و این تهاجم اولین عملیاتی بود که آمریکایی ها با اشغالگران اروپا وارد کارزار مستقیم می شدند.

·       هنگ سوم کماندوی نیروی زمینی.

·       هنگ چهارم کماندوی نیروی زمینی.

·       20نفر از افراد هنگ دهم کماندوی بین المللی افراد این هنگ بیشتر شامل یهودیان آلمانی زبان بود که به بریتانیا مهاجرت کرده بودند.

·       هنگ الف کماندوی تفنگداران دریایی برای پشتیبانی لشکر دوم پیاده کانادا.

محدوده ای که باید مورد هجوم قرارمی گرفت به 6 ناحیه تقسیم شده بود و تسخیر هر ناحیه –طبق جدول زیر-  برعهده یک یا دو واحد گذاشته شده بود:

نیرو

ساحل

هدف

هنگ سوم کماندو

ساحل زرد(غرب)

برنوال/ آتشبارگوبلز- ولویل-سور-مر

هنگ سلطنتی کانادا

ساحل آبی

پویز/ آتشبار رومل

هنگ اسکاتلندی اسکس

هنگ چهاردهم زرهی کانادا

ساحل قرمز

دیپ

هنگ پیاده سبک سلطنتی هامیلتون

ساحل سفید

دیپ

هنگ ساسکاچوان جنوبی

هنگ کامرون کوهستانی ملکه

ساحل سبز

پورویل

هنگ چهارم کماندو

ساحل نارنجی(شرق)

واستریوال-کیوبرویل/ آتشبار هس

نقشه ای از نیروهای عمل کننده و محل تهاجم هرگروه

 ناوهای شرکت کننده در عملیات:

·       8 فروند ناوشکن، 1 فروند قایق توپدار، ناوگان نهم مین یاب، ناوگان سیزدهم مین یاب، 9 فروند کشتی پیاده کردن نیرو، 12 فروند قایق موتوری مسلح، 4 فروند قایق مسلح بخاری و 20 فروند قایق بزرگ( 7 فروند از کشتی های این ناوگان متعلق به حکومت فرانسه آزاد تحت فرمان مارشال دوگل بودند).

هواپیماهای متعلق به نیروی هوایی سلطنتی  که قرار بود پشتیبانی هوایی حمله را تامین کنند:

·       48 اسکادارن اسپیت فایر

·        8 فروند اسکادران هاریکن

·        2 اسکادران موستانگ

·        3 اسکادران تایفون

·        2 اسکادران بریستول بلنهایم

·        1 اسکادران بوفایتر

·        1 اسکادران بوستون

·        5 اسکادران بمب افکن بوستون

·        4 اسکادران بمب افکن بی-17 و 3 اسکادران اسپیت فایر از هوانیروز آمریکا نیز در عملیات شرکت داشتند.

نیروهای مدافعین در ساحل دیپ:

·       لشکر 302 پیاده نظام جمعی ارتش چهاردهم که این لشکر از 3 هنگ پیاده، 1 هنگ توپخانه، 1 گردان شناسایی، 1گردان شناسایی و 1 گردان مهندسی رزمی تشکیل شده بود.

·       آتشبارهای 216، 813، 770/2 (گوبلز) و یک گروه ضدهوایی سنگین که در ساحل  مستقر شده بودند.

·       هنگ 676 پیاده از لشکر 332 پیاده، لشکر دهم زرهی و 1 هنگ پیاده اس اس نیز در دسترس بودند که وارد درگیری نشدند.

واحدهای لوفت وافه که در عملیات شرکت کردند:

·       وینگ2 جنگنده

·       وینگ 26 جنگنده

·       وینگ 2 بمب افکن

·        گروه دوم از وینگ 40 بمب افکن

·        یک گروه هواپیمای شناسایی.

بیشتر جنگنده های آلمانی، شکاری های جدید فوکه ولف 190 و بمب افکنهایشان عمدتا دورنیر217 بودند.

بر روی کاغذ، متفقین بر آلمانها برتری عددی داشتند. اما این تنها قسمتی از داستان بود. برخلاف نبرد بریتانیا، اینبار هواپیماهای متفقین باید عرض کانال مانش را می پیمودند و برای انجام ماموریت خود سوخت و در نتیجه زمان کمی در اختیار داشتند. اما هواپیماهای آلمانی از فرودگاه های نزدیکتری پرواز می کردند و می توانستند در هنگام نیاز برای تجدید سوخت و مهماتشان به فرودگاه ها بازگردند. در طی عملیات، این مسئله برتری عدی هواپیماهای متفقین را تحت شعاع خویش قرارداد.


ادامه مطلب

عملیات جوبیلی،تهاجم به دیپ(قسمت اول)

تاریخ:19 آگوست 1942

محل: دیپ، فرانسه

نتیجه: پیروزی آلمان

 

متخاصمین

بریتانیا

کانادا

ایالات متحده آمریکا

آلمان

فرماندهان

لوئیس مانتباتن فرمانده نیروهای مختلط

ناخدا هالت فرمانده ناوگان رزمی

مارشال هوایی ترافورد لی مالوری فرمانده عملیات هوایی

سرلشکرجان هامیلتون رابرتزفرمانده لشکر دوم پیاده کانادا

سرهنگ دوم جان درانفورد اسلیتر فرمانده هنگ سوم کماندو

 

فیلدمارشالفون روندشتت 

کنراد هاسه فرمانده لشکر 302 پیاده

استعداد رزمی

6086 نفر

69 اسکادران هواپیما

60 عراده تانک

252 فروند کشتی شامل 6 فروند ناوشکن کلاس هانت

1500نفر

200 فروند جنگنده

100 فروند بمب افکن

تلفات

3623 نفر کشته

761 مجروح و اسیر

550 کشته از پرسنل نیروی دریایی سلطنتی

49 عراده تانک

106 تا 119فروند هواپیما

1 فروند ناوشکن

33 فروند شناور مخصوص پیاده کردن نیرو

311 نفر کشته

280 نفر مجروح

46 تا 107فروند هواپیما

 

در آگوست1942 متفقین به دیپ -شهری در شمال فرانسه- حمله کردند. دیپ به صورت یک قتلگاه برای سربازان متفقین درآمد اما درسهای مهمی که از آن آموخته شد، در تهاجم روز دی -ششم ژوئن1944- به ساحل نورماندی بکارآمدند.

پس زمینه

تهاجم هیتلر به روسیه در سال 1941، دو دشمن قدیمی یعنی استالین و چرچیل را در کنارهم قرارداد. پس از اندک زمانی، حمله غافلگیرانه ژاپن به پرل هاربر باعث شد تا آمریکا هم به طرفداری از روسیه و بریتانیا وارد جنگ شود.

اما در آغاز سال 1942 وضعیت برای متفقین بسیار دشوار و ناامید کننده بود. ارتش سرخ ضربات سختی از ورماخت دریافت کرده بود و در حال فروپاشی بود. بریتانیا در نبرد هوایی متحمل خسارات زیادی شده بود و بمباران های سنگین لوفت وافه بر حجم این خسارتها می افزود. علیرغم میل آمریکایی ها به جنگ زمینی با نازیها، هیچ میدان جنگی در اروپا برای آنها وجود نداشت. هیتلر خاک اروپا را کاملا اشغال کرده بود و در حال ساختن استحکامات دفاعی در شمال فرانسه بود که کمی بعد به "دیوار آتلانتیک" معروف شد.

در این میان، روسها به چرچیل و روزولت فشار می آوردند که هرچه زودتر جبهه ای در غرب اروپا برپاکنند تا ارتش سرخ کمی از فشارهای ورماخت آسوده شود و تجدید سازمان کند. روزولت با تقاضای روسها کاملا موافق بود و به ژنرال مارشال و ژنرال آیزنهاور دستور داد تا نقشه تهاجم به خاک فرانسه را با نام رمز "پتک" آماده کنند. استالین فکر می کرد که چرچیل تعمدا از گشایش جبهه دوم در غرب اروپا جلوگیری می کند. روسیه و آلمان همدیگر را کاملا خسته می کردند تا بریتانیا بتواند پس از جنگ به عنوان کشور پیشتاز اروپا ظاهر شود. البته فکر استالین کاملا هم اشتباه نبود. اما چرچیل با تجربه ای که از عملیات آبی-خاکی گالیپولی در زمان جنگ جهانی اول به دست آورده بود، می دانست که حمله مستقیم به خاک اروپا جز تبدیل کانال مانش به جوی خون نتیجه ای دربرنخواهد داشت. چرچیل میزان توانایی های ورماخت را می شناخت و به توانایی های ارتش هایی بریتانیا و آمریکا کاملا واقف بود. در حقیقت، در آن زمان تنها برتری متفقین در دریاها بود -که آنهم اگر کمی غفلت می کردند توسط زیردریایی های آلمانی از کف می رفت- و بریتانیا و آمریکا هیچ شانسی برای مقابله زمینی با ارتش کارآزموده آلمان نداشتند.

در روز 18آوریل 1942، ملاقاتی بین ژنرال بروک بریتانیایی و ژنرال مارشال آمریکایی در وزارت جنگ بریتانیا انجام شد تا خطوط کلی عملیات "پتک" ترسیم شوند. طرح مارشال بر این پایه بود که با پشتیبانی 5800 فروند هواپیما و 200 فروند کشتی در مرحله اول عملیات 6 لشکر از خاک بریتانیا حرکت کرده و در خاک فرانسه پیاده شوند. در مرحله دوم باید 12 لشکر دیگر از کانال عبور می کردند. بر طبق طرح ژنرال مارشال، تهیه 2500 فروند هواپیما، تمام کشتی های مورد نیاز و همچنین لشکرهای خط شکن بر عهده بریتانیا گذاشته می شد و آمریکا ملزم می شد که هر هفته صدهزار نفر وارد کارزار کند تا تعداد واحدهایش به 30 لشکر افزایش یابد. بروک به مارشال خاطرنشان کرد که در آن زمان آلمان در غرب اروپا 25 لشکر مجهز دارد که آمادگی رزمی بسیار بیشتری نسبت به نیروهای بریتانیا و آمریکا دارند.

چرچیل و نظامیان بریتانیایی این طرح را غیرعملی می دانستند و از صمیم قلب با آن مخالف بودند. درعوض، آنها عقیده داشتند که بهتر است در ابتدا با استفاده از حملات کماندویی، فریبهای اطلاعاتی، استفاده از گروه های مقاومت کشورهای اروپایی و بمباران هوایی مراکز صنعتی و نظامی؛ مقاومت آلمانها را کاهش داد تا جایی که در هنگام آغاز تهاجم زمینی، ورماخت به جای مقاومت کردن در برابر متفقین از درون دچارفروپاشی شود. چرچیل ترجیح می داد که به جای حمله مستقیم به خاک اروپا، متفقین نوک پیکان حمله خود را به سمت شمال آفریقا -عملیات مشعل- برگردانند و پس از آن عملیات نظامی را از بالکان و ایتالیا ادامه دهند تا هیتلر مجبور شود که هر چه بیشتر نیروهایش را در سراسر اروپا پخش کند و قدرت دفاعی او در شمال فرانسه بیشتر کاهش یابد.

در همان زمان که گفتگوهای استراتژیک بین طرفین بر سر عملیات پتک ادامه داشت استراتژیستهای بریتانیایی بر روی طرح حمله به شهری در شمال فرانسه کارمی کردند. استراتژی نبرد در روز 13 می 1942 توسط رؤسای ستاد تصویب شد. نام رمز اولیه این عملیات "روتر" بود. اهداف اولیه این عملیات این بود که با اسیرکردن افراد و غنیمت گرفتن ابزار مورد استفاده از آلمانها به کسب اطلاعات تاکتیکی و فنی از آنها بپردازند. هدف دیگر عملیات این بود که واکنش هیتلر را در صورت حمله به خاک اروپا بررسی کنند. درضمن طراحان حمله امیدوار بودند که بتوانند لوفت وافه را به میدان جنگ بکشانند و با سرنگون کردن هواپیماهای آن تلفاتی غیر قابل جبران بر نیروی هوایی هیتلر واردسازند.

در آوریل 1942 بندر دیپ برای پیاده شدن نیروهای متفقین انتخاب شد. چرچیل این تهاجم را به دلایل زیر تصویب کرد:

"این حمله باید یک شناسایی پرقدرت باشد.

این حمله باید آزمایشی از قدرت دفاعی حریف در یک ساحل مستحکم فرانسه باشد.

این حمله باید مقاومتی را که برای تصرف یک بندر با آن روبرو می شویم تعیین کند."

در طرح عملیات روتر قرار بود که حمله اصلی به ساحل دیپ به وسیله دو حمله هوابرد در جناحین حمله اصلی پشتیبانی شود.

در روز 5 جولای سربازان سوار کشتی ها شدند اما در یک حادثه بدشگون در آخرین روز مساعد برای حرکت کاروان دریایی، بمب افکنهای آلمانی کشتی های متفقین را یافتند و به 250 ناو بریتانیایی که در سواحل جنوبی انگلستان قرارداشتند حمله بردند. ظاهرا غافلگیری مورد نیاز عملیات از بین رفته بود. مونتگمری عقیده داشت که باید عملیات روتر را کاملا لغو کرد اما نظر مونتباتن -فرمانده نیروهای مختلط- خلاف نظر او بود.

در روز 8 جولای چرچیل تلگرافی برای روزولت فرستاد:" هیچ یک از ژنرالها، دریاسالارها یا مارشالهای نیروی هوایی حاضر به پشتیبانی از اجرای عملیات پتک در سال 1942 نیستند. گزارش رؤسای ستاد حاکی است حصول شرایطی که تهاجم پتک را به یورشی آسان و حساب شده تبدیل کند بسیار بعید است." در همان روز طرح تهاجم به دیپ نیز لغو شد. هوای کانال نامساعد شده بود و لشکر دهم زرهی ورماخت به سمت دیپ حرکت کرده بود. ظاهرا آلمانها از حمله باخبر شده بودند و طراحان حمله توصیه کردند که طرح حمله به دیپ کنارگذاشته شود.

ادامه مطلب

تحلیل ترافیک مخابرات

شاید بارها برایتان پیش آمده که خواسته اید به همراه دوستانتان و به دور از چشم والدین یا همسرتان برنامه ای بریزید(گردش، پارک، سینما و برنامه هایی از این قبیل). دلیل مخالفت پدر و مادر یا همسر هر چه که بوده، ترجیح داده اید تا برنامه ریزیهایتان را بدون اطلاع ایشان انجام دهید. به آنها گفته اید که می خواهید به خانه عمو یا عمه سربزنید در صورتیکه قرار بوده است مثلا با دوستانتان به سینما بروید. در اغلب این موارد موضوع در همان مرحله برنامه ریزی لو رفته است و همچنین در اغلب موارد به فکر یک زبان دراز افتاده ایدکه بی موقع فضولی کرده و شما را لو داده است. اما حقیقت این است که بیشتر اطلاعات مربوط به برنامه علمی-تفریحی شما از طریق خودتان و ارتباطاتتان لو رفته اند هرچند که شما چیزی درباره برنامه تان بروز نداده باشید. والدین یا همسرتان برای کشف مقاصد شما به صورت ناخودآگاه از روشی استفاده می کنند که در بین متخصصین به تحلیل ترافیک مخابرات معروف است. فرض کنید که دختری دانشجو دارید که در سال اول دانشگاه درس می خواند. او به طور متوسط در روز 4-5 اس.ام.اس و 1 تا 2 تماس تلفنی دارد. به مرور زمان متوجه می شوید که در زمان امتحانات (میان ترم و پایان ترم) تعداد مسیجها و تلفنهایی که دخترتان دریافت می کند به صورت بی سابقه ای زیاد می شود و مثلا مسیجها به 10-15و تلفنها نیز به 7-8 تماس در روز افزایش می یابند. این افزایش ترافیک در پیامهای مخابراتی به تنهایی می تواند برایتان سیگنالی باشد مبنی بر اینکه واقعه ای غیرمعمول (شروع امتحانات) در پیش است که نیاز به هماهنگی (سوال پرسیدن،تبادل کتاب و جزوه و...) بیشتری نسبت به فعالیتهای عادی و روزانه دخترتان دارد.

اگر بیشتر دقت کنید متوجه می شوید که در ایام تعطیل آخر هفته و تعطیلات رسمی نیز تعداد مسیجها و تماسهای تلفنی دخترتان افزایش می یابد اما با الگویی متفاوت از افزایش ترافیک دوران امتحانات. مثلا تعداد مسیجها به 8-10 و تماسهای تلفنی به 5-6 تماس افزایش می یابد. این تماسها برای هماهنگی بین دخترتان و دوستانش انجام می شود تا برنامه های آخر هفته (کنسرت، پارک، سینما و...) را هماهنگ کنند.

اگر فرض کنیم که او درباره محتوای این پیامها(تلفنی و اس.ام.اسی) با شما صحبت نکند و شما هم به حریم خصوصی وی احترام بگذارید و پیامها و تماسهایش را کنترل نکنید همین افزایش و کاهش دوره ای و منظم ترافیک مخابراتی می تواند به شما اطلاعات مورد نیازتان را درباره نوع فعالیت های دختران بدهد. تنها کاری که باید انجام دهید این است که سوابق این ترافیک را ثبت کنید(به خاطر بسپارید) و با مواردی که در آینده پیش می آید تطبیق دهید. اگر بعد از چند تماس تلفنی و مسیج در آخر هفته دخترتان از شما اجازه خواست تا به سینما برود این سابقه در ذهن شما حک می شود تا در دفعات بعدی از همین الگو برای پیش گویی فعالیتهای آخر هفته وی استفاده کنید.

 

خوب! اکنون شما 3 الگوی ترافیکی از مخابرات دخترتان در دست دارید. ترافیک مخابراتی روزهای معمول کم، روزهای آخر هفته و تعطیلات متوسط و روزهای امتحانی زیاد است. اگر به عنوان مثال در آخر هفته ترافیک مخابرات بیش از الگوی عادی هفتگی باشد می توان به این نتیجه رسید که یا افراد بیشتری برای برنامه آخر هفته دعوت شده اند و یا اینکه مسیر دورتری برای گردش انتخاب شده است(که نیاز به تدارکات بیشتر و هماهنگی های بیشتر و درنتیجه پیامهای بیشتر دارد). اگر بازهم به عنوان مثال در هنگام امتحانات تلفنها بیش از حد معمول باشند می توان نتیجه گرفت که امتحان آینده مربوط به درسی مهم یا درسی است که مشکل ساز شده است و برعکس کمتر شدن تلفنها در هنگام امتحان ممکن است نشاندهنده ساده بودن درسها باشد.

حال اگر در ابتدای هفته به یک ترافیک مخابراتی غیرمعمول برخورد کردید به چه نتیجه ای می رسید؟ مثلا به مدت 2 هفته (غیر از ایام امتحان) تعداد مسیجها و تماسهای تلفنی به صورت چشمگیری افزایش یافته اند و ناگهان تماسها قطع شده اند و دخترتان هم کمی افسرده شده است. از این تغییرات ترافیک اطلاعات چه می فهمید؟ شاید پای پسری در میان باشد... شاید هم یکی از همکلاسی های دخترتان مریض است و بستری شده است. شاید استاد مورد علاقه اش بازنشسته شده است و .... به هرحال همین تغییرات (بدون اینکه شما از متن پیامها و تماسها آگاه باشید) می تواند به صورت هشدار درباره یک وضعیت یا واقعه غیرعادی دربیاید.

حتی ساعت تلفنها و مسیجها هم می تواند گویا باشد و بعد از کمی ممارست به شما نشان دهد که چه کسی تلفن زده یا مسیج فرستاده است و بنابر این احتمال متن پیام چه می تواند باشد.

همین هشدارها هستند که می توانند برای سرویسهای نظامی و جاسوسی بسیار راهگشا باشند. تحلیلگران ترافیک مخابرات بدون اینکه به متن پیامهای ارسال شده توسط دشمن دسترسی داشته باشند می توانند با تحلیل ترافیک مخابرات دشمن به مقاصد دشمن پی ببرند. اهمیت این روش کسب اطلاعات از آن رو است که مخابرات نظامی و جاسوسی همواره به رمز می باشند و شاید شکستن رمز این گونه مخابرات سالها طول بکشد در صورتیکه اطلاعات مستتر در این گونه پیامها باید هر چه زودتر به دست فرماندهان و تصمیم گیرندگان خودی برسند.

به عنوان مثال، سکوت مطلق رادیویی می تواند نشانگر آماده شدن نهایی دشمن برای حمله باشد و یا اینکه دشمن هنوز هیچ فعالیتی را آغاز نکرده است. این دو وضعیت فرضی با اطلاعات دیگری که از جبهه کسب می شوند (عکسهای هوایی،بازجویی از اسرا، دیده بانها و...) در کنار هم می تواند یک تحلیل گر اطلاعاتی را از فعالیتهای دشمن آگاه کند.

 

نوع مخابرات بیسیم(مورس، دیجیتال، آنالوگ و ...)، دستگاهی که مخابره را انجام داده (بیسیم دستی، بیسیم ماشین و...)، ساعت مخابره ، کسی که مخابره را انجام داده (فرستنده پیام)،کسی که مخابره را جواب داده (گیرند پیام)، همه می تواند تحلیل گر ترافیک مخابراتی را برای بیرون کشیدن اطلاعات از انبوه پیامهای در هم و برهم رمز و غیررمز یاری دهد. مثلا اگر فرض کنیم هر گردان پیاده دارای 3 گروهان و هر گروهان دارای یک دستگاه بیسیم باشد تعداد مخابراتی که یک گردان پیاده در روز می تواند داشته باشد خیلی کمتر از یک گردان زرهی است که در حدود 30 دستگاه تانک دارد(امروزه هر تانکی داری یک بیسیم می باشد). پس الگوی مخابراتی یک واحد زرهی به کلی با یک واحد پیاده متفاوت است. همچنین الگوی مخابراتی یک تیپ با لشکر و یک لشکر با یک سپاه و سپاه با ارتش فرق می کند.تکنیکهای تحلیل ترافیک مخابرات با شروع جنگ اول از طرف دول درگیر به سرعت به کار گرفته شدند ولی توسعه اصلی آنها در دوران جنگ جهانی دوم روی داد. بریتانیا و آلمان در میان کشورهای درگیر در جنگ پیشتاز دنیای شنود بودند. آلمانها به توانایی دست یافته بودند که در عرض چند ساعت می توانستند محل یک فرستنده امواج رادیویی را با دقت چند متر تشخیص دهند و از روی الگوی مخابراتی فرستنده تشخیص دهند که این فرستنده متعلق به یک تیپ، لشکر یا سپاه است. آنها از روی همین الگوهای مخابراتی بود که فهمیدند آمریکا لشکر 82 هوابرد خود را از ایتالیا خارج کرده و در بریتانیا مستقرکرده است که خود می توانست نشانه ای بر تهاجم نهایی متفقین به خاک اصلی اروپا باشد. بریتانیا و آمریکا هم از تکنیکهای تحلیل ترافیک مخابراتی برای کمک به رمزشکنان خود استفاده می کردند و آمریکایی ها توانستند با ترکیب تحلیل ترافیک مخابراتی و رمزشکنی نقشه حمله ژاپن به میدوی را کشف کرده و آن را خنثی کنند. بریتانیایی ها با استفاده از ارسال تعداد زیادی پیامهای دروغین و واقعی قبل از تهاجم متفقین به نرماندی سعی کردند تحلیلگران ترافیک مخابراتی آلمان را گمراه کنند تا آنها نتیجه بگیرند که متفقین قصد دارند به جای نرماندی در پادوکاله پیاده شوند. امروزه تمام سازمانهای نظامی و اطلاعاتی مدرن دنیا از این گونه روشهای تحلیل ترافیک مخابرات برای رخنه به پیامهای دشمنانشان استفاده می کنند.

 

تحلیل ترافیک مخابرات در دنیای جاسوسی و رمزشکنی هم نقشی اساسی بازی می کند. با رویداد یک اتفاق (ترور سیاسی، انقلاب، کودتا و...) حجم مخابرات جاسوسان و سفارتخانه های خارجی مستقر در یک کشور زیاد می شود و با داشتن الگوهای مورد نیاز شاید بتوان از بعضی وقایع خرابکاری جلوگیری کرد. با تحلیل ترافیک مخابرات یک جاسوس خاص می توان به مقاصد و نیات کشوری که او را در استخدام دارد پی برد.

 

کاربرد تحلیل ترافیک مخابرات تنها به مسائل نظامی و جاسوسی محدود نمی شود. مهندسین مخابرات برای مکانیابی محل نصب آنتنهای زمینی موبایل مجبورند تا وضعیت ترافیک مخابراتی یک منطقه را به درستی تحلیل کنند تا بتوانند آنتنهای مورد نیاز ساکنین آن منطقه را نصب کنند. واضح است که اگر تعداد آنتنهای زمینی کمتر از حجم ترافیک مخابرات منطقه باشد در خیلی از مواقع روز گوشی ها آنتن نمی دهند. متخصصین شبکه های کامپیوتری ادارات و کارخانجات برای سفارش قطعات مورد نیازشان باید کاملا از شبکه ای که قصد ایجاد آن را دارند و وضعیت ترافیک اطلاعاتی که در آن جریان دارد آگاه باشند تا بهترین وسائل شبکه را با بهترین سرعت دراختیار بگیرند. یک ترافیک اطلاعاتی بی موقع یا بیش از حد از شبکه داخلی یک شرکت(مثلا یک بانک یا شرکت بیمه که تعداد زیادی مشتری دارند) به سمت شبکه خارج از شرکت (اینترنت) ممکن است که نشانه وجود یک رخنه اطلاعاتی از سوی یک هکر باشد و با داشتن الگوهای عادی ترافیک اطلاعاتی و مخابراتی می توان پیشگیری های لازم بر علیه سارقان اطلاعات را انجام داد.

خوب! به انتهای بحث رسیدیم! اگر بازهم قصد دارید تا برای آخر هفته خود یک برنامه تفریحی بچینید و با جمع دوستان خوش بگذرانید مواظب ترافیک مخابرات خود باشید تا بازهم نقشه شما لو نرود.



نویسنده : رضا کیانی موحد

در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.



 
  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان