جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

قرارداد ننگین 1911

اصولا وقتی که در ایران قرار است قراردادی با یک کشور خارجی منعقد شود افراد نسبت به این قرارداد 3 دسته می شوند:
  1. افرادی که از قرارداد نفع می برند
  2. افرادی که از قرارداد ضرر می کنند
  3. افرادی که فرقی به حالشان نمی کند
بعد از مشخص شدن مرزها افراد دو گروه اول شروع می کنند تا از میان افراد گروه سوم یارکشی کنند و در نتیجه فضای جامعه به شدت دو قطبی می شود. این است که هر قراردادی ،حالا چه درباره مک دونالد باشد و چه درباره نفت شمال، تبدیل می شود به جدال خیر و شر. بعضی قراردادها می شوند ننگین و جاده صاف کن استعمار(نگاه کنید به حواشی  پس از برجام) و برخی دیگر می شوند عامل سرفرازی و سربلندی ایران و ایرانی(رجوع کنید به ایام پس از پذیرش قطعنامه 598).
از میان قراردادهایی که در میان مردم ما مفتخر به دریافت عنوان "ننگین" و "استعماری" شده اند یکی هم قرارداد معروف به "قرارداد  1911" یا قرارداد وثوق الدوله است. بدون هیچ توضیحی نگاهی کنیم به متن این قرارداد تا ببینم که تا چه حد استعماری و ننگین است:

متن قرارداد 1919 ایران و انگلیس‏

نظر بروابط محکمه دوستی و مودت که از سابق بین دولتین‏ ایران و انکلیس موجود بوده است و نظر باعتقاد کامل باینکه‏ مسلما منافع مشترکه و اساسی هر دو دولت در آتیه تحکیم و تثبیت‏ این روابط را برای طرفین الزام مینماید و نظر بلزوم تهیه‏ وسایل ترقی و سعادت ایران بحد اعلی بین دولت ایران از یک‏ طرف و وزیر مختار اعلیحضرت پادشاه انکلستان بنمایندگی از دولت خود از طرف دیگر مواد ذیل مقرر می‌شود:

1- دولت انگلستان با قاطعیت هر چه تمام‌تر تعهداتی را که مکررا در سابق برای احترام مطلق استقلال و تمامیت ایران کرده است، تکرار می‌کند.

2- دولت انگلستان خدمات هر عده مستشار متخصص را که برای لزوم استخدام آنها در ادارات مختلفه بین دولتین توافق حاصل شود به خرج دولت ایران تهیه خواهد کرد.

3- دولت انگلیس به خرج دولت ایران صاحب‌منصبان، ذخایر و مهمات جدید را برای تشکیل قوه متحدالشکل که دولت ایران ایجاد آن را برای حفظ نظم در دامنه سرحدات در نظر دارد، تهیه خواهد کرد.

4- برای تهیه وسایل نقدی لازم به جهت اصلاحات مذکور در ماده دو و سه این قرارداد، دولت انگلیس حاضر است یک قرض کافی برای دولت ایران تهیه یا ترتیب آن را دهد.

5- دولت انگلستان با تصدیق کامل احتیاجات فوری دولت ایران به ترقی وسایل حمل‌ونقل که موجب تامین و توسعه می‌باشد حاضر است با دولت ایران موافقت کرده و اقدامات مشترکه ایران و انگلیس راجع به تامین حفظ راه‌آهن یا اقسام دیگر وسایل نقلیه تشویق کند.

6- دولتین توافق می‌کنند در باب تعیین متخصصان برای تشکیل کمیته، که تعرفه گمرکی را مراجعه و تجدیدنظر کرده و با منافع حقه مملکت و تمهید و توسعه وسایل ترقی آن تطبیق نماید.

منبع متن قرارداد:
http://hamshahrionline.ir/details/165574

غلامرضا پهلوی و KGB

به کلی سری مورخ 15/9/57

به تیمسار ریاست ساواک

از: اداره کل هشتم

موضوع: والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی و بیژن جهانبانی

محترما به عرض عالی می رساند.

در مهر سال 57 سرویس اطلاعاتی فرانسه اطلاع داد که یکی از خاندان جلیل سلطنت که در سال 1339 در حدود 30 سال داشته و مسئول امور جوانان و ورزش کشور ایران بوده با سرویس اطلاعاتی شوروی همکاری دارد که پس از بررسیهای لازم و جمع آوری قرائن مشخص شد که به احتمال زیاد این مأمور، والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی است که مراتب مشروحا به عرض رسیده و مقرر گردید که مراقبتهای لازم به عمل آید.

در اجرای عوامل صادره بر جمع آوری سوابق موجود تلفنهای دفتر والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی که رئیس دفتر آن تیمسار گیلانشاه می باشد تحت کنترل قرارگرفت و نتایج زیر حاصل گردید.

  1. نتیجه کنترل تلفن مورخه 8/9/57 دفتر شاهپور غلامرضا پهلوی حاکی است که یکی از اتباع شوروی با استفاده از تلفن مذکور در بازرگانی شوروی با شخصی به نام نیکلاویچ شوالف مذاکره نموده و برای بیژن جهانبانی با وی قرار ملاقات گذاشته اشت.
  2. سوابق موجود از بیژن جهانبانی حاکی است که مشارالیه از رابطین KGB در ایران است و با بوریس چیچرین افسر اطلاعاتی KGB که از ایران رفته است تماس داشته و از طرف ستاد KGB به چیچرین دستور داده شده بود که ضمن تماس با جهانبانی به او بگوید که اطلاعاتی را که به KGB داده فاقد بهره می باشد.
  3. نمایندگی ساواک در کشور فرانسه در سال 55 اطلاع داده بود، جهانبانی در چند سال قبل به منظور شرکت در کمیسیون اقتصادی به شوروی دعوت می گردد و با چند دختر روسی که همگی از عوامل KGB بوده اند به سر می برد.
  4. بیژن جهانبانی در تاریخ 7 آبان 57 نیز به مدت یک هفته در شوروی بوده است.

نظریه:

  1. در مورد بیژن جهانبانی سوابق امر نشان می دهد که محتملا مقامات شوروی نامبرده را در سال 1355 که به مسکو مسافرت نموده بود به استخدام خود در آورده اند.
  2. بیژن جهانبانی با والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی در کارخانه ریسندگی و بافندگی کرج شریک می باشد و از طرفی این کارخانه از چند سال قبل تا به حال محصولات خود را به شوروی می فروشد و احتمال دارد که بیژن جهانبانی از طریق والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی که از سال 1345-1346 با کادر اطلاعاتی بازرگانی شوروی تماسهایی داشته اند به شوروی ها معرفی شده باشند.
  3. ملاقاتهای تیمسار گیلانشاه با گناوی کازانکین معاون نمایندگی KGB در ایران جالب توجه است و بعید نیست گیلانشاه در جریان کیفیت روابط والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی با شوروی ها بوده باشد و به نظر می رسد که سرویس اطلاعاتی شوروی به منظور انجام مقاصد خاص خود به کلیه افرادی که به نحوی با شاهپور غلامرضا پهلوی رابطه دارند ارتباطاتی برقرار نموده است.
  4. با توجه به مفاد اطلاعیه سرویس فرانسه و سوابق موجود مبنی بر تماس مستمر افسران اطلاعاتی شوروی تحت پوشش معاملات بازرگانی با شاهپور غلامرضا پهلوی چنین به نظر می رسد که مأمور KGB در دربار شاهنشاهی باید والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی باشد.

پیشنهاد

چون والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی در خارج از کشور به سر می برد و امکانات کافی جهت کنترل فعالیتهای ایشان وجود ندارد و از طرفی بیژن جهانبانی و تمیسار گیلانشاه به احتمال قوی در جریان نحو ارتباط ایشان با شورویها می باشند لذا در صورت تصویب پیشنهاد می گردد:

در موردانجام عملیات میکروفن گذاری یا نصب فرستنده در دفتر والاحضرت بررسی و در صورت امکان اقدام شود.

از تیمسار گیلانشاه و بیژن جهانبانی عملیات تعقیب و مراقبت به عمل آید و کیفیت فعالیت آنان مشخص گردد.

صدور هر گونه نظریه موکول به رأی عالی است.

رئیس بخش-فراز

معاون عملیاتی-فاضل علوی

سرپرست اداره کل-آصفی

بند ب درباره بیژن جهانبانی

مراقبت درجه 1 و درباره گیلانشاه مراقبت درجه 2 انجام شود.16/9

مراب فوق به رهبر عملیات اجرا کننده طراح ابلاغ گردید.21/9

 منبع: فصلنامه مطالعات تاریخی

آبکی

محمدجواد لاریجانی گزارش حقوق بشری ضدایرانی احمد شهید را گزارشی مغرضانه و آبکی دانست و گفت: ایران پرچمدار مبارزه با تروریسم است.....ما در این باب سیاست روشنی داریم و تروریسم را تحمل نمی کنیم؛ کسانی که آلوده به تروریسم شوند طبعاً در دادگاه های ما به احکام مختلف محکوم می شوند.
منبع: اینجا
توضیح: نیازی به توضیح نیست. در پست قبلی درباره ی این قضایا به اندازه کافی صحبت کردیم.

آب به آسیاب دشمن ریختن

گاهی اوقات بعضی از مسئولین عزیز حرفهایی می زنند که جز "آب به آسیاب دشمن" ریختن نمی توان نامی بر آنها نهاد. از یک طرف هرگاه که صحبت از "تروریسم دولتی" پیش کشیده می شود جهان غرب انگشتها را به سوی ایران نشانه می رود، از سوی دیگر نظام مقدس جمهوری اسلامی اظهار می کند که با تروریستها هیچ رابطه ای ندارد و از ابتدای انقلاب خود قربانی تروریسم بوده است و از سوی دیگر دکتر قاضی زاده هاشمی ،وزیر محترم بهداشت دولت تدبیر و امید، در گفتگویی با همشهری مقاومت ادعا می کنند که عماد مغنیه (معروف به حاج رضوان) در حقیقت یک هواپیماربا بوده که با وجود اینکه عمل هواپیماربایی در ایران یک جرم تروریستی محسوب می شود این شهید بزرگوار آزادانه به ایران رفت و آمد می کرده است.
نگاه کنید:
گویا شما با عماد مغنیه هم دو دیدار داشته اید؟
نه دیگه، اینها را نپرسید!
اتفاقا یکی از مهمترین سوالات ما هم همین موارد است. البته فکر نمی کنم که آن موقع مغنیه را می شناختید؟
اولین آشنایی ام با مغنیه در حرم حضرت زینب(س) بود که هنوز حزب الله تشکیل نشده بود. من هم دانشجو بودم و با تعدادی از دانشجویان رفته بودیم سوریه، آنجا قبل از نماز صبح با یک جوان لبنانی آشنا شدیم که می گفت اول انقلاب یک هواپیما را آورده بوده به ایران که مرحوم بازرگان نگذاشت پناهنده شوند و سه روز هم مانده بودند و در نهایت مجبور شده بودند برگردند لبنان..... سالها گذشت یک نفر زنگ زد منزل ما و گفت که من عماد هستم(فارسی صحبت می کرد) گفت من آمده ام مشهد. گفتم بیایم دنبالت؟ گفت نه، من چند ساعت بیشتر نیستم. آمدم زیارت و برگردم. گفت بیا همدیگر را ببینیم. من رفتم خیابان تهران جلوی مسافرخانه قرار گذاشته بودیم. بعدا که تحقیق کردم فهمیدم عماد اصلا در آن مسافرخانه ساکن نبوده. دو ساعت با هم بودیم. فکر کنم ماه مبارک رمضان بود. من برگشتم خانه، بعد که اخبار را گوش کردم فهمیدم یک هواپیمای کویتی ربایش شده و آوردندش مشهد. فهمیدم احتملا عماد آنجا بود. بعدا متوجه شدم که بله اینطور بوده است. بعد از آن هم دیگر عماد را ندیدم.
ماهنامه همشهری پایدارین، مهر1394، شماره 146 مصاحبه با دکتر هاشمی
Imad Mughniyah.jpg
خوب سوالی که ممکن است معاندین بپرسند این است که با توجه به اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران طبق قرارداد بین‌المللی جلوگیری از تصرف غیر قانونی هواپیما،کنوانسیون جلوگیری از اعمال غیر قانونی علیه امنیت هواپیمایی کشوری،قانون مجازات اخلال کنندگان در امنیت پرواز هواپیما و خرابکاری در وسائل و تأسیسات هواپیمایی و کنوانسیون توکیو راجع به جرائم و برخی از اعمال ارتکابی دیگر در هواپیماوظیفه داشته تا ایشان را دستگیر کنند چطور به ایشان اجازه داده تا آزادانه در ایران رفت و آمد کند؟

تصحیح یک غلط مصطلح

اعضای كابینه سید ضیاء (كابینه سیاه) در حضور احمد شاه : 1- حسینقلی نصرت السلطنه 2- محمود جم 3- مسعود كیهان 4- احمد شاه قاجار 5- مصطفی عدل 6- سید ضیاءالدین طباطبایی 7- علی اصغر مودب الدوله نفیسی 8- كاظم سیاح 9- اسدالله میرزا شهاب الدوله
نظر به اینکه تقربا تمامی ما مدرم عادی اطلاعات تاریخی خود را از کتابهای درسی به دست می آوریم و نظر به اینکه اطلاعات موجود در این کتابها ناقص، غلط یا تحریف شده هستند احتمالا شما هم مثل من فکر می کنید که پس از کودتای سوم اسفند سیدضیاء الدین طباطبایی رضاخان میرپنج را به وزارت جنگ گماشت. خوب لازم است که یادآوری کنم این تصور غلط اندر غلط است چرا که وزیر جنگ کابینه ی سیدضیاء کسی نبود جز سرگرد مسعود خان(بعدتر مسعود کیهان) که البته وزارت او به خاطر اختلاف با رضاخان دیری نپایید. هرچند که رضاخان به جای مسعود کیهان نشست اما دلیل نمی شود که بخواهیم حقایق تاریخی را نادیده انگاریم و او را وزیر جنگ کابینه ی کودتا بدانیم.

 
  • تعداد صفحات :30
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان