منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 25 تیر 1393 08:20 ق.ظ نظرات ()

      

    پرده ی اول

    هر چند که اصول اساسی و استراتژی های جنگ به مدت هزاران سال ثابت مانده اند اما وقوع انقلاب صنعتی سیمای درگیری های نظامی را به گونه ای تغییر داد که جنگهای پس از انقلاب صنعتی را به هیچ وجه نمی توان با جنگهای قبل از این دوران مقایسه کرد. انقلاب صنعتی مفاهیم جدیدی را به دایره المعارف های جنگی اضافه کرد تا آن زمان ناشناخته بودند. به عنوان مثال تا قبل از اختراع موتور بخار جابجایی ارتشها مبتنی بودند بر جاده هایی که در فصول بارانی و برفی حرکت سربازان را با مشکل مواجه می کردند. اما با اضافه شدن شبکه ی راه آهن به زیرساخت حمل و نقل کشورهای اروپایی امکان جابجایی سپاهیان و تدارکات آنها در هر فصلی از سال امکان پذیرشد. دیگر جنگها محدود به فصلهای بهار یا تابستان نبودند.

    اثرات کوتاه مدت و دیرپای انقلاب صنعتی بر جنگها را در فرصتی مناسبتر پی خواهیم گرفت. بحث امروز درباره ی اثرات انقلاب صنعتی بر مردم پشت جبهه است و راه جداگانه ای که ایران در طی جنگ 8 ساله ی خود با عراق در پیش گرفت.

    یکی از اختراعاتی که در جنگها به صورتی دائم تأثیر گذاشت تلگراف بود. تلگراف نه تنها امکان تبادل اطلاعات بین جبهه و فرماندهان پشت جبهه را فراهم کرد بلکه این امکان را برای خبرنگاران فراهم کرد تا تصویر تقریبا همزمانی از صحنه ی جنگ را پیشاروی مردمی که در پشت جبهه ها بودند ترسیم کنند. روزنامه ها ،که توسط دستگاه های چاپ مدرن در تیراژهای میلیونی تکثیر می شدند، بر شعله ی همبستگی ملی و نفرت مردم از تجاوز بیگانگان می دمیدند. دشمن چون دیوی خوار و زبون جلوه داده می شد و ارتش خودی چون قهرمانی نجات بخش. اخبار عملیات قهرمانانه ی سربازان و افسران در کوتاه ترین مدت به پشت جبهه می رسید و حس وطن پرستی را به سربازانی که قرار بود به جبهه اعزام شوند تزریق می کرد. تا قبل از آن، قهرمان جنگ عمدتا فرمانده یا افسر بلند مرتبه ای ،از خانواده های اشرافی، بود که پس از جنگ به خاطر خدماتش به مدالی می رسید و عامه ی مردم ،به دلیل ساختار فئودالیسم حاکم، از شناسایی و نزدیک شدن به او عاجز بودند. اما روزنامه ها ،از طریق خبرنگاران جنگی، قهرمانهای جنگ را به میانه ی زندگی مردم آوردند. دیگر هرکسی می توانست با سربازی که در میان باران گلوله جان همقطار زخمی خود را نجات داده بود همذات پنداری کند. قهرمان جنگ از میان عامه ی مردم بر می خواست و کسی بود که توانسته بود از مرزهای توانایی های همگنان خویش عبور کند. قهرمان جنگ انسانی چون دیگر انسانها بود. او به تمام ملت تعلق داشت نه فقط عضوی از طبقه ی اعیان و اشراف.

    این گونه بود که مفهوم قهرمان جنگ به صورتی گسترده در ارتشهای مدرن جای خود را بازکرد. انواع مدالها و تشویق نامه ها برای سربازان و افسرانی که عملیاتی فراتر از دیگران انجام می دادند در نظر گرفته شد. قهرمانهای جنگی با چاپ عکسها و پوسترهایشان بلافاصله در معرض دید مردم پشت جبهه قرار می گرفتند و شرح قهرمانی هایشان بارها و بارها نـقل محافل می شد. خبر بازگشت قهرمانان جنگ خیلی زودتر از خودشان به مردم می رسید و مردم برای استقبال از قهرمان مورد علاقه ی خود در ایستگاه های راه آهن و اسکله ی بنادر صف می کشیدند.

    از سوی دیگر قهرمان جنگی ،نه یک سرباز معمولی، بلکه بازتابی از ایده آلهای جمعی مردمی بود که خواه ناخواه از جنگ خسته می شدند و نیاز داشتند تا هر چند وقت یکبار روح حماسی در آنها دمیده شود. داشتن قهرمان برای هر ارتشی به اندازه ی توپ و تفنگ لازم بود چرا که سربازی که روحیه اش را از دست می داد نه تنها به هیچ دردی نمی خورد بلکه باری می شد بر روی دوش همقطاران خویش. بسیاری از قهرمانهای جنگی پس از بازگشت از جبهه و دریافت مدال از برگشتن به خطوط مقدم بازداشته می شدند. آنها را به عنوان قسمتی از ماشین تبلیغات ملی در پشت جبهه به خدمت می گرفتند تا با برگزاری سخنرانی، میتینگ و جمع آوری اعانه مردم را به ادامه ی جنگ تشویق کنند.

    پرده ی دوم

    111 سال پس از جنگ فرانسه و پروس (اولین جنگ اروپا که ردپای انقلاب صنعتی در آن به وضوح دیده می شود) یکی از طولانی ترین جنگهای قرن بیستم بین ایران و عراق آغازشد. دولت دین محور ایران به جای تکیه بر مفهوم  سنتی قهرمان جنگ مفهوم جدیدی را برکشید: شهید راه حق. در فرهنگ اسلامی شهید به کسی گفته می شد که در جنگهای صدر اسلام برای تقویت دین خدا جان خود را در میادین جنگ از دست داده بود. شهید یک مرده ی معمولی نبود. شهید از مرگ باکی نداشت چرا که به احدالحسنیین می اندیشید. او یا در همین دنیا پیروز می شد و یا به دیدار خداوند خویش می شتافت. پس در حقیقت، شهید چیزی برای باختن نداشت چرا که در هر دو صورت به پیروزی می رسید. شهید ،پس از جان باختن، همچنان زنده بود و ،به شهادت قرآن مجید، نزد خداوند خود روزی می خورد.

    با چنین ذهنیتی نسبت به مرگ، رهبران انقلاب 57 توانسته بودند مردم را در برابر رژیم سلطنتی محمدرضاپهلوی بشورانند. در اثر تبلیغات روحانیون ،افرادی چون علی شریعتی و گروه های مسلحی چون مجاهدین خلق، شهید به هر کسی که توسط رژیم شاه کشته می شد تعمیم داده شد[i] و بدین سان به سلاحی تبدیل شده بود که هر کسی در جستجوی آن برمی آمد تا با حکومت سکولار شاه مبارزه کند. در نهایت، روحیه ی تحریک شده ی مردم، کاریزمای مذهبی آیت الله خمینی و اشتباهات سیاسی شاه دست به دست هم دادند تا بساط سلطنت برچیده شود. پس از آن، روحانیون حاکم هیچ گاه به سمت تحلیل دقیق علل سقوط رژیم شاه روی نیاوردند. از نظر آنها تنها علت این معجزه ی قرن در دست یافتن مردم به سلاح شهادت بود. این فرهنگ برخواسته از عاشورای سال 61 هجری بود که توانست عاقبت رژیم ظلمه را به زانو درآورد. وعده ی الهی به حقیقت پیوست و خون بر شمشیر پیروزی شد. سلاح جدید روحانیت به قدری برای آنان معجزه آسا بود که گمان می کردند با تکیه بر آن می توانند با هر دشمنی بجنگند و بدون توجه به تلفاتی که بر آنها وارد می شود پیروز شوند.

    پس از آغاز جنگ با عراق همین الگو دوباره در دستور کار قرارگرفت. فرهنگ شهادت شهادت طلبی در میان مردم بیشتر و بیشتر ترویج شد تا نیاز جبهه های جنگ به نیروی انسانی تأمین شود. الگوی اصلی شهادت در فرهنگ شیعی امام سوم شیعیان ،حضرت امام حسین (ع)، است. از دید هیأت حاکمه ی ایران، دربرابر درخشش فداکاری و ایثار امام حسین (ع) فداکاری دیگر قهرمانان جنگ جلوه ای نداشت. به همین دلیل بود که در تبلیغات جنگی آن روزگار مفهومی به نام قهرمان جنگ حذف شد. همت، باقری، دوران، بابایی، خرازی و صدها فرمانده و رزمنده ی دیگر تنها زمانی معروف شدند که دیگر زنده نبودند. هیچ روزنامه و مجله ای در 8 سال جنگ ایران و عراق منتشر نشد که از یکی از فرماندهان زنده ی ارتش یا سپاه به عنوان قهرمان جنگ نام ببرد. هیچ مدال افتخاری در طی این 8 سال بر سینه ی سرباز یا رزمنده ای نصب نشد. شهید با مرگ خود در راه دفاع از دین الگویی ارائه می داد که باید جایگزین قهرمان جنگ می شد. قهرمان جنگ مفهومی بود که در کنه خود رگه ای از خودخواهی داشت درحالیکه الگوی شهید چیزی جز دگرخواهی نبود. قهرمان جنگ با عملیات قهرمانانه اش زنده می ماند و مدالی بر سینه میزد؛ اما شهید با مرگ خویش زنده ماندن را نفی می کرد. علاوه بر این، در آسمانی که خورشید آن حسین بن علی بن ابی طالب (ع) بود کدام ستاره ای یارای نورافشانی داشت؟

    اما داستان به همین جا ختم نشد. پایان جنگ با عراق سبب شد تا مشکلی تازه ایجادشود. تجربه ی انتهای جنگ و کمبود شدید نفرات داوطلب نشان داد که الگوی شهادت شاید در کوتاه مدت اثرگذار باشد اما در بلندمدت چندان هم قابل اتکا نیست.[ii] هرچند که در تمام طول جنگ دستگاه تبلیغاتی کشور از ترویج فرهنگ شهادت دست برنداشته بود اما اسناد موجود نشان می دهد که در ماه های آخر جنگ با عراق امید به حضور نیروهای داوطلب مردمی در فرماندهان عالی سپاه از بین رفته بود[iii]. بنابراین، برای حفظ روحیه ی مردم نیاز بود تا الگوهای ملموس تری به آنها ارائه شود تا در صورتی که جنگ دیگری درگرفت مردم با اتکا به این الگوها جایگاه مناسب خود را بیابند. از سوی دیگر اما؛ چون هیچ قهرمانی در طول جنگ به مردم معرفی نشده بود، مفهوم جدیدی در فرهنگ جنگ شکل گرفت: اسطوره ی جنگ.

    اسطوره ی جنگ کسی بود که در جنگ با عراق شهید شده و یا در جنگ شرکت داشته و پس از پایان آن به هر دلیلی فوت کرده بود. اما اسطوره ی جنگ ،بر خلاف قهرمان جنگ، الگویی بود دست نیافتنی. اسطوره ی جنگ هیچ نقطه ضعفی نداشت چرا که اسطوره ی جنگ در وهله ی اول یک الگوی دینی-اخلاقی بود و چنین الگویی باید عاری از هر گونه ضعفی باشد. اسطوره ی جنگ فرمانده ای بود که همیشه در کنار زیردستانش و در خط اول می جنگید. اسطوره ی جنگ روزها را در سنگر و شبها را بر روی سجاده می گذراند. اسطوره ی جنگی تبلور ولایت پذیری و تعهد بود. اسطوره ی جنگ همیشه در عملیات ها پیروز شده بود و در هیچ نبردی شکست نخورده بود. اسطوره ی جنگ در طول جنگ هیچ اشتباهی مرتکب نشده بود. در یک کلام؛ اسطوره ی جنگ یک ابرقهرمان دینی بود. کسی که تمام مرزها (از همه مهمتر خواهش های نفسانی خود) را پشت سرگذاشته بود. اما این اسطوره ی جنگ دیگر کسی نبود که مردم بتوانند با او همذات پنداری کنند. رفتار وی، اعمال وی و از همه مهمتر عملکرد وی ،به عنوان یک فرمانده ی جنگی، هیچگاه در منظر عام تحلیل و نقد نشد. کارنامه ی فرماندهی او همواره از دید اغیار پنهان بود. مردم از عملکرد آنان در طول جنگ چیزی نمی دانستند. حداکثر چیزی که درباره ی اسطوره ی جنگ منتشر می شد این بود که تاریخچه ی مبارزاتش در دوران شاه چه بوده است؟ در چه زمانی به جبهه ها پیوست؟ و در چه عملیات (یا عملیاتهایی) شرکت داشت و دست آخر در کدام عملیات شهیدشد؟ هر اطلاعات جزئی دیگری به محاق فراموش سپرده شد. نقد اسطوره ی جنگ برابر بود با شکستن این الگو در چشم مردم و شکستن این تنها الگو برای نظامی که در طول 8 سال جنگ حتی یک قهرمان جنگ نداشت چیزی جز فاجعه نبود.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 تیر 1393 02:26 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 11 تیر 1393 05:58 ق.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    ما گلوله های عراق را بر می گردانیم به طرف بغداد و دست عراق را می شکنیم و مخارجی که درجنگ کردیم می گیریم و شهرهایی را که خراب شده است با پول نفت عراق می سازیم و مردمی که آفت دیده اند خسارتشان را با همین پولها می دهیم و اگر هم ندادند از حلقومشان در می آوریم و به اینها ثابت می کنیم که جمهوری اسلامی به متجاوز مدال نخواهد داد.

    علی اکبر هاشمی رفسنجانی، خطبه های نماز جمعه تهران 18/4/61

    منبع:

    عبور از مرز؛ علی لطف الله زادگان، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 11 تیر 1393 09:07 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 2 تیر 1393 08:19 ق.ظ نظرات ()


     بهترین مانوری که می توانیم انجام دهیم و حق خودمان را از دشمن بگیریم، طرح "کربلای 4" است. این طرح فواید زیادی دارد. تعداد زیادی از نیروهای دشمن از بین رفته یا اسیر می شوند و بسیاری از امکانات دشمن به دست ما می افتد. با رسیدن به ساحل شط العرب می توانیم بخشی از نیروها را برای پدافند و بخش زیادی را هم در ذخیره نگه داریم که اگر دشمن به باز به زانو در نیامد، بتوانیم از جایی دیگر وارد عمل شویم. امروز با رسیدن ما به کنار مرز خسروی و طرح "زین پشت" با خیال راحت و با دیده بانی بسیار ساده می توانیم پالایشگاه بانیل را زیر آتش گرفته و منهدم کنیم و خیلی راحت با تقویت نیرو در منطقه خانقین، ارتفاعات استراتژیک پشت آن را بگیریم و اگر لازم باشد، برای ادامه عملیات به طرف بغداد آماده شویم. بنابراین برای این که زودتر بتوانیم به نتیجه برسیم و دشمن فرصت توطئه و تقویت بیشتر نداشته باشد، بهترین راه آن است که انشالله هرچه سریع تر طرح را اجرا کنیم و جلو برویم.

    سرهنگ صیاد شیرازی ،فرمانده نیروی زمینی ارتش، در جلسه توجیهی فرماندهان یگانهای عمل کننده در عملیات رمضان؛8/4/61

    چنانچه حقوق حقه ایران داده نشود، این عملیات به جبهه های دیگر نیز گسترش خواهد یافت. ما برای گرفتن حق خود، بصره را محاصره کرده ایم و اگر به حق خود نرسیم ممکن است حرکت ما به بغداد هم بکشد. بنابراین صدام می تواند فریاد بزند و استمداد بطلبد برای کمک تا بصره را از دست ندهد.

    مصاحبه ی سرهنگ صیاد شیرازی با خبرنگاران اعزامی روزنامه اطلاعات به مناطق عملیاتی 27/4/61

    منبع عبور از مرز؛ علی لطف الله زادگان، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

    قسمت دوم

    آخرین ویرایش: سه شنبه 26 اسفند 1393 05:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 18 خرداد 1393 08:52 ق.ظ نظرات ()


    گروهی از اسیران عراقی در اردوگاه حشمتیه برای برآوردن خواسته های خود، از امروز (21 مرداد61) از خوردن غذا خودداری کردند. خبرگزاری جمهوری اسلامی در این باره گزارش داد: اعتصاب کنندگان در اطلاعیه ای خواسته های سه گانه خود را اعلام کردند:

    ·        اهدای خون به مجروحان ایرانی

    ·        شرکت در جنگ علیه صدام

    ·        انجام دادن حداقل 10 ساعت کار در روز به حمایت از جبهه های جنگ جمهوری اسلامی ایران

    آنان تأکید کردد که تا تحقق این خواسته ها، مصمم به ادامه اعتصاب هستند. یکی از اسیران در این باره گفت: ما امروز با آگاهی کامل از حقانیت جمهوری اسلامی ایران، آمادگی کامل برای اجرای فرامین امام خمینی را داریم و از مسئولین جمهوری اسلامی می خواهیم تا خواسته های ما را پذیرفته و از نیروی ما به عنوان مسلمانان حامی جمهوری اسلامی استفاده کنند.

    منبع:

    عبور از مرز (تعقیب متجاوز)؛ علی رضا لطف الله زادگان؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس (سپاه)؛ صفحه 595

    آخرین ویرایش: شنبه 17 خرداد 1393 09:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 11 خرداد 1393 08:50 ق.ظ نظرات ()


    رهبر معظم انقلاب اسلامی ،آیت الله العظمی خامنه ای، در روز 21 مرداد سال 61 در مصاحبه ای با خبرنگاران روزنامه ی جمهوری اسلامی آینده ی صدام را به درستی پیش بینی کردند. این پیش بینی عجیب که با حمله ی سال 1991 صدام به کویت به تحقق پیوست نشان از درایت و شم تیز سیاسی معظم له دارد:

    اگر صدام مجازات نشود، منطقه روی امنیت و آرامش نخواهد دید. اگر صدام و رژیم عفلقی صدامی مجازات نشوند، شما خیال می کنید فقط ایران صدمه خواهد دید؟ نه! بلکه تمام این منطقه دیگر روی امنیت و آرامش را نخواهد دید و دلیل اینکه ما در شروط سه گانه معروف خودمان شرط مجازات صدام را به عنوان یک شرط حقیقی و اصلی قید کردیم، به خاطر همین است. ما معتقدیم که باید اعتقاد و اتکا به زور را در منطقه ریشه کن کرد.

    ما بارها به هیئت های میانجی صلح گفتیم اگر دو شرط اول یعنی شرط خروج بی قید و شرط نظامیان عراقی از خاک ما و شرط تأدیه غرامتهای ناشی از خسارات جنگ، شرایطی است که به ایران مربوط می شود، شرط سوم یعنی مجازات صدام، شرطی است که به همه منطقه مربوط می شود. ما امروز صدام را مجازات می کنیم تا دیگر کسی احساس نکند که با داشتن زور می تواند تجاوز بکند.

    عبور از مرز (تعقیب متجاوز)؛ علی رضا لطف الله زادگان؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس (سپاه)؛ صفحه 596

     

    آخرین ویرایش: یکشنبه 11 خرداد 1393 08:52 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 09:15 ب.ظ نظرات ()





    محمدهاشم آصف در کتاب رستم‌التواریخ شمار همسران دائم شاه حسین را حدود ۱۰۰۰ نفر از بلاد و اقوام مختلف کشور ذکر می‌کند که در حرمسرایی بسیار مجلل زندگی می‌کردند. قوت جنسی او را می‌ستاید و می‌نویسد که «روز و شب در اکل و مجامعت بسیار حریص و بی‌اختیار بود و به جهت امتحان در یک روز و یک شب صد دختر باکرهٔ ماهرو را فرمود... از برای وی متعه نمودند... و در مدت بیست‌وچهار ساعت ازالهٔ بکارت آن دوشیزگان ِ دلکش ِطناز و آن لعبتان ِ شکرلب ِ پرناز نمود و باز مانند عزبان هل من مزید می‌فرمود» علاوه بر این سنتی در آن دوران رایج بود که مردانی که همسر یا دختری بسیار زیبا داشتند آن را طلاق می‌گفتند تا برای تلذذ پادشاه به ازدواج موقت او درآیند؛ «به این مراسم خوب و به این آئین مرغوب مذکور، ازالهٔ بکارت سه هزار دختر ِ ماه‌روی ِ مشکین‌موی، لاله‌عذار، گلندام، بادام‌چشم، شکرلب و دخول در دو هزار زن ِ جمیلهٔ آفتاب‌لقای ِ سروبالای ِ نسرین‌بدن، نرگس‌چشم، طناز ِ پرناز، بلورین غبغب نموده»


    محمدهاشم آصف، رستم‌التواریخ، ص ۸۲ و ۸۳

    با وجود چنین شاه زنباره و هوسرانی عجیب نیست که آن چنان امپراطوری با شکوه و قدرتمندی از بین برود. شاهی که به جای سروسامان دادن به اوضاع کشور و مملکت تنها به فکر ثبت رکوردهایی از نوع گینسی در جماع و زنبارگی است!


    آخرین ویرایش: دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 11:59 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 26 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...