منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 21 تیر 1398 10:22 ق.ظ نظرات ()

    ضعف استراتژی

    همانطور که در قسمت قبلی بیان شد یک سری فرضیات (بعضا درست و بعضا غلط) ایران را به ادامه ی درگیری نظامی با عراق تشویق کرد. در نهایت همانطور که نمودار زیر نشان می دهد نه ایران و نه عراق چاره ای جز نشستن بر پشت میز مذاکره نداشتند اما طرف ایرانی (که فکر می کرد به جایی رسیده است که دست بالا را دارد) به جای آتش بس و مذاکره راهکار ادامه ی جنگ را انتخاب کرد چرا که گمان می کرد شرایط بین المللی و منطقه ای به گونه ای است که برای رسیدن ایران به اهدافش راهکار دیگری ندارد.

     http://s8.picofile.com/file/8366393300/02.png

     اندکی قبل از حمله ی نظامی ایران به سوی بصره قطعنامه ی 514 سازمان ملل متحده صادر شد که از طرفین خواسته بود به درگیریهای نظامی پایان داده و به آتش بس تعهد بدهند اما ایران این قطعنامه را برای رسیدن به صلح پایدار کافی نمی دانستند. دستگاه دیپلماسی ایران از این نکته غفلت کرده بود که هدف از این قطعنامه نه رسیدن به صلح عملی بلکه برداشتن گامی برای محدود کردن عملیات نظامی و در انتها ترغیب طرفین درگیری نظامی به انتخاب راهکارهای سیاسی بود. وضعیت روحی آن زمان سیاستگذاران ایران و قاطبه ی مردم به گونه ای بود که هر گونه پذیرش راهکار سیاسی را به معنای وادادگی و خیانت به آرمانهای انقلاب تلقی می کردند و صداهای اندکی که در راستای پذیرش این قطعنامه در جامعه طنین افکند در جامعه خریداری پیدا نکرد.

    از طرف دیگر دیدیم که بر اساس یک سری موارد نظامی و سیاسی تنها راهکار نظامی ایران برای ادامه ی جنگ حمله به بصره بود. امروز قصد داریم که استراتژی ایران برای ادامه ی جنگ را بیشتر بشکافیم.

    همانطور که همه می دانیم و بارها و بارها به آن اشاره شده است مرحوم هاشمی رفسنجانی ،به عنوان معمار استراتژی نظامی ایران در برابر عراق، شعار جنگ جنگ تا پیروزی را تبدیل کرد به شعار جنگ جنگ تا یک پیروزی. این تعبیر تمسخر آمیز تعبیری است که بسیاری از فرماندهان سپاه در اشاره به استراتژی رفسنجانی از آن استفاده می کنند و منظورشان این است که تا یک زمانی هدف جمهوری اسلامی شکست دادن عراق بود اما رفسنجانی به فرماندهان عالی جنگ گفته بود که اگر شما بتوانید یک جای استراتژیک از خاک عراق را فتح کنید من جنگ را به روشهای سیاسی پایان خواهم داد و دیگر نیازی به ادامه ی جنگ نخواهد بود. اگر مباحث سابق را درباره ی 36 استراتژی کهن چین به یاد داشته باشیم باید بدانیم که این استراتژی جدید تحت هیچ کدام از آن استراتژی ها نبود و در حقیقت رفسنجانی یک استراتژی از خودش ابداع کرده بود که تنها گذشت زمان ثابت کرد استراتژی اشتباهی بوده است. حتی اگر ایران موفق به تصرف بصره، کرکوک، خانقین یا حتی خود بغداد هم می شد دلیل نمی شد که بر این اساس بتوان جنگ را به پایان رساند. بارها و بارها در طول تاریخ کشورهایی مورد تهاجم قرار گرفته و حتی پایتخت آنها هم سقوط کرده اما در نهایت آن کشور جنگ را به موفقیت به پایان رسانده است.

    اما از غلط بودن یا ضعف این استراتژی که بگذریم اشکال اصلی در خود این استراتژی نبود بلکه در اجرای آن بود. دستگاه اداری ایران هیچ گاه در تمامی 6 سال بعدی جنگ نخواست یا نتوانست خود را برای رسیدن به همین تک پیروزی هم آماده کند. وضعیت نیروهای مسلح هیچگاه بهبود پیدا نکرد. سازمان های رزمی ایران بارها و بارها اشتباهاتشان را تکرار کردند. صنایع ایران هیچگاه برای چنین جنگی تجهیز نشدند و عموما از تهیه ی مایتحتاج مورد نیاز این جنگ برکنار ماندند و تنها در اواخر جنگ بود که برای بعضی از آنها تکالیفی در جهت تهیه ی ملزومات جنگ ابلاغ شد. سازمانهای اداری ایران نیز در خدمت اهداف جنگ قرار نگرفتند. هرچند که قرار بود تمام سازمانها و نهادها در خدمت جنگ باشند اما این شعار تنها در مرحله ی حرف باقیماند و جز بعضی نهادهای خاص (مانند جهادسازندگی) هیچ گاه به صورت کامل عملی نشد. دستگاه دیپلماسی کشور کماکان از درک تحولات نظام بین المللی غافل بود و تا انتهای جنگ هیچ حرکت مؤثری در کاهش نفوذ سیاسی بغداد و برعکس افزایش نفوذ ایران نکرد. دانشگاه های کشور همان طور که الان هم به صورت جزایری جدا از نیازهای کشور به فعالیت خود ادامه می دهند در آن زمان هم به صورت مستقل از نیازهای جبهه و جنگ فعالیت می کردند و به جز مواردی اندک و معدود کمتر مواردی می شد که پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری در جهت حل مسائل و مشکلات جنگ باشد.

    به صورت خلاصه دستگاه اداری کشور راه خود را می رفت و دستگاه نظامی کشور هم راه خود را می رفت. در نهایت عدم مدیریت صحیح این واگرایی سبب شد تا آن نامه ی معروف دکتر/سردار/حاج آقا رضایی خطاب به امام خمینی (ره) نوشته شود که تمامی موارد بالا را به صورت جزء به جزء شرح داده بود و نشان می داد که دستگاه اداری کشور تا چه حد از تدارک جنگ غافل بوده است.

    در ادامه ی این سلسله درسها به موارد جزئی دیگری هم می پردازیم که بسیاری از آنها ریشه در دیدگاه غلط استراتژیک سیاستگذاران و فرماندهان نظامی ایران دارد.

    با ما باشید

     

    آخرین ویرایش: جمعه 21 تیر 1398 10:50 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 3 خرداد 1398 10:34 ق.ظ نظرات ()
    در درسهای قبلی این سلسله دروس دیدیم که عملیات رمضان با یک تک جبهه ای از شرق به غرب برای محاصره ی بصره برنامه ریزی شده بود.
    http://s8.picofile.com/file/8359871876/%D8%B0_002.jpg
    طبق نقشه ی بالا قرار بود که حمله از چهار محور اصلی انجام شود که چون عراق در منطقه ی جنوب پاسگاه بوبیان آب انداخت راهکار قرارگاه نصر مسدود شد و عملیات در 3 محور شمالی تر صورت گرفت. به هرحال دو قرارگاه قدس و فتح نوانستند از خاکریزهای مثلثی در شمال عبور کنند و تنها قرارگاه فتح توانست به شمال کانال پرورش ماهی برسد که آن هم با پاتک زرهی عراق مجبور به عقب نشینی شد.
    http://s9.picofile.com/file/8360697384/07.jpg
    در مرحله ی دوم عملیات قرار شد که تعدادی از واحدهای زبده تر لشکر فتح سپاه به قرارگاه نصر واگذار شوند تا عملیات از همان محوری که قرارگاه فتح توانسته بود در مرحله ی اول در آن موفق شود توسط لشکر نصر انجام شود. همانطور که گفته شد این عملیات هم موفق نبود و در نتیجه پس از دو سه روز قرار شد که مرحله ی سوم عملیات رمضان اینبار توسط لشکر فتح سپاه انجام شود. قبل از بررسی مرحله ی سوم عملیات رمضان اول نگاهی به ترکیب نیروی تک ور بیندازیم.
    همانطور که دیده می شود اینبار قرار شد دو لشکر فتح و فجر سپاه وارد عمل شوند. برنامه ریزی شد که لشکر فجر از مثلثیهای اول و دوم حمله کند و پس از پاکسازی مثلثی ها شروع کند به ساختن یک خاکریز شرقی-غربی که باید جبهه شمالی را تامین می کرد تا عراق نتواند دوباره با تک زرهی لشکر فتح را قیچی کند. از جنوب لشکر فجر لشکر فتح سپاه با پشتیبانی عناصری از نیروی زمینی ارتش مجددا مانند مرحله ی اول وارد عمل شده و وظیفه داشت تا با رسیدن به کانال پرورش ماهی فاصله ی پاسگاه زید تا پاسگاه بوبیان را پاکسازی کند و با چسبیدن به کانال ماهی از شرق خود دفاع کند. همانطور که گفته شد جناح راست این لشکر باید توسط خاکریز احداث شده توسط لشکر فجر پوشش داده می شد.
    قرارگاه های قدس و نصر هم باید به ترتیب در شمالی ترین و جنوبی ترین قسمتهای جببه موضع پدافندی می گرفتند.
    در کالک زیر استقرار نیروی تک ور ایران را در مرحله ی سوم عملیات رمضان می بینید
    http://s9.picofile.com/file/8361468684/%D8%B0_00%D8%A6%D8%A6%D8%A6nn1.jpg
    شرح عملیات و وقایعی که روی داد را در درس بعدی پیگیری می کنیم.
    آخرین ویرایش: جمعه 3 خرداد 1398 11:01 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 10:50 ق.ظ نظرات ()
    در قسمت پنجم سلسله درسهایی از رمضان دیدیم که با تغییراتی در فرماندهی نیروها و همچنین جابجا کردن فیزیکی تعدادی از واحدها قرار شد که مرحله ی دوم عملیات رمضان آغاز شود. درمرحله ی دوم با توجه به موفقیت ابتدایی مرحله ی اول در قسمت پاسگاه زید و نفوذ عمیق نیروی تک ور فتح که تا انتهای کانال ماهی پیشروی کردند و عدم موفقیت قرارگاه های قدس و فجر در برابر مثلثی های عراقی تصمیم گرفت شد که تهاجم تنها به محور وسط یعنی حدفاصل بین پاسگاه زید و پاسگاه بوبیان محدود شود. یعنی آنچه که در طرح زیر متعلق به قرارگاه فتح بود به نیروهای قرارگاه نصر (که با چند واحد زبده تر قرارگاه فتح تقویت شده بودند) واگذار شد.


    http://s8.picofile.com/file/8359871876/%D8%B0_002.jpg

    در کالک زیر به صورت حدودی می توانید آرایش نیروهای تک ور قرارگاه نصر را ببینید. قسمت شمالی جبهه ی نبرد را مجددا به همان نیروهایی واگذار کردند که در مرحله ی اول توانسته بودند خود را به بالای کانال پرورش ماهی برسانند. این واحدها عبارت بودند از تیپ17 از سپاه و تیپ دوم از لشکر 92 زرهی ارتش. قسمت میانی جبهه راهکار دو تیپ لشکر نصر بود که در مرحله ی اول وارد عمل نشدند و در مواضع پدافندی خود باقی مانده بودند. هر کدام از این دو تیپ با یک تیپ از لشکر 21 پیاده ی نیروی زمینی تقویت می شدند. قسمت جنوبی جبهه نیز به دو واحد زبده ی قرارگاه فتح رسید.
    همانطور که دیده می شود در اطراف پاسگاه بوبیان عراق آبگرفتگی مصنوعی درست کرده بود که ساعت به ساعت بر وسعت آن اضافه می شد و امکان عملیات در این مناطق را از بین می برد. قرار بود تا تیپ 25 کربلا به همین آبگرفتگی پهلو بدهد و با خیال راحت از جناح چپ خود تا کانال ماهی پیشروی کند. تیپ 17 قم و تیپ2لشکر92 زرهی هم باید از قسمت شمالی ابتدا به اولین مثلثی حمله می کردند و پس از پاکسازی آن به بالای کانال پرورش ماهی می رسیدند و بعد باید در جناح راست آنها یک خاکریز سرتاسری شرقی-غربی (ازمثلثی اول تا بالای کانال ماهی) کشیده می شد و نیروهای این دو واحد با چرخش به سمت شمال پهلوی چپ خود را به کانال پرورش ماهی می دادند و پس از آن رو به شمال پدافند می کردند. فرماندهان عالی جنگ امیدوار بودند که رخنه ای در میان صفوف سپاه سوم به وجودبیاورند و با استفاده از آن بتوانند در مراحل بعدی به هدف اصلی خود که محاصره ی بصره بود دست پیدا کنند.
    قابل ذکر است که در مرحله ی اول عملیات نیروی تک ور ایرانی توانسته بود درمحور قرارگاه فتح تا جاده ی زید-بوبیان پیشروی کند و خط تماس دو نیرو اکنون اندکی به سمت غرب جابجا شده بود که با مقایسه ی دو نقشه معلوم است.
    http://s9.picofile.com/file/8360697384/07.jpg

    طبق معمول عملیات در ساعات میانی شب 25ام تیر با نفوذ گردانهای پیاده و بدون آتش تهیه ی توپخانه آغاز شد. اما وقایع آن طور که انتظار می رفت پیش نرفت و با وجود اینکه دوباره تیپ17قم و تیپ2 لشکر92 زرهی توانستند خطوط عراقی ها را بشکنند اما در نهایت با فشار عراقی ها به عقب رانده شدند. بقیه ی واحدها هم توانستند تا حدودی پیشروی کنند اما در نهایت فشار عراق سبب شد تا مرحله ی دوم عملیات رمضان بودن دست آورد مهمی و با عقب نشینی نیروهای تک ور ایرانی به مواضع اولیه ی خود به پایان برسد.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 07:55 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 27 اردیبهشت 1398 10:14 ق.ظ نظرات ()
    سازمان رزم ایران در آغاز مرحله ی دوم عملیات رمضان
    Image result for ‫حسن باقری عملیات رمضان‬‎
    مرحله ی دوم عملیات رمضان در ساعات پایانی شب 25ام تیر 61 آغاز شد. قبل از اینکه به تحلیل این مرحله بنشینیم ابتدا نگاهی می اندازیم به سازمان رزم نیروی تک ور ایرانی در ابتدای مرحله ی دوم. همانطور که در فایل پی دی اف ملاحظه کردید در قسمت دوم عملیات نیروهای به نسبت کمتری مورد استفاده قرار گرفتند. نظر به اینکه نیروهای قرارگاه نصر در فاز اول عملیات به دلیل آبگرفتگی که عراق در برابر نیروهای آنها ایجاد کرد مورد استفاده قرار نگرفتند، این واحد کمترین آسیب را در مرحله ی اول عملیات دیده بود. به همین دلیل، و به دلیل اینکه فرماندهان عالی جنگ فکر می کردند که حسن باقری (خدا رحمتش کنه) توانایی فرماندهی بهتری دارد تعدادی از واحدهای قرارگاه فتح را تحت فرمان قرارگاه نصر قرار دادند و قرار شد که در مرحله ی دوم عملیات تنها قرارگاه نصر وارد عمل شده و بقیه ی قرارگاه ها در وضعیت پدافندی قرار بگیرند.
    نکته ی مهم آرایش جدید این بود که نسبت به مرحله ی اول تعداد کمتری از واحدهای نیروی زمینی ارتش در عملیات شرکت کردند که بعدتر درباره ی این موضوع به تفصیل صحبت خواهیم کرد.
    آخرین ویرایش: جمعه 27 اردیبهشت 1398 10:54 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 23 اردیبهشت 1398 09:12 ق.ظ نظرات ()
    ضد پاتک
    در قسمت سوم این سلسله درسها دیدیم که عملیاتی که در شب 23 ام تیر 61 آغاز شد تنها در یک محور به موفقیت رسید. ظهر24ام مدافعین عراقی با جمع کردن قوای زرهی خود در شمال نیروهای تک ور ایرانی (که به عراقی ها پهلو داده بودند و جناح راستشان کاملا بی دفاع بود) و اجرای یک ضدحمله ی متمرکز سبب شدند که ایران با دادن تلفاتی عقب نشینی کند. نقشه ی پاتک عراق را مجددا ببینید:

    http://s8.picofile.com/file/8360279450/04.jpg

    سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا امکان داشت که به گونه ای از این پاتک جلوگیری کرد؟ پاسخ به این سوال شاید چندان ساده نباشد اما می توان راهکارهایی را در نظر گرفت. اینکه این راهکارها چقدر می توانستند در عمل موفق باشند خود سوال دیگری است که در حال حاضر پاسخی برای آنها وجود ندارد چون دیگر نمی توانیم شرایط آن دوران را بازسازی کنیم مگر با داشتن شبیه سازهای قدرتمند که من دسترسی به آنها ندارم.
    همانطور که در نقشه ی بالا دیده می شود جناح قرارگاه فتح (فتح2یعنی تیپ17 علی بن ابی طالب + تیپ2 لشکر92 زرهی) توانست خود را به شمال کانال پرورش ماهی برساند. در این زمان اگر 2 لشکر زرهی احتیاط در اختیار فرماندهان فتح بود می توانستند با عبور آنها از معبر ایجاد شده در خطوط عراق و چرخش مجدد به سمت شرق و شمال ضربه ای کاری به مدافعین عراقی وارد کنند. نقشه ی ضدحمله ی پیشنهادی من را می توانید در پایین ببینید:
    http://s9.picofile.com/file/8360279484/05.jpg
    یک حرکت زرهی به صورتی که در فلش نشان داده شده بود می توانست مدافعین عراقی را بین چکش تک زرهی فتح و سندان قرارگاه های قدس و فجر در شمال منطقه ی عملیات در هم بکوبد. متاسفانه در این عملیات هیچ ذخیره ی استراتژیکی تعریف نشده بود و لشکر 30 زرهی سپاه که بر روی کاغذ قرار بود به عنوان احتیاط در نظر گرفته شود عملا به صورت دسته های تانک در بین نیروهای پیاده پخش شده بود. به همین دلیل در لحظه ی حساسی که نیاز به یک نیروی احتیاط کارا بود چنین نیرویی در اختیار فرماندهان نبود تا از آن بهره بگیرند.
    در عوض فرماندهان صحنه سعی کردند تا جناح راست فتح را با ایجاد یک خاکریز شرقی-غربی تأمین کنند که در عمل به دلیل فشار زرهی عراق و آتش مستقیم تانکهای عراقی بر روی ماشین آلات راه سازی ایران نتوانستند چنین خاکریزی را در روز روشن و زیر چشم عراقی ها بسازند.
    همزمان با پاتک موفق زرهی عراق در شمال فتح در قسمت جنوبی فتح (فتح4 یعنی تیپ25کربلا+گردان 283 سوارزرهی) که توانسته بودند خود را به یکی از پلهای نصب شده بر روی کانال پرورش ماهی برسانند و با عبور از پل در آن سوی پل سرپلی به دست آوردند نیز با پاتک عراقی ها مواجه شدند. مقاومت فتح4 در اثر پاتک عراق شکسته شد و با نفوذ زرهی عراق در جنوب منطقه ی تحت کنترل قرارگاه فتح امکان داشت که کل نیروهای تک ور فتح محاصره شوند. در نهایت با عقب نشینی تمام واحدهای تحت فرمان فتح به سمت خطوط دفاعی خود (نیم دایره های سیاه رنگ) در کنار جاده ی زید-بوبیان مرحله ی اول عملیات رمضان پایان یافت.
    http://s9.picofile.com/file/8360282650/06.jpg

    به دلیل اینکه قرارگاه ها قدس و فجر در طی مرحله ی اول عملیات موفقیت چندانی کسب نکردند و نتوانستند به اهداف خود برسند از بررسی عملکرد آنها در اینجا خودداری کردیم ولی این توضیح کوتاه لازم است که بدانیم هر دو قرارگاه در مواجه با خاکریزهای مثلثی عراق تلفات نسبتا سنگینی را متحمل شدند تا جائیکه قاسم سلیمانی (سردار سلیمانی در آن زمان فرمانده تیپ41ثارالله بودند) در بیسیم خواستار نیروی کمکی می شود:
    قاسم سلیمانی: فشار دشمن شدید شده.. خسارت سنگینی به تیپ وارد شده است.
    احمد غلامپور(فرمانده لشکرقدس): تیپ شما به هر نحو ممکن باید از مواضع موجود دفاع کند. با احداث خاکریز های بیشتر منطقه پدافندی خود را تقویت کنید.
    قاسم سلیمانی: خاکریز به مقدار کافی هست، ولی نیرویی برای اشغال آن در دستر ما نیست.
    همانطور که دیدید فشار بی امان مدافعان عراقی تلفات زیادی را به نیروی تک ور ایرانی وارد کرد. درباره حجم تلفات وارد شده بر دو طرف بعدتر صحبت خواهیم کرد.


    آخرین ویرایش: جمعه 27 اردیبهشت 1398 10:57 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 21 اردیبهشت 1398 09:44 ق.ظ نظرات ()
    مانور
    در قسمت اول این سلسله درسها سازمان رزم دو طرف در ابتدای عملیات رمضان و در قسمت دوم آرایش نیروهای هر دو طرف و مراحل 3 گانه ی طراحی شده توسط ایران برای محاصره ی بصره را توضیح دادیم.
    در ادامه ی این دروس به توضیح واضحات می پدازیم. اصولا نبردهای نظامی با دو روش کلی به پیروزی می رسند:1- با انهدام کامل دشمن 2- با مانور
    در روش اول هر دو طرف از روبرو با همدیگر درگیر شده و آنقدر از نفرات و تجهیزات همدیگر را از بین می برند تا بالاخره یکی از طرف کاملا از پای درآید(مثلا مثل جنگ بدر). در روش دوم یکی از طرف سعی می کند با مانورهای مناسب طرف دیگر را در وضعیتی قرار بدهد که ادامه ی نبرد در مواضع خود را بی نتیجه بداند و عقب نشینی کند یا کلا دست از جنگ بردارد و تسلیم شود.(مثلا مثل جنگ احد)
    در طی 4 عملیات مهم ایران تا قبل از عملیات رمضان (طریق القدس، ثامن الائمه، بیت المقدس،فتح المبین)می توانیم بگوییم که علت اصلی پیروزی ایران استفاده از مانور برای دور زدن مواضع عراق بود. طرف ایرانی با تکیه بر شناسایی نقاط ضعف حریف را شناسایی می کرد و با نفوذ به این نقاط ظعف در جایی سردرمی آورد که عملا ابتکار عمل از مدافعین عراقی گرفته می شد و مجبور به عقب نشینی یا تسلیم می شدند. عملیات رمضان اولین عملیات در ابعاد بزرگ بود که فرماندهان ایرانی تصمیم گرفتند تا با یک حمله از روبرو به مواضع دشمن مدافعین عراقی را وادار به عقب نشینی کنند. همانطور که در نقشه ی زیر می بینید قرار بود تا در مرحله ی اول عملیات ضلع غربی مثلثی ها شکسته بشود، در جبهه ی میانی نیروهای ایرانی به کانال پرورش ماهی برسند و در پشت آن موضع بگیرند. 
    http://s8.picofile.com/file/8359871876/%D8%B0_002.jpg

    اما آنچه که در عمل اتفاق افتاد این بود که در مرحله ی اول عملیات قدس و فجر در شمال جبهه به خاکریزهای مثلثی عراق برخورد کردند و نتوانستند از آنها عبور کنند. در قسمت میانی جبهه خطوط دفاعی عراقی شکسته شد و ایرانی ها خود را به شمال کانال پرورش ماهی رساندند و در آنجا رو به غرب موضع گرفتند تا برای دفاع در برابر پاتک های عراق آماده شوند. نقشه ای که از مرحله ی اول عملیات منتشر شده است را در زیر می بینید:
    http://s8.picofile.com/file/8359871892/%D8%B0_003.jpg

    این نقشه یک اشکال اصلی دارد و آن این است که یک فلش کم دارد. در زیر نقشه ی اصلاح شده را که خودم کشیدم می بینید:

    http://s8.picofile.com/file/8360279450/04.jpg
    حقیقت این است که با به پایان رسیدن شب اول عملیات (23تیر61) و آغاز سپیده دم روز 24ام تیر عراقی ها در صدد پاتک به مواضع ایرانی در آمدند. منتها بر خلاف دفعات قبلی که پاتک عراقی ها از روبرو و برای بازپس گیری خاکریزهایی که در شب از دست داده بودند انجام می شد اینبار نیرویی به استعداد یک لشکر زرهی (2 تیپ زرهی و یک تیپ مکانیزه) عراقی به صورت دشتبان و از سمت شمال به پهلوی نیروهای تک ور ایرانی زدند. از میان فرماندهان ایرانی تنها کسی که در روز 24ام تیر متوجه وخامت اوضاع شده بود و فهمیده بود که با شکست قرارگاه های قدس و فجر در شمال میدان نبرد قرارگاه فتح به عراقی ها پهلو داده است شهید حسن باقری (خداوند رحمت ش کنه) بود. این بزرگوار با بازدید میدانی در صبح روز 24ام متوجه شده بود که قرارگاه فتح آماده ضربه خوردن از عراقی است. در همان زمانی که حسن باقری به دنبال راهکاری می گشت تا قرارگاه فتح از این وضعیت ناهنجار نجات پیدا کند پاتک زرهی عراقی ها به جناح راسته فتح آغاز شد و بسیاری از نیروهای تک ور ایرانی در محاصره قرارگرفتند. بسیاری از نیروهای ایرانی که انتظار چنین ضدحمله ای را نداشتند غافلگیر شدند و در نهایت با زد و خورد عقب نشینی کردند اما قسمت عمده ای از نیروی تک ور قرارگاه فتح متاسفانه اسیر شدند. 
    ضدحمله ی موفق عراق و انفعال ایران در پاسخ به آن نشان می داد که فرماندهان میدان (چه از سپاه و چه از ارتش) برای چنین موردی هیچ برنامه ریزی قبلی نداشتند. 
    از طرف دیگر این عقب نشینی تاثیر منفی عمیقی بر روحیه ی نیروهای داوطلب بسیجی ، که بنابر عادت گمان می کردند که در هر عملیاتی فقط باید به سمت جلو بروند، داشت و در مراحل بعدی عملیات این اثر منفی خود را نشان داد.

    شرح کامل قیچی شدن نیروی تک ور ایرانی در طی مرحله ی اول عملیات رمضان که منجر به شکست تلاشهای موفق قرارگاه فتح شد را می توانید به روایت حاج سعید قاسمی در اینجا بخوانید. (حاج سعید قاسمی بزرگوار هم که معرف خدمت دوستان هست؟ ایشان همان عزیزی هستند که درباره ی بوسنی و سپاه و هلال احمر و القاعده یک رباعی سرود و کلی سر و صدا به پا کرد)

    آخرین ویرایش: جمعه 27 اردیبهشت 1398 10:59 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 26 1 2 3 4 5 6 7 ...