منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 13 تیر 1396 10:31 ب.ظ نظرات ()
    دیروز که داشتم دنبال فیلمهای پرواز 655 می گشتم به مناظره ی دکتر زیباکلام و دکتر کوشکی بر سر پیداکردن مقصد این فاجعه رسیدم. خلاصه ی کلام اینکه دکتر کوشکی اعتقاد داشتند که آمریکایی ها از ابتدا ایرباس ایرانی را عمدا ساقط کرده اند چرا که قصد داشتند صلح را به ایران تحمیل کنند و این عمل در حقیقت پیامی بود برای مسئولان ایرانی و دکتر زیبا کلام هم عقیده داشتند که اگر آمریکایی ها از روی عمد این کار را کرده باشند باید در اسناد و مدارکی که پس از تحقیقات زیاد منتشر کردند اشاره می کردند که دستور این اقدام را چه کسی داده است؟
    به نظر من هر دو نفر تا حدودی به حق دارند و تا حدودی هم اشتباه می کنند. اینکه ،بر اساس استدلال دکتر کوشکی، دولت آمریکا ، یا زنجیره ی فرماندهی نظامی آمریکا، به ناخدا راجرز فرمان مستقیم/غیرمستقیم داده باشد که هواپیمای غیرنظامی ایران را ساقط کند تنها از ذهنی بیرون می آید که آلوده به ویروس "تئوری توطئه" شده است. آشکار است که ریگان هیچ دل خوشی از ایران نداشت ولی این دلیل نمی شود که دستور بدهد تا با حمله به غیرنظامیان حیثیت نیروهای نظامی آمریکا خدشه دار بشود.
    از طرف دیگر اینکه مانند دکتر زیباکلام فکر کنیم که آمریکا در این جریان کاملا بی گناه بوده و این حادثه تنها یک رویداد اتفاقی بوده نیز تا حدودی ساده انگاری است. آشکار است که آمریکایی ها ابتدا به درخواست کشورهای عربی منطقه وارد میدان نبرد شدند تا جلوی تحرکات نظامی ایران را برعلیه کشتی رانی بین المللی سدکنند. با سرشاخ شدن نیروهای نظامی ایران در خلیج فارس با نظامیان آمریکایی دو راه حل برای آمریکا بیشتر باقی نمانده بود. اول اینکه نیروهایش را از خلیج فارس خارج کند تا از خطر مقابله ی نظامی مستقیم با ایران کم کند و دوم اینکه در خلیج فارس باقی بماند و ریسک رویاروی شدن با ایران را به جان بخرد. گزینه ی اول گزینه ای بود که به کشورهای متحد آمریکا در منطقه آشکار پیام می داد که متحدشان آنها را تنها گذاشته است و در نتیجه عواقب سیاسی سنگینی برای سیاست خارجی آمریکا در تمام جهان در پی داشت. گزینه ی دوم هم گزینه ای بود که در نهایت توسط سیاستمداران آمریکایی انتخاب شد و همانطور که دیدیم روز به روز بر تنش بین نیروهای نظامی دو کشور افزوده شد. معلوم بود که این تنشها نمی توانند تا روز قیامت ادامه پیدا کنند و بالاخره در جایی باید به انتها می رسیدند. از این رو پیش بینی یک اتفاق از آن نوع که در روز 12 تیر 67 برای هواپیمای ایرباس خطوط هواپیمایی ایران ایر افتاد چندان هم دور از ذهن نبوده است. بالاخره در تمام تنشهای مرزی اینچنینی در طول تاریخ یکی از دو طرف خویشتنداری خود را از دست می داده و فاجعه ای اینچنین را رقم زده است. حالا ممکن بود که به جای هدف قرار گرفتن یک هواپیما یک کشتی باری هدف قرار می گرفت یا یک نفتکش یا.... اما دور از ذهن نبود که در این جو تب آلود بالاخره غیرنظامیانی خواهند بود که متضرر این معامله بشوند.
    پس از دید من می توان هر دو طرف را مقصر دانست. از یک طرف فرماندهان نظامی ایران بدون توجه به حضور کشتی ها و هواپیماهای غیرنظامی در منطقه دهانه ی خلیج فارس را برای کشتی های آمریکایی ناامن کرده بودند. این عزیزان باید می دانستند که وسط دعوا کسی حلوا خیرات نمی کند و ممکن است که دود این ناامنی به هرحال به چشمان غیرنظامیان خودشان هم برود. از طرف دیگر آمریکایی که سیاست خارجی خود را در زمینه ی امنیت انرژی در حال شکست می دیدند به هر خس و خاشاکی دست می زدند تا بتوانند قائله را به سود خودشان تمام کنند. این امر حاصل نشد مگر با دخالت نظامی بیشتر و تهدیدآمیزتر که خوب افزایش تنشها نهایتا جاده صاف کن روی دادن فاجعه ی چون سقوط ارباس ایران ایر شد.
    کشته شدگان پرواز 655 تنها کشته شدگان غیرنظامی درگیری ایران و عراق در طی 8 سال جنگ نبودند. تعداد زیادی از ملوانها و دریانوردان کشورهای بی طرف در پی موشک پرانی های دو طرف کشته شدند و تأسف برانگیزتر اینکه بسیاری از آنها در کشتی هایی بودند که به دولتهای بی طرف تعلق داشتند و در آبهای بین المللی هدف قرارگرفتند. امید که تعقل و صبر در محاسبات سیاسی سیاستمداران در تمامی کشورهای جهان اولویت اول را اشغال کند.
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: سه شنبه 13 تیر 1396 10:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 12 تیر 1396 11:11 ب.ظ نظرات ()
    [http://www.aparat.com/v/AfuzV]
    خدمه ی وینسنس قبل از شلیک به ایرباس ایرانی
    [http://www.aparat.com/v/icl87]

    خدمه ی وینسنس بعد از شلیک به ایرباس ایرانی
    اینجا و اینجا و اینجا را هم ببینید

    آخرین ویرایش: دوشنبه 12 تیر 1396 11:34 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 4 تیر 1396 07:38 ب.ظ نظرات ()

    تیموریان که منقرض شدند حکومتهای زیادی بر سرکار آمدند که خلاصه ی مهمترین آنها را تا زمان صفویان در بالا می بینید.
    آخرین ویرایش: شنبه 3 تیر 1396 05:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 20 خرداد 1396 10:02 ق.ظ نظرات ()
    یک کتاب سوپرقدیمی بخوانید و لذت ببرید.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 خرداد 1396 07:04 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 18 خرداد 1396 07:09 ب.ظ نظرات ()
    این حمله ی ناجوانمردانه داعش باعث شدچند عکس خوب بدست بیاوریم.
    http://wars-and-history.persiangig.com/image/daesh-attack/photo_2017-06-07_20-41-52.jpg

    http://wars-and-history.persiangig.com/image/daesh-attack/photo_2017-06-07_20-42-01.jpg
    http://wars-and-history.persiangig.com/image/daesh-attack/photo_2017-06-07_20-41-37.jpg

    http://wars-and-history.persiangig.com/image/daesh-attack/photo_2017-06-07_20-40-20.jpg
    http://wars-and-history.persiangig.com/image/daesh-attack/photo_2017-06-07_20-40-09.jpg
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 خرداد 1396 07:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 27 بهمن 1395 04:30 ق.ظ نظرات ()
    بحث هایی که امروزه در بین مسئولین درباره ی فساد(و عمدتا فساد اقتصادی) در گرفته و هر گروه و دسته ای تقصیر را به گردن دیگری می اندازد به خوبی نشان می دهد که بحث شیرین فساد دیگر از حالت عرضی درآمده و به جوهر بسیاری از مسئولین تبدیل شده و چون از قدیم فرموده اند که الناسُ علی دین ملکوههم پس بر ما واضح و مبرهن است که فساد بسیاری از مردم را هم (چون مسئولین عزیزمان) آلوده کرده است.
    بچه تر که بودیم وقتی بحث فساد در رژیم ستم شاهی می شد بسیاری از طرفداران پلهوی با این عبارت از خودشان دفاع می کردند که: محمدرضا خودش آدم خوبی بود ولی اطرافیانش فاسد بودند.... خوب این چرت ترین استدلال در میان صناعات خمس است. یعنی اینکه من در عمرم مزخرفتر از این حرف نشنیده ام. مگر می شود کسی سالم باشد و بتوان فساد را در کنار گوش خود ببیند و تحمل کند؟ برای محمدرضا پهلوی مهترین عنصر در میان اطرافیانش سرسپردگی و وفاداری بود و اگر کسی به این درجه می رسید دیگر با فسادهای ریز و درشت او کاری نداشت. بازی های ضد فساد و بگیر و ببندهایی هم که در اوایل دهه ی چهل و اواخر دهه ی پنجاه به راه انداخت چیزی بیشتر از یک سری بازی سیاسی و فریب مردم نبود.
    حالا همه ی این حرفها را از کجا درآورده ام؟ از لابه لای مصاحبه ی پرویز ثابتی (رییس اداره ی امنیت داخلی ساواک) در دوران ستم شاهی که به صورت یک کتاب منتشر شده است. خواندن آن را به همه ی دوستان توصیه می کنم و البته یادآوری می کنم که مطالبی را که خواندید با هیچ دولت و رژیم دیگری (مثلا ونزوئلا و یا کره ی شمالی و...) مقایسه نکنید. تا جایی که من می دانم تاریخ هیچ گاه تکرار نمی شود.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 25 بهمن 1395 08:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 27 1 2 3 4 5 6 7 ...